فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۸۵۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مولانا جلال الدین محمد بلخی در سرودن کتاب ارزشمند مثنوی قصد داستان سرایی نداشته بلکه برای درک بهتر و بیشتر مخاطبان خود از دشواریها و پیچیدگی های طریقت، قصه را چراغی فرا راه آنان قرار داده است.بیشتر حکایات و قصص مثنوی برگرفته از ادبیات نوشتاری و یا گفتاری ادوار معاصر مولانا و یا قبل از وی است. شادروان استاد فروزانفر در کتاب ارزنده خود ماخذ قصص مثنوی منابع بسیاری از این قصه ها را معرفی کرده است اما ما در این نوشتار به بررسی تطبیقی برخی از قصه های مثنوی با ماخذ قبل از آن پرداخته ایم و در این پژوهش به نتایجی نو تر رسیده ایم که امید است خوانندگان دفترهای ششگانه مثنوی را به کارآید.
مولوی و دیوان شمس
حوزههای تخصصی:
درنگی در آثار و منابع مولوی پژوهی در جهان عرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادب کهن پارسی و به ویژه شعر عرفانی، مشتمل بر دو ویژگی انسانی عشق به جمال و تأمل در ژرفای انسان و جهان است و این دو ویژگی، توجه ادب پژوهان و مترجمان جهان را به آثار شاعران عارف از جمله جلال الدین مولوی معطوف کرده است. فواید آشنایی پژوهشگران ایرانی با آنچه در زبان ها و ملت های دیگر در زمینه ترجمه و پژوهش ادبیات فارسی می گذرد، روشن است؛ چه این آگاهی به ما امکان می دهد که زبان و فرهنگ خود را از منظر دیگران ببینیم و بر کمال و نقص آن واقف تر آییم. نوشتار حاضر، پژوهشی توصیفی با هدف شناسایی نسبتاً کامل آثار و تألیفات مولوی پژوهان در جهان عرب است که به شیوه ای نظام مند به بررسی ترجمه ها، تألیف ها و پژوهش های منتشر شده در قالب کتاب و مقاله ـ با توجه به سیر زمانی و نوع آثار ـ می پردازد تا نشان دهد که این کوشش ها از آغاز تاکنون چه مراحلی را پشت سر نهاده، به چه جنبه هایی از شخصیت و آثار مولوی بیشتر توجه کرده و با چه محدودیت هایی روبرو بوده است. نتایج پژوهش، بیانگر شیفتگی دیرین عربی زبانان به آثار مولانا به ویژه داستان های منظوم مثنوی و وسعت اهتمام آنان به این کتاب است. سیر کلی آثار مولوی پژوهان عرب نیز از فزونی ترجمه ها و پژوهش های آنان در دو دهه اخیر حکایت می کند.
انسان کامل از تجلی تا حلول
حوزههای تخصصی:
انسان، علت غاییعالم افرینش است. هر چند به صورت ظاهر در مرحله آخر افرینش قرار گرفته است ولیبه حسب معنی، نخستین خلقت است، زیرا مقصود از افرینش، ظهور صفات و افعال الهیاست و انسان مظهر این ظهور است. به اعتقاد مولانا، اگرچه در ظاهر میوه از درخت پدید میاید، اما مقصود اصلیاز درخت، میوه است. نیز در مورد انسان اوست که علت نهاییو ثمره افرینش است. این انسان که علت غاییافرینش است، محل تجلیصفات و اسما و افعال حقیقت مطلق است، اما دریغا که در تکاپویزندگیمادیاز لطیف ترین حقیقت روحانیخویش غافل گشته و مرات ضمیرش که تماشاگه جلوه هایسرمدیبود، از غبار تعینات مادی، پوشیده گشته است: عشق خواهد کین سخن بیرون بود اینت دانیچرا غمار نیست اینه غماز نبود چون بود زان که زنگار از رخش ممتاز نیست زدودن این غبار، نتیجه شور و شوقیاست که آدمیدر رهاییاز خود و نیل به عالم ملکوت دارد. با این شوق رهاییچنان در عرصه کشاکش تعینات نفس و جان، هم سو با جان به مقابله با نفس برمیخیزد که به مرحله فنا و بیخودیدست مییابد تا این که قبل از آن که بمیرد و قالب تن را رها کند، وجود را با هر چه در آن است از جسم و جان به پرواز در میآورد و مصداق این حدیث میگردد:موتوا قبل ان تموتوا» مولانا نیز با طرح داستان هاییچون بازرگان و طوطیو ... نشان میدهد که غایت سلوک عارف همین مرگ ارادیاست. این همان فنایدر وجود معشوق است که اتصال را برایاو ممکن میسازد. در این مقام است که سالک به شهود میرسد و آن چه میبیند و میشنود و انجام میدهد در حقیقت به حق است نه به خود. به نوعیاستغراق میرسد که ناشیاز حیرت عارف از مشاهده جلال حق است. رو که بییسمع و بییبصر توی سر تویچه جایصاحب سر توی در این مقام اگر عارف بخواهد غوغایدرونش را بازگو کند از آن جاییکه درک این عالم بیمتنها ورایحد آدم خاکیاست و فقط عارف کامل ان را درک مینماید، سخنان او صورت شطحیات بخود میگیرد وگرنه از دید مولانا، نغمه ایکه در درون انسان کامل است، انعکاس نغمه حق است و سخن حلاج در حقیقت اوایمرتعش تارهایوجودش بود، وجودیکه بیخودیرا تجربه میکرد، او نبود، حق بود. برمن از هستیمن جز نام نیست در وجودم جز توایخوش کام نیست به اعتقاد مولانا آن چه در این کمال، عارف بدان میرسد، استغراق در ذات حق است نه حلول زیرا در این مرتبه عارف به حق میپیوندد، جز به کل میرسد نه آن که کل گردد یا حق گردد.
نگرش ساختار شکنانه مولانا در مفهوم دعا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه اهمیت و تاثیر نظریه ها و اندیشه های ادبی و فلسفی، روان شناختی، جامعه شناختی در بازنگری و بازخوانی و نقد متون ادبی مشخص و آشکار است. پژوهشگران و منتقدان ادبی، با توجه به این دیدگاه ها و نظریه ها، در تحلیل، تفسیر، خوانش و واکاوی متون عرصه های تازه ای را در حوزه پژوهش و نقد می گشایند. با این رویکردها می توان خصایصی را که در قرایت های سنتی و تکراری متون از دید خواننده و منتقد پنهان مانده برجسته و نمایان کرد. در این مقاله سعی شده است مفهوم دعا و ملحقات و وابسته های مفهومی - تصویری آن از جنبه ساختار شکنی در مثنوی مولوی بازنگری شود. هر گفتار و نوشتاری به منظور انتقال پیام به مخاطب و برقراری ارتباط با اوست. اما مولوی پیامش را به صورت طبیعی و آشنای گفتار و بر پایه ساختاری مبتنی بر عادت های زبانی و ذهنی خواننده بیان نمی کند. او شالوده انتظارات و تصورات خواننده را با تداعی معانی و تصاویر و نقل از داستانی به داستانی و از اندیشه ای به اندیشه ای دیگر فرو می ریزد (? پورنامداریان، ص 86). در نگرش سیال و قاعده گریز مولوی، توالی منطقی داستان و ترتیب زمانی وقایع رنگ می بازد. هر داستان و هر مجموعه ای از معانی خواننده را به دنبال خود به داستان و مجموعه معانی دیگر می برد. دعا در ذهن مولانا، با نگرش چند وجهی و درهم تنیده او هر لحظه نمودی دیگر می یابد. در بافت کلامی مولانا، دعا، همچون دیگر مفاهیم، در بازی بی نهایت دال و مدلول و در نسبیت و تعلیق معنا و تفسیرپذیری شکل می گیرد. در این مقاله مفهوم دعا در نگاه نظام ستیز مولانا و در مثلث قضا و بدا و دعا بازنگری و واکاوی می شود، و در این بازنگری، از جمله در سلسله سبیت؛ رابطه سلبی دعا و رضا، دعا و شفاعت گری؛ ضرورت بر لب آوردن دعا، آداب و شرایط دعا کردن، رضا به نداده ها، که جلوه هایی به ظاهر متفاوت و متباین دارند - در مد نظر قرار می گیرد.
تحلیل موضوعی داستان حدود معرفت آدمی (فیل) در مثنوی معنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
جلال الدین قراطای - قره طای
حوزههای تخصصی:
داستان پیر چنگی، یادگاری از سنت گوسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدنه و ساختار کلی داستان پیر چنگی مثنوی مولانا گذشته از جزئیات متفاوت روایتهای آن و نیز فارغ از کارکردها و استنتاجهای عرفانی که در متون صوفیه بر آن عارض شده است، رگه ها و نشانه هایی از هنر و سنت «گوسانی» را با خود دارد. سنت «گوسانی»، سنت موسیقایی - ادبی ایران پیش از اسلام است که نشانه هایی از آن را تا دوره مادها می توان در منابع بازجست و در تمام دوره های بعد و نیز در دوره اسلامی به حیات خود ادامه داده است. پیر چنگی مثنوی و سایر منابع گرچه شخصیتی داستانی است، حکایت او در گونه های متفاوتش، الگویی است برگرفته از شخصیت هنرمندان گوسان و حکایت ایشان تصویری است واقعی از زندگی و حیات گوسانان. در این مقاله ماخذ شناسی و ژرف ساخت این داستان و گونه های مختلف آن را در سنت گوسانی و حیات اجتماعی گوسانان باز خواهیم جست.
طنز و مثنوی مولوی
حوزههای تخصصی:
کتابشناسی مولوی
حوزههای تخصصی:
نیمه لطیف آفرینش در اندیشه مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجودی که در طول تاریخ بشریت چهره زن در آیینه اساطیر و ادبیات چندان شفاف ، زیبا و قابل تقدیس نبوده است ، ولی بزرگ مردان و اندیشمندانی از ارکان اساسی فرهنگ و ادب پارسی ، دید واقع بینانه خود را نسبت به زن در آثار خود به تصویر کشیده اند . زن در ادب پارسی درخشانترین چهره را در نقش مادر ( محور دوراندیشی ، خردمندی ، دین باوری و شفقت ) و سپس به عنوان یک محبوبه (عروه الوثقایی برای عروج به عالم معنا ) به خود اختصاص داده است. مولوی بر مبنای شیوه بیانی خود یعنی اتکا به مثلها ، اصطلاحات و احادیث رایج برای اظهار دانه معنی با کمال بی غرضی و به دور از هرگونه تعصب ، زن را در اشعار خود گاه به اوج برده ، پرتوی از لطف حق دانسته و گاه به حضیض آورده ، مصداق و تمثیلی برای نفس اماره به شمار می آورد ...
بررسی کاربرد معنایی تخلّص شمس در غزل های مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تخلص در غزل ، نام شعری شاعر است که اغلب غزلسرایان آن را در مقطع غزل، یا ابیات ماقبل آن ، ذکر می کنند .جلال الدّین محمّد بلخی ، مشهور به مولانا ،از عارفان و غزلسرایان بزرگ قرن هفتم است که 3229غزل سروده و به شمس الدّین تبریزی تقدیم داشته و ازین رو در ابیات پایانی بسیاری از غزل های خود ، نام ""شمس تبریزی "" و معادل های آن چون "" شمس الدّین "" و "" شمس الحق "" را به کار برده است . یکی از نکاتی که در بحث تخلّص، قابل بررسی است ،کاربرد معنایی تخلّص و به عبارت دیگر موضوعات و مضامینی است که همراه با تخلّص ذکر می گردد ، در این زمینه به طور کلّی گفته شده : موضوعی که در کنار تخلّص می آید همان موضوعی است که در ابیات پیشین آمده و گذشته از آن مفاخره و مدح نیز ذکر می گردد . مولانا در پایان 992 غزل، تخلّص شمس را به کار برده است ؛ در این تحقیق بدین نکته می پردازیم که ذکر نام مراد شاعر ( نه نام شعری شاعر ) ، در شعر مولانا ، چه کاربردی دارد وچه مضامینی را با خود به همراه آورده است و نیز این مضامین چه ارتباطی با ابیات پیشین غزل دارند ؟
مقام تسلیم در مثنوی و گیتا بهاشیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله شامل سه بخش است. در بخش اول ضمن بیان مقدمه ای کوتاه به این بحث پرداخته ایم که در مثنوی معنوی و گیتا بهاشیه مباحث و مفاهیم بسیاری مطرح شده اند که یکی از آنها مقام تسلیم است. در این بخش نویسنده بر این باور است که شأن حقیقی انسان در این جهان آن است که در برابر حق تسلیم باشد. در بخش دوم مقاله، ضمن بیان سخنانی درباره چیستی تسلیم، مراتب مختلف تسلیم در مثنوی و گیتا بهاشیه بیان شده اند. آن مرتبه ای از تسلیم که نتیجه زهد و مجاهدت است، مرتبه فروتر تسلیم است، در حالی که مرتبة برتر تسلیم، نتیجه فیض و رحمت حق است. در بخش سوم به تفسیر مقام تسلیم پرداخته شده است. در این بخش آمده است که مقصود اصلی مثنوی و گیتا بهاشیه از طرح مقام تسلیم، بیان فراموشی تدبیر و اراده و پناه جستن به حق است؛ یعنی انسان به جای تکیه بر پیچیدگی اندیشه های فلسفی و مقولات ذهنی باید عاشقانه خود را تسلیم حق کند تا زودتر و آسان تر به نجات دست یابد.
شایست و ناشایست زنان در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تلقی فردوسی از شخصیت زنان تابعی است از داستانهای شاهنامه ‘ زنان اکثرأ در جایگاهی رفیع و بهره مند از کمالات اخلاقی اند و جزمواردی اندک ‘ از فتنه انگیزی به دورند. عشق ها از نوع زمینی است . در مجموع ‘ زنان از نوعی طهارت روح ‘ جایگاه معنوی و حرمت برخوردارند. به لحاظ مسئولیت پذیری و حضور در اجتماع تا قبول پادشاهی و اداره حکومت و کشور پیش رفته اند. خردمندی ‘پارسایی‘پوشیدگی و پرده پوشی وفا به همسر از خصایص دختران جوان بوده است . درشهر هروم تمام مسئولیت ها و مشاغل اجرایی ‘ حکومتی ‘ اداری ‘ لشکری و کشوری در اختیار زنان است. مشابهتهایی بین فرهنگ ایران باستان و ایران اسلامی دیده میشود از جمله اصل شرعی نگهداری ((عده)) برای زنی که شوی از دست داده باشد . اظهار علاقه برای همسرگزینی از طرف دختران نسبت به مرد دلخواه یا انتخاب همسر نه تنها با ممانعت و ملامت همراه نبوده که در مواردی جزء محاسن و حقوق مسلم آنان بوده است .
آینه ام ، آینه ام ، مرد مقالات نی ام ؛ نگاهی به آراء و اندیشه های شمس در مقالات
حوزههای تخصصی: