فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۴۱ تا ۹٬۵۶۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
منبع:
زبان پژوهی سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۴
115 - 144
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر تدریس چندرسانه ای بر روانی، صحت، و پیچیدگی در نگارش زبان آموزان ایرانی در دو بستر نگارش مشارکتی و انفرادی پرداخته است. برای یافتن پاسخ پرسش پژوهش مبنی بر اینکه آیا تدریس چندرسانه ای تأثیری در پیچیدگی، صحت، و روانی نگارش انفرادی و مشارکتی زبان آموزان زبان انگلیسی سطح متوسط ایرانی دارد یا خیر، مقاله حاضر با مدل شبه تجربی پیش آزمون-پس آزمون انجام شد. به این منظور، 60 زبان آموز زن و مرد از میان 100 نفر بر اساس عملکردشان در آزمون تعیین سطح آکسفورد (Allan, 2007) انتخاب شده و به دو گروه تجربی تدریس چندرسانه ای انفرادی و گروهی دسته بندی شدند. سپس، هر دو گروه مقاله ای توصیفی به عنوان پیش آزمون نوشتند، در هشت جلسه تدریس چندرسانه ای شرکت کردند و در پایان هم مقاله توصیفی دیگری به عنوان پس آزمون نوشتند. این مقاله ها با استفاده از فرمول های اسکیهان و فاستر (Skehan & Foster, 1996) ویرایش شده و نمره های به دست آمده وارد اس.پی.اس.اس شد. نمره ها با استفاده از یک تحلیل واریانس چندمتغیره و سه تحلیل واریانس دوسویه سنجش مکرر تحلیل شدند. یافته های به دست آمده نشان داد که تدریس چندرسانه ای تأثیر قابلِ توجهی در بهبود عملکرد زبان آموزان هر دو گروه در پیچیدگی، صحت، و روانی نگارش داشته است. بنابراین، دست اندرکاران آموزش می توانند در مورد بهره گیری از آموزش چندرسانه ای برای بهبود پیچیدگی، صحت، و روانی نگارش انفرادی و مشارکتی زبان آموزان تصمیم های مهمی بگیرند.
همگونی همخوان ها در زبان ترکی زنجان: رویکرد هندسه مشخصه های واجی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی فرآیند همگونی همخوان ها در زبان ترکی زنجان می پردازد و برای نخستینبار آنرا در چارچوب نظریه هندسه مشخصه ها توضیح می دهد. در این پژوهش مشخصه هایی که به طور مرتب و عمدتا درگیر فرآیند همگونی همخوان با همخوان در زبان ترکی گونه زنجاناست مشخص می شود. مسئله پژوهش حاضر قابلیت تبیین فرایند همگونی در زبان ترکی زنجان بر اساس هندسه مشخصه های واجی است و اینکه یافته های زبان ترکی چه پیامدهایی برای نظریه هندسه مشخصه ها به همراه دارد. برای نیل به این مقصود با توزیع پرسشنامه به گویشوران و جمع آوری داده ها از کتب مختلف و با اتخاذ الگوی هم آمدگی- محور به تحلیل داده ها پرداخته شد. نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که فرایند همگونی همخوان ها درزبان ترکی زنجان و در چارچوب نظریه هندسه مشخصه های واجی، قابل تبیین است و اکثر همگونی ها در شیوه تولید صورت گرفته و منجر به همگونی کامل می شوند.
Causes of Boredom in Language Classrooms and Students’ Coping Strategies: A Case in Vietnam(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Emotions are well-documented to influence behaviors, learning process, and learning outcomes. Boredom, a negative emotion, can affect students significantly in academic settings. This case study explores the causes of students’ boredom in foreign language classrooms and their coping strategies. Data were collected through semi-structured interviews with twenty English-majored juniors learning Chinese as an additional required language at a university in Vietnam. Results showed that boredom in English language and Chinese language classrooms could be classified into four broad categories: lesson-related, teacher-related, student-related, and others (e.g., learning environment). As the students reported, task diversity, teachers’ sense of humor, and students’ motivation were supposed to reduce boredom in language classrooms. To overcome this negative emotion, the students used various facilitative and debilitative strategies. They positively attempted to mitigate boredom by initiating jokes with their teachers and classmates, suggesting interesting topics to discuss, and raising hands to change the classroom atmosphere. However, other students tended to have gossips with their classmates, text their friends, and go outside for a while. The results suggest implications for improving foreign language teaching and learning in Vietnam and other similar contexts.
حالت دهی گروه های اسمی در ساخت های مفعولی در هورامی: تقابل رویکردهای کمینه گرای ساختاری و ساختواژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده تبیین فرایند حالت دهی گروه های اسمی همواره یکی از چالش های برجسته صورت های مختلف دستور زایشی بوده و به همین دلیل تا کنون رویکردهای نظری گوناگونی برای تحلیل صوری این پدیده در چارچوب این سنت زبان شناختی ارائه شده است. در این میان رویکرد ساختاری، برگرفته شده از آرای چامسکی و رویکرد ساختواژی، ارائه شده از سوی مارانتز، بیکر از مهم ترین آن ها محسوب می شوند. مقاله حاضر درصدد است تا روند اشتقاق نحوی و به تبع آن فرایند حالت دهیِ موضوعات فعلی را در ساخت های متعدیِ مفعولی در زبانی هورامی در چارچوب دو رویکرد کمینه گرای پیش گفته بررسی نماید و از این رهگذر نقاط ضعف و قوت هر یک از دو رویکرد مذکور را در ارائه تبیینی منطقی و نظریه بنیاد از داده های هورامی برجسته کند. تحلیل داده های برگرفته شده از هورامی در نهایت نشان می دهد که هیچ یک از دو رویکرد نحوی و ساختواژی به تنهایی نمی تواند خصوصیات ساخت های مفعولی را در این زبان به شکلی کامل و موجه تبیین کنند و به همین دلیل اتخاذ دیدگاهی ترکیبی و متشکل از هر دو رویکرد برای بررسی خصوصیات متنوع این ساخت ها منطقی تر به نظر می رسد. نتایج این جستار در مقیاسی کلان تر کفایت تبیینی رویکردهای نظری ترکیبی را برای تحلیل الگوهای حالت دهی در چارچوب دستور جهانی تأیید می نماید. واژگان کلیدی: حالت دهی، مطابقه، برنامه کمینه گرا، رویکرد نحوی، رویکرد ساختواژی، فاز.
نقش استعاره ها در ایجاد فرهنگ ترس حول کرونا؛ رویکردی شناختی و انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیدایش و شیوع ویروس کرونای جدید موسوم به کووید-19 که از آغاز سال 2020 ابعاد گوناگون زندگی جوامع بشری را تحت تأثیر قرار داده است، در رسانه های مختلف جهان نیز بازتاب چشمگیری یافته و به ظهور گفتمان هایی منجر شده که بخش مهمی از آن ها بر استعاره بنا شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش استعاره های مفهومی در ایجاد فرهنگ ترس در گفتمان حول کرونا در گزیده ای از مطبوعات فارسی زبان داخلی است. داده های پژوهش مشتمل بر پاره گفتارهایی از عنوان یا متن اخبار منتشرشده در پایگاه اینترنتی روزنامه همشهری (به عنوان نمونه) است که ویروس کرونا را به کمک استعاره جنگ مفهوم سازی کرده اند. این عبارت های استعاری که به روش جست وجوی کلیدواژه (مانند کرونا، کووید، کووید-19، ویروس، همه گیری) به دست آمده اند و تعداد آن ها به 350 مورد می رسد، براساس نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (1980) و در چارچوب رویکرد تحلیل انتقادی استعاره چارتریس-بلک (2004) تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که استعاره مفهومی «کرونا، دشمن است» با تداعی ها و استلزامات متعددی که درباره حوزه مفهومی جنگ دارد، به ترویج و تقویت فرهنگ ترس در گفتمان کرونا منجر می شود و دراین رابطه، کارکرد استدلالی و عاطفی استعاره ها نقش کلیدی دارند که هر دو در خدمت کارکرد اقناعی هستند.
Attending Inclusive EFL Teachers Identity for Students with Special Educational Needs(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
119 - 145
حوزههای تخصصی:
Although instructional strategies, obstacles, solutions, and technologies designed to assist students with special educational needs (SEN) learning a foreign language were much discussed both in special and inclusive schools, little evidence addresses how English as a foreign language (EFL) teachers construct their identities as legitimate inclusive school practitioners as they witnessed and encountered a range of disabilities. To fill this void, this study reports on a narrative inquiry scrutinizing how Indonesian inclusive EFL teachers construct their identity in teaching 15 students with SEN. Drawing upon Johnston's framework of teacher identity, this study showcases how inclusive EFL teachers cultivated a positive rapport with students with SEN through the utilization of a personal approach and the incorporation of humor in teacher-student relation. Regarding professionalism, they perceived it as service-oriented by consistently motivating all of their students, particularly those with SEN, exhibited tolerance for the regular ones, and implemented co-education or peer-mediated instruction strategies. In light of teachers’ religious beliefs in English language teaching (ELT), they accomplished well by embedding numerous character values, referred to as profile pelajar pancasila, in English classrooms. The implications of this study are to bring potential implementations of specialized teaching strategies training of professional development for inclusive EFL teachers and differentiated assessment for students with SEN.
On the Relationship between Iranian ESP Teachers' Technological Pedagogical Content Knowledge and their Reflective Teaching in Online Classrooms
حوزههای تخصصی:
This study was done to investigate the relationship between technological pedagogical content knowledge and reflective teaching of Iranian ESP teachers in online classrooms. To meet the goals, 254 ESP teachers from different universities in Iran were selected to take part in the study. The technological pedagogical content knowledge and teachers’ reflective teaching questionnaires were used as the main instruments of the study. Pearson correlation and multiple regression were calculated to analyze the data gathered from the questionnaires. The findings showed that the relationship between Iranian ESP teachers' technological pedagogical content knowledge and their reflective teaching in online classrooms was significant and the components of TPCK significantly predicted the Iranian ESP teachers’ reflective teaching. The findings of the study assist ESP teachers to employ technological pedagogical content knowledge to enhance their reflective teaching in the teaching process.
تناوب در محمول های سه ظرفیتی و ارتباط آن با نوعِ عمل در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افعال در دستور نقش و ارجاع براساسِ مشخصه های ایستایی، کرانمندی و لحظه ای بودن، در شش طبقه افعال ایستا، کنشی، لحظه ای، پایا، لمحه ای و کنشی-پایا قرار می گیرند. این طبقات می توانند با توجه به ساخت موضوعی و تعداد مشارکت کنندگان در رویداد، حاوی محمول های یک ظرفیتی، دوظرفیتی، و سه ظرفیتی باشند. محمول های سه ظرفیتی، با دربرداشتنِ مفهومِ انتقالِ مالکیت یا حرکت، به سه موضوع در ساختِ بند نیاز دارند. موضوعِ فعل در تناوب موضوعیِ محمول های سه ظرفیتی در بیش از یک قالب نحوی ظاهر می شود؛ در ساختِ متعارف، مفعول مستقیم با نشانه «را» و مفعولِ غیرمستقیم با حرف اضافه ظاهر می شود. در گونه تناوبی، با حذفِ حرف اضافه، موضوعِ غیرفرانقش، نقشِ مفعولِ مستقیم می گیرد و ساختارِ مفعول اولیه-ثانویه ایجاد می شود. زبان فارسی، مانند اکثر زبان های دیگر، در مقایسه با محمول های یک ظرفیتی و دوظرفیتی، تعداد محمول های سه ظرفیتیِ کمتری دارد؛ ولی شناختِ رفتار این فعل ها در کاربردِ درستِ آن ها حائز اهمیت است. هدف این پژوهش، بررسی تناوب مفعول در محمول های سه ظرفیتی و ارتباط آن با نوع عمل در چارچوب دستور نقش و ارجاع است. داده های پژوهش برگرفته از وب گاه های خبری و عمومی، روزنامه، کتاب، و گفتگوهای روزمره است. از آنجا که اکثر افعال ایستا و زیرگروه های آن، با مشخصه مشترکِ عدم پویایی، یک ظرفیتی و دوظرفیتی هستند، تعدادِ اندک محمول های سه ظرفیتی به دلیل ایستایی و ناگذرایی، گونه تناوبی ندارند. مشخصه مشترک افعال کنشی-پایای سه موضوعی، انتقالِ موضوعِ هدف از کنشگر به گیرنده است و عمده تناوب در زیرگروهِ افعالِ کنشی-پایای حرکتی صورت می گیرد. تناوب در برخی محمول های سه ظرفیتیِ افعال لحظه ای قابل اعمال است؛ ولی در افعال پایا، عمدتاً به ساختی نادستوری منجر می شود. درمجموع، تناوب در محمول های سه ظرفیتی، نتیجه انتخابِ نشاندارِ موضوعِ هدف و در طبقه افعالِ کنشی-پایا و زیرطبقه افعالِ حرکتی بیش از سایر طبقات مشهود است؛ دلیل این امر، پویایی و گذرایی نسبتاً بالای افعالِ این طبقه، در مقایسه با سایرِ طبقاتِ فعلی است.
رده شناسی واجی همخوان های گرفته زبان کردی از نظر عملکرد حنجره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
[واک] و [دمش] تولید کند. در حالی که همخوان های رسا (غلت ها، روان ها و خیشومی ها) دارای مشخصه ذاتی [واک] هستند و در نتیجه همیشه واک دارند. این که آیا مشخصه [گستردگی چاکنای] در کردی نیز مانند زبان فارسی مشخصه زیربنایی است یا نه، می تواند این دو زبان ایرانی را در یکی از دو دسته زبان های دمشی و زبان های واک رده بندی کند. شواهد آکوستیکی داده های این تحقیق از صدای چهار مرد کرد سنندجی به دست آمده است که واج های کردی سنندجی را در بافت از قبل مشخص شده در جایگاه آغازین؛ میان واژه و آخر واژه تلفظ کرده اند. نتایج، پس از تجزیه و تحلیل آکوستیکی، جهت بررسی فرایندهای واجی در چارچوب نظریه حنجره ای ارئه می شود. در این مقاله نشان داده شد که براساس شواهد آکوستیکی و رفتار واجی همخوان های سایشی در زبان کردی برخلاف زبان فارسی، اما مانند زبان فرانسوی و اسپانیولی مشخصه [واک] در آن زیربنایی است ولی همخوان های انسدادی و انسایشی زبان کردی مانند زبان فارسی و انگلیسی عمل کرده و مشخصه نماینده دمش یعنی[spread] در بازنمود واجی آن قرار دارد.
تحلیل شناختی استعاره های مفهومی عشق در زبان روزمره نابینایان و بینایان بزرگسال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
213 - 244
حوزههای تخصصی:
حس بینایی یکی از مهم ترین حواس انسان در درک و دریافت داده های محیطی است و نقشی اساسی در شناخت و پردازش بسیاری از رفتارها دارد. از این رو، انتظار می رود که عملکرد افراد نابینا در فرایند فراگیری زبان و اکتساب مهارت های شناختی از جنبه های گوناگون با عملکرد افراد بینا متفاوت باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه مفاهیم استعاری عشق در گفتار روزمره بزرگسالان بینا و نابینای دوزبانه کردی فارسی انجام شد. به این منظور، داده های پژوهش از طریق مصاحبه با 50 گویشور بزرگسال بینا و نابینای دوزبانه کردی فارسی زبان در رده سنی 18 تا70 سال در استان ایلام گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه 22 صورت گرفت. بر اساس یافته های پژوهش، از نظر فراوانیِ تعداد استعاره ها، تفاوت معنی داری بین بزرگسالان بینا و نابینا وجود نداشت، اما فراوانی منشأهای حسی به کاررفته برای قلمروهای مبدأ عشق در گفتار این دو گروه با یکدیگر متفاوت بود، به طوری که افراد نابینا برای بیان عشق به طور معنی داری حس شنوایی را بیشتر از افراد بینا به کار بردند. در برخی استعارات نیز، آزمودنی ها از قلمروهای مبدأ خاصی برای بیان عشق استفاده کرده بودند که به نظر می رسید بازتابی از تأثیرات فرهنگی باشد. افزون براین، دستاوردهای این پژوهش می تواند با کمک به برطرف کردن مشکلات زبانی افراد نابینا، منجر به تعامل بیشتر این افراد با اجتماع شود.
Unveiling Language Teacher Productive Immunity: A Lenz into the Impacts on Professional Identity, Teacher Anger, Grit Tendencies, and Psychological Well-Being(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Teachers, as the center of the class, can make positive changes in their students' lives; they should be equipped with skills that will allow them to do their jobs effectively. The inclusion of productive immunity (i.e., the procedures that instructors go through to devise protective mechanisms against the effects of undesirable disruptions that might potentially endanger their desire to instruct) as one of these skills gives educators the capability to analyze and immunize their own performance. In light of this significance, it is of the utmost importance to reveal teacher productive immunity and its correlates, particularly in EFL (English as a foreign language) contexts. Regardless, there is a dearth of studies on the possible interplay among teacher immunity, professional identity, anger, grit tendencies, and psychological well-being in Iranian EFL settings. Therefore, the present study aimed to ascertain whether there was a statistically significant connection between the professional identity, anger, grit tendencies, and psychological well-being of Iranian EFL instructors and their immunity. A total number of 394 EFL teachers teaching at public schools (Khorasan Razavi and Khuzestan, Iran) took part in this analysis. The Language Teacher Immunity Instrument (LTII), The Teacher's Professional Identity Scale (TPIS), the L2-teacher Grit Scale (L2TGS), The Teacher Anger Scale (TAS), and The Psychological Well-Being at Work (PWBW) were administered electronically to respondents. The predictive power of teacher immunity was found in data analysis via Confirmatory Factor Analysis (CFA) and Structural Equation Modelling (SEM). The findings stress the need of including reflective practices, emotional control strategies, and immune system strengthening in teacher preparation programs.
تحلیل حرکت فعل در گویش بلوچی سرحدی: رویکردی زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماهیت حرکت فعل در زبان های گوناگون از منظر نحوی و صرفی با رویکرد زایشی توسط زبان شناسان مختلف بررسی و تحلیل شده است. از منظر نحوی می توان به شواهد نحوی هم چون مطابقه مشخصه زمان و تصریف فعل سبک از نظر قدرت با استفاده از آزمون های حذف گروه فعلی و جابه جایی مفعول استناد کرد. همچنین، از منظر صرفی غنی بودن تصریف به دلیل مطابقه فعل با فاعل در اول شخص و دوم شخص مفرد و جمع در یکی از زمان های گذشته، حال و آینده و همچنین، وجود ساخت تصریف دو جزئی شاهدی بر حرکت فعل هستند. هدف پژوهش حاضر تبیین ماهیت حرکت فعل در گویش بلوچی سرحدی بر اساس تلفیقی از شواهد نحوی و صرفی با رویکرد زایشی است. در این راستا، داده های پژوهش حاضر از طریق ضبط گفتار آزاد و مصاحبه با 15 مرد بی سواد گویشور بلوچی سرحدی ساکن در مناطق پشت کوه و گرنچین شهرستان خاش گردآوری شدند. بر اساس شواهد نحوی، یافته ها نشان داد که مشخصه تصریف (زمان) فعل در گویش بلوچی سرحدی قوی و انگیزه حرکت فعل است. حضور گروه تصریف دو جزئی در نتیجه جابه جایی مفعول نیز عامل دیگری در تائید حرکت فعل است. علاوه بر این، بررسی شواهد صرفی نشان داد که قوی بودن تصریف فعل به دلیل مطابقه فعل با فاعل اول شخص و دوم شخص مفرد و جمع در زمان گذشته و غیرگذشته و همچنین، حضور تکواژ زمان و مطابقه به طور همزمان در فعل مؤید حرکت فعل در این گویش است.
Effect of online Collaborative Learning via Google Docs on Writing Performance of Iranian EFL Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۸, Spring ۲۰۲۴
41 - 50
حوزههای تخصصی:
In recent years, technology-mediated collaborative writing has received great attention in the research literature. The purpose of the present study is to compare the effects of online collaborative writing using Google Docs and individual writing in a face-to-face conventional classroom on the writing performance of Iranian EFL learners. To this aim, a sample of 32 homogeneous intermediate learners was selected as the study's participants. They were then randomly divided into an experimental group (N = 16) and a control group (N = 16). Then, the experimental group participants performed online collaborative writing using Google Docs while the control group fulfilled individual papers in the face-to-face classroom. Two writing tasks by the students were employed to gather the data. Later, data were analyzed through paired-sample t-tests to investigate differences in writing in each group. Finally, ANCOVA was used to investigate the difference in writing performance between the two groups. This study added further insights concerning the contribution of Google Docs in technological research in technology-mediated collaborative writing and provided some pertinent pedagogical implications
بررسی هسته در برخی گروه های نحوی بر اساس نظریه بهینگی؛ مطالعه موردی گفتار یک دانش آموز کم شنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
221-243
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر چارچوب محدودیت بنیادی که از نظریه بهینگی اقتباس شده، جهت توصیف و تجزیه و تحلیل اختلالات گفتار و زبان به کار گرفته شده است. این مقاله شرحی از کاربرد نظریه بهینگی در توصیف و تحلیل ساختار نحوی دانش آموز «الف» که یک دانش آموز پسرِ 16 ساله فارسی زبان کم شنوا است را بر اساس نقض محدودیت های هسته در برخی از گروه های نحوی ارائه و پیشنهاد می کند. در این مقاله تعدادی از جملاتی که در ارزیابی و سنجش گفتاردرمانگر از این دانش آموز به دست آمده، در چارچوب نظریه بهینگی تحلیل و تبیین شده اند. نتیجه تحلیل نشان داد که نقض محدودیت های مربوط به هسته در گروه های نحوی را می توان بر اساس چارچوب نظریه بهینگی تحلیل و توصیف کرد. با این نگاه، تحلیل و تبیین جملات دانش آموز مزبور درک عمیق تری از ساختار نحوی وی به ما می دهد. نکته دیگر اینکه در برنامه گفتاردرمانی این دانش آموز، فرونشانی محدودیت های نشانداری به رتبه پایین تر توسط آموزش محدودیت های پایایی که اکثراً نقض محدودیت های هسته گروه ها هستند ساختار نحوی نام برده را به فرد دارای گفتار طبیعی نزدیک تر می کند. پیشنهاد می شود که برای برآورده شدن این مهم، ابتدا هسته های هر گروه به دانش آموز آموزش داده شوند و در گام بعدی، به تدریج متمم ها به هسته ها افزوده شوند.
حرکت های ارتباطی بلاغی در بخش مقدمۀ مقالات علمی پژوهشی: تحلیلی ژانربنیاد بر اساس انگارۀ سویلز (2004) (مطالعۀ موردی 8 مجله از ژانر علوم قرآن و حدیث)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۰
23 - 52
حوزههای تخصصی:
در حوزه تحلیل گفتمان، تجزیه و تحلیل ژانر مقالات پژوهشی در چند دهه اخیر توجه ویژه ای را به خود معطوف ساخته است. در این میان، بررسی بخش مقدمه یک مقاله پژوهشی که به عنوان نقشه راه و پیش نمایشی برای درک بخش-های بعدی مقاله و همچنین معیاری بسیار مهم برای ارزیابی کل آن مقاله محسوب می شود بیشترین مطالعات ژانربنیاد را در بیشتر حوزه های تخصصی و دانشگاهی به خود اختصاص داده است. با وجود این، یکی از ژانرهایی که تاکنون هیچ-گونه ای مطالعه ای در مورد بخش مقدمه مقالات آن در چهارچوب رویکرد تحلیل گفتمان ژانر بنیاد صورت نگرفته، حوزه مطالعات علوم قرآن و حدیث است. از این رو، مقاله حاضر، بر اساس الگوی نظری سویلز (2004) که کارآمدی آن در حوزه تحلیل ژانر به اثبات رسیده است، با روش توصیفی -تحلیلی به بررسی ساختار بلاغی و حرکت های ارتباطی مقدمه 80 مقاله منتشرشده در بازه سال های 1395 تا 1399 از 8 مجله معتبر پژوهشی حوزه علوم قرآن و حدیث می-پردازد. در واقع، این مطالعه، در قالب تحلیل ژانر با تمرکز روی حرکت های ژانری مقدمه مقالات، دو کارکرد عمده را دنبال می کند: اول اینکه، نویسندگان ژانر مقالات پژوهشی علوم قرآن و حدیث، چگونه کار خود را در بخش مقدمه معرفی و تا چه میزان از معیارهای لازم برای نوشتن یک مقدمه خوب بر اساس الگوی نظری پژوهش پیروی می کنند؛ و هدف دوم اینکه در این ژانر خاص، تا چه حدی شاهد تنوع ژانری در مجلات یک حوزه واحد خواهیم بود. نتایج پژوهش حاضر، که هم می تواند برای بالا بردن کیفیت مقدمه نویسی نویسندگان مقالات پژوهشی و هم برای ارزیابی داوران از این ژانر خاص و دیگر ژانرهای مرتبط راهگشا و مفید باشد، حاکی از عدم آگاهی کافی برخی از نویسندگان این ژانر نسبت به ساختار ژانری و حرکت های ارتباطی بلاغی بخش مقدمه مقالات است که منجر به عدم پیروی کامل از الگوی نظری تحقیق شده است.
The Influence of Task Complexity Manipulation on Iranian EFL Learners’ Learning of Transitional Devices(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۱۲, No. ۱, June ۲۰۲۳
173 - 204
حوزههای تخصصی:
Task complexity has recently attracted great attention in second language (L2) studies. However, its potential impacts on learning transitional devices have not been considered. The current study was an attempt to analyze the impacts of manipulating task complexity conditions on EFL learners’ grammatical enhancement in terms of learning transitional devices through doing writing tasks. For this purpose, 75 intermediate EFL learners learning English in three English language institutes in Iran were randomly selected. They were assigned to four experimental groups and one control group (each with 15 participants). Each of the experimental groups was presented with a pretest, writing tasks, an immediate posttest and a delayed posttest. The participants took part in 9 sessions and in each session some transitional devices were introduced to the experimental groups with which they were supposed to write a paragraph based on a special topic using all those transitional devices. The different experimental groups received writing tasks with different complexity levels which were determined through the manipulation of factors including ± few elements and ± planning time. The participants in the control group just participated in a regular English class for 9 sessions without doing such tasks. The performances of all groups were analyzed, and the findings revealed statistically significant differences among the five groups in both the immediate posttest and the delayed posttest, after controlling for the effect of the pretest. The findings of the current study have practical implications for curriculum development and EFL writing instruction.
ملاک های برچسب گذاری استعاره: گامی به سوی ساخت پیکره ی استعاره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۷
263 - 293
حوزههای تخصصی:
فهم معنای زبانِ انسان برای ماشین همواره با چالش هایی رو به رو است. استعاره نیز یکی از موضوع های دشوار در پردازش معنایی است. درک استعاره در ارتقا و توسعه فعالیت های حوزه پردازش زبان طبیعی اهمیت فراوانی دارد. مقاله حاضر به معرفی روشی برای شناسایی استعاره ها در زبان فارسی می پردازد. هدف این مقاله، پیشنهادِ شیوه نامه ای است که به کمک آن بتوان پیکره ای برای استعاره های فارسی تدوین کرد. برای انجام چنین کاری نیاز است که ملاک هایی برای شناسایی و برچسب گذاری استعاره معرفی شود. روال شناسایی استعاره ی دانشگاه آزاد آمستردام (ام.آی.پی.وی.یو) می تواند انواع استعاره را شناسایی کند و در ساخت پیکره استعاره نیز از آن می توان بهره برد. مبنای مقاله حاضر نیز همین روال شناسایی است. بهره گیری از این روال از دو جهت مفید است: نخست، به کمک این روال می توان پیکره ای از استعاره های فارسی تهیه کرد، دوم، به پژوهشگران حوزه استعاره، به ویژه زبان شناسان پیکره ای، کمک می کند که با روایی و پایایی مطلوبی استعاره های فارسی را تحلیل کنند. لازم به گفتن است که برای آزمودن کارآیی روال پیشنهادی، پیکره ای از داده های فارسی (متون خبری و دانشگاهی) گردآوری و توسط سه کارشناس برچسب گذاری شده و یافته های مطلوبی (ضریب کاپای ۰.۹۶۴) به دست آمده است که در پژوهشی جداگانه به آن خواهیم پرداخت.
برآمدن سنّت ادبی پیشا-مشروطه از رهگذر نظامگان ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و ششم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
178 - 214
حوزههای تخصصی:
بحث اصلی این است که چگونه نظام ترجمه در برآمدن و تکوّن نظامگان ادبی پیشا مشروطه نقش ایفا می کند. ترجمه به مثابه ابزاری برای ایجاد تغییر و تحوّل نه فقط در ارکان سیاسی و اجتماعی جامعه، بلکه در تکوین و تکوّن نظامگان فرهنگی ادبی جامعه از رهگذر نظام مطبوعات و به ویژه، کمک به ایجاد ژانرهای ادبی تازه تولّد یافته عمل می کند. در عصر پیشا مشروطه، رواج ترجمه در قالب یک نظام با خود الگوهای نو و تازه به همراه می آورد که پیش تر در جامعه سابقه نداشته اند. به نظر می رسد می توان از منظر نظریّه نظامگان پیشنهادی اون زهر که درباره جایگاه اَقماری و هسته ای ادبیّات ترجمه شده بحث می کند، از جایگاه نظام ترجمه در عصر پیشا مشروطه، چشم اندازی روشن تر در تصوّر آورد. درمجموع، ترجمه کمک می کند سبک نوشتاری منثور جای سبک منظوم را بگیرد و نظام ترجمه در کنار سایر نظام ها، بر سبک و سیاق گونه های تازه تولّد یافته در نظامگان ادبی پیشا مشروطه تأثیرگذار است.
Comparative Analysis of Speech Rhythm Measures for Persian Speaker Identification: Duration vs. Intensity(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
61 - 82
حوزههای تخصصی:
Previous studies have demonstrated the efficacy of speech rhythm measures in speaker identification across various languages with different phonotactic structures. In Persian language, in particular, two categories of speech rhythm metrics were examined: duration-based and intensity-based metrics. Building upon these prior works, the current study delves deeper into the discrimination capabilities of the mentioned measurement types—duration-based versus intensity-based—in the context of Persian speakers. To achieve this, a multinomial logistic regression model was employed on a dataset comprising 20 male Persian speakers, each reciting 100 sentences at a normal speaking pace. Findings revealed that, when distinguishing between Persian speakers, duration-based measures outperform intensity-based ones, however, this excellence is very slight. This observation is significant, as it sheds light on the suitability of specific rhythm metrics for Persian speaker identification. I postulate that this discrepancy in performance may be attributed to the simple syllable structure of Persian and the lesser reliance on intensity as a primary indicator of lexical stress. This research contributes valuable insights into the choice of rhythm metrics for optimal Persian speaker identification and underscores the importance of considering linguistic features when developing speaker recognition systems.Top of Form
Examining EFL Learners' Dual Perspectives: Affective and Cognitive Aspects of Self-Regulated Grammar Learning Strategies
حوزههای تخصصی:
Enhancing one's proficiency in English grammar represents a foremost objective for individuals who are learning a foreign language. In EFL contexts, it is commonly observed that children tend to acquire knowledge of grammar rules incidentally, whereas adults usually require formal instruction to attain a more advanced level of proficiency. Numerous contemporary approaches have undergone substantial investigation, yet comparatively limited emphasis has been placed on the acquisition of grammar learning strategies. This article investigates the perspectives of learners with regards to the utilization of grammatical learning strategies during the duration of an English language course. This research centers on the cognitive and affective viewpoints of individuals participating in a grammar study group. The objective of the research is to investigate the utilization of specific strategies by learners for the acquisition of varied grammar structures. Novel methodologies and empirical investigations have the potential to enhance the comprehension of the educational process and self-regulation. The aforementioned holds the possibility of significant repercussions for individuals engaged in the English as a Foreign Language (EFL) learning process, educators facilitating such learning, and professionals responsible for designing EFL curricula.