فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۴۱ تا ۳٬۰۶۰ مورد از کل ۵٬۷۵۷ مورد.
ادبیات نمایشی: کورش منجی: روایتی برای یک فیلم بلند
منبع:
حافظ مهر ۱۳۸۶ شماره ۴۵
حوزههای تخصصی:
بر لب گور خراب خویش (کاربرد تربیتی طنز)
حوزههای تخصصی:
آیا فرهنگ شیرازی طنز می پرداخت؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میرزا ابوالقاسم فرهنگ شیرازی (1242-1309 ق)، ادیب، شاعر، نویسنده، مترجم، فرهنگ نویس، خطاط، و صورتگر چیره دست عصر قاجار، چهارمین پسر ذوفنون شاعر و خطاط شهیر، وصال شیرازی است و دیوان، فرهنگ فرهنگ، شرح حدائق السحر، اخبار سلسله وصالیه، و ترجمه البارع فی احکام النجوم از آثار ارجمند اوست. در برخی از منابع، آثاری طنزآمیز یا سراپا طنز به فرهنگ نسبت داده شده است. اما نگارنده از بن تردید دارد که فرهنگ فکاهه و طنز هم پرداخته باشد. از این روی بر آن شد که، با طرح موضوع، به جستجوی حقیقت برخیزد مگر به کرامت صاحبان نظر- به ویژه رازدان سرمایه های ایران شناسی، استاد ایرج افشار- و فضلای اهل خاندان پرمایه وصال، اسناد و اخباری به دست آید که از رخسار حقیقت پرده بگشاید.
کنج سرای خالی (نگاهی به پیشینه شعر طنز کرمان)
حوزههای تخصصی:
آیین بزرگی (دادبه پارسی (ابن مقفع)) (گفتار چهارمین پند و اندرزهای گوناگون)
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۲۰
حوزههای تخصصی:
جاذبه و افسون هزار و یک شب (رموز فراموش شده)
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۶
حوزههای تخصصی:
بررسی دلایل برتری شاهنامه بر گشتاسپ نامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سیاوش در تاریخ داستانی ایران (پس از اسلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله درباره یکی از مهمترین و محوری ترین شخصیتهای شاهنامه- سیاوش- است. داستان اندوهناک سرگذشت سیاوش بخش مهمی از شاهنامه را به خود اختصاص داده به گونه ای که تاثیر آن بر حوادث و داستانهای بعدی شاهنامه انکار نشدنی است. می توان به قطع اذعان کرد که زیباترین و گیراترین داستان شاهنامه است که فردوسی بر اساس اصول تراژدی و داستان نویسی آن را به رشته تحریر درآورده است. در این نوشتار به بررسی نقش آیینها در داستان سیاوش پرداخته شده است. ردپای بسیاری از آیینهای کهن در داستان قابل تشخیص است که استاد سخن بخوبی از عهده ادای معنای آن در قالب تراژدی جذاب و ماندگار برآمده است؛ آیینهایی که تا به حال نیز در قالب رسوم و سنتهای نوروزی مانند حاجی فیروز و سوگ سیاوش در جامعه جریان دارد. سیاوش نه تنها شخصیتی اساطیری بلکه شخصیتی دینی است که در بسیاری از متون دینی کهن مانند اوستا و بندهشن و... به وی اشاره شده است. پژوهش پیش رو سعی می کند در حد امکان به بررسی آیینهای مرتبط با سیاوش: «حاجی فیروز»، و «سوگ سیاوش» و ارتباط سیاوش با خدای شهید شونده نباتی در تمدن بین النهرین )دموزی( بپردازد.
حنا در هرمزگان
استدراک بر «آیا فرهنگ شیرازی طنز می پرداخت؟»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقتی از اوقات، شدت فقر و کمال عسرت مقتضی شد که عریضه ای به دربار معدلت مدار معدلت آثار حضرت ضل اللهی - روح العالمین فداه - عرض کنم. نسخه فهرست را در این نامه برنگارم، که کمال فضل و بلاغت من خوانندگان را معلوم شود. صورت فهرست: عرضه داشت کمترین بندگان و بدترین مردگان و زندگان، حاسد علما، فاسد قدما، کاسد مساجد، یادگار والد ماجد، عمده العلما، فضله الفضلا، مضل المومنین، مخل المسلمین، صاحب ریش سفید، هاشم بن المفید - تحرسه اله عن غفرانه و تغمده بلهبات نیرانه - آنکه این داعی از زمان صباوت و سادگی تا اوان غباوت و افتادگی پیوسته به تحصیل علوم میلی بغایت داشتم و دقیقه ای از عمر خود مهمل نگذاشتم و با سعی جمیل در زمان قلیل علوم بسیار بیاموختم و خزاین هنر بیندوختم چنانچه در سن بیست سالگی - بعون اله تعالی - تمام هجی را از حفظ کردم و در این مرحله از اطفال دبستان بلکه از اغیال شبستان گوی سبقت بر بودم. آنگاه به علوم دیگر پرداختم. پس سال ها زحمت کشیدم تا از صرف حرفی نیافتم به سوی نحو شتافتم. چندی در خدمت قطب الاقطاب نصیر مومن خان رنج بیهوده بردم تا جمیع مطالب نحو از خاطرم محو شد. منطق را در خدمت ابوالبهایم قاید زکی دشتیانی بورزیدم و نفهمیدم و، در علم معانی، تشریح الافلاک شیخ چنگیز را در خدمت فخر المحققین و ذخر المدققین جمال بهارلو خواندم. یک دوره اصول خارج را در خدمت شیخ الاسلام کمارج ولی خان ممسنی حاضر شدم. فقه استدلالی را از مصاحبت ابوالمعالی حق نظر ارمنی تکمیل دادم. علم موسیقی را از منصور دوانیقی فرا گرفتم. کتاب مجسطی را در خدمت زال خان خشتی مباحثه کردم. شرح لمعه را از بالیوز مسقط اصغا نمودم. کشکول حمداله مستوفی را در خدمت آقا یور قلی رامجردی خواندم تا طبیبی حاذق شدم . هراکلوس شیخ اشکبوس را در خدمت حسین خان سگچران دیدم تا در علم ریاضی از استادان ماضی گذراندم. جفر را در خدمت ضابط خفر آموختم. و ادب را از حاجی بسطام عرب فرا گرفتم. از علم سلوک مفوک شدم، و در علم اکر پکر ماندم. در علم اخلاق از زمره فساق شدم و درعلم حکمت اشراق از اهل رستاق محسوب شدم تا اینکه - بعون اله - در هر فنی یک فن و در هر انجمنی سنگ یک من.
تسامح در تلمیح به داستان های حماسی و ملی در شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر با هدف نشان دادن تسامح در تلمیح به داستان های حماسی و تحلیل دلایل آن، نگاشته شده است. برای این منظور ابتدا شاهنامه فردوسی - که ماخذ اصلی داستان های ملی است - مطالعه شد تا صورت دقیق و جزییات روایان آن بررسی شود. سپس عمده ترین متون نظم فارسی از منظر اشاره به داستان های این اثر ارجمند به مطالعه گرفته شد که از میان تلمیحات موجود در آن ها، حدود شانزده تلمیح ناصحیح استخراج شد. حاصل این بررسی ها دست مایه اصلی نگارنده در مقاله حاضر بوده است. انبوه داستان های اسطوره ای و صعویت احاطه شاعر بر همه آن ها، تنوع منابع داستانی، کم اهمیتی یا بی اهمیتی شکل صحیح داستان، وجود روایت های متفاوت از داستانی واحد، از دلایل عمده تسامح در تلمیحات ذکر گردیده است.
به هم بخندیم (آیا اخلاق می تواند بر طنز حکمروایی کند؟)
حوزههای تخصصی:
خنده سازی (نگاهی به نهادهای فعال در عرصه طنزآوری)
حوزههای تخصصی:
چنین ترجمه کنند بزرگان
ادبیات کودکان وسانسور(اهمیت زبان مادری با تاکید بر زبان کردی، گویش کردی جنوب}کلهری، فیلی، لکی)
حوزههای تخصصی:
موضوعی که در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار می گیرد ادبیات کودکان است . پر واضح است که در این منطقه زبانی از کشور نمی توان از ادبیاتی به اسم ادبیات کودکان سخن گفت. واقعیت این است که با وجود محدودیت های کمی و کیفی در عرصه تولید آثاری از قبیل شعر و داستان در این زمینه(جدای از بحث فولکلور) اساس وجود ادبیات کودکان در حوزه ی زبانی کُردی جنوب زیر سئوال می رود.لذا این مطلب به علل و عواملی که باعث ایجاد ضعف ساختاری و عدم شکل گیری ادبیات کودکان در این منطقه شده است خواهد پرداخت. پاره ای از این عوامل ریشه اجتماعی دارد که هم به عنوان محرک و مشوق افراد برای ورود به این عرصه و هم به عنوان بستر زبانی مهیا برای تولید آثار در این زمینه نقش ایفاء می کند. پاره ای دیگر از این عوامل نیز به نظام فرهنگی ما برمی گردد به طوری که حتی اگر جامعه را پذیرا و مهیای این موضوع بدانیم در صورت عدم وجود یک برنامه منسجم فرهنگی و حمایت درست اقتصادی در این حوزه همچنان با مشکل مواجه خواهیم بود. این مقاله به تمامی دغدغه های ذهنی جامعه ما در این حوزه نمی پردازد، بلکه صرفاً به گوشه ای از آن ها اشاره ای گذرا داشته و بیشتر با هدف ایجاد سوال و طرح موضوع در این زمینه نگاشته شده است.