شاید بتوان گفت عجایب نامه ها نوعی از انواع ادبی است که ریشه در باورها ، سنن و فرهنگ مردم هر منطقه دارد . از دیرباز ناشناخته های عرصه خلقت نظر آدمیان را به خود جلب کرده و آنها را به فکر فرو برده است . آنچه را که به راز آنها پی نبرده و یا به خوبی نشناخته و یا برایش تازگی داشته است تحت عنوان عجایب و غرایب سینه به سینه نقل کرده و چه بسا از نقل آنها لذت نیز می برده است . بعضی از عجایب به افسانه بدل شده اند و پاره ای دستمایه نویسندگان گشته که بر پایه آن آثار ادبی گوناگونی را به وجود آورده اند . جغرافی دان ها و تاریخ نویسان که بهره ها جسته و در واقع کتاب خود را به آنها مزین نموده اند و گاهی مطالبی نیز بر آنها افزوده اند . آذری طوسی نیز آن عجایب و غرایب را دست مایه کار عرفانی و اخلاقی خود کرده و از دیدگاه های متفاوت ، به عجایب نگریسته است . حاصل کار او کتابی است منظوم در قالب مثنوی در بحر خفیف ، به نام "" غرایب الدنیا و عجایب الاعلی "" که مضمونی کاملا عرفانی دارد . این کتاب در اصل باب دوم و سوم کتاب چاپ نشده منظومی است به نام مرآت .
ورقه و گلشاه منظومه عاشقانه ای است با بیش از 2000 بیت در بحر متقارب، که عیوقی آن را ظاهرا در حدود قرن ششم هجری سروده است. در آغاز این منظومه، شانزده بیت در ستایش پروردگار و رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به شرح ذیل آمده است: 1 به نام خداوند بالا و پست که از هستیش هست شد هرچه هست 2 فروزنده شمسه خاوری برآرند طاق نیلوفری 3 معطر کن باد عنبرنسیم نظام آور کار در یتیم 4 نه پیکر نگارنده پیکران نه اختر برآرنده اختران 5 جهاندار بخشنده کامکار خداوند بیچون پروردگار 6 گر از خاک ره بر نگیری سرم روم مصطفی را شفیع آورم 7 سلام من العالم الحاکم علی روضه المصطفی الهاشمی 8 شفیع امم خاتم انبیا پهر رسالت مه اصفیا 9 کلید در گنج رب جلیل امام هدی در درج خلیل 10 شه آسمان قدر و سیاره جیش مه هاشمی آفتاب قریش 11 هزاران درود از جهان آفرین سوی روضه سیدالمرسلین 12 الهی چو امیدوارم به تو برآور اومیدی که دارم به تو 13 رهی پیشم آور که در هر قدم زنم دم بدم در رضای تو دم 14 درآموز شکرم چو بخشیم گنج صبوریم ده چون فرستیم رنج 15 زشرم گنه آبروین مبر چو خاکم زتقصیر من در گذر 16 توقع همین دارم ای کردگار که در رستخیزم کنی رستگار
"مقالة حاضر ترجمهای است از پژوهش میدانی فیلیپ تگ در زمینة موسیقیشناسی قومی.
این پژوهش با انتخاب و پخش 10 قطعه موسیقی فیلم (بدون تصویر) برای پاسخگویان سوئدی، نروژی و امریکایی، انجام شده است و هدف آن بررسی میزان انطباق مفاهیم تداعیشده توسط پاسخگویان با مفاهیم مورد نظر فیلمهای مزبور بوده است.
نویسنده در نهایت به این نتیجه میرسد که، موسیقی میتواند بر تجربة دیداری و شنیداری مخاطب اثر بگذارد. یعنی مفاهیمی غیر از آنچه در واقعیت میبیند به او القا کند. زیرا تماشای یک تجربه هنگامی که با موسیقی مناسبی درآمیخته میشود، تأثیر کاملاً متفاوتی، بر نمادهای دیداری یا شنیداری ما میگذارد.
موسیقی مخاطب را بر آن میدارد که دربارة دیگر انسانها، مکانها، فعالیتها و اشیاء بهگونهای دیگر بیندیشد.
موسیقی، عقاید، نگرشها و احساسهای یک جامعه را دربارة عشق، نفرت، سوءظن، حسادت، قدرت و ضعف به سایر جوامع منتقل میکند. بنابراین به جای بررسی قومشناسانة موسیقیها باید موسیقیشناسی اقوام را دریافت.
"
امروزه ناقدان ادب ، شعر را به چهار نوع اصلی تقسیم می کنند که عبارت است از : 1-شعرحماسی 2- شعر نیمایی 3- شعر غنایی 4- شعر تعلیمی . برای تعیین نوع ادبی مناجات به تعریف آن ، توجه می کنیم که عبارت است از : " راز و نیاز بنده و بیان عجز و نیاز او به پیشگاه خداوند که با صفای قلب و رقت احساس ، انجام می شود ". از آنجا که از راز و نیاز با خداوند ، مایه های قوی احساسی و عاطفی وجود دارد ، ماهیت مناجات از دیدگاه انواع ادبی " غنایی" است ؛ اما با توجه به آنکه مناجاتهای منظوم فارسی بیشتر با نوعی آموزش ، همراه است ، آن را غنایی – تعلیمی می نامند . عواطف حاکم بر مناجات های فارسی ، همان احساس عجز و نیاز در برابر خداوند و امید به عفو و رحمت اوست .
همانطور که در مقاله پیشین گفته آمد ، شاعران حکیم ، در اشعار خود ، به بیان حکمت های الهی و انسانی در بلندای زندگانی این جهانی ، برای نیکوتر شدن حال آیندگان در طول زمان ، کوشیده اند و در مضامین شعر عربی و فارسی مشترکاتی را می نگریم که می رسانند این معانی در شرق رواج داشته و پارسی گویان و تازی پردازان حکمت آموز ، در هر سرزمینی که بوده اند بدان معنی توجه داشته اند . و شاعرانی چون شیخ ابوالفتح البستی و دقیقی و ابو الطیب المتنبی و موسی الحداد البلخی و افصل المتکلمین سعدی شیرازی ، زبان به سحر حلال گشوده اند و بر جلوه آن حقائق فزوده اندکه ان من الشعر الحکمة و ان من البیان لسرحا نگترنده نیز به ترجمه و شرح و تحلیل منثور و منظوم این حکمت ها پرداخته است تا کواکب آن معانی زیبا در آسمان دلها فروزانتر گردد. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.