فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۲۱ تا ۲٬۳۴۰ مورد از کل ۱۱٬۵۵۸ مورد.
سوررئالیسم در داستان چهارشنبه هفت پیکر نظامی
حوزههای تخصصی:
سوررئالیسم، مکتبی است هنری و ادبی که در فاصله جنگهای اول ودوم جهانی، در اروپا شکل گرفت. سوررئالیسم در زبان فرانسه، به معنای «ورای واقعیت» و«پشت واقعیت» و «واقعیت برتر» است. زادگاه این مکتب، کشور فرانسه بود. واژه سوررئالیسم را نخستین بار گیوم آپولینر فرانسوی در سال 1903 در نمایشنامه خود بکار برد. سوررئالیستها خواهان تصحیح تعریف ما از واقعیت بودند و از واقعیت برتر صحبت می کردند. در این مقاله برآنیم تا ابتدا با توجه به منابع محدودی که پیرامون مکتبهای معاصر ادبی جهان بفارسی نوشته شده تعریفی از سوررئالیسم ارائه شود و سپس اصول و مبانی آن بصورت فهرست وار بیان گردد و آنگاه این اصول با ابیات داستان روز چهارشنبه هفت پیکر نظامی مقابله شود و نتایج آن مورد بررسی قرار گیرد. در این مقاله بیش از پیش قدرت شاعری حکیم گنجه و ارتباط شگرف مکتب ادبی ای که در قرن بیستم شکل گرفت با شعر شاعر توانمند قرن ششم ایران نموده میشود تا چنین نتیجه گیری شود که ریشه بسیاری از مکتبهای نوظهور ادبی در جهان مدرن معاصر در آثار پیشینیان نهفته است و خط سیر تفکر آدمی از آغاز تا پایان همواره دستخوش دگرگونی بوده است و چه بسا دغدغه ذهنی شاعر قرن بیستم فرانسه همان دغدغه ذهنی شاعر قرن ششم گنجه باشد.
نقد شعر طاهره صفارزاده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهشی در معانی واژة «فرش» در اشعار عطار، صائب و بیدل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«تاریخ گرایی» سهراب سپهری در «مرگ رنگ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد و تحلیل کتاب پیکرگردانی در اساطیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«نقد و تحلیل» آثاری که به نحوی با مباحث و سرفصل های دروس دانشگاهی تناظر و تناسب دارند، از مؤثرترین کوشش های علمی دانشگاهی می تواند به شمار آید و از مصادیق بارز اثربخشی نقد ادبی است که برای جامعه فعال علمی یک ضرورت محسوب می شود.
این «نقد و بررسی ها»، افزون بر آشکارکردن ظرفیت ها، نقاط قوت و کاستی های یک اثر و نشاط فضای علمی را به همراه خواهد داشت. موضوع این نوشتار نقد و تحلیل کتاب پیکرگردانی در اساطیر، تألیف منصور رستگار فسایی، چاپ دوم، 1388، از انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است.
جستار حاضر نخست، این کتاب را معرفی سپس، پاره ای از ظرفیت ها و نقاط قوت آن را تحلیل می کند. در بخش دوم، به بررسی و نقد کاستی های کتاب می پردازد و پیشنهادهایی را عرضه می دارد که با لحاظ داشتن آن ها ساختار و محتوای کتاب به کمال نزدیک تر می شود و رویکردها، استنباط ها، و مباحث آن از اتقان بیش تری برخوردار می شود.
طرح واره های متنی در ساخت شکل جدیدی از «رمان در داستان» با رویکرد شعرشناسی شناختی (تحلیل اثری از ابراهیم گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«رمان در داستان» ژانری است که در آن داستان های کوتاه یک مجموعه به شیوه های متفاوت با یکدیگر در ارتباط قرار می گیرند و با اسم ها و طبقه بندی های متفاوتی حدوداً از 1914 شکل گرفته، اما در ایران از 1348 با مجموعه داستان آذر، ماه آخر پائیز آغاز به حیات می کند و سپس نوعی جدید در این ژانر به نام «داستان کلان» با مجموعه داستان شکار سایه شکل می گیرد. موضوع این پژوهش ارائه تعریفی از داستان کلان به عنوان ژانری فرعی از «رمان در داستان» است که به ساختارهای طرح واره ای مشابه موجود در داستان های متفاوت یک اثر گفته می شود و از پیرامتن اثر به متن داستان های متفاوت منتقل شده، درنتیجه به واسطه بازسازی طرح واره ای و ارائه چیدمان متنی خاص باعث انسجامی زیرساختی در کل و ایجاد داستانی کلان ناشی از مجموع کل داستان های اثر می شود.
مقاله شناسی سنایی در مجلات دانشگاهی و علمی پژوهشی از ابتدا تا پایان 1392(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنایی شاعری است که از شعر او شاعران فراوان تأثیر گرفته اند و تاکنون پژوهش های مختلفی درباره آثار و افکار او صورت گرفته است. با نگاهی گذرا به این پژوهش ها، به موضوع ها و عنوان های تکراری بر می خوریم که به علّت بی اطّلاعی محققان باعث به هدر رفتن سرمایه، وقت و زحمات فراوان گشته است. از آنجا که آگاهی از آثار پیشین و مطالعه آنها در انجام پژوهش های تازه و کارآمد است؛ مجموعه های مقاله شناسی و کتاب شناسی جایگاهی ویژه در امر تحقیق و پژوهش دارند. یکی از مطالعات اثر بخش در باب سنایی، شناخت مقالاتی است که راجع به او وآثارش از قبیل حدیقه الحقیقه، سیرالعبادالی المعاد، دیوان و... به چاپ رسیده است. این پژوهش به نام شناسی مقالات منتشر شده در مجلات دانشگاهی و مجلات علمی پژوهشی پرداخته، مقالات را از لحاظ موضوعی طبقه بندی خواهد کرد و نتایج آماری تحقیق شامل نمودار موضوعات مورد پژوهش در مقالات را ارائه خواهد داد.
بررسی دلالت های ضمنی گفت وگو در داستان رستم و اسفندیار از دیدگاه علم معانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بلاغت سنتی، دو سطح معنایی واژه ها و گزاره ها با اصطلاحاتی چون معنای ظاهری و باطنی، معنای حقیقی و مجازی، معنای اولیه و ثانویه، و دلالت صریح و دلالت ضمنی شناخته می شوند. علم معانی که در کنار بیان و بدیع، یکی از اصلی ترین شاخه های علوم بلاغی است، کارکرد مج ازی جملات و دلالت های ض منی آن را بازمی شناسد. مب انیِ این علم نشان می دهد گاه افق معنایی متن از طریق دلالت های ضمنی جملات حاصل می شود. ازآنجاکه در علم معانی دلالتمندی سخن با توجه به حال مخاطب و اقتض ای موضوع دریافت می شود، با دسته بندی گروه ه ای هم سخن و تحلیل گفت وگوهای آنان در موقعیت های مختلف داستان می توان به طور مشخص و مستدل به معانی مجازی گفت وگوها و کارکرد هنری آن دست یافت؛ چنانکه در داستان رستم و اسفندیار می توان استدلال کرد: 1. پردازش درونمایه و تأثیر عاطفی داستان رستم و اسفندیار بر معانی مجازی گفت وگوها استوار است. 2. گفت وگوهایی که در معنای حقیقی و اولیه فهمیده می شوند، یا کارکرد داستانی دارند و به نقاط فصل و وصلی شبیه هستند که رویدادها را به یکدیگر متص ل می کنند یا کارکرد عاط فی دارند و احساسات شخصیت ها را به صورت مستقیم بیان می کنند. 3. طیف دلالت های ضمنی می تواند درونمایة داست ان، کانون عاطفی روایت، وضعیت تراژیکی داست ان و ویژگی های شخصیت ها را در داده های کمّی و عینی بازنماید؛ چنانکه زیربنای مشترک معانی مجازی کلام اسفندیار، اعتراض و انتقاد از دو قدرت مسلم شاهنامه رستم و گشتاسب است و ایستادگی او را در برابر سنت حماسی فاش می کند؛ یا بسامد تقریباً یکسان معانی «مقاومت» و «سازش» در گفت وگوهای رستم از یک سو شخصیت پیر و با تجربه او را نشان می دهد و از سوی دیگر جایگاه برزخی او را در داستان مشخص می نماید.
مقاله به زبان عربی: بررسی خاستگاه اجتماعی یکی از حکایت های مرزبان نامه؛ مطالعه موردی حکایت ""انتخاب برادر"" (دراسة لنشأة إحدی حکایات ""مرزبان نامه"" الاجتماعیة؛ ""اختیار الأخ"" أنموذجا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکایت ""هنبوی با ضحاک""، در کتاب ""مرزبان نامه"" داستان زنی است به این نام که در روزگار ""ضحاک"" زندگی می کند و در یک روز فرزند، همسر و برادر او به قید قرعه در دست حکومت ""ضحاک"" اسیر و برای تهیه خوراک مارهای دوش ""ضحاک""، محکوم به مرگ می شوند. ""هنبوی"" آه و زاری می کند و ""ضحاک"" به او این اجازه را می دهد که از این سه تن یکی را به انتخاب خود از بند برهاند و ""هنبوی"" برادر را انتخاب می کند. انتخاب برادر از سوی هنبوی که مایه شگفتی است قطعا خاستگاهی دارد که با سازمان اجتماعی و مفهوم خویشاوندی امروزی، متفاوت است. خاستگاه اجتماعی داستان هنبوی مربوط است به جوامع ابتدایی با نظام مادرتباری ...
ریخت شناسی «هفت خوان رستم از شاهنامه فردوسی» بر اساس نظریه ولادیمیر پراپ
حوزههای تخصصی:
ریخت شناسی قصه های عامیانه در سال 1928م. توسط فرمالیست روسی «ولادیمیر پراپ» آغاز شد. اساس کار وی بر پایه اعمال شخصیّت های قصه نهاده شده و در سال های اخیر، یکی از شیوه های رایج در تحلیل ساختاری قصه ها بوده است. در این مقاله، هفت خوان رستم که از جمله قصه های پرماجرای شاهنامه فردوسی بشمار می رود و موضوع آن یاری رساندن رستم به کیکاووس برای رهایی از بند دیو سپید است، مورد بررسی قرارگرفته است. برای این منظور ابتدا مقدمه ای درباره تعریف و تبیین ریخت شناسی، پیشینه تحقیق و معرّفی هفت خوان رستم مطرح شده، سپس قصه بر اساس الگوی پراپ مانند: وضعیت آغازین، غیبت، کسب خبر و . . . مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در نهایت فرم داستانی شامل: پی رنگ، زاویه دید، زمان و مکان و . .. بررسی شده است. این پژوهش بیان گر این است که هفت خوان رستم تا حدودی زیاد دارای ویژگی های قصه های عامیانه است و الگوی ساختاری موافق با الگوی پراپ نیز در آن دیده می شود.
نوع شناسی آثار نقیب الممالک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل انتقادی گفتمان رمان «سگ و زمستان بلند»
حوزههای تخصصی:
رمان سیاسی یکی از اقسام ادبیات داستانی فارسی با مولفه هایی خاص است که از سایر جریان های داستان نویسی معاصر متمایز است. این نوع از داستان ها به نسبت سایر اقسام (اجتماعی، دینی، فیمینیستی و...)، به دلیل ویژگی و ماهیت منحصر به فرد و پیوندهای نزدیک با جامعه و وقایع اجتماعی و سیاسی، از میان مجموعه روش های تحلیل رمان؛ با روش تحلیل انتقادی گفتمان سنخیت بیشتری دارد. این نوع خاص از تحلیل رمان؛ یکی از روش های بررسی این نوع از داستان در دو چارچوب متنی و فرامتنی است که یکی از بهترین و موثرترین رویکردهای آن، رویکرد فرکلاف است که متون را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی می کند. رمان «سگ و زمستان بلند» از شهرنوش پارسی پور یکی از رمان های سیاسی پس از انقلاب اسلامی است که نویسنده سعی می کند با تأمل و بازخوانش آن؛ حوادث مهم سیاسی ایران را با تأکید بر مسائل روانی شخصیت ها با توجه به روش تحلیل گفتمانیِ متن و عناصر برجسته حاضر در آن بررسی، تحلیل و نقد کرد. تحلیل گزاره های متن در سطح تبیین نشان می دهد که زمینه تاریخی رمان رویدادهای سیاسی دوره و فضای پر از اختناق سالهای دهه پنجاه است و اص لی ت ری ن درونم ای ه آن ت قاب ل ن سل ه ا و نقد قدرت است که در کنش ها و گفتگوهای داستانی البته با زبان و بیانی زنانه منعکس شده است
بررسی ساختار روایت در داستان حضرت ایوب (ع)
حوزههای تخصصی:
داستان حضرت ایوب (ع)، بر اساس زمان خطی داستانی گسترش می یابد. کنش و واکنش های شخصیت اصلی با دیگر شخصیت ها (ایوب (ع) با شیطان) باعث شکل گیری حوادثی می شود که یک زنجیره را به وجود می آورند و در طول محور زمان گسترش می یابند. این داستان ساختاری سه قسمتی شامل: شروع، میانه و پایان دارد. در مقدمه شخصیت اصلی داستان، ایوب (ع)، معرفی و در میانة داستان، آزمایش و در پایان نیز سرنوشتش مشخص می شود. بر طبق الگوی تودروف، در این داستان، حرکت از وضعیت متعادل به نا متعادل و سپس بازگشت به تعادل است. بر طبق الگوی گریماس: شناسنده، ایوب(ع) است که با یاری نیروهای یاری دهنده (خدا، رحمه و صبر) سرانجام از مراحل دشوار عبور می کند و میثاقش را به انجام می رساند. داستان پیرنگی بسته و نتیجة قطعی دارد و از روابط علت و معلول تبعیت می کند.
بر طبق الگوی تودروف، در این داستان، حرکت از وضعیت متعادل به نا متعادل و سپس بازگشت به تعادل است. بر طبق الگوی گریماس: شناسنده، ایوب(ع) است که با یاری نیروهای یاری دهنده (خدا، رحمه و صبر) سرانجام از مراحل دشوار عبور می کند و میثاقش را به انجام می رساند. داستان پیرنگی بسته و نتیجة قطعی دارد و از روابط علت و معلول تبعیت می کند.
معرفی نسخه ای دیگر از نسخه های خاندان مرزبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به معرفی دست نویسی از وندیداد ساده می پردازد که اخیراً در مشهد یافت شده است. بر اساس سرنگار کتاب، این نسخه را می توان از جمله نسخ رَسته یزشنی دانست که شامل یسنا، ویسپرد، وندیداد به همراه ادعیه و نیرنگ هاست که برای برگزاری آیین کهن یزشنی و خوانش در آن مراسم به کار می رفته است. این دست نویس را دو نویسنده در فاصله زمانی پنج ماه نوشته اند. کاتبِ نخستین بخش شَهمردان پسر بهرام پسر مرزبان پسر فریدون پسر بهرام پسر رستم پسر بُندار پسر شَهمردان پسر دینیار است که نسخه را در تاریخ گوش روز از ماه اَمرداد سال 1025 یزدگردی از روی نُسَخ پدرش، بهرام، و عمویش، فریدون، رونویسی کرده است. کاتبِ بخش دوم، فریدون پسر گوبَدشا پسر رستم پسر فریدون پسر گوبَدشا پسر رستم پسر بُندار پسر شَهمردان پسر دینیار، از عموزادگان کاتب اوّل، می باشد که این دستنویس را در آذرروز از ماه آذر همان سال (1025 یزدگردی) به انجام رسانیده است. این نسخه فرجامه سِومی نیز دارد که، در آن، فردی به نام جاماسپ پسر حکیم پسر اردشیر ادعا می کند که این نسخه را از دست نویس فریدون پسر گوبدشا رونویسی کرده است. با بررسی دست نویس هایی که تاکنون از خاندان مرزبان یافت شده شاید بتوان ردّی از نسخه اصلی و مادر را که، از آن، برای رونویسی سایر نسخ وندیداد استفاده می شده پیدا کرد.