فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۴۱ تا ۲٬۷۶۰ مورد از کل ۴٬۹۲۷ مورد.
ارزیابی عوامل کلیدی پیاده سازی موفق تولید در کلاس جهانی با استفاده از رویکرد یکپارچه مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM)، تئوری گراف و رویکرد ماتریسی (GTMA) (مطالعه موردی:گروه ایران خودرو و سایپا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۵ بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱
63 - 81
حوزههای تخصصی:
تولید در کلاس جهانی (WCM) یک مفهوم کلیدی و مهم در جهان معاصر است که توجه بسیاری از صنایع را به خود جلب کرده است. بسیاری سازمان ها از سیستم تولید در کلاس جهانی به منظور رقابت در بازار جهانی استفاده می کنند. دیدگاه های گوناگونی درمورد فلسفه و مفاهیم ویژگی های WCM مطرح است اما آنچه به عنوان عنصر کلیدی مطرح است، رسیدن به عملکردی مطابق با "بهترین ها در سطح جهانی" است. تاکنون عوامل متعددی شناسایی شده اند که بر پیاده سازی موفق تولید در کلاس جهانی مؤثر هستند، اما پژوهش های کمی در حوزه ارزیابی این عوامل در کشورهای در حال توسعه انجام شده است. هدف اصلی این مقاله، ارائه تکنیکی برای ارزیابی عوامل کلیدی پیاده سازی موفق تولید در کلاس جهانی و مقایسه توانایی دو شرکت مورد مطالعه در پیاده سازی WCM، با توجه به شاخص نهایی به دست آمده برای هر شرکت است. این تکنیک ترکیبی از دو رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM)، تئوری گراف و رویکرد ماتریسی (GTMA) است که در دو شرکت خودروسازی (ایران خودرو و سایپا) به کار گرفته شده است. براساس نتایج این پژوهش، امکان تعیین میزان توانایی شرکت ها در پیاده سازی WCM، همچنین مقایسه و رتبه بندی شرکت ها از حیث توانایی در پیاده سازی WCM با توجه به شاخص هر شرکت فراهم می شود.
دوسوتوانی همزمان، الگوی مناسب سازماند هی فعالیت های اکتشاف و بهره برداری در سازمان های پژوهش و فناوری
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲۲
21 - 32
حوزههای تخصصی:
دانش به عنوان منبع مزیت رقابتی دارای اهمیت راهبردی در کسب و کارهای خدماتی دانش بنیان است و در یک محیط رقابتی، عملکرد برتر فقط از طریق نوآوری مستمر می تواند پایدار گردد. نوآوری مستمر نیازمند یادگیری بوده و مهمترین عنصر مربوط به یادگیری سازمانی موضوع «اکتشاف» و «بهره برداری» است. براین اساس سازمان های کارآفرین باید بصورت متوازن در رابطه با اکتشاف و بهره برداری اقدام نمایند و داشتن توازن مناسب در توانمندی های اکتشاف و بهره برداری از فرصت ها، ضرورت اصلی در فضای کسب و کار متغیر با تغییرات سریع فناورانه است. براین اساس در این مقاله مبانی نظری سازماندهی فعالیت های اکتشاف و بهره برداری در درون سازمان های کارآفرین مورد بحث قرار می گیرد. سپس به ساختارهای مختلف مورد استفاده در سازمان های پژوهش و فناوری در خصوص سازماندهی فعالیت های اکتشاف و بهره برداری پرداخته و دلایل مطلوبیت مفهوم «ذو وجهیت همزمان» به عنوان راه حل سازمانی برتر در سازمان های پژوهش و فناوری تشریح می شود. در ادامه وظایف هر یک از بخش های اکتشاف و بهره برداری در سازمان های پژوهش و فناوری تبیین شده و چگونگی ایجاد توازن در این فعالیت ها و هماهنگ نمودن آنها تشریح می شود. در پایان نیز به جمع بندی مطالب پرداخته می شود.
بهبود فرایند QFDبه کمک تحلیل ذینفعان: ابزاری کارا برای برنامه ریزی استراتژیک ملی( مطالعه موردی نقشه جامع علمی کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
QFD ابزاری برای تبدیل خواستههای مشتریان به ویژگیهای فنی محصولات است و یکی از زمینه هایی که اخیراً استفاده از QFD در آن مورد توجه قرار گرفته، برنامه ریزی استراتژیک میباشد. اما موضوع اینست که اگر این خواسته ها حقیقتاً اهم خواسته های مهمترین ذینفعان سازمان نباشند، خسارات سنگین بهبار میآید. این مشکل بخصوص در مورد برنامه ریزی استراتژیک صادق است. لذا پیش از شروع فرایندQFD ابتدا شناسایی، طبقه بندی و ارزیابی ذینفعان از اهمیت بالایی برخوردار است. این مقاله تلاش میکند برای هدف مزبور راهی بیابد یعنی با بکارگیری مدلی تلفیقی از فرایندQFD و رویکرد ارزیابی ذینفعان، ابزاری بسازد که با آن بتوان برنامهریزی استراتژیک در سطح ملی را با اطمینان خاطر و اعتبار بیشتری انجام داد. به عنوان یک مطالعه موردی، اولویت بندی راهبردهای مندرج در نقشه جامع علمی کشور مورد توجه بوده است. برای این منظور، یک مدل دومرحله ایQFD برای ترجمان نیازهای ذینفعان به اقدامات اجرایی در نظر گرفته شده است. نیازمندیهای ذینفعان مختلف استخراج شده، سپس پرسشنامه ای برای کشف نیازهای کلیدی آنان تهیه گردید. داده های گردآوری شده از پرسشنامه ها باتوجه به3 سناریوی تعریف شده: عدم طبقه بندی ذینفعان، طبقه بندی براساس معیار نوع شغل، و طیقه بندی براساس معیار سازمان محل خدمت ذینفعان بررسی و ملاحظه شد که اولویت بندی ذینفعان در هر دو حالت موجب تغییر در اقدامات اجرایی ملی مناسب برای پیاده سازی راهبردهای منتخب در راستای نیل به خواسته های ذینفعان نقشه جامع میشود. در مجموع باید گفت که گرچهQFD در طراحی استراتژی، ابزاری شناخته شده است اما کاربرد آن بویژه در سطح ملی، زمانی از اثربخشی و اعتبار بیشتری برخوردار خواهد بود که توجه کافی بر شناسایی و دستهبندی ذینفعان و خواستههای آنان به عمل آمده باشد. ادغام تحلیل ذینفعان درQFD راهکار مناسبی برای این منظور است که در این مقاله تاثیر آن بررسی و تایید شد.
طراحی وتبیین مدلی برای انطباق پذیری سازمانهای دولتی
حوزههای تخصصی:
دانشگاهها در معرض چالشهای محیطی متعددی قرار دارند که حیات و بقای آنها را تهدید می کند. هدف اساسی این پژوهش، ارائة الگویی مؤثر برای ارتقای ظرفیت انطباق پذیری دانشگاه پیام نور است. در بررسی حاضر، برای تحلیل داده ها ار روش نظریه داده بنیاداستفاده شد. روش نمونه گیری هدفمند از داده های متنی و مصاحبه با بزرگان مدیریت برای این منظور مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی عوامل تأثیرگذار در انطباق پذیری نیز الگوی 7S مکنزی به عنوان الگوی اولیه یا پایه انتخاب شد. در ادامه، الگوی جدیدی با عنوان FITNESS طراحی گردید که بر اساسآن برای نیل به انطباق پذیری یا حساسیت و پاسخگویی به محیط، سازمانها باید به ساختار، فرهنگ، راهبرد، بینشها، فرآیندها، فنّاوری و نیروی انسانی انطباق پذیر مجهز شوند. در نهایت، پیشنهادهایی برای انطباق پذیری دانشگاه پیام نور ارائه گردید.
اولویت بندی استراتژی های پایش وضعیت برای افزایش قابلیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ارایه الگوریتمی برای مدل کنترل موجودی (R,Q) با تابع تقاضای احتمالی و متاثر از مقدار کمبود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق سیستم سفارش های مستمر با اضافه کردن محدودیت تاثیرپذیری تقاضا از متوسط درصد کمبود بررسی شده که در آن بین افزایش مقدار کمبود و تعداد دفعات رخ دادن آن با کاهش تقاضا و انصراف مشتریان رابطه مستقیم وجود دارد. هدف از محدودیت فوق، مدل سازی هزینه های مرتبط با کسر اعتبار سازمان در فضای رقابتی است. در این تحقیق، ابتدا مدل ریاضی مساله مورد بررسی ارایه و سپس با توجه به پیچیدگی آن با دو الگوریتم فراابتکاری ژنتیک و انجماد تدریجی حل گردیده است. با توجه به اهمیت اجزا و پارامترها در عملکرد الگوریتم های فراابتکاری، اجزا و پارامترهای الگوریتم های ارایه شده براساس نتایج آزمایش ها صورت گرفته تنظیم شده است. در انتها با استفاده از تجزیه و تحلیل آزمایش ها صورت گرفته، نشان داده شده است که در این نوع مساله، الگوریتم انجماد تدریجی نتایج بهتری را ارایه می نماید.
زمان بندی حمل و نقل کامیون ها در زنجیره تامین با در نظر گرفتن بارانداز تقاطعی و با استفاده از الگوریتم های فراابتکاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دردنیای رقابتی امروز، سازمان ها با بهره گیری از علوم مدیریت، اقدام به ایجاد مزایای رقابتی می کنند. یکی از مهمترین علوم مدیریتی که در این زمینه مباحث بسیار سودمندی را مطرح کرده است، مدیریت زنجیره تامین می باشد. مدیریت زنجیره تامین نتیجه تکاملی مدیریت انبارداری است و به عنوان یکی از مبانی زیرساختی و مهم پیاده سازی کسب و کار است که در بسیاری از آنها تلاش اساسی برای کوتاه کردن زمان بین سفارش مشتری تا تحویل واقعی کالا می باشد. بارانداز تقاطعی[1] یکی از مهمترین گزینه ها برای کاهش زمان در زنجیره تامین می باشد. هدف اصلی در این مقاله تمرکز بر بهینه سازی برنامه ریزی کامیون های ورودی و خروجی با هدف به حداقل رساندن مدل تک هدفه زمان کل عملیات داخل زنجیره تامین می باشد. زمان بندی حمل و نقل در این مقاله، زمان بین مبداها و مقصدها، زمان تخلیه و بارگیری و جابجایی محصولات را کمینه سازی می نماید. از آن جا که این مدل مقاله از نوع صفر و یک بوده و متعلق به کلاس NP-hard است زمان حل آن ها با افزایش ابعاد مسأله به شدت افزایش می یابد. بنابراین برای پیدا کردن جواب های نزدیک بهینه مساله از الگوریتم های ژنتیک [2] و بهینه سازی گروه ذرات[3] استفاده شده است. سپس این الگوریتم ها با معیارهایی همچون زمان اجرا و کیفیت جواب ها با یکدیگر مقایسه شده و الگوریتم برتر در هر معیار مشخص گردید.
به کارگیری شبکه های عصبی در فناوری گروهی و مقایسه با نتایج روش های خوشه بندی k میانگین، ضریب شباهت و آرایش رتبه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین مسئله هنگام پیاده سازی فناوری گروهی در واحدهای صنعتی، در درجه ی اول تشکیل خانواده ی قطعات و دسته بندی قطعات براساس آن و در مرحله دوم حفظ سازگاری و ثبات این دسته بندی در طول زمان است. برای دسته بندی قطعات، رویکردهای مختلفی وجود دارد و اگر رویکرد استفاده از خصوصیات قطعات برای دسته بندی آن ها مورد استفاده قرار گیرد، اولین و مهم ترین گام، طراحی و پیاده سازی ساختاری برای کدگذاری و شناخت قطعات براساس خصوصیات آن ها است. در این پژوهش، کاربرد یک شبکه عصبی پس انتشار برای دسته بندی قطعات درقالب یک مطالعه ی موردی برای پین های کانکتورها و براساس خصوصیات آن ها مورد بررسی قرار گرفته و نتایج حاصل از آن با دسته بندی های صورت گرفته توسط تحلیل خوشه ای K میانگین، روش ضریب شباهت و خوشه بندی آرایش رتبه ای (ROC) برای همان قطعات مقایسه شده است. نتایج نشان دهنده قابلیت شبکه های عصبی برای دسته بندی قطعات براساس خصوصیات آن ها و برتری آن نسبت به روش تحلیل خوشه ای K میانگین است.
شبیه سازی سیستم واحد اورژانس و رتبه بندی سناریوهای بهبودی آن به کمک روش AHP-PROMETHEE(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دلیل افزایش روزافزون هزینه های سازمان های خدمات درمانی و الزام آنها به افزایش کیفیت و همچنین پیچیدگی سیستم های آنها، بحث تغییر و تحول و بهبود این سیستم ها از جایگاه ویژه ای برخوردار شده است. این مسئله که کدامیک از روش ها و سناریوهای تغییر، به ویژه در منابع، می تواند وضعیت بهتری را برای سیستم به وجود آورد نیز از مسائل مهم مورد بحث بوده است. در این راستا، شبیه سازی گسسته پیشامد، یکی از ابزارهای تصمیم گیری در تحقیق در عملیات که مبتنی بر داده های تصادفی است، کمک شایانی به تصمیم گیران و مدیران کرده است. در این تحقیق، ابتدا معیارهای عملکردی کلیدی سیستم واحد اورژانس بیمارستان قائم (عج) به کمک مقالات گذشته و نظرات خبرگان مشخص شدند، سپس این سیستم به کمک نرم افزار ارنا مدلسازی و شبیه سازی گردید. پس از وزن دهی معیارها توسط روش AHP، سناریوهای موردنظر خبرگان تعریف شدند و در پایان، به کمک روش رتبه بندی پرامتی سناریوها رتبه بندی شده و بهترین سناریو برای اعمال مشخص شد.