بیش از دو دهه است که پروفسور کانو مدل خود را از مفهوم کیفیت ارائه نموده است و نزدیک به یک دهه است که الزامات 2002، 16949 iso/ts در صنایع قطعه سازی توسط خودروسازان بزرگ جهان از جمله جنرال موتور، فورد، کرایسلر و ... الزام گردیده است،تلاش ما در این مقاله بر این محور خواهدبود که آیا...
سیستمهای نگهداری مواد و کالا از جمله سیستمهایی هستند که در سالهای اخیر پیشرفت چشمگیری داشتهاند. این پیشرفتها هم در زمینه سختافزاری مانند سیستمهای قفسهبندی، ماشینهای ذخیرهسازی و بازیابی مواد و هم در زمینه نرمافزاری نظیر مدلهای زمان سفر و استراتژی بکارگیری تجهیزات رخ داده اند. توسعه سیستم ذخیرهسازی و بازیابی اتوماتیک (AS/RS) یکی از مهم ترین پیشرفتها در مسیر مدرن کردن مکانیزم صنایع است. یک سیستم حملونقل در انبار اتوماتیک که گاهی اوقات به انبار مرتفع اطلاق میشود، ترکیبی از تجهیزات و کنترلهاست که مواد را سریع تر و با امنیت بیشتر و کارآتر از روشهای سنتی جابجایی، ذخیره، بازیابی و یا جابجا میکند. در این مقاله مدل جدیدی در حوزه مسأله فروشنده دورهگرد (TSP) ارائه شده که در آن مسأله مسیریابی حملونقل اقلام و قطعات از یک AS/RS بر اساس یک سفارش متشکل از چند قلم کالای متنوع مدلسازی شده است. این مدل نشانگر ساختار ریاضی مسألهای جدید است که بر پایه تعمیم مسأله فروشنده دورهگرد (GTSP) بنا شده است. مسأله جدید "مسأله فروشنده دورهگرد تعمیمیافته تو در توی مرتبه 2 "(2-nested GTSP) نامیده شده است. در این مقاله ضمن ارائه مدل ریاضی این مسأله جدید، نشان داده شده که با استفاده از این مدل میتوان مسأله ترتیب برداشت اقلام یک سفارش از یک AS/RS را که در آن هر قلم کالا در بیش از یک مکان نگهداری میشود، حل کرد. چگونگی حل مسأله به روش بهینه و همچنین یک الگوریتم فرا ابتکاری مورچگان که آنرا ACSrank نامیدهایم طراحی شده و محاسبات مقایسهای برای دوازده مسأله نمونه نشان داده شده است.
خودارزیابی سازمانی ابزاری است که می تواند برای شناسایی و بهبود رقابت پذیری سازمان مورد استفاده قرار گیرد. مدل های تعالی و از جمله مدل EFQM به عنوان یک دسته از این روش ها استفاده زیادی در خود ارزیابی پیدا کرده اند. از آن جا که عملکرد قسمت توانمندساز مدل بر روی شاخص های نتایج تاثیرگذارند و از طرف دیگر بازخورد تغییرات نتایج بر روی بهبود توانمندسازها موثر است، لذا لازم است این حلقه رفت و برگشتی با استفاده از یک مدل دینامیکی مورد مطالعه قرار گیرد.علی رغم پژوهشهای متعدد در زمینه مدل EFQM، در رابطه با به کارگیری سیستم های دینامیکی جهت افزایش کارایی این مدل مطلبی در ادبیات موضوع مشاهده نشده است. لذا در این مقاله بهبود مدل EFQM از دیدگاه سیستمی مورد بحث قرار گرفته و نشان داده می شود چگونه با ایجاد و اجرای مدل دینامیکی، می توان از میان سیاست های قابل استفاده در سازمان، سیاست های موثرتر را برگزید.
افزایش کارایی در مؤسسات مالی که از مهمترین نهادهای اقتصادی هر کشوری به شمار می روند، یکی از اقدامات اساسی در مسیر توسعه اقتصادی کشورهاست. بررسی تطبیقی و محاسبه کارایی بانک های دولتی و خصوصی در ایران موضوع پژوهش حاضر است. در این تحقیق از روش تحلیل پوششی (فراگیر) داده ها (DEA)، که نوعی روش برنامه ریزی خطی می باشد، استفاده شده است. در این نوشتار ضمن پرداختن به ساختار نظام بانکی در ایران، کارایی اقتصادی دو گروه بانک های خصوصی و دولتی، با فرض بازدهی متغیر نسبت به مقیاس مورد بررسی و مقایسه قرار می گیرد. در این تحلیل، از دو نگرش واسطه ای با رویکرد درآمدی و نگرش واسطه ای با رویکرد ارزش افزوده استفاده می کنیم. محاسبه کارایی با استفاده از رویکرد نخست نشان می دهد کارایی اقتصادی بانک های دولتی بیشتر از بانک های خصوصی است که علت آن نیز پایین بودن میزان کارایی تخصیصی بانک های خصوصی به دلیل تازه تاسیس بودن و نیز دیدگاه های مدیریتی متفاوت این نوع بانک ها در استفاده از نهاده های تولید است. در نگرش دوم، ملاحظه می شود که کارایی اقتصادی بانک های خصوصی بیشتر از بانک های دولتی است و علت اصلی آن بالا بودن میزان کارایی فنی در این بانک ها است. در انتها نتیجه گیری می شود که به دلیل عملکرد نسبتاً رضایت بخش بانک های خصوصی و نیز ابلاغ بند های ذیل اصل 44 قانون اساسی مبنی بر خصوصی سازی برخی از بانک های دولتی، لازم است که به منظور کارآمدتر شدن سیستم بانکی کشور زمینه برای حضور بانک های خصوصی فراهم تر شود تا عرصه رقابت میان دو گروه بانک ها، ارتقای سطح کیفیت و کارایی اقتصادی آنها امکان پذیر گردد
یکی از مزایای بکارگیری فرایندهای رفتاری و هدایت شرکت ها در سراسر دنیا بهبود فرهنگ ایمنی وارتباطات درون سازمانی است. بهبود ارتباطات ایمنی از طریق ایمنی رفتاری نقش عمده ای در ایجاد یک فرهنگ ایمنی سازمانی سالم و مثبت دارد که این خود میزان آسیب دیدگی حین کار را به طور قابل توجهی کاهش می دهد.مدیریت ایمنی مبتنی بر رفتار، یک آنالیز رفتار یا اصلاح آن است که از اصول شرطی سازی کنشگر و نظریه تقویت بهره می گیرد. درگیر نمودن کارکنان در ایمنی یک شیوه ی معنادار در بهبود ایمنی و شرایط محل کار است. از یک سو کارکنان مراحل فرایند ایمنی رفتاری وراهبرد آن را فرا گرفته و از طرفی در شرکت بسترسازی برای مشارکت کل سیستم در فرایند ایمنی فراهم می گردد. این مقاله با اشاره به برخی مطالعات موردی استفاده از فرایند ایمنی رفتاری در شرکتهای نفت و گاز و توصیف نقاط کلیدی آنها اهمیت نقش مشارکت کارکنان در ایمنی و در نتیجه کاهش ریسک وآسیب را بررسی می کند. ایمنی رفتاری کاربرد روانشناسی رفتاری برای ارتقاء رفتارایمن در کارخانه بر اساس مشارکت کارکنان بوده و ابزار جمع آوری داده های آن ، چک لیست های رفتاری است که حاوی رفتارهای ایمن و ناایمن کارکنان بوده وبر تعاملات ایمنی در طول یک روزکاری متمرکز است. بدیهی است نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها در بهبود مستمر ایمنی به کار گرفته خواهد شد. پژوهش ها نشان می دهند اجرای فرایندایمنی رفتاری تقریبا کاهش 30 درصدی در آسیب ها را نشان می دهد واز طرفی دیگر کاهش شدت آسیب ها را نیز به دنبال داشته است. درحالیکه زنجیره ای از عوامل مختلف به آسیب در کارخانه منجر می گردد، شرایط و رفتار ناایمن دلایل بی واسطه یا تسریع کننده بیشتر آسیب های کارخانه یا دیگر پیامدهای مربوط به ایمنی هستند. سیستم مدیریت سازمان در هرگونه مواجهه کارگر اعم از رفتار و شرایط، موثر و مسئول است. در این راستا اهمیت مداخله آموزشی- فرهنگی در سازمان،آزمون گروه کنترل و مقایسه نتایج و نقش عوامل دموگرافیک موثرترین راهکارهایی است که به رفع چالش های فراروی استقرار سیستم مدیریت ایمنی در بعد فردی و اجتماعی شرکت پیشنهاد می گردد
بهبود بهره وری یکی از هدف هایی است که سازمان ها همزمان با توسعه سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات (IT) دنبال می کنند اما رشد کند آمارهای بهره وری کل باعث بروز برخی نگرانی ها و مطرح شدن «پارادوکس بهره وری IT» شده است. به طوری که بعضی از صاحبنظران بهره ور بودن IT را مورد تردید جدی قرار داده اند.
شناخت، تبیین و شفاف سازی رابطه بین افزایش سرمایه گذاری در IT و رشد بهره وری، ارائه مدل مناسب جهت بیشینه کردن بهره وری IT و شناسایی اقدامات سازمانی مکمل IT از اهداف این پژوهش می باشد. فرض اساسی پژوهش حاضر این است که با ورود IT در سازمان ها فناوری مورد استفاده آن ها که یکی از عناصر سازمانی مطابق مدل لویت و اسکات (Leavitt & Scott) است تغییر می یابد و اگر سازمان ها را سیستم های باز در نظر بگیریم اثربخشی سرمایه گذاری روی IT مستلزم اعمال همزمان تغییرات در دیگر عناصر سازمانی (افراد، اهداف / وظایف و ساختار) می باشد که دراین پژوهش به عنوان مکمل های IT از آن ها یاد می شود.
جامعه مورد بررسی این پژوهش سازمان های مسکن و شهرسازی استانها بوده و نمونه ها هم با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب گردیده اند. داده های میدانی با استفاده از پرسشنامه و اعداد مربوط به بهره وری اندازه گیری شده سازمان ها از مستندات آن ها استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه به منظور بررسی وجود یا عدم وجود اختلاف معنا دار بین سازمان ها با توجه به میزان بهره وری آن ها، از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن برای آزمون فرضیات و از آزمون فریدمن جهت رتبه بندی عناصر سازمانی استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل ها نشان می دهد: بهره وری اندازه گیری شده سازمان هایی که همزمان با سرمایه گذاری در IT اقدامات مکمل از قبیل سامان دهی استراتژی- زیرساخت IT با استراتژی- زیرساخت سازمان، مهندسی مجدد فرایندها و ساختاردهی مجدد، آموزش منابع انسانی و تفویض اختیارات تصمیم گیری، برقراری جریان آزاد اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی یکپارچه را به عمل آورده اند نسبت به سازمان های دیگر بالا بوده است.
"امروزه شش سیگما بهعنوان یک رویکرد کارا و اثربخش حل مسأله شناخته شده است، رایجترین متدلوژی در شش سیگما ،متدلوژیDMAIC است که شامل پنج مرحله تعریف مسأله، اندازهگیری و سنجش،تحلیل، بهبود و کنترل میباشد. یکی از مهمترین ارکان متدلوژی شش سیگما استفاده از تکنیکها و روشهای آماری متعدد بهمنظور تحلیل دادهها وشناسایی علل ریشهای معایب میباشد.بهعبارت دیگر یکی از نقاط قوت این روش در مقابل سایر رویکردهای بهبود،استفاده از روشهای آماری می باشد. به گونهای که در فاز تحلیل با استفاده از ابزارهای آماری میتوان میزان تأثیر علل بالقوه را بر عوامل بحرانی کیفیت سنجش کرد. براساس بررسی پژوهشهای انجام شده تاکنون دستهبندیهای متعددی از فنون آماری و جایگاه کاربردی آزمونهای آماری در فاز تحلیل شش سیگما ارائه شده است، که بهطور عمده به دو دسته پارامتریک و ناپارامتریک تقسیم میشوند.
هدف این پژوهش در مرحله اول شناسایی دقیق نارساییها و کمبودهای ناشی از بهکارگیری آزمونهای آماری در فاز تحلیل شش سیگما و در مرحله دوم ارائه راهکار برای برطرف کردن موانع با استفاده از فنون تصمیمگیری چند شاخصه (MADM) در فضای تحقیق عملیات میباشد.
با توجه به نتایج این پژوهش سه دسته از موانع و مشکلات اصلی حاصل از بهکارگیری آزمونهای آماری عبارتند از: شرایط استفاده از فنون آمار پارامتریک مهیا نباشد، حجم دادهها بسیار کم باشد و یا هیچ آزمون فرض مناسبی برای تصدیق علل ریشهای وجود نداشته باشد.
در این پژوهش با هدف برطرف کردن نقایص موجود، به مطالعه منابع علمی معتبر در زمینه فنون تصمیمگیری چند شاخصه و بررسی انواع دستهبندی آن فنون پرداخته شد. در نهایت مدل و الگوریتم جدیدی برای بهکارگیری فنون MADM در فاز تحلیل شش سیگما ارائه شد:
در الگوریتم ارائه شده به ویژگیهای تصمیم گیرنده،مشخصات تکنیکهای MADM ، ویژگیهای مسأله و معیارهای مربوط به جواب بهدست آمده نیز توجه کافی شده است. در ادامه مقاله نتایج حاصل از بهکارگیری بخشی از الگوریتم و مدل پیشنهادی در یک شرکت صنعتی ارائه گردیده است که تأییدی است بر پوشش خلأهای موجود و راهکارهای جدید ارائه شده (در این مقاله در فاز تحلیل متدلوژی شش سیگما). در نهایت و در بخش مطالعه موردی از دو تکنیک رایج آنتروپی شانون و TOPSIS برای سنجش میزان تأثیر علل بالقوه بر عوامل بحرانی کیفیت استفاده شد که نتایج آن با روشهای آماری مقایسه شده است، نتایج نشان میدهد که استفاده از روش MADM علاوه بر تعیین وزن هر علل بالقوه ، رتبهبندی کاملی نیز از علل بالقوه به نسبت میزان تأثیر آنها بر CTQها ارائه میکند."
اجرا و مدیریت پروژه های مختلف از جمله پروژه های ساختمانی ، دارای موارد مبهم و ناشناخته فراوانی است.این گونه موارد که به نام عدم قطعیت نامیده می شوند ، نتیجه کار را گاهی به بهتر و گاهی به بدتر از آنچه پیش بینی شده شده است ، تغییر می دهند. در پروژه های ساختمانی که تعامل های متفاوتی در بین ارکان و فعالیتهای داخل و خارج آن در جریان است ، پیچیدگی ، چالش و عدم قطعیت بیشتر است. لذا به منظور تحقق اهداف کمی و کیفی این دسته از پروژه ها با توجه به فعالیتها و پیچیدگی ارتباطات آنها، عدم اطمینان های متعدد و پتانسیل های شدید ریسک ، سیستمی جهت شناسایی منشاء ریسک ها ، نظارت و کنترل آنها ضروری می شود. در این مقاله شناسایی موارد عدم قطعیت در پروژه های ساختمانی انجام می گیرد ، سپس موارد در قالب ریسک ها و فرصتها دسته بندی و تحلیل می شوند تا بتوان جهت مواجهه شایسته با ریسک ها و بهره گیری به موقع از فرصتها برنامه ریزی مناسبی صورت گیرد.
روش تحقیق از نوع میدانی و به صورت پیمایشی می باشد که ابتدا درباره پروژه و ساختار آن بررسی هایی انجام و سپس به وظایف نه گانه مدیر پروژه پرداخته شد . سپس از طریق پرسشنامه و برگزاری جلسات با خبرگان، سؤالات تحقیق مطرح ، ریسک ها و عوامل ایجاد آن شناسایی و بررسی شده و در تعامل با فرصت های شناسایی شده ، اطلاعات جمع آوری شده بر اساس استانداردهای مدیریت ریسک ( بویژه PMBOK ) و گامهای تعریف شده در آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری مورد مطالعه شرکتهای پیمانکاری و مشاوره شهرستان سنندج که دارای گرید فعالیت در زمینه ساختمان هستند ، می باشد . بطور کلی 36 مورد ریسک شناسایی گردید که در شش دسته ریسک های ( فنی و تکنولوژیکی ، موقعیت کار ، ساخت ، اقتصادی و مالی ، اداری و سازمانی ، اجتماعی و فرهنگی ) دسته بندی شده و سپس میزان تاثیر هر کدام از این ریسک ها بر اهداف پروژه ، احتمال وقوع هر یک و نهایتاً درجه اهمیت هر ریسک تعیین گردید.
مقاله حاضر به موضوع ارزیابی عملکرد پالایشگاههای نفت کشور بر مبنای عملکرد سالهای 80 ، 81 ، 82 و 83 پرداخته است. مبنای ارزیابی در این تحقیق مدلسازی با استفاده از مدلهای برنامهریزی در تحقیق در عملیات بوده و بدین منظور از میان مدلهای مختلف برنامهریزی ریاضی یک مدل از ترکیب تکنیکهای تحلیل پوششی دادهها و برنامهریزی آرمانی طراحی و ساخته شده که با دقت به مراتب بیشتری نسبت به مدلهای کلاسیک تحلیل پوششی دادهها کارایی و بهرهوری پالایشگاههای نفت کشور را اندازهگیری کرده و ضمن رتبهبندی آنها میزان ناکارایی نسبی و دلایل این ضعف را شناسایی مینماید. این بررسی بر بهرهبرداری بهینه از فرایندهای پالایشی با توجه به ظرفیتها و امکانات موجود با هزینه پالایشی کمتر و قابلیت تولید فرآوردههای با ارزش افزوده بیشتر تاکید مینماید.