فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۲۱ تا ۲٬۶۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و چهارم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
175 - 199
حوزههای تخصصی:
انسجام به سازوکار درون متنی زبان گفته می شود که سخنور را در ایجاد و برقراری ارتباط در هر جمله یا بین جملات یاری می دهد؛ به عبارت دیگر، انسجام به روابط ساختاری-واژگانی متن اطلاق می شود. در پژوهش حاضر به بررسی انسجام متن بر اساس الگوی هلیدی (1976) و نظریّه مکمل حسن (1984) با هدف بررسی میزان هماهنگی انسجام در سوره مبارکه «مزَّمِّل» و ترجمه آن از موسوی گرمارودی پرداخته شده است. از نتایج این پژوهش استنباط می شود که در این سوره و ترجمه آن، انواع عوامل انسجامی در سطح غیر ساختاری وجود دارد: «انسجام واژگانی» که شامل تکرار، هم معنایی، تضاد، شمول معنای، جزء و کل و هم چنین عوامل موردی ازجمله برابری و نام گذاری است و «انسجام دستوری» که شامل انواع ارجاع، جانشینی و حذف است. از رهگذر این پژوهش هم می توان به پیوند منسجم میان اجزای سوره و ترجمه منتخب پی برد که هم راهی برای شناخت اعجاز قرآن است و هم از درصد بالای مشابهت متن مقصد با متن مبدأ در نحوه کاربست عوامل انسجام می توان دریافت که مترجم در انتقال مفاهیم ترجمه موفق بوده است.
زمان دستوری و تلویحات ایدئولوژیک آن در ترجمه با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۹
185 - 211
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، با استفاده از مدل نقد ترجمه فرحزاد (Farahzad, 2012) که ترکیبی از تحلیل گفتمان انتقادی، راهکارهای ترجمه ای و بینامتنیت است، زمان دستوری فعل ها در پیکره ای مشتمل بر دو زندگی نامه سیاسی و ترجمه فارسی آن ها بررسی شد. هدفِ پژوهش، بررسیِ تغییرات زمان دستوری در ترجمه و امکان تلویح های ایدئولوژیک برآمده از این تغییرات از سوی مترجم است. این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی به نقد ِمقابله ای پرداخته و با الگوگیری از مدل سه وجهی فرحزاد (همان) فقط در سطح متنی انجام شده است. هر جمله و بند از زبان پیشین (مبدأ) با معادل آن در زبان پسین (مقصد) یک به یک از جنبه زمان دستوری مقایسه شدند. در روندِ بررسی زمان دستوری از زندگی نامه سیاسی دو چهره سرشناس (نلسون ماندلا و مارگارت تاچر) بهره گرفته شد که هر کدام از منظر قدرت حاکم بر جامعه ایران، جایگاه اجتماعی سیاسی ویژه ای دارند؛ کاربرد زمان دستوری از سوی مترجم گاه بیانگر تلویح های ایدئولوژیک برای معرفی ماندلا به عنوان یک چهره سیاسی معتبر و اخلاقی است. در بررسی زندگی نامه تاچر مترجم وضعیت جدیدی در بازنمایی وقایع می یابد. پیشینه سیاسی تاچر نمایانگر موضع گیری های وی وتأثیر این موضع گیری ها در بازنمایی رویدادها و نمایش ایدئولوژیک آن در جامعه و تأثیرات آن بر ترجمه غیر قابلِ انکار است. یافته ها نشان می دهند که تغییرات زمان دستوری در دو کتاب زندگی نامه ماندلا و تاچرکه منجر به بروز تلویحات ایدئولوژیک شده اند، مانند هم نیست. اگر چه میزان تلویح های ایدئولوژیک به دست آمده از تغییر زمان دستوری، آمار چشمگیری را در این پژوهش نشان نمی دهد، اما نمی توان راهکار های گوناگون مترجم و تأثیرات قدرت و ایدئولوژی حاکم بر جامعه ایران را بر ترجمه نادیده گرفت. به باور نگارنده، تلویح های ایدئولوژیک برآمده از زمان دستوری در هر دو ترجمه در تلاش برای نشان دادن چهره خاصی از فرد است.
نگاهی به شبکه معنایی دو تکواژ /-oir (e)/ و /- atoire/ در زبان فرانسه با رویکرد تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
317 - 340
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، به بررسی و تحلیل ساختارِ نحوی و شبکه معنایی دو تکواژ پُربسامد /-oir/ و //-atoire در زبان فرانسه پرداخته ایم. بر پایه رویکرد تحلیلیِ مقاله، معادلِ فارسی واژگان پیکره پژوهش را نیز بررسی کرده ایم تا روند اشتقاق آن ها را در هر دو زبان مقایسه کنیم و ببینیم آیا در فارسی نیز در همان شبکه معنایی قرار می گیرند یا معانی دیگری نیز می توانند در این زبان داشته باشند. این تکواژها که به صورت پسوند استفاده می شوند، در رایج ترین حالتِ خود «مکان ساز» هستند، مانند کاربرد این پسوند در واژه «Abattoir» به معنای «کشتارگاه» و یا در واژه «Laboratoire» به مفهوم «آزمایشگاه». با این وجود، نکته مهم این است که مکان های مورد نظر همیشه واقعی نیستند و گاه به صورت مجازی به کار می روند، مانند کاربرد این پسوند در واژه «Mémoire» به معنای «حافظه» که در واقع مکانی برای حفظ مطالب است. بر پایه نقش پسوند «ابزارساز» /-oir/ در واژه «Arrosoir» به معنای «آب پاش» و پسوند «صفت ساز» //-atoire در واژه «Evocatoire» به مفهوم «احضارکننده»، ساختار ویژه ای در هر دو زبان وجود دارد که با شرح جزئیات و آوردن نمونه های گوناگون، به مطالعه آن ها نیز پرداخته ایم. همچنین در این پژوهش، به استثناهای هر گروه از واژگان نیز اشاره شده و به این ترتیب می توان ادعا نمود که تحلیل این دو تکواژ در زبان فرانسه و معادل هایشان در فارسی از ورای نمونه های گوناگون و متنوع، امکان مقایسه ساختار نحوی، شبکه معنایی و وجوه اشتراک و افتراق آن ها را برای خواننده فراهم می کند.
بررسی جریان زایش معنا و فرایند نشانگی نامحدود در هزاره دوم آهوی کوهی سروده محمدرضا شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، جهت بررسی مراکز زایش معنا به عنوان مسئله ای قابل پژوهش که می تواند به گونه شناسی دقیق تر شعر نو فارسی منجر شود، به بررسی و مطالعه شعر هزاره دوم آهوی کوهی (شفیعی کدکنی، 1395) می پردازد؛ با طرح این پرسش ها که مراکز زایش معنا در هزاره دوم آهوی کوهی کدامند، با یکدیگر چه نوع ارتباطی دارند، در نتیجه تعامل این مراکز، فرایند نشانگی نامحدود چگونه پیش می رود و درنهایت تعدد مراکز تولید معنا چه تأثیری بر جریان حسی- زیبایی شعر دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در هزاره دوم آهوی کوهی رابطه بین شعر و نقاشی از نوع بینامتنیت درون فرهنگی و بینانشانه ای است. باز بودن گفتمان دیداری کاشی «مزگت/ مسجد پیر» به شاعر این امکان را می دهد که گریز از سپهر نشانه ای بسته و تک صدای امروز/اکنون به سپهر نشانه ای باز و چندصدای دیروز/ گذشته را عملی گرداند. با تبدیل کارکرد شمایلی نشانه های کاشی به کارکرد نمادین در شعر، فضای فیزیکی یا خرده فضای کاشی تبدیل به کلان فضا یا فضای مجازی می شود و زایش معنا را در جریانی به هم آمیخته، چندبعدی، سلسله مراتبی و در فضای ژرف و بی پهنای تاریخ کهن ایران پیش می برد. در این جریان، فضای گفتمانیی پدید می آید که متناقض ها به جای نفی یکدیگر به همزیستی و تعامل دست می یابند و "کاشی مزگت پیر" از همه گفتمان ها میزبانی می کند. در فرایند نشانه ای دیگر، شمایل های کاشی تبدیل به نمایه شده و از طریق استعاره های ترکیبی بُعد عمیق و غیرمحسوس معنا را خلق می کند که اشاره به «خود» دارد. در این شعر حس درونی، قوی ترین بعد حسی- اداراکی است که حواس ظاهری را از کار می اندازد و درقالب تجربه ای ناب، راه بردن از خود به بی خودی را در قالب تصویرهای زیبا و منحصربه فرد نشان می دهد. با توجه به این که در این شعر، مرکز غالب تولید معنا تاریخ و فرهنگ ایران است، در زیرگونه مفاخره فرهنگی طبقه بندی می شود. پژوهش با رویکرد نشانه شناسی پساساختارگرا و به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است.
پوروشه (برگردان فارسی و توضیحات واژگانی) و مقایسه آن با اسطوره کیومرث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پوروشه غول نخستینی است که از قربانی شدن و تکه های بدن او هستی شکل می گیرد. این اسطوره در سرود 90 ماندالای دهم ریگ ودا آمده و یکی از اسطوره های آفرینش هندی است که به قربانی شدن کیومرث و شکل گیری زندگی بشری از نطفه او شباهت دارد. پوروشه که دارای هزار سر و هزار چشم و به اندازه همه آدمیان و ایزدان است، توسط ایزدان قربانی می شود تا همه چهارپایان، جنگل ها و روستاها، سرودها، مناجات ها و آیین ها شکل بگیرند. از اجزای بدن او برهمن ها، جنگاوران، بازرگانان و کشاورزان به وجود می آیند. این سرود شامل شانزده بیت است. در مقاله حاضر ابیات این سرود به فارسی برگردانده شده، واژگان مهم آن از منظر دستوری و ریشه شناسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته، سپس با مقایسه اسطوره پوروشه و کیومرث شباهت ها و تفاوت های آنها بررسی شده است.
EFL Teachers’ Behavior: Effects on Iranian Intermediate EFL Learners’ Willingness to Communicate in English
حوزههای تخصصی:
This study examined the effects of EFL teachers' behavior on intermediate L2 learners’ WTC in English. To this end, a proficiency test was administered to 150 female learners, and 98 intermediate learners aged 16 to 26 were recruited as the participants. Subsequently, a WTC questionnaire was distributed among them to measure their level of WTC. Moreover, interviews were carried out with 30 volunteers who agreed to participate in this phase of the study. The results of the analysis of the WTC questionnaire showed that the WTC level of the learners could be rated as above-average. Besides, the results of the interviews revealed that different kinds of teachers’ behavior affected learners’ WTC both positively and negatively: teachers’ sense of humor and rapport could positively affect learners’ WTC; on the other hand, teachers’ methods of error correction while learners’ speaking and teachers’ lack of support could negatively affect learners’ WTC. Additionally, according to learners’ perspectives, there were a number of ways through which a language teacher could increase the learners’ WTC in English such as encouraging learners to read extra-curricular topics and highlighting learners’ strengths instead of their weaknesses. Several implications were proffered at the end of the study to heighten the awareness of L2 teachers, teacher-trainers, and language institute managers regarding the issue under investigation.
Verbe : problème sémantico-lexical en traduction(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Considéré comme noyau de la phrase, le verbe fait l’objet d’étude de cet article. Pour circonscrire le champ de recherche, nous avons cerné quatre catégories de verbes dont introducteurs, synonymes, ceux construits avec préfixes et les verbes polysémiques pour les examiner sur le plan sémantico-lexical et voir leurs effets en traduction. Nous voulons savoir comment il faut réagir devant chaque catégorie pour trouver un équivalent convenable selon le contexte. Un corpus constitué des extraits d’un livre de jeunesse, ainsi que les phrases en langue persane élaborés à notre initiative et leur traduction en français nous ont permis d’effectuer notre étude. Les résultats de ce tour d’horizon verbal basé sur les exemples analysés nous montrent l’immense richesse des verbes français et leur raffinement lexical, de sorte que pour un moindre geste ou une légère nuance dans un acte, un verbe vient en aide pour compléter la phrase sur le plan sémantique.
Lived Experience of Adult English Learners Learning English on the Phone(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In line with the technological advancement during the last few decades, virtual learning has been addressed more widely, which affected English language teaching and learning as well. Since Covid 19 pandemic, which has resulted in the long-lasting closure of educational settings worldwide, virtual learning as the alternative of traditional education has been developed unprecedentedly. An option for virtual learning specifically for language teaching is teaching on the phone which has been mostly neglected in educational research. The aim of this study was to analyse the lived experience of 16 adult English language learners who experienced learning English through one-to-one, audio call sessions. Due to the pandemic, semi-structured interviews were conducted on the phone, which were recorded, transcribed and thematically analysed with a phenomenological approach. Many times revisions of the statements driven from the transcriptions resulted in six themes namely: a) learning on-the-phone as a new, satisfying experience, b) advantages, and c) disadvantages of one-to-one audio sessions, d) the participants’ preferences, e) the requisites of on-the-phone-learning, and f) the expectations of on-the-phone teacher, According to the result of this study, some educational recommendations for improving on-the-phone teaching are: covering four language skills through developing individualised lesson plans based on each learner’s needs and English language proficiency level; holding group video sessions along with one-to-one audio sessions; and using the facilities of messengers like WhatsApp to send audio, video and textual files to learners based on their needs and learning objectives.
رابطه بین توانش تعامل بینافرهنگی معلمان زبان خارجه و دانش منظورشناختی زبان آموزان در زمینه کنش های کلامی پربسامد انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
181 - 217
حوزههای تخصصی:
توانش بینافرهنگی معلمان زبان خارجه و درک و آگاهی آنان از تفاوت ها و تشابهات بین فرهنگی یکی از عوامل تعیین کننده در موفقیت حرفه ای آنهاست. یکی از زیرمجموعه های توانش تعاملی که تاثیر بسیار زیادی از دانش بینافرهنگی معلمان و کاربرد آن در آموزش کلاسی می پذیرد، دانش منظورشناختی است. بنابراین، مطالعه حاضر تلاش کرده است رابطه بین توانش بینافرهنگی تعاملی معلمان زبان خارجه و میزان دانش منظورشناختی زبان آموزان آنها را در زمینه کنش های کلامی پربسامد مورد بررسی قرار دهد. مشارکت کنندگان، 85 معلم زبان انگلیسی و 610 زبان آموز ایرانی سطح متوسطه بالا و پیشرفته آنها بودند و بین 4 تا ۷ سال زبان انگلیسی را در موسسات آموزشی مطالعه کرده و کتاب مکالمه آمریکایی امریکن فایلرا به اتمام رسانده بودند. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه توانش تعامل بینافرهنگی ژائو (2011) توسط 85 معلم زبان انگلیسی تکمیل شد و سپس 610 زبان آموز متوسطه بالا و پیشرفته زبان انگلیسی موسسات هدف، به آزمون سه گزینه ای کنش های کلامی پربسامد انگلیسی تاج الدین و مالمیر (2015) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چند منظوره روشن ساخت که بین میزان توانش بینافرهنگی معلمان زبان خارجه و دانش کنش های کلامی آنها رابطه مستقیم و معناداری وجود داشت. طبق نتایج این مطالعه، برای ارتقاء توانش منظورشناختی زبان آموزان می بایست معلمان زبان خارجه توانش بینافرهنگی خود را از تفاوت ها و تشابهات زبان خارجه و زبا ن مادری زبان آموزان گسترش دهند.
مقایسه بازنمایی معنایی و مفهوم سازی های فعل پوشیدن و wear در زبان های فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش چندرشته ای و توصیفی - تحلیلی حاضر، در چارچوب کلّی روان شناسی زبان، معناشناسی شناختی و زبان شناسی فرهنگی، به مقایسه بازنمایی معنایی (مدل ذهنی) و مفهوم سازی های فعل های پوشیدن و wear ، با توجّه به پوشش بدن انسان، در زبان های فارسی و انگلیسی می پردازد. هدف پژوهش بررسی مدل های ذهنی فارسی زبانان و انگلیسی زبانان و مفهوم سازی های مختلف آن ها با توجّه به مفاهیم پیش نمونه ای «پوشیدن» و wear بوده و به این منظور از تابلوهای ذهنی پیشنهادی جانسون - لیرد (1983) استفاده شده است. جامعه آماری متشکّل از تمامی کلیدواژه ها و عبارت های فارسی و انگلیسیِ حاوی مفهوم «پوشیدن/ پوشاندن» بود که در شش فرهنگ لغت یک زبانه و دوزبانه منتخب وجود داشت و حجم نمونه شامل واژه ها و عبارت های حاوی مفاهیم پیش گفته است که از این فرهنگ ها جمع آوری شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدل های ذهنی فارسی زبانان و انگلیسی زبانان و نیز مفهوم سازی های آن ها در این زمینه تفاوت های چشم گیر و شباهت های اندکی باهم دارند و فارسی زبانان به طور پیچیده تر و متنوّع تری به مفهوم سازی و بازنمایی معنایی می پردازند که این امر ناشی از دانش فرهنگی متفاوت آنان در این زمینه است. افزون بر این، فارسی زبانان از تعدادی فعل سبک و فعل مرکب به همراه اشیاء پوششی متنوّع استفاده می کنند تا مفهوم «پوشیدن/ پوشاندن» را بیان کنند که موجب چندمعنایی گسترده تر پوشیدن نسبت به wear می شود
تحلیل برخی از فرایندهای واجی در گویش اورامیِ شمال ایران در چارچوب واج شناسی زایشی و نظریه بهینگی (مطالعه موردی: گویش عبدالملکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین گویش های اورامی در خارج از جغرافیای اورامان، گویش عبدالملکی است که گویشوران آن در بخش ساحلی میانکاله شهرستان بهشهر سکونت دارند. این گویش به دلیل دور افتادن از خاستگاه خود یعنی اورامان لهون، تا حدودی با سایر گویش های اورامی که اکنون در استان کرمانشاه رایج اند، تفاوت دارد. هدف مقاله حاضر، آن است که پس از بررسی و توصیف ساختمان هجایی گویش عبدالملکی، برخی از فرایندهای واجیِ آن در واژه های مشترک با فارسی معیار را مورد تحلیل قرار داده و قاعده مخصوص هر یک را ارائه دهد. روش مطالعه حاضر، توصیفی- تحلیلی است و داده ها در چارچوب واج شناسی زایشی و نظریه بهینگی تحلیل شده اند. برخی از مهم ترین یافته های این پژوهش از این قرارند: 1. ساختمان هجایی گویش عبدالملکی از هشت هجا تشکیل شده است؛ 2. در ابتدای هجا می تواند خوشه همخوانی وجود داشته باشد؛ 3. فرایندهای واجیِ همگونی، ناهمگونی، حذف، درج، تضعیف و قلب در این گویش فعال است؛ 4. توالی دو همخوان / n / و / d / در گفتار به کار نمی رود؛ 5. در تحلیل فرایند قلب، سه محدودیت linearity ، SCL ، و SSP دخیل اند؛ 6. در فرایند تضعیف، محدودیت کم کوشی بر تمام محدودیت ها اولویت دارد.
بررسی افراشتگی واکه در گویش سبزواری در چارچوب واج شناسی زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش انواع فرایند افراشتگی واکه در گویش سبزواری با توجه به بافت های مختلف آن در چارچوب واج شناسی زایشی تحلیل می شوند. مسأله اصلی نگارنده در این مقاله مطالعه انواع بافت های واجی ای است که فرایند افراشتگی واکه را در این گویش ایجاد می کند. داده های این پژوهش به دو روش گردآوری شده اند: منابع مکتوب درباره گویش سبزواری و ضبط گفتار چند گویشور سبزواری. در بررسی داده ها صورت های واجی و آوایی در گویش سبزواری با هم مقایسه و سپس تحلیل شده اند. در این پژوهش، داده های فارسی معیار به عنوان شاهد استفاده شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که دو بافت واجی عمده وجود دارد که در آنها فرایند افراشتگی واکه رخ می دهد: در اثر هم نشینی واکه های افتاده یا میانی با همخوان های افراشته لثوی-کامی، کامی و نرمکامی و نیز در اثر هم نشینی واکه های افتاده یا میانی با همخوان های خیشومی. در مجموع نُه نمونه فرایند افراشتگی واکه در گویش سبزواری روی می دهد.
تاملی بر برنامه درسی کارشناسی آموزش زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان از منظر دانش فن آوری، تربیتی، موضوعی و موضوعی-تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند یاددهی یادگیری در دوران همه گیری کرونا ثابت کرد که آموزش و پرورش نه تنها به معلمانی توانمند در حوزه دانش موضوعی و تربیتی نیازمند است بلکه شدیدا" نیازمند معلمانی است که در حوزه فن آوری نیز مسلط باشند و این مفهوم در تربیت معلم در قالب دانش فن آوری،تربیتی، موضوعی و تربیتی موضوعی تبیین می شود. هدف از انجام این تحقیق بررسی وضعیت برنامه درسی دوره ی کارشناسی آموزش زبان انگلیسی ویژه دانشگاه فرهنگیان با توجه به الگوی دانش فن آوری، تربیتی، موضوعی و موضوعی تربیتی بود. به این منظور، 103 واحد درسی این رشته با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرارگرفت. اهداف، محتوا، ساختار، تکالیف، منابع آموزشی، و تمرینات ارزشیابی هر یک از دروس در تحلیل گنجانده شد. تجزیه و تحلیل کیفی داده ها حاکی از این بود که برنامه درسی جدید مصوب این رشته ازنظر دانش معلمی به طور عمده براساس الگوی قدیمی موضوعی تربیتی (الگوی شولمن) استوار است. در میان 58 واحد درسی به تقویت دانش موضوعی، 18 واحد به ارتقای دانش تربیتی و نیز 27 واحد به توسعه ی دانش تربیتی موضوعی اختصاص داده شد است و تنها 3 واحد کارگاهی سهم دانش تربیتی فناوری بود. کاستی بزرگ تر فقدان ایجاد فرصتی برای تقویت دانش فن آوری، و دانش فن آوری موضوعی و تلفیق سازه ها در قالب پرورش دانش فن آوری، تربیتی و موضوعی است. به طور اخص، نتایج تحلیل نشان داد که برای تقویت برنامه درسی حال حاضر رشته ی آموزش زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان باید موضوعات مربوط به دانش فن آوری به عنوان یکی از انواع شایستگی ها به صورت واحدهای نظری و عملی ارائه شود و دانش فن آوری آنالوگ و دیجیتال، به همراه دانش فن آوری موضوعی و دانش فن آوری تربیتی به طور یکپارچه ارائه شود. علاوه براین، باید بر ابزارهای فن آورانه تدریس و ارزشیابی برخط تاکید شود.
A Pragmalinguistic and Sociopolitical Analysis of Vague Language in Two Iranian Presidents’ International Interviews(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Standard political discourse is replete with ambiguity and vagueness. Politicians frequently use vague language to hide their inadequate knowledge, show their low interest in the issue, and/or evoke emotion. This study reports on a qualitative content analysis of vagueness in two Iranian presidents' political interviews within a pragmalinguistic and sociopolitical paradigm. The data consisted of nine question-answer exchanges extracted from seven internationally live broadcast interviews. A total of 57 instances of vague language use were analyzed in terms of 21 pragmalinguistic vagueness strategies. Implications are that vagueness in political discourse is motivated by a multiplicity of factors such as face management, sociopolitical and situational adaptation, conflict avoidance, and personal characteristics of the interviewers and the respondents. Vagueness was also found to be a sign of diplomatic prudence or wisdom.
بررسی فرایند حذف و درج و تضعیف در گویش گزی با رویکرد نظریه زایشی
منبع:
رخسار زبان سال پنجم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
94-73
حوزههای تخصصی:
بررسی ساخت های دومفعولی و دومتعدی در زبان فارسی در چارچوب صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی ساخت های دومفعولی و دومتعدی در زبان فارسی بر اساس آراء وود و مرنتز (2017) در چارچوب صرف توزیعی می پردازد و نشان می دهد چگونه می توان تناوب موضوعی را به ویژگی های نحوی معنایی یک هسته معرف موضوع با بر چسب i* فروکاست تا تحلیل واحدی برای هسته های معرف موضوع ارائه کرد. پدیده انتقال مالکیت در ساخت های دومفعولی و رابطه مکانی در ساخت های دومتعدی با این فرض تبیین می شود که توانایی فعل برای حضور در ساخت دومفعولی مستلزم گزینش یک گروه معرف مرکب به صورت D*P و توانایی فعل برای رخداد در ساخت دومتعدی مستلزم گزینش یک گروه حرف اضافه ای مرکب به صورت P * p مکانی است که از رهگذر ترکیب هسته i* با یک متمم DP و pP ، به ترتیب نقش تتایی مالک و پیکر به شاخص اعطا می شود. چگونگی تعبیر این نقش ها از یک قاعده تعبیری وابسته به بافت مایه می گیرد که در سایه ساخت های نحوی تعریف و بر اساس اصل خوانش معنا تحدید می شود. تعبیر موضوع های برونی در ساخت های یادشده از جایگاه ساختاری یک هسته نحوی و نقش مفهومی معنایی ریشه مایه می گیرد.
بررسی رابطه میان هویت فرهنگی و نگرش دانش آموزان مقطع دبیرستان استان تهران نسبت به یادگیری زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادراک رابطه میان فرهنگ، زبان، و هویت، برای همگی معلمان، به خصوص معلمان زبان های خارجی، امری بسیار مهم و ضروری است. این سه مقوله در ارتباط با هم، نگرش معلم را از یک سو، و نگرش دانش آموز را از سوی دیگر شکل می دهند. اهداف این پژوهش، بررسی رابطه میان هویت فرهنگی و نگرش دانش آموزان مقطع دبیرستان استان تهران نسبت به یادگیری زبان انگلیسی، و نیز بررسی حس هویت فرهنگی در میان دختران و پسران مقطع دبیرستان است. صد و هشتاد دانش آموز دوره دوم دبیرستان (88 دختر و 92 پسر) مناطق یک، پنج، دوازده و هجده، با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای نمونه گیری شدند. سپس، پرسشنامه های انگیزش و نگرش نسبت به یادگیری زبان خارجی، گاردنر- فرم کوتاه، و پرسشنامه هویت فرهنگی بصورت الکترونیکی میان افراد توزیع شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل های آماری حاکی از آن بود که بین دو متغیر هویت فرهنگی و نگرش دانش آموزان نسبت به فراگیری زبان خارجی همبستگی منفی ضعیفی وجود دارد. به عبارت دیگر، میان افزایش آگاهی نوجوانان ایرانی (16-18 سال) نسبت به هویت فرهنگی ایرانی، و نگرش آن ها در باره فراگیری زبان خارجی رابطه منفی بود، که البته با توجه به نتایج پژوهش، شدت این رابطه ضعیف است. همچنین، تفاوت معناداری بین حس هویت فرهنگی دو گروه دانش آموزان دختر و پسر مشاهده نشد. نتایج پژوهش حاضر می تواند برای فعالان امر آموزش، به خصوص آموزش زبان انگلیسی، طراحان مطالب آموزشی، معلمان، مربیان تربیت مدرسان زبان مفید باشد.
استعاره، اسطوره و ایدئولوژی در سر خط انتخاباتی روزنامه های ایران براساس انگاره چارتریس بلک (2005)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
9 - 31
حوزههای تخصصی:
نظریه تحلیلِ انتقادیِ استعاره، دیدگاهی است که با هدفِ شناسایی نیات و ایدئولوژی هایی که در ژرفای کاربرد زبان وجود دارد، به تحلیل استعاره ها می پردازد. چارتریس بلک (Chartris-Black, 2005) معتقد است که استعاره، اسطوره و ایدئولوژی هر سه کارکرد اقناعی دارند. کاربرد نظام مند استعاره بخشی از ایدئولوژی است، زیرا استعاره میان اسطوره و ایدئولوژی پیوند برقرار کرده و اهداف اقناعی گفتمان سیاسی را محقق می کند. این مقاله بر آن است تا با بهره گیری از رویکرد چارتریس-بلک (همان) به بررسی نقش استعاره مفهومی در شکل گیری اسطوره و ایدئولوژی بپردازد. هدف این کار، تبیین رابطه میان استعاره مفهومی، اسطوره و ایدئولوژی در متن های سیاسی است. پرسش پژوهش از این قرار است که چگونه استعاره های موجود در سرخط های انتخاباتی، به ایجاد اسطوره سیاسی و نیز ایدئولوژی منجر می شود. با بررسی عنوان های 12 روزنامه منتخب (دو جریان سیاسی اصلاح طلب و اصول گرا) در بازه زمانی دوماهه تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری سال 1396، مشخص شد که استعاره های مفهومی به روایت های غیر واقعی در مورد خودی و غیرِ خودی و شکل گیری اسطوره منجر می شود. اسطوره های حاصل از کاربرد این استعاره ها به برانگیختن احساسات مورد نظر گفتمان سازها مثل علاقه به خودی و تنفر از غیر خودی و نهایتاً به شکل گیری ایدئولوژی موردنظر رسانه در مخاطب منتهی می شود. این امر، در راستای مشروعیت بخشی به خودی و مشروعیت زدایی از رقیب و اقناع مخاطب به انتخاب ایدئولوژی خودی قرار دارد. این تحلیل نشان می دهد که ظهور استعاره ها در زبان می تواند به جای آگاه سازی مخاطبان با گفتن واقعیت، احساسات آن ها را با ایجاد اسطوره برانگیزد و میان اسطوره و ایدئولوژی میانجی گری کرده و کنش مورد نظر گفتمان سازها را تضمین کند.
نمود واژگانی در افعال مرکب مشتق از اسم در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی نمود واژگانی در افعال مرکب زبان فارسی یکی از موضوعات بحث برانگیز در سال های اخیر بوده است. در مطالعات این حوزه دو دیدگاه عمده به چشم می خورد: در برخی از آثار، «عنصر پیش فعل»، اعم از اسم، صفت، و گروه حرف اضافه ای عامل تعیین کننده ی کرانمندی فعل مرکب قلمداد شده، و در برخی دیگر، از نقش «فعل سبک» سخن به میان آمده است. هدف از پژوهش حاضر که به تحلیل «ویژگی های نمودی افعال مرکب مشتق از اسم» در زبان فارسی اختصاص دارد، بررسی نقش هر یک از اجزای فعل مرکب در ظهور و بروز ویژگی های نمودی آن است. در رسیدن به اهداف پژوهش، با استفاده از رویکرد «نحو مرحله ی نخست»، مقوله ی اسم بر حسب ساخت رویدادی که در خود واژگانی کرده، در قالب دو طبقه ی فرایندی و غایتمند طبقه بندی شده است. شواهد پژوهش نمایانگر آن است که کرانمندی در افعال مرکب مشتق از اسم رویدادی در زبان فارسی، اساساً تابعی از ساخت رویدادی عنصر پیش فعل آنهاست. از این رو، افعال مشتق از اسم فرایندی، ناکرانمندند، چرا که اسم فرایندی بر رویدادی دلالت دارد که فاقد نقطه ی پایانی است. در مقابل، افعال مرکب مشتق از اسم غایتمند، به اعتبار آن که اسم مذکور بر رویدادی دلالت دارد که مستلزم وجود یک نقطه ی پایانی است، از خوانشی کرانمند برخوردار خواهد بود. نتایج این پژوهش، از یکسو، نشان دهنده ی خنثی بودن فعل سبک در تعیین کرانمندی فعل مرکب است، و از سویی دیگر، برخلاف دیدگاهی است که در آن تمامی افعال مرکب مشتق از اسم رویدادی کرانمند انگاشته شده است.
Grit and Foreign Language Anxiety as Predictors of Willingness to Communicate in the Context of Foreign Language Learning: A Structural Equation Modeling Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Given its key role in enhancing learners’ communicative competence, willingness to communicate (WTC) has received much research attention in the field of second language (L2) teaching and learning. Numerous studies have explored the antecedents of WTC in English as a Foreign Language (EFL) context. As an attempt to shed more light on this line of research, this study was set to investigate the effects of grit and foreign language anxiety as predictors of L2 WTC among Iranian EFL learners. For this purpose, a number of 163 undergraduate English major students from several universities participated in this survey. The required data were collected by distributing valid and reliable instruments measuring the three target variables (i.e., WTC, grit, and anxiety). A structural equation modeling (SEM) approach was utilized to test the hypothesized structural models for the relations between these variables. The SEM results indicated that grit accounted for 10.6 % of the variance and FL anxiety explained 20% of the variance in the participants’ L2 WTC. Furthermore, the unique impact of foreign language anxiety on WTC was greater than that of grit. The implications of these findings for language teaching and learning are discussed at the end of the paper.