هدف این مقاله، بررسی رابطه نهادها و کارآفرینی با تأکید بر آرای داگلاس نورث و نظریه پردازان مهم کارآفرینی مانند بامول و کرزنز است. از منظر رویکرد نهادگرا، محیطی که اقتصاد را شکل می دهد، بر پویایی های کارآفرینی در درون هر کشور اثر می گذارد. این محیط از طریق وابستگی های متقابل بین توسعه اقتصادی و نهادها شناخته می شود. کارآفرینان عاملان اصلی تغییر هستند که به محرک های جاافتاده در چارچوب نهادی واکنش نشان می دهند. سازمان ها انعکاس دهنده فرصت هایی هستند که نهادها ایجاد می کنند. تحول نهادی، حاصل تعامل میان سازمان ها و نهادهاست. هزینه های تعیین و تنفیذ قراردادها، و هزینه های کسب اطلاعات درباره شرایط بازار، بر کیفیت نهادها اثر می گذارد و کیفیت نهادها نیز فعالیت کارآفرینی را تحت الشعاع قرار می دهد. نتایج بررسی های محققان، نشان می دهد که نظریه نهادی داگلاس نورث در تببین نهادی نظریه پردازان کارآفرینی بازنمود یافته و از این طریق، رویکرد نهادی به کارآفرینی، در ادبیات اخیر کارآفرینی گسترش یافته است.
هدف این مقاله تقویت زبان مشترک علاقه مندان، از چیستی و چگونگی مشارکت و نقش آفرینی نظری سازنده در قلمرو مطالعات کارآفرینی، است. جهت گیری اساسی پیشنهادی این است که اولا قلمرو علمی کارآفرینی به استراتژی: مشارکت نظری جهت توسعه و بلوغ خود نیاز اساسی دارد، ثانیا اکثریت آثار کارآفرینی در مجلات معتبر کارآفرینی در مقوله آثار پژوهشی روایت گونه، اصلاح گر و یا آزمون کننده قرار دارند، از این رو این حوزه علمی برای بلوغ و تعالی خود بایستی در تعریف و پیشبرد پژوهش های از نوع: سازندگان، بسط دهندگان و آزمون کنندگان همت گمارد. در این نوشتار همچنین تلاش شده است که الگوی مشارکت نظری کولکویت و زاپاتا از حالت توصیف کننده صرف پژوهش ها به سوی قدرت شناسایی چرایی پیدایش رفتارهای خاص پژوهشی سوق داده شود.
مدیران کارآفرین چه ویژگی هایی باید داشته باشند. آیا مدیران همان کارآفرینان هستند، یا متفاوت از کارآ،رینان؟ چگونه باید نگرش و شخصیت آن ها را شناخت؟ نگرش سنجی یکی از روش های شناسایی این بعد از ویژگی های رفتاری است. ویژگی ها تا حدودی ریشه رفتارها هستند. این مقاله درصدد است با توجه به تنوع ویژگی های رفتاری در کارآفرینان که بر اساس تحقیقات دانشمندان این حوزه جمع بندی شده است، این ویژگی ها را در مدیران شرکت مخابرات ایران اندازه گیری کند. ویژگی هایی از قبیل انعطاف پذیری، پشتکار، عمل گرایی، ریسک پذیری، فرصت طلبی، اعتماد به نفس، قاطعیت، درون گرایی و ... که آنها را جز جدایی ناپذیر شخصیت کارآفرینان می دانند. با توجه به تنوع این ویژگی ها، 15 مشخصه از مجموع ویژگی ها انتخاب و در میان 82 نفر از مدیران شرکت مخابرات ایران توزیع و سپس تحلیل شد. نتیجه پژوهش نشان می دهد که کارآفرین بودن با سابقه کار، جنسیت و پست سازمانی رابطه نداشته و همچنین میانگین نمرات به دست آمده از پرسشنامه نشان می دهد که در همه ابعاد، نمره ویژگی های مدیران بیش از متوسط نظری (2.5) و در فاصله بین 3 الی 3.3 بوده است. البته به دست آمدن اعداد یاد شده از نظر آماری نشانگر وجود ویژگی های کارآفرینی در مدیران بوده و این حقیقت نیز پنهان نیست که این ویژگی ها به صورت بالقوه است. ممکن است این ویژگی ها در عمل منجر به فعالیت ها و رفتارهای هم راستا نشود. برای مشاهده این تفاوت ها باید بالفعل بودن رفتارها و کارکردهای کارآفرینی را ارزیابی کرد.
این مقاله نتیجه مطالعه ای است که طی یک سال و در دو مرحله، در صنعت فولاد ایران انجام شده است. روش مطالعه در هر دو مرحله، روش کیفی است. مرحله نخست شامل مصاحبه های عمیق با مدیران صنعت فولاد می باشد؛ که هدف آن تعیین ارتباط دیدگاه مبتنی بر منابع سازمان و نوآوری سازمانی است. از مصاحبه های مرحله نخست به همراه مرور ادبیات، چنین بر می آید که مسوولیت اجتماعی بنگاه در صنعت فولاد ایران در طی 8 ساله (از سال (76-1368 تاثیر عظیمی بر نوآوری در این صنعت داشته است. در مرحله دوم، به بررسی تعاملات پویا میان مسوولیت اجتماعی بنگاه، یادگیری سازمانی و نوآوری سازمانی پرداخته شده است. از نتایج حاصل از این مرحله مشخص شد که راهبردهای مسوولیت اجتماعی به توسعه توانمندی های یادگیری منتهی می شود، که به نوبه خود به نوآوری سازمانی می انجامد.