درخت حوزه‌های تخصصی

ادبیات تطبیقی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۴۱ تا ۳٬۷۶۰ مورد از کل ۳٬۷۸۵ مورد.
۳۷۴۱.

بررسی تطبیقی معنای زندگی در شعر رودکی و ابن فارض با رویکرد اخلاق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۹
مسئله ی معنای زندگی همواره یکی از پرسش های بنیادین بشر در قلمرو دین، فلسفه و روان شناسی بوده است. پرسشی که ریشه در دغدغه ی هستی شناسانه انسان دارد و پاسخ به آن می تواند سرنوشت روانی، اخلاقی و اجتماعی او را رقم زند. فقدان معنا، انسان را دچار خلأ وجودی و سرگردانی می کند، در حالی که ادراک هدفمندی و معنادار بودن حیات، بستری برای آرامش، مسئولیت پذیری و شکوفایی اخلاقی فراهم می آورد.پژوهش حاضر با عنوان «بررسی تطبیقی معنای زندگی در شعر رودکی و ابن فارض با رویکرد اخلاق اسلامی» به تحلیل تطبیقی دیوان این دو شاعر برجسته می پردازد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی است و در آن تلاش شده با استخراج گزاره های کلیدی مربوط به معنای زندگی از متون شعری رودکی و ابن فارض، دیدگاه های این دو شاعر درباره حیات، انسان، هدفمندی، لذت، رنج، مرگ، و ارتباط با خداوند بررسی گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که وجه اشتراک اصلی این دو شاعر در نگاه مثبت و متعادل به زندگی است؛ رودکی با تکیه بر حکمت و عقلانیت، بر لذت مشروع و زیستن آگاهانه تأکید دارد و ابن فارض با بهره گیری از مفاهیم عرفانی، زندگی را بستر سلوک معنوی و اتصال به حقیقت الهی می داند. هر دو شاعر ضمن پایبندی به اخلاق اسلامی، از ورود به زهد افراطی یا تعصب بی پایه پرهیز می کنند و نگاهی امیدبخش به هستی دارند. از دیگر یافته های پژوهش آن است که رودکی بیشتر به جنبه های دنیوی و عقلانی معنای زندگی توجه دارد، در حالی که ابن فارض بُعد اخروی و شهودی را پررنگ می کند
۳۷۴۲.

بررسی تطبیقی تأثیر جنسیّت بر زبان (DSL) در شعر ژاله اصفهانی و سعاد الصباح (با تکیه بر نظریه رابین لیکاف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۷
یکی از نظریّاتی که توسّط رابین لیکاف ارائه گردید، تأثیرپذیری زبان از جنسیّت است؛ بدین معنا که سبک نوشتاریِ زنانه یا مردانه، به دلیل نوعِ جنسیّت آن دو، در زبان ادبیِ آنها نیز تأثیر خواهد نهاد. لیکاف نظریه خود را در چهار محورِ آوایی، واژگانی، نحوی و ارتباطی یا معنایی، ساماندهی کرد و ویژگی های سبکِ زنان را در این چهار حوزه مورد بررسی قرار می دهد. این جستار به روش تحلیلی- توصیفی و در راستای مکتب آمریکایی در ادبیات تطبیقی، به بررسی سبکِ شعری و زبانِ زنانه ژاله اصفهانی، سراینده معاصر ایرانی، و سعاد الصباح، شاعر معاصر کویتی بر اساس نظریه مذکور خواهد پرداخت تا میزانِ تأثیر این نظریه بر زبان شعریِ دو سراینده را مورد تحلیل سنجشانه قرار دهد. یافته های پژوهش گویای آن است که دو شاعر، از شاخصه های متعدّد زنانه در چهار سطح مذکور به طور فراگیر و گسترده ای بهره گرفته اند. از جمله اینکه استفاده از تکرار در سطح زبانی، کاربست کلمات عاطفی در سطح واژگانی، بهره گیری از جملات پرسشی و کوتاه در حوزه نحوی، و دفاع از حقوق هم جنسان خود و بیان دغدغه های زنانه در سطح ارتباطی و معنایی، بیش از دیگر مؤلّفه ها به عنوان ویژگی های زنانه و نشانه های تأثیر جنسیّت بر زبان در شعر دو سراینده، نمود پیدا کرده است.
۳۷۴۳.

بازتاب مؤلفه های فمینیستی در سووشونِ سیمین دانشور و اتاقی از آن خودِ ویرجینیا وولف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۳
دیدگاه فمینیستی، براساس برابری ارزش و حقوق زنان و مردان بنا نهاده شده است؛ در اکثر جوامع برای مردان امتیازات بیشتری قائل اند. مطالعات حقوقی زنان در کشورهای غربی از سده ی نوزده میلادی، به صورت جنبش های فمینیستی شکل گرفت که به سرعت در کشورهای درحال توسعه ، به شکل های مختلف گسترش یافته است. آثار ادبی یکی از مهمترین ابزارهای درک حقوق و جایگاه زنان است. زن در طول تاریخ توسط قلم مردان، ترسیم و به جامعه معرفی شده است؛ اما پس از آنکه زنان خود قلم به دست گرفته و با زبان زنانگی، خود را توصیف کردند، واقعیت های بسیاری از هویت و اندیشه زنان آشکار و به جامعه شناسانده شده است. دانشور، نخستین نویسنده ی زن ایرانی که در تمام آثار خود، به شیوه های گوناگون، در پی بیان حقوق زنان است ویرجینیا وولف نویسنده انگلیسی دارای تفکر فمینیستی و از کسانی است که در آثار خود به زبان طنز و جد از حقوق از دست رفته زنان دفاع کرده است، تفکری که محور اصلی آن زن و تبعیض جنیستی است. در پژوهش حاضر ضمن بازنمایی جایگاه و نقش زنان در اثرمهم آنان- سووشون، و اتاقی از آن خود-تفاوت و شباهت دیدگاه و تفکر فمینیستی این دو نویسنده به روش اسنادی و کیفی تحلیل و بررسی می شود. نتیجه بررسی ها بیانگر آن است،که این دو نویسنده با وجود تفاوت-هایی که ناشی از نگرش متفاوت اعتقادی، فرهنگی و اجتماعی آنان است، دارای وجوه مشترکی در خواسته ها و ادبیات فمینیستی هستند که یکی از مهم ترین آنان احیای حقوق و شناساندن هویت و جایگاه زن در جامعه مردسالار است.
۳۷۴۴.

خوانش امر روزمره در سروده های فروغ فرخزاد بر مبنای سه گانه فضایی هانری لوفور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۲
این پژوهش با هدف تحلیل امر روزمره در شعر فروغ فرخزاد از منظر نظریه تولید فضای هانری لوفور سامان یافته است.پرسش اصلی تحقیق آن است که چگونه شعر فروغ از بازنمایی منفعل امر روزمره، به خلقی آگاهانه و زیسته از فضا و زندگی روزمره گذر می کند.از آنجایی که نظریه لوفور در سه سطح«فضای ادراک شده»،«فضای تصور شده»و«فضای زیسته»سامان دارد،مقاله حاضر کوشیده است تا با تکیه بر تحلیل محتوای کیفی و خوانش تطبیقی،سه مرحله اصلی تطور شعری فروغ را با این سه ساحت فکری تطبیق دهد.روش پژوهش برمبنای تحلیل گفتمان انتقادی و نشانه معناشناسی فرهنگی است که امر روزمره را نه صرفاً در سطح موضوع یا مضمون،بلکه به مثابه ساختار زبانی و فضایی درون متن بررسی می کند.در مرحله نخست،سه دفتر ابتدایی فروغ (اسیر، دیوار، عصیان)به مثابه نمود«فضای ادراک شده»تحلیل شده اند،جایی که بدن و فضا در وضعیت ابژکتیو و انفعالی قرار دارند و نظم مسلط روزمرگی بازتولیدمی شود.در مرحله دوم،دفتر تولدی دیگر نماینده«فضای تصورشده»است؛فضایی که در آن شاعر به آگاهی از ساختارهای سلطه دست می یابد و بدن و زبان را به ابزار بازآفرینی فضا تبدیل می کند.در مرحله سوم،با تحلیل دفتر شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد،امر روزمره به سطح«فضای زیسته» ارتقاءمی یابد،جایی که تجربه شاعرانه با زیست فلسفی درهم می تند و فضا به بطن آگاهی شاعر بدل می شود.نتایج تحقیق نشان می دهد که شعر فروغ،هم چون طرحی میکروسکوپیک از نظریه لوفور،فرایند تاریخی آگاهی از فضا را درون زبان و بدن شاعر بازتاب می دهد.در این مسیر،فروغ با عبور از روزمرگی به مثابه تکرار،به سوی روزمرگی به مثابه آفرینش حرکت می کندو از خلال همین فرایند،شعر او به پدیدارشناسی زیست زنانه و بازتولید خلاق امر روزمره در متن بدل می شود.
۳۷۴۵.

بازتاب فرهنگ و ادب ایرانی در شعر ابومحمّد عبدالله بن احمد خازن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۹
ابومحمّد عبدالله بن احمد خازن از نویسندگان توانا و برجسته شیعی، ایرانی و عربی سرا در سده چهارم هجری قمری به دربار فخرالدّوله دیلمی و کتابدار صاحب بن عبّاد بوده است. دیوان اشعار او پس از قریب به یک هزار سال پنهان بودن، در یکی از بقعه های متبرّک آستان مقدس رضوی کشف شده است. ابومحمّد خازن، با وجود اینکه به زبان عربی شعر سروده، امّا روح فرهنگ ایرانی در کلام وی جاری است و کاربست بسیاری از عناصر فرهنگی و زبانی ایرانی؛ در سخن وی مشاهده می شود. جستار حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی کوشیده است تا بازتاب عناصر فرهنگ و ادب ایرانی را در سروده های این شاعر بررسی کند. دستاورد پژوهش، بیانگر آن است که بهره گیری از واژگان فارسی، اشاره به جشن های ایرانی همچون نوروز و مهرگان، کاربرد لغات معرّب، گریز به عناصر تاریخی ایرانی از جمله پادشاهان و شخصیت های سیاسی دوران ساسانی، توجّه به اساطیر ایرانی؛ از جمله رستم و اسفندیار، اشاره به عناصر اقلیمی سرزمین ایران، نمونه هایی از این دست هستند که اثبات می کند؛ ابومحمّد خازن، تلاش نموده تا فرهنگ و ادب ایران زمین را در قالب سروده های عربی به مخاطبان خویش بشناساند.
۳۷۴۶.

تحلیل بینامتنی سوره یوسف در غزلیات مولانا با رویکرد نظریه رؤیای گویا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۹
تجربه وحی ، یکی از بنیادی ترین مفاهیم در ادبیات دینی و عرفانی است که از منظرهای کلامی، تفسیری و ادبی مورد توجه بوده است. پژوهش حاضر با طرح نظریه رؤیای گویا، در پی بازخوانی تأثیر متون مقدس بر ادبیات است. بر این اساس با رویکرد بینامتنی، بازآفرینی مضامین عرفانی را در غزل های شماره ۱۶ و ۱۸۹ دیوان کبیرمولانا بررسی می کند و پیوند آن ها را با سوره یوسف تحلیل می نماید. ضرورت این مطالعه در تبیین چگونگی تبدیل تجربه وحیانی به کلام شاعرانه در شعر عرفانی پارسی نهاده شده است، که پیوند میان ادبیات پارسی و متن وحیانی را از منظر نظریه رؤیای گویا آشکار می سازد. روش پژوهش کیفی- توصیفی است و از تحلیل های بلاغی (استعاره، تلمیح، تکرار)، نشانه شناختی (تصاویر چاه، پیراهن، نور)، و تحلیل بینامتنی بهره می گیرد. یافته ها نشان می دهند که مولانا با تلمیح به روایت یوسف و یعقوب، مضامین هجران و وصال را با تصاویر خیال محور و ساختارهای موسیقایی بازنمایی کرده و شعر خود را به تفسیری عرفانی و نمایشی هنری از قرآن نزدیک ساخته است. این مطالعه با ارائه چارچوبی نوین، پیوند عمیق ادبیات پارسی و قرآن را مستند می کند و بستر را برای پژوهش های تطبیقی عرفانی فراهم می سازد.
۳۷۴۷.

بررسی مقایسه ای مطلق گویی امثال و حکم در غزلیات حافظ و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۸
حافظ و سعدی، هر دو در زمینه پند و اندرز و صدور احکام زندگی، مطلق گویی هایی در دیوان غزلیات خود دارند و به شکل مسلّم و قطعی، حکم داده اند، هرچند قطعاً مهمترین نصایح و احکام سعدی در گلستان و بوستان مشهود و معروف است. ضرب المثل شدن و تکرار بسیاری از ابیات و مصاریع این دو شاعر بزرگ، گواهی است بر اهمّیت کاربرد امثال و حکم ایشان، نه تنها در ایران، که در جهان؛ امثال و حکمی که قطعی صادر شده و انتظار می رود مطلقاً پذیرفته و به کار گرفته شوند. هدف از این پژوهش، بررسی و تطبیق امثال و حکم حاوی مطلق گویی در دیوان غزلیات حافظ و سعدی است. در این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده است، احکام و اندرزهای مطلق این دو شاعر از دیوان غزلیات ایشان استخراج، بررسی و مقایسه شده اند. سوال های اساسی پژوهش این است که حافظ و سعدی در امثال و حکم غزلیات خود، در چه زمینه هایی مطلق گویی کرده اند و اهمیت اندرزها و احکام مطلق گوی ایشان در چیست و مطلق گویی در اشعار این دو شاعر چه تفاوت ها و چه همانندی هایی دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد که هردو شاعر، از پشتوانه دانش، معرفت، تجربه و کمال یافتگی که شرط لازم برای مطلق گویی است برخوردار بوده اند. هر دو از واژه هایی خاص مطلق گویی استفاده کرده اند. همچنین اغراق های مطلق گویانه سعدی نسبت به حافظ بیشتر است و شیرین تر بیان شده است، اما در باب نصایح، برتری با حافظ است. همچنین در موضوعات فلسفی و پرسش ها و پاسخ های مهّم زندگی، حافظ بر سعدی برتری دارد.
۳۷۴۸.

بررسی تطبیقی قلمرو طنز کودک در داستان های «حذاءالطنبوری و العرندس» از کامل الکیلانی و «دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه» از فرهاد حسن زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۷۴
طنز در داستان های کودکانه، متناسب با دنیای آن ها است به گونه ای که کودک با مطالعه و شنیدن داستان، خود را در فضایی جذاب تصور می کند نویسنده ها هم سعی می کنند کودکان را از طریق فضای مفرح، با شیوه ای ادبی خاص، تربیت و آموزش دهند و آن ها را به اندیشیدن وادار نمایند و روحیه کنجکاوی و پرسش گری را در آن ها تقویت کنند. اگر لایه های سطحی و زیرین طنز کودک در داستان ها در یک فضای واقعی و متناسب با زندگی و نیازها بین دو زبان، مقایسه شود قرابت فرهنگ ها را مشخص می کند و باعث غنی شدن طنز در یک مرز و بوم می شود.از این رو با توجه به این مهم، در این جستار سعی شده است با بهره گیری از تحلیل محتوا، قلمرو های طنز کودک حذاءالطنبوری و العرندس از کامل الکیلانی، نویسنده مصری، و دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه از فرهاد حسن زاده نویسنده ایرانی، با روش تطبیقی مکتب آمریکایی، بررسی شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قلمرو طنز این داستان ها: سرگرم کنندگی، تعلیمی – آموزشی و تفکر ساده انتقادی با زبانی ساده است در این میان ،داستان های کامل الکیلانی برای کودکان در سنین بالاتر مناسب تر دیده می شود و در مقابل داستان های حسن زاده به گونه ای خلق شده است که برای کودکان در سنین پایین تر، بسیار جذاب و دلنشین است.
۳۷۴۹.

تحلیل تطبیقی ژانر فانتزی در دو داستان کره ای و ایرانی بازارچه مرزی و کابوس باغ سیاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۶
امروزه ژانر فانتزی در جهان، یک گونه ادبی پر مخاطب، نه تنها در میان نسل کودک و نوجوان که حتی در میان بزرگسالان است. این گونه ادبی به خاطر داشتن تعاریف و انواع فراوان هنوز به طور کامل شناخته نشده اما می توان گفت وجه مشترک تمامی این انواع فانتزی، ویژگی تخیلی و غیرواقعی بودن آن و گریز از جهان با در هم شکستن قوانین طبیعت است. برای انجام پژوهش حاضر ده ها داستان مختلف از زبان کره ای و فارسی مورد بررسی قرار گرفت اما به دلیل عدم وجود شباهت های اساسی میان آن ها در نهایت دو داستان بازارچه مرزی نوشته "کیم سئونگ جونگ"و کابوس باغ سیاه نوشته"آرمان آرین"که از لحاظ درونمایه داستانی شباهت هایی با یکدیگر داشتند انتخاب شدند. دو داستان مذکور با در بر داشتن عناصر بومی دو کشور ایران و کره به مضمون هویت از دریچه های متفاوتی پرداخته اند که به خوبی بیانگر نگرش جامعه آنان نسبت به این مسئله مهم است. همچنین هر دو داستان دارای درونمایه ای از نقد نسبت به اجتماع برآمده از آن نیز هستند. در نوشتار حاضر در ابتدا به بررسی چیستی ژانر فانتزی پرداخته و درادامه شباهت ها و تفاوت های عناصرداستانی ، اصول، کنش، نشانه شناسی و دیگر ویژگی های ژانر فانتزی در این دو داستان را مورد واکاوی قرار داده و سپس به بررسی میزان به کارگیری عناصر بومی چون خرافه، اسطوره و دین در درونمایه در این دو داستان می پردازیم. لازم به ذکر است که این مقایسات با استناد به کتاب عناصر داستان نوشته جمال میر صادقی و فانتزی در ادبیات کودکان نوشته محمد هادی محمدی انجام گرفته است.
۳۷۵۰.

بررسی مایه های اسطوره ای زمان در شعر اوکتاویوپاز و شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
در این جستار، جلوه های اسطوره ای زمان در شعر اوکتاویو پاز و شفیعی کدکنی بررسی و مشابهت یابی شده است در این مقاله، به سه جلوه زمان بخش پذیر و بخش ناپذیر تجلی آن در اسطوره؛ بن مایه های اسطوره بازگشت به اصل؛ و در پایان، مایه های اسطوره ای خلق مدام و استکمال و تدویر اشاره شده است و در روند بررسی و نگارش، کوشش بر آن بوده است تا مقایسه تطبیقی میان بازتاب های شعری این سه جلوه اساطیری زمان در آثار پاز و کدکنی به دست داده شود. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی بوده است و شیوه های تحقیق، تطبیقی و مقایسه ای همراه با شرح و تأویل پیچش های شعر منثور چندمعنایی موردنظر بوده است. هدف از نگارش این جستار، مقایسه و کشف دیدگاه های مشابه دو شاعر در موضوع عنصر زمان و زیر مجموعه های آن بوده است. این جستار نشان داده است که شعر و اندیشه شاعر مکزیکی با وجود برخورداری خاستگاه های دانش اساطیر مکزیک و هند؛ دلیلی روشن برای مشابهت و نزدیکی دیدگاه دو شاعر به دست داده است. اسطوره های ایرانی که خاستگاه هندوآریایی هم دارند، در شعر شفیعی کدکنی و در شعر پاز - که به واسطهحضور در هند با اساطیر شرقی آشنایی یافته بود - شباهت های بنیادین نشان داده است.
۳۷۵۱.

مرگ در پایان بندی لیلی و مجنون نظامی و گوژپشت نتردام ویکتور هوگو با تکیه بر رمانتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
تراژدی و مرگ متعالی از مؤلفه های رمانتیسم است که در قالب راهی برای رسیدن به وصال، رهایی یا جاودانگی معنوی، به شکلی تراژیک اما باشکوه، در پایان بندی های عاشقانه و دراماتیک آثار رمانتیک، به تصویر کشیده می شود. مقاله حاضر به بررسی تطبیقی مفهوم «مرگ» در دو اثر برجسته ادبی، یعنی «لیلی و مجنون» و «گوژپشت نتردام»، با تمرکز بر اصول رمانتیسم می پردازد. «مرگ» در این دو اثر به مثابه نمادی از عشق متعالی، فداکاری و اعتراض در برابر ناملایمات زندگی، بازنمایی شده است. در «لیلی و مجنون»، مرگ لیلی در بستر بیماری و سپس مرگ مجنون بر مزار معشوق، اوج رمانتیسم عاشقانه را به نمایش می گذارد؛ که در آن عشق زمینی، در نهایت به شکل وصالی ابدی و متعالی تحقق می یابد. جایی که عشق این جهانی با مرگ دو دلداده، به پیوندی سرمدی بدل می شود. از سوی دیگر، در «گوژپشت نتردام»، مرگ اسمرالدا به دست نظام فاسد و پیوند اسکلتی کازیمودو با او در سرداب، در بستر رمانتیسم، تراژدی رمانتیک را با نقدی تند بر جامعه و سرنوشت ناعادلانه پیوند می زند. این مطالعه، با تحلیل تطبیقی این دو اثر، نشان می دهد که چگونه رمانتیسم از مرگ در قالب ابزاری برای تعمیق احساسات، ستایش عشقی بی سرانجام، نمایش تقابل میان آرمان های عاشقانه و نقد واقعیت های تلخ اجتماعی بهره می جوید. یافته ها، حاکی از آن است که هرچند هر دو اثر ریشه در فرهنگ ها و زمینه های تاریخی و اجتماعی متفاوت دارند، اما در به کارگیری مرگ به عنوان عنصری تراژیک، همسویی چشمگیری با اصول رمانتیسم دارند و پایان بندی آنها، پیوند دلدادگان را در مرگ به نمادی از جاودانگی عشق تبدیل می کند.
۳۷۵۲.

تحلیل تطبیقی اشعار وندل بری و سهراب سپهری از منظر بوم نقد و زیبایی شناسی زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۵
بوم نقد رویکردی در مطالعات نقد ادبی است که رابطه انسان و طبیعت را در متون ادبی مورد مطالعه قرار می دهد. یکی از زیر مجموعه های این رویکرد مطالعاتی، بوم نقد تطبیقی است که به بررسی دو شاعر یا نویسنده از منظر نقد بوم گرا می پردازد. وندل بری شاعر، نویسنده و فعال محیط زیست معاصر آمریکایی شاعری طبیعت گراست که طبیعت و نمود های آن در اشعارش نقشی پر رنگ ایفا می کند و با خواندن اشعار او بلافاصله ذهن خواننده گرایش به اشعار سهراب سپهری می یابد. در این نوشتار قصد داریم تا با بیان اشتراکات نقد بوم گرا و رمانتیسیسم به بررسی اشعار سپهری و بری با رویکرد بوم نقد تطبیقی بپردازیم و دغدغه های مشترک آن ها را در مواجهه با دنیای مدرن، مشکلات و بحران های آن تحلیل کنیم و تفاوت های فکری شان را در این مواجهه، به نمایش بگذاریم. در چنین تحقیقی ناگزیریم زیبایی شناسی زیست محیطی را دست مایه کار خود کنیم. در این پژوهش روشن شد که بری و سپهری هر دو با رویکردی طبیعت محور و متأثر از سنت های رمانتیستی، از طبیعت به عنوان بستری برای بازنمایی ارزش های اخلاقی، زیبایی شناختی و انتقادی بهره می گیرند. آن ها با ستایش سادگی، نفی زندگی شهری و تأکید بر بازگشت به زیست بوم اصیل به بازخوانی رابطه انسان و طبیعت می پردازند. با این حال تفاوت آن ها در خاستگاه فکری، نوع مواجهه با مدرنیته و شدت انتقاد از مداخلات انسانی در طبیعت بروز می یابد.
۳۷۵۳.

تحلیل روانشناختی پذیرشِ سوگ در خاطره نویسی های شاهرخ مسکوب و مصطفی صادق رافعی براساس نظریه کوبلر راس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۰
خاطره نویسی یکی از انواع ادبیات داستانی به شمار می رود و می تواند حاصل روزنوشته های ادیب باشد، خاطراتی از مصطفی صادق رافعی «موت الأمّ» و شاهرخ مسکوب «سوگ مادر» به جا مانده که حاوی سوگ نوشته هاست و حول محور فقدان مادر می چرخد. جستار پیش رو باهدف تحلیل تطبیقی خاطره نویسی و تبیین گزاره های پذیرش سوگ به بیان کاربرد نظریه روانشناختی کوبلر راس در ادبیات داستانی می پردازد، روش پژوهش توصیفی تحلیلی با رویکرد تطبیقی است، نوشتار با استفاده از نظریه روانشناختی پذیرش سوگ کوبلر راس بررسی می کند که این دو ادیب به چه میزان موفق شده اند از لحاظ روانی سوگ را بپذیرند و این پذیرش چه اثری روی قلم آن ها داشته است. نتایج پژوهش نشان می دهد زمینه های عاطفی و اعتقادات دینی باعث شده پذیرش سوگ در مسکوب اتفاق نیفتد اما رافعی در نهایت این مرحله از فقدان را پذیرفته و آن را به الهیات رنج گره زده است، موسیقی درونی کلام و به کار بردن واژگانی که با فخامت تلفظ می شوند ناخودآگاه، خشم رافعی و مسکوب را به خواننده منتقل می کنند با این تفاوت که رافعی توانسته هنرمندانه از خشم خود پلی بزند به بیان حقایق تلخ اجتماعی قشر زنان و مرد سالاری جامعه اما مسکوب در سطح فردی سوگواری باقی مانده است.
۳۷۵۴.

از معنی بیگانه تا استعاره بعید: مطالعه تطبیقی سبک هندی ایرانی و شعر متافیزیکی انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۹
این پژوهش تطبیقی با بررسی سبک هندی در شعر فارسی و جنبش شعر متافیزیک در ادبیات انگلیسی قرن هفدهم، نشان می دهد که دو سنت ادبی مستقل، علی رغم تفاوت های زبانی و فرهنگی و نبود ارتباط مستقیم، در واکنش به شرایط مشابه تاریخی فرهنگی به نوآوری های موازی دست یافته اند. تحلیل متنی چهار محور اصلی این همگرایی را آشکار می سازد: مضمون سازی نو (از «معنی بیگانه» تا «استعاره بعید») به عنوان ابزار آشنایی زدایی؛ پارادوکس به مثابه شیوه ای معرفت شناختی؛ اغراق هنری با منطق درونی و کارکرد کشف گرانه؛ و ویژگی های باروک شامل پیچیدگی ساختاری، تضاد دراماتیک و شدت عاطفی. یافته ها، با تبیین نقش انقلاب علمی، تحولات مذهبی و تغییرات اجتماعی در شکل گیری این شباهت ها، نظریه ی «همگرایی موازی» را تأیید کرده و نشان می دهد که مدرنیته ادبی پدیده ای صرفاً غربی نیست. سبک هندی، به عنوان نمونه ای از «مدرنیته شرقی»، امکان صورت بندی اصول زیباشناختی فراملی همچون بیگانه سازی، پیچیدگی هنری و نوآوری استعاری را فراهم می آورد و چشم اندازی تازه برای تاریخ ادبیات جهانی با رویکردی شبکه ای ارائه می دهد.
۳۷۵۵.

تحلیل شناختی-فرهنگی استعاره «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۹
این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم سازی استعاری «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی می پردازد. مسئله اصلی، شناسایی شباهت ها و دسته بندی ابعاد تنوع مفهوم سازی «بلا» و توصیف دقیق «کانون معنایی» استعاره در هر سنت است. چارچوب نظری، نظریه استعاره شناختی-فرهنگی کِوِچِش (۲۰۰۵) با تمرکز بر تعامل مفاهیم جهان شمولی و تنوع فرهنگی است. پژوهش با روش ترکیبی (کمی-کیفی) انجام شده و داده ها با استفاده از تحلیل محتوا و رویکرد کیفی تحلیل نگاشت های استعاری بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد حوزه های مبدأ مشترکی چون «ظرف»، «بار»، «آتش» و «خوردنی» برای مفهوم سازی «بلا» در متون مورد بررسی هر دو زبان وجود دارد. با این حال، تفاوت های قابل توجهی در ترجیحات شناختی-فرهنگی و بسط استعاره ها مشاهده می شود که در چهار سطح قابل دسته بندی است: ۱) تفاوت در بسامد استعاره ها، ۲) مفهوم سازی همخوان و بدیل، ۳) دامنه حوزه مقصد و ۴) تنوع در نگاشت ها و استنتاج های استعاری. تحلیل کیفی این ابعاد، نشان می دهد که کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی عربی، با برجستگی و بسامد بالای حوزه مبدأ «نیرو و حرکت» بلا را به عنوان مواجهه با نیروی قوی و محتوم الهی که از بالا به پایین جهت دهی شده است مفهوم سازی می کند در حالیکه کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی فارسی، با برجستگی و بسامد حوزه مبدأ «آتش و ظرف» بلا را به عنوان تجربه ای فعال برای رسیدن به کمال و پختگی در مسیر سلوک مفهوم سازی می کند. این یافته ها بر لزوم طبقه بندی توصیفی ابعاد تنوع استعاری مفاهیم انتزاعی عرفانی در پرتو نظریه شناختی-فرهنگی تأکید می ورزد.
۳۷۵۶.

بررسی و تحلیل رمان های «ساعت بغداد» از شهد الراوی و «دو منظره» از غزاله علیزاده بر پایه جامعه شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۴۷
جامعه شناسی زبان شاخه ای از زبان شناسی است که به بررسی روابط میان زبان و جامعه می پردازد. این رشته به تحلیل چگونگی تأثیر متقابل زبان بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگ و نیز تأثیر جامعه بر زبان می پردازد. در جامعه شناسی زبان عواملی نظیر جنسیت، طبقه اجتماعی، تحصیلات، سن و قومیت در ایجاد تنوع زبانی نقش اساسی دارند. پژوهش حاضر به بررسی جامعه شناسی زبان در رمان های «ساعت بغداد» از شهد الراوی و «دومنظره» از غزاله علیزاده بر پایه جامعه شناسی زبان می پردازد و نگارندگان در پی آن هستند که با بهره گیری از شیوه توصیفی- تحلیلی به این پرسش ها پاسخ دهند: مؤلفه های جامعه شناختی زبان در رمان های «ساعت بغداد» و «دو منظره» کدام است؟ این مؤلفه ها در رمان های «ساعت بغداد» و «دو منظره» چگونه نمود یافته است؟ به منظور پاسخ دادن به پرسش های فوق، ابتدا مؤلفه های جامعه شناسی زبان از دو رمان مذکور استخراج و مؤلفه ها برمبنای جامعه شناسی زبان بررسی و تحلیل شده است. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که مؤلفه های جامعه شناسی زبان در رمان های مذکور عبارت از تحصیلات، جنسیت، سن، شغل، دین و مذهب، باورها و عقاید است.
۳۷۵۷.

مرگ و بی مرگی و سرنوشت پس از مرگ در شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر (یک بررسی تطبیقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۲
قهرمانان آثار بزرگ حماسی و ادبی جهان، گاه از ویژگی هایی دارند که بر عظمت آن ها افزوده است. این ویژگی ها گاه با دیگر شخصیت ها مشترک و مخصوص یک نفر بوده است. رویین تنی برای قهرمان خاص، در پاره ای از آثار حماسی وجود دارد. آنچه باعث تفاوت آن ها می-شود، چگونگی مرگ یا از بین رفتن شرایط بی مرگی است. ازآنجاکه زبان فارسی و یونانی ازنظر فرهنگ و بن مایه های مشترک ادبی شباهت های زیادی دارند، بررسی تطبیقی کمک شایانی به چگونگی تأثیر و تأثر پذیرفتنِ شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه خواهد داشت. در این جستار، شباهت ها و تفاوت های مرگ و سرنوشت پس از مرگ و بی مرگی، در این آثار با روش تحقیق نظری (بنیادی)، صورت گرفته است. این پژوهشِ کیفی به روش تحلیل محتواست و بر اساس یادداشت ها و مطالبی که از رهگذر بررسی تطبیقی بین شاهنامه فردوسی و کتاب ایلیاد هومر از منظر مکتب فرانسوی صورت گرفته، تنظیم شده است. برای روشن تر شدن مطلب، موارد مشابه یا برابری های موجود در آثار حماسی پیش از اسلام نیز، که اندیشه های شاهنامه از آن بی بهره نبوده، بررسی شده است. بررسی انجام شده همسانی ها و باورهای ایرانیان و یونانیان را که در حماسه های آن ها تجلی یافته است، نشان می دهد. با بررسی بن مایه های مرگ، سرنوشت پس از مرگ، بی مرگی، جاودانگی و رویین تنی در شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر مشخص شد همه این موارد با نگاه خداشناسانه و منطق دینی هر فرهنگ و تمدنی که شاعر این اسطوره ها در آن پرورش یافته است، در ارتباط است.
۳۷۵۸.

بررسی و مقایسه تابوی سیمرغ شاهنامه با کرّه هولی در افسانه حسنی و کرّه هولی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
توتمیسم یکی از باورهای قدیمی است که از نمونه های ابتدایی دین های بشری قلمداد می شود. این اندیشه ابتدایی، حیوانات و یا گیاهان خاصی را مقدس می داند و برای آن ها نیروی ماورای طبیعی قائل است. به سبب همین اندیشه توتمیسمی، همه ابعاد زندگی انسان ابتدایی بر محور همین عقیده، شکل می گیرد و گاهی همین اندیشه ها، حتی در قصه های عامیانه هم راه می یابد که با یک کنکاش می توان به لایه های درونی آن ها پی برد. استان کرمان بخش عظیمی از فرهنگ عامه را در خود جای داده است. جنوب کرمان، با توجّه به وسعت و قدمت تاریخی چند هزارساله خود، خاستگاه بخش عظیمی از فرهنگ عامه است؛ فرهنگ پر باری که خاص این منطقه و گنجینه ای گران بها از آداب و رسوم نسل های گذشته بوده است. یکی از افسانه های زیبای جنوب کرمان، داستان حسنی و کُرّه هولی است. نگارنده در این پژوهش درصدد آن است تا به شیوه توصیفی تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای، به بررسی و مقایسه تابوی سیمرغ شاهنامه با افسانه حسنی و کرّه هولی بپردازد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که با مقایسه دو داستان، ملاحظه می شود که وجه شباهت بسیاری بین سیمرغ شاهنامه و کرّه هولی وجود دارد.
۳۷۵۹.

بررسی تطبیقی نظام مندی استعاره مفهومی مرگ در سروده های سهراب سپهری و فدریکو گارسیا لورکا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۱
سازوکارهای شناختی در بیان مفاهیم ذهنی به کمک امور عینی سبب شد تا نظریه های گوناگونی در باب استعاره شکل بگیرد که در این میان، استعاره مفهومی با طرح دیدگاه های مختلف از طرف لیکاف و جانسون، نگاه سنتی استعاره را به چالش کشید. این امر به کمک نگاشت های مختلف، ارتباط حوزه های مبدأ و مقصد امور ذهنی و عینی را به خوبی نشان داد تا مخاطب بهتر بتواند به درک مفاهیم ذهنی دست یابد. درک این عناصر ذهنی به کمک امور عینی در سروده-های شاعرانی همچون سهراب سپهری و فدریکوگارسیا لورکا نیز به چشم می خورد که در این میان می توان به مفهوم انتزاعی «مرگ» اشاره کرد. آنان با کمک استعاره های ساختاری و درک مفهوم بیان شده با استفاده از مکانمند بودن، عاملیت، حجم پنداری و طبیعت انگاری، مخاطب را به کاربست مفهوم ذهنی «مرگ» آگاه می کردند، در بخش استعاره-های هستی شناختی نیز بهره گیری از طرحواره های انسان انگارانه، جاندار پندارانه، جسم انگاری و عناصر قابل خوردن سبب می گردد تا درک مخاطب به فهم عنصر ذهنی مرگ افزایش یابد. همچنین بهره گیری از طرحواره های جهتی از دیگر مواردی است که فدریکوگارسیا لورکا در عینی سازی مفهوم ذهنی مرگ از آنها مدد گرفته اما در سروده های سپهری، استفاده از طرحواره بیان شده مشاهده نگردید. این پژوهش با روش تحلیل و تفسیر اشعار سپهری و لورکا صورت گرفته تا نشان دهیم شاعران مورد بحث تا چه اندازه از مفهوم ذهنی «مرگ» بهره برده اند و کاربست این مفهوم در طرحواره های مختلف سروده های آنان به چه صورت است
۳۷۶۰.

بررسی زبان زنانه و مردانه (موردپژوهی: ترجمه حمادی و اکبری از رمان الأسود یلیق بک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۴
ترجمه در میان زبان هایی که نشانه های جنس مؤنث و مذکر دارند، پیوسته مشکل ساز بوده است و پژوهش های جدید در این حوزه تأکید می کند که هویت فردی و جنسیتی مترجم بر ترجمه متون تأثیرگذار است. پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی- تحلیلی است که به بررسی اثر ترجمه شده و مقابله آن با متن مبدأ می پردازد و در آن چگونگی ترجمه دو مترجم زن و مرد ایرانی از زبان و دیدگاه های نویسنده زن عربی و تأثیر تفاوت های آنها مقایسه می گردد. به این سبب به بررسی تفاوت ترجمه بر پایه مؤلفه های سبک زنانه سارا میلز در لایه واژگانی و نحوی می پردازیم که این داده ها در متن مبدأ بر روی رمان الأسود یلیق بک از احلام مستغانمی و ترجمه مریم اکبری و محمد حمادی مورد کنکاش قرار می گیرد. روش پژوهش این گونه است که ابتدا مؤلفه های زنانه نویسی را استخراج، آنگاه با دو ترجمه مقایسه می کنیم و در پی آن هستیم که از راه بررسی مقابله ای و یافتن تفاوت هایی که در سبک نگارش نویسنده زن و دو مترجم زن و مرد وجود دارد، به این پرسش پاسخ دهیم که آیا هر دو مترجم در انتقال قلم نویسنده زن موفق عمل کرده اند؟ و چه تفاوت و شباهتی در کار آن دو وجود دارد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اکبری و حمادی در هفت مؤلفه از مجموع یازده مؤلفه، عملکردی شبیه به هم و در چهار مؤلفه، عملکردی متفاوت داشته اند. و چه تفاوت و شباهتی در کار آن دو وجود دارد. یافت

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان