نویسنده مقاله به شعرهای مدحی در غزل های سعدی می پردازد و شعرهای عاشقانه ممدوح محبوب در میان غزلیات سعدی را از چهارصد غزل بیشتر می داند و میگوید همه آن غزل ها خواندنی و شیرین و شگفتآور هستند. مدحیه های سعدی حکایت از دعا و پند و مصلحتاندیشی دارد و مداحی گزافه گویی در آنها نیست. وی با آوردن چندین غزل مدحگونه و تفسیر آنها به توصیف روش مدحیات سعدی در غزلیاتش میپردازد و آنها را نوعی زیرکی و مصلحتاندیشی شاعرانه میپندارد.
منابعی که در زبان فارسی راجع به ژانر موسوم به «داستانک» تالیف شده، به نسبت داستان کوتاه، بسیار اندک است. داستان نویسان ما به نوشتن داستانک بسیار کمتر از داستان کوتاه روی آورده اند در این مقاله، پس از تعریف نوع ادبی موسوم به «داستانک» نخست وجوه شباهت ساختار داستانک و داستان کوتاه تبیین گردیده و سپس عناصر این ژانر کمیاب، بر شمرده شده است. در بخش بعدی، تحلیل مبسوطی از داستانک «صفحه حوادث» نوشته داستان نویس معاصر علی قانع، به منزله نمونه ای موفق از این شکل ادبیات داستانی، ارایه گردیده است. در این تحلیل، استدلال شده که نویسنده با بهره گیری از توانمندی های این ژانر، توانسته است از برخی واقعیت های اجتماعی آشنایی زدایی کند و در واقع، این داستانک حکم تفسیری نقادانه از فرهنگ مسلط اجتماعی ما دارد که طی آن، نویسنده خو گرفتن به روزمرگی فاجعه و نیز رفتارهای خودمدارانه را مورد موشکافی نقادانه قرار می دهد.
این پژوهش شامل بررسی و مقایسه کاربرد عنصر داستانی طرح یا پیرنگ، در منظومه خسرو و شیرین نظامی و بیژن و منیژه شاهنامه فردوسی است. پس از تعریف مفهوم طرح و بررسی انواع آن از جمله طرح های منطقی و محکم، طرح های سست و غیر معقول، طرح های تاریخی، دینی و اعتقادی و …، به بررسی آن در دو مثنوی مذکور می پردازیم.به دلیل در هم تنیدگی عناصر داستان و توفیق فردوسی در کاربرد برخی عناصر داستانی چون شخصیت پردازی (به سبب ارایه شخصیت های جامع تر، واقعی تر و ملموس تر و با زوایای پنهان و آشکار شخصیتی و جنبه های مختلف انسانی و …)، گفتگو (به جهت ارایه گفتگوهای طبیعی تر، تناسب و هماهنگی بیشتر لحن و گفتار شخصیت ها با روحیات و ذهنیاتشان، عدم امکان حذف گفتگوها و …) و زاویه دید (به دلیل استفاده مناسب و در حد اعتدال از صحنه های نمایشی و فراخ منظر و …) همچنین به هم پیوسته بودن حوادث منظومه بیژن و منیژه و روابط مستقیم حاکم بین آن ها، نسبت به خسرو و شیرین نظامی که داستان را به عرصه ای برای هنرنمایی در بیان و بدیع و تفصیل مطالب مبدل می کند، می توان نتیجه گرفت که فردوسی در کاربرد عنصر طرح، منطبق با معیارهای داستان نویسی معاصر، در مثنوی بیژن و منیژه، توفیق بیشتری نسبت به نظامی در مثنوی خسرو و شیرین دارد.