نبرد رستم با کک کوه زاد، یکی از چند داستان مشهور دوران کودکی رستم است که در آن از دلاوری های او سخن رفته است. از این داستان، دو روایت منظوم بلند و کوتاه در دست است. روایت بلند آن همان است که در بخش ملحقات شاهنامه چاپ کلکته دیده می شود و بارها در ایران به صورت جداگانه و یا در بخش ملحقات شاهنامه ها، انتشار یافته که مبنای همه این چاپ ها، همان چاپ کلکته بوده است. امّا روایت کوتاه داستان کک کوه زاد تاکنون پیرایش و تصحیح نشده است. در این مقاله پس از معرّفی روایت کوتاه این داستان که با عنوان «کک کوه زاد نامه» از آن نام می بریم، به بررسی چهره اسطوره ای کک کوه زاد می پردازیم. سپس با آوردن شواهدی چند، نشان می دهیم که روایت کوتاه نبرد رستم با کک کوه زاد، از روایت بلند آن کهن تر و متقدّم تر است.
پژوهش حاضر، با هدف بررسی وجوه تشابه و تفاوت میان مراثی محتشم و شریف رضی و بررسی مضامین و قالب های مراثی این دو شاعر انجام گرفته است.روش پژوهش، از نظر هدف، نظری و از نظر ماهیت، توصیفی و تحلیل محتوا و شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات، کیفی است. شاعران مورد نظر، باتوجه به اوضاع سیاسی و مذهبی عصر خویش، به سرودن مراثی و یاد کردن از قیام امام حسین (ع) روی آوردند؛ و بیشتر از اینکه به شجاعت و قیام امام حسین (ع) توجه کنند، به تبیین مظلومیت های آن امام همام دست زده اند. با وجود تشابه در موضوعاتی چون تشنگی، کربلا، شهادت، مقام و منزلت درمیان مراثی این دو شاعر، شایان ذکر است که محتشم به مضامینی مانند محرم، قیامت، شفاعت و سوگواری توجه کرده است و سیدرضی علاوه بر این مضمون ها به عاشورا، ظهور منتقم (امام زمان (عج)) و غریبی و مظلومیت نیز توجه داشته است. این شاعران احساسات و افکار خود را در قالبهای ترکیببند و مثنوی و قصیده با زبانی ساده بیان کرده اند.چکیده عربی:هذا المقال بعنوان دراسة مقارنة بین مراثی الإمام الحسین (ع) فی دیوانی محتشم کاشانی والشریف الرضی یهدف إلی دراسة المشابهات والمفارقات بین مراثی محتشم والشریف الرضی، وکذلک دراسة الشکل والمضمون لدی الشاعرین؛ وذلک بأسالیب نظریة من حیث الأهداف وأسالیب وصفیة وتحلیلیة من حیث الماهیة. وکلا الشاعرین یتطرقان إلی إنشاد المراثی وذکر الثورة الحسینیة والتعبیر عن الظلم الذی جری علی ذلک الإمام الهمام، وفقا للأوضاع السیاسیة والطقوس المذهبیة فی عصریهما.وإلی جانب المضامین المشترکة فی مراثی الشاعرین کالعطش، والکربلاء، والشهادة، والقدر والمکانة؛ هناک مضامین انفرد بها کلّ من الشاعرین، إذ نری محتشم کاشانی یعالج المحرم، والقیامة، والشفاعة، والعزاء؛ بینما نری الشریف الرضی یعتنی بالعاشوراء، وظهور المنتقم (إمام العصر)، والغربة، والمظلومیة. عبّر الشاعران عن أحاسیسهما، وأفکارهما فی أشکال معینة کالترکیب بند، والمثنوی، والقصیدة بلغة جزلة.
داستانهای کوتاه رئالیستی صادق هدایت از زوایای مختلف قابل نقد و بررسی است. چون این داستانها با مبانی نظریّات روانکاوانه فروید و یونگ، بیشتر قابل انطباق بوده ، تحلیل آنها از این زوایا، هم بیشتر مورد توجّه پژوهشگران واقع شده است؛ امّا این داستان ها در حوزه روانشناسی انسان گرا ( humanistic psychology ) و به ویژه با تکیه بر نظریه آبراهام مزلو هم قابل بررسی است. پژوهندگان در این جستار با مبنا قرار دادن همین رویکرد، به بررسی شخصیّت های اصلی در ده داستان کوتاه صادق هدایت پرداخته اند. بر اساس نتایج این پژوهش، چون محیط رشد و بالندگی قهرمانان این داستان ها؛ یعنی جامعه ایران در اواخر عهد قاجار و اوائل عصر پهلوی، واجد شرایط لازم برای پرورش و بالندگی استعدادهای نهفته افراد، در جهت نیل به شکوفایی و کمال نبوده است؛ لذا قهرمانان این داستان ها، اغلب آدم هایی درون گرا، منزوی، روان رنجور و شکست خورده اند که نمی توانند به خودشکوفایی برسند.
بوف کور یکی از مشهورترین داستان های ادبیات معاصر فارسی است که تا کنون شرح و نقدهای بسیاری برای کشف معانی نهانی ان شده است. با این حال علی رغم اختلاف نظرهای مختلف و متعدد مفسّران و منتقدان بوف کور، می توان گفت که همة ایشان براین قول اتفاق نظر داشته اند که دو پارة بوف کور به نوعی تکرار یکدیگرند. علاوه براین می شود گفت تقریبا قریب به اتفاق اکثر این شرح ها با استفادة از نقد روان شناختی به تحلیل اثر پرداخته اند. در حالی که نگارندگان با عنایت به دو نکتة فوق تلاش کرده اند که با تحلیل استعاره های مفهومی که هدایت در این دو قسمت به کاربرده، از طریق «نظریة استعاره مفهومی» فراتر از استدلال های روان شناسانه ای که ناقدان این اثر داشته اند به کشف شبا هت ها و تفاوت های این دو قسمت بپردازند تا در نهایت به نگاهی جدیدتر و متفاوت از آنچه تا کنون ذکر شده، دست یابند و ثابت کنند که هدایت با وجود کاربرد شباهت های فراوان در این دو پاره، بینش های متفاوتی را در هر یک دنبال می کرده است.در نهایت نویسندگان به این نتیجه می رسند که هدایت در پارة اول داستان بر اساس استعاره هایی که به کار برده نگاهی امیدوار و مثبت به زندگی دارد و در قسمت دوم این دید جای خودش به ناامیدی و میل به مرگ می دهد
بررسی تعامل بین ادبیات و جنگ تحمیلی، علاوه بر نشان دادن بستر های اجتماعی و سیر تحول این تعامل، منتقدین ادبی را در درک بهتر آثار این دوره و شناخت رسالت ادبیات دفاع مقدس کمک می کند. در این مقاله سعی شده است با بررسی گفتمان شعر جنگ تحمیلی از منظر جامعه شناسی، نحوه انعکاس تحولات اجتماعی در شعر جنگ-حد فاصل سال های 1359 تا 1367 هجری شمسی-نمایان گردد. این بررسی حاکی از این است که گفتمان شعر دفاع مقدس را می توان به طور کلی به دو شاخه ایدئولوژیک و انسانی-انتقادی تقسیم کرد. در گفتمان ایدئولوژیک که خود بر اساس لحن کلام شاعر به انواعی نظیر شعاری-شورانگیز، حماسی-ملی، حماسی-عرفانی، نوستالوژیک و ... تقسیم می شود؛ آنچه بیش از هر چیز نمایان است؛ جایگاه ایدئولوژی انقلاب و ارزش های بر آمده از آن در ذهن و زبان شاعر است. در حالی که در گفتمان انسانی-انتقادی بیشتر با نگاهی انسان شناسانه، فراملی و ساختارشکنانه نسبت به پدیده جنگ مواجه هستیم.
کتاب سفینه قهرمانیه مقتلى است به نثر مسجع آمیخته به نظم، ازآثار دورهء قاجار نوشتهء قهرمان خان قهرى ملایرى (م 1372ه ق) که هم نویسنده و هم اثر او- که به گونهء مجالس و به نثر فنى و موزون است- به علل گوناگون ناشناخته مانده است. در این کتاب حادثهء شگرف و بى نظیر قیام خونین امام حسین (ع) و حرکت آن امام همام از مدینه به طرف کوفه و وقایع روز عاشوراى شصت و یک هجرى به تفصیل و باکلامى حزین و استوار بیان شده است. نثر و شعر این کتاب نمونه اى از آثار خوب دورهء بازگشت ادبى است.
تعلیم و تربیت یکی از برجسته ترین درونمایه ها و اغراض شعر فارسی است. این نوع ادبی، بیش از دیگر انواع، ذهن و زبان شاعران و سخنوران ادب فارسی را به خود مشغول کرده است. وحشی بافقی علیرغم اینکه شاعری وقوع پرداز بوده و عنصر غالب اشعار او عشق است ولی بخش عمده ای از ابیات و اشعار خود را چه در خلد برین که اثری تعلیمی اخلاقی است و چه در دیگر منظومه ها و قالبهای شعری اش به موضوع تعلیم و تربیت اختصاص داده است. او مدتی به مکتب داری اشتغال داشته و پاره ای از موازین و شیوه های تعلیم و تربیت که در نظر مربیان امروزی این فن نیز پذیرفته شده است در اشعارش انعکاس یافته است. مهمتر از آن، تبیین مفاهیم و فضایل دینی و اخلاقی چون قناعت، جود و بخشش، عدل و انصاف و تحسین آنها و تشریح رذایل اخلاقی چون تظاهر، کبر، حرص و حسد و تحذیر از آنها، از جمله موضوعاتی است که جنبه تعلیمی و اخلاقی شعر او را برجسته کرده است. در میان مفاهیم اخلاقی و ارزشی، مباحثی نه چندان دلپسند چون تن دادن به حقارت و ذلت نیز در شعر او به چشم می خورد که شاید این امر بیشتر ناشی از پیروی او از سنن ادبی رایج در شعر فارسی باشد. این مقاله بر آن است که دیدگاه های اخلاقی و تربیتی وحشی را با استناد به اشعار وی بررسی و ارزیابی کند و بسامد آنها را به شکل جدول و نمودار بر اساس روش تحلیل آماری نشان دهد.
در این مقاله کوشش بر آن است که فرهنگ عمومی و ارتباطات اجتماعی ایرانیان، که رفتارهای فراوانی مبتنی بر فرهنگ عمومی را در خود دارد، از نگاه سفرنامه نویسان اروپایی که در دوره های قاجار و پهلوی به ایران سفر کرده اند، بررسی شود.
در ابتدا، به اهمیت این دو دوره در تاریخ معاصر ایران پرداخته می شود، سپس به تاریخچة کوتاهی از سیروسیاحت در ایران اشاره می شود. بخش بعدی نیز به سفرنامه ها و سفرنامه نویسان اروپایی دورة قاجار و بررسی نظرات آنان اختصاص دارد. ضمناً با توجه به نقش اساسی زبان و ادبیات فارسی در فرهنگ عمومی ایرانیان بخشی مستقل به این موضوع می پردازد.
در واپسین بخش نیز، با بررسی اجمالی عصر پهلوی، دیدگاه ها و نظرات سفرنامه نویسان دربارة فرهنگ عمومی و ارتباطات اجتماعی ایرانیان بررسی می شود. نتیجه گیری و جمع بندی مباحث طرح شده هم در انتهای مقاله آمده است.
تردیدی نیست که روش گفتگوی ادبی از عناصر اصلی داستان نویسی کوتاه است که خود از فنون مهم ادبیات داستانی در عصر حاضر به شمار می رود.از این رو در این مقاله داستان های کوتاه بانو املی که یکی از برجسته ترین داستان نویسان معاصر لبنان است بررسی گردیده و به دلیل ضرورت آشنایی با نویسنده درابتداء ، مجموعه آثار وی به روش توصیفی و به اختصار معرفی شده و سپس شواهدی از داستان های او بیان گردیده است تا دو ویژگی «واقعیت سان بودن» و «باور پذیری» که مهمترین ویژگی های نگارش داستان کوتاه هستند در آثار این بانوی نویسنده آشکار شود. آنگاه با اشاره به امتیاز حضور نویسنده در متن به عنوان راوی ، در اغلب داستان های کوتاه وی اهمیت آن در کاربرد گفتگوی ادبی ذکر گردید و در ادامه اسلوب گفتگو و شیوه نگارش آن تعریف شدو با توضیح روش های تک گویی ، مثال هایی از داستان های بانو املی انتخاب و روایت گردید که در نتیجه آن ، دونوع کاربرد روش تک گویی در آثار این بانوی لبنانی آشکار شد.
این پژوهش در پی بررسی موضوع عشق درداستان خسرو و شیرین نظامی، براساس دیدگاه های گیدنز، دانینو و مری ایوانز است. مسئله اصلی آن، پاسخ به این پرسش است که مفاهیم و ویژگی های عشق در نظریه های غربی را ، تا چه میزان می توان با انواع عشق در این داستان تطبیق داد؟ گیدنز، سیر تحول مفهوم عشق در غرب را، برمبنای تاریخ عشق، بر سه گونه تقسیم می کند: 1. عشق شورانگیز؛ 2. عشق رمانتیک؛ 3. عشق سیال. دانینو ،عشق را نوعی همزیستی میل جنسی و عاطفی می داند. ایوانز نیز دو گونه تجاری و رمانتیک آن را متمایز می سازد. نظامی ، در داستان خسرو و شیرین، چندین داستان را با محوریت عشق در هم تنیده که می توان آن را به شش دسته تقسیم کرد: 1. عشق عاشق به معشوق؛ 2. عشق معشوق به عاشق؛ 3. عشق یک سویه؛ ۴. عشق مصلحتی و سیاسی؛ ۵. عشق هوسناک و انتقام جویانه ؛ ۶. عشق ممنوع و شیفتگی بیمار گونه . با تأمل دراین داستان ، عشق خسرو به شیرین و برعکس ، از گونه عشق شورانگیز در نظر گیدنز و حقیقی و عرفانی است. عشق فرهاد به شیرین، عشق رمانتیک؛ عشق مریم و خسرو، عشق مصلحتی و سیاسی از دید ایوانز است. دو گونه دیگر،عشقی آمیخته به هوس و گناه و محکوم به مرگ است.
یکی از ویژگی های سروده های شفاهی اقوام آریایی- هندواروپایی، کاربرد صفت های هنری در آثار حماسی و دینی آن هاست. با پژوهش در سنت های زنده نقالی یوگسلاوی و تطبیق نتایج به دست آمده با ویژگی های ایلیاد و ادیسه، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که این صفت ها همراه با نام شخصیت ها، فرمول هایی را شکل می دهند که هومر آن ها را از سنت شعری پیش از خود فرا گرفته بود و برای پر کردن وزن اشعار از آن ها استفاده می کرد. در یشت های اوستا نیز کاربرد فرمول اسم-صفت هنری، نشان از استفاده از این تکنیک در سروده های ایران باستان دارد؛ سروده هایی که پس از نگارش شیوه های ادبیِ سنتِ شفاهی، به همان شکل در آن ها حفظ شده است. با دقت در شاهنامه فردوسی، فرمول های اسم-صفت هنری را به وضوح می بینیم و با توجه به شواهدی می توان گفت این فرمول ها زاده ذهن خلاق فردوسی نبوده اند بلکه به احتمال فراوان از منبع فردوسی یعنی شاهنامه ابومنصوری که ترجمه خداینامه پهلوی بوده، اخذ شده اند. از این رهگذر می توان نتیجه گرفت که خداینامه پهلوی احتمالاً بر اساس سروده های شفاهی تحریر شده بوده و این قابلیت را داشته که داستان های مختلف آن پس از نگارش در مجالس گوناگون توسط خنیاگران و قوّالان خوانده شود.
طبقه بندی آثار ادبی به گونه ها، مثل: حماسه یا تراژدی، را نگرش نوعی به ادبیات می نامند. از زمان ارسطو تا کنون، نگرش نوعی از مفاهیم عمده نظریه ادبی بوده است. بخش اعظم ادبیات جهان و نقد آن بر پایه اعمال طبقه بندی نوعی هر اثر ادبی و تعیین درجه سازگاری آن اثر با ویژگی های نوعی بوده است. گویی بدون طبقه بندی نوعی یک اثر ادبی، خواننده یا ناقد راهی به درون آ ن نمی یابد.اما در دهه های اخیر، طبقه بندی انواع با توجه به روشهای بیانی نوین و ظهور وسایل ارتباطی چون تلویزیون و فیلم و غیره که خود علاوه بر به کارگیری انواع سنتی ادبی، مبتکر دیگر انواع بیانی نوین هستند، طبقه بندی سنتی را که منشا آن ارسطویی است - مورد شک و تردید قرار داده است. این امر باعث پدیدار شدن تفاسیر و برداشت های جدیدی از هر کدام از انواع ادبی گشته و طبقه بندی تازه ای را به وجود آورده است. این تحول نه تنها دیدگاه سنتی را دچار چالش و دگرگونی کرده است، بلکه مباحث تندی را در باب مفاهیم کلیدی این روش به ویژه پدیده تداخل و ترکیب انواع گوناگون در یک اثر ایجاد کرده است. امروزه انواع ادبی دیگر مطلق و ثابت تلقی نمی شوند، بلکه تحت تاثیر تحول و تکامل تاریخی، نظام های نوعی در ادبیات، جامعه شناسی انواع، و رابطه انواع ادبی با جنسیت مورد بحث قرار می گیرند. نتیجتا، در عصر حاضر ویژگی های نوعی آثار ادبی به عنوان پدیده های تاریخی و نسبی تلقی می شوند.
ازوپ، افسانه پردازی است که نام او با حکایات ِاخلاقی حیوانات عجین شده و به عنوان پدر فابل در غرب شناخته شده است. گرچه از زندگی او اطلاع دقیقی در دست نیست اما حکایات باقی مانده از او هم چنان مورد توجه همگان است.
اغلب ۲۰۸ حکایت تعلیمی از افسانه های ازوپ در زمره فابل (= تمثیل حیوانی) قرار دارند که در آن ها هر حیوان، مثل یک تیپ از مردم است. افسانه های ازوپ مربوط به حدود قرن ششم قبل از میلاد است. شخصیت های حکایات ازوپ را حیوانات، گیاهان، انسان ها و خدایان تشکیل می دهد. به طور معمول، در پایان بیشتر این حکایات که نقش پردازان عمده آن حیوانات هستند، پندهایی بیان می شود. برخی از مضامین و محتوای آثار سعدی عیناً در افسانه های ازوپ دیده شده یا قابل تطبیق با کلمات و عبارات وی است. این می تواند از باب «توارد» یا «تأثیر و تأثر» باشد. از آن جا که فضایل و رذایل اخلاقی ریشه در ذات انسان دارد و تقریباً در تمام فرهنگ ها و زبان ها، مورد پذیرش همگان است، بسیاری از مفاهیمی که در افسانه های ازوپ آموزش داده شده در آثار سعدی هم به آن پرداخته شده است. مضامین ِآثار سعدی هم چون افسانه های ازوپ فضایل و رذایل اخلاقی را شامل می شود. در مجموع از میان حکایت های ازوپ، ۳۹ حکایتِ آن با بن مایه های شعر سعدی همسانی دارد و قابل تطبیق است. هدف مقاله حاضر بررسی و تحلیلِ حکایت های ازوپ با مضامین و درونمایه مشابه درعبارات و اشعار سعدی است.