فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۲۱ تا ۲٬۳۴۰ مورد از کل ۱۱٬۵۲۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ارتباط ادبیات و نقش آن در موضوعاتی چون، متافیزیک، معرفتشناسی و اخلاق میپردازد و بحث اصلی را ارتباط ادبیات با اخلاق برگزیده و سپس آن را در آثار سعدی بررسی مینماید. نویسنده ادبیات را جلوهگاه اخلاق و زبان اخلاق میداند و بیان میکند اخلاق چون به ادبیات پیوند یابد، ماهیت هنری پیدا میکند. وی همچنین آثار سعدی چون گلستان، بوستان، قصیدهها و غزلیات را در این رابطه مثال میزند و عقیده دارد هرچه ادبیات پیشتر میرود، بر خلاف تصور رایج، بیشتر اخلاقی میشود.
پژوهش در گویش تاتی شمال خراسان و کاربرد آن در تصحیح و شرح متون ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گویش تاتی رایج در شمال خراسان از سلسله گویشهای ایرانی قدیم است که با گونه های دیگر خود به لحاظ ساختاری تفاوتهایی دارد. وجود واژگان مشترک با گویشهای تاتی سایر نقاط از جمله آذربایجان و قزوین بیانگر این واقعیت است که این گویش نیز همچون سایر گونه های تاتی حسب نظر محققان از گویشهای پیش از ظهور اسلام و مربوط به دوران حکومت مادها بوده است. وجود واژگان مشترک این گویش با متون کهن ادب فارسی و کاربرد معنایی هر یک از این کلمات در عرصه تصحیح و تفسیر شعر و نثر پیشینیان ضرورت توجه به گویش را توجیه می کند، بدون شک در آثار تحقیقی بسیاری از محققان و مفسران متون کهن فارسی به نکاتی بر می خوریم که درک مفهوم عبارت، بدون بهره گیری از کاربرد لغوی واژگان گویشهای مختلف زبان فارسی دشوار و بعضا غیر ممکن می شود (در متن مقاله به نمونه های پراکنده ای از لغات نادر موجود در آثار متقدمان اشاره شده است). عدم توجه به معنای گویش پاره ای از لغات، بعضی از شارحان و مصححان و محققان را به اشتباه افکنده و این اشتباه در تصحیح متون و شرح ابیات موثر اخلال ایجاد کرده است. گویش تاتی رایج در شمال خراسان از جمله گویشهایی است که لغات مشترک فراوانی از آن را می توان در متون کهن فارسی یافت و از این طریق بسیاری از دشواریهای معنایی و رسم الخطی متون گذشته را حل کرد. در این مقاله به نمونه هایی از این موارد پرداخته شده است. توجه شارحان و محققان بدین نکته رهگشاست.
ظهور و افول مکتب های ادبی
منبع:
زبان و ادب ۱۳۷۹ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
نگاهی به «مدرنیسم»
منبع:
بخارا مهر ۱۳۸۳ شماره ۳۸
حوزههای تخصصی:
آمیختگی داستان و گفتمانِ روایی در روایت های پسامدرنیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به یکی از انواع و اقسام شگردها و تمهیداتی پرداخته می شود که در داستان های کوتاه و رمان های پسامدرنیستی متجلی می شود؛ یعنی آمیختگیِ بین داستان و گفتمان یا سخن روایی. بنا بر تعریف روایت شناسانِ ساختارگرا، «داستان» عبارت است توالی و پی آیندیِ رخ دادها در نظمی زمانی که شخصیت ها یا موجوداتی متحملِ آن رخ داها می شوند. گفتمان یا سخن روایی نیز عبارت است از واسطه یا رسانه ای بیانی که برای نقل و بیان داستانی برگزیده می شود. در بین داستان های پسامدرنیستی گه گاه روایت هایی دیده می شود که در ژرف ساختِ آن ها چندان داستانِ پرماجرایی موجود نیست و نویسنده قصد نقل و بیان داستانی خاص را ندارد و نمی خواهد هم که امری داستانی را بازنمایی یا مُحاکات کند. همچنین در چنین روایت هایی ژرف ساخت و روساختِ داستان چنان در هم تنیده می شوند که امکان خلاصه کردن داستان یا انتقال آن به رسانه یا وسطه بیانی دیگری نیست؛ به عبارتی موجودیّت و هستیِ داستان در همان روساخت یا گفتمان آن است و «داستان» به سطح گفتمان روایی برکشیده می شود و امکان جدا کردن آن از گفتمان روایی نیست؛ از این رو ماجرای داستان را همانا سیاق های کلام و تمهیداتِ روساختی بر عهده می گیرند. چنین شیوه ای از روایت-پردازی در بین برخی داستان های پسامدرنیستیِ ایرانی معهود و یافتنی است. در این مقاله ضمن تشریح و تبیینِ آمیختگی داستان و سخن، داستان های پسامدرنیستی ایرانی که واجد چنین ویژگی ای هستند، بررسی شده اند.
تاثیر متون کهن و زبان مردم در اشعار شاملو
حوزههای تخصصی:
فرهنگ تطبیقی نهج البلاغه وسیری کوتاه در ترجمه های مختلف آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ تطبیقی نهج البلاغه که حاصل و نتیجه سنجش (( فهرس الالفاظ الغربیه المشروحه )) دکتر صبحی صالح و پنج ترجمه کهن و نواست بیشتر خوانندگانی را به کار می آید که بخواهند با توجه به مبنای اصلی واژگان کلیدی نهج البلاغه و ترجمه نزدیک به معنای اصلی آن در ترجمه کهن و سنجش آن با ترجمه های نوین که بیشتر به رساندن مفهوم و یا انعکاس سجع زیبای کلام مولا توجه دارند به معنای شفاف تر و دقیق تر کلمات کلیدی دست یابند و همچنین برای بررسی کنندگان تطور زبانی مفید خواهد بود .
کمی نماهای زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارنده در این نوشتار به بررسی بخشی از ساختمان جمله یعنی وابسته های پیشین گروه اسمی پرداخته و آنها را به انواعی تقسیم کرده است. وی پس از ارائه پیشینه ای مختصر از مطالعات انجام شده در این باره ، به توصیف و طبقه بندی برخی از وابسته های پیشین گروه اسمی موسوم به "کمی نما" که پیش از هسته گروه اسمی قرار می گیرند ، پرداخته است. این پژوهش بر مبنای داده های گرد آوری شده از نوشته های نشریات و جملات گفتاری انجام شده است تا بتوان از هر دو گونه گفتار و نوشتار را فراهم آورد.