ادبیات فارسی از وجوه و ابعاد مختلف ادبی، عرفانی، فلسفی، کلامی و ... قابل بررسی است و قطعاً بررسی متون منثور و منظوم فارسی به گسترش حوزه های مطالعاتی در علوم و معارف اسلامی کمک میکند و امکانات بیشتری را برای پژوهش در لایه های ادب فارسی فراهم میآورد. موضوع علم کلام از جملة موضوعات مهمی است که در ادب فارسی رسوخ کرده و با آن به گونه ای در آمیخته است که کمتر متنی را میتوان نام برد که مسائل و مباحث کلامی در آن راه نیافته باشد. از برجسته ترین شخصیت های تاریخ ادب فارسی و عرفان اسلامی، مولانا جلال الدّین، عارف و واعظ قرن هفتم هجری (672-606)، است که به دلایلی، از جمله تسلط بر مسائل کلامی، در جای جای آثار خویش، به ویژه در مثنوی معنوی، از اصطلاحات علم کلام بهره گرفته و به طرح دیدگاه های اعتقادی خود پرداخته و اندیشه ها و مذاهب دیگر را نقد و بررسی کرده است. مقالة حاضر با توجه به اهمیت پیگیری موضوعات کلامی در شعر فارسی، به بررسی مسألة «رؤیت الهی» میپردازد و پس از بیان کلّیاتی دربارة رؤیت به دیدگاه شاعران اشاراتی مینماید و سرانجام، این مسأله را از منظرِ مولانا با تکیه بر مثنوی، دنبال میکند
زبان شعریسعدی، که به سهل ممتنع معروف است، با در کنار هم قرار گرفتن عناصریبسیار شکل گرفته است. یکیاز مهم ترین این عناصر در غزلیات سعدی، توازن موسیقاییاست. این نظام موسیقایی، عواملیشناخته شده از قبیل وزن، قافیه، ردیف و هماهنگیهایصوتیو آواییدارد و برخیاز مباحث بدیع لفظیو معنویمانند جناس و سجع و تضاد هم در شکل گیریآن موثر است. شناخت این عوامل، پژوهندگان را در دست یابیبه رابطه هایپیدا و پنهان کلامیو دریافت رازهایسخن سعدییاریخواهد داد. در این مقاله با بسامدگیریاین عوامل در دویست غزل انتخابی، برایرسیدن به نظام مذکور تلاش شده است.