فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۵۲۱ تا ۸٬۵۴۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
تالیف در زمینه ادبیات تطبیقی عربی با عبد الرزاق حمیده، ابراهیم سلامه و نجیب العقیقی آغاز شد. هر یک کتاب هایی را با عنوان الادب المقارن برای تدریس در دانشگاه تالیف کردند. این کتاب ها بر خلاف عنوانشان «الادب المقارن» در محتوا ارتباطی به ادبیات تطبیقی نداشته و نتوانستند اصول این علم را بر اساس مکتب فرانسه ـ مکتب رایج عصر ـ تبیین نموده و تعریف روشنی برای آن ارائه نمایند تا بتوان بر اساس آن به بررسی نمونه های تطبیقی در این عرصه پرداخت؛ زیرا مؤلفان آن ها متخصص این رشته نبودند. تاسیس اصول ادبیات تطبیقی در کشور های عربی با محمد غنیمی هلال (1917-1967) آغاز شد. او با تالیف کتاب الادب المقارن به تبیین قواعد نظری و عملی این رشته پرداخته، ادبیات تطبیقی را بررسی روابط ادبیات ملی در خارج از مرزهای زبان آن ملت و مطالعه ارتباط تاریخی میان آن ها تعریف نموده و پژوهش های تطبیقی خود را بر اساس این اصول بنیان نهاده است. هلال در تالیف این کتاب از استادان فرانسوی اش اثر پذیرفته است.
هلال با تدریس ادبیات تطبیقی در دانشگاه های مصر به تبیین مفاهیم این علم پرداخت و از این رهگذر شاگردان بسیاری تربیت نمود که آثار ارزشمندی را در این زمینه تالیف کردند. با مقایسه آثار آن ها با آثار هلال، شباهت های زیادی میان مباحث کتاب هایشان در دو حیطه نظری و تطبیقی (عملی) مشاهده می شود که بیانگر تاثیر هلال بر پژوهش های آن ها است. هدف این مقاله ، نشان دادن نقش هلال در تاسیس و تبیین مفاهیم نظری و عملی ادبیات تطبیقی عربی است که چگونه با وجود تلاش هایی که پیش از وی صورت گرفته، او بنیانگذار این علم گردیده و فعالیت های پس از خود را در این زمینه سمت و سو داده است.
ارزیابی و مقایسه ترجمه های فارسی رمان انگلیسی شاهزاده و گدا اثر مارک تواین بر اساس مدل گارسس (1994)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مستندسازی و بررسی گویشهای ایرانی به عنوان میراث فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این روزها، حفظ و صیانت میراث فرهنگی به عنوان بخشی مهم از هویّت ملّی، مورد توّجه مردم و مقامات کشور قرار گرفته است. با این وجود ، به نظر نمی رسد چنین همّتی تاکنون صرف میراث فرهنگی «معنوی» ایران شده باشد. نظر به این که سرعت نابودی گویشها بسیار بالاتر از سرعت نابودی دیگر میراث معنوی است و مرگ آنها بر بسیاری از عقاید و رسوم و باورها تاثیر می گذارد، یکی از دغدغه های مهم ملّی باید حفظ این میراث مهّم، آسیب پذیر و پراکنده باشد. در این مقاله، ضمن پرداختن به کلیاتی چون مفهوم زبانهای در خطر و در حال انقراض، به زبانهای ایرانی پرداخته شده و تاریخچه، آسیب شناسی و نیازهای مرتبط با مطالعات گویشی (با تاکید بر مقوله «مستندسازی زبان ») بررسی شده است.
نقد و بررسی کتاب: راهنمای زبان سنسکریت (دستور زبان، متن های گزیده، واژه نامه)
حوزههای تخصصی:
راهنمای زبان سنسکریت (دستور زبان، متن های گزیده، واژه نامه)، محمدتقی راشد محصل، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ اول، 1389، بیست + 303 + یک صفحه، قطع وزیری، 6500 تومان.
نشانه شناسی شعر: کاربست نظریه مایکل ریفاتر بر شعر «ای مرز پر گهر» فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد نشانه شناختی ازجمله رویکرد های نظام مند نیمه دوم قرن بیستم است که در تبیین ماهیت و کارکرد متون ادبی نقش داشته است. مایکل ریفاتر، منتقد فرانسوی تبار آمریکایی، در کتاب نشانه شناسی شعر (1978)، چارچوبی نشانه شناختی را برای خوانش شعر پیشنهاد کرد که به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفت. مقاله حاضر، نخست رویکرد نظری ریفاتر را معرفی می کند و سپس بر مبنای آن به خوانش شعر «ای مرز پر گهر» از دفتر چهارم اشعار فروغ فرخزاد می پردازد. هدف این تحقیق تلاش برای خوانش دقیق تر و ژرف تر شعر مورد نظر، به استناد چارچوب پیشنهادی ریفاتر است، زیرا فرض ما این است که رویکرد ریفاتر، با توجه به ظرفیت های نظری و دستاوردهای عملی که تا کنون در ارتباط با تحلیل اشعار اروپایی داشته، توانایی تحلیل شعر معاصر فارسی را دارد. در عین حال، اگرچه یافته های این مقاله، به طور مشخص و در وهله اول، در ارتباط با شعر مورد بررسی است و با تعمیم، در مورد اشعار دوره پختگی فروغ فرخزاد مصداق دارد، اما در صورت مؤثربودن می تواند زمینه ای برای استفاده از این رویکرد و حتی رویکردهای نظیر آن برای بررسی اشعار معاصر فارسی فراهم کند تا شاید از این طریق امکان خوانش های خلاقانه تری از این اشعار فراهم آید.
بررسی ساخت هجا و اصل توالی رسایی در زبان فارسی باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی واج آرایی زبان فارسی باستان بر اساس خوانش کتیبه ها از کنت (١٩٥٣) و مشخص کردن ساخت هجایی مجاز در این زبان می پردازد. همچنین به بررسی «اصل توالی رسایی» و چگونگی تبعیت واژگان این زبان از این اصل درخوشه های همخوانی آغازه و پایانه هجا پرداخته می شود. به عبارت دیگر، ساخت هجا در زبان فارسی باستان چگونه است؟ همچنین آیا اصل سلسله مراتب رسایی در این زبان در ساخت هجا رعایت می شود؟ برای پاسخ به این سؤالات، ابتدا تمامی توالی های همخوانی موجود در آثار مربوط به فارسی باستان در آغاز، میان و پایان واژه-ها، بدون در نظر گرفتن تقطیع هجایی، شناسایی و استخراج شده اند و سپس بر اساس اصول مربوط به هجابندی، خوشه های موجود در هجا ها شناسایی شده و با اصل توالی رسایی مطابقت داده شده اند. بررسی خوشه های آغازی و میانی نشان می دهد که ساخت هجا در این زبان به صورت (c)(c)(c)v(c)(c) است و اصل سلسله مراتب رسایی در همه داده ها رعایت شده، به جز زمانی که یکی از دو همخوان s و ŝ در ابتدای هجا به عنوان عضو اول خوشه حضور داشته باشد. به علاوه، به دلیل وجود پایانه های صرفی در انتهای کلماتی چون فعل، اسم و صفت، خوشه های همخوانی در پایان واژگان این زبان دیده نمی شود.
عددشکن فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی چگونگی یادگیری الگوهای مختلف همنشینی واژگان توسط زبان آموزان ایرانی (Learnability of Various Patterns of Lexical Collocations by Iranian Upper-intermediate Learners of English)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی چگونگی درک و تولید الگوهای مختلف همنشینی واژگانی توسط فراگیران سطح متوسط ایرانی، آزمون های درک و تولید همنشینهای واژگانی به سی و چهار نفر از دانشجویان دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین داده شد. برای مقایسه درک الگوهای مختلف همنشین های واژگانی از فرایند تجزیه و تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که الگوی ""صفت + اسم"" نسبت به الگوهای دیگر ساده تر است اگرچه تفاوت میان عملکرد فراگیران در الگوهای مختلف از نظر آماری معنی دار نبود. فرایند تجزیه و تحلیل واریانس یکطرفه دیگری نیز برای مقایسه عملکرد تولیدی فراگیران بکار گرفته شد. نتیجه تحلیل داده ها نشان داد که مشکل فراگیران ایرانی در الگوی ""اسم + فعل"" بطور معنی داری بیش از الگوهای دیگر همنشینی واژگانی است.
How Can Language Teachers Develop Their Profhesional Competence?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Iranian EFL Students’ Perceptions and references for Teachers’ Written Feedback: Do Students’ deas Reflect Teachers’ Practice?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study-both qualitative and quantitative--explored fifty EFL learners’ preferences for receiving error feedback on different grammatical units as well as their beliefs about teacher feedback strategies. The study also examined the effect of the students’ level of writing ability on their views about the importance of teacher feedback on different error types. Data was gathered through the administration of a questionnaire, verbal protocol analysis, and students’ writing scores. The results of repeated measures, multivariate analysis of variance, and frequency counts revealed that the majority of the students expect and value teachers’ written feedback on the following surface-level errors: transitional words, sentence structure, verb tenses, adverbs, punctuation, prepositions, and spelling, respectively. The results of think-aloud protocol analysis indicated that students’ beliefs about the importance of feedback on different grammatical units are formed as a result of the teacher’s practice and his emphasis on certain types of feedback and feedback strategies. Finally, the findings of thestudy showed that the L2 learners’ level of writing ability influences their views about the importance of feedback on errors pertinent to particular grammatical units.
بررسی ساختار صرفی جای نام های استان همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جای نام ها مجموعه ای از واژگان هستند که از روزگارانِ گذشته برجا مانده اند. در این مقاله ضمن تعریفِ جای نام شناسی و انواع جای نام ها از دید زبان شناسی، به ارائه روشی زبان شناختی برای تحلیل ساختار واژگان و دسته بندی جای نام ها پرداخته شده است. یکی از قدم های بنیادین برای بررسی درزمانی و هم زمانیِ جای نام ها، بررسی آن ها از دیدگاه صرفی است. از آنجا که جای نام ها، به عنوان مقولات زبانی، درطول زمان در معرض انواع تحولات زبان شناختی قرار دارند، در این بررسی ساخت صرفی جای نام ها در استان همدان مورد توجه قرار گرفته است. براین اساس، با کمک روش های زبان شناسی تاریخی بر روی جای نام های استان همدان، بررسی صرفی انجام گرفته است و برای هریک از وندهایی که در ساخت جای نام ها دخالت دارند، کارکرد جدیدی در جای نام سازی پیشنهاد شده، که تاکنون مطرح نبوده است.
What We Feel, and What Doth us Befall"": A Study of Letter Motif in Macbeth(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present essay is an attempt to scrutinize Macbeth's letter to Lady Macbeth formalistically with much care and seek hints which may lead us back and forth to understand what befell before and after the composition and emission of the letter. The letter seems to help us plunge into Macbeth's consciousness, and of course later to that of Lady Macbeth; it is a transparent aid to perceive the hidden purpose and ambition of Macbeth, about which so much ink has been spilled to clarify it. The diction, the tone of the writer of the letter, and the later response of the addressee to the letter all are issues which this short letter contains and makes it a device in the hands of this great master of speech and drama to dramatize human nature. Thus, the letter transcends its simple function as a written message and turns it into an influential dramatic device which unfolds much about the two central characters: one who knows bounds towards crime with open eyes mesmerized by the glitter of crown; the other, on the other hand, also mystified by the temptation of the ""golden round,"" is blind to the consequences of her menacing instinctive impulses.
بررسی تاریخی کارکردهای چندگانه ""که"" در فارسی امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فارسی امروز ""که"" ضمیر پرسش، نشانة بند موصولی، نشانة بند متمّمی و حرف ربط است. مقاله حاضر در پی آن است تا با نگاهی به پیشینه تاریخی کارکردهای این صورت، رابطه آنها را با یکدیگر بررسی کند. بررسی ها نشان می دهد: 1- در دورة باستان، نشانه های بندهای متممی، موصولی، ربطی/ قیدی و ضمیر پرسشی از یکدیگر متمایزند؛ 2- در دورة میانه، نشانه بندهای موصولی و ضمیر پرسشی یکسان شده اند، امّا نشانه بندهای متممی و ربطی/ قیدی از یکدیگر متمایزند؛ 3- در فارسی امروز، نشانة بندهای موصولی، متممی و ربطی با ضمیر پرسشی یکی شده است. به نظر می رسد با توجه به این که ""که"" موصولی و پرسشی در دوره میانه به یک شکل بوده اند و گرایش های رده- شناختی به این سو هستند که صورت پرسشی به موصول تبدیل شود ""که"" فارسی امروز در تمامی کارکردهایش باید مشتق از ""که"" پرسشی باشد.
«جغرافیای تخیلی»: گفتمان شرقشناسانه در بهشت از دست رفته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بهشت از دست رفته ارجاعات فراوانی به شرق وجود دارد. شرق در چارچوب زمانی- مکانی فراگیر این اثر - در «جغرافیای تخیلی» آن - جایگاه ویژه ای دارد. این مقاله به بررسی گفتمان شرق شناسانه در شاهکار جان میلتون می پردازد. نویسندگان برآنند که این گفتمان را باید در رویکرد اساساً مذهبی و ضد سلطنتی شاعر بازجست. همعنان کردن شرق با شر و منش شیطانی را نمی توان از «شرق شناسی پنهان» بهشت از دست رفته جدا انگاشت اما نویسندگان می کوشند نشان دهند مسائلی چون ملاحظات زیبایی شناسانه، مکان- زمان کیهانی، تکیه بر مرجعیت تاریخ، کلاسیسیسم، دانشنامه گونگی، سلطنت ستیزی ریشه ای و، مهمتر از همه، فرایند مابه ازاگذاری و فرافکنی تعمدی – استتار انتقاد از شرایط زمانه در کسوت شرق - جملگی بازنمایی های شرق در این اثر را پیچیده می کنند. ماحصل، گفتمانی است چندلایه و دوپهلو.
نمایش شخصیت ها و شخصیت های نمایشی در تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ بیهقی از جمله متون کمیابی است که با استفاده از شگرد های ادبی، هم به تاریخی به ظاهر مستند و هم به متنی خلاق بدل شده است. یکی از این شگرد ها بهره گیری از فضای داستانی و از آن میان نیز، شخصیت پردازی ویژه در این اثر است. این مقاله در صدد است با بررسی شخصیت در این متن، ثابت کند نه تنها ارائه شخصیت در این اثر از رویکرد توصیفی که ویژه تاریخ است گذر می کند، بلکه حتی از شخصیت پردازی داستانی نیز فراتر می رود و با شگرد های برجسته سازی نمایشی، از ویژگی های شخصیت های نمایشیِ متون دراماتیک برخوردار می شود. در تاریخ بیهقی گرچه شخصیت ها برگرفته از واقعیت های تاریخ اند، اما در متن دوباره خلق می شوند. شخصیت پردازی در این اثر نزدیک به بسیاری از رمان های امروزی است که در آن علاوه بر اشاره مستقیم به ویژگی های ظاهری شخصیت ها، گفتار و رفتار آن ها و احساسات و درونیاتشان، با ارتباطی منطقی و حساب شده برای مخاطب به نمایش گذاشته می شود و شخصیت های قابل درک، باورپذیر، قابل تجسم، زنده و پویا برای مخاطب ترسیم می شود. در این اثر نویسنده می کوشد شخصیت ها، به شیوه های گوناگون همچون گفت وگو، کنش و در کشاکش ارتباط با دیگر شخصیت ها و موضع گیری در مسائل و موضوعات مختلف، خود را به مخاطب معرفی کنند و با این روش، موفق به خلق شخصیت های نمایشی می شود. مبانی این پژوهش را نظریه های شخصیت پردازی تشکیل می دهد و تحلیل ویژگی های شخصیت پردازی سینمایی به منزله روش شناسی پیشنهادی آن تنظیم می شود.
جنس اسامی روسی و بیان آنها به زبان فارسی از دیدگاه ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله سه بخشی، حضور مترجم را به واسطه تبدیل ها در متون روایی ترجمه شده از دیدگاه لوون - زوآرت بررسی می کند. در بخش اول (حری، 1387) به پیشینه بحث، مبحث تبدیل ها از دیدگاه کتفورد و وینی و داربلنه و به رویکرد لوون- زوآرت اشاره کردیم. زوآرت ضمن بررسی ترجمه آلمانی رمان دن کیشوت، دو الگو برای بررسی متون روایی ترجمه شده ارایه می دهد: الگوی تطبیقی و توصیفی. در الگوی تطبیقی (که در بخش اول و دوم آمد)، زوآرت اقلام دو زبان را در سطح خرد- ساختاری بررسی می کند. آنگاه، زوآرت بن ترجمه (بت) را کوچک ترین واحد معنادار ترجمه در نظر گرفته و سربن ترجمه (سبت) را واحد مشترک میان بن ترجمه ها معرفی می کند. سپس، زوآرت بر اساس رابطه میان بن ترجمه و سربن ترجمه دو زبان مبدا و مقصد، چهار رابطه ارایه می دهد: عدم تبدیل، مدولاسیون (تغییر بیان)، تعدیل و جهش. در مقاله دوم (حری، 1388)، انواع تبدیل های پیشنهادی زوآرت به تفصیل بررسی شد. در جستار کنونی تاثیر تبدیل ها در سطح خرد- ساختاری بر کلان- ساختار متون روایی در الگوی توصیفی بررسی می شود.
از بین رفتن بعضی امکانات تصریفی فعلی در زبان فارسی جدید و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصریف و واژه سازی از مؤلفه های اصلی نظام صرفی زبان به شمار می-روند. تصریف ناظر بر استفاده از وندها برای باز نمودن روابط دستوری/ نحوی است. در این تحقیق ما به استفاده از وندهای تصریفی فعلی در فارسی جدید (فارسی دوره اسلامی) توجه می کنیم. در این دوره به خصوص بعد از قرن ششم/ هفتم هجری، وند تصریفی فعلی جدیدی به زبان فارسی اضافه نشده است؛ در عوض تعداد زیادی از وندهای تصریفی نیز از رواج افتاده اند. مهمترین وندهای فعلی منسوخ شده عبارتند از:پسوند «-ی » شرطی و استمراری، پسوند «- ست» برای ساخت ماضی نقلی، پسوند امر - ا، پسوندهای دعایی - اد و - ا . علاوه بر حذف وندها، کاربرد بعضی امکانات تصریفی فعلی مثل پیشوندهای می- و بـ - نیز در این دوره کاهش یافته است. ما در این تحقیق ضمن به دست دادن شواهد مختلف از متون متقدم، به این حذف ها و کاهش ها در نظام تصریفی اشاره خواهیم کرد و نشان خواهیم داد که زبان فارسی حداقل در نظام فعلی گرایش زیادی به تحلیلی شدن داشته است. اضافه شدن کلمات نقشی جدید (مثل فعل کمکی «داشتن») با استفاده از فرایند دستوری شدگی نیز مؤید این مطلب است.
مسأله سادگی در نحو صوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میل به سادگی در توصیف نظام، یکی از مفاهیم پایه در فلسفه علم و روش های علمی است. زبان شناسی زایا نیز، برای رسیدن به کار آمدی مؤثرتر می کوشد تا اسباب نظری خود را به حداکثر سادگی برساند. در این مقاله، برای تحلیل سادگی دو نگرش چیره راجع به زبان با یکدیگر مقایسه شده اند که در هر دو آن ها میل به سادگی الزامی روش شناختی است. اولی نظریه ایکس تیره است که چامسکی آن را با اصلاحاتی در نظریه حاکمیت و مرجع گزینی برگزیده و دومی نظریه انواع در منطق است که مونتاگیو آن را برای تحلیل نحوی منطقی زبان به کار برده است. علت انتخاب این دو نظریه، این بوده است که هر دو به نتیجه مشابهی می رسند و از روش های صوری برای توصیف نظام سود می جویند. صوری سازی علاوه بر دقت درتحلیل، قابلیت تعمیم را به دنبال دارد. تعمیم خود مفهومی مأخوذ از سادگی است . یعنی هر چه رابطه ها کمّی تر باشد نظام ساده تر است. تحلیل زیر بر پایه مقایسه این دو نظریه نشان می دهد که این پیش بینی همیشه قابل تحقق نیست و توصیف سادگی همیشه ساده نیست. افزون براین، بررسی های دقیق دال بر این است که از این گونه روش های صوری، به علت رابطه های درونی در میان عناصر و اصل های هرنظریه، می توان نتیجه های دیگری هم گرفت. در نهایت، در این مقاله چنین نتیجه گرفته شده است که برای تحلیل نظام هایی که با دقت و به طور یکسان صوری سازی شده اند، اصل مازاد تبیینی که از سوی گیلیس طرح شده است، می تواند معیار خوبی برای سنجش آن ها باشد.
مکث در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبانِ گفتار، هم پدیده های زنجیری دارد و هم پدیده های زبرزنجیری. این پدیده ها هریک به نوبه خود بخشی از زبان را می سازد. بدونِ پدیده های زبرزنجیری (تکیه، آهنگ، زیروبمی، درنگ[1]، مکث[2] و...)، گفتار، مصنوعی و ماشینی به نظر می رسد. درمیانِ این پدیده ها به پدیده مکث توجه اندکی شده است. این پژوهش با استفاده از روش آواشناسیِ صوت شناختی و با توجه به متغیر های جامعه شناسیِ زبان، درپی یافتن ویژگیِ آواییِ مکث، بسامد و محل وقوعِ آن، با توجه به دو متغیر سبک و جنسیت، است. داده های این پژوهش از دو سبکِ محاوره ای (مکالمه تلفنی) و رسمیِ (اخبار و سخنرانی) انتخاب شدند و با استفاده از نرم افزار پرت[3] مورد تحلیل قرار گرفتند. با استفاده از نرم افزار پرت، میزانِ دیرش (کوتاه، بلند و گسترده)، و نوعِ مکث ها (ساکت، پرشده و تنفسی) تعیین شد. با توجه به متغیرِ سبک می توان گفت که مکث در گونه سخنرانیِ سبک رسمی بیشتر از مکالمه تلفنیِ 2 (گویشور زن با زن یا گویشور مرد با مرد)، و 1 (گویشور زن با مرد) سبکِ محاوره ای، و در گونه اخبارِ سبکِ رسمی کمتر از مکالمه 2 و 1 سبکِ محاوره ای است. با درنظرگرفتنِ متغیرِ جنسیت، مشهود است که زنان به طورکلی در هر سه گونه گفتاری، مکث های کمتری نسبت به مردان انجام می دهند. البته لازم به ذکر است که مکثِ زنان در گونه مکالمه 1 سبکِ محاوره ای از مردان بیشتر است ولی در گونه مکالمه 2 مجدداً کاهش پیدا می کند[4].