ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۶۸۱ تا ۴٬۷۰۰ مورد از کل ۴٬۹۲۷ مورد.
۴۶۸۱.

طراحی و تبیین مدل استراتژی رفتار مصرف کننده در صنعت استارت آپ های ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۳۹
شناخت اندکی درباره رفتار مصرف کننده به خصوص رفتار انتخاب مصرف کننده در برابر خرید و مصرف محصولات و خدمات ارائه شده در استارتاپ های در کشورهای در حال توسعه وجود دارد. هدف مقاله حاضر طراحی مدل استراتژی رفتار مصرف کننده در انتخاب محصولات لذت بخش بر اساس عوامل موثر بر خدمات در استارتاپ های موجود در کشور می باشد.رویکرد مقاله کیفی می باشد و از لحاظ هدف کاربردی می باشد. به این ترتیب ، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری و از استراتژی نظریه داده بنیاد مشتمل بر کدگذاری باز محوری و انتخابی و نیز الگوی مبنایی این نظریه به منظور در دستیابی به مدل مستخرج از مقاله استفاده شده است .برای انتخاب ،نمونه روش نمونه گیری گلوله برفی که جز روش های نمونه گیری هدفمند می باشد تا حصول اصل اشباع نظری بکار گرفته شد. نتایج مقاله در قالب مدل تأیید شده و برازش یافته شامل شش مقوله یا بعد اصلی انگیزش های خرید لذت بخش ویژگی های فروشگاه ویژگی های فردی استراتژی ها ارتباطات و وفاداری مشتری و 23 بعد فرعی است. با توجه به نتایج حاصل در این مقاله، مشخص گردید که انگیزش های لذت بخش ، ارزش هایی را برای مصرف کنندگان ایجاد می کنند که این موضوع در نهایت می تواند استراتژی های عملیاتی بازاریابی شرکت های استارتاپی را برای رشد و رونق فروش بیشتر این گونه محصولات تقویت نماید
۴۶۸۲.

ارائه مدلی برای انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی در صنعت لیزینگ خودرو ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۸۴
هدف: انعطاف پذیری زنجیره تأمین به مقابله باعدم قطعیت های موجود محیط رقابتی کمک می کند. از این رو، هدف این پژوهش، طراحی و تبیین مدل فرایندی انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی در صنعت لیزینگ خودرو در ایران است.   روش: روش تحقیق این پژوهش، آمیخته از نوع اکتشافی است. ابتدا با استفاده از نظریه داده بنیاد، به عنوان روشی کیفی، پس از ۲۱ مصاحبه و اشباع نظری، مدل انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی در صنعت لیزینگ خودرو ایران با ۲۴ مقوله فرعی در قالب ۶ مقوله اصلی شکل گرفت. سپس در بخش کمّی پژوهش، بعد از توزیع و تکمیل ۲۶۰ پرسش نامه در سطح سازمان های لیزینگ خودرو ایران با روش مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر فرضیه های مربوط به روابط ابعاد مدل انجام گرفت و اعتبارسنجی مدل در مورد مطالعه بررسی شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، شرایط علّی انعطاف پذیری عبارت اند از: «انتظارات مرتبط با مشتریان»، «عوامل مرتبط با تأمین کنندگان» و «انگیزه های مرتبط با تأمین مالی». شرایط زمینه ای به دست آمده عبارت اند از: «عوامل مرتبط به قانونی مقرراتی»، «عوامل مالی اقتصادی»، «عوامل مرتبط به شرایط زیست محیطی» و «عوامل فرهنگی اجتماعی مرتبط». شرایط مداخله گر انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی به دست آمده عبارت اند از: «ترکیب مالکیت و سهام داران شرکت لیزینگ»، «عوامل مرتبط با ارتباطات و فناوری اطلاعات»، «عوامل مرتبط با سیستم ها و زیرساخت های صنعت»، «عوامل مرتبط با حمل ونقل و جابه جایی». پدیده انعطاف پذیری مالی در زنجیره تأمین در برگیرنده «راه حل های تأمین مالی»، «ارتباطات مؤثر عناصر زنجیره تأمین»، «عوامل مرتبط با توانایی اعتباردهی» و «مدیریت ریسک مناسب» تعریف شد. همچنین، راهبردهای انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی دربرگیرنده «نوآوری و توسعه محصولات جدید»، «توسعه شبکه فروش و خدمات پس از فروش»، «توسعه مهارت های آموزش و خدماتی» و «توسعه همکاری های بین زنجیره تأمین» تعیین شد. پیامدهای انعطاف پذیری مالی در زنجیره تأمین شرکت های لیزینگ عبارت اند از: «افزایش تولید محصولات خودرویی»، «افزایش سطح دسترسی به خدمات»، «دسترسی آسان تر به منابع مالی»، «بهبود گردش اطلاعات مالی» و «افزایش بهره وری زنجیره تأمین». در بخش کمّی پژوهش، بر اساس نتایج مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر انجام شده، «عوامل مداخله گر انعطاف پذیری» بر «شرایط علّی انعطاف پذیری» و «راهبردهای انعطاف پذیری» مؤثر است. «شرایط علّی انعطاف پذیری» بر «توجه به انعطاف پذیری» اثر دارد. همچنین ابعاد «عوامل زمینه ای انعطاف پذیری» و «توجه به انعطاف پذیری» بر «راهبردهای انعطاف پذیری زنجیره تأمین» اثر معناداری دارند و در نهایت «راهبردهای انعطاف پذیری» بر «پیامدهای انعطاف پذیری» مؤثر است. نتیجه گیری: برای افزایش انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی، الگوبرداری از تجارب نمونه های موفق شرکت های داخلی و بین المللی در توسعه محصولات جدید، به ویژه در بستر فناوری های نوپدید، نظیر اینترنت اشیا توصیه می شود. در ضمن، مدیریت مشکلات خدمات پس از فروش، افزایش اعتماد و ارتباط مؤثر با مشتریان و افزایش دانش، تجربه و مهارت های کارکنان متناسب با تغییر و تحولات صنعت، از مهم ترین ارتقادهندگان انعطاف پذیری زنجیره تأمین مالی صنعت لیزینگ خودرو ایران است.
۴۶۸۳.

شناسایی و تحلیل عوامل موثر در موفقیت انتقال فناوری در بنگاههای کوچک و متوسط(مطالعه موردی: بنگاههای دام و فرآورده های گوشتی ایران و استرالیا)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۳۲
انتقال فناوری مقوله ای مهم و اساسی در ارتقای سطح فناوری یک کشور و فرایند پیچیده و دشواری است و بدون مطالعه لازم نه تنها مفید نیست بلکه ممکن است علاوه بر هدر رفتن سرمایه و زمان، به تضعیف فناوریملی هم بیانجامد. تحقیق حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر موفقیت انتقال فناوری در بنگاه های کوچک و متوسط می باشد. روش تحقیق ، از نوع تحلیلی است و از نظر نوع هدف، تحقیق کاربردی محسوب می شود. این تحقیق دارای ماهیت میدانی بوده و برای گردآوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی سوالات پرسشنامه با استفاده از نظر اساتید تعیین شده و جهت سنجش پایایی سوالات از آلفای کرونباخ استفاده شده که برابر با 89/0 می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر مدیران عالی، میانی، عملیاتی و کارشناسان و تکنسین های شرکتهای می باشد. از آمار توصیفی و آزمونهای کولومگروف–اسمیرنوف ،تی تست و فریدمن به بررسی قبول/ رد فرضیات تحقیق پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد 5 عامل در موفقیت انتقال فناوری در بنگاههای کوچک و متوسط تاثیرگذار است که عبارتند از:عوامل فرهنگی، فنی فناوری، توانمندی های انسانی، توانمندی تحقیق و توسعه و مالی.
۴۶۸۴.

شناسایی پیشران های اکوسیستم کسب و کار دیجیتال مبتنی بر مدیریت دانش در صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۰۲
تحقیق حاضر به شناسایی پیشران های اکوسیستم کسب و کارهای دیجیتال مبتنی بر مدیریت دانش در صنعت گردشگری می پردازد. روش تحقیق از نوع کاربردی بوده و با رویکرد ترکیبی (آمیخته ای از روش کیفی و کمی)، با استفاده از تحلیل مضمون، نرم افزار مکس کیودا، معادلات ساختاری و نرم افزارهای اسمارت پی ال اس و میک مک انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه و پرسش نامه بوده و روش نمونه گیری در بخش کیفی قضاوتی هدفمند و در بخش کمی تصادفی ساده است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل ۱۵ نفر از خبرگان در صنعت گردشگری بوده که با روش نمونه گیری قضاوتی هدفمند انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این بخش، مصاحبه عمیق نیمه ساختار می باشد. در بخش کمی نیز جامعه آماری شامل متخصصان و خبرگان صنعتی و دانشگاهی در حوزه گردشگری شناسایی شدند که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری در دسترس ۳۸۴ نفر برآورد گردید که از این تعداد 3۴3 پرسشنامه تکمیل شد. در بخش کیفی ۱۲ مقوله اصلیِ که توزیع دیجیتال، تولید دیجیتال، خدمات دیجیتال، کاربرد دانش، فعالیت، موقعیت، ارتباط دادن، بازاریابی دیجیتال، انتقال دانش، ترکیب دانش، بازیگران و تجدید دانش و ۵۰ مفهوم شناسایی شد. نتایج نشان دادند که توزیع دیجیتال، تولید دیجیتال، خدمات دیجیتال، کاربرد دانش، فعالیت، موقعیت، ارتباط دادن متغیرهای تاثیرگذار، بازاریابی دیجیتال و انتقال دانش متغیرهای دو وجهی، ترکیب دانش و بازیگران متغیرهای وابسته تجدید دانش متغیر مستقل می باشند.
۴۶۸۵.

شناسایی و الویت بندی ریسک پروژه های مهندسی، تدارکات و ساخت (EPC) مطالعه موردی: شرکت بهره برداری نفت و گاز کارون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۶۳
مقدمه و اهداف: یکی از انواع قراردادهای مطرح در اجرای پروژه ها، روش مهندسی، تدارکات و ساخت بوده که ابزاری برای انتقال فعالیت ها و نیز ریسک های پروژه به پیمانکار می باشد. با توجه به اهمیت ارزیابی ریسک در پروژه های نفتی، به ویژه برای پیمانکاران، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و رتبه بندی ریسک های پیرامون پروژه های مهندسی، تدارکات و ساخت (EPC) در شرکت بهره برداری نفت و گاز کارون است. همچنین این مقاله به دنبال ارائه راهکارهایی برای مدیریت موثر ریسک های پروژه های مزبور توسط پیمانکاران می باشد. روش ها : روش تحقیق در این مطالعه شامل چندین گام می باشد. ابتدا با استفاده از روش کتابخانه ای و نظرات خبرگان، ریسک های موثر در پروژه های EPC شناسایی، استخراج و طبقه بندی شده است. در این گام، تیم تحقیق با مطالعه منابع علمی و مصاحبه با خبرگان صنعت نفت و گاز، لیستی از ریسک های احتمالی را تهیه کرده و سپس با ارائه مدلی مبتنی بر روش دلفی فازی و دیدگاه 5 خبره با 15 معیار، تعدادی از ریسک های شناسایی شده به عنوان ریسک های اصلی انتخاب گردیده اند. نظرات خبرگان در قالب اعداد فازی جمع آوری و تحلیل شده است تا به اجماع نسبی در مورد ریسک های اصلی دست یابند. در گام بعد، با بهره گیری مجدد از نظرات خبرگان و روش آنالیز سلسله مراتبی فازی مبتنی بر عدد ریسک،ریسک های منتخب بر اساس احتمال وقوع و شدت تاثیر آنها ارزیابی و رتبه بندی شده اند. برای افزایش دقت نظرات خبرگان و پرهیز از اعمال سلیقه شخصی از سیستم فازی استفاده شده است. در واقع، اعداد فازی به جای اعداد قطعی برای بیان نظرات خبرگان به کار گرفته شده است.  یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که ریسک های پروژه شرکت مزبور به ترتیب اولویت عبارت از نرخ تورم، اعمال فشار کارفرما بر توقف اجرای کار، افزایش قیمت تجهیزات، تاخیر در پرداخت مالی، وجود عوامل ناهمخوان و استفاده از استانداردهای فرعی در پروژه، ایرادات در طراحی اولیه و اعمال مدیریت مهندسی غیرموثر پروژه می باشند. این نتایج می تواند به پیمانکاران کمک کند تا ریسک های اصلی را شناسایی و برای مدیریت آنها برنامه ریزی کنند. همچنین یک نقشه شناختی سناریومحور برای مواجهه با ریسک های اثرگذار ارائه شده است. شناسایی و اولویت بندی ریسک های مزبور، امکان سناریوسازی توسط پیمانکاران برای مدیریت این ریسک ها را فراهم می سازد تا احتمال رخداد عواقب این چالش ها را در شرکت بهره برداری نفت و گاز کارون کاهش دهند. در واقع، این نقشه شناختی به عنوان نقشه راه پیمانکاران برای مدیریت ریسک در پروژه های EPC عمل می کند. برای مثال، این راهکارها می تواند شامل برنامه ریزی دقیق، مدیریت قراردادها، مدیریت تامین مالی، مدیریت تدارکات، مدیریت ذینفعان و ... باشد. هدف اصلی این راهکارها پیشگیری از بروز چالش های احتمالی در پروژه می باشد.  نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که ارزیابی ریسک در پروژه های EPC بسیار حائز اهمیت است. پیمانکاران باید با شناسایی ریسک های اصلی و ارائه راهکارهای مدیریتی مناسب، از بروز چالش های احتمالی جلوگیری کنند. استفاده از ابزارهای تحلیلی مانند آنالیز سلسله مراتبی فازی و نقشه های شناختی سناریومحور می تواند به پیمانکاران در این زمینه کمک شایانی نموده و نقش بسزایی در موفقیت پروژه های EPC ایفا نماید.
۴۶۸۶.

طراحی مدلی برای انتخاب و پایش استراتژی همکاری با تامین کننده با استفاده از پایش پروفایلی فازی هزینه های پیش بینی نشده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۱۷
استراتژی همکاری با تأمین کننده نقش مهمی در قدرت سازمان در بازار امروز دارد. توانایی نظارت بر عملکرد تأمین کننده و پایش استراتژی همکاری بین سازمان و تأمین کننده یک قابلیت حیاتی برای حفظ رابطه قوی سازمان و تأمین کننده است. این مقاله با پایش مستمر عملکرد تأمین کننده در طول زمان به بررسی انتخاب مدل همکاری با تأمین کننده و پایش استراتژی همکاری در طول زمان می پردازد. برای این منظور یک مدل پایش پروفایلی فازی چندگانه در دو مرحله برای پایش هزینه های پیش بینی نشده تأمین کننده ارائه شده است. در گام نخست معیارها و شاخص ها برای ارزیابی فرآیند تحویل، کیفیت با توجه به منابع کتابخانه ای و نظر کارشناسان و نخبگان صنعت موردنظر استخراج می شود. در مرحله بعد، در فاز یک پایش با استفاده از روش  پارامترهای مدل مبنی بر تفاوت های متوالی را برای پروفایل فازی چندگانه فرآیند تحویل و کیفیت به صورت جداگانه محاسبه و پایش می شوند و در فاز دوم از روش نسبت درستنمایی برای نظارت بر پروفایل ها به صورت فازی در طول زمان استفاده می شود تا در صورت وجود هشدار در کمترین زمان ممکن نمودار کنترلی آن را نشان دهد. در آخرین مرحله با استفاده از نتایج پروفایل های فازی فرآیند تحویل و کیفیت و با استفاده از هوش مصنوعی و ابزار سیستم استنتاج فازی به پایش هزینه های پیش بینی نشده و تصمیم گیری در مورد تأمین کننده و پایش استراتژی اتخاذشده پرداخته می شود. این مدل در صنعت خودروسازی شرکت ایران خودرو و تأمین کننده قطعات گیربکس توسط شرکت نیرومحرکه اجراشده است. با توجه پایش مستمر عملکرد شرکت تأمین کننده در هزینه های غیرقابل پیش بینی، شرکت ایران خودرو استراتژی همکاری بلندمدت را انتخاب و پایش می کند.
۴۶۸۷.

بررسی ظرفیت جذب دانش و فناوری صنایع تولیدی و خدماتی (بررسی موردی شرکتهای دارویی و بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۳۷
در محیط نوین کسب و کار که دو ویژگی اصلی آن ابهام و پیچیدگی است، مزیت رقابتی سازمان ها بیش از آنکه وابسته به منابع فیزیکی آن ها باشد، به دانشی که در اختیار آن هاست بستگی دارد. یکی از مفاهیم مرتبط با دانش و فناوری در سازمان، مفهوم ظرفیت جذب دانش و فناوری است که در این پژوهش در سطح فردی به دو بعد توانایی و انگیزه کارکنان و در سطح سازمانی به فرایندهای یادگیری تقسیم می گردد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقاط ضعف و قوت سازمان ها در جذب دانش و فناوری می باشد. بدین منظور و برای پاسخگویی به سؤالات پژوهش، مدیران شرکت های داروسازی و بانک عنوان دو صنعت تولیدی و خدماتی مهم در بازار بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا با تحلیل عاملی تأییدی، برازش مدل های متغیرها تأیید گردید و در نهایت نتایج آزمون t تک نمونه ای نشان داد که با وجود ضعف در برخی زیر متغیرها؛ وضعیت جذب دانش و فناوری در سازمان های مورد بررسی در سطح قابل قبولی است. همچنین بر اساس نتایج آزمون فریدمن، شاخص های جذب با هم تفاوت معناداری دارند.
۴۶۸۸.

تحلیل راهبردهای احیای شرکت های تولیدی کوچک و متوسط رو به افول و ورشکسته به کمک مدل سازی تفسیری ساختاری (مورد مطالعه: صنایع غذایی استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۹۶
مقدمه و هدف: برای احیای موفق یک شرکت ورشکسته و یا رو به افول با عملکرد ضعیف، گستره وسیعی از راهبردهای احیا می توان در نظر گرفت که این راهبردها با یکدیگر برهم کنش دارند و بی توجهی به این موضوع، احیای شرکت های رو به افول، به ویژه شرکت های کوچک و متوسط را در عمل با مشکل روبه رو می کند؛ بنابراین هدف اصلی این پژوهش، ارائه مدل تفسیری ساختاری و تحلیل برهم کنش راهبردهای احیای شرکت های تولیدی کوچک و متوسط است.روش ها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و به دلیل اینکه مبتنی بر مدل سازی تفسیری ساختاری، به ارائه مدل سلسله مراتبی برهم کنش راهبردهای احیای شرکت های کوچک و متوسط در آستانه افول و ورشکسته می پردازد، می توان آن را پژوهش توصیفی پیمایشی به حساب آورد. ازآنجاکه بسیاری از شرکت های کوچک و متوسط صنایع غذایی در استان اردبیل طی چند سال گذشته رو به افول بوده یا ورشکسته شده و نیاز مند احیا هستند، این صنایع به عنوان مورد مطالعاتی این پژوهش انتخاب شدند. در مرحله نخست پژوهش برای بومی سازی عوامل افول این شرکت ها از غربالگری فازی استفاده شد؛ سپس برای تعیین راهبردهای مرتبط با هر عامل افول، مصاحبه با گروه کانونی شامل 10 نفر از خبرگان دانشگاهی و صنعتی، صورت گرفت و برای ارائه مدل برهم کنش و تجزیه وتحلیل قدرت نفوذ و همبستگی این راهبردها، مدل سازی تفسیری ساختاری و روش میک مک، با مشارکت همان خبرگان به کار رفت و از دو نرم افزار اکسل و متلب برای تحلیل داده ها استفاده شد.یافته ها: از تعداد 22 عامل افول شرکت ها که در پژوهش های قبلی شناسایی شده بودند، 19 عامل به عنوان عوامل افول شرکت های صنایع غذایی استان اردبیل تعیین شدند و سه عامل «وضعیت انحصار در بازار»، «عرضه بیش از نیاز بازار»، «نبود فرهنگ همکاری میان کارکنان و مدیران» به دلیل میزان اهمیت کمتر از 70 درصد در منظر خبرگان، حذف شد. برای این عوامل افول، 32راهبرد (بومی شده و جدید) تعیین شده و علاوه بر آن، کل راهبردهای احیا در قالب شش دسته راهبردهای مالی و اقتصادی، بازاریابی و مشتری مداری، منابع انسانی، مبتنی بر دانش، ساختاری و تعاملات، و کارایی تولید و عملیات نیز دسته بندی شدند. مدل سلسله مراتبی تفسیری ساختاری راهبردهای احیا که در شکل 2، نشان داده شده است، نشان می دهد که این راهبردها با یکدیگر رابطه کمک کنندگی و تسهیل کنندگی دارند و برای به کارگیری آن ها باید از سطح پایین ترین سطح این مدل، شروع به اقدام کرد. نتیجه قابل توجه دیگر اینکه اگرچه راهبردهای تعیین شده در قالب شش دسته ارائه شده اند، اما مدل نهایی نشان می دهد که برای اجرای این راهبردها، الزاماً نباید همه راهبردهای یک دسته را به طور هم زمان موردتوجه قرارداد؛ بلکه سلسله مراتب راهبردها به خوبی نشان می دهد که اولویت به کارگیری این راهبردها از پایین به بالا و از دسته بندی های مختلف است.نتیجه گیری: احیای شرکت های کوچک و متوسط ورشکسته و یا رو به افول صنایع غذایی، یک فرآیند تک بعدی نیست و راهبرد یکتایی برای آن وجود ندارد؛ بلکه باید ترکیبی از راهبردهای شش گانه شامل راهبردهای مالی و اقتصادی، بازاریابی و مشتری مداری، منابع انسانی، راهبردهای مبتنی بر دانش، ساختاری و تعاملات و کارایی تولید و عملیات را موردتوجه قرار داد و فرایند احیا را در یک قالب نظام مند و به صورت یک جریان مستمر و تدریجی به انجام رساند.
۴۶۸۹.

مواجهه تحلیلی با چالشهای شکست در اجرای پروژه های مدیریت دانش در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۶۱
یکی از مشکلاتی که سازمانهای ایرانی همواره با آن مواجهند عدم اجرای موفق پروژه های مدیریت دانش در سازمانها است، که به یکی از دغدغه های تصمیم گیران تبدیل شده است. اینکه چرا پروژه های مدیریت دانش در ایران عمدتاً به شکست منجر می شوند، یکی از مباحث مهم این مقاله محسوب می گردد. با توجه به اینکه اجرای مدیریت دانش یک نوع تغییر در سازمان محسوب می گردد، در این تحقیق مدیریت تغییر به عنوان یکی از پاسخ های پتانسیل مطرح می گردد. نوع رویکرد و انتظارات از مدیریت دانش در یک سازمان پاسخ دومی است که در این مقاله بدان پرداخته شده است. هدف این مقاله توصیف اهمیت مدیریت تغییر همزمان با پیاده سازی مدیریت دانش و همچنین، ارائه یک رویکرد و طبقه بندیِ متمایز از مدیریت دانش است. این مقاله که از نوع کیفی- توصیفی است و با روشی پدیدارشناسانه، سعی در پاسخ به این موضوع داشته و موانع و چالشهای موجود و عوامل شکست در مدیریت دانش را بررسی کرده و سپس از طریق استقراء پسینی، دسته بندی متمایز و جدیدی از مدیریت دانش را در هفت حوزه مختلف ارائه می کند. در نتایج تحقیق اولا، طبقه بندی جدیدی برای درک بهتر از مدیریت دانش ارائه می گردد، ثانیا، اجرای مدیریت تغییر همزمان با اجرای مدیریت دانش را ضروری تلقی می شود.
۴۶۹۰.

بهینه سازی دسترس پذیری – افزونگی در چندین سیستم سری – موازی چند حالته به صورت توام با در نظر گرفتن خرابی های چند مرحله ای و امکان انتخاب تامین کننده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۷۱
مقدمه و اهداف: با توجه به رقابتی شدن بازار و جهانی شدن آن نیاز به دسترس پذیری در طراحی محصول در دهه های اخیر موردتوجه قرارگرفته است. امروزه دسترس پذیری شامل نیازمندی های عملکردی، استفاده از استانداردها، طراحی، پیش بینی دسترس پذیری، مدل سازی دسترس پذیری و بازیابی و بررسی آن است. یکی از اهداف دسترس پذیری، طراحی سیستم هایی با حداکثر دسترس پذیری است. دسترس پذیری یک سیستم معمولاً به واسطه بهبود دسترس پذیری هر یک از اجزاء یا تخصیص اجزای مازاد بهبود می یابد. این بهبودها در عمل به واسطه استفاده از مواد بهتر، فرآیند ساخت بهتر، اصول طراحی استفاده شده و غیره ایجاد می شود. روش ها: در این پژوهش، یک رویکرد نوآورانه برای بهینه سازی چندین سیستم سری موازی چندحالته بررسی می شود. این رویکرد به جای محدود کردن بهینه سازی به یک سیستم به صورت جداگانه، به بهینه سازی هم زمان چندین سیستم و بهبود کارایی و عملکرد کلی آن ها می پردازد. در این سیستم ها، تعدادی زیرسیستم موازی قرار دارند که هر یک از این زیرسیستم ها دارای اجزای چندحالته است. این اجزا می توانند در حالت های مختلف عمل کنند و با ترکیب این حالت ها، عملکرد متفاوتی را ارائه دهند. یکی از نکات مهم موردتوجه در این مدل، تأثیر نرخ های خرابی چندمرحله ای بر سیستم ها است که از طریق ترسیم نمودار حالت به وضوح بررسی می شود. فرضیه های مختلفی در این مدل در نظر گرفته می شود؛ از جمله قابلیت انتخاب تأمین کننده با شرایط متفاوت، با در نظر گرفتن محدودیت های موجود در سیستم. علاوه بر این، اثرات فعالیت های فنی و سازمانی بر روی بازه های پیوسته بهینه سازی سیستم ها نیز بررسی و تحلیل می شود. در پایان با استفاده از الگوریتم فراابتکاری ژنتیک، مدل ارائه شده بهبود می یابد و نتایج حاصل از آن نشان می دهد که عملکرد سیستم به طور کامل بهبود یافته است. یافته ها: در این پژوهش یک مدل بهینه سازی ریاضی برای مدل سازی مسئله موردبررسی تحت مفروضات مطرح شده ارائه می شود؛ همچنین برای نمونه یک نوع مثال عددی در شرایطی که تابع توزیع انتقال حالت نمایی و فعالیت های فنی و سازمانی با شدت عملکرد مختلف هستند، ارائه می شود. در این نمونه، فرض می شود که نرخ عملکردی هر زیرسیستم با مجموع نرخ عملکردی اجزا آن و عملکرد سیستم با حداقل نرخ عملکردی زیرسیستم ها برابر است. می توان با توجه به توضیحات داده شده احتمال دسترس پذیری سیستم را محاسبه و هزینه سیستم را نیز می توان با استفاده از تابع هدف مدل محاسبه کرد. در مرحله بعد با استفاده از الگوریتم ژنتیک، مثال های ارائه شده حل و نتایج آن گزارش می شود.نتیجه گیری: با مطالعه مقاله ها و پژوهش های سال های اخیر می توان دریافت که همواره پژوهشگران عرصه مدل های تخصیص افزونگی، چه در زمینه سیستم های باینری و چه سیستم های چندحالته، کوشیده اند تا با در نظر گرفتن فرضیه های جدید و یا حذف کردن فرضیه های ساده سازی که از سال های گذشته در مبانی نظری این مدل ها باقی مانده بود، شرایط این نوع مسائل را به دنیای واقعی نزدیک تر کنند و به سؤال های بیشتری که ذهن تصمیم گیرندگان چنین سیستم هایی را در امر بهینه سازی مشغول کرده بود، پاسخ دهند. این رویکردها از سوی پژوهشگران به نام این موضوع اهمیت و ضرورت ارائه مدل های بهینه سازی ریاضی با در نظر گرفتن همه شرایط و محدودیت های سیستمی کاربران و مدیران را بیش ازپیش مهم تر کرده است. در این پژوهش نیز نشان داده شده است که می توان با افزایش ابعاد بهینه سازی مسائل تخصیص افزونگی، مدل هایی را تنظیم کرد که با دنیای واقعی انطباق بیشتری دارند.
۴۶۹۱.

تاثیر نوآوری باز بر عملکرد نوآورانه شرکت با تاکید بر نقش تعدیل گری تلاطم بازار(مطالعه موردی: شرکت های کوچک و متوسط تولیدی شهر سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۹۳
پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ متغییر، کیفی، از لحاظ زمان، مقطعی و از لحاظ نوع تحقیق، توصیفی پیمایشی و از نوع همبستگی - علی می باشد. جامعه آماری تمامی مدیران و کارشناسان واحدهای R&D، تولید، آموزش، بازاریابی و تحقیقات بازار شرکت های کوچک و متوسط تولیدی شهر سمنان می باشد. پژوهش حاضر در بازه زمانی پاییز و زمستان 1396 انجام شده است. نمونه گیری بر اساس منطق حداقل مربعات جزیی و به روش نمونه گیری تصادفی ساده می باشد. گردآوری داده ها از روش مطالعه کتابخانه ای و میدانی و با کمک ابزار پرسش نامه انجام شد. در تجزیه و تحلیل داده ها، فرآیندی چندمرحله ای صورت گرفت که شامل مراحل زیر می باشد: شناسایی مؤلفه ها با کمک ادبیات تحقیق، سپس بررسی پایایی مؤلفه های مذکور با کمک شاخص آلفای کرونباخ و CR، برای کفایت نمونه گیری، از شاخص KMO استفاده شد. سپس از آزمون تحلیل مسیر و همبستگی جهت پاسخگویی به سؤالات و فرضیه ها استفاده شد. در مراحل بعدی تحلیل عاملی تاییدی جهت پایش شاخص ها در هر سازه، همچنین روایی سازه مورد بررسی قرار گرفت. فرضیه های پژوهش همه تأیید شدند؛ و می توان گفت که نوآوری باز بر عملکرد نوآورانه شرکت تأثیر معنا داری دارد، همچنین نقش تعدیل گری تلاطم بازار معنادار می باشد.
۴۶۹۲.

نقش علوم مهندسی مبتنی بر شبیه سازی در توسعه فناوری (قسمت دوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۷۴
در حالی که استفاده از شبیه سازی های رایانه ای در علوم مهندسی در حدود نیم قرن پیش شروع شده است، تنها در دهه گذشته نظریه و فناوری شبیه سازی اثر عظیمی روی رشته های مهندسی گذاشته است. در این مقاله – که به دلیل طولانی بودن مباحث، در دو قسمت جداگانه تدوین شد- تأثیر بالقوه پیشرفت های علوم مهندسی مبتنی بر شبیه سازی روی علم و فناوری را بررسی کرده و چالش ها و موانع برای پیشرفت های بعدی را مورد شناسایی قرار داده ایم. در قسمت اول ، اهمیت علوم مهندسی مبتنی بر شبیه سازی به عنوان یک پیشنیاز برای علوم و مهندسی فردا را مورد بررسی قرار داده، برخی از کاربردهای قابل ملاحظه آن را که منافع و امتیازات بزرگی را به جامعه ارایه می دهد توصیف و پیشنهاداتی را عنوان نمودیم. در این قسمت (پایانی) از مقاله، مباحثی مانند بزرگ ترین موانع، چالش ها و فرصت ها در علوم مهندسی مبتنی بر شبیه سازی، شامل: "چالش مدل سازی و شبیه سازی چندمقیاسی، روش های تعیین عدم اطمینان، معتبرسازی و صحه گذاری مدل، سیستم های شبیه سازی پویا، حسگرها، معیارها و شبیه سازی های همگن، چشم اندازهای جدید در نرم افزار شبیه سازی، ضرورت داده- بزرگ در شبیه سازی و نقش تجسم در علوم مهندسی مبتنی بر شبیه سازی و همچنین الگوریتم های نسل بعدی و عملکرد محاسباتی" و بالاخره، اثر علوم مهندسی- مبتنی بر- شبیه سازی روی سیستم آموزشی مهندسین، دانشمندان و متخصصین فردا مورد بررسی قرار گرفته است.
۴۶۹۳.

توسعه مدل D-optimal دومرحله ای به منظور انتخاب ترکیب اجزای سیستم های تولید انعطاف پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف: سیستم تولید انعطاف پذیر FMS، از ایستگاه های تولیدی ای شکل گرفته است که با سیستمی خودکار به یکدیگر متصل شده اند و توسط یک کامپیوتر مرکزی کنترل می شوند. هدف اصلی مقاله، بهینه سازی انتخاب اجزا و ترکیبات تجهیزات با حداقل آزمایش و بیشترین دقت نتایج در این سیستم است که می تواند در کاهش هزینه ها، بهبود فرایندها و افزایش بازده تولید تأثیر بسزایی داشته باشد. مطالعه موردی این پژوهش صنعت الکترونیک است. در این صنعت فرایندهای تولیدی بسیار پیچیده است و استفاده از اتوماسیون ضرورت دارد. در واقع انتخاب بهترین ترکیب از تجهیزات پیشرفته و اتوماتیک برای دستیابی به انعطاف پذیری سیستم تولیدی، مسئله بسیار مهمی برای مدیران خط است تا بتوانند پاسخ گویی به سفارش های مشتریان به موقع پاسخ دهند. این در حالی است که مسئله در دسته H2C قرار دارد و می بایست ترکیب بهینه ای از تجهیزات انتخاب شود. روش: در این پژوهش برای دستیابی به بهترین ترکیب از تجهیزات، از روش D-Optimal دو مرحله ای استفاده شده است. برای محاسبه شاخص های تولید به ازای ترکیبات تجهیزات مورد استفاده در وضعیت فعلی خط تولید و سایر ترکیبات، شبیه سازی گسسته صورت می گیرد. طبق نتایج محاسبه شده برای شاخص ها و روش وزن دهی، سطح پاسخ «y» مربوط به آزمایش ها محاسبه می شود. هر یک از نتایج به دست آمده، ورودی یک آزمایش در طرح D-Optimal است. آزمایش ها بر اساس سطح اتوماسیون تجهیزات دسته بندی می شوند و به دلیل نزدیک بودن سطح پاسخ آن ها، فقط برای هر دسته از آن ها شبیه سازی صورت می گیرد تا با آزمایش ها نتایج دقیق تر و هزینه کمتر شود. در مرحله اول طرح، کلیه ترکیبات از تجهیزات بررسی می شود و در مرحله دوم طرح، برای کلیه حالات دسته بندی منتخب از مرحله اول، شبیه سازی صورت می گیرد و با توجه به سطح پاسخ به دست آمده از آن ها، طرح بررسی می شود. یافته ها: در مرحله اول، کلیه حالات از سطح اتوماسیون تجهیزات دسته بندی و از هر دسته، یک نمونه انتخاب شد؛ سپس کلیه حالات ترکیبات از اجزای FMS و تجهیزات اتوماتیک بررسی شد. بر اساس محاسبات صورت گرفته، سطح پاسخ بهترین ترکیب در این مرحله 09/14733 به دست آمد و با بررسی دقیق جزئیات، سطح پاسخ های این دسته و کلیه حالات آن در مرحله دوم، مقدار سطح پاسخ برای بهترین حالت برابر با 88/151317 به دست آمد. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که میزان استفاده بهینه از تجهیزات اتوماتیک 8/92 درصد است. بر این اساس، فهرستی از بهترین ترکیب تجهیزات انتخاب شده پیشنهاد شده است؛ سپس بهره وری خط در بهترین حالت از ترکیبات تجهیزاتی که مشخص شد با حالت دوم محاسبه شده از ترکیبات بهینه و وضع موجود خط مقایسه شده است. نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده از طراحی آزمایش ها، استفاده صرف از تجهیزات کاملاً اتوماتیک، کارایی سیستم های تولیدی را افزایش نمی دهد؛ بلکه برآورد میزان اتوماسیون در خطوط مونتاژ نیز به محاسبات بسیار دقیق نیاز دارد.
۴۶۹۴.

طراحی استراتژی پیاده سازی متوازن تکنولوژی هوشمند در مدیریت زنجیرۀ تأمین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۸۱
هدف: زنجیره های تأمین بیش از پیش به فناوری اطلاعات و به روزرسانی اطلاعات بی درنگ در شبکه ها وابسته هستند. فناوری های نوظهور چهارمین انقلاب صنعتی را شکل داده اند و در این میان، زنجیره تأمین هوشمند، جزء ضروری آن محسوب می شود. تکنولوژی هوشمند فناوری با ترکیبی منحصربه فرد از ویژگی های هوشمند، برای تبدیل عملکردهای زنجیره تأمین از منشأ تا ارتقای عملکرد، پتانسیل بسیار زیادی دارد. این ترکیب با مفاهیم بسیاری مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، واقعیت توسعه یافته، بلاکچین و... بیان می شود و از طریق نظارت بر تجهیزات زنجیره تأمین، به عملکرد زنجیره تأمین کمک می کند. روش: این پژوهش با هدف طراحی استراتژی پیاده سازی متوازن تکنولوژی هوشمند در مدیریت زنجیره تأمین، به شیوه توصیفی اجرا شده است. در راستای این هدف و تعیین استراتژی، برای جمع آوری داده ها در پژوهش حاضر، از طریق روش نمونه گیری هدفمند و معیارمحور خبرگانی انتخاب و با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته ای انجام شد. خبرگان مشارکت کننده دارای تحصیلات دانشگاهی در حوزه های مدیریت بازرگانی در گرایش های مختلف بازاریابی، استراتژیک و تجارت الکترونیک بودند. سپس داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. تعداد شرکت کنندگان در بخش کیفی، پس از رسیدن به اشباع نظری، ۱۱ نفر بود. بعد از تحلیل داده ها با کمک تحلیل سوات، عوامل تأثیرگذار داخلی و خارجی زنجیره بررسی شد. بر اساس نتایج کیفی، برای رتبه بندی و تعیین میزان اثرهای هر یک از عوامل، از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. یافته ها: مفاهیم به دست آمده، بر اساس ماتریس سوات (فرصت، قوت، ضعف و تهدید)، در قالب ۴ معیار محوری و ۲۸ زیرمعیار ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و دسته بندی ﺷﺪند. نتایج تحقیق نشان داد که در بین مضامین فرصت، همگام سازی مدیریت جریان های مادی، مالی و اطلاعاتی با وزن 517/0 در رده نخست اهمیت قرار دارد. در بین مضامین قوت، اولوی ت با تضمین شفافیت در تعامل شرکت کنندگان زنجیره تأمین با وزن 80/0 است. در بین مضامین ضعف، افزایش هزینه، به دلیل راه اندازی تکنولوژی هوشمند با وزن 557/0 در اولویت قرار گرفت. در بین مضامین تهدید، عدم وجود استاندارد جهانی برای تضمین امنیت زنجیره تأمین با وزن 460/0 در اولویت قرار گرفت. بدین صورت فرایند ایده گیری و تعیین مجموعه کلی راهبردها برای مدیریت، توسعه و بهبود تکنولوژی هوشمند در مدیریت زنجیره تأمین مشخص شدند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده در طول مطالعه، پتانسیل بالای تکنولوژی های هوشمند را برای بهینه سازی مدیریت زنجیره تأمین تأیید می کند. اجرای یک رویکرد سیستماتیک، امکان ارزیابی چشم انداز (مزایا و مشکلات) و اجرای آن را در یک مجموعه فراهم می کند. توسعه راهبردهای جایگزین نتیجه اجرای یک رویکرد سیستماتیک برای انجام مطالعات جامع عوامل خارجی و داخلی و روابط بین آن ها، در ارزیابی فرصت ها و تهدیدهای بالقوه است. این مقاله با نشان دادن اینکه چگونه تکنولوژی های هوشمند مدیریت زنجیره تأمین را بهبود می بخشد، به طور برجسته ادبیات کنونی بازاریابی را غنی می کند، موضوعی که در مطالعات قبلی نادیده گرفته شده است.
۴۶۹۵.

ارزیابی و تحلیل ابعاد مدیریت نوآوری با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری در شرکت گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۹۹
موفقیت مدیریت نوآوری برای بنگاه های اقتصادی در شرایط اقتصادی دوران پسا تحریم یکی از مباحث مهم و اساسی در حفظ شرکت ها برای بقاء می باشد . لذا ارزیابی میزان موفقیت شرکت ها در مدیریت نوآوری اقدام به طراحی مدل معادلات ساختاری ارزیابی آن نموده ایم که به صورت موردی در شرکت گلستان که یکی از زیرمجموعه های هلدینگ گلستان می باشد صورت پذیرفته است . در این پژوهش پنج بعد فرآیندهای سازمانی ، فضای سازمانی حمایت از نوآوری ، یادگیری ، استراتژی و ارتباطات بیرونی سازمان مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت است . در این پژوهش به وضعیت موجود و ارائه راهکارهای بهبود به طور مشخص اشاره شده است .
۴۶۹۶.

شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه سیستم حمل و نقل مبتنی بر فناوری وسایل نقلیه برقی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۸۶
سیستم حمل و نقل به عنوان یک سیستم اجتماعی- فنی، دارای مضراتی نظیر وابستگی به سوخت های فسیلی و ایجاد آلایندگی است که فناوری وسایل نقلیه برقی قادر به پاسخگویی به آن است. با توجه به الزاماتی جهت کاربرد این فناوری، هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه سیستم حمل و نقل مبتنی بر وسایل نقلیه برقی در کشور ایران با استفاده از چارچوب سیستم اجتماعی- فنی حمل و نقل و سپس بررسی روابط میان این عوامل است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان صنعت، اساتید دانشگاهی و سیاست گذاران حوزه خودروی برقی کشور و نمونه آماری آن شامل 15 نفر از آنهاست. ابتدا با استفاده از مرور پیشینه و 8 مصاحبه نیمه ساختار یافته طی سال 1401 عوامل مؤثر شناسایی و با استفاده از پرسشنامه دلفی فازی ، مرتبط بودن عوامل بررسی شد. سپس با توزیع پرسشنامه دیمتل فازی میان 15 خبره، ارتباط و اهمیت عوامل بررسی شد. بر اساس یافته ها، سیاست ها و مشوق های حمایتی، تدوین نقشه ملی تحرک برقی، هماهنگی میان ذینفعان، تنظیم گری، تولیدکننده و تأمین کننده داخلی، نیاز جامعه کاربری، ساختار بازار و ویژگی -جامعه شناختی جامعه کاربری به ترتیب تأثیرگذارترین اجزای این سیستم اند. بنابراین توجه به این اجزای مهم و تأثیرگذار، در حرکت موفق از سیستم حمل و نقل متعارف به سیستم مبتنی بر وسایل نقلیه برقی راهگشا خواهد بود.
۴۶۹۷.

مدل ریاضی چند هدفه برای بهینه سازی جمع آوری و بازیافت پسماند های شهری در شرایط عدم قطعیت (مورد مطالعه: شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۶۰
در این تحقیق با استفاده از روش برنامه ریزی خطی عددصحیح مختلط دوهدفه، یک شبکه بهینه زنجیره تامین جمع آوری و بازیافت پسماندهای شهری با لحاظ تفکیک از مبداء و نیز عدم قطعیت در سرانه تولید پسماند شهروندان ارائه گردیده است. با توجه به وجود عدم قطعیت در پارامترهای مسئله از روش برنامه ریزی تصادفی دو مرحله ای برای مدل سازی مسئله استفاده شده است. توابع هدف شامل یک تابع اقتصادی برای حداقل سازی هزینه های سرمایه گذاری و یک تابع هدف اجتماعی برای حداکثرسازی مقدار بازیافت می باشد. به منظور حل دقیق مسئله در ابعاد بزرگ از روش آزادسازی لاگرانژ استفاده شده است.برای صحت سنجی و تایید کارایی مدل ارائه شده در این تحقیق، مدل روی یک مطالعه موردی در شهر کرج پیاده سازی شد. با توجه به نتایج یه دست آمده ، برای افزایش میزان بازیافت در شبکه زنجیره تامین پسماند ، نیاز به سرمایه گذاری های زیرساختی و عملیاتی بیشتر می باشد. با افزایش بازیافت، آثار زیان بار زیست محیطی و تخریبی دفن و سوزاندن پسماندها کاهش خواهد یافت. روش حل آزادسازی لاگرانژ، می تواند بعنوان یک روش حل مناسب برای کاهش زمان حل مسائل مورد استفاده قرار گیرد . در این پژوهش ، مشاهده شد که روش آزادسازی لاگرانژ در مقایسه با حل کننده تجاری سیپلکس می تواند مسائل در مقیاس بزرگ را با دقت مناسب و در زمانی کمتر حل کند.
۴۶۹۸.

بررسی تأثیر نگهداری 4.0 بر عملکرد تولید پایدار: رویکرد ترکیبی فازی DEMATEL - ISM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۸۱
هدف: پیاده سازی صنعت 4.0 در سازمان های تولیدی می تواند به آن ها کمک کند تا نگهداری پیش بینی شده راه اندازی کرده و پایداری را در سازمان ایجاد کنند، این مطالعه به بررسی تأثیرات نگهداری 4.0 و قابلیت های آن بر عملکرد تولید پایدار در یک شرکت پیشرو فولادی می پردازد.روش شناسی: ابتدا با استفاده از دیدگاه های مدیران شرکت، 28 شاخص معتبر شناسایی شد؛ سپس با استفاده از ترکیبی از روش های DEMATEL فازی و مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) در قالب یک الگوریتم متوالی، شدت و جهت تأثیرات بین شاخص ها توضیح داده شد.یافته ها: بر اساس نتایج تحلیل داده ها، بُعد اجتماعی تولید پایدار در شرکت، بیشترین تأثیر را بر دیگر بُعدهای پایداری داشته و بُعد اقتصادی تاثیرپذیر ترین بُعد نسبت به بُعدهای دیگر پایداری بود. همچنین، برای رسیدن به پایداری در محصولات شرکت، ارتباط / همکاری بلادرنگ بین کارکنان، ماشین ها و حسگرها به عنوان موثرترین قابلیت نگهداری 4.0 شناسایی شد. علاوه بر این، هزینه های عملیاتی به عنوان شاخص عملکردی تاثیر پذیر ترین مورد شناسایی شده است. طبق نتایج مطالعه، دیجیتال سازی و پایداری به عنوان شاخص های پیوندی و وابسته مورد شناسایی قرار می گیرند که تاثیر بالایی در ارتقاء عملکرد سازمان ایجاد کنند.ارزش و نوآوری: در پژوهشهای قبلی، تمرکز اصلی بر روی شاخص های عملکرد سنتی نگهداری بوده است درحالی که شدت و جهت تأثیرات صنعت 4.0 و فناوری های آن بر نگهداری و از آن رو عملکرد تولیدی به صورت کامل در یک پژوهش و با استفاده از رویکرد ترکیبی فازی DEMATEL-ISM بررسی نشده است.
۴۶۹۹.

تعیین کارایی واحدهای تصمیم گیرنده با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها درحضور عامل های عملکردی دو نقشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۶۹
تحلیل پوششی داده ها رویکردی مبتنی بر برنامه ریزیِ ریاضی، برای ارزیابیِ نسبیِ واحدهای تصمیم گیرنده ای است که مانند سیستم های تولیدیِ مشابه و متمایزی در نظر گرفته می شوند. در این رویکرد، عملکرد هر واحد در قالب عملیاتِ تبدیل منابع (ورودی ها) به محصولات (خروجی ها)، توصیف می گردد. در مدل های سنتیِ تحلیلِ پوششیِ داده ها، فرض بر این است که نقشِ هر عاملِ عملکردی (به عنوان ورودی یا خروجی) مشخص است، اما در برخی از مسائل دنیایِ واقعی، ممکن است یک یا چند عامل، با توجه به ماهیتِ ارزیابی و یا نگرشِ تصمیم گیرندگان، به عنوان عوامل دونقشی معرفی شوند. این عوامل می توانند نقش ورودی، خروجی و یا حتی نقش بی اثر در ارزیابیِ عملکرد واحدها ایفا کنند. در مقاله ی حاضر دو مدل جدید برنامه ریزی خطی مبتنی بر مفاهیم انحراف در شرط کارایی و اوزان مشترک، برای تعیین وضعیت عوامل دونقشی و سپس محاسبه ی کاراییِ واحدهای تصمیم گیرنده ارائه می شود. مزایای اصلیِ مدل های پیشنهادی کاهش چشمگیر محاسبات و تعداد دفعات حل مدل و همچنین دخالت دادن همه ی واحدهای تصمیم گیرنده جهت تعیین نقشِ یک باره ی عامل ها جهت ارزیابی واحدهای تصمیم گیرنده است. به منظور بررسی عملکرد مدل های پیشنهادی، از داده های مربوط به ارزیابیِ هیجده تأمین کننده در حضور دو ورودی، سه خروجی و دو عامل دونقشی استفاده شده است. نتایج به دست آمده، نشان داد که در مقایسه با مدل های دیگر، مدل های پیشنهادی هم ازنظر محاسباتی به صرفه تر بوده و هم تعیین نقش و ارزیابی واحدها به کمک وزن های به دست آمده از این مدل ها، انتظارات موردنظر تصمیم گیرندگان را بهتر و منطقی تر برآورده می کنند.
۴۷۰۰.

نوآوری در آکومولاتور گازی با به کارگیری نوآوری نظام یافته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۰۷
توسعه فناوری عمدتا بستگی به خلاقیت طراحان محصول یا فناوری دارد. از آنجا که فرصت های جدید برای توسعه فناوری نوین باید توسط متخصصان مورد بررسی قرارگیرد؛ لذا خلق ایده های نوآورانه برای توسعه فناوری و کارآفرینی موفق ضروری است. یکی از روش های خلاقانه حل مسئله، نوآوری نظام یافته ( TRIZ ) بوده و در سال 1946 توسط گنریش آلتشولر روسی پایه گذاری و طی سال های گذشته، به ابزاری کاربردی برای اختراع کردن و حل مسائل فنی با پیچیدگی های گوناگون تبدیل شده است. این مقاله به منظور بررسی میزان قابلیت TRIZ برای حل مسائل مهندسی تدوین شده و در آن سعی می شود مراحل شناسایی، حل مسئله توسط TRIZ برای یک آکومولاتور گازی، پیاده سازی شده و ایده های نوآورانه ای حاصل و سپس امکان سنجی این ایده ها جهت عملیاتی شدن مورد ارزیابی قرارگیرد. بدیهی است هر ایده نوآورانه قابل اجرا فرصتی است در جهت کارآفرینی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان