کلیدی ترین مفهوم در حوزه مدیریت و ارزیابی عملکرد، شناخت چیستی عملکرد است که در غرب، حاکمیت اندیشه پراگماتیسم به این حوزه کاملاً مشهود است. در این مطالعه تلاش شده است تا از منظر اسلامی مدلی برای تبیین مفهوم عملکرد ارائه شود. بدین منظور پس از بررسی مبانی نظری غرب در این حوزه، ابتدا آیاتی از قرآن کریم که در آن ها از ریشه عمل کلماتی به کار رفته است؛ احصا شدند و موردبررسی و تدبر قرار گرفتند؛ درنهایت مدل مفهومی عمل در بیان قرآن به دست آمد که دارای سه بُعد موضوع های مربوط به عمل، موضوع های مربوط به عامل و موضوع های مربوط به ناظر عمل شکل گرفت. بعد از مشخص شدن مبانی عملکرد از منظر قرآن کریم، مدل مفهومی عملکرد صالحانه طراحی شد. این مدل دارای دو بُعد حُسن فعلی و حُسن فاعلی است. مهم ترین تفاوت مدل عملکرد صالحانه سازمانی با الگوهای متعارف، توجه به حُسن فاعلی است که تبعات قابل توجهی را در حوزه مدیریت عملکرد به دنبال خواهد داشت.
سامانه های راداری مدرن با استفاده از تکنیک های پیشرفته راداری و به کارگیری همزمان مقدورات دفاع الکترونیکی مؤثر و مدرن، تهدیدی جدی علیه سامانه های تهاجمی هواپایه گردیده است. اثرگذارترین و پرکاربردترین تکنیک ردیابی، تکنیک ردیابی مونوپالس است که در حال حاضر اکثر سامانه های راداری از جمله S-300، S-400، پاتریوت و... از این روش استفاده می کنند. خواص ذاتی این نوع تکنیک ردیابی در کنار تکنیک های دفاع الکترونیکی از جمله ARGPO، آرایه فازی، چابکی فرکانس و... آن را به چالشی اساسی برای سامانه های اخلالگر تبدیل کرده است. این موضوع سبب گردید در بسیاری از کتب و مقالات جنگ الکترونیک انواع تکنیک های حمله الکترونیکی مؤثر بر رادارهای ردیاب مونوپالس بررسی و تحلیل های گوناگونی نیز انجام گردد. هر یک از این تکنیک های حمله الکترونیکی بر پایه ضعف های ساختاری رادار و یا با الهام گرفتن از پدیده های فیزیکی از جمله گلینت و چند مسیری ایجاد شده اند. در این مقاله ضمن تشریح عملکرد رادارهای مونوپالس و شیوه های فریب آن، مرور کاملی بر انواع تکنیک های حمله الکترونیکی علیه رادارهای مونوپالس انجام شده است. همچنین سه نوع تکنیک حمله الکترونیکی اخلال قطبش متقاطع، دکوی و اختلال دوبینی که اهمیت و تأثیر بیشتری داشته به طور کامل تری بیان و مزایا و معایب آنها نیز مطرح شده است.
در سال های اخیر، صندوق های بازنشستگی به یکی از مهم ترین چالش های اقتصادی کشور تبدیل شده اند به گونه ای که گسترده تر شدن ابعاد این چالش از طریق فشار بر بودجه دولت و در مواردی، ایجاد پیامدهای امنیتی و اجتماعی، چاره جویی برای حل بحران را به یکی از دغدغه های اصلی سیاست گذاران و کارشناسان تبدیل کرده است. این مقاله بر آنست تا به آسیب شناسی صندوق های بازنشستگی با تکیه بر ادبیات اقتصاد مالی و نظریه نمایندگی پرداخته و ابعاد مختلف چالش حکمرانی در صندوق های بازنشستگی را واکاوی کند. چالش اصلی حکمرانی در صندوق های بازنشستگی را می توان در اثربخش نبودن سازوکارهای بیرونی حکمرانی دانست که نیاز به کارآمد بودن سازوکارهای درونی حکمرانی و به طور خاص، هیئت امنای صندوق را دوچندان می کند. به علاوه، با توجه به آسیب شناسی انجام شده، برخی تجارب و راهکارهای بالقوه برای اصلاح ساختار حکمرانی در صندوق های بازنشستگی ارائه می گردد.
مدیریت دانش به منزله حوزه ای میان رشته ای، رویکرد جامعی برای ترسیم چشم انداز گسترده و همه جانبه سازمان است و بر ایجاد و به کارگیری دانش و در نهایت دستیابی به اثر بخشی سازمانی از طریق جذب، گزینش، سازماندهی و انتشار اطلاعات تمرکز دارد هدف از پژوهش حاضر دستیابی به الگوی توسعه مدیریت دانش در سازمان های دفاعی با رویکرد پویایی می باشد. این پژوهش از نظر شیوه گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی–پیمایشی است. برای جمع آوری اطلاعات مربوط از روش کتابخانه ای - میدانی و به صورت پرسش نامهاستفاده شد. جامعه آماری، این پژوهش شامل تمامی پژوهشگران، اساتید و دانشگاهیان مرتبط با حوزه مدیریت دانش و سازمان های نظامی می باشد. به منظور بررسی روایی پرسش نامه از تحلیل عاملی تأییدی و به منظور بررسی فرضیات تحقیق از مدل سازی معادلات ساختاری روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) با کمک نرم افزار SmartPLS استفاده گردید. یافته ها نشان داد که بهبود و اصلاح دانش بر پویایی سازمان های دفاعی بیشترین تأثیر را دارد. همچنین اشتراک گذاری دانش بر پویایی سازمان های دفاعی کمترین تأثیر را داشته است. در نهایت پیشنهادها و راهکارهایی برای بهبود و ارتقای توسعه مدیریت دانش در صنایع دفاعی ارائه گردیده است.
پژوهش حاضر با هدفِ شناسایی آسیب های موجود در مسیر خودباوری و امید کارکنان پایور آجا با رویکردی آمیخته (کیفی- کمی) انجام شده است. جامعه آماری برای مرحله کیفی، شامل برخی از خبرگان حوزه های روان شناسی و جامعه شناسی و همچنین فرماندهان و مدیران راهبردی ارتش و برای مرحله کمی، دربرگیرنده کلیه فرماندهان، مدیران و کارکنان برخی از دانشگاه های افسری آجا بوده است. نمونه آماری در بخش کیفی با رویکرد هدفمند قضاوتی به تعداد 20 نفر و در بخش کمی به روش طبقه ای تصادفی به تعداد 240 نفر انتخاب گردیده است. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه 24 سؤالی می باشد که روایی سؤالات مصاحبه با معیار مقبولیت و قابلیت تأیید و پایایی آن به روش باز آزمون (88/4 درصد) محاسبه شده است. همچنین روایی سؤالات پرسشنامه به روش محتوایی و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ (0/869) تأیید گردیده است. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی با روش تحلیل مضمون و در بخش کمی به روش تحلیل عامل تأییدی در نرم افزار21Amos انجام شده است. نتایج بخش کیفی نشان داد که هر یک از آسیب های خودباوری و امید کارکنان در شش دسته، آسیب های فرماندهی- مدیریتی، پرورشی- شخصیتی، شغلی- ساختاری، فرهنگی، اجتماعی و روان شناختی قابل تقسیم می باشند. همچنین یافته های تحلیل عاملی روشن ساخت که در بین آسیب های خودباوری، آسیب های فرماندهی- مدیریتی (با بار عاملی0/912) و در بین آسیب های امید کارکنان پایور آجا، آسیب های پرورشی- تربیتی (با بار عاملی 0/972) بیشترین حمایت را از مدل اندازه گیری خود داشته اند.
در نظریه پردازی متعارف، عملکرد به عنوان یک پدیده خُرد یا کلان مورد مطالعه قرار گرفته است در حالیکه عملکرد ماهیتاً پدیده ای چندسطحی می باشد و رویکرد متعارف قادر نیست به درستی آن را تحلیل نماید چرا که با تمرکز بر یک سطح از تحلیل، دچار ساده انگاری شده و تأثیر و تأثر پدیده در سطوح مختلف تحلیل، نادیده گرفته می شود. رویکرد نظریه پردازی چندسطحی می تواند پدیده های چندسطحی را به درستی تحلیل نموده و شکاف میان سطح خرد- کلان را در تئوری و عمل کم یا حذف نماید. علیرغم اهمیت فراوان مدیریت عملکرد در سازمان ها، مدل جامعی وجود ندارد که بتواند مفهوم عملکرد و متغیرهای شکل دهنده آن و همچنین روابط میان آنها را در سطوح سه گانه به صورت یکپارچه نشان دهد. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل جامع عملکرد سازمان با استفاده از روش شناسی نظریه پردازی چندسطحی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف از نوع مطالعات توسعه ای به شمار می رود که با استراتژی اکتشافی و به روش کیفی انجام پذیرفته است. پس از مطالعه بیش از هزار متن علمی اعم از کتاب و مقاله، ابتدا مدل های عملکردی تک سطحی در سطح فردی، تیمی و سازمانی طراحی شده است. سپس مدل های میان سطحی و در پایان مدل جامع عملکرد سازمان با رویکرد چندسطحی ارائه شده است.
امروزه بسیاری از سامانه های نظامی و تجاری از سیستم های [1]GPS برای مکان یابی استفاده می کنند. یکی از تهدیدهایی که به سیستم های GPS آسیب وارد می کند، گمراه سازی[2] است. در گمراه سازی، سیگنالی شبیه سیگنال GPS تولید می شود که حاوی اطلاعات غلط است و گیرنده GPS به اشتباه سیگنال آن را آشکار سازی کرده و موقعیت مکانی خود را از روی آن بدست می آورد و به این ترتیب مکان خود را به اشتباه محاسبه می کند و گمراه می شود. در این مقاله موضوع گمراه سازی بررسی و برای نخستین بار یک روش جدید برای گمراه سازی مطرح می گردد و با بررسی نحوه پیاده سازی و چالش های اصلی آن، صحت عملکرد آن با ارائه نتایج شبیه سازی بررسی می شود. این روش جدید گمراه سازی امکان پیاده سازی ارزان قیمت گمراه ساز را فراهم می آورد به طوری که گمراه سازهای مبتنی بر روش ارائه شده، از گمراه سازهای متداولی که امروزه استفاده می شوند، بسیار ارزان تر خواهند بود
پژوهش حاضر به منظور بررسی سطح وجدان کاری و عوامل سازمانی موثر بر آن در میان کارکنان حوزه ستادی وزارت نیرو انجام شد. جامعه آماری در این پژوهش 591 نفر از کارکنان حوزه ستادی وزارت نیرو بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و فرمول نمونه گیری کوکران، تعداد نمونه ای برابر با 234 نفر انتخاب گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات در این تحقیق پرسشنامه بود. جهت سنجش روایی سازه از تحلیل عاملی استفاده شد. تمامی بارهای عاملی مربوط به سازه های تحقیق همگی در سطح پنج درصد معنادار بود. جهت سنجش پایایی، ضرایب پایایی مرکب، همه از 0.7 بزرگ تر بوده و شاخص ها به خوبی توسط متغیرهای پنهان شان توضیح داده شده اند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر رویکرد واریانس و نرم افزار PLS استفاده شد. نتایج نشان داد رابطه بین «وجدان کاری» با رضایت شغلی، سبک مدیریت، پایگاه شغلی، عدالت سازمانی و مشارکت سازمانی معنادار و مثبت و با یگانگی از کار به صورت معکوس معنادار است. وجدان کاری قوی ترین رابطه را با «بیگانگی از کار» دارد؛ یعنی هر چه بیگانگی از کار بیشتر شود، منجر به کاهش وجدان کاری می شود. از میان شاخص های مربوط به ویژگی های پاسخگو تنها شاخص مربوط به سطح تحصیلات به صورت منفی معنادار شد یعنی هرچه تحصیلات بیشتر می شود، وجدان کاری کم تر است. سایر متغیرهای زمینه ای تحقیق؛ مدت سابقه کار، تجربه، سمت و تخصص و جنسیت رابطه معناداری با وجدان کاری ندارند.
نیروهای مسلح به عنوان نهادی است که امنیت، ثبات، آرامش و حفاظت از ارزش های اساسی و منافع حیاتی ملت و برقراری نظم عمومی را برای جامعه فراهم می آورند، بر همین اساس باید در بهترین شرایط کارکردی باشد. یکی از عوامل تأثیرگذار، بودجه ریزی است اهمیت وجود بودجه مانند خون در رگ های سازمان می باشد که اگر با طرح ریزی و برنامه درستی همراه نباشد و همچنین کنترل مناسبی بر روی آن وجود نداشته باشد، باعث اتلاف آن و از بین رفتن اعضای حیاتی سازمان خواهد شد. بر این اساس درک موانع و آسیب های بودجه ریزی به وظیفه مدیران در سازمان ها تبدیل شده است. پژوهش حاضر به بررسی مهم-ترین آسیب های فراروی بودجه ریزی در سه شاخه ساختاری، رفتاری و زمینه ای می پردازد. این پژوهش از از نظر هدف کاربردی است و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات توصیفی- پیمایشی و از نظر نوع داده ها کمی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان آماد یکی از یگان های دفاعی است و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و حجم نمونه با استفاده از روش کوکران با جامعه محدود، 95 نفر انتخاب گردید. پس از طراحی و تعیین روایی و پایایی(89/) پرسشنامه ، به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون اسمیرنوف و کولموگروف، آزمون t و آزمون F استفاده شد. براساس یافته های تحقیق، اولویت های آسیب-های بودجه ریزی عبارت اند از: 1- عوامل ساختاری 2- عوامل رفتاری 3- عوامل زمینه ای در پایان نیز پیشنهادهای کاربردی ارائه شده است.
امروزه دانش به عنوان سرمایه سازمانی تلقی می شود و مدیریت آن اهمیت زیادی دارد. مدیریت دانش به عنوان یک رویکرد منظم و با برنامه برای مدیریت خلق، توزیع و به کارگیری دانش در سازمان برای توانمندتر شدن سازمان در بهبود کیفیت خدمات می تواند در بسیاری از موارد از سردرگمی، تکرار مکرر یک اشتباه و افزایش خسارات و هزینه ها جلوگیری کند. مدیریت دانش، ابزارى قدرتمند براى دستیابى به مزیت رقابتى محسوب می شود و تجربه نشان داده است کاربرد آن در سازمان ها مزایاى فراوان دارد؛ اما مسئله ی مهم قبل از اجرای پروژه مدیریت دانش، شناسایى وضعیت سازمان از لحاظ میزان آمادگى براى اجراى این پروژه است. پژوهش حاضر قصد دارد وضعیت آمادگی «شرکت دامداران» را برای استقرار مدیریت دانش، بررسی کند. در این مقاله ابتدا مدل ارزیابی مدیریت دانش سازمان بهره وری آسیایی (APO) توصیف شد؛ سپس میزان آمادگی سازمان برای استقرار مدیریت دانش توسط پرسشنامه و انجام مطالعات میدانی مشخص شد. یافته ها نشان داد، سطح بلوغ مدیریت دانش در این شرکت، «سطح واکنش» است؛ یعنی میزان آمادگی سازمان در زمینه مدیریت دانش در پایین ترین سطح یعنی سطح واکنش قرار دارد. این بدان معنا است که سازمان نسبت به اینکه مدیریت دانش چیست و در بهبود بهره وری و رقابت پذیری چه اهمیتی دارد، آگاه نیست.
: از جمله عوامل مهمی که سبب می شود کارکنان بر سکوت خود غلبه کرده و در محیط کار مشارکت داشته باشند جو اخلاقی سازمانمی باشد. سازمانهایی که ارزشهای اخلاقی را ارتقا می دهند و به رفاه و آسایش کارکنان خود اهمیت می دهند موجب می شوند که کارکنان جو حمایتی را در سازمان درک کنند.زمانی که درک از حمایت سازمانی در بین افراد یک سازمان افزایش پیدا کند، آنها احساس می کنند که برای سازمان ارزشمند هستند و در نتیجه در مورد موارد مربوط به کارشان مشارکت می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر جو اخلاقی سازمانی بر سکوت کارکنان با نقش میانجی درک از حمایت سازمانی انجام گردید. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری ، کارکنان شرکت های مواد غذایی واقع در شهر صنعتی رشت می باشد که تعداد آنها 167 می باشد .اندازه نمونه که از طریق فرمول کوکران به دست آمد 124 نفر می باشد که از طریق نمونه گیری طبقه ای تناسبی تعداد 140 پرسشنامه توزیع گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه می باشد که دز این راستا از سه پرسشنامه سکوت کارکنان ؛ حمایت سازمانی ادراک شده و جو اخلاقی سازمانی ، استفاده شده است.نتایج تحقیق نشان داد که متغیر درک از حمایت سازمانی در تاثیرگذاری متغیر جو اخلاقی ابزاری بر سکوت کارکنان به صورت میانجی جزئی عمل کرده است ، و در تاثیر جو اخلاقی مراقبتی، حرفه ای و قانونی بر سکوت کارکنان نقش میانجی کامل دارد.
هدف: کارآفرین سیاسی تحریک کننده تحولات اساسی در جامعه است که با اقدامات خلاقانه و تحول آفرین اثرات شگرفی را در سیاست ها و راهبردهای نهادهای سیاسی از خود بر جای می گذارد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی پیامدهای کارآفرینی سیاسی در عرصه سیاست گذاری بااستفاده از رویکرد دلفی فازی انجام گرفت. روش: این پژوهش در زمره پژوهش های آمیخته با رویکرد کیفی و کمی است که ازنظر هدف، کاربردی و حیث ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را مدیران سازمان های دولتی در استان لرستان تشکیل می دهند که با استفاده از اصل کفایت نظری و روش نمونه گیری هدفمند 18 نفر از آنان به عنوان اعضای نمونه انتخاب گردید. در بخش کیفی پژوهش برای گردآوری داده از مصاحبه نیمه ساختار یافته (عمیق) بهره گرفته شد که روایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از ضریب CVR و آزمون کاپای کوهن تأیید شد و داده های به دست آمده از مصاحبه با استفاده از نرم افزار Atlas.ti و روش کدگذاری تحلیل شد و پیامدهای کارآفرینی سیاسی شناسایی شد. از طرفی در بخش کمی برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه مقایسه زوجی استفاده شد که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوا و نرخ ناسازگاری مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که بر اساس قضاوت و نظرسنجی از خبرگان نوزده عامل به عنوان پیامدهای کارآفرینی سیاسی معرفی گردید. همچنین نتایج مبین آن است که جلب افکار عمومی، توسعه حیات سیاسی و ایجاد ائتلاف ها و گروه ها، پایش های دقیق درونی و بیرونی، جهت دهنده سیاست ها، تزریق سیاست های تازه و نوآورانه و تنظیم روابط در شبکه ها مهمترین پیامدهای کارآفرینی سیاسی در عرصه سیاست گذاری هستند. نتیجه گیری: برای افزایش توانمندی افراد، گروه ها و احزاب برای استمرار مشارکت قانونمند در فضای سیاسی و همچنین بهبود قابلیت پاسخگویی سیستم سیاسی به سیاست گذاران توصیه می شود به کارآفرینان در عرصه سیاست عنایت ویژه ای داشته باشند تا با تحول آفرینی در خط مشی ها و سیاست ها راه گشای حل مسائل سازمان و جامعه باشند.
امروزه سازمان ها با استفاده از ابزارهای مدیریت منابع انسانی هم می توانند کارکنان را راضی نگه دارند و هم درجهت بهبود عملکرد سازمان، گامی مهم و مؤثر بردارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر ابزارهای مدیریت منابع انسانی و ابعاد آن بر عملکرد سازمانی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و توصیفی است و به روش پیمایش با ابزار پرسشنامه انجام شده است. روایی پرسشنامه از سوی خبرگان منابع انسانی دانشگاه تهران تأیید و پایایی آن نیز به وسیله ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد که برای متغیرهای مستقل و وابسته، بیشتر از 7/0 به دست آمد. جامعه آماری پژوهش، کارکنان دانشگاه تهران شامل کارمندان و مدیران متخصص منابع انسانی هستند که 4000 نفرند. نمونه آماری با حجم 384 نفر با فرمول کوکران به دست آمد که با توجه به احتمال ریزش پرسشنامه، تعداد بیشتری به روش تصادفی طبقه ای بین کارمندان و مدیران دانشگاه تهران توزیع شد و درمجموع، 400 پرسشنامه سالم برای تجزیه و تحلیل اطلاعات به کار گرفته شدند. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از تکنیک تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار لیزرل 88/8 است. نتایج نشان می دهد ابزارهای مدیریت منابع انسانی، بر عملکرد سازمانی در دانشگاه تهران تأثیر مثبت و معنادار دارند.
با گسترش رقابت قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای، حوزه دریای خزر به محیطی تنش زا و بی ثبات تبدیل شده و درنتیجه ساختار گارد ساحلی کشورهای منطقه، توسعه چشمگیری یافته است. در پژوهش حاضر عواملی چون نیروی انسانی، تجهیزات شناوری، آموزش نیروها، ساختار، عوامل ژئوپلیتیک و توان نظامی در کشورهای هدف موردبررسی قرار گرفت. داده های پژوهش به روش اسنادی گردآوری شد. جامعه موردمطالعه پژوهش کلیه اسناد، گزارش ها و مقالات موجود در بانک های اطلاعات علمی در خصوص دریابانی جمهوری اسلامی ایران و گارد ساحلی روسیه، آذربایجان و ترکمنستان بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از جداول مقایسه ویژگی ها، تفاوت ها و شباهت های دریابانی جمهوری اسلامی ایران و گارد ساحلی روسیه، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که در حال حاضر، کشور روسیه در مقایسه با سه کشور دیگر، دارای بهترین گارد ساحلی است و می تواند الگوی مناسبی برای جمهوری اسلامی ایران در تقویت دریابانی و ارتقاء شیوه های کنترل و پایش مرزهای دریایی باشد.
پژوهش حاضر با هدف مدل ارتباط گریزی سرمایه های انسانی: رویکرد مدل سازی ساختاری – تفسیری انجام پذیرفت. این پژوهش بر پایه پژوهش های آمیخته و به صورت کیفی و کمی در پارادایم پرگماتیسم است که از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است. در بخش کیفی جامعه آماری پژوهش 30 نفر از خبرگان و مدیران در سازمان های دولتی هستند که براساس روش نمونه گیری هدفمند و تا سرحد اشباع اطلاعات موردنیاز و کفایت نظری مورد بررسی قرار گرفتند. به علاوه جامعه آماری پژوهش در بخش کمی، مدیران و خبرگان در سازمان های دولتی هستند که نظرات آن ها با بهره گیری از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری مورد ارزیابی قرار گرفت. در بخش کیفی پژوهش ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته است که روایی و پایایی آن با استفاده از ضریب نسبی روایی محتوا و آزمون کاپای-کوهن مورد آزمون قرار گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی نیز پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوا و آزمون مجدد مورد سنجش قرار گرفت. در بخش کیفی، داده های به دست آمده از مصاحبه با استفاده از روش کدگذاری زنده و در بخش کمی پژوهش، داده ها با استفاده تکنیک رویکرد ساختاری تفسیری تحلیل شد. نتایج پژوهش مشتمل بر معرفی سه پیامد اصلی ارتباط گریزی سرمایه های انسانی: عدم تعهد سازمانی، ترک خدمت و فرسودگی شغلی و تشریح چگونگی شکل گیری آنها است. برای مثال، عدم تعهد سازمانی ماحصل آمادگی ضعیف افراد، افزایش ترس و تردید و بی انگیزگی منابع انسانی است. بدین ترتیب، فقدان انگیزه کافی علاوه بر ایجاد جو بی اعتمادی در میان کارکنان سازمان، اجتناب آنها از ارتباط و تعامل با یکدیگر را نیز به دنبال خواهد داشت. که پیامد طی کردن این پروسه، ایجاد عدم تعهد سازمانی است. همچنین در پایان با توجه به یافته ها کاربردهای مدیریتی پژوهش برای سازمان های دولتی ذکر شده است.