فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۱۲٬۹۰۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
حرفه حسابرسی به دلیل ماهیت حساس و تأثیرگذار خود، همواره نیازمند حفظ و تقویت اعتبار و اعتماد عمومی است. این اعتبار تنها از طریق پایبندی فکری و عملی حسابرسان به اصول اخلاقی و حرفه ای قابل تحقق است. در این راستا، تفکر پراگماتیسمی به عنوان رویکردی عمل گرا و نتیجه محور، می تواند نقش مؤثری در ارتقای حرفه ای گرایی حسابرسان ایفا کند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تفکر پراگماتیسمی بر حرفه ای گرایی حسابرسان است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها، توصیفی-پیمایشی است. داده ها از طریق پرسش نامه های استاندارد جمع آوری شده اند. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و مؤسسات بخش خصوصی در سال 1403 است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۹۵ نفر به عنوان نمونه انتخاب شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که تفکر پراگماتیسمی تأثیر مثبت و معناداری بر حرفه ای گرایی حسابرسان دارد. همچنین، این پژوهش، با ارائه چارچوبی نوآورانه، نه تنها به غنای نظری این حوزه می افزاید، بلکه راهکارهای عملی برای نهادهای حرفه ای و سیاست گذاران فراهم می کند تا با به کارگیری اصول پراگماتیسمی، گامی بلند در جهت تحول حرفه حسابرسی بردارد.
شناسایی و سطح بندی امکان سنجی پذیرش سیستم هزینه یابی هدف در صنعت پتروشیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
457 - 489
حوزههای تخصصی:
سنجش عوامل موفقیت در برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات سازمان (مطالعه موردی: دیوان محاسبات کشور)
حوزههای تخصصی:
اشتراک گذاری اطلاعات سازمانی در سطح وسیع، نیازمند زیرساختهای فناوری اطلاعات می باشد. هدف از پژوهش بررسی رابطه بین عوامل انسانی، ساختاری، محیطی، ظرفیت برنامه ریزی و ظرفیت تغییر با موفقیت برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی در دیوان محاسبات شهر تهران است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع پیمایشی است و جامعه آماری شامل کارشناسان و حسابرسان دیوان محاسبات شهر تهران بالغ بر 300 نفر می باشد. ابزار گرداوری اطلاعات، پرسشنامه عوامل موثر بربرنامه ریزی استراتژیک سیستم های اطلاعاتی مدیریت که شامل 38 سوال و و پایایی این پرسشنامه 82/. برآورد گردید. یافته های تحقیق نشان داد که عوامل انسانی، ساختاری، محیطی، ظرفیت برنامه ریزی و ظرفیت تغییر بر موفقیت برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی موثر می باشد و براساس یافته های آزمون فریدمن عامل انسانی از اهمیت بالاتری نسبت به سایر عوامل از دید پاسخگویان برخوردار است.
تاثیر نقش عوامل موثر در تقلبات بر اساس مدل دیاموند بر مدیریت سود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ضرورت گزارش سود به عنوان یک منبع اولیه برای تصمیم گیری سرمایه گذاران، مدیران و تحلیل گران به خوبی قابل استناد بوده و گزارش سود به شیوه های مختلف مانند ارائه مبنایی برای محاسبه مالیات، معیاری برای ارزیابی موفقیت عملکرد شرکت، تعیین میزان سودهای قابل تقسیم، معیاری برای مدیریت توزیع سود، مدیریت یک واحد اقتصادی و سایر موارد به اقتصاد جامعه کمک می نماید. مدیران اغلب به منظور گمراه ساختن سهامداران نسبت به عملکرد اقتصادی واقعی شرکت، سود را مدیریت می کنند (کیان و فقیه، 1402). ارزیابی ریسک تقلب یکی از مهم ترین فرآیندهایی است که حسابرسان در رسیدگی های خود انجام می دهند. در این راستا، پژوهش حاضر به مدل های دیاموند تقلب در ارزیابی ریسک تقلب می پردازد. مدل مثلث تقلب سه بعد فشار/ انگیزه، فرصت و توجیه سازی را به عنوان ابعاد تقلب معرفی می کند، این در حالی است که در مدل دیاموند، تقلب علاوه بر سه بعد مذکور، بعد توانایی را نیز در ارزیابی ریسک تقلب در نظر می گیرد (بهرامی و همکاران، 1399). روش : اطلاعات شرکت ها به کمک نرم افزار اکسل طبقه بندی شده و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری ایویوز انجام شد. در این پژوهش از تکنیک داده های پانل استفاده شده است. مدل و نحوه اندازه گیری متغیرهای پژوهش به این شرح است:
بررسی نقش سرمایه های فکری و ایفای مسئولیت های اجتماعی در خلق ارزش افزوده اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
111 - 137
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هم زمان سرمایه های فکری (فیزیکی، انسانی و ساختاری) و میزان مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها در خلق ارزش افزوده اقتصادی انجام شده است تا با ارائه راهکارهای عملی، به مدیران و سیاست گذاران در تخصیص بهینه منابع و تدوین راهبرد های یکپارچه برای خلق ارزش پایدار و بلندمدت کمک کند. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، تعداد ۱۲۹ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی ۱۳۸۶ تا ۱۴۰۲ انتخاب شد و روش آزمون فرضیه ها، مدل رگرسیون چندگانه در مجموعه داده های ترکیبی و مدل داده کاوی شبکه های عصبی است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهند که با وجود آنکه ایفای مسئولیت های اجتماعی تأثیری مثبت و معنادار بر ارزش افزوده اقتصادی دوره جاری و یک دوره آتی دارد، اما تأثیر آن در دو دوره آتی معنادار نیست و لذا نمی توان به شواهدی کافی در خصوص تأثیرگذاری معنادار مسئولیت های اجتماعی بر ارزش افزوده اقتصادی آتی دست یافت. همچنین کارایی سرمایه های فکری علاوه بر ارزش افزوده اقتصادی دوره جاری، در دوره های آتی نیز تأثیر مثبت و معنادار دارد و با افزایش آن، ارزش افزوده اقتصادی شرکت ها به طور قابل توجهی افزایش می یابد. سایر یافته ها حاکی از آن است که ضرایب کارایی سرمایه انسانی و کارایی سرمایه فیزیکی تأثیرگذاری معناداری بر ارزش افزوده اقتصادی دوره های جاری و آتی دارند، اما ضریب کارایی سرمایه ساختاری فقط بر ارزش افزوده اقتصادی دوره جاری اثرگذار است. نتیجه گیری: با افزایش کارایی سرمایه های فکری، ارزش افزوده اقتصادی شرکت های نمونه به طور معناداری افزایش یافته است. همچنین، بر اساس روش های رگرسیون و داده کاوی، کارایی سرمایه فکری تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش افزوده اقتصادی آتی دارد که نشان دهنده تأثیرات بلندمدت آن بر ارزش افزوده اقتصادی و نقش مهم کارایی سرمایه های فکری در خلق ارزش افزوده شرکت ها است. اهرم مالی نیز جزو متغیرهای با بالاترین تأثیرگذاری بر ارزش افزوده اقتصادی در دوره های مختلف است. دانش افزایی: در حوزه مدیریت و اقتصاد، نقش سرمایه های فکری و مسئولیت های اجتماعی شرکت ها در خلق ارزش افزوده اقتصادی به عنوان دو عامل کلیدی مورد توجه گسترده قرار گرفته است. سرمایه های فکری شامل سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه فیزیکی، به عنوان منابع نامشهودی که دانش، مهارت ها و فرآیندهای سازمانی را شکل می دهند، توانایی سازمان ها را در ایجاد مزیت رقابتی پایدار و افزایش بهره وری به طور چشمگیری ارتقاء می دهند. از سوی دیگر، ایفای مسئولیت های اجتماعی که شامل تعهدات اخلاقی و زیست محیطی شرکت ها نسبت به ذینفعان و جامعه است، علاوه بر بهبود تصویر سازمانی، می تواند اعتماد و وفاداری مشتریان را تقویت کرده و در نهایت به افزایش ارزش اقتصادی سازمان کمک کند. مطالعه اخیر نشان می دهد که ترکیب بهینه سرمایه های فکری با مسئولیت پذیری اجتماعی منجر به خلق ارزش افزوده اقتصادی پایدار و بلندمدت می شود، چرا که سرمایه های فکری با تأثیرات بلندمدت خود در بهره وری و نوآوری همراه با تأثیرات مثبت کوتاه مدت مسئولیت های اجتماعی در افزایش رضایت ذینفعان، مکمل یکدیگر هستند. بنابراین، ادغام راهبردی این دو مؤلفه می تواند شرکت ها را در مسیر توسعه پایدار و رقابت پذیری جهانی قرار دهد.
به کارگیری الگوریتم جنگل تصادفی به منظور رتبه بندی مؤلفه های مدیریت سرمایه در گردش مؤثر بر وقوع درماندگی مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش، رتبه بندی میزان اهمیت هریک از مؤلفه های مدیریت سرمایه در گردش در پیش بینی وقوع درماندگی مالی شرکت ها است.روش: جامعه آماری متشکل از 167 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1397 تا 1401 است. در راستای دستیابی به هدف پژوهش، 7 مؤلفه از مهم ترین شاخص های مدیریت سرمایه در گردش اثر گذار بر درماندگی مالی انتخاب شده است. به علاوه، با استفاده از مدل پیش بینی درماندگی مالی زاوگین (1985) شرکت های نمونه به دو گروه درمانده و سالم طبقه بندی شدند؛ سپس در گام اول، با استفاده از الگوریتم جنگل تصادفی توان 7 شاخص منتخب مدیریت سرمایه در گردش در پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها سنجیده شد.نتایج: نتایج پژوهش حاکی از آن است که شاخص های مدیریت سرمایه در گردش تا 85درصد می توانند در شناسایی و پیش بینی وضعیت درماندگی مالی شرکت ها موفق عمل کنند. در مرحله دوم، رتبه بندی میزان اهمیت هریک از مؤلفه های سرمایه در گردش برای رسیدن به نمره 85درصد در تشخیص درست کلاس شرکت ها با استفاده از ویژگی منحصربه فرد الگوریتم جنگل تصادفی در این زمینه صورت پذیرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که دوره وصول مطالبات، به طرز چشمگیری اهمیت بیشتری از سایر مؤلفه های سرمایه در گردش در پیش بینی درماندگی مالی دارد.
کامیابی فرامند و اینرسی شخصیت حسابرس و صاحبکار :از طریق معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محیط حرفه حسابرسی، به دلیل مسئولیت هایی که بر عهده دارد، عرصه ای بسیار پیچیده و پرتلاطم می باشد، چراکه ضمن تحمل فشارهای موجود در این حرفه، می بایست قابلیت های روانشناختی و رفتاری و عملکردی را برای مقابله به نفوذ و واسطه گری ها داشته باشد، تا استقلال خود را حفظ نماید.. هدف این پژوهش بررسی تاثیر کامیابی فرامند بر اینرسی شخصیتیِ حسابرسان و صاحبکار می باشد. ابزار جمع آوری داده های پژوهش پرسشنامه بود که برای تحلیل داده های جمع آوری شده از تحلیلِ حداقل مربعات جزئی استفاده شد. جامعه هدف پژوهش حسابرسان عضو سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی بخش خصوصی بود که از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب و در بازه زمانی ۶ ماه در طی سال 1401 مورد بررسی قرار گرفتند. براساس نتایج کسب شده مشخص گردید، کامیابی فرامند بر اینرسی شخصیتی حسابرسان تاثیر مثبت و معناداری دارد. در واقع نتیجه ی این پژوهش نشان می دهد، وجود انتظارات مثبت در متن جامعه و محیط حرفه ای باعث ایجاد پویایی بیشتر در کارکردهای اثربخش استقلال طلبانه حسابرسان می گردد، چراکه انگیزه های محرک می تواند به افزایش فلسفه حرفه ای حسابرسان در مسیر کار راهه ای شان کمک نماید و باعث گردد تا در زمان اتخاذ تصمیم ها، فارغ از هرگونه نفوذ و وابستگی های احتمالی، اقدام به اظهارنظر و قضاوت های حرفه ای نمایند.
انحراف از سطح بهینه مسئولیت اجتماعی شرکت ها و هزینه حسابرسی: بررسی نقش میانجی تغییر مدیرعامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۰
116 - 141
حوزههای تخصصی:
انحراف از سطح بهینه مسئولیت اجتماعی شرکت ها می تواند موجب بروز ریسک های اطلاعاتی و عملیاتی شود و با افزایش پیچیدگی های مالی و مدیریتی، هزینه های نمایندگی را نیز افزایش دهد. در این میان، تغییر مدیرعامل به عنوان یکی از پیامدهای رفتار غیربهینه در زمینه مسئولیت اجتماعی، می تواند ریسک درک شده از سوی حسابرسان را تحت تأثیر قرار داده و در نتیجه هزینه حسابرسی را افزایش دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر انحراف از سطح بهینه مسئولیت اجتماعی بر حق الزحمه حسابرسی با تاکید بر نقش میانجی تغییر مدیرعامل انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کمّی و با طرح پژوهش توصیفی-همبستگی صورت گرفته است. به منظور آزمون فرضیه ها، از اطلاعات ۱۴۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲ استفاده شد و داده ها با بهره گیری از رگرسیون چندگانه و لجستیک تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که انحراف از سطح بهینه مسئولیت اجتماعی موجب افزایش حق الزحمه حسابرسی و احتمال تغییر مدیرعامل می شود. با این حال، نقش میانجی تغییر مدیرعامل در این رابطه تأیید نشد. این نتیجه احتمالاً ناشی از ضعف ساختاری افشای مسئولیت اجتماعی و نبود استانداردهای کافی گزارشگری در شرکت های ایرانی است، به طوری که اطلاعات لازم درباره تأثیر تغییرات مدیریتی بر فرآیند حسابرسی به شکل شفاف در اختیار حسابرسان قرار نمی گیرد؛ بنابراین حسابرسان بیشتر بر ریسک های عملیاتی و کیفیت گزارشگری مالی تمرکز می کنند. این پژوهش بر ضرورت تعادل در فعالیت های مسئولیت اجتماعی به عنوان عامل کلیدی کاهش ریسک و هزینه های نمایندگی تأکید داشته و توصیه می کند مدیران، حسابرسان و سرمایه گذاران این موضوع را در تصمیم گیری ها لحاظ کنند.
توانایی مدیران و ساختار بدهی: شواهدی از محیط گزارشگری مالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست های تأمین مالی که مدیران اتخاذ می کنند، نقش مهمی در ریسک و ایجاد ثروت برای سهام داران دارد؛ بنابراین، شناخت عوامل مؤثر در تصمیم های تأمین مالی مدیران اهمیت بسیار دارد؛ ازاین رو هدف این پژوهش بررسی تأثیر توانایی مدیران بر استفاده از بدهی های کوتاه مدت باتوجه به نقش تعدیلگر محدودیت مالی و کیفیت گزارشگری مالی است. شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان جامعه آماری این پژوهش در نظر گرفته شده است و تعداد 100 شرکت در بازه زمانی 1391 لغایت 1401 با استفاده از روش غربالگری به عنوان نمونه انتخاب شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از الگوی رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده های ترکیبی و روش حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که توانایی مدیران بر سررسید بدهی ها تأثیر مثبت دارد؛ علاوه براین، محدودیت مالی بر رابطه توانایی مدیران و سررسید بدهی تأثیر ندارد؛ درنهایت یافته ها نشان داد که در شرکت های دارای کیفیت گزارشگری بالاتر، نقش توانایی مدیران در استفاده از بدهی های کوتاه مدت پررنگ تر است. مدیران با توانایی بالا که دارای دانش تجاری برتر با انگیزه های قوی برای برقراری ارتباط با توانایی برتر خود هستند، تمایل دارند تا از نسبت بیشتری از بدهی های کوتاه مدت استفاده کنند؛ درنتیجه عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش می دهند و شهرت خود را تقویت می کنند.
رابطه تنوع درآمدی با ارزش دارایی و موفقیت مالی در شرکت های بیمه ای بازار سرمایه ایران
حوزههای تخصصی:
شرایط پر ریسک اقتصاد امروز شرکت ها را مجبور کرده تا به خلق درآمدهای مختلف روی بیاورند. این موضوع در نهادهای مالی پر رنگ تر است. هدف از این پژوهش تعیین رابطه تنوع درآمدی با ارزش دارایی و موفقیت مالی شرکت-های بیمه ای موجود در بازار سرمایه ایران است. تحقیق حاضر از لحاظ روش از نوع توصیفی همبستگی و از لحاظ هدف از نوع کاربردی و کمی بود. بدین منظور اطلاعات مربوط به 23 شرکت از شرکت های بیمه ای منتخب در دوره زمانی 1401-1397 (115 مشاهده) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند تا ارتباط بین متغیرها برای آزمون فرضیه های تحقیق بررسی شود. داده ها از نرم افزار ره آورد نوین 3 استخراج و در نرم افزار اکسل محاسبه شد. بعد از این مرحله داده ها با و با رگرسیون چند متغیره و با استفاده از داده های پنلی تحلیل شد. یافته ها نشان داد که تنوع بخشی درآمد با موفقیت مالی شرکتهای بیمه ای رابطه معناداری دارد. همچنین تنوع بخشی درآمد با ارزش شرکتهای بیمه ای رابطه معناداری دارد. شرکت های بیمه برای خلق ارزش و موفقیت مالی باید درآمدهای متنوعی خلق نمایند.
بررسی رابطه بین بیش اعتمادی مدیران و ریسک سقوط سهام با تأکید بر متغیر میانجی اندازه شرکت
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
91 - 120
حوزههای تخصصی:
نقش ویژگی های شخصیتی و جهان بینی مدیران بر قضاوت حرفه ای آنان بر کسی پوشیده نیست و لذا تفسیر ابعاد آن می تواند سبب کنترل هیجانات و واکنش های بیش ازاندازه مدیران نسبت به شیوع اخبار خوب و بد منتشره در رابطه با واحد تجاری گردد.. بیش اعتمادی به عنوآن یک تیپ شخصیتی که ریشه در عزت نفس مبالغه آمیز دارد، تبعات منفی بر برآوردها، ارزیابی ها و از همه مهم تر قضاوت حرفه ای مدیران خواهد گذاشت. ازاین رو در این پژوهش به دنبال رابطه بین بیش اعتمادی مدیران بر ریسک سقوط سهام هستیم. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش همبستگی استفاده شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد، به هر میزان خوش بینی مدیران نسبت به رخداد وقایع آتی بیشتر باشد، میل آنان به سرمایه گذاری بیشینه تر و به تبع آن ریسک سقوط سهام نیز افزایش خواهد یافت. همچنین اندازه شرکت به عنوان متغیر تعدیل گر، رابطه بین بیش اعتمادی و ریسک سقوط سهام را تعدیل و کنترل خواهد کرد.
بررسی افشای موضوعات کلیدی حسابرسی بر ادراک و اعتبار گزارش حسابرسی و فهم صورت های مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
376 - 401
حوزههای تخصصی:
تأثیر ویژگی های شخصیتی بر نگرش و درک ریسک و انتظارات بازده با نقش تعدیل گر سواد مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر برون گرایی و روان رنجوری بر نگرش ریسک، درک ریسک و انتظارات بازده سرمایه گذاران با توجه به نقش تعدیلی سواد مالی در بورس اوراق بهادار تهران بوده است. این پژوهش کاربردی بوده و ماهیت تحقیق توصیفی، از نگاه نوع رویکرد، قیاسی از دید محیط انجام تحقیق از نوع میدانی است. هم چنین پژوهش حاضر از نظر روش انجام و مطالعه، پیمایشی از منظر واحد تجزیه و تحلیل پژوهش، افراد و افق زمانی انجام پژوهش مقطعی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر سرمایه گذاران سازمان بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه گیری به کمک روش نمونه گیری تصادفی انجام شد و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، تعداد۳۸۴ نفر تعیین گردید. در رابطه با جمع آوری اطلاعات در این روش، می توان گفت که برای مطالعه سوابق و پیشینه تحقیق و هم چنین مبانی و چهارچوب نظری از روش کتابخانه ای مشتمل برتحقیقات انجام پذیرفته لاتین و فارسی، مقالات و کتب و جستجو در سایت های علمی و تحقیقی داخلی و خارجی استفاده شده است. و جهت گردآوری و جمع بندی اطلاعات و داده ها و بررسی و واکاوی نتایج حاصله، از شیوه میدانی (پرسشنامه) بهره گرفته شد. فرضیه های تحقیق با ملاحظه پاسخ های سوالات و نتایج آن ها از طریق آمار استنباطی و توصیفی و بکارگیری آزمون های مناسب بررسی شد. برون گرایی و روان رنجوری بر درک ریسک، نگرش ریسک و انتظارات بازده سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران تاثیر معنی داری دارد. هم چنین سواد مالی بر تاثیر برون گرایی، درون گرایی بر درک و نگرش ریسک و انتظارات بازده سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران نقش تعدیلگر دارد.
دسته بندی چارچوب های خودانتظامی جهت توسعه اقدام های کارکردی در حرفه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۰
157 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف: افزایش نظارت ها بر حرفه حسابرسی، امروزه به شکل خود انتظامی تعریف شده تا از طریق فرآیندهای کنترلی، مشروعیت حرفه حسابرسی را گسترش دهد. این مطالعه به دنبال دسته بندی چارچوب های خودانتظامی جهت توسعه اقدام های کارکردی در حرفه حسابرسی است. روش: ماهیت این مطالعه به لحاظ روش شناسی اکتشافی و ترکیبی است که طی فرآیند مصاحبه در بخش کیفی، به دنبال شناسایی مضامین گزاره ای مرتبط با پدیده مورد بررسی است. سپس با الگو قراردادن رویکرد کلایزی (1978)، به دنبال نوع شناسی چارچوب های خودانتظامی به عنوان هدف بخش کمی است. در این مطالعه ابتدا با 13 نفر از خبرگان حسابداری مصاحبه شد تا محورهای خود انتظامی مشخص شوند، سپس از طریق یکپارچه کردن گزاره های شناسایی شده، از طریق مشارکت 22 نفر از حسابرسان باتجربه، نسبت به پیاده سازی ماتریس مرجع چارچوب های خودانتظامی اقدام شود. یافته ها: نتایج در بخش کیفی از ظهور 24 مضمون گزاره ای برای دسته بندی چارچوب های نوع شناسی خود انتظامی بود که مورد تأیید قرار گرفت. نتایج در بخش کمی نیز وجود 4 طبقه شناختی را نشان می دهد می تواند فرایند پیاده سازی کارکردهای خود انتظامی را توسعه بخشد. نتیجه گیری: این نوع شناسی شامل 4 مقوله کارکردهای نهادی؛ کارآمدی فردی؛ ارزش ها و ساختار شغلی است. مطالعه حاضر به لحاظ دانش افزایی نشان می دهد دستیابی به سطحی از شناخت تفکیک شده در بستر حرفه حسابرسی را دنبال می نماید.
اثر کووید 19 بر خالص مخارج سرمایه گذاری: بررسی نقش تعدیل گر انعطاف پذیری نقدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۱
31 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به دنبال بررسی اثر شیوع همه گیری کووید 19 بر خالص مخارج سرمایه گذاری واحدهای تجاری و تبیین نقش تعدیل گر انعطاف پذیری نقدی بر این رابطه است. روش: برای بررسی اثر کووید 19 بر خالص مخارج سرمایه گذاری از رگرسیون حداقل مربعات تعمیم یافته و داده های 143 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1401-1388 استفاده گردیده و برای بررسی نقش تعدیل گر انعطاف پذیری نقدی بر این رابطه، نخست با به کارگیری روش تطابق نمره گرایش اقدام به استخراج نمونه تطابق یافته (84 شرکت) شده و در ادامه، رویکرد تفاوت در تفاوت ها روی داده های نمونه تطابق یافته اجرا شده است. یافته ها: نتایج بیانگر آن است که شیوع همه گیری کووید 19، کاهش در خالص مخارج سرمایه گذاری شرکت ها را به دنبال داشته است. افزون بر آن، نتایج نشان می دهد برخورداری از درجه انعطاف پذیری نقدی بالا در سال های قبل از شیوع کووید19 توانسته است اثر این بحران را بر خالص مخارج سرمایه گذاری شرکت ها، تعدیل نماید. نتایج آزمون های تکمیلی با به کارگیری تعریفی جایگزین برای سنجش خالص مخارج سرمایه گذاری و استفاده از روش تطابق آنتروپی برای استخراج نمونه تطابق یافته، یافته های اصلی پژوهش را تأیید می کنند. نتیجه گیری: یافته ها در مجموع بیانگر اثر منفی بحران کووید 19 بر توان واحدهای تجاری در توسعه دارایی های ثابت مشهود و نامشهود است و بر نقش حیاتی انعطاف پذیری نقدی بالا در حفظ و توسعه ظرفیت عملیاتی شرکت ها در طول بحران تأکید می کند.
درک کاربران از کاربردپذیری سیستم جامع مالی شهرداری تهران
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کاربردپذیری سیستم جامع مالی شهرداری تهران با اصول استاندارد ایزو 9241-10 صورت پذیرفت. برای بررسی مقایسه ای کاربردپذیری، از تأثیر چهار عامل (واحد سازمانی، محل اشتغال قائم مقامان ذیحساب 2، تحصیلات و رشته تحصیلی) بر درک کاربران از میزان کاربردپذیری سیستم جامع مالی شهرداری تهران استفاده شده است.روش شناسی: گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد ایزو 9241-10 انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 20 و با اجرای آزمون های کولموگرف اسمیرنف و تحلیل واریانس صورت پذیرفت. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد سه عامل (واحد سازمانی، میزان تحصیلات و رشته تحصیلی) بر درک کاربران از کاربردپذیری سیستم جامع مالی شهرداری تهران تأثیر معناداری می گذارند و بین محل اشتغال قائم مقامان ذیحساب 2 و درک از کاربردپذیری سیستم جامع مالی شهرداری تهران تاثیر معنی داری وجود ندارد.نتیجه گیری: به طور کلی نتایج بیان کننده این است که، ارزیابی کاربران درباره کاربردپذیری سیستم جامع مالی شهرداری تهران طبق استاندارد ایزو 9241-10 یکسان نبوده و نیازمند توجه بیشتر بر سلایق و نیازهای کاربران، ارتقاء، راهبری، یکسان سازی و وحدت رویه استفاده از سیستم در واحدهای مختلف شهرداری تهران، تقویت کنترل های داخلی در سازمانها و شرکتهای وابسته شهرداری تهران، ارائه به موقع خدمات پشتیبانی و آموزش تخصصی زیر سیستم ها به کاربران می باشد.
ویژگی های هیئت مدیره و نقش کلیدی نیروی کار باکیفیت در بهبود کیفیت گزارشکری مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
560 - 590
حوزههای تخصصی:
هدف: بر اساس تئوری انگیزش و تئوری منابع انسانی، نیروی کار باکیفیت به طور مسئولانه وظایف خود را انجام می دهند و به پشتوانه مزایایی که شرکت ها به چنین کارکنانی ارائه می دهند، انگیزه هایی برای این رفتار مسئولانه دارند. همچنین نیروی کار باکیفیت، به پشتوانه ویژگی های منحصربه فردی که دارد، به ارتقای کلی کیفیت گزارش های شرکت از طریق بهبود کنترل های داخلی، تقویت حاکمیت شرکتی و ارائه گزارش های مالی شفاف تر و دقیق تر کمک می کند. پژوهش های اخیر این موضوع را تأیید و بیان می کنند که کیفیت نیروی کار با کیفیت گزارشگری مالی در ارتباط است و همچنین، اعضای هیئت مدیره می توانند به طور غیرمستفیم با انتخاب و استخدام کارکنان با ویژگی های مطلوب، به بهبود کیفیت نیروی کار کمک کنند. در این راستا، هدف این پژوهش، بررسی اثر میانجی کیفیت نیروی کار در رابطه بین ویژگی های هیئت مدیره و کیفیت گزارشگری مالی است.
روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی است و از نظر اجرا و بررسی رابطه بین متغیرها، در شاخه پژوهش های توصیفی هم بستگی قرار دارد. بر اساس شرایط و محدودیت های اعمال شده، نمونه آماری غربال شده، ۱۰۵ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ بود. داده های این شرکت ها با استفاده از الگوهای رگرسیونی چندمتغیره آزمون شدند.
یافته ها: نتایج فرضیه های اول تا سوم نشان داد که از بین ویژگی های هیئت مدیره استقلال و تنوع جنسیتی، بر کیفیت گزارشگری مالی اثر مثبت و معناداری دارند. برعکس، اثر اندازه هیئت مدیره بر کیفیت گزارشگری مالی، منفی و معنادار بود. نتایج فرضیه های چهارم تا ششم نیز گواه آن است که ویژگی های استقلال، اندازه و تنوع جنسیتی هیئت مدیره، بر کیفیت نیروی کار اثر مثبتی دارند. در نهایت، نتایج فرضیه های هفتم تا نهم نیز بیانگر آن است که اثر میانجی کیفیت نیروی کار در رابطه بین ویژگی های استقلال، اندازه و تنوع جنسیتی هیئت مدیره و کیفیت گزارشگری مالی، تأیید شده است؛ با این تفاوت که کیفیت نیروی کار در رابطه بین ویژگی اندازه هیئت مدیره و کیفیت گزارشگری مالی، اثر میانجی کامل دارد. در مقابل، کیفیت نیروی کار در رابطه بین ویژگی های استقلال و تنوع جنسیتی هیئت مدیره و کیفیت گزارشگری مالی، اثر میانجیگری جزئی دارد. نتایج پس از انجام آزمون های استحکام، قوی باقی مانده است.
نتیجه گیری: مطابق با یافته های پژوهش، هرچه ویژگی های استقلال، اندازه و تنوع جنسیتی هیئت مدیره بیشتر باشد، شرکت ها می توانند نیروی کار باکیفیتی داشته باشند و کیفیت گزارشگری مالی خود را نیز بهبود بخشند. همچنین حضور نیروی کار با کیفیت، می تواند اثرهای منفی ناشی از اندازه هیئت مدیره بر کیفیت گزارشگری مالی را از طریق خود کاهش دهد. علاوه براین، حضور نیروی کار باکیفیت نیز اثرهای مثبتی بر گزارشگری شرکت ها داشته است؛ بنابراین نتایج پژوهش حاضر، اثرهای مثبت وجود نیروی کار باکیفیت را برجسته می کند. نتایج پژوهش حاضر می تواند شرکت ها را به سمت بهبود کیفیت نیروی کار سوق دهد و توجه شرکت ها را به کارکنان خود بیشتر کند؛ زیرا نتایج این پژوهش نشان داد که نیروی کار باکیفیت موجب بهبود کیفیت گزارشگری مالی خواهد شد؛ بنابراین وجود نیروی کار باکیفیت که هیئت مدیره شرکت ها در ورود آن ها به شرکت نقش اساسی دارند، نه تنها موجب شکوفایی شرکت ها می شود، بلکه بر کل جامعه نیز از طریق توجه بیشتر به نیروی کار، اثر مثبتی خواهد گذاشت.
Impact of Green Social Capital on Financial Performance with Emphasis on Green Innovation and Green Competitive Advantage(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the main concerns that have been emphasized in recent decades is environment. This research aims to investigate impact of green social capital on financial performance with an emphasis on green innovation and green competitive advantage. The research method is based on the objective, applied, and in terms of the implementation method, it is a descriptive survey. The statistical population includes the employees and managers of small and medium-sized manufacturing businesses of Tehran in Iran, and a sample of 277 people was selected using the available sampling method and Cochran formula. To collect the data of the research, a questionnaire tool was used and after confirming the validity and reliability, it was distributed among the sample size in summer 2024. Structural equation modeling and Smart PLS software were used to test the research hypotheses. The results indicate that green social capital, green innovation and green competitive advantage have a positive and significant impact on financial performance. Also by the use of Sobel's test, it was determined green innovation and green competitive advantage play a mediating role in the impact of green social capital on financial performance. These findings may provide policy-makers with crucial information for better environment performance and financial development, which helps address the conflict between stakeholders and companies, may be applicable in Iran and other countries as well.
Providing an Intelligent Model to Detect Fraud in Financial Statements(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Some companies manipulate financial statements to users and commit fraud. Therefore, effort to detect fraud is essential. Meanwhile, data mining techniques have increasingly popular. This article aimed to use an advanced model to detect fraudulent financial statements and compare it with the other methods. Crowd optimization algorithms have been considered to solve many optimization problems, but so far, they have not been used in fraud detection research to determine the optimal value of SVM parameters and optimize ANN architecture. In this research, for the first time, the PSO algorithm was used as one of the best innovative optimization algorithms for these optimizations due to its memory and high convergence speed, as well as having solutions for exiting from local optimal points and cooperation and information sharing between particles to detect fraud. For this purpose, the financial statements of companies admitted to the stock exchange from 2017 to 2023 were reviewed. The findings showed that the SVM-PSO method, with 89.86%accuracy, compared to the ANN-PSO method, with 80.43%accuracy, and the LR method, with 69.57%accuracy, performs better in identifying suspected fraudulent financial statements. Combining the PSO algorithm with the SVM method has proven superior to other methods due to SVM's high ability to reduce false negatives and PSO's ability to fine-tune its parameters. This combination can be used for high-accuracy financial statement fraud detection.
Economic Fluctuations, Managerial Ownership and Firm Value(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۳, No ۲, Summer ۲۰۲۵
33-46
حوزههای تخصصی:
Objectives: The main purpose of this study is to investigate the relationship between economic fluctuations, managerial ownership, and firm value among firms listed on the Tehran Stock Exchange (TSE). The research specifically examines how macroeconomic variables such as inflation rate fluctuations and GDP growth interact with managerial ownership, investment growth, and financial leverage to influence firm value. Methodology/Design/Approach: This study is applied in nature and adopts a causal (ex post facto) correlational design. The statistical population includes all firms listed on the TSE, from which 133 firms were selected using the systematic elimination sampling method. The study covers a seven-year period from 2017 to 2023, and data were analyzed using multiple regression models. Findings: The results show an inverse relationship between inflation rate fluctuations and firm value, while no significant relationship is found between GDP growth and firm value. The interaction between managerial ownership and GDP growth positively affects firm value, whereas the interaction between managerial ownership and inflation rate fluctuations has no significant effect. Moreover, the interaction between investment growth and GDP growth has a positive effect on firm value, but its interaction with inflation rate fluctuations does not. Finally, the interaction between financial leverage and inflation rate fluctuations has an inverse effect on firm value, while the interaction between financial leverage and GDP growth is insignificant. Innovation: This study contributes to the understanding of how economic fluctuations interact with firm-specific characteristics to shape firm value in emerging markets. The findings offer practical insights for policymakers and managers, emphasizing the importance of managing ownership structures and leverage decisions under varying macroeconomic conditions.