یکی از مشکلات صنعت امروز کشور، عدم وجود یک رویکرد مشخص بمنظور افزایش رقابتپذیری است. لذا در این مقاله قصد داریم که مدلی برای بررسی و اندازهگیری رقابتپذیری یا توان رقابتی بنگاه ارائه نماییم. برای استخراج مدل مفهومی، از یک طرف، تئوریها، مدلها، رویکردها و چارچوبهای مرتبط با رقابتپذیری در سطوح مختلف بنگاه، صنعت و ملی و از طرف دیگر تحقیقات پیشین مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه آن شناسایی رویکردهای اصلی مورد استفاده در تدوین مدل مفهومی اولیه بود که عبارتند از: رویکردهای سیستمی، دارایی- فرآیند- عملکرد، مبتنی بر قابلیت و مبتنی بر بازار. با استناد به این رویکردها مدلی با سه جزء اصلی منابع ورودی سازمان، موقعیت بنگاه در بازار و توان خلاقیت و نوآوری برای اندازه¬گیری توان رقابتی بنگاه توسعه داده شد. سپس با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی و مدلسازی شبکههای بیزین، این مدل مورد بررسی قرار گرفت. پس از تأیید مدل، مشخص شد که توان رقابتی شرکت صنایع پتروشیمی ایران به عنوان یک مطالعه موردی بیش از هر چیز وابسته به منابع است
پاسخگویی سازمان ها به وسیله گزارش ارزیابی عملکرد و یا حسابرسی عملیاتی انجام می شود. یکی از اجزاء مهم ارزیابی عملکرد سنجش کارایی سازمان است. به دلیل این که سنجش کارایی شعب بانک با مدل های مختلف و با استفاده از یکسری متغیرها و نسبت ها انجام می شود، استفاده از متغیرها و نسبت های مؤثر، در سنجش کارایی شعب بانک مساله مهمی است. برای شناسایی متغیرهای مؤثر در اندازه گیری کارایی شعب بانک، با استفاده از پرسشنامه از خبرگان بانک سپه نظرخواهی شده است .نتایج دو مرحله نظرخواهی به روش دلفی نشان داد از بین 26 متغیر، 18 متغیر برای سنجش کارایی شعب بانک با اهمیت هستند. نظرخواهی در مورد 13 نسبت بانک برای سنجش کارایی شعب، نشان داد 4 نسبت با اهمیت هستند. با روش AHP ضریب اهمیت هر یک از چهار نسبت به دست آمد.
"در سال 2003، در گزارش NCHRP 486 مرکز تحقیقاتی TRB روندی برای تخصیص منابع در پروژههای روکشی، بازسازی و بازیابی (3R) ارایه شد که نرم افزار RSRAP به منظور اجرای این روند طراحی شده بود.
در تحقیق حاضر ضمن معرفی روند مزبور، آثار دیگری از پروژههای 3R که میتوان به دنبال اجرای این گونه طرح¬ها مشاهده کرد، مورد بررسی قرار گرفته است. این آثار شامل کاهش هزینه های کارکرد وسایل نقلیه، توسعه اقتصادی کاربری های اطراف راه و آثار زیستمحیطی میشود. علاوه بر آن در این تحقیق، کلیه مراحل موجود در فرآیند گذشته مورد بازنگری قرار گرفته است و از مهم ترین آنها میتوان به محاسبه افزایش سرعت وسایل نقلیه ناشی از اجرای پروژه های 3R اشاره کرد که در اینجا افزایش سرعت ناشی از اصلاح مشخصات هندسی نیز در کنار اثر ناشی از بهبود سطح رویه مورد بررسی قرار گرفته است. این امر منجر به ارایه محاسبه جدیدی از زمان کاهش یافته شده است. علاوه بر این موارد، تأثیر اصلاح قوس های قائم و پل های کم عرض و نصب بازتاب های میانی در قوس های افقی بر میزان تصادفات، که در مطالعات TRB به آن توجهی نشده بود، در کنار سایر مشخصههای هندسی پیشین مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت روند ده مرحله ای ارایه شده در گزارش NCHRP 486 به فرآیندی چهارده مرحله ای جهت بهینه¬سازی فعالیت های بهسازی و ایمنسازی در پروژه های 3R و تخصیص منابع در این گونه پروژه ها تبدیل می شود."
اقتصاد جهانی تغییرات ساختاری اساسی کرده است. و این تغییرات هم ناشی از جهانی شدن اقتصاد و هم انقلاب اطلاعاتی و تکنولوژی ارتباطات است. مسلما حال به هزاره ای وارد شده ایم که این تکنولوژی قدرتمند را در دست داریم و به صورت اساسی در حال انتقال روشی هستیم که در تجارت و اقتصاد در سطح جهانی پی گرفته شود...
به دلیل مخاطرات و ریسک بالای اجرای پروژه های مدیریت ارتباط با مشتری، انجام برنامه ریزی مناسب قبل از اجرای آن در سازمان ضروری می باشد. بدین منظور لازم است پس از شناخت فاصله بین دو وضعیت موجود و مطلوب و مسیر دستیابی به وضعیت مطلوب، سرمایه گذاری های سازمانی صورت پذیرد. در این پژوهش بر حسب این ضرورت، ابتدا با مطالعه نسبتا گسترده پیشینه پژوهش، مهمترین عوامل حیاتی موفقیت این حوزه استخراج شد و سپس با مدل معادلات ساختاری مدل علی روابط این عوامل تحلیل می شد. عوامل نهایی طبق نظر خبرگان به سطوح مختلف بلوغ اختصاص یافت و در نهایت بر اساس ابعاد چهارگانه مدل بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت امتیاز هر یک از شاخص ها در سازمان مورد بررسی، محاسبه و سطح بلوغ آن سازمان در مدیریت ارتباط با مشتری تعیین شد.
ایران رتبه نخست را در رشد مصرف سرانه انرژی در جهان داراست. اینکه چه عواملی چگونه در این پدیده مؤثر هستند، نیازمند تحلیل است و برای تحلیل این روند، بدست آوردن الگویی که آن عوامل را بشناساند و تغییرات آتی را برآورد کند، ضروری است. با تفکیک تقاضای انرژی الکتریکی به دومتغیر توان و زمان، برای هریک الگویی مجزا به دست می آید. در این مقاله، با استفاده از نتایج یک الگوسازی خطی برای مطالعه اثر دما در میانگین سالانه زمان مصرف روزانه، یک الگوی دینامیکی غیرخطی بدست آمده تا نشان دهد قله بارالکتریکی به طورمتوسط چند ساعت درروز به انرژی الکتریکی نیاز دارد و این میزان تحت تاثیر چه عواملی و چگونه تغییر می کند.
پژوهش ها نشان می دهد که دما، میزان وزش باد و البته عوامل اقتصادی و اجتماعی دیگری مانند قیمت ها، جمعیت و رشد فن آوری بر میزان مصرف انرژی مؤثر است. ترکیبات متنوع از عوامل مزبور و شکل توابع گوناگون غیرخطی که تبیین کننده روابط علـﹽی میان متغیرها هستند، شمار الگوهای نامزد برای این پدیده را بالا می برد. با روشی که در الگوسازی و انتخاب الگو در این پژوهش دنبال شده است، ازمیان تعداد زیادی از الگوهای موازی، چند الگوی مناسب تر بررسی و سرانجام مناسب ترین مدل دینامیک تعیین می شود. این الگوها در تکمیل دیگر الگوهای به دست آمده برای بار، نشان می دهند که علاوه برتاثیر دما، افزایش نسبی قیمت انرژی الکتریکی برخلاف تاثیر ناچیز آن در میزان بار بیشینه، در کاهش ساعات مصرف وسایل الکتریکی تاثیر درخور توجهی دارد
هدف مقاله تخمین و مقایسه کارایی فنی در بخش صنایع بزرگ (کارخانه ای) در استان های ایران، طی سال های 83-1370 است که از روش تحلیل تابع مرزی تصادفی (SFA)استفاده شده است. در این بررسی با الهام گرفتن از مدل باتیز وکولی (1995)، ضمن اندازه گیری کارایی فنی صنایع مذکور به تفکیک هر استان، عوامل موثر بر عدم کارایی و اختلاف آن در بین استان ها نیز مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد کارایی فنی صنایع بزرگ در دوره بررسی، پایین بوده است. میانگین استانی کارایی صنایع مزبور 374/0 بوده که عملکرد پایینی را نشان می دهد. با وجود پایین بودن متوسط کارایی، برخی استان ها از این لحاظ عملکرد قابل توجهی داشته اند. بالاترین میزان متوسط کارایی به استان خوزستان(760/0) و پایین ترین آن به استان سیستان و بلوچستان (199/0) تعلق داشت. دو عامل دولتی بودن مالکیت واحدهای صنعتی و شدت مصرف انرژی، اثر منفی و اندازه بنگاه (متوسط ارزش افزوده یک واحد صنعتی)، اثر مثبت بر کارایی داشتند. استان هایی نظیر بوشهر و هرمزگان با وجود این که صنایع آنان بطور نسبی از امکانات تولیدی کمتری بهره مند بوده اند، در مقایسه با برخی از استان های برخوردار، سطح کارایی بالاتری داشتند که عمدتا ناشی از نرخ رشد قابل توجه کارایی صنایع آنان در سال های آخر دوره است. با توجه به پایین بودن سطح کارایی فنی در بخش صنایع بزرگ، توانمندسازی مدیریت اقتصادی بنگاه های دولتی در راستای خصوصی سازی و واقعی نمودن قیمت انرژی و مصرف بهینه آن در فرایند تولید این صنایع، از جمله اقدامات مهمی است که در جهت ارتقاء سطح کارایی، باید مورد توجه قرارگیرند.
با توجه به ارتباط نزدیک بین مصرف انرژی از جمله انرژی الکتریسیته و رشد اقتصادی در جهان، تعیین کم و کیف رابطه بین مصرف انرژی الکتریسیته و رشد اقتصادی در ایران می تواند در تبیین سیاست های بخش انرژی کشورکمک مؤثری بنماید. این مقاله به بررسی وجود رابطه علیت گرنجری بین انرژی الکتریسیته و تولید ناخالص داخلی در ایران طی سال های 2006-1967 می پردازد و چگونگی آن را تشریح می کند. بدین منظور، ابتدا به بررسی مانایی متغیرهای مصرف الکتریسیته و رشد تولید ناخالص داخلی با استفاده از آزمون های دیکی فولر و فیلیپس پرون می پردازیم. سپس، از روش تودا و یاماموتو رابطه علی بین آنها آزمون می شود. نتایج بدست آمده، نشان می دهد که در ایران رشد اقتصادی مقدم بر مصرف انرژی الکتریسیته است. بنابراین، می توان بدون کاستن از رشد اقتصادی، سیاست صرفه جویی را در زمینه این نوع انرژی دنبال کرد.