فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۸۱ تا ۸٬۰۰۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
میزانِ مطلبِ یاد گرفته شده مفهومی است که همیشه محققان زبان دوم را مجذوب خود کرده زیرا که پنجره ای بر دو سطح مهم میانی دریافت و یادگیری باز می کند. فهم بهتر از این سطح میانی به ما کمک می کند تا بین دریافتی که صرفا برای اهداف اساسی (برای مثال: ارتباطی) مورد استفاده قرار می گیرد و دریافتی که برای فراگیری استفاده می شود تفاوت قائل شویم. در این مطالعه قسمت های متفاوتی که در آن میزانِ مطلبِ یاد گرفته شده مشخص می شود مورد بررسی قرار می- گیرد، تعاریف موجود از میزانِ مطلبِ یاد گرفته شده تحلیل شده و تعریف جامع تری از آن پیشنهاد می شود.
واژه بست های ضمیری در گویش رایجی (آران و بیدگل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگاه پی بست های ضمیری در فارسی باستان و میانه تا حدودی ثابت بوده است و آنها در جایگاه واکرناگل، یا جایگاه دوم، یعنی پس از اولین واژه، در جمله ظاهر می شدند. این پی بست ها در اکثر زبان های ایرانی دچار تحول شده و از حیث نقش و جایگاه تغییر کرده اند. در این مقاله توزیع و نقش های مختلف پی بست های ضمیری در گویش رایجی، یا گویش آران و بیدگل، از زبان های ایرانی نو شمال غربی، بررسی شده است و در ضمن مقایسه ای هم با کاربرد این واژه بست ها در برخی دیگر از زبان های ایرانی شده است. این پی بست ها در رایجی در نقش نشانه فاعل متعدی در زمان گذشته، ضمیر ملکی، مفعول مستقیم و غیرمستقیم و متمم حروف اضافه به کار می روند. در رایجی این واژه بست ها دیگر در جایگاه واکرناگل به کار نمی روند و از این حیث با زبان های ایرانی باستان و میانه متفاوت اند. این پی بست ها در اشاره به فاعل منطقی جمله در زمان گذشته به صورت شناور می توانند به سازه های مختلفی قبل از فعل اضافه شوند. این واژه بست ها در نقش های دیگر به هسته خود اضافه می شوند.
گفتگو با مایکل هلیدی، بنیان گذار دستور نقش گرای نظام مند
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی: مروری بر کتاب وجهیت، نمود و نفی در فارسی
حوزههای تخصصی:
بررسی سطح دشواری عبارات توصیفی موجود در CEFR (اصل مقاله به زبان انگلیسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده ی ژاپنی ها از چهارچوب های ارجاع متداول در اروپا (CEFR-J) در اصل نسخهٔ اصلاح شده ی CEFR است که برای بهبود بخشی بهتر به نیازهای زبان آموزان ژاپنی طراحی شده است. هدف از معرفی این سیستم این بود که موسسات ژاپنی به سمت تدریس زبان های خارجی استاندارد شده و منسجم حرکت کنند. CEFR-J مانند CEFR از توصیفگر های گویا، که به عبارات انجام-شدنی معروف اند، استفاده می کند که اهداف دستیابی را برای پنج مهارت (شنیدین، خواندن، تولیدات شفاهی ، مکالمات شفاهی و نوشتن)، به جای ۶ سطح قدیمی CEFR، در ۱۲ سطح توصیف کرده است. هدف مطالعه ی پیش رو فراهم کردن شواهدی برای مناسب بودن این سیستم در پنج مهارت ذکر شده در پنج زیر سطح جدید می باشد: ۱) با سنجیدن این موضوع که آیا دشواری مهارت ها همزمان با سطوح مختلف اضافه می شود و ۲) با تعیین کردن این نکته که آیا تفاوت چشمگیری بین رتبه های بدست آمده در سطوح مختلف وجود دارد یا نه. نتیجه به دست آمده نشان می دهد که در بیشتر مهارت ها، چیدمان رتبه ها در سطوح مختلف شبیه به سلسله مراتب CEFR-J می باشد اما تفاوت چشمگیر بین سطوحی که به یکدیگر نزدیک تر هستند مشاهده نشد. در ادامه به بحث در این مورد پرداخته می شود که کسانی که از این سیستم استفاده می کنند چگونه می توانند بین ویژگی های بارز هر سطح و محدودیت هایی که به نظام انجام-شدنی به دست می آید تفاوت بگذارند.
الگوی تغییر زبان معلمان انگلیسی: مطالعه ی اعتبار سنجی (The Typology of EFL Teachers’ Codeswitching: A Validation Study)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از زبان اول در کلاس زبان به طور سنتی توسط زبانشناسان کاربردی سرکوب شده است. با این حال، در سال های اخیر، اعتقاد بر این است که استفاده از زبان اول می تواند به عنوان یک ابزار آموزشی توسط معلمان مورد استفاده قرار گیرد. در نتیجه، این مطالعه دو مرحله ای، به بررسی کاربرد استفاده از زبان اول توسط معلمان زبان انگلیسی پرداخت. در مرحله اول (فاز نظری)، تجزیه و تحلیل کاملی از ادبیات موجود در زمینه ی تغییر زبان (codeswitching) معلم با هدف دستیابی به یک الگوی جامع انجام شد. در مرحله دوم (فاز عملی)، به منظور اعتبار سنجی این الگو، یک جلسه ی تدریس چهار معلم زبان انگلیسی با استفاده از دوربین فیلمبرداری ضبط شد. نمونه های تغییر زبان در عملکرد آنها پیاده سازی و سپس بر اساس الگوی طراحی شده کدگذاری شد. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که الگوی طراحی شده در عملکرد معلمان نمود پیدا می کند. همچنین مشخص شد که در میان شرکت کنندگان در پژوهش، زبان اول بیشتر برای برآوردن نیازهای آموزشی مورد استفاده قرار گرفت. در نهایت، کاربرد این یافته ها مورد بحث قرار گرفته و پیشنهاداتی برای تحقیقات بیشتر ارائه شد.
تحلیل گونه های واژگانی- نحویِ بیانِ آینده در زبان فارسی زیر تأثیرعوامل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر عوامل سن، جنسیت، سطح تحصیلی و سطح اقتصادی/ اجتماعی گوینده و نیز درجه رسمیتِ موقعیتِ گفتمان بر بیانِ آینده در گفتار فارسی است. بدین منظور داده های لازم جهت تحقیق به صورت یادداشت های میدانی از گفت و گوی روزمره افراد گردآوری بیان گر آینده بود جمع آوریی و تحلی شوندگان برآمد ایشان زمان آینده را در گفت وگوهای روزمره خود به نُه گونه واژگانی- نحوی ابراز می داشتند: حال استمراری، حال ساده، خواه(د) + فعل، می خواه(م) + فعل، مضارع التزامی، گذشته ساده، دار(یم) + فعل، قراره + التزامی، دار(م) می رو(م) + فعل. نتاییین گونه واژگانی- نحویِ بیانِ آینده در گفتار مشاهده شوندگان بود و بییانِ آینده را به خود اختصاص می داد. اییه گروه ها اعم از سن، جنسیت، تحصیلات و سطح اقتصادی/ اجتماعی به عنوان الگوی غالب شناخته شد. میی واژگانی- نحویِ دیگرنیز در هر گروهِ اجتماعی و زیرگروه های آن محاسبه و مقایسه گردید.
مفهوم شناسی تطبیقی عدالت زبانی (کارکرد زبان در توسعه عدالت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان به عنوان پدیده ای اجتماعی، با ساخت و نظام ارزش های جامعه ارتباط تنگاتنگی دارد؛ ارتباطی کاملاً تعاملی و دو سویه؛ به این صورت که هم زبان بر ساخت اجتماعی تاثیر دارد و هم ساخت و بافت اجتماعی و محیط پیرامون افراد بر زبان آن ها تاثیر می گذارد. حتی در برخی موارد ممکن است تفاوت های زبانی به تفاوت های ادراکی از جهان منجر شود. هدف این تحقیق، بررسی تطبیقی کارکرد و نقش زبان در توسعه عدالت در قالب مفهوم جدید و نوظهور عدالت زبانی است و به روش دلفی تاریخی (محدود) انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد در رویکرد عدالت زبانی، بنیاد های عدالت بر ساخت زبان، توسعه و تقویت توانمندی های زبان شناختی آحاد جامعه بنا نهاده می شود. بنابراین، بر به کارگیری کلمات و واژگان و زبان عدالت محور، به عنوان نخستین گام در رسیدن به جامعه عدل، تاکید می شود و استفاده از واژگان تحقیر آمیز که با هدف برجسته سازی نقایص افراد یا القای نفوذ و قدرت به کار می روند منع می شود.
فراگیری زبان و فرهنگ زبانی در جهانِ در حال تغییر (مقاله به زبان انگلیسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای برقراری ارتباطی مؤثرتر،فراگیران زبان دوم باید هم در زبان وهم درفرهنگ زبان مقصد پیشرفت کنند. آگاهی داشتن از چهارچوب های اجتماعی- فرهنگی بدان معنا نیست که در نتیجه تدریس، زبان آموزان باید مانند ""بومیان"" باشند. بلکه آگاهی از قوانین فرهنگی زبان دوم به فراگیران اجازه می دهد که آگاهانه تصمیم بگیرند که چه گونه به یک کاربر زبانِ توانا و هوشیار تبدیل شوند. در این مقاله به رویکردها و تکنیک های عملی تدریس فرهنگ در کلاس همراه با تدریس مهارت های اصلی زبان اشاره خواهد شد. شایان ذکر است که این مقاله یک بازنگری مختصر از راه کارها و برنامه های تدریس و یادگیری بین فرهنگی می باشد و منابع دیگری از شیوه های تدریس در حال حاضر در دسترس است.
از بین بردن فسیل شدگی زبانی توسط بازخورد اصلاحی: آیا این امکان پذیر است؟ (Combating Fossilization through Feedback: Does it Work?)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دراین مطالعه شبه طولی از دو روش خطای معمول و بازخورد اصلاحی جهت بررسی ثبات غلط (فسیل شدگی) میان زبانی استفاده شد. خطاهای نوشتاری در مقالات استدلالی 76 زبان آموز ایرانی در سه سطح زبانی متفاوت با استفاده از مدل ارائه شده توسط گس و سلینکر(1994) شناسایی و طبقه بندی شدند. این خطاها برای باراول با بازخورد ضمنی و برای باردوم با بازخورد صریح تصحیح شدند تا بررسی شود که آیا این دو نوع بازخورد باعث بهبود درنوشتار می شوند، و آیا خطاهائی وجود دارند که در برابر تصحیح مقاومت کنند. نتایج نشان داد که خطاهای مربوط به ""انتخاب کلمه ، جمع، شکل کلمه و حرف تعریف the"" جزوشایع ترین خطاهای این زبان آموزان بودند، که ""انتخاب کلمه"" در صدرفهرست قرار دارد. نتایج همچنین نشان داد که اگرچه هر دو نوع بازخورد می تواند منجر به کاهش خطاها شود، ارائه بازخورد صریح ومستقیم برای فراگیران روشی موثر تر میباشد. با این حال نتایج آزمون تی نشان داد که تاثیر کوتاه مدت بازخورد نمی تواند در طول زمان پایداربماند و این تایید کننده گفته کسانی ازقبیل ترواسکات (2007) است که اثر تصحیح خطا را زیر سوال برده اند. علاوه بر این، یافته ها نشان می دهند که خطاهای مربوط به ""ضمیر، ترتیب کلمات، مجهول و مالکیت"" را احتمالآ می توان جزو خطاهائی برشمرد که فسیل شده اند، زیرا اگر چه برای تمام انواع خطاهای دیگر بازخورد ضمنی توانست مفید باشد، این چهار خطا در برابر تصحیح مقاومت نشان دادند و تنها بازخورد صریح توانست موجب کاهش معنادار آنها شود.
بررسی شرایط تولید و دریافت معنا در ارتباط گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مسئله که چه عواملی در شکل گیری و انتقال معنا نقش دارند و چگونه زبان مى تواند چهار چوب محدود خود را پشت سر گذارد و سبب تولید معنا هایی جدید و غیر منتظره شود، همواره پرسشی تازه است. نمی توان معنا را امری از پیش تعیین شده و ثابت دانست؛ زیرا شکل گیری معنا تابع جریانی زنده، فعال، باز و سیال است؛ به همین دلیل، هر گاه از معنا سخن گفته می شود، باید به فرایند معنا سازی توجه کرد. در واقع، معنا در چرخة تعامل، بر اساس موقعیت و طی فرایندی تحقق می یابد که در آن، شرکای گفتمانی (گفته پرداز و مخاطب) به طور فعال دخالت دارند. در این مقاله، در پی پاسخ این پرسشیم که تولید و دریافت معنا در ارتباط گفتمانی، تابع چه کارکرد هایی است.
هدف از نگارش این مقاله، علاوه بر پاسخ به پرسش بالا، بررسی این نکته مهم است که معنا فقط تولید نمی شود؛ بلکه دریافت و تفسیر نیز می شود و بر اساس همین دریافت و تفسیر، کنش ها و واکنش های معنایی، در ارتباط و تعامل با یکدیگر، به تولید معنا هایی جدید و کیفی منجر می شوند.
بررسی مقایسه ای آهنگ پاره گفتار های پرسشی در گونه فارسی اصفهانی و گونه فارسی محاوره تهرانیدر چهار چوب مدل خیزان، افتان و پیوستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از عناصر زبر زنجیری مهم در زبان، آهنگ است و برای شناخت بهتر آن می توان از بررسی های صوتشناختی کمک گرفت. در این مقاله، به بررسی صوتشناختی آهنگ پاره گفتارهای پرسشی در گونه[1] های فارسی اصفهانیو فارسی محاوره تهرانی در چهار چوب مدل آوایی خیزان، افتان و پیوستگی[2]تیلر[3](2009) پرداخته ایم.برای انجام دادن این تحقیق، برای هر دو گونه، دو مرد و دو زن را در نظر گرفتیم. این افراد پنج جمله پرسشی را بیان کردند و در نهایت، چهل پارهگفتار به دست آمده را تجزیه و تحلیل کردیم. برای انجام دادن تحلیلهای آماری، از روش طرح آزمایشها در نرمافزار SPSSاستفاده کردیم و نتایج نشان داد که در گونههای بررسی شده، مقادیر دیرش عناصر افتان و خیزان، تقریباً مشابه است؛ ولی دامنه زیر و بمی عناصر خیزان و افتان در گونه فارسی اصفهانی، نسبت به گونه فارسی محاوره تهرانی، بزرگ تر است.
زبـــــان و ادب: ساخت واژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونه کتابهای درسی و دانش آموزان هر دو اشتباه می کنند (اصل مقاله به زبان انگلیسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یادگیری بسیاری از نکات گرامری انگلیسی در یک محیط خارجی مشکل می باشد. افعال وجهی یکی از این ساختارهایی است که معمولا یادگیری آن برای دانش آموزان دشواراست. افعال وجهی نه تنها ازنظر معنایی سخت وپیچیده هستند بلکه در بعضی موارد که کلمه های معادل آن ها در زبان مادری وجود ندارد مشکلات بزرگتری را برای دانش آموختگان زبان انگلیسی بوجود می آورند. یکی از این زبان ها زبان مالایی است که در کشور مالزی صحبت می شود و به همین دلیل دانش آموزان مالزیایی در استفاده از افعال وجهی در زبان انگلیسی مشکل دارند و یادگیری آنها به میزان زیادی بستگی به نوع آموزشی دارد که این دانش آموزان دریافت می کنند. این مقاله ابتدا افعال وجهی موجود در یک مجموعه ساخته شده از کتابهایی که در مالزی تدریس می شود را با مجموعه مرجع مقایسه کرده و به این نتیجه رسید که این افعال از نظر کثرت وقوع با مجموعه مرجع متفاوت بوده است. سپس مجموعه ساخته شده از کتاب های تدریس شده در مالزی با مجموعه ساخته شده از انشاء های نوشته شده دانش آموزان سال چهارم متوسطه مقایسه شد و محققین به این نتیجه رسیدند که نه تنها کثرت وقوع افعال وجهی در دو مجموعه بسیار با هم تفاوت دارند بلکه دانش آموزان مالزیایی غلط های بسیاری در ساختار این افعال دارند. دلایل احتمالی این عدم تطبیق و همچنین چگونگی مفید واقع شدن این اطلاعات برای معلمین و نویسندگان کتاب در این مقاله بحث شده است.
معرفی الگویی جهت ارزیابی کیفیت ترجمه و توصیف دو شیوه اظهار نظر در کلاس های آموزش ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نکاتی که در آموزش ترجمه اهمیت بسزایی دارد کیفیت اظهار نظر یا واکنش استاد نسبت به ترجمه دانشجوست. در این مقاله برآنیم که دو شیوه عمده اظهار نظر در کلاس های آموزش ترجمه یعنی اظهار نظر ساده و اظهار نظر تفصیلی را توضیح دهیم و سپس بر اساس خطاهای عمده ای که در ترجمه دانشجویان در کلاس های ترجمه مشاهده کرده ایم، الگویی برای ارزیابی کیفیت ترجمه ارائه کنیم. به اعتقاد ما اگر استاد ترجمه با این خطاها آشنا باشد، می تواند با اظهار نظرهای تفصیلی، ترجمه را بهتر به دانشجویان آموزش دهد. به منظور آشنایی کمی و کیفی با اظهار نظرهای ارائه شده از سوی استادان ترجمه و نوع خطاهایی که در کلاس های ترجمه اتفاق می افتد، تحقیق میدانی انجام دادیم. داده ها از 300 دانشجوی مقطع کارشناسی رشته زبان انگلیسی (گرایش های مترجمی و ادبیات) از 10 کلاس ترجمه در دانشگاه های فردوسی، امام رضا (ع) و خیام جمع آوری شده اند. همچنین اظهار نظر استادان ترجمه (7 استاد) نیز جمع آوری و ثبت شده است. نتایج حاصل ب ه صورت جدولی ارائه و تحلیل شده اند. علاوه بر این، نمونه هایی از اظهار نظرهای ارائه شده در کلاس ترجمه نیز ذکر شده و مورد تحلیل قرار گرفته اند.
دیرشِ واکه، دیرشِ بست و واک داریِ بست در انفجاری های پایان کلمه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داری یی از مشخصه های تمایزدهنده در انفجاری های زبان فارسی است. با توجه به این انفجاری ها ییگاه های آغازی (cv)، میانی (vcv) و یا پایانی (vc) قرار بگیرند، ویژگی های صوت شناختیِ متفاوتی پیدا می مطالعاتِ پیشین نشان داده شناختیِ دیرشِ بست و دیی جایگاه ها ازجمله سرنخ های بالقوه داری به شمار می روند. دییز از سرنخ های شناخته شده این تقابل در محیط (vc) است. مطالعه حاضر با هدف بررسیِ این سرنخ های بالقوه در ایجاد تمایز میان انسدادی های دار و بی یگاه پایانیِ صورت گرفته است. در این مطالعه با استفاده از نرم افزار پرات متغیر دیه ماقبل همخوان، دیرش بست و دیِ بست، در واژه هایی قرار گرفته است. پس از تجزیه و تحلیل آماری به وسیله نرم افزار spss یرِ فوق می توانند به عنوان سرنخِ تمای داری در جایگاه پایانییرگذار باشند.
اصطلاحات مربوط به کاربردِ زبان از دیدگاه بین زبانی (مقاله به زبان انگلیسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بعضی از اصطلاحات کاربردشناسی که خاص زبان انگلیسی محاوره ای هستند، معادل های آن ها در زبان- های دیگر و استفاده ی آن ها در زبان دوم اشاره شده است. در این مقاله خواهیم دید که این اصطلاحات یا به عبارت دیگر بسط دهنده های زبانی (مانند چیزی) با بیان گرهای کلامی تفاوت دارند. این تفاوت در شکل، عملکرد و تقسیم این بسط-دهنده ها در انواع انگلیسی ها و زبان های دیگر نیز مشهود است. در بافت زبان دوم، به این نتیجه می رسیم که فراگیرانِ زبان دوم هم از اصطلاحات کاربردی کمتر و هم از محدوده کمتری از اصطلاحات قابل تصور استفاده می کنند. به علاوه، فراگیران زبان دوم از اصطلاحاتی که بیشتر با زبان نوشتار و مکالمه رسمی مرتبط است (مانندand so on ) مانند معادل- های رسمی ترجمه شده از زبان اول که در انگلیسی استفاده نمی شوند (مانند and, and, and)، یا در بافت های محدودی استفاده می شوند (مانند or so) بیشتر استفاده کرده و اغلب درک نمی کنند که بعضی از این اصطلاحات ممکن است بار منفی داشته باشند (مانند and blah, blah, blah). در این مقاله، همچنین به بحث در مورد امکان ایجاد آگاهی کاربردشناسانه ی بهتر در میان فراگیران زبان دوم با تمرکز بین زبانی واضح بر شکل و عملکرد اصطلاحات مربوط به کاربردِ زبان نیز پرداخته شده است.
رویکردی به مبحث معنای معنا
حوزههای تخصصی:
تحلیل فرایند های واجی فعل در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، با تحلیل فرایند های واجی ستاک گذشته در زبان فارسی بر حسب میزان پیچیدگی و تعداد قاعده هایی که برای تبدیل به ستاک گذشته، بر ستاک حال آنها انجام می شود، این فعل ها را به انواع تک قاعده ای، دو قاعده ای، سه قاعده ای و چهار قاعده ای تقسیم کرده ایم. در هر یک از این دسته ها، یک قاعده، از نوع ساخت واژی ستاک گذشته و بقیه، قاعده های آوایی هستند. پژوهش حاضر، بیانگر آن است که علاوه بر عناصر واج شناختی مانند محدودیت واجی، محدودیت واج آرایی در خوشه پایانی و محدودیت خوشه و هسته هجا، عنصر ساخت واژی نیز در شکل گیری ستاک گذشته، مؤثر است. این پژوهش، تعامل دو حوزه واج شناسی و ساخت واژه را نشان می دهد.
در این جستار، نشان داده ایم که ستاک گذشته نشان دار، با افزودن عامل ماضی ساز- که به صورت tنمود می یابد- به دست می آید. با فرض کردن tبه جای Dدر این پژوهش، در مواردی که ستاک حال به همخوان بی واک ختم می شود، از اِعمال قاعده های بیشتر، جلو گیری کرده ایم. فرض جلو گیری از اِعمال قاعده بیشتر، دارای توجیه اقتصادی است.
این مقاله نشان می دهد که تقسیم فعل های فارسی به دو دسته بی قاعده و با قاعده، نامعقول است، تشکیل ستاک فعلی در همه فعل های فارسی، نظام مند و دارای قاعده است و تفاوت این فعل ها در تعداد و نوع قواعدی است که بر آنها اعمال می شود.