ایجاد صنایع جدید در استان آذربایجان شرقی همزمان با کل ایران از حدود چهل سال پیش آغاز شد. علی رغم گذشت مدت طولانی از تأسیس بنگاههای صنعتی، تغییرات زیادی درصنایع ایران صورت گرفته که دراین تحقیق هدف بررسی تغییرات ساختار صنعت استان آذربایجان شرقی و اولویت بندی فعالیتهای آن می باشد.
برای اندازه گیری تغییرات ساختار اقتصادی در زیربخشهای صنعت استان از مدل تغییر سهم و برای اولویت بندی فعالیتهای صنعتی از شاخصهای مزیّت تولیدی استفاده شده است.
بر اساس نتایج مدل تغییر سهم، فعالیتهای 19 گانه صنعتی استان در قالب بخشهای برنده اقتصادی، برنده مختلط اقتصادی، بازنده اقتصادی و بازنده مختلط اقتصادی ارائه گردیده است.
اولویتجبندی فعالیتهای صنعتی بر مبنای شاخصهای مزیت تولیدی ، ضریب مکانی ارزش افزوده و ضریب مکانی اشتغال و سایر شاخصهای مطرح شده نشان می دهد تولید ماشین آلات و تجهیزات طبقه بندی نشده درجای دیگر، تولید مواد و محصولات شیمیائی، دباغی وعمل آوردن چرم و. . . ، صنایع موادغذائی و آشامیدنی ، تولید سایر محصولات کانی غیرفلزی، تولید محصولات فلزی فابریکی بجز ماشین آلات ،تولید منسوجات و تولید سایر وسایل حمل ونقل اولویتهای اول تا هشتم فعالیتهای صنعتی استان را تشکیل می دهند.
مسائل امروزسازمان ها با راه حل های دیروز قابل حل نیست و تنها پیش بینی آینده مشکلی را حل نمی کند بلکه برای پیش سازی آینده باید به گونه ای دیگر عمل نمود .امروزه شرایط محیطی بحدی پیچیده گردیده که سازمان ها دیگر قادر نیستند با تغییرات سطحی وظاهری در ساختارها و روش ها حیات بلند مدت خود را تضمین نمایند از اینرو تغییر نگرش کارکنا ن و سازمان ها وهدایت اذهان به سمتموضوعات کیفی به جای کمی ضروری است
دراین مقاله به این مسئله پرداخته می شود که چگونه می توان در سطح سازمان، پذیرش مسئولیت وتعهد نسبت به سلامت وایمنی ایجاد کرد. بدین منظور، نخست باید دیدگاه افراد را تغییر داد به نحوی که نگرش آن ها از تمرکز بر تولید یا ارائه ی خدمات به سمت دیدگاهی که توجه و مسئولیت نسبت به آن را نیز در بر داشته باشد، تغییر یابد. مدل بین نظریه ای تغییر، مراحلی را می شناساند که با پشت سر گذاشتن آن ها، چنین تغییری در نگرش و رفتار افراد پدید می آید
بهره وری، دستیابی به تخصیص بهینه منابع و امکانات در راستای تحقق حداکثر میزان تولید است. روش های محاسبه بهره وری عوامل تولید به دو دسته عمده پارامتری و ناپارامتری تقسیم بندی می شوند. طبق برنامه چهارم توسعه، باید همه بخش های اقتصادی کشور بخشی از رشد تولید ناخالص داخلی کل کشور را در طول برنامه چهارم توسعه از محل بهره وری کل عوامل تولید تامین کنند. در این مطالعه، با استفاده از روش های ناپارامتری برنامه ریزی خطی و با بهره گیری از شاخص تورنکوئیست، رشد بهره وری عوامل تولید در بخش کشاورزی در اقتصاد ایران طی دوره 1384- 1350 مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که به طور متوسط، رشد بهره وری عوامل تولید در بخش کشاورزی سالانه 73/0 درصد بوده است، که با هدف برنامه چهارم (2/2 درصد) بسیار فاصله دارد.