این مقاله جنبه های عملی و راهکارهای اجرایی فرایند ترجمه را بررسی می کند یعنی مسایل و مشکلات واقعی که مترجم با آنها سر و کار دارد. برای این منظور و برای افزایش هر چه بیش تر خود آگاهی مترجمان و برآوردن انتظارات آنان در امر یادگیری مهارت ها و فنون کاربردی ترجمه، پژوهشگر بر آن شد که یک بررسی پیکره ای مقابله ای بر ترجمه یکی از مقولات دستوری به نام «عبارت مصدری» از زبان انگلیسی به فارسی انجام دهد و بر اساس تجزیه و تحلیل تغییرات (shift analysis). هنجارهای متداول (norms) که معادل ترجمه ای عبارات مصدری انگلیسی در زبان هدف هستند کشف کند. در نتیجه این تحلیل، پژوهشگر توانست به چهار الگوی مختلف تعادلی متداول در زبان هدف دست یازد و بر اساس آنها، راهکارهایی را که مترجم در انجام این ترجمه به کار برده بود، مشخص نماید و سرانجام برای برجسته سازی تغییرات، هنجارهای متداول و راهبردهای ترجمه، به توصیف آنها پرداخت تا از این طریق توجه ترجمه آموزان، مترجمان آماتور و حتی مترجمان حرفه ای را هر چه بیشتر به این نوع مشخصه های عملی فرآیند ترجمه جلب نماید تا آنان این گونه آگاهی ها را برای عملکرد آینده و تصمیم گیریهای بعدی خود در معادل یابی ترجمه مورد استفاده قرار دهند و بدین ترتیب توانایی و مهارت ترجمه ای خود را افزایش دهند.
"هدف مطالعه حاضر ارایه رویکردی جدید در مورد بررسی مفهوم جنجال برانگیز «برابری» در ترجمه است. فرض بر این است که به طور کلی نظریه پردازان ترجمه را در عصر حاضر، بر اساس رویکردی که نسبت به مساله مفهوم «برابری» اتخاذ کرده اند، به سه گروه می توان تقسیم کرد: گروه نخست نظریه پردازانی هستند که تعریفی خاص از برابری به دست داده اند و آن را به مثابه مفهومی آرمانی و انتزاعی اما مفید در تعریف یا توصیف یا نقد و آموزش ترجمه به کار می برند. گروه دوم نظریه پردازانی هستند که برابری را مفهومی مبهم یا بی ربط می دانند و آن را به کار نمی برند. و بالاخره، گروه سوم نظریه پردازانی هستند که مفهوم برابری مورد نظر نظریه پردازان سنتی را از دیدگاهی عینی تر مورد بررسی قرار داده اند.
مقاله حاضر ابتدا مطالعات انجام شده در زمینه مفهوم برابری توسط نظریه پردازان سرشناس هر یک از گروه های بالا را مرور می کند و بر اساس اصول و مبانی نظریه زبان به مثابه نظامی نشانه شناختی - اجتماعی (هالیدی (1978 به عنوان چارچوب نظری مطالعه، نتیجه می گیرد که «برابری» در ترجمه مفهومی گمراه کننده است و بنابراین باید با مفهوم «ناهمسانی» جایگزین شود. در نهایت به پیروی از هتیم و میسون (1990) پیشنهاد می شود تا هنگامی که شکاف بین گفتمانهای فرهنگ مبدا (انگلیسی) و مقصد (فارسی) از بین نرود بحث در مورد دستیابی به برابری متن مقصد و مبدا اندیشه ای واهی است و بهتر است که به جای تصور آرمانی دستیابی به آن، در راستای کاستن از میزان ناهمسانی بین متن مقصد و مبدا تلاش کنیم."
در رویکردی نقش گرا به ارزشیابی کیفیت ترجمه، یک ترجمه «خوب» آن است که نقش تعیین شده را در زبان و فرهنگ مقصد به خوبی ایفا کند، یعنی در ایفای نقش، ترجمه مناسبی باشد. نظر غالب این است که در ارزشیابی یک ترجمه میزان همان متن اصلی است، به این معنی که ارزشیاب باید ترجمه را با متن اصلی مقایسه کند تا ببیند آیا پیام مورد نظر دقیقا منتقل شده و نیز مولفه های معنائی و دستوری به درستی ترجمه شده اند یا نه. اما در یک رویکرد نقش گرا به ترجمه عواملی مانند نقش زبان، نوع متن، و هدف ترجمه از اهمیت بیشتری برخوردارند و به عنوان معیارهای قطعی در تعیین میزان مناسب بودن متن به حساب می آیند. در این رویکرد، متن اصلی گاهی فقط یک منبع خبر تلقی می شود، و مترجم کارشناسی است که با توجه به نوع و نقش و هدف متن اصلی تصمیم می گیرد که متن ترجمه چه نقشی را باید در زبان و فرهنگ مقصد ایفا کند.
"هدف از نگارش این مقاله تبیین وجوه افتراق و اشتراک میان ترجمه مکتوب و ترجمه شفاهی است.
به هنگام مقایسه این دو گونه ترجمه، اگر چه به موارد اشتراک متعددی میان این دو می رسیم، وجوه افتراق این دو گونه ترجمه نیز از مختصات بارزی برخوردارند که در این مقاله به بحث و بررسی آنها پرداخته خواهد شد. "
در این گفتار، هدف شناخت مختصر از چالشهای فرهنگ نگاری در ایران است که علاقمندان به فرهنگ نگاری را به اندکی تامل وادارد که تا زمانی که اصول و روشهای نوین فرهنگ نگاری دو زبانه و یک زبانه رعایت نشود و فرهنگ نگار به مهارت و دانش تخصصی این رشته آراسته و مجهز نباشد، همچنان این کمبودهای اصول معیار در فرهنگ نگاری و نقدهای توام با اتهام در بازار فرهنگ نگاری و نشر فرهنگ لغتهای ایران وجود دارد و تا زمانی که برای چالشهای اساسی فوق الذکر چاره ای علمی و منطقی اندیشیده نشود، این نابسامانی تو در تو، بیشتر و بیشتر می گردد. و باید اذعان کرد که بحث در این باره در یک مقاله و یک جلسه گفت و گو و مجال اندک کفایت نمی کند. هدف از این بررسی اعمال نگرشی نسبتا متفاوت و پی بردن به راه و رسمی معیار برای تسلط به اصول و روش معتبر تدوین و تالیف فرهنگهای بهتر و جستجو برای دست یافتن به راهکارهای جدید جهت تهیه فرهنگ مطابق با اصول نوین و علمی روز جهان، و رفع نقایص موجود است.
بخشی از دانش و علمی که به آن دست یازیده ایم حضوری و بخش دیگر آن حصولی است. ترجمه فنی است که باید با تمرین و ممارست و با انبانه ای از دانش های جنبی حاصل گردد. منظور این است که برای تربیت یک مترجم قابل، اسباب و لوازمی ضروری است و فرایند مشخصی را باید پیمود. همزمانی یادگیری زبان بیگانه و فراگیری فنون مترجمی و آگاهی از زیر و بم های آن، آنگونه که تاکنون مرسوم بوده است، میسر نیست. در نوشته حاضر، صفات یک مترجم خوب و دانشی که باید بر آن مسلط باشد فهرست شده و در پایان، به صورت پیشنهادی، برنامه جامعی برای رشته مترجمی ارائه گردیده است.
پیشوند-3a یکى از پرکاربردترین پیشوندها است. این پیشوند به فعل پایه معانى مختلفى مى دهد، از عمده ترین معانى این پیشوند مى توان معانى "شروع عمل" و"مکان انجام عمل" را نام برد. براى درک هر چه صحیح تر معنى و مفهوم"مکان انجام عمل" این پیشوند، نیاز به بافت هاى جملات دقیقى داریم تا بتوانیم معانى مکانى این پیشوند را در موقعیت هاى مختلف مکانى درک کنیم، در این مقاله کوشیده ایم تا قواعد کلى در زمینهء موارد کاربردى این پیشوند، در بیان معانى ارائه گردد، تا زبان آموز بتواند به آسانى به تفاوت هاى موجود پى ببرد و نقش آن را در بافت هاى جملات در ترکیب با افعال و معانى آن به خوبى درک کند.
در این مقاله به رده شناسى و یا توجیه تنوعات زبانى در چارچوب نظریه اصول و پارامترها خواهم پرداخت و آن را نقد و بررسى خواهم کرد. با توجه به برخى پارامترها تأکید خواهم کرد که مطالعه رده شناسى در این نظریه فقط مى تواند برپایه اصل زیر مجموعه برویک (berwick) (1982) انجام پذیرد. و گرنه نظریه با اشکال روش شناختى مواجه مى گردد.
در میان روشهای مختلف ترجمه، معمولا دو روش "لفظ به لفظ" و "معنی به معنی" به عنوان دو قطب ترجمه به حساب می آیند. در روش اول که صورت گرا و قدیمی است مطابقت کلمه به کلمه ترجمه با متن اصلی از اولویت و اهمیت برخوردار است، در حالی که در روش دوم که معنی گرا و روش جدید در ترجمه است مطابقت کلام در دو زبان بر مطابقت کلمه به کلمه ترجیح داده می شود. موضوع ترجیح دادن محتوا بر صورت و یا بر عکس، با توجه به نوع متن، هنوز یکی از مباحث مهم در بررسی مسائل ترجمه می باشد. بعضی ها از روش صورت گرا، به ویژه در ترجمه متون ادبی و دینی، طرفداری می کنند، اما برخی دیگر به برتری محتوا بر صورت اعتقاد دارند و روش معنی گرا را ترجیح می دهند تا اینکه پیام یا معنی متن اصلی در اثر سرهم بندی ناشی از ترجمه لفظ گرا مورد تحریف قرار نگیرد. مقاله حاضر تلاشی در جهت بررسی این نظرات در مطالعات ترجمه است
"آنچه امروز نقد ترجمه نام گرفته، در واقع سنجش کیفیت ترجمه بوده و اساس آن بررسی مقابله ای است، به این صورت که بخش های متناظر دو متن مقصد و مبدا با هم مقایسه می شود و ترجمه هر بخش در چارچوب مفهوم ""معادل"" که خود مفهومی غیردقیق و تابع قضاوت شخصی است، با عنوانهایی چون ""غلط"" و ""درست"" سنجیده می شود. این رویکرد تقلیل گرا و جز نگر برای نقد ترجمه کافی نیست اگر چه ممکن است برای آموزش ترجمه یا حوزه هایی نظیر آن مفید باشد. نقد ترجمه، چون نقد ادبی، نیاز به چارچوبی نظری دارد که فراتر از بررسی مقابله ای باشد.
مقاله حاضر بر آن است تا نشان دهد، تحلیل انتقادی گفتمان چارچوب نظری مناسبی است که می تواند دیدگاههای لازم برای نقد ترجمه را در خود جای دهد. به این ترتیب نقد ترجمه به جای جستجوی غلط و درست باید بررسی کند انتخابهای مترجم (انتخابهای واژگانی، دستوری، ...) چه دلالتی دارند، کدام چارچوب ایدئولوژیکی را منعکس می کنند، و هویت های فرهنگی را چگونه به تصویر می کشند. نقد ترجمه می تواند در چارچوب تحلیل انتقادی گفتمان، ترجمه را از دیدگاههای مختلف نقد کند؛ مثلا از دیدگاه استعمارگرایی، پسااستعماری، فمینیسم، مناسبات قدرت، و جز آن. بنابراین نقد ترجمه در واقع نقد ایدئولوژی هاست و به زبان تازه ای نیاز دارد که با زبان مقابله تفاوت دارد"
در نوشته حاضر سعی خواهد شد به چند ملاک درون زبانی اشاره شود که می توانند ابزاری برای نقد علمی ترجمه به حساب آیند. برای معرفی این ملاکها، ابتدا به شیوه نقد ترجمه اشاره خواهد شد. سپس مشخص خواهد گردید که منظور از ملاک درون زبانی، در تقابل با ملاک برون زبانی چیست و این دو گونه ملاک چگونه می توانند در کنار یکدیگر ابزاری مناسب برای دست یافتن به نقد علمی ترجمه تلقی شوند. بخش پایانی این مقاله به طرح چند نمونه از ملاکهای درون زبانی اختصاص خواهد یافت.