فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۵۴۱ تا ۳٬۵۶۰ مورد از کل ۵٬۷۵۷ مورد.
شخصیت پردازی در داستان
ارزش های رمزی و نمادین البرز کوه در جغرافیای اساطیری شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقاله: جنگی چنان و ادبیاتی چنین؟!
حوزههای تخصصی:
نقد دو داستان
از خاک تا خاطره
اوسنه ها و افسانه های مازندران
حوزههای تخصصی:
تحریری دیگر از مرزبان نامه
حوزههای تخصصی:
آبشار: نیروی طبیعت
حوزههای تخصصی:
خارج از طنزیم
حکایت ناتمام
حوزههای تخصصی:
نمادینگی آتش و بازتاب آن در متون اساطیری و حماسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"آتش یکی از عناصر بنیادی، در تکوین هستی و در جهان مادی به شمار میآید.با رویکرد به ارزش و اهمیت آن در زندگی بشر، از دورههای باستان تاکنون، روایتهای اعتقادی و آیینی زیادی را نقل کردهاند.روایتهایی که واقعیتهای زندگی را در دوره باستان تشکیل میدادند؛ولی بعدها به صورت نمادهایی در دورههای پسین درآمدند.رهیافت به نمود و نمادینگی آتش در اسطورهها و بازتاب آن، در متون اساطیری وحماسی ایران، اوستا و شاهنامه فردوسی، هدف این جستار است.
همانگونه که در متن اشاره خواهد شد، «آتش»از دیدگاه روانشناسی نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است؛البته تفسیر این نماد در اسطورهها و رؤیا، بیشتر بر مبنای روانشناسی فروید صورت گرفته است.
از گونههای آتش در اوستا، میتوان از«آتش آیینی»، «آتش نابودکننده(رستاخیز)»و «آتش آزمون»نام برد.از آنجایی که اسطورههای ملتها، در پیوند با یکدیگراند، به تبار مشترک آنها بر میگردد، اسطوره آتش نیز در گذار خود از ملتی به ملتی دیگر، به ویژه ، هند و ایران، دچار همسانی و دگرسانیهایی شده است.آتش در متون اوستا کانون مناسک و نیایشها است.ایزد آتش و آتش بهرام دارای ارزش و اهمیت بیشتری است.شاهنامه فردوسی که پی گیر مفاهیم آتش از دوره باستان و مزدیسنان است، گونههای آتش، به ویژه آتش آزمون، آتشی که برای سیاوش برافروخته شد، در آن نمود بیشتری دارد.روی هم رفته، این متن دربردارنده باورهای آیینی در پیوند با آتش است.سخن آخر این که ریشه این باورمندیها را، در نقش ارزش آتش در زندگی بشر، و در تفکر انسان دوران اسطورهای براساس و بنیاد خیال، باید دانست.
"
شایست ها و نشایست ها در دو حماسه بزرگ جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف از این پژوهش، کاوشی در میزان و چگونگی شایستها و نشایستها، در دو حماسه ایران و یونان است.شاید منصفانهتر این باشد که ارزشها وضد ارزشهای هر قومی در جغرافیا و تاریخ آن قوم واکاوی و بررسی شود؛اما از آنجا که مبنای شناخت ارزشها و ضد ارزشها، مفاهیم انسانی و فرهنگ انسانی است؛بیراه نیست اگر از فاصله سالها و سدهها، اکنون به گذشتهها بنگریم و قضاوت کنیم و آنچه را در خدمت فرهنگ انسانی است، تحت عنوان شایستها و ضد آن را با نام نشایستها دسته بندی کنیم.
این تلاش، برای شناخت شایستها و نشایستهای ایلیاد هومر و شاهنامه فردوسی است و برای این که انصاف را در فضای حماسی لحاظ کرده باشیم؛به بخش پهلوانی شاهنامه توجه خاص داشتهایم. شیوه کار، براساس خوانش دقیق متن دو حماسه و گزینش نمونههایی است که بتواند نمادی از کلیت آن حماسهها باشد.از یافتههای این پژوهش این است که نمونههای شایستها در هر دو حماسه قابل توجهند؛اگرچه در مقام مقایسه، میزان آن در ایلیاد کمتر است؛ضمن این که باید به حجم کمتر ایلیاد نیز توجه کرد.
"
عشق و عاشق و معشوق در غزلیات جمال الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سخن گفتن از عشق هم دل انگیز و دل نشین است و هم سخت و دشوار‘دل انگیز از آن جهت که حدیثش زخمه بر تار دل می زند و نغمه بی قرار جان را به فراسوی زیباترین مطلوب به پرواز درمی آورد و فضای روح رابا شمیم خوشبوی آن عطرآگین می سازد و دشوار از آن رو که عشق پدیده ای نفسانی و روحانی است که جز به وسیله خود عشق به تعریف درنمی آید و محصول تجربیات شخصی است . غزل های جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی بیانگر حالات درونی اوست که از سوز دل عاشقش حکایت می کند و چنان لطیف و دل نشین است که شنونده را هرچند بی ذوق باشد ‘ مفتون می سازد. دراین مقاله سعی برآن گردیده است تاازمیان موضوعات بی شماری که در دیوان جمال الدین وجود دارد‘عشق وعاشق و معشوق در غزلیات وی مورد بررسی اجمالی قرار گیرد. آنچه دراین نوشتار می آید شامل :1- منشأ و تعریف عشق 2-صفت عشق 3- درونمایه عشق 4- فراق و هجران ناشی از عشق و جور و عتاب معشوق به عاشق 5- صفات عاشق و معشوق
تداعی معانی (20)
حوزههای تخصصی: