فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۲۱ تا ۵٬۹۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۶, No. ۳, Summer ۲۰۲۱
97 - 118
حوزههای تخصصی:
This study investigated the creativity-supportive behaviors of Iranian EFL teachers. A mixed-methods data collection approach was adopted: quantitative data were obtained from randomly selected 94 teachers and 216 students through the Persian version of the Creativity Fostering Teaching (CFT) index (Soh, 2000), and qualitative data were collected via students' reports on twelve classroom aspects. To analyze the quantitative data, an independent samples t-test and for the qualitative data, thematic analysis coding were used. There was a significant difference between the teachers' and the students' views on creativity-supportive behaviors of Iranian EFL teachers. Additionally, environment and interaction were extracted as two main themes from the analysis of the qualitative data. These two themes were discussed as the central factors influencing the creativity-supportive behaviors of the teachers. Although most Iranian EFL teachers want and try to adopt strategies and activities to develop or support creativity in their classrooms, the results showed that Iranian EFL students do not experience the classrooms as a locus of supporting creativity. Generally, creativity is not implemented and supported in Iranian EFL classrooms. The findings illustrate that teacher-training programs should equip Iranian EFL teachers with the knowledge and strategies of creativity- fostering instruction.
Cultural Components and Subcomponents in Two Persian and English Language Teaching Textbooks: A Comparative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present qualitative research, for the first time, aimed at comparing and contrasting the extent cultural components and subcomponents are represented in the elementary levels of A Course in General Persianand Top Notch Seriesas foreign language teaching textbooks. The adapted checklist of Lee's Big ‘C' and little ‘c' cultural components (2009) was used for the current study. After content analysis, Big ‘C' cultural components with the highest, lowest, and no frequency in each textbook were identified, and the possible reasons behind the occurrence of each one were addressed. Based on the findings, it was revealed that although the two textbooks enjoyed approximately similar functions concerning non-/presenting Big ‘C' cultural components, the Persian textbook was richer in introducing cultural capsules. And while the cultural capsules in the Persian textbook were associated more with people's common life styles and their daily interactions, those in the English textbook were concerned more with entertaining life style. Concerning little ‘c,' no cultural component was observed in the two textbooks. It is implied that the embedded cultural components and subcomponents in FL/SL textbooks should be the ones which a) are in harmony with learners' language proficiency levels and b) are used (most) frequently in the daily lives of their native speakers.
آموزش استراتژی های مورد نیاز آزمون سرنوشت ساز به دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال نهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۵
7 - 24
حوزههای تخصصی:
نتایج آزمون های سرنوشت ساز همچون کنکور نقش مهمی در زندگی آتی امتحان دهندگان ایفا می کنند. این تحقیق به بررسی تأثیر آموزش استراتژی های مورد نیاز آزمون بر عملکرد آزمون زبان انگلیسی کنکور می پردازد. تعداد 293 دانش آموز در این تحقیق شرکت کردند که پس از بررسی اولیه، 260 نفر به دو گروه تجربی و گواه تقسیم شدند. پس از شرکت در پیش آزمون، هر دو گروه در دوره آموزشی شرکت کردند که به گروه تجربی بسته آموزشی استراتژی های مورد نیاز آزمون به همراه تمرین نمونه سئوال های کنکور آموزش داده شد اما گروه گواه فقط نمونه سئوال های کنکور را تمرین کردند. بعد از اتمام دوره، دو گروه در پس آزمون شرکت کردند و در نهایت همگی آنها یک ماه بعد در آزمون کنکور شرکت کردند. داده های این تحقیق با استفاده از آزمون نمونه های جفت شده و ضریب همبستگی پیرسون بررسی شد. نتایج، بیانگر عملکرد بهتر گروه تجربی نسبت به گروه گواه بود. بنابراین به نظر می رسد تلفیق چنین استراتژی هایی در برنامه درسی تمامی دانش آموزان نتایج ارزشمند و سازنده ای دارد .
کتاب های درسی جدید زبان انگلیسی در مقطع متوسطه اول: آیا نیازهای دانش آموزان دیده شده است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
512 - 525
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، با پیشرفت و گسترش استفاده از روش های متنوع برای آموزش زبان انگلیسی، ارزیابی کتب آموزشی به طورقابل ملاحظه ای مورد توجه قرارگرفته است. بااین حال، تعداد بسیار کمی از مطالعات در کشور با تمرکز بر ارزیابی کتب آموزش زبان انگلیسی در مقطع متوسطه اول در ایران(Prospect) صورت گرفته است. پژوهش حاضر باهدف ارزیابی کتاب های آموزش زبان انگلیسی در مقطع متوسطه اول از دیدگاه دانش آموزان و دبیران انجام شده است. به منظور تحقق این هدف، 8 نفر از معلمان دوره متوسطه اول با میانگین سابقه 7 سال تدریس در این مقطع و همچنین 261 نفر از دانش آموزان در پایه های هفتم، هشتم و نهم به عنوان گروه شرکت کنندگان در این مطالعه همکاری کردند. کتاب های درسی براساس پرسشنامه ای که در سال 1979 طراحی و اعتبار سنجی شده و شامل 25 سؤال در شش زمینه مشتمل بر:مناسب بودن موضوعات، بررسی واژگان و ساختارها، مناسب بودن تمرین ها، مناسب بودن تصاویر، و آرایش فیزیکی کتاباست، مورد تحلیل قرار گرفت. با مطرح کردن سوالاتی با محتوای مشابه در مرحله مصاحبه با دبیران و دانش آموزان نتایج به دست آمده با نتایج پرسشنامه ها مقایسه شدند. درنهایت نتایج این مطالعه نشان داد که از منظر دانش آموزان و دبیران مجموعه کتاب هایProspect در بسیاری از زمینه ها نیازهای دانش آموزان را برآورده نمی کند و کارایی لازم را ندارد. نتایج به دست آمده در این پژوهش می تواندتوسط معلمان، مسئولان برنامه ریزی آموزشی، تألیف کنندگان و نویسندگان کتب درسی مورداستفاده قرار گیرد.
نسبیتِ زبانی و گفتمان در زندگینامه های خودنوشت از منظر پست مدرنیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقتی متن در یک بستر آشنا درک شود و برای خواننده کلیتی منسجم داشته باشد، یک «پاره کلامی» یا «گفتمان» خوانده می شود . قرائت یک گفتمان هم در گرو دانش زبانی و هم دانش غیرزبانی است . زندگینامه خودنوشت نیز در مقام یک روایت، جهان متنیِ خود را دارد . واقعیت آن، حاصل شیوه رمزگذاری زبانی، یعنی همان نسبیت زبانی و جبر زبانی از سوی نگارنده اش است که فعالانه جهان و خویشتن را برمی سازد . از این رو، از رهگذر تحلیل دامنه زبان به کار رفته در یک متن زندگینامۀ خودنوشت، به لحاظ معانی صریح و زنجیره ای از معانی ضمنی، می توان شناختی از جهان بینی مؤلف به دست آورد . به بیان دیگر، سوژه زندگینامه خودنوشت، محصول لحظه به لحظه، و از یک تجربه به تجربه دیگر است که در گستره ای از زبان، در موقعیت های چندگانه برخاسته از گفتار ایستا قرار می گیرد . اجرای همین خویشتن چندپاره به یک هنجار پست مدرن تبدیل شده است . حال باید پرسید، ارتباط میان زبان با واقعیت زندگینامه خودنوشت چیست و چه جنبه هایی از هویت فرهنگی خویشتن را بازنمایی می کند؟ با توجه به این مسئله، هدف از این مقاله، پاسخ به این پرسش است که در قرائت ما از سوژه پست مدرن در کانون زندگینامه خودنوشت، با درنظر گرفتن زبان به منزله واسطه بیان و نیز با توجه به فرازبان در مقام زبانی که برای توضیح درخصوص زبانِ چنین متنی به منظور بازنمود خویشتن به کار می رود، چگونه «من» چندگانه و مبهم و هم چنین «دیگران» برآمده از این متون، در زبان تحقق می یابند و در گقتمان های گوناگون شرکت می جویند .
Implicit and Explicit Instruction and EFL Learners’ Implicit Knowledge Development: Evidence from Word Monitoring Task(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Research on the effect of implicit and explicit instruction on developing learners’ explicit knowledge by the use of measures of explicit knowledge abounds in the literature. However, measuring learners’ implicit knowledge employing fine-grained measures has rarely been the concern of researchers in the field. Therefore, the present study is an attempt to scrutinize the effectiveness of implicit and explicit instruction through administering a Word Monitoring Task (WMT), as a more valid psycholinguistic measure of implicit knowledge. The necessary data were collected from 47 pre-intermediate participants in three different groups, i.e., (1) the implicit group received textually enhanced texts of verb complementation, (2) the explicit group was presented with metalinguistic explanations and examples of the target feature, and (3) the control group was deprived of any instruction. The results of the mixed between-within subjects ANOVA revealed that although both implicit and explicit instructions facilitated the development of the implicit knowledge of the target feature, the learners in the explicit group outperformed their counterparts in the implicit and the control groups in both the immediate and delayed post-tests. Moreover, the results indicated more durable effects of implicit instruction compared with those of explicit instruction. Overall, the findings provided evidence for the superiority of explicit instruction and the long-term effect of implicit instruction in developing relevant knowledge of verb complementation. The findings of the study can benefit both teachers and learners in developing teaching/learning strategies to improve and facilitate the grasp of both explicit and implicit knowledge.
صفت فعلی در فارسی: حامل زمان یا نمود؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوانش های نمودی علاوه بر نمود دستوری و نمود ذاتی، می توانند برخاسته از عوامل دیگری نظیر زمان دستوری نیز باشند. صفت های فعلی از ریشه و پسوند «-ته/ده» تشکیل می شوند. این پسوند زمان دستوری تقدمی را بازنمایی می کند که همان هسته معنایی/دستوری مشترک در تمام صیغگان حامل صفت فعلی است. از طرف دیگر، مطالعات تاریخی نشان می دهد که صفت های فعلی ابتدا از فعل های متعدی ساخته می شدند و عملکرد آن ها حذف فاعل از ساخت موضوعی فعل و برجسته کردن مفعول بوده است. شهرت آن ها به «صفت مفعولی»، شرکت آن ها در ساخت مجهول و همچنین انحصار خوانش مفعولی از بعضی کاربردهای آن ها از همین جا ریشه می گیرد. اما حذف فاعل موجب شباهت یافتن فعل های متعدی از نظر ساخت موضوعی به فعل های لازم غیرمفعولی شده است. به همین دلیل، غیر از فعل های متعدی، صفت های فعلی از لازم های غیرمفعولی و متعاقباً و قیاساً (به صرف شباهت نحوی) از لازم های غیرکنایی نیز مشتق شدند. حذف فاعل هم چنین از طریق هم افزایی با زمان دستوری تقدمی موجب یک تعبیر نمودی از تمامی صفت های فعلی شده است که «ایستای محقق» نام دارد. در واقع، صفت فعلی نمود ذاتی فعل را (هرچه باشد) به نمود ایستا تغییر می دهد. اینکه این مفهوم را فرزند دو ویژگی پیش گفته دانستیم از آن رو است که اولاً تحقق رویداد برای حصول وضعیت ایستای محقق ضروری و بر آن مقدم است و در زمان دستوری تقدمی نیز، از موقعیت مرجع که بعد از موقعیت رویداد قرار دارد، به موقعیت رویداد نگریسته می شود. به عبارت دیگر، زمان دستوری تقدمی شرط لازم برای خلق نمود ایستا را فراهم می کند. ثانیاً پیامد حذف فاعل، تنزل میزان کنشی بودن رخداد است که فعل پایه صفت فعلی را (اعم از هر نوع) به ایستایی میل می دهد؛ چرا که دیگر کننده ای در میان نیست تا کنشی را رقم زند؛ پس صفت فعلی صرفاً می تواند دال بر وضعیتِ حاصل از وقوع رخداد مذکور یعنی همان ایستای محقق باشد. قائل شدن به این مفهوم محدودیتی مترتب بر صفات فعلی در زبان فارسی، یعنی ناممکن بودن اشتقاق این صفات از فعل های دارای نمود ذاتی ایستای پایدار و ایستای آنی را نیز توضیح می دهد. بنا بر آن چه در این پژوهش آمده می توان گفت که صفت های فعلی دلالت های زمانی و نمودی را توأمان دارند؛ هرچند که دلالت نمودی امری متأخر و مترتب بر دلالت زمانی است.
Efficacy of Symmetrical and Asymmetrical Pushed Negotiations in Boosting Speaking(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۱, No.۲۳, Fall & Winter ۲۰۱۸
21 - 44
حوزههای تخصصی:
This study was set out to shed light on the efficacy of pushed output directed by scaffolding on 41 (24 female and 17 male) upper-intermediate EFL learners’ speaking fluency and accuracy. A public version of IELTS speaking test was held to measure learners’ entrance behavior. Then, they were randomly assigned into symmetrical, asymmetrical, and control group. The experimental and control groups covered 7 lessons of New Interchange 2 during 15 sessions, twice a week for about 45 minutes each session. Control group received placebo while symmetrical and asymmetrical groups worked on pushed output tasks. The data were audio recorded and transcribed for statistical analyses. The results indicated the efficacy of pushed output in boosting speaking. However, tests of between-subjects effects revealed that the mean score of the control group was not significantly different from that of experimental groups concerning speaking fluency. Furthermore, the results of Tukey's HSD post-hoc tests showed that asymmetrically pushed output activities were more effective in enhancing learners speaking accuracy. In sum, the results suggested that the implementation of pushed out put strategies in student centered contexts could be considered as an effective way in the development of learners’ oral output.
مروری بر گفتمان روایت: جستاری در باب روش اثر ژرار ژنت
حوزههای تخصصی:
مطالعه و بررسی ادبیات ساختارگرا با نام هایی همچون رولان بارت، تزوتان تودورف، ژرار ژنت و ... همراه است که نه تنها به تفسیر ادبیات بل به بررسی ساختارهای آن می پردازند. ژرار ژنت (2018-1930)، نظریه پرداز و منتقد فرانسوی از چهره های برجسته حرکت های فکری دوران معاصر و با جنبش ساختارگرایی همراه است. شهرت و تأثیر گذاری ژنت پیامد مطالعه ساختارگرایانه او از روایت است که در پی آن جامع ترین چارچوب های تحلیل متون روایی را مطرح می کند. رئوس مطالب روایت شناسی ژنت حاصل بانفوذ ترین نوشتار او درباره گفتمان روایت جستاری در باب روش است. این جستار قسمتی از اثر سه جلدی او یعنی آرایه ها و بخش عمده آرایه های 3 را تشکیل می دهد. در این اثر، ژنت بر داستان و نیز بر چگونگی بیان آن تأکید دارد. او روایت را به عنوان تعامل میان آن چه گفته می شود (داستان) و چگونگی بیان داستان (روایت) مطالعه کرده و دیدگاه ساختار روایی خود را ارائه داده است. این اثر می تواند مرجعی برای پژوهشگران در حوزه روایت شناسی باشد.
Hedges in English for Academic Purposes: A Corpus-based study of Iranian EFL learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۸, Issue ۳۳, Winter ۲۰۲۰
115-129
حوزههای تخصصی:
Hedges, as tools to express tentativeness and doubt, have been studied in plenty of research papers in the Iranian EFL research setting. However, their use in a learner corpus, portraying Iranian learner English, is in need of more research attention. With this end in view, this study aimed at investigating how Iranian EFL learners who have majored in English-related fields in Iran deployed hedges in their academic, expository essays. This study was conducted through running the corpus analysis software MonoConc Pro-Semester version 2.2 on the electronically compiled Iranian Corpus of Learner English, totaling 436,035 words. Automatic and manual analyses suggested that hedges comprised only 7.4% of the total metadiscourse in the Iranian Corpus of Learner English, with 0.68 occurrences per 1,000,000 words. In a comparable native corpus, a sub-corpus of the British Academic Written English, hedges were used with 1.43 occurrences per 1,000,000 words (21% of the total metadiscourse in the corpus). Log-likelihood statistical analysis confirmed statistically significant differences between the two corpora in terms of the use of hedges, with underuse of hedges in the Iranian academic, expository essays relative to the English natives’ essays. Implementations of the results for English academic writing instruction including genre-based, explicit teaching of hedges through data-driven techniques with the aid of tools such as AntConc software and corpora such as the BAWE are considered.
رشد واجی درکودکان 3تا 5 ساله کُردزبان با گویش کرمانجی- میانی مکریانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، رشد واجی کودکان کُردزبان با لهجۀ کرمانجی میانی– مکریانی را گزارش می دهد. نمونه های گفتاری 120 کودکِ 3 تا 5 سالۀ کُردزبان که به طورِ تصادفی از مراکز بهداشت و مهدکودک های شهرستان بوکان، آذربایجان غربی، انتخاب شده بودند، جمع آوری شد و مورد تحلیل قرار گرفت. سن اکتساب 29 همخوان زبان کُردی در سه موقعیت اول، وسط و آخر با استفاده از آزمون تصویری تولید، ارزیابی شد. نتایج نشان داد که کودکان کُردزبان تا سن چهارونیم سالگی همۀ همخوان ها را به استثنای{ʒ , z, g, ɣ, ʤ}در هر سه موقعیت اول، وسط و آخر کسب می کنند. همخوان ها در موقعیت آغازین درست تر از همخوان ها در موقعیت میانی و انتهایی تلفظ می شوند. رشد همخوان های زبان کُردی از 3 تا 5 سالگی تدریجاً افزایش می یابد. کودکان درستی بیشتری در تلفظ همخوان های خیشومی، روان و انسدادی نسبت به همخوان های سایشی، لرزشی و انسایشی دارند. نتایج این مطالعه پایه ای را براساس رشد واج شناسی طبیعی برای آسیب شناسان گفتار و زبان کُردی جهت ارزیابی و درمان کودکان دارای اختلال، فراهم می کند.
Iranian EFL Teachers' Language Assessment Literacy (LAL) under an Assessing Lens(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۷ , N. ۳ , ۲۰۱۸
361 - 382
حوزههای تخصصی:
Despite being trained in pre-service teacher education programs, most EFL teachers are underprepared when faced with language assessment-related activities. Part of the problem emanates from the fact that Language Assessment Literacy (LAL) as a construct has not been well defined by experts. The purpose of this study was to pinpoint the components of LAL in the Iranian EFL context using an adapted version of Fulchers' (2012) LAL survey with two types of constructed and closed response items. The participants were 280 English language teachers from seventeen different provinces in Iran. Exploratory and confirmatory factor analyses and cross validation were used to define LAL as a construct. Furthermore, qualitative data analysis procedures were employed to analyze the data obtained from constructed response items. The results indicate that LAL in the Iranian context is comprised of four factors, namely: test design and development, large-scale standardized testing and classroom assessment, beyond-the-test aspects (which mainly includes social and ethical aspects of language testing/assessment), and reliability and validity. Furthermore, the results show that the EFL teachers in this study believe that besides the theoretical issues of assessment, they should also receive hands-on skills-based instruction in language assessment. These results can have direct implications for future teacher education programs with the aim of enhancing EFL teachers' LAL.
The Effect of Definition, Fill-in-the-Blank, and Sentence Writing Exercises on the Acquisition, Retention, and Production of Lexical vs. Grammatical Collocations(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
It is widely acknowledged that collocations play a crucial role in second or foreign language learning by enabling learners to know more about language chunks and lexical strings. Although many studies have examined L2 learners’ collocational competence, comparatively less research has been carried out to probe into the effective instruction and exercises for enhancing the acquisition, retention, and production of lexical (e.g. make a mistake ) vs. grammatical ( on purpose ) collocations. Therefore, the present study attempted to explore the effect of L2 definitions, fill-in-the-blanks, and sentence writing exercises on the acquisition, retention, and production of lexical vs. grammatical collocations. The data were collected from 66 EFL participants who were studying English at a private language institute. First, an Oxford Placement Test (OPT) was given to homogenize the learners. Then, the participants were divided into three groups, each receiving one of the three different types of exercises including definitions, fill-in-the-blanks, and sentence writing exercises. Data analysis using multivariate ANOVA (MANOVA) indicated that learners who received the sentence writing treatment significantly outperformed those learners who received definition and fill-in-the-blank exercises in the acquisition, retention, and production of lexical vs. grammatical collocations. Moreover, fill-in-the-blanks could help the participants learn, retain, and remember both types of collocations significantly better than the L2 definitions. These findings have some pedagogical implications for learning and teaching lexical and grammatical collocations.
The Amount of Job Satisfaction among EFL Teachers in Iran A Comparison of Gender Groups, Academic Degree, and Major
منبع:
هنر زبان دوره ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ (۲۰۱۸) شماره ۲
61-76
حوزههای تخصصی:
A lot of studies have been done in the developed countries due to the importance of job satisfaction; however, only a limited number of studies have been conducted on English teachers' job satisfaction in Iran. Therefore, this study has been designed to recognize the amount of job satisfaction among Iranian EFL teachers regarding their gender, academic degree, and major. To do this end, both qualitative and quantitative research methods, a questionnaire, and a structured interview were utilized. To collect data, a validated questionnaire which was developed by Karavas (2010) administered to a sample of 53 males and females English teachers, teaching in different institutes, at private schools, and at universities in Genaveh Port, Bushehr Province. After gathering the questionnaires, all of the teachers were interviewed. The study findings provided the evidence that females were more satisfied than males. Moreover, the results indicated that the participants with BA/BSc significantly had higher job satisfaction than the participants with MA/MSc degree. But the comparison between the other groups did not reveal any significant difference. Furthermore, the findings clearly demonstrated that there is no significant difference between teachers' job satisfaction and their major. The results of the interview revealed that Iranian EFL teachers satisfied with their jobs because they like teaching, and the most important reason of all teachers' job dissatisfaction is their low salary.
نگاهی صرفی- آوایی به التقای واکه ای در فارسی گفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۵
297 - 318
حوزههای تخصصی:
بسیاری از آثار موجود در حوزه واج و آواشناسی، ساخت هجای زبان فارسی را به صورت CV(C(C)) در نظر گرفته اند. در نظر گرفتن چنین ساختی برای زبان فارسی، به این معناست که اولاً در زبان فارسی هیچ هجایی با واکه آغاز نمی شود و دوماً در زبان فارسی توالی واکه ها امکان پذیر نیست. این جستار، با هدف بررسی امکان التقای واکه ای در گفتار محاوره ای، سریع و پیوسته و همچنین واکاوی تأثیر عناصر صرفی (به طور خاص واژه بست ها) بر میزان و چگونگی بروز التقای واکه ای انجام شد. به این منظور، ۱۵۰۰ داده گفتاری که دربرگیرنده (۵ واکه (۱)* ۶واکه (۲)* ۵ محیط [۴ محیط پی بستی + e معرفه]* ۱۰ گویشور) بودند، ضبط شدند. سپس این داده ها، با استفاده از نرم افزار پرات ویرایش ۱۹. ۰. ۶ مورد تجزیه و تحلیل صوت شناختی قرار گرفتند. نگارندگان با تکیه بر یافته های به دست آمده از تحلیل های صوت شناختیِ پی بست های واکه ای بر این باورند که از نظر آوایی می توان الگوی VC را نیز برای ساخت هجایی زبان فارسی مفروض دانست. همچنین در مواردی که با التقای واکه ها روبه رو هستیم، در ۷۳/۵۵ درصد موارد هیچ گونه همخوان میانجی ای میان دو واکه درج نشده است. در ۲۷/۴۴ درصد موارد نوع همخوان میانجی درج شده وابسته به شرایط آوایی و صرفی واژه میزبان و پی بست اضافه شده به آن واژه است. علاوه بر این، میزان درج همخوان میانجی در دو پی بست واکه ای o (عطف) و o (کوتاه شده را) که تلفظ یکسانی دارند، نمایانگر تأثیر شرایط صرفی و واجی پی بست های واکه ای بر نوع و میزان رخداد التقای واکه ای است.
برجسته سازی زبان شناختی با افزودن توازن آوایی، واژگانی و گروهی در متن اسناد رسمی و تأثیر آن بر درک مخاطب: رویکرد زبان شناسی حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۲
97 - 112
حوزههای تخصصی:
اسنادی که در دفاتر اسناد رسمی تنظیم می شوند، پس از امضا قابل انکار نیستند و باید به طور کامل به وسیله مخاطب درک شوند. هرچه متن به زبان خودکار نزدیک تر باشد، آسان تر درک می شود. به همین دلیل است که متون علمی، بر خلاف متون ادبی، خالی از ابزارهای زیبایی آفرینی هستند. برای ساده سازی متن اسناد رسمی در چارچوب زبان شناسی حقوقی، پژوهش توصیفی - تحلیلی حاضر در پی شناسایی و در صورت امکان بازنویسی نمودهای برجسته سازی، به مثابه ویژگی زبان ادب بوده است که می تواند با دور کردن این متن ها از زبان خودکار، درک را برای مخاطب دشوار کند. برای شناسایی این نمود ها و نشان دادن تأثیر آن ها بر درک مخاطب، صد نمونه سند رسمی ( پنجاه نمونه از کتاب نمونه اسناد و پنجاه نمونه از اسناد واقعی تنظیم شده در دفتر اسناد رسمی 1479 تهران) بررسی و تحلیل شده اند. نتایج نشان داد که برجسته سازی در این سند ها از راه قاعده افزایی و با ایجاد توازن در (1240) مورد تکرار در سطوح آوایی، واژگانی و گروهی، در واژه های عربی و حقوقی صورت گرفته است. حذف توازن و بازنویسی در درصد قابل توجّهی از نمونه ها (03/65%)، ممکن بوده و این جایگزینی ها باعث افزایش معنادار (40) درصدی در میزان درک صد نفر از مراجعه کنندگان به دفتر اسناد رسمی شده است.
فرسایش و تغییرات زبانی در کردی کلهری ایلامی های مقیم تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های بارز جهان امروز، جابه جایی و مهاجرت گسترده افراد و گروه ها به نقاط دیگر است. این جابه جایی ها پیامدهای گوناگونی به دنبال دارند که ازجمله آن ها می توان به پدیده برخورد زبان ها اشاره کرد. برخورد و تماس زبانی می تواند به دوزبانگی و حتّی چندزبانگی افراد یا جوامع زبانی مهاجر بیانجامد یا در گذر زمان زمینه فرسایش، تغییر یا حتّی مرگ زبان اوّل (زبان مادری) مهاجران را فراهم آورد. پژوهش حاضر فرسایش و تغییرات زبان مادری کردهای ایلامی ساکن در تهران را بررسی می کند. هدف از این نوشتار بررسی میزان فرسایش و تغییرات زبانی از لحاظ جنسیت و گروه سنّی در میان ایلامیان مقیم ایلام و ایلامیان مقیم تهران در سطوح واژگانی و نحوی زبان کردی شاخه کلهوری می باشد. جامعه زبانی پژوهش حاضر را سی سخنور کلهری ساکن تهران و سی سخنور کلهری ساکن ایلام تشکیل می دهد. به همین منظور، پرسش نامه ای طرّاحی شد و پس از اطمینان از پایایی و روایی آن، در میان آزمودنی ها توزیع شد. نتایج پژوهش نشان داد که بیشترین فرسایش و تغییرات زبانی به مهاجران گروه سنّی زیر بیست سال در تهران تعلّق دارد؛ فرسایش و تغییرات زبانی در هردو گروه، در میان زنان بیشتر از مردان صورت گرفته است و درنهایت بیشترین میزان فرسایش زبانی به سطح واژگان زبان و کمترین آن به نحو تعلّق دارد.
ترکیب فعلی: فرایندی صرفی یا نحوی؟ یک بررسی پیکره بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۲۸
149 - 173
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، با بررسی ترکیب فعلی زبان فارسی بر آن است تا فرایند دخیل در ساختِ این مقوله زایا را روشن سازد. ترکیب فعلی از انضمام سازه های موضوع، افزوده، صفت و یا گروه نحوی با ستاک فعل تشکیل می شود و هسته نحوی این ساخت، بر گرفته از فعل است. مقایسه پیکره ترکیب فعلی (8481) با داده های ترکیب غیر فعلی رساله خباز (Xabbaz, 2006) که بیش از 3974 مورد است و هر دو از فرهنگ بزرگ سخن انوری (Anvari, 2007) استخراج شده اند، نشان می دهد که این مقوله زبانی، در زبان فارسی بیش از دو برابر ترکیب غیر فعلی زایا است. بررسی مشخصه های نحوی و صرفی ترکیب فعلی زبان فارسی، نمایان گر آن است که ترکیب فعلی نمی تواند صرفاً فرایندی نحوی و یا صرفی باشد، بلکه فرایندی صرفی-نحوی است که بیشتر از ویژگی های نحوی برخوردار است. بررسی واژه های مرکب فعلی بر پایه معیار های صرفی و نحوی (ارجاع غیرضمیری، فرایند واژه سازی، بی قاعدگی، تکرار پذیری، ساخت سازه ای، روابط سازه ها، هم پایگی و حذف، پرسش واژه ها، زایایی، نمود، انسجام صرفی و نحوی، گسترش پذیری و یا گسترش ناپذیری و شفافیت و تیرگی معنایی) نشان می دهد که ترکیب فعلی در زبان فارسی فرایندی صرفی- نحوی است. علاوه بر این، به هم پیوستن تکواژ های تصریفی به کل ترکیب و در میان سازه های ترکیب، ترکیب های شفاف، تیره، گسترش پذیر و گسترش ناپذیر نمایان گر آن است که این مقوله زبانی همزمان رفتاری همانند ساخت های صرفی و نحوی دارد.
The relationship between test-taking strategies and Iranian EFL learners’ performance on reading comprehension tests(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۶, Issue ۲۲, Summer ۲۰۱۸
117 - 131
حوزههای تخصصی:
Although most researchers have recently considered the role of test-taking strategies as one of the most vital factors in test taking process, it has been ignored by most EFL teachers in educational and academic settings including Iran. Because of the importance of test-taking strategies in EFL learners’ performance in tests, this research was set out to examine what strategies Iranian EFL test takers employed in reading comprehension tests. Furthermore, the present paper aimed at finding any possible relationship between test-taking strategies and test takers’ performance on reading comprehension tests. Discovering the best predictors of EFL reading test performance among several categories of test-taking strategies was also investigated. To this end, 135 EFL students were chosen based on their availability. All of the students were female, majoring in different fields of study. Three kinds of materials including multiple-choice reading comprehension tests, a questionnaire, and interviews were utilized to investigate the research questions. Data analysis included descriptive statistics, Pearson Product Correlation, and stepwise regression. The results showed a significant, positive, but low correlation between the students’ total reading score and planning and also monitoring strategies. Furthermore, planning strategy proved to be a predictor of English reading comprehension test.
دستاوردهای سنت دستورنویسی عربی برای زبان شناسی جدید مطالعه موردی: وجه التزامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۱
109 - 138
حوزههای تخصصی:
سنت دستورنویسی عربی یکی از مهم ترین جریان های زبان شناسی در طول تاریخ است؛ جریانی که دستاوردهای آن در بسیاری از موارد با دستاوردهای مطالعات زبان شناسی جدید برابر است. در این پژوهش ضمن نشان دادن تطابق تقسیم بندی سه گانه انواع وجه فعلی (اخباری، التزامی و امری) با تقسیم بندی سه گانه فعل مرفوع، منصوب و مجزوم در عربی، روشن می کنیم که دستورنویسان زبان عربی کاربردهای وجه التزامی در این زبان را چگونه توصیف و با اشاره به چه مؤلفه هایی آن را تبیین کرده اند. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که سیبویه، سردمدار مکتب بصره و صاحب قدیمی ترین کتاب در نحو عربی، به نقش عدم قطعیت در کاربردهای فعل منصوب (حال التزامی) اشعار داشته و در بحث مربوط به عوامل ناصبه بدان اشاره کرده است. همچنین، می توان از خلال برخی از نظرات او، اهمیت دیدگاه گوینده در تعیین قطعی یا غیرقطعی-بودن گزاره را استخراج کرد. از سوی دیگر، نشان می دهیم که فرّاء، سردمدار مکتب کوفه، چگونه برای تبیین کاربردهای وجه التزامی نقش زمان و دلالت زمانی را دخیل دانسته است. دستورنویسان بعدی به پیروی از آرای نحوی آنها این بحث را تکمیل کرده اند و برای نمونه، به تمایز میان زمان مطلق و زمان نسبی برای تعیین دلالت های زمانی حال التزامی اشاره کرده اند. زبان شناسان در قرن اخیر بدون مراجعه به یافته های این سنت، اهمیت این دو مؤلفه را در کاربردهای وجه التزامی کشف کرده اند؛ دستاوردی که طبق نتایج این پژوهش، ردپای آن را در بیش از هزار سال پیش در کتب نحویون زبان عربی، می توان دید.