در این مقاله، می کوشیم با نگاهی انتقادی کمبود توجه به واژه پژوهی در متون دانشگاهی را بررسی کنیم و با بررسی ابعاد مختلف این موضوع، چشم انداز روشنی از پیش زمینه ها، مسیرها و موانع موجود در این حیطه را ارائه کنیم. در این راستا، تمرکز این مقاله هم بر کمبود پژوهش درمورد زبان علمی فارسی است و هم بر کم توجهی پژوهش ها به زبان آموزان فارسی زبان. ابتدا تصویری کلی از اهمیت یادگیری و تسلط بر ابعاد مختلف واژگان در زبان دانشگاهی را بررسی می کنیم و درادامه، برخی از پیکره ها و لیست های واژگانی پراهمیت را معرفی می نماییم که در ادبیات تحقیق وجود دارند. پس از تبیین اهمیت و ضرورت پژوهش در این حوزه، کوشیدیم تصویری چندبعدی از زوایای مختلف پژوهشی ارائه کنیم که باید مطمح نظر پژوهشگران این حوزه باشد و مورد بحث قرار گیرد. در این میان، مباحثی چون همنشینی واژگان، زنجیره های واژگانی، نوسانات واژگانی درون متنی و بین متنی و برخی موضوعات دیگر را بررسی کردیم و درنهایت، برخی از چالش ها و موانعی را که پیش روی تحقیق در این حوزه قرار دارند معرفی نمودیم.
بر طبق مدل اصلاح شده ی سلسله مراتبی که توسط کرال و استیوارت پیشنهاد شده است، در مراحل ابتدایی فراگیری زبان، رابط ها ی واژگانی بسیار قوی در نتیجه ی اتکا فراگیران به زبان اول برای دریافت معانی کلمات زبان خارجی ایجاد می شود؛ این رابط ها در مراحل بالاتر نیز باقی می مانند اگرچه ضعیف ترمی شوند. برای آزمایش این فرضیه، حافظه ی رویدادی دو گروه از فراگیران فارسی زبان انگلیسی سطح پایین و پیشرفته بر روی جفت های ترجمه ای غیرهم ریشه مورد آزمایش قرار گرفت. الگوی بدست آمده برای فراگیران سطح پایین با فرضیه ی مدل سازگار بود چرا که وجود رابط های واژگانی در سطوح پایین زبان آموزی ثابت شد. لیکن، نتایج بدست آمده برای فراگیران سطح پیشرفته نشان داد این رابط ها در سطوح بالا دیگر وجود ندارند و ازبین می روند.
در جوامعی که بیش از یک زبان در آنها وجود دارد، شاهد تماس یا برخورد زبان ها به شکل های مختلف هستیم. از جمله پیامدهای برخورد زبانی، رمزگردانی است که به استفاده متناوب از دو یا چند زبان، در یک پاره گفتار، گفته می شود. افراد دوزبانه غالباً در حین گفت وگو از زبانی به زبان دیگر روی می آورند. یکی از جوامع دوزبانه در ایران را دوزبانه های ارمنی- فارسی تشکیل می دهند. مقاله حاضر به بررسی پدیده رمزگردانی در دوزبانه های ارمنی- فارسی تهرانی می پردازد. این بررسی بر اساس داده هایی است که از ده ساعت مکالمات روزمره ارامنه تهرانی گردآوری شده است. در بررسیِ رمزگردانیِ برون جمله ای، از دیدگاه بلوم و گامپرز (1972)، و در بررسیِ رمزگردانیِ درون جمله ای از مدل میرز- اسکاتن (1993، 2002) استفاده شده است. نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها نشان می دهد که در مکالمات دوزبانه های ارمنی- فارسیِ تهرانی به زبان ارمنی، رمزگردانی از هر دو نوع اتفاق می افتد و رمزگردانیِ درون جمله ای از بسامد بسیار بالایی برخوردار است.
There is a growing interest among the higher education principals and policy makers to improve teacher evaluation methods and more important than that to use the evaluation data. A number of research studies implied the ineffective instruction of ESP courses in Iran (Atai, 2002; Eslami, 2005; Hayati, 2008; Ahmadi, 2008; Sherkatolabbasi & Mahdavi, 2012; Boniadi, Ghojazadeh & Rahmatvand, 2013). The basic objective of research in field of ESP/EGP instruction and evaluation is to facilitate informed decisions for the betterment of English classes. The literature suggested that most of the teachers and students were dissatisfied with the students’ progress in specific English courses. Data was collected from the teachers by various ways including observation checklist and feedback form. To carry out the study, 12 ESP and EGP teachers were observed using Marshall’s rubrics (2011) and observation logs’ analysis. Then, 18 teachers offered feedback on different aspects of their own courses. The data were analyzed both qualitatively and quantitatively using ANOVA statistical measurement. The findings firstly indicate that EGP teachers were more standard teachers in comparison to ESP teachers. Secondly, the feedback forms show discrepancy between the views of EGP teachers and ESP teachers in some areas including the material effectiveness and students’ interest. To reach a standard point in EGP/ESP instruction, more evaluation is to be applied by the faculty members, university principals and the teachers themselves. Politically correct attitudes towards teachers should not lead to ineffective English courses. Some practical implications are suggested to upgrade the current practice in ESP classes
"در مطالعات ترجمه اصطلاح دورگه به منتهایی اطلاق می شود که آمیزه ای از دو زبان و دو فرهنگ مختلف باشند. این اصطلاح هم در مورد متنهای ترجمه شده به کار می رود، یعنی متنهای مقصدی که نشانه های زبان و فرهنگ مبدا در آنها حفظ می شود، و هم در مورد متنهایی، به ویژه ادبیاتی، که آمیزه ای از زبان مستعمره ها و استعمارگران سابق باشند، مثلا شعر یا رمانی که نویسنده ای هندی به زبان انگلیسی بنویسد و در آن نشانه های فرهنگی خود را حفظ کند.
مقاله حاضر نشان می دهد که ادبیات مهاجرت هم در واقع مجموعه متنهای دورگه ای است که به دست نویسندگان مهاجر نوشته می شود، و نتیجه می گیرد که نویسنده پسااستعماری، با نویسنده مهاجر در این جنبه اشتراک دارد که هر دو دورگه اند و در جستجوی هویت تازه ای هستند، هویتی که در جهان بینابین قرار دارد و منجر به پدید آمدن متنهایی می شود که هم از لحاظ زبانی و هم از لحاظ فرهنگی، به همان فضای بینابین تعلق دارند، یعنی فضایی و جهانی که بین فرهنگ بومی و فرهنگ استعمارگر یا مهاجرپذیر قرار دارد."
به منظور بررسی ویژگی های آکوستیکی تکیه در زبان تاتی، یک جفت کمینه انتخاب شد که در یکی تکیه روی هجای اول کلمه و در دیگری بر روی هجای آخر قرار داشت. این جفت کمینه در جمله های پرسشی و خبری توسط گویشوران بومی تات زبان خوانده شد. با استفاده از نرم افزارPRAAT برای هر جمله، شبکه ای متنی ساخته شد؛ به طوری که مرز واکه ها مشخص شد. سپس مقادیر دیرش، فرکانس پایه، انرژی و فرکانس سازه های اول و دوم واکه های موردنظر در هجای تکیه بر و بدون تکیه محاسبه شد. نتایج آزمون تولیدی نشان داد، تفاوت مقدار میانگین دیرش، فرکانس پایه و انرژی در هجای تکیه بر و بدون تکیه معنی دار است و تفاوت فرکانس های اول و دوم تفاوتی نداشت. این بدان معناست که مهم ترین همبسته های آکوستیکی تکیه در زبان تاتی دیرش، فرکانس پایه و انرژی اند. همچنین منحنی تغییرات فرکانس پایه در این زبان نشان داد که الگوی فرکانس پایه در انتهای جملات خبریL% و در انتهای جملات سوالی H% است.
ابیات وصفی، قسمتی بزرگ از معلقات سبع را تشکیل می دهد. سرایندگان این قصاید، علاوه بر غرض های شعری خود، منازل یار، پدیده های طبیعی، مرکب، صحنه های نبرد و عناصری دیگر را توصیف کرده و به تصویر کشیده اند و به همین منظور و برای ملموس کردن تصاویر ادبی شان، این ابیات را با موسیقی مناسب، به ویژه موسیقی آوایی حروف همراه کرده اند. با توجه به اینکه در فرایند توصیف حسی، شاعر برای تأثیر بیشتر هدف خود، نیازمند ذکر دقیق اوصاف و احوال امور مورد نظرش است، اصحاب معلقات سبع در توصیف های حسی خود، از عنصر موسیقی بهره فراوان برده اند تا طنین آوایی پدیده های مورد نظرشان را نیز برای شنونده محسوس کنند. از آنجا که موسیقی حروف بر خلاف وزن عروضی می تواند در هر بیت، با دیگر بیت ها متفاوت باشد، این هفت شاعر در ابیات وصفی خود، با استفاده از چیدمان مناسب حروف، به تقویت موسیقی و انسجام آوایی و تطابق آن با معنای مورد نظر خود پرداخته اند. در میان این هفت شاعر، امرؤالقیس و لبید از تطابق لفظ و معنی و موسیقی حروف بیشتری بهره جسته اند و تأثیر چیدمان حروف در شعر این دو شاعر، به ویژه در وصف طبیعت، بیش از بقیه است. شاید دلیل این مسئله، وجود تعداد بیشتر ابیات وصفی مربوط به طبیعت در معلقه های ایشان و توجه زیاد این دو شاعر به طبیعت نسبت به دیگر اصحاب معلقات سبع باشد. عنتره و عمرو بن کلثوم نیز از موسیقی رزمی برخاسته از چینش هجایی و حروف، به بیشترین میزان استفاده کرده اند و موسیقی ابیات آنها در توصیف صحنه های نبرد، ملموس تر است؛ زیرا این دو شاعر، حروفی را به کار برده اند که در کنار یکدیگر، صدای به هم خوردن شمشیر ها و نیزه ها، و هیاهوی جنگ را تداعی می کنند. در مقابل شعر این شاعران، ابیات وصفی طرفه، زهیر و حارث از موسیقی حروف، بهره ای کمتر دارد و تطابق لفظ و معنا در شعر این سه شاعر، نسبت به بقیه، کمتر است. این مسئله دو دلیل مهم دارد: نخست آنکه این سه شاعر، در مقایسه با امرؤالقیس و لبید، به توصیف-های حسی طبیعت، چندان توجهی نکرده اند و دوم اینکه این شاعران، موسیقی شعر خود را بیشتر در وزن عروضی قرار داده اند.
این مطالعه به بررسی روابط بین انگیزه ها، نگرش ها و فعالیت های آموزشی خانگی والدین ایرانی به سوی دوزبانگی (فارسی وانگلیسی) می پردازد. به همین منظور،از ۶۸ والدین زبان آموز جوان، خواسته شد که به پرسشنامه ای پاسخ دهند. لازم بذکر میباشد که هدف پرسشنامه مذکوربررسی نگرش ها، انگیزش، و فعالیت های آموزشی خانگی والدین به سوی دوزبانگی می باشد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی داده ها نشان داد که والدین نگرش مثبت کلی، انگیزه یکپارچه٬ و روشهای رسمی درفعالیت های آموزشی خانگی به کار می گیرند.علاوه بر این٬ یا فته ها نشان دادند که همبستگی مثبت معناداری بین نگرش ها، انگیزش و فعالیت های آموزشی خانگی والدین وجود دارد. ولیکن٬ تحلیل رگرسیون خطی داده ها نسبت به متغیر های مربوطه نشان داد که فقط متغیر انگیزه بر پراکنش فعالیت های آموزشی خانگی تأثیر چشمگیری دارد. پیامدهای بدست آمده ازنتایج برای معلمان٬ سیاست گذاران، و توسعه دهندگان برنامه درسی بهمراه برخی پیشنهادات در این مطالعه فراهم شده است.
This study aimed to explore the relationships between foreign language learners’ self-identity changes, motivation types, and Foreign Language proficiency associated with learning English in private language schools in Iranian context. Based on a stratified sampling, 204 English as a foreign language learners from three language schools in Tehran were selected to participate in the study. The instruments were a 30-item Likert-scale questionnaire on motivation types in seven categories: intrinsic interest, immediate achievement, learning situation, going aboard, social responsibility, individual development, and information medium; a 24-item Likert-scale questionnaire on self-identity changes in six categories: self-confidence change, additive change, subtractive change, productive change, split change, and zero change. Results revealed that self-confidence change was the prominent change common among foreign language learners. Canonical correlation analysis revealed that motivation types and self-identity changes were related through three pairs of canonical variables: intrinsic orientations related with personal identity changes, instrumental orientations related with cultural changes, and instrumental orientations related learners’ self-confidence change. Theoretical and pedagogical implications for foreign language learning and teaching are also discussed.
این مطالعه نتایج یک بررسی آزمایشگاهی را بر روی تولید غیربومی واکه های انگلیسی گزارش می کند. توانایی تولید نُه واکه انگلیسی آمریکایی توسط دو گروه از زبان آموزان فارسی زبان که در سطح زبان آموزی متفاوتی قرار داشتند، مورد بررسی قرار گرفت. صحت تولید واکه های زبان آموزان از طریق محاسبه مقادیر پارامترهای صوت شناختی تعیین گردید. مقادیر سازه های فرکانسی اول و دوم لده فوگد و مدیسون (1996) را برای فضای واکه ای انگلیسی آمریکایی به عنوان مقادیر مرجع استفاده کردیم تا با مقادیر به دست آمده از تولید زبان آموزان فارسی مقایسه کنیم. نتایج نشان داد که زبان آموزان قادر به کنترل پارامترهای صوت شناختی واکه ها به صورت بومی، حتی برای واکه های مشابه در هر دو زبان نیستند که این امر به دلیل مداخله ی نظام واکه ای زبان اول آنهاست. مقادیر پارامترهای صوت شناختی با افزایش سطح زبان آموزی شرکت کنندگان تغییر محسوسی نکرد. جالب توجه است که جایگاه تولید به دست آمده برای واکه های غیرمشابه، نه به نزدیکترین متناظر زبان اول و نه به مقوله بومی نزدیک بودند. نتایج به دست آمده در چارچوب مدل همانندسازی ادراکی بِست (1994) قابل تبیین است. این مدل پیش بینی می کند که زبان آموزان مقوله های آوایی جدیدی برای تقابل های آوایی که مشابه زبان اول اشان نیستند، ایجاد می کنند.
در این پژوهش کیفی با بررسی فرآیندهای فکری دو نمونه از دانشجویان کارشناسی ارشد رشتة روابط بین الملل، چگونگی توسعة آگاهی از ژانر رشتة تخصصی ذکر شده، بررسی و گزارش شده است. بدین منظور، دو نمونة مطالعاتی به مدت هجده ماه تحت آموزش و بررسی قرار گرفتند. در این مدت یکی از محققان برای تقویت مهارت های نگارش دانشگاهی، به طور شخصی کلاس های منظم آموزشی با شرکت کنندگان برگزار نمود. چهارچوب نظری استفاده شده در این پژوهش، مدل «تعامل» هایلند (2005) و روش تحقیق نیز در فاز اول تا سوم این کار، روش قوم نگارانه و تفسیری و در فاز چهارم، تحلیلی بود. چند مصاحبه و جلسات یادآوری فرآیند فکری، یادداشت برداری های میدانی و بررسی اسناد به منظور جمع آوری داده ها انجام شد. طبق تعریف ارائه شده از سطوح مهارتی توسط سازمان آیلتس، شرکت کنندگان در این مطالعه از سطح نگارشی کاربر محدود (نمرة 4) تا سطح کاربر خوب (نمرة 7) پیشرفت کردند. در نهایت این پژو.هش، نتیجة بررسی ها از مراحل تکامل آگاهی شرکت کنندگان از ژانر تخصصی رشتة خود در قالب یک مدل ارائه شد. این مطالعه می تواند چشم انداز بسیار روشنی برای برنامه ریزی دوره های آموزشی مهارت های نگارش تخصصی و دانشگاهی باشد.