"مقدمه:
این پژوهش به بررسی کاربرد اصول مؤثر بر اجرای مدیریت کیفیت فراگیر TQM در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از دیدگاه کارکنان و مدیران در سال 82-1381 پرداخته است.
در این پژوهش شش سؤال پژوهشی با توجه به دیدگاه دینگ در زمینه مدیریت کیفیت فراگیر طراحی شد که در ان سؤالات مشخص گردید اصل تعهد گرایی، اصل کسب رضایت مشتری و مشتر مداری، اصل مشارکت کارکنان، مدیران و تامن کنندگان، اصل استفاده مناسب و به جا از آمار واطلاعات، اصل بهبود همیشگی و مستمر در کار و اصل توانمند سازی تا چه میزان در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از دیدگاه کارکنان و مدیران به کار میروند.
روش بررسی:
روش پژوهش توصیفی – پیمایشی بوده، نمونه آماری شامل 35 نفر مدیران و معاونین دانشکده ها می باشد و حجم نمونه 172 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مشخص گردید. ابزار اندازه گیری پرسشنامه 34 سؤالی محقق ساخته است که شش اصل مدیریت کیفیت فراگیر (تعهد گرایی، رضات مشتری، مشارکت کارکنان، استفاده مناسب و بجا از آمار و اطلاعات، بهبود کیفیت مستمر و توانمند سازی) را مورد اندازه گیری قرار می دهد. سپس داده ها با استفاده از روش های آماری t تک متغیری، t مقایسه دو میانگین مستقل و تحلیل واریانس تک متغیری مورد تجززیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها:
از دیدگاه کارکنان و مدیران اصل تعهد گرایی، اصل مشتری مداری، اصل مشارکت کارکنان، اصل استفاده مناسب و بجا از آمار و اطلاعات و اصل توانمند سازی و نهادینه کردن آموزش کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در حد ضعیفی استفاده شده است و اصل بهبود مستمر در کار در دانشگاه علوم پزشکی در حد مطلوب به کار رفته است.
نتیجه گیری:
بنابر نتایج بدست آمده از شش اصل مدیریت کیفیت فراگیر، تنها یک اصل (بهبود مستمر در کار) در دانشگاه علوم پزشکی به کار رفته است و این نتایج طبق نظر کارکنان و مدیران، رؤسا و معاونین دانشکده ها به دست آمده است بر همین اساس علیرغم نظر مدیران دانشگاه هنوز اصول مدیریت کیفیت فراگیر در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد استفاده قرار نگرفته است.
"
تعیین اندازه بهینه دسته تولید، از جمله مسائلی است که همواره در مباحث برنامهریزی تولید مورد توجه محققان قرار گرفته، به طوری که در این زمینه تاکنون مدل های فراوانی ارائه شدهاند. از جمله مسائلی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، مسأله خرابی ماشین است. بدیهی است که ماشین تولیدکننده ممکن است در زمان انجام ماشین کاری با خرابیهای تصادفی مواجه شود که این موضوع ضرورت به کارگیری سیاست نگهداری و تعمیرات مناسب را توجیه می کند. در این مقاله با در نظر گرفتن فرضیاتی، از قبیل مجاز بودن کمبود، در نظر گرفتن موجودی در جریان ساخت و امکان تولید محصولات معیوب با قابلیت دوبارهکاری و بدون قابلیت دوبارهکاری، مدل مقدار اقتصادی تولید EPQ در حالت اتخاذ سیاست نگهداری وتعمیرات پیشگیرانه بررسی شده، و با مینیممسازی هزینه کل سیستم، مدل جدیدی برای تعیین اندازه بهینه دسته تولید طراحی و با ارائه نمونه های عددی کاربرد آن تایید شده است.
هدف این مقاله ارزیابی کارایی شرکتهای بیمه در ایران است. در این پژوهش با استفاده از روشهای تحلیل آماری و آزمون دوجمله ای شاخصهای ورودی و خروجی موثر بر عملکرد شرکتهای بیمه شناسایی، و در مرحله بعد با استفاده از رویکرد تحلیل پوششی داده ها کارایی نسبی شرکتها مشخص شده است. با توجه به اینکه تعداد زیادی از شرکتهای بیمه در این مرحله در مرز کارایی قرار گرفتند، با استفاده از روش اندرسون پیترسون کاراترین شرکتها مشخص شده اند. نتایج مؤید این است که از بین 19 شرکت بیمه 6 شرکت بیمه دارای کارایی 100 درصد است و همچنین 5 شرکت از 6 شرکت کارا دارای رتبه یکسان در کارایی هستند.
روش های رایج تفکیک و رتبه بندی بنگاﻩها در بورس تهران، از قابلیت اتکاء کمی برخوردار هستند و نتایج حاصل از آنها فاقد اعتبار می باشند. هدف از این مقاله ارائه مدلی ترکیبی برای تصمیم گیری است که عملکرد مالی شرکت ها را مورد ارزیابی قرار داده و روشی بهینه در حل مسئله رتبه بندی ارائه نماید. رویکرد مطرح شده بر مبنای تحلیل سلسله مراتبی فازی و تکنیک الویت بندی با تشابه به راﻩحل ایدﻩآل است؛ تحلیل سلسله مراتبی فازی در تعیین وزن و اهمیت معیارها (نسبت های مالی) مورد استفاده قرار می گیرد و رتبه بندی نهایی بنگاﻩها با استفاده از اوزان و ارزش مقداری نسبت های مالی، به وسیله تکنیک الویت بندی با تشابه به راﻩحل ایدﻩآل انجام می شود. این رویکرد ترکیبی در رتبه بندی و ارزیابی عملکرد مالی شرکت های صنعت سیمان بورس اوراق بهادار تهران (30 شرکت)، با استفاده از جداول و صورتهای مالی آنها در بازه زمانی 1380 تا 1386 بکار گرفته شد. همچنین نتایج حاصل از رویکرد ترکیبی با هر یک از دو تکنیک (ذکر شده در بالا) بطور جداگانه مورد مقایسه قرار گرفت؛ در نتیجه برتری و توان بالاتر رویکرد ترکیبی اثبات شد. با توجه به توان بالاتر این رویکرد، نتیجه حاصل از این پژوهش برای سرمایه گذاران بسیار راهگشا خواهد بود. شرکت ها نیز می توانند جایگاه خود را در صنعت به درستی تشخیص دهند و استراتژی های لازم را جهت حفظ یا بهبود آن بکار گیرند.
تقویت و تحکیم انسجام ملی مستلزم شناخت دقیق چگونگی شکل گیری هویت ملی و بهره گیری از این شناخت در جهت ترویج مفاهیم و ارزش های وحدت آفرین در بین اقشار مختلف جامعه است. بر همین اساس، مقاله حاضر کوشیده است پس از مرور و تعمق در مفهوم هویت ملی و شناسایی عوامل موثر بر فرآیند شکل گیری آن، مجموعه ابزارهای موثر بر تکوین هویت ملی را در قالب الگویی نظام مند، مستخرج از مبانی و مفاهیم تئوری های سازمان، برای مدیریت راهبردی هویت ملی ارائه دهد. برای تحقق این هدف، ابتدا اجزاء الگوی مدیریت هویت ملی بر پایه مروری بر پیشینه موضوع شناسایی شد و سپس نحوه ارتباط این عناصر بر مبنای نظر خبرگان و با استفاده از تکنیک دیماتل مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج، از میان عناصر مدیریت راهبردی هویت ملی، دو عامل ""پیشینه تاریخی"" و ""عوامل محیطی"" (قومی، ملی، و بین المللی) در مقایسه با دیگر عوامل اثر بیشتری بر تقویت نگرش و رفتار ملی گرایانه دارند. به علاوه رسانه های رسمی، نظام آموزش و پرورش، خانواده و دوستان به عنوان ابزار جامعه پذیری هویت و بخشی از نظام مدیریت هویت ملی شناسایی شدند.
در حال حاضر پیوستن کشور ما به روند جهانی شدن تولید و صنعت اجتنابناپذیر است و تنها راهی که برای کشور ما باقی میماند تقویت صنایع خود از دو بعد است . اول بعد کلان اقتصادی و تصمیمگیریهای کلان و دوم بعد خرد و سیاستهای داخلی صنایع که بعد کلان آن به سیاستگذاریهای دولت و بعد خرد آن به سیاستهای خود شرکتهای تولیدی بر میگردد. تولید در کلاس جهانی هدفی برای این سیاستهای داخلی شرکتهاست. این واژه برای تعریف بهترین تولیدکنندگان در جهان به کار رفته است که میتوان آن را انقلاب دوم صنعتی دانست...
همان طور که بیشتر شرایط زندگی امروز به دلیل تغییرات روزافزون جهان در قرن اخیر تغییر کرده است، شرایطی که زنجیره های تأمین با آن روبه رو هستند و از آن تأثیر می پذیرند نیز دچار تغییر شده است. مدیران با شرایط ناشناخته تر و ریسک های جدیدی روبه رو می شوند که لازم است خود را برای مدیریت فعال و مؤثر آن ها آماده سازند؛ درنتیجه امروزه مدیریت ریسک زنجیره تأمین توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در این پژوهش، در راستای مدیریت ریسک زنجیره تأمین، ریسک های زنجیره تأمین خودروسازان ایران شناسایی شده است، سپس ریسک های شناسایی شده به عنوان معیارهای انتخاب تأمین کننده درنظر گرفته شده و تأمین کنندگان شرکت خودروسازی زامیاد به کمک روش تحلیل شبکه ای اولویت بندی شده اند؛ به عبارت دیگر، درنظر گرفتن ریسک های زنجیره تأمین به عنوان معیار برای انتخاب برترین تأمین کنندگان، رویکردی جدید درجهت مدیریت و کنترل ریسک ها و کاهش آسیب پذیری زنجیره تأمین نسبت به آن ها به شمار رفته است
آینده نگاری به عنوان ابزاری بسیار موثر جهت سیاستگذاری (و بخصوص سیاستگذاری علم و فناوری) به دولتها کمک می کند تا در دنیای امروز به چالشهایی همچون جهانی شدن و رقابت فزاینده پاسخی مناسب ارایه و اقداماتی موثر انجام دهند. در انجام هر پروژه آینده نگاری ناگزیر باید انواع خاصی از ابعاد یک پروژه را انتخاب کرد که این انتخاب با توجه به متغیرهای مختلف انجام می پذیرد. پژوهش حاضر تلاشی است جهت مشخص نمودن متغیرهای تاثیرگذار بر برخی از ابعاد یک پروژه آینده نگاری، بگونه ای که در انتهای پژوهش، فهرستی از این متغیرها ارایه می شود. در این پژوهش از طریق مطالعه ادبیات، مصاحبه با خبرگان و پیمایش از طریق پرسشنامه، 21 متغیر که بر ابعاد انتخابی این پژوهش تاثیر گذارند، شناسایی و میزان اهمیت آنها تعیین شد.