فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به افعال همسان گویش مشهدی که در ساخت های متفاوت دستوری به کار می روند پرداخته است. این افعال به دو بخش دوهجایی و بیش از دوهجایی تقسیم شد. نقش همبسته های آکوستیکی تکیه و تأثیر آن بر تمایز دستوری افعال همسان گویش مشهدی با پارامترهای صوتی مهمِ نوای گفتار یعنی فرکانس پایه، شدت و دیرش بررسی گردید. در این بررسی ۹۶۰ فعل تولید و با نرم افزار تحلیل گفتار پرات بررسی شد. این افعال در هشت زمان دستوری حال استمراری و آینده، ماضی ساده و ماضی نقلی، ماضی استمراری و ماضی نقلی مستمر، ماضی بعید و ماضی ابعد است. افعال دوهجایی همسان زمان دورتر، با دیرش و زیروبمی بیشتری تولید می شود و افعال زمان نزدیک تر دیرش و زیروبمی کمتری دارد. افعال چندهجایی همسان، جایگاه تکیه متغیر دارند. این جایگاه برحسب دور و نزدیک بودن به دو دسته تقسیم شدند. گویشور مشهدی برای القای مفهوم زمان دورتر در افعال دوهجایی نیازمند دو عامل دیرش و فرکانس پایه است و در افعال بیش از دوهجایی نیازمند جابه جایی جایگاه تکیه. افزایش فرکانس پایه و دیرش فقط در افعال زمان دورتر دوهجایی است. در افعال بیش از دوهجایی به دلیل تغییر در جایگاه تکیه افزایش همبسته های اکوستیکی تکیه رخ نداد.
کشش جبرانی در ترکی آذربایجانی در چارچوب تسلسل گرایی هماهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشش جبرانی فرایندی دوبخشی است که در بخش اول آن عنصری حذف و در بخش دوم عنصر دیگری کشیده می شود. ارائه تحلیل یکپارچه از دو بخش این فرایند برای نظریه های واج شناسی مهم است. این پژوهش فرایند کشش جبرانی را در زبان ترکی آذربایجانی گویش اردبیلی در چارچوب تسلسل گرایی هماهنگ که یکی از رویکردهای نظریه بهینگی است توصیف و تبیین می کند. معرفی و رتبه بندی محدودیت های دخیل در آن و ارزیابی کفایت رویکرد مذکور در تبیین این فرایند، از اهداف دیگر این پژوهش است. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و داده های مورد نیاز به روش میدانی و از طریق مصاحبه با30 گویشور گردآوری و با استفاده از آزمون خی2 تحلیل می شوند. بر اساس یافته های پژوهش، بین فراوانی مشاهده شده و موردانتظار در رابطه با کشش و عدم کشش واکه بعد از حذف همخوان غلت، تفاوت معنادار وجود دارد. داده های تحقیق در چارچوب تسلسل گرایی هماهنگ در قالب تعامل محدودیت ها و ترسیم تابلوی بهینگی بررسی شد. تحلیل داده ها نشان داد که در این گویش، همخوان های غلت/j/ و/w/ از جایگاه پایانه و آغازه هجا بعد از واکه های/ø, y, o/ حذف می شوند، با این تفاوت که حذف از جایگاه پایانه هجا بر خلاف آغازه، منجر به کشش واکه پیشین می شود. فعال بودن محدودیت glideCOND باعث حذف همخوان های غلت و فعال بودن محدودیت WBP باعث وقوع کشش جبرانی می شود. رتبه بندی محدودیت های دخیل در این فرایند به شکل زیر است:
WBP, *FLOAT >> MAX[µ] , glideCOND >> MAX, *μ/C >> DEP-L[µ], *SHARE
Overrepresentation and underrepresentation of cohesive devices in EFL learners’ translated and free narrative writings(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed at investigating the L2 rhetorical organization of translation and free writing tasks in terms of cohesive devices used by Iraqi intermediate EFL learners in the narrative genre. To do so, 30 Iraqi intermediate EFL learners at Kufa university took part in the study. The participants were asked to translate three narrative texts from Arabic to English and write three narratives related to the general topics given to them as prompts. The narratives were coded and rated by two experts based on Halliday and Hasan’s (1976) framework. The data obtained from translation narratives were compared with a standard translation for each text. Results of the one-sample t-test performed on the scores of translation narratives indicated that Iraqi leaners produce shorter passages in the target language than in the source language; however, they used significantly more times than expected for certain types of cohesive devices. Moreover, comparisons between translated narratives and free narratives indicated no significant difference between the translated and composed narratives. It is argued that patterns of cohesive devices used in English output of the Iraqi EFL learners are compatible with properties of their first language. The findings also show that, unlike English grammatical properties, cohesive devices are not a problematic area and would not lead to fossilized errors in the performance of Iraqi EFL learners.
Implementing group dynamic assessment to enhance Iranian high school students’ grammar ability(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Theoretically drawing on Vygotsky’s sociocultural theory of mind (SCT) and following a sequential exploratory mixed method design, this study probed into the impact of Group Dynamic Assessment (GDA) on the short and long-term Iranian high school students’ grammar ability. Also, a focus group interview was conducted to explore students’ attitudes toward concurrent GDA. This study used a convenient sample of 42 Iranian third-grade students in a private high school who prepared to participate in the Iranian University Entrance Exam (IUEE). The students of the two groups (i.e., GDA and Non-GDA) followed the same procedure (i.e., DIALANG test, pre-test, three conventional teaching sessions and one enrichment session, focus group interview (for GDA group), post-test and transcendence test). Quantitative findings using three independent sample t-tests and two repeated measure ANOVAs revealed that the GDA group significantly outperformed the non-GDA group regarding grammar ability and could apply them in more demanding circumstances. Besides, the thematic analysis of qualitative data showed that the concurrent GDA assisted students to improve their grammar ability. The study's findings highlight the importance of applying GDA as a mediational procedure that assists students in developing their grammar ability in L2 contexts. The findings of the study may assist L2 teachers to apply GDA procedure in their classrooms to save time for teaching and assessing grammatical structures.
Cognitive and linguistic implications of learning Japanese as foreign language: A case study of a Brazilian aphasic learner(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Considering that foreign language (FL) learning invokes a diverse brain network with different functions, this paper aims to discuss the activities proposed in a case study with a Brazilian participant with aphasia learning Japanese as a FL. We focus on the metalinguistic processes required from him to accomplish the Japanese tasks. The participant attended weekly sessions, one-hour per session, for seven months. The sessions were recorded and transcribed. Therefore, we explore the relation among language, brain, aphasia, and metalinguistic processes and embodied simulation in the context of FL learning activities. The results of this research support the idea that learning a FL might be a valuable technique for language intervention in aphasia.To our knowledge, this is the first work to address the FL learning by people with aphasia. Several questions still remain to be answered, such as the long-term effect of FL learning and the use of a broader variety of participants. However, the findings of this study contribute to the discussion of language learning in aphasia rehabilitation.
پوتامن و درک جملات زبان اول و دوم: شواهدی از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه پوتامن یک ساختار زیرقشری محسوب می شود، مطالعات تصویربرداری دخالت ناحیه پوتامن چپ را در کارکردهای زبانی مانند پردازش زبان دوزبانه ها نشان داده اند. برخی مطالعات نیز به نقش پوتامن راست در عملکردهای زبانی مرتبه بالاتر اشاره کرده اند. هدف از بازتحلیل حاضر، بررسی نقش پوتامن چپ و راست در درک جملات زبان اول و دوم در افراد دوزبانه با استفاده از روش تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) است. بدین ترتیب، تعداد 36 نفر دوزبانه ترکی-فارسی (21 زن و 15 مرد) که زبان دوم شان را در سن 7 سالگی و به هنگام ورود به مدرسه به طور رسمی آموخته بودند، به روش هدفمند در سال 1398 انتخاب شدند. شرکت کنندگان یک آزمون شنیداری قضاوت دستوری بودگی با پارادایم زبان گردانی جایگزین را اجرا کردند. به دنبال شناسایی فعالیت دوجانبه پوتامن در سطح کل-مغز در FSL، درصد تغییر سیگنال به عنوان معیار «شدت» برای هر شرکت کننده استخراج و در نرم افزار SPSS-26 تجزیه و تحلیل آماری شد. در سطح کل-مغز، نتایج نشان داد که ناحیه پوتامن در نیمکره های چپ و راست در درک نحوی جملات در حین ارائه همزمان محرک های زبان اول و دوم دخالت دارد. علاوه براین، صرف نظر از نوع نیمکره فعال، معناداری اثر دستوری بودگی برای زبان اول و حساسیت بیشتر به محرک های نادستوری زبان اول در مقایسه با محرک های نادستوری زبان دوم مشاهده شد که می تواند دال بر اثر استاندارد تسلط زبان باشد.
متن کاوی ترجمه محور: بررسی مقایسه ایِ نظام گذرایی در گفتمان وب گاه پارک های علم وفناوریِ فارسی زبان و انگلیسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۲۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
223-258
حوزههای تخصصی:
طبق آموزه های دستور نقش گرای نظام بنیاد، هر متن متناسب با بافت موقعیتی و فرهنگیِ آن شکل می گیرد و برساخته می شود. بر این اساس، مسئله این پژوهش این بود که تفاوت های زبانی گفتمانِ وب گاه پارک های علم وفناوریِ فارسی زبان و انگلیسی زبان که در ترجمه می بایست مد نظر قرار گیرند کدامند. به این منظور، متن بخش «درباره ما» از وب گاه 6 پارک علم وفناوری انگلیسی زبان بریتانیایی و امریکایی و 6 پارک فارسی زبان ایرانی استخراج و ویژگی های گفتمانیِ آن ها در چارچوب نظام گذرایی در دستور نقش گرایِ نظام بنیاد به صورت مقایسه ای و توصیفی-تحلیلی بررسی شدند. یافته ها نشان دادند که هر چند در هر دو دسته متن از فرایندهای مادی بیش از سایر فرایندها استفاده شده، اما به سبب تفاوت بافت های فرهنگی، در متن های فارسی بندهای مجهول بیش تر به کار رفته اند، پارک در این متن ها کم تر نقش کنش گر دارد، و کاربرد حاشیه ها در این متون متفاوت است. سرانجام، پیش نهاد شد که در ترجمه متن وب گاه های ایرانی به انگلیسی متنی تولید شود که به هنجارهای بین المللیِ این ژانر نزدیک تر باشد.
نقش پلنیوم گیجگاهی در پردازش مشخصه های شخص و شمار در افراد دوزبانه: شواهدی از fMRI(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
285 - 318
حوزههای تخصصی:
پلنیوم گیجگاهی یک ناحیه مغزی است که درون شیار سیلوین و بخش خلفی قشر شنوایی (شکنج هشل) قرار گرفته و به سبب همپوشانی اش با ناحیه ورنیکه، به عنوان کانون کارکردی شبکه زبان قلمداد می شود. پژوهش های بسیاری اهمیت ویژه پلنیوم گیجگاهی چپ را در انواع فرایندهای شنیداری و زبان -ویژه نشان داده اند. شواهد دیگری نیز بر دخالت پلنیوم گیجگاهی راست در توجه شنیداری و تکالیف محرک محور دلالت دارد. با وجود حجم گسترده بررسی های انجام شده درباره نقش پلنیوم گیجگاهی، هنوز میزان دخالت این ناحیه مغزی در دوزبانگی در هاله ای از ابهام قرار دارد. افزون براین، نگارندگان علاقمندند تا نقش پلنیوم گیجگاهی را در مطابقه شخص-شمار در دوزبانه ها پیگیری کنند. به این منظور، تعداد 36 نفر دوزبانه ترکی-فارسی (21 زن) که زبان دوم شان را به صورت رسمی در سن 7 سالگی آموخته بودند، انتخاب شدند. برمبنای شاخص تسلط دوزبانه، هیچ تفاوتی بین سطوح بالای بسندگی شرکت کنندگان در زبان اول (ترکی) و دوم (فارسی) وجود نداشت. شرکت کنندگان یک آزمون شنیداری قضاوت دستوری بودگی با الگوی زبان گردانی جایگزین را به هنگام گرفتن تصاویر اف.ام.آر.آی اجرا کردند. یافته های پژوهش نشان داد که در طول اجرای یک آزمون دوزبانه، دخالت پلنیوم گیجگاهی چپ در مقایسه با پلنیوم گیجگاهی راست در مطابقه شخص-شمار بیشتر بود. همچنین، بدون در نظرگرفتن نوع زبان مورد پردازش، آزمایش فعلی نشان داد که در ناحیه پلنیوم گیجگاهی، جمله های دارای مشخصه شمار فعالیت بیشتری را در مقایسه با جمله های دارای مشخصه شخص ایجاد کردند که دال بر پردازش متمایز زیرساختی عبارات ارجاعی و ضمیرها در این ناحیه مغزی است.
تحلیل نشانه - معناشناسی تجارب عرفانی بایزید بسطامی تذکره الاولیای عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
305 - 335
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تجارب عرفانی بایزید بسطامی در روایت تذکره الاولیای عطار با رویکرد نشانه معناشناختی تحلیل شد تا سازوکار و چگونگی شکل گیری معنا در متن مورد نظر تبیین شود. بایزید در این گفتمان قبل از تولد مورد عنایت و انتخاب حق قرار دارد. سپس در سیر تکوینی، کنش گری است که طی ریاضت ها، عبادت ها، سفرهای آفاقی و همه کنش هایی که در هستی شناسی عارفان اسلامی و عطار به عنوان راوی متن کنش ارزشی محسوب می شود، به مقصود نمی رسد. نتیجه این کنش ها، شوش است؛ ناکامی و نقصان، شکست ها و تنش های عاطفی، نیاز شدید در مقابل بی نیازی و استغنای مطلق حق، سرانجام او را به انحلال فردیت، عبور از مرزهای خود و یگانگی با هستی و خداوند می رساند. هرچه خواست قوی تر و شدیدتر است، ناکامی حاصل از نتوانستن شدیدتر و تنش عاطفی معناسازتر است. معنایی که سرشار از عاطفه، ادراک و حضور است. احساس و ادراک گفته پرداز، گاه با پدیده ای بیرونی و گاه با رویارویی با عالم درون، به ظهور معنا منجر می شود. برخی از تجارب بیرونی حاصل انطباق، انعکاس و برخی تجارب درونی حاصل انجذاب، هم حضوری و یگانگی است. ذکر بایزید و معراج او، آینه تمام نمای همه آن چیزی است که عرفان پژوهان، آن را تجربه عرفانی می نامند. رخدادی غیرمنتظره، انفعالی که طغیان معنا و پرشوری زبان را به همراه دارد. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است. رویکرد نظری پژوهش بر مبانی نظری دانش نشانه معناشناختی در تحلیل تجربیات عرفانی استوار است. گستره پژوهش شامل بازخوانی و تأمل در تجارب عرفانی بایزید بسطامی در روایت تذکره الاولیای عطار است که می کوشد در گفتمانی عاطفی، میان نظام کنشی، تنشی و شوشی، شکل گیری معنا را، واکاوی کند.
طراحی و اعتبار سنجی پرسشنامه راهکارهای مطلوب مدرسان زبان انگلیسی برای کاهش اضطراب فراگیران زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق ساخت و اعتبارسنجی ابزاری جهت اندازه گیری راهکارهای معلمان زبان انگلیسی برای کاهش اضطراب یادگیری در زبان آموزان بود. در این پژوهش ترکیبی، با بهره گیری از روش متوالی اکتشافی و با استفاده از نمونه گیری آسان، 200 معلم زبان انگلیسی از موسسه های زبان کیش و سفیر در تهران به عنوان شرکت کننده انتخاب شدند. برای طراحی آیتم های پرسشنامه، با 30 معلم زبان انگلیسی که به طور تصادفی از میان 200 معلم اولیه انتخاب شده بودند مصاحبه شد و از آنها در باره علل اضطراب زبان آموزان و راهکارهای کاهش اضطراب مربوط به یادگیری زبان آموزان سوال شد. براساس نتایج تحلیل محتوای پاسخ ها و دیدگاه های نظری موجود و پیشینه تجربی، یک پرسشنامه با 18 آیتم جهت اندازه گیری راهکارهایی که معلمان زبان استفاده می کنند طراحی شد. در نتیجه تحلیل عاملی اکتشافی، یک مدل شامل چهار عامل آموزش مرتبط با فرآیند یادگیری، آموزش صریح راهکارهای کاهش اضطراب ، مواد درسی، و نحوه آموزش استخراج شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان داد که این مدل چهار عاملی دارای روایی قابل قبول است. بر اساس نتایج، این پرسشنامه از ویژگی های روان سنجی رضایت بخشی برخوردار است و می توان از آن جهت اندازه گیری راهکارهای معلمان برای کاهش اضطراب زبان آموزان استفاده نمود.
Factors Affecting Foreign Language Teachers’ Willingness to Communicate in Second Language(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
While different models and questionnaires have been devised and used to measure learners’ willingness to communicate in a second language (L2 WTC), to date, few scales, if any, can be found to measure foreign language teachers’ L2 WTC (FLT WTC). Therefore, the current project was designed to address this gap in the literature through an empirical investigation of the factors affecting FLT WTC. Consistent with an inclusive review of the literature and expert panel consultations, a model of contributing factors to FLT WTC was hypothesized, a representative questionnaire was devised and went through Exploratory Factor Analysis and Confirmatory Factor Analysis. A large scale of 1044 foreign language teachers participated in different stages of the study. The statistical indices of the study confirmed that the model was fit and the questionnaire established appropriate levels of reliability, and face, content, construct, convergent, and discriminant validity. It was found that teacher perceptions, student traits, classroom atmosphere, classroom settings, and discussion topics play significant roles in FLT WTC. The study can draw the teachers’ / institutes’ attention to the factors affecting FLT WTC, and the validated questionnaire can be used as an instrument to measure FLT WTC in future studies.
اثربخشی آموزش میان فرهنگی شعر معاصر فرانسه و فارسی بر استفاده از راهبردهای عاطفی اجتماعی و علاقه مندی به محتوای ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقابل فرهنگ «خودی» و «دیگری» در اسناد آموزشی ، به ویژه دروس ادبی مربوط به رشته زبان فرانسه در دانشگاه های ایران، امری طبیعی است و نیاز به رویکردی میان فرهنگی که بتواند دانشجویان را در فضایی بینافرهنگی، تعدیل شده و به دور از شوک فرهنگی قرار دهد، ایجاد کرده است. با توجه به اینکه راهبردهای عاطفی اجتماعی ، با تکیه بر تفاوت های فردی، تلاش دارند تا زبان آموزان را در فرایند یادگیری کمک و روند آموزش زبان را تسهیل کنند، هدف این پژوهش، ارائه روشی کاربردی به منظور پیوند بیشتر ادبیات و آموزش زبان فرانسه از طریق فعال کردن ظرفیت های حسّی هیجانی و به کارگیری راهبردهای عاطفی اجتماعی نزد دانشجویان و علاقه مند کردن آنان به محتوای ادبی (شعر) است. همچنین، جامعه آماری تحقیق، شامل 110 نفر از دانشجویان زبان فرانسه در ترم آخر مقطع کارشناسی، در دو گرایش ادبیات و ترجمه در دانشگاه های مختلف ایران است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. ازاین رو، با طراحی پرسش نامه ای محقق ساخته و در 20 سؤال 5 گزینه ای، ابتدا در قالب پیش آزمون، میزان استفاده دانشجویان از راهبردهای عاطفی اجتماعی و علاقه مندی شان به شعر را سنجیدیم. سپس، طی یک دوره آموزشی مجازی و تعامل محور (درمجموع به مدت 50 ساعت) به آموزش میان فرهنگی پرداختیم. در ادامه نیز، از فراگیران، پس آزمون به عمل آمد. براساس نتایج آزمون تی (T test)، می توان چنین استنباط کرد که اختلاف معناداری بین میانگین دانشجویان در پیش آزمون و پس آزمون در زمینه استفاده از راهبردهای عاطفی اجتماعی و علاقه مندی به محتوای ادبی (شعر)، دیده شده است.
La littérature migrante à travers la réminiscence contemporaine de Goli Taraghi(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Dans le cadre des transferts culturels, le facteur de la migration est reconnu comme l'un des principaux outils pour transférer la littérature et la culture d'une langue à une autre. Un examen plus approfondi de cet outil important révèle que l'écriture migrante est le résultat des efforts d'un auteur qui choisit souvent des héros pour les transitions culturelles à travers l'outil de migration lesquelles sont toujours impliquées dans la recréation d'un nouveau rôle dans une nouvelle société. L'un des écrivains iraniens immigrés dont l'écriture migrante trouve sa place en dehors de cette règle générale est bien Goli Targhi. Dans la présente étude nous essayons de montrer pourquoi, malgré le fait que l’écriture de cette auteure est considérée comme une écriture migrante, les histoires qu'elle a créées dans son univers romanesque, sont remplies de héros qui aiment jouer leur rôle dans sa terre natale, notamment dans l’ancien quartier de l’écrivaine qui garde toujours la douce clameur d'une ville familière et le jardin de Shemiran, le cadre d’un sommeil vert.
بررسی ساخت چپ نشانی واژه بستی در زبان فارسی از دیدگاه برنامۀ کمینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
39 - 64
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به چگونگی اشتقاق ساخت چپ نشانی واژه بستی زبان فارسی در چارچوب برنامه زایشی کمینه گرا می پردازد. در ساخت چپ نشانی واژه بستی بخش دوم یک ترکیب اضافی و یا متمم حرف اضافه برای خوانش های کاربردی ویژه، به جای قرار گرفتن در جایگاه اصلی خود، در آغاز بند قرار می گیرد و جایگاه اصلی آن را در جمله الزاماً یک ضمیر واژه بستی پُر می کند. در بررسی این ساخت در زبان های مختلف، پژوهشگران همواره می کوشند به این پرسش پاسخ دهند که آیا در این ساخت، سازه آغازین از ابتدا در جایگاه نهایی خود تولید شده است یا این جایگاه حاصل حرکت است. پژوهش حاضر با تکیه بر آرای لی (Lee, 2016) نشان می دهد که جایگاه آغازین ساخت چپ نشانی واژه بستی در زبان فارسی محصول حرکت غیر موضوع سازه چپ نشان است و دلیل اجبار استفاده از واژه بست در این ساخت بر مبنای دیدگاه اسکوبار (Escobar, 1997) عبور سازه چپ نشان از یک جایگاه موضوع در مسیر حرکت غیر موضوع خود به آغاز بند است. بر مبنای این تحلیل، واژه بست موجود در این ساخت در نتیجه بازبینی موضعی مشخصه فای سازه آغازین توسط هسته مطابقه به ساخت افزوده می شود.
Patiently-Drafted Titles: Focusing on Form and Content of Research Article Titles in Iranian Applied Linguistics Journals(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Research article (RA) titles are one of the most important elements of a manuscript, influencing the reviewers’ decision and editors’ judgment, attracting the readers, and conveying the main idea of the article. Investigating 3197 RA titles published in 16 approved Iranian linguistic journals, this study aimed to map their pattern and portray their features of form and content. To this end, all the RA titles of the 16 Iranian journals publishing articles in applied linguistics up to 2022 (3197 titles) were collected. Then, they were analyzed for their length, presence of non-alphanumeric characters, syntactic structure, lexical diversity, as well as type and trend of information encoded. Results show that RA titles in Iranian linguistic journals tend to be pretty long (average of 13.88) but mostly consist of non-repetitive words with high lexical diversity (.94). Authors mainly used colons (average of 82), hyphens (average of 79), and commas (average of 37) to form titles by nominal (average of 94) and compound (average of 82) grammatical structures. These titles mostly tended to embed information about the method, data, and results of the works and appeared to be highly informative. Interrelationships between features resulted in a checklist for RA title features that can be used by prospective researchers, academic writing instructors, and reviewers.
چالش های ترجمه ادبی از زبان روسی به زبان فارسی: بر مبنای ترجمه نمایشنامه «الکساندر پوشکین» میخاییل بولگاکف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
105 - 135
حوزههای تخصصی:
ترجمه یک گفتمان بین فرهنگی، بین دو زبان مبدأ و مقصد است. یکی از دشوارترین انواع ترجمه، ترجمه متون ادبی است. اگر اثر ادبی یک نمایشنامه باشد ترجمه آن با چالش های بیشتری روبه روست. در این پژوهش سعی بر آن داریم تا با تحلیل چالش های موجود در ترجمه نمایشنامه «الکساندر پوشکین» که توسط میخاییل بولگاکف نویسنده مشهور دهه اول قرن بیستم روسیه نوشته شده، راهکارهایی را در زمینه ترجمه نمایشنامه های کلاسیک روسی ارائه دهیم. به عبارت دیگر هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل چالش های زبانی پیش روی مترجم هنگام ترجمه نمایشنامه های کلاسیک روسی است. مهم ترین چالش های پیش روی مترجم در فرایند ترجمه ادبی کدامند؟ مترجم در برخورد با واقعیت های خاص زبان مبدأ باید از چه شیوه هایی استفاده کند؟ در این پژوهش از روش تحقیق کتابخانه ای و نمونه کاوی توصیفی تحلیلی استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مترجم نمایشنامه نیاز به شناخت واقعیت های زبان مبدأ دارد تا بتواند معادل یابی دقیقی برای آن ها انجام دهد. مترجم باید درک مطلوبی از موقعیت های گفتاری موجود در اثر داشته باشد و تلاش کند، تأثیر مشابه متن مبدأ را بر روی خواننده متن مقصد ایجاد کند. علاوه بر آن مترجم باید توانایی تحلیل گفتمان های موجود در نمایشنامه و هدف هر یک از شخصیت ها از بیان آن ها را داشته باشد تا در ترجمه کارکردهای منظوری ساختارهای نحوی موفق باشد. نتایج این تحقیق می تواند در ترجمه دقیق آثار ادبی کلاسیک به ویژه ترجمه نمایشنامه های کلاسیک از زبان روسی به زبان فارسی مؤثر باشد.
بررسی هم بستگی بین وضوح گفتار و سنجش های آکوستیکی واکه ها در کودکان فارسی زبان دارای دیزآتری ناشی از فلج مغزی اسپاستیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های گفتار فلجی (دیزآرتری)، تولید غیردقیق واکه ها و همخوان هاست که عامل اصلی وضوح پایین گفتار است. با این حال هنوز مشخص نیست کدام شاخص های آکوستیکی با وضوح گفتار در این اختلال ارتباط قوی تری دارد. از طرف دیگر تعداد واکه ها، ویژگی های تولیدی و آکوستیکی آن ها در زبان های مختلف متفاوت است. تاآنجاکه می دانیم مطالعه ای روی تولید واکه ها در دیزآرتری دوران رشد در فارسی وجود ندارد، بنابراین درمورد جزئیات حرکتی که باعث بی دقتی در تلفظ آن ها می شود اطلاعات کافی موجود نیست. ازاین رو مطالعه حاضر با هدف بررسی برخی شاخص های آکوستیکی شامل فرمنت واکه ها، شاخص آکوستیکی فضای واکه ای (VSA)، نسبت مرکزی شدن فرمنت ها (FCR) و شاخص تولید واکه (VAI) و نیز رابطه آن ها با وضوح گفتار در کودکان فارسی زبان مبتلا به دیزآرتری ناشی از فلج مغزی اسپاستیک انجام شد. در این مطالعه مقطعی، 11 کودک تک زبانه دارای دیزآرتری ناشی از فلج مغزی سفت 9 3 ساله و همتایان سالم به روش در دسترس انتخاب شدند. برای هر یک از 6 واکه زبان فارسی 2 کلمه تک هجایی از طریق نرم افزار PRAAT مورد تحلیل آکوستیکی قرار گیرد. وضوح کلمه و واکه نیز به صورت میانگین درصد موارد قابل تشخیص محاسبه شد. نتایج آزمون نشان داد تفاوت معنادار بین دو گروه در فرمنت سوم واکه های /a/ و /u/ و فرمنت دوم واکه /o/ وجود داشت. فضای واکه ای و وضوح گفتار در کودکان دیزآرتری به طور معناداری کاهش داشت. VAS بیشترین هم بستگی را با وضوح داشت و شاخص آکوستیکی مناسبی برای بررسی وضوح گفتار در دیزآرتری است. با این حال هر سه شاخص آکوستیکی مورد مطالعه رابطه معنادار متوسطی با وضوح داشت.
A Critical Discourse Analysis of Former Iranian President’s Speeches in the Time of Covid-19: The Case of Holy Sites Lockdown(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ آذر و دی ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۸۳)
257 - 281
حوزههای تخصصی:
This study takes a critical look at the purposive manipulation of discourse and rhetoric by the former Iranian President — Hassan Rouhani — when announcing the lockdown of holy sites during the COVID-19 crisis. A discourse analysis with a qualitative design was applied to study the political dimension of the discourse. This study is framed within the domain of systemic functional linguistics mood systems and the classical Aristotelian rhetoric trio — logos, ethos, and pathos. The results revealed that Rouhani mainly used the declarative mood in his speeches which performed three main functions: statements of opinion, statements of fact, and indirect directives. From a rhetorical perspective, Rouhani applied ethos considerably more than pathos and logos as a way to increase the credibility of his words while persuading the audience. Moreover, the researchers noticed that the former president employed multiple strategies to build pathos and ethos with the audience. These findings can suggest and encourage novel future research directions.
Review of Informal Contact with English: A Case Study of Italian Postgraduate Students (2020) by Maria Pavesi and Elisa Ghia. Pisa: Edizioni ETS, 176 pp., ISBN: 978-884675936-8.(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Linguistics Inquiry (ALI), Vol ۲, No ۱, Spring ۲۰۲۴
135 - 138
حوزههای تخصصی:
With the explosive expansion of digital content in the present media landscape where almost every aspect of our lives is intertwined with the online interconnected spaces, extramural English—otherwise known as informal learning of English—has gained remarkable popularity among the youth, most notably the digital native generation or the tech-savvy. Informal learning of English in general, and extramural English in particular, occur outside of classroom settings—be it online and in real life—through learner-initiated activities. Notable examples of such activities include, among other things, watching films and TV shows, listening to songs, or playing video games (Sundqvist, 2024). Indeed, (online) informal learning of English, as Lee and Lee (2021) and Jurkovič (2019) note, consists of self-directed activities in digital settings, often driven by personal interests and undertaken independently, without teacher supervision. Typically, users engage in these activities without the explicit intention of improving their L2 skills. On this ground, the legitimacy of researching informal contact with English is rooted in a confluence of various factors, including contemporary communication practices, the evolving nature of language learning and the proliferation of free and user-friendly online resources and technologies worldwide.
عنوان نژادپرستی مذهبی: تحلیل کفتمان انتقادی اخبار رسانه های غربی پیرامون بازنمایی واکنش های مسلمانان به کاریکاتورهای شارلی ابدو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازنمایی مسلمانان در رسا نه های انگلیسی زبان جهان هنوز با چالش های زیادی مواجه است. کلیشه های منفی و تصاویر یک جانبه هم چنان در گفتمان این رسانه ها غالب هستند. آنها به واسطه گفتمان خود می توانند نژادپرستی را عادی و مشروع جلوه دهند و به بازتولید آن در سطح جامعه کمک کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی به بررسی پدیده مشروعیت زدایی از اعتراض مسلمانان به انتشار کاریکاتورهای توهین آمیز مجله شارلی ابدو می پردازد. این تحقیق اخبار چهار رسانه شاخص غربی از جمله نیویورک تایمز، گاردین، واشنگتن پست و بی بی سی را در بازه زمانی 2020 تا 2024 میلادی با بهره گیری از مفاهیم مربع ایدئولوژیک و راهبردهای گفتمانی وندایک بررسی می کند. در این راستا، مؤلفه های گفتمان مدار در این گزارش های خبری شناسایی شدند و سپس هر یک از آنها با توجه به راهبرد های گفتمانی تحلیل گردیدند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که نویسندگان این گزارش های خبری، ویژگی های مثبت خودی ها یعنی غیرمسلمانان را برجسته کرده و ویژگی های مثبت غیرخودی ها، یعنی مسلمانان را به حاشیه رانده اند. در همین راستا، برای متقاعد ساختن خوانندگان، از راهبردهای گفتمانی همچون انتخاب واژگان، ارجاع به چهره ها و نهادهای معتبر، بیان هنجارها، قربانی سازی، ارائه شواهد، اغراق، دسته بندی مفاهیم، حسن تعبیر، تلویح، دستکاری آمار و ارقام، تعمیم سازی و تمجید ملی بهره گرفته اند.