فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۰۱ تا ۵٬۰۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیر ارزشیابی پویای تکواژشناسی بر آگاهی صرفی زبان آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی پویا روشی نوین در آموزش زبان است که بر اساس نظریة اجتماعی-فرهنگی ویگوتسکی بنا شده است. در این روش آموزش و ارزیابی زبان آموزان به صورت تعاملی و با ارائة راهنمایی هایی صورت می گیرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر ارزشیابی پویا بر آگاهی صرفی زبان آموزان و هدف دیگر پژوهش بررسی ارتباط بین ارزشیابی پویا و غیر پویای آگاهی صرفی بود. بدین منظور، 50 زبان آموز کانون زبان ایران به دو گروه ارزشیابی پویا و غیر پویا تقسیم شدند. آزمون ساختار صرفی به هر دو گروه در مراحل پیش آزمون و پس آزمون ارائه شد. پس از پیش آزمون، معلّم به گروه ارزشیابی پویا بازخورد و راهنمایی لازم بر اساس ارزشیابی پویای آگاهی صرفی ارائه داد و نمرات آن ها را ثبت کرد، در صورتی که در گروه ارزشیابی غیر پویا عملکرد مستقل آن ها مدّ نظر بود. یافته ها نشان داد که ارزشیابی پویا در ارتقای آگاهی صرفی زبان آموزان بسیار مؤثر بوده است. ازسوی دیگر بین آزمون های ارزشیابی پویای آگاهی صرفی با آزمون ساختار صرفی، همبستگی معناداری وجود داشت که حاکی از اعتبار این روش ارزشیابی نوین درحوزة آموزش زبان انگلیسی بود. نتایج این مطالعه از آن جهت که چشم انداز جدیدی از ارزشیابی پویا در حوزة آگاهی صرفی زبان آموزان ارائه می دهد حائز اهمّیت است. تکرار این مطالعه با حجم نمونه بزرگ تر موجه است و ممکن است نتایج تعمیم بیشتری را در حمایت از استفاده از ارزشیابی پویا برای ارزیابی آگاهی صرفی در زمینة زبان انگلیسی در بر داشته باشد.
آموزش زبان خارجی را از چه سنی آغاز کنیم؟
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی مکتوبات حلّاج بر مبنای الگوی لاکلائو و موف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به تفاوت دو گفتمان شریعت محور و طریقت محور در روزگار حلاج، پژوهش حاضر در تلاش است تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، به تحلیل گفتمان انتقادی ناظر بر مکتوبات فارسی و عربی حلاج بر مبنای الگوی لاکلائو و موف بپردازد. هدف اصلی این پژوهش معرفی گفتمان حلاج به عنوان نمایندة یک گفتمان برخاسته از قشر اجتماعی عرفاست. پژوهش بر پایة این پرسش شکل گرفته که چه گفتمان هایی در پسِ آثار حلاج نهفته است و نزاع این گفتمان ها بر سر تعریف چه دال هایی است؟ بررسی ها نشان می دهد که در مقابل گفتمان شریعت محور آن دوره، گفتمان طریقت محور حلاج درصدد برمی آید تا با انتساب مدلول هایی تازه به دال شناور «انسان» و «شیطان»، به ساخت شکنی از سلطة آن ها و درنتیجه کل گفتمان مزبور بپردازد. حلاج برای نشان دادن اتحاد انسان با خداوند، با بیان عبارت معروف «أنا الحق» به ساخت شکنی دال مرکزی گفتمانِ شریعت محور نیز پرداخت و در نظام معنایی خود این مدلول را جایگزین «أنا العبد» گفتمان متشرعان کرد. او از طریق ساخت شکنی احکام شریعت اسلام و افشای اسرار الهی سعی کرد گفتمان شریعت محور را به حاشیه براند و گفتمان خود را در مقامی بالاتر بنشاند و برجسته کند.
بررسی متون توصیه ای در گفتمان پزشکی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
127 - 158
حوزههای تخصصی:
توصیه های پزشکی فارسی، به عنوان یکی از حوزه های گفتمان غیرروایی، تاکنون مورد توجه پژوهشگران قرار نگرفته اند. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه کاربرد ابزارهای «پیش فرض»، «تقویت» و «تضعیف»توصیه با درنظر گرفتن شدت نسبی این ابزارها در کتاب های نسخه نویسی پزشکی فارسی و مجله های برخط پزشکی فارسی می پردازد. به این منظور از الگوی لوینسون (Levinsohn, 2015) در بررسی متون غیرروایی بهره گرفته شده است. داده های پژوهش، از 100 متن کتاب های نسخه نویسی پزشکی فارسی و 100 متن مجله های برخط پزشکی فارسی گردآوری و گزینش شدند. همچنین نرم افزار آماری اس. پی. اس. اس برای تحلیل داده ها به کار برده شد. بر پایه یافته های پژوهش، نتایجی به دست آمد. نخست اینکه، «دستورالعمل های بدون فعل» و «صورت های امری» از ابزارهای پیش فرض بودند. همچنین «باید» و «بهتر است» به ترتیب در میان صورت های «تقویت» و «تضعیف» توصیه در کتاب های نسخه نویسی پزشکی فارسی و مجلات برخط پزشکی فارسی به شمار می آیند. دوم اینکه، با توجه به توزیع ابزارهای «پیش فرض»، صورت های «تقویت» و «تضعیف» توصیه در دو پیکره پژوهش تفاوت معناداری مشاهده گردید. در نهایت، عواملی مانند «برتری دانش پزشک»، «نوع متون توصیه» و «جایگاه توصیه ها در متن» بر انتخاب نوع توصیه ها در متون پزشکی فارسی تاثیرگذار است.
Integrating Portfolio-Assessment into the Writing Process: Does it Affect a Significant Change in Iranian EFL Undergraduates’ Writing Achievement? A Mixed-Methods Study(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۸, Issue ۲, Summer ۲۰۱۹
171 - 195
حوزههای تخصصی:
The paradigm shift from testing the outcome to assessing the learning of process shines a light on the alternative assessment approaches, among which portfolio-assessment has sparked researchers’ interest in writing instruction. This study aimed at investigating the effect of portfolio-assessment on Iranian EFL students’ writing achievement through the process-centered approach to writing. To this end, fifty-three sophomores, studying English translation at Islamic Azad University, Tehran Science and Research Branch, were chosen as the participants of this study. The researchers randomly divided them into two groups--an experimental and control. The experimental group received an instruction based on the four stages of the writing process--brainstorming, outlining, drafting, and editing--and underwent the portfolio-assessment. For ten weeks, the participants of the experimental group practiced reflecting on their writing through formative self-check, peer-review, and teacher-feedback on each of the stages written as homework assignments. The revised paragraphs were regarded as the final portfolio. The control group, however, received a product-based writing instruction, to which portfolio-assessment, individualized-feedback, and reflection did not adhere. The results of the quantitative data analysis showed that the students in the experimental group performed better than the students in the control group in their writing achievement. The qualitative findings also revealed the students’ positive perception toward the portfolio-assessment on the writing process. The results suggest some pedagogical implications for EFL writing instruction and assessment.
شناسایی و توزیع بافت های تعاملی در کلاس های زبان بیگانه ی انگلیسی: بررسی تأثیر دو عامل محیطی(Identification and Distribution of Interactional Contexts in EFL Classes: The Effect of Two Contextual Factors)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه ی حاضر افزایش آگاهی در زمینه ی ساختار تعامل در کلاسهای زبان بیگانه ی انگلیسی است. با استفاده از چارچوب متدولوژیکی گفتمانکاوی، تعاملات کلاسی پنجاه و دو معلم به مدت سه ساعت ضبط و جمع آوری گردید تا بافت های تعاملی بر اساس اهداف آموزشی در توالی نوبت ها شناسایی شوند. سپس با تلفیق روش گفتمان کاوی با روش های کمی، توزیع بافت های تعاملی و تاثیر عوامل محیطی، شامل توانش زبانی شاگردان و تربیت (آموزش) معلمین، مورد بررسی قرار گرفت. با تحلیل گفتمان کاوانه ی اطلاعات تحریری، چهار بافت تعاملی، شامل بافت هایی با محوریت ساختار، معنا، مهارت، و مدیریت، مورد شناسایی قرار گرفت. بررسی توزیع بافت ها نشان داد که بخش عمده ای از تعاملات کلاسی با محوریت ساختار و مهارت های زبانی شکل می گیرند. در حالی که بافت معنامحور کمترین سهم را در تعاملات کلاسی دارد. تحلیل واریانس چند متغیره یدوسویه نشان داد که توزیع تمامیبافت های شناسایی شده تحت تأثیر سطح توانش زبانی شاگردان می باشد. اما آموزش معلمین تنها بر توزیع بافت ها با محوریت ساختار و مدیریت مؤثرند. یافته های مطالعه ی حاضر توجه معلمین و مربیان تربیت معلم را به لزوم اصلاحات در وضعیت کنونی تعاملات کلاسی سوق می دهد.
اشعار تی. اس. الیوت در زبان فارسی: بررسی موردی ترجمه کهن الگوها در شعر سرزمینِ بی حاصل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر بر آن است که ترجمه های فارسیِ بخش چهارم شعرِ سرزمینِ بی حاصل اثر تی. اس. الیوت را با به کارگیری مبانی نظریه جهانی های ترجمه و با توجه ویژه به مفهوم « ناخودآگاه جمعی » بررسی و مقایسه کند. منابع فراوانی در باب تعاریف، انواع و کارکردهای مفهوم کهن الگو در دسترس است، اما بررسی بازنمایی کهن الگوها در آثار ادبی از منظر ترجمه پژوهی تلاشی نو به شمار می رود. با توجه به اینکه کهن الگوها مفاهیمی جهان شمول و ثابت هستند، ابراز آن ها در زبان های مختلف به شیوه ای تا حدی یکسان صورت پذیرفته است. از سوی دیگر، کاربست نظریه جهانی های ترجمه در بررسی معادل گزینی کهن الگوها در ترجمه های گوناگون فارسی نشان می دهد ترجمه این بخش از شعر در مقایسه با دیگر بخش ها کمتر چالش برانگیز بوده است. بسامد بالای کهن الگوها در بخش چهارم شعر سرزمینِ بی حاصل با عنوان «مرگ در آب»، باعث شده ترجمه های فارسیِ صورت گرفته از این بخش، در مقایسه با دیگر بخش های شعر که کمتر به کهن الگو پرداخته اند، دارای کمترین اختلاف در ترجمه باشند. بخش چهارم شعر دارای فضایی مذهبی، اسطوره ای و حاوی بیشترین تعداد کهن الگوی به کاررفته نسبت به دیگر بخش های این شعر بوده و از این رو از زبانی آرکائیک برخوردار است. یافته های پژوهش حاضر، به دنبال تحلیل هفت ترجمه متمایز فارسی از بخش چهارم شعر مذکور، نشان دهنده این است که از لحاظ تراکم واژگانی، تنوع واژگانی و میانگین طول عبارات و جمله ها شباهت های بسیاری در متن های ترجمه شده وجود دارد و جملگی حول نقطه میانی یک گستره قرار دارند.
بحثی درباره گویش شناسی متون فارسی عبری دوره نخست: وجود لغات شرقی در برخی متون جنوب غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Developing a Critical Checklist for Textbook Evaluation(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۲, No.۲۴, Spring & Summer ۲۰۱۹
214 - 237
حوزههای تخصصی:
This study has been carried out to develop a critical checklist for global/commercial textbooks which play a crucial role in language teaching/learning. For this aim, a number of items have been developed based on a comprehensive review of the related literature and experts’ opinions. The tentative checklist was administered to the targeted population, yet 326 checklists were deemed appropriate for the analysis. The statistical analyses utilized in this study were exploratory factor analysis and partial confirmatory factor analysis. Prior to the exploratory factor analysis, a correlation analysis reduced the items into 44. Next, the exploratory factor analysis identified ten components. Additionally, six items were excluded from the checklist due to simultaneous factor loading and the finalized checklist was truncated into 38 items. To investigate the possibility for further validation studies, the result of partial confirmatory factor analysis was not statistically significant. Results of this study have the potentials to shed some lights on the ideological aspects of textbook evaluation.
استفاده از تکنیک های نمایشی در آموزش زبان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Effect of Isolated vs. Combined Processing Instruction and Output-Based Instruction on the Learning of English Passives(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The studies on the merits of processing instruction (PI) and output-based instruction (OI) have mostly treated the two approaches as mutually exclusive. To address the potentials of combining interpretation and production activities, this research compared the two isolated approaches of PI and OI with two combined approaches in which processing and output tasks were used in two opposite orders suggested by the researcher, i.e. processing-output-based instruction (POI) and output-processing-based instruction (OPI). The target structure was English passives. Participants included 185 Iranian EFL students from five intact classes, with four assigned to each treatment and one comprising a control group. Results on sentence-level interpretation and production tests administered before, immediately after, and one month following instruction indicated similar improvement for the treatment groups on the first interpretation posttest, and the superiority of POI over OPI and PI over the delayed posttest. On the first production test, POI, OPI, and OI performed equally well and better than PI, while more accurate uses of the target form were observed by POI and OPI on the delayed posttest. It was concluded that the combined approaches, particularly POI, could produce more persistent outcomes by giving learners the opportunity to both process a form and produce it.
Native EFL Raters’ Criteria in Assessing the Speech Act of Complaint: The Case of American and British EFL Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Despite the importance of interlanguage pragmatic rating (ILP) in the second language teaching and learning context, scant attention has been devoted to it. This study aims to investigate native EFL teachers’ major criteria in assessing the speech act of complaint produced by Iranian EFL learners. To fulfill this end, two groups of experienced native raters, including American (n=47) and British (n=30) EFL/ESL teachers, were elected for evaluating the complaint discourse completion tests (DCTs) made from video-prompts which were answered by EFL learners before. The content analysis of raters’ comments on the EFL learners’ productions revealed eleven different criteria including logical reasoning and comments, politeness, linguistic appropriacy, semantic formula, interlocutors’ relationship, register choice, formality, degree of intensity, cultural accommodations, degree of directness, and finally fluency and naturalness respectively from the most to the least frequent ones. The result of the t-test and chi-square analysis proved that British and American raters differed significantly in their degree of variations and preferences of these criteria. The results further showed that EFL learners’ responses seemed unreasonable and impolite to native raters which might be due to the different cultural norms between L1 and L2 societies and consequently encourage us to be aware of the importance of teaching sociopragmatic knowledge to the EFL learners.
Postmethod Pedagogy and Iranian EFL Teachers’ Understandings: Is a Promising Trend on the Way?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The profession of second language teaching has experienced fundamental fluctuations in both theory and practice. With its own proponents and opponents, the postmethod was considered as the practical and reasonable solution to the limitations of the confining concept of the method. The purpose of this qualitative study was to elicit nonnative EFL teachers’ viewpoints and perceptions regarding postmethod pedagogy. In fact, the researchers were interested to know about nonnative EFL teachers’ perceptions of postmethod condition regarding their own context and needs. Selected based on purposive sampling procedure, the participants of this study were 10 nonnative EFL teachers categorized into three groups based on their teaching experience. The participants took part in semi-structured interviews and they were asked a series of questions to elicit their perceptions and interpretations of postmethod. The results of the study revealed some rays of hope in some cases, though not promising in a full manner. In other words, although nonnative EFL teachers could not mention the postmethod principles explicitly, they showed a logical understanding of postmethod pedagogy tenets and its applications in their teaching practices and procedures. The results of this study can help teacher educators design more effective teacher education courses and in-service programs to enhance nonnative EFL teachers’ viewpoints and perceptions regarding postmethod pedagogy and its implications in language teaching and learning processes.
Negative Labeling as a Crucial Psychological Variable in Teaching EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the psychological variables which may have a long-lasting effect on our life is labeling, and students’ accomplishments might be severely undermined through the teacher’s labeling. In spite of this issue, few studies have been carried out on the ramifications of labeling in the educational contexts, in general, and EFL classrooms, in particular. The current study is an attempt to investigate the occurrence possibility of negative labeling and how such labels eventually influence students’ psychological/academic potentials. Since it was not possible to expose the students to the experience of negative labels in their real situations, the 100 high-school female participants of the study were asked to make predictions on social/academic success of a fictitious student who was labeled as dyslexic (Hunt, 2006). Besides, they were given a modified 11-item questionnaire (Mwania & Muola, 2013) about their experiences of being labeled. The participants were also asked to fill in the Coopersmith Self-esteem Inventory (SEI) (1967) to determine if there is a relationship between their labeling experiences, their self-esteem and their reported academic achievements. The collected data was then processed using SPSS. The findings of the study indicate that teacher’s negative labeling was significantly related with students’ self-esteem, their academic potentials, and their future life/success/expectations.The study bears some significant implications for teachers’ education since the findings show that the negative ramifications of labeling in EFL contexts should be taken into more serious consideration in teaching.
سازوکار معناپردازی رنگ در بیلبوردهای تجاری شهر تهران: مطالعة موردی بیلبوردهای تجاری شرکت بیمة معلم، پودر تاژ و اسنک چی توز
حوزههای تخصصی:
واکاوی نظام نشانه ای رنگ در گفتمان برخی بیلبوردهای تجاریِ شهر تهران به نمایاندن ابعاد معنایی
می انجامد که در این پژوهش برآنیم به شیوه ای نظام مندی بدان بپردازیم. پیکرة پژوهش، دربرگیرندة سه بیلبورد تجاری شرکت های بیمة معلم، پودر تاژ و اسنک چی توز است که در فاصله سال های 1392 تا 1394، به روش میدانی از محدودة شهر تهران عکس برداری شدند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و از رویکرد تلفیقی به عنوان ابزار پژوهش، بهره گرفته شد که دربرگیرندة روش نشانه شناختی کرس و فان لیون (2002)، فان لیوون (2011) و هولتز شوهه (2006) است و بر اساس آن مشخصه های کمینة رنگی همراه با فرانقش های اندیشگانی، بینافردی و متنی رنگ، در تحلیل پیکره پژوهش به کار گرفته شدند. همچنین، بر هماهنگی رنگی علاوه بر ویژگی تضاد مکمل توجه شد. نتایج پژوهش نشان داد در پیکره پژوهش، معناپردازی نظام نشانه ای رنگ با در نظر گرفتن مشخصه های کمینة رنگ و فرانقش های آن، درون بافت اجتماعی- فرهنگی و بافت موقعیتی به شکل تثیبت یافته تری قابل بررسی است. در این راستا، فرانقش متنی رنگ از طریق پیوندهای درون متنی مابین سازه های نظام نشانه ای رنگ و بر پایة پیوندهای برون متنی با سایر نظام های نشانه ای مانند تصویر و کلام نقش تعیین کننده ای در مقایسه با فرانقش اندیشگانی و فرانقش بینافردی در معناپردازی رنگ داشته است.
The effect of verbal and visuospatial working memory spans on collocation processing in learners of English(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Much interest has recently been directed toward the knowledge of collocations in the field of second language learning since they have been asserted to improve fluency. The current study was intended to examine the effect of verbal and visuospatial working memory spans on the processing of collocations using a Self-Pace Reading Task (SPRT) and relevant working memory tasks. To this end, participants were divided into two distinct groups (high vs. low) based on their scores in the verbal and visuospatial memory tasks. The results of the analyses revealed that there was not a statistically significant difference between high and low verbal memory groups in the processing of collocations. However, a significant difference was witnessed between high and low visuospatial memory groups in their reaction time. These results have important implications for the multi-word processing models and the way collocations should be taught in the classroom.
زبان خنثی
منبع:
همایون مهر ۱۳۱۳ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
زباهنگ ناسزا در فارسی و معادل های ترجمه شده انگلیسی براساس الگوی هایمز؛ مطالعهموردی پیکره زبانی رمان دایی جان ناپلئون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
31 - 59
حوزههای تخصصی:
این پژوهش مقوله ناسزا را بر مبنای داده های پیکره ای در زبان های فارسی و انگلیسی بررسی می کند. در اینجا از مفهوم زباهنگ برای اشاره به رابطه دو سویه زبان و فرهنگ استفاده می شود. بررسی ناسزا می تواند به روشن تر شدن رابطه میان زبان و فرهنگ کمک کند، خاصه اینکه در دو زبان بررسی شود. به منظور انجام چنین تحقیقی از داده های زبانی رمان دایی جان ناپلئون اثر ایرج پزشک زاد و ترجمه انگلیسی آن اثر دیک دیویس استفاده شده است. دلیل انتخاب ترجمه انگلیسی نیز این است که رفع و پرداختن به یکی از دغدغه های اصلی جامعه شناسان زبان بررسی تفاوت های فرهنگی جوامع است که ترجمه از یک زبان به زبان دیگر امکان این بررسی را فراهم می آورد؛ چراکه مترجم تا اشراف به مفاهیم فرهنگی در پس ناسزاها نداشته باشد به خوبی از عهده ترجمه بر نمی آید و بررسی تطبیقی دو نمونه زبانی نشان می دهد که چه تفاوت هایی در این زمینه قابل مشاهده است. در این پژوهش کمی و کیفی برای هر کدام از موارد، علاوه بر ارائه بسامد وقوع، تحلیلی فرهنگی به شیوه کیفی هم ارائه شده است. الگوی مورد نظر این پژوهش الگوی SPEAKING هایمز (1967) است که براساس آن انگیزه افراد برای ادای ناسزا با توجه به ملاحظات فرهنگی قابل توضیح است و تفاوت های زبانیِ ناشی از تفاوت های فرهنگی را تبیین می کند. این الگو انتخاب شده است تا به محقق این امکان را بدهد تا کارکردهای ناسزا را در زبان فارسی ارائه کند. این پژوهش می تواند به راهکارهایی برای ارائه معادل های ترجمه ای بهتر و دقیق تر از متون معاصر فارسی به زبان انگلیسی منجر شود. تحلیل داده های این پیکره نشان می دهد ناسزاها در برخی حوزه های مفهومی (حیوانات، ظواهر و اعضای بدن، صفات انسانی و ویژگی های شخصیتی، فهم و شعور و جنبه های عقلانی، آبرو و شرم و حیا، ناموس، اصل و نسب و پدر و مادر) شکل می گیرند و توهین های جنسی که پاکدامنی فرد یا کسانش را هدف می گیرد به دلایل فرهنگیِ قابل توضیح، پرکاربردترند. یافته های تحقیق نشان می دهند که هدف از زباهنگ ناسزا بیان تحقیر، بیان ترحم به گونه ای منفی، طعنه، پرخاش، عصبانیت و حتی آرزو و تمنای منفی است که با نفرین هم ارتباط دارد.
ترتیب واژه در زبان سنگسری از دیدگاه رده شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از تفاوت های مهمّ و شناخته شدهه زبان های بشری که در چند دههه اخیر در رده شناسی به عنوانِ معیار طبقه بندی زبان ها در یک خانوادهه زبانی به کار گرفته شده است، «ترتیب واژه» یا «آرایش سازه ای» است. «ترتیب واژه» عموماً به ترتیبِ قرارگرفتنِ عناصر موجود در بند یا گروه، مانند گروه های اسمی و فعلی، اطلاق می شود. یکی از زبان شناسانی که با بهره گیری از این ملاک مبادرت به رده بندیِ بسیاری از زبان های جهان کرد، درایر (1992) است. این پژوهش بر مبنای درایر (1992) و مؤلفه های ترتیب واژهه مطرح در آن شکل گرفته است و هدف از آن تعیین آرایش سازه ای بند و ردهه زبانیِ زبان سنگسری، یکی از زبان های ایرانی غربی، نسبت به گروه زبان های اروپا - آسیا و جهان است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که زبان سنگسری در مقایسه با گروه زبان های جهان از 15 مؤلفهه زبان های فعل پایانی قوی و 14 مؤلفهه زبان های فعل میانیِ قوی و در مقایسه با گروه زبان های اروپا – آسیا از 17 مؤلفه از مؤلفه های فعل پایانیِ قوی و 16 مؤلفه از مؤلفه های فعل میانیِ قوی برخوردار است. بنابراین، این زبان در حال حاضر به لحاظِ مؤلفه های رده شناختی به ردهه زبان های فعل پایانیِ قوی تعلق دارد، امّا از آنجایی که این زبان از مجموع 24 مؤلفهه زبان های فعل میانیِ قوی بیش از نیمی از آنها را نیز داراست، انتظار می رود که در آینده ای نه چندان دور شاهد تغییر وضعیت ردهه زبانی آن از ردهه زبان های فعل پایانیِ قوی به ردهه زبان های فعل میانی قوی باشیم