فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۲۱ تا ۴٬۴۴۰ مورد از کل ۱۱٬۵۲۱ مورد.
بررسی مضمون عشق در دمیان و سیذارتای هرمان هسه از دو منظر روانکاوانه و رمانتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد دنیای بورژوازی، تلاش در جهت آشکار ساختن وجوه گوناگون شخصیت انسان، بررسی ساختار رویا و تحول فرد در دل دنیای مدرن به کمک روایت داستانی، برخی از مضامین مهمی هستند که هرمان هسه در آثار خود به آن ها پرداخته است؛ نویسنده ای که نماد نسل جوان (و البته سایر نسل های) دهه بیست آلمان است. به فهرستی که از دغدغه های نویسنده در بالا آمد، بایستی دلبستگی او را به رمان تکوینی، به شیوه گوته، همچنین به رمانتیسم سده 19و علوم اجتماعی به ویژه تحتتاثیر تحلیل گر مشهور اساطیر و افسانه ها، کارل گوستاو یونگ، نیز اضافه کرد. در اینجا نمی خواهیم به بررسی تاثیر گرایش های زیبایی شناسی ـ فلسفی ابتدای قرن بیستم بر روی خلاقیت هسه بپردازیم؛ بلکه با ارجاعات متعدد به پیش انگاشت ها و مضامینی که پیش از این ذکر شد، قصد داریم نوع نگاه هسه را به مضمون عشق، که یکی از مضامین پررنگ آثار اوست، بررسی کنیم. در واقع و به مدد نمودهای گوناگون مضمون عشق در آثار او، بر آنیم تا نشان دهیم که، حضور یا عدم حضور مضمون فوق نزد هسه، از عناصر اصلی و محوری در تکوین روایت های داستانی اوست، و حول آن پیچیدگی روانکاوانه و سیر و سلوک عارفانه شخصیت های اصلی دو رمان هسه یعنی دمیان و سیذارتا، شکل گرفته است.
اوصاف عقل در تقابل با عشق و جنون در دیوان صائب تبریزی و دیگر عرفا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
عقل و خردی که صائب تبریزی، با تاسی از مکتب عرفانی بزرگان عارفی نظیر: سنایی، عطار، مولانا، حافظ، شاه نعمت الله ولی و دیگران، با آن در افتاده است، عقل یونانی است که پیرو نفس بوده و به مانند حجاب و مانعی در راه رسیدن به سر منزل معرفت و حقیقت است و به تعبیر مولانا «عقل جزوی است که منکر عشق است» منظور ازآن عقل کلی نیست که در بینش عرفانی - اسلامی و نیز در آیات و روایات دینی به عنوان محبوبترین خلق خدا مورد تمجید و تکریم فراوان واقع گردیده است. صائب جهت تحقیر عقل جزوی یونانی (اندیشه استدلالی و فلسفی ارسطویی) در برابر عظمت بیکران عشق و جنون (بینش ذوقی و شهودی افلاطونی)، آن را با اوصاف و عناوین مختلف توصیف می کند. این نوشتاربه برشمردن اوصاف چنین عقلی در دیوان صائب تبریزی با ذکر شواهدی از دیگر متون منظوم و منثور عرفانی پرداخته است.
فهرستی از کتابهای محمد بن صادق الحسینی الطباطبایی
حوزههای تخصصی:
ساختار و ساخت آفرینی تخیّل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۷ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
تخیّل یکی از بنیادی¬ترین عناصر زیبایی¬شناسی است که در هنرهای تصویری و کلامی بسیاری ¬به آن پرداخته¬اند. مفهوم پیچیده تخیّل در عرصه علوم انسانی هم معنایی ویژه یافته¬است؛ چنانکه در حوزه شناخت¬شناسی عرفان، نقش تخیّل به عنوان یک «تجربه انسانی ـ فراعقلانی»، در حوزه شناخت ادیان به عنوان «تجربه دینی»، در روانشناسی¬ شناختی به عنوان اصلی¬ترین کارکرد در تشکیل «خودِ فردی» انسان و در مطالعاتِ اسطوره¬شناختی بهعنوان مؤثّرترین عامل در تشکیل «خودِ جمعی» مورد توجّه بسیاری از محقّقین قرار گرفته ¬است. بنابراین تخیّل را می¬توان بنیادی¬ترین عامل در خلقِ تجربه¬های شهودی، کشفی، درک امر قدسی، کشف ساختارهای واقعیت و خلق ساختارهای زیبایی¬شناختی دانست. این مقاله سه هدف را دنبال میکند: 1- تبیین ساختار تخیّل که در واقع این توصیف و تبیین، مدخلی برای پاسخ به این سؤال اصلی است که چگونه تخیّل ساختارآفرین است. 2- تأثیرپذیری تخیّل از ارزشها، باورها، تلقی¬ها و رویکردهای عصری به گونه¬ای که چرخش در ساختار اولیّه آن به وجود می¬آید و از آنجا که تغییر در عنصر عاملیّت همیشه می¬تواند تغییر در معناها و ساختارها به وجود آورد، این نکته می¬تواند حائز اهمیّت باشد. 3- و سرانجام توصیف این مسئله که چگونه تخیّل نوظهور، عامل خلق ساختاری دیگر در آثار ادبی، بهویژه شعر می¬گردد. به زبان ساده¬تر این مقاله می¬خواهد چرخش تخیّل را از زیبایی¬شناسی دیروز¬ به زیبایی¬شناسی امروز نشان دهد؛ بنابراین تلاش می¬کند تا تخیّل دیروز سنّت ادبی ایران را با تخیّل معاصر مقایسه کند
این عصیانگر محجوب: نگاهی به زندگی محمد شمس لنگرودی
حوزههای تخصصی:
پیاده روی برلبه های تاریکی
حوزههای تخصصی:
شعر خاقانی و جلوه اسطوره خورشید در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین مهری ابتدا در ایران ظهور کرد و سپس در آسیای صغیر، سوریه و بین النهرین انتشار یافت. این آیین در طول زمان محو گردید و تنها جنبه تقدس آن در قالبی نمادین و اسطوره ای باقی ماند. خاقانی -شاعر مشهور قرن ششم- به سبب آن که مادرش نسطوری بود و هم به سبب آنکه ظاهرا در تاریخ ملل و مذاهب تبحری داشت، بیشتر از سایر شعرای فارسی زبان از آیین مسیح و عقاید نصاری (که متاثر از آیین میتراییسم بود) در شعر خویش یاد کرده و ترکیبات و تشبیهات مربوط به این آیین را به فراوانی در شعر خویش آورده و بدین لحاظ اشعار او قابل تامل است. شواهد نشان می دهد که آیین مهر و مسیحیت در اساس بسیار به هم شبیه هستند آنگونه که برخی از محققان بر این باورند که میتراییسم تاثیر بسیاری بر مسیحیت داشته است از سوی دیگر «تاثیر عقاید نجومی در دین مهری بارز است و به موقعیت خورشید در مقابل ستارگان وقع خاص نهاده می شد» (ورمازرن، 1345: 105). همین امر سبب شد اشعار خاقانی را -که هر دو ویژگی را داراست- از دیدگاه این کهن باور بشری به روش تحلیلی مورد بررسی قرار دهیم.
ساده نویسی و واژگان عربی در نثر علی دشتی
حوزههای تخصصی:
علیدشتی(1273-1360 ش) از جمله نویسندگانیاست که از سال 1301 ش، با انتشار یادداشت های«ایام محبس» به جنبش «ساده نویسی» در نثر معاصر پیوسته است. از این نویسنده، افزون بر این اثر، آثاریدیگر نیز در زمینه ترجمه، روزنامه نگاری، داستان و نقد ادبیبرجایمانده است که همگیاز این ویژگیبرخوردار است. لیکن، در نثرهایدشتی، بویژه نخستین آثار وی، مقداریقابل توجه از واژگان عربیبچشم میخورد که ظاهرا، نثرهایاو را از ویژگیساده نویسیدر سطح واژه گزینیدور کرده است. بسامد این واژگان در نثر ویبه اندازه ایاست که هم واره مورد توجه و داوریمنتقدان بوده است، بطوریکه این ویژگیرا نقصیبزرگ در شیوه نگارش دشتیدانسته و حتیگاهینثر او را، بویژه در مقاله هایش، ضمن مقایسه با نثر معاصران او، در ردیف نثرهایمنشیانه و یا میراث دار نثرهایمنشیانه قرار داده اند. در این مقاله، میزان تاثیر واژگان عربیدر سادگینثر دشتی، بویژه در آثار انتقادیوی، مورد بررسیقرار گرفته است.
گویش نقوسان تفرش
حوزههای تخصصی:
بررسی وجه شبه در کلیات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجه شبه بیش از هر رکن دیگر تشبیه، جهان خیالی شاعر را توصیف می کند.تقسیم بندی هایی متعدد از وجه شبه در بلاغت سنتی صورت گرفته است که در آن وجه شبه به حسی، عقلی-حقیقی، خیالی-تمثیلی، غیر تمثیلی –مفرد،متعدد و مرکب طبقه بندی می شود.از سوی دیگر، وجه شبه براساس دستورزبان، هم چنین ماهیت آن، که صفت، ویژگی و یا کارکرداست، تقسیم شده است. درکلیات شمس باتنوعی بی نظیر دروجه شبه ها روبرو می شویم.یکی از دلایل این تنوع نحوه خاص بهره گیری مولانا از وجه شبه های خیالی است.درباره نحوه ارتباط میان وجه شبه بادورکن تشبیه در بلاغت سنتی کمتر سخن به میان آمده است.نگارنده در این مقاله براساس تقسیم بندی گوتلی به طبقه بندی تازه ای از وجه شبه در کلیات شمس پرداخته است، که می تواند ویژگی سبکی مولانا را در بهره گیری از وجه شبه نشان دهد.
باختین، گفتگومندی و چندصدایی مطالعه پیشابینامتنیت باختینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران آثار بینامتنیت اغلب با آراء میخائیل باختین به ویژه گفتگومندی و چندصدایی ارائه شده از سوی او بحث را آغاز می کنند، زیرا همین آراء او بود که راه را برای واضع بینامتنیت یعنی یولیا کریستوا گشود و رویکردی نوین در نظریه و نقد ادبی و هنری فراهم آورد. باختین دستکم در مقابل سه جریان مسلط دوره خود یعنی زبانشناسان، سبک شناسان و صورتگرایان ایستاد؛ جریاناتی که با وجود اختلافات، در مورد مطالعه متنی اشتراک داشتند. او به روابط فرازبانشناسی و فرامتنی به ویژه فرامتنهای اجتماعی باور داشت و نقش آنها را در متن ادبی بسیار مهم و اساسی می پنداشت. نظریات باختین بسیار گسترده و متنوع هستند، اما در اینجا فقط به آن بخشی که به بینامتنیت مرتبط می شود، یعنی گفتگومندی و چندصدایی بسنده می شود. بنابراین، پرسش و مسئله اصلی این مقاله همانا بررسی چگونگی ارتباط میان گفتگومندی باختینی و بینامتنیت کریستوایی و میزان تاثیر گفتگومندی بر بینامتنیت است.
حواس پنجگانه و حس آمیزی در شعر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر معمولا حاصل تجربه ها و یافتههای شاعر است. بسیاری از این تجربهها و یافتهها تنها به یاری یکی از حواس به دست نیامده است. شاعر برای بیان کردن و انتقال دادن اینگونه موارد نیازمند ان است که حواس گوناگون مخاطب را همزمان تحت تاثیر قرار دهد. یکی از راههای این کار حسامیزی است. این ارایه گاه از راه به کار بردن واژگان و تعبیرات مربوط به حسی درباره حس دیگراست؛ همچنین ممکن است با استفاده از معانی ایهامی یک واژه دو یا چند حس را به طور همزمان تحت تاثیر قراردهد. کاربرد حسامیزی در ادبیات غرب گاه بر اثر نظریه ارتباطها یا عقیده به پیوندی نهانی میان پنج حس است. این نظریه میتواند با نظرمولانا درباره حواس قابل مقایسه باشد. گاهی دیگر حسامیزی حاصل حالت سینستزی در شاعر است. حالتی که احتمالا شاعرانی چون رمبو و ویکتور هوگو تجربه کردهاند. حسامیزی در ادب کهن فارسی نمونه های محدودی داشته است. بسامد ان در سبک هندی افزایش یافته و در شعر معاصر رواج کامل پیدا کرده است. سیر این تحول در مقاله حاضر بررسی شده است.
تفاوت کنایه با ضرب المثل
حوزههای تخصصی:
"کنایه و مثل دو مقوله زبانی- ادبی مجزا و متفاوت و با تعاریف و کارکردهای جداگانه هستند، اما همواره بسیاری از کنایه ها در کتاب های مربوط به ضرب المثل و ذیل امثال فارسی درج و ثبت شده اند و پژوهندگان، مثل نگاران و فرهنگ نگاران، جز معدودی، در آثار خود این دو را در هم آمیخته و به تفاوت های این دو، هیچ اشاره ای نکرده اند.
این مقاله می کوشد به استناد منابع موجود، به رغم دشواری تفکیک این دو، با ملاک های مشخص و عملی تفاوت های کنایه و مثل را نشان دهد.
ابتدا پس از طرح و بحث موضوع و ذکر پیشینه تحقیق، دو حوزه کنایه و مثل را تعریف و ویژگی ها و انواع هر یک را تبیین می کنیم تا کار مقایسه شباهت و اختلاف های این دو به آسانی صورت پذیرد، سپس تفاوت ها و شباهت های کنایه و مثل را مشروح و با ذکر مثال های کافی در چندین حوزه چون ایجاز، تشبیه، استعاره، اندرزگونگی، آهنگ، جنبه تجربی، دلیل آوری، مورد و مضرب، محور جانشینی و دو وجهی بودن بررسی می کنیم. در پایان نمونه هایی از کنایات نزدیک به مثل و امثال کنایه مانند را با ملاک های عرضه شده، از هم تمایز می دهیم.
تا کنون جز اشاراتی پراکنده، به طور مستقل، به موضوع این مقاله پرداخته نشده و این مقاله می تواند در حوزه های مثل شناسی و مثل نگاری در ادبیات عامه و بلاغت و بیان در ادبیات رسمی کاربرد پیدا کند.
"
کشف قدیمی ترین نسخه ی دیوان حافظ توسط دکتر علی فردوسی
حوزههای تخصصی: