با توجه به تحولات فضای کسب و کار کنونی، دانش نقش بی بدیلی در تعیین شکوفایی و بالندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع دارد. بر همین اساس مدیریت دانش در تلاش است تا با تولید؛ تسهیم و نگهداری دانش از مهارتها و ظرفیتهای هر بنگاه اقتصادی یک مزیت رقابتی بسازد. بر همین اساس در اقصی نقاط جهان سازمانها جهت بقا و سودآوری در فضای کسب و کار اقتصاد دانش محور به شکلهای گوناگون از تکنیکها و روشهای مدیریت دانش بهره میگیرند. {1} با توجه به آنچه در باب اهمیت مدیریت دانش گفته شد در این مقاله تلاش شده است که به بررسی زمینه و وضعیت مدیریت دانش در سازمانهای ایرانی پرداخته شود. بدین منظور ابتدا به بررسی و مطالعه مدلهای موجود و پرکابرد مدیریت دانش پرداخته شده و سپس شرکت تالیا به عنوان مطالعه موردی معرفی شده است. جهت بررسی وضعیت موجود مدیریت دانش در سازمان مورد مطالعه با استفاده از مدل نوناکاتاکوچی به طراحی پرسشنامه ای جهت گردآوری داده های مورد نیاز پرداخته شده است. پس از گردآوری داده ها و پردازش آنها، امتیاز مدیریت دانش سازمان محاسبه شده است. سپس نمرات سازمان در هر هشت بخش مدل نوناکاتاکوچی بدست آمده است. و در نهایت وضعیت کلی مدیریت دانش و نقاط قوت و ضعف سازمان بر اساس این تحلیلها مشخص شده است.
اقدامات مدیریت دانش تحت تأثیر عوامل سازمانی قرار می گیرد و بر اثربخشی سازمانی تأثیر می گذارد. هدف این مقاله ، بررسی نقش میانجیگر مدیریت دانش در رابطه بین فرهنگ و راهبرد با اثربخشی سازمانی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل متخصصان منابع انسانی و تحقیق و توسعه بانک ملت است و اطلاعات و دادههای پژوهش با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شدند. یافتههای پژوهش نشان می دهد که مدیریت دانش کاملاً در رابطه بین فرهنگ و اثربخشی سازمانی و نسبتاً در رابطه بین راهبرد و اثربخشی سازمانی نقش میانجی بازی می کند. این مقاله یافتههای جدیدی را بر ادبیات مدیریت دانش می افزاید و بر اهمیت نقش تعاملی فرهنگ و راهبرد سازمانی در اثرگذاری بر اثربخشی سازمانی تأکید می کند
"مقدمه: سازمان ها برای به روز کردن اطلاعات منابع انسانی خود، اقدام به برگزاری دوره های آموزشی ضمن خدمت نموده اند که دوره های آموزشی ICDL (مدرک بین المللی کاربری کامپیوتر) یکی از مهم ترین این آموزش ها است. بنابراین تحقیق حاضر با هدف ارزیابی برخی از ابعاد دوره های آموزش ضمن خدمت ICDL از دیدگاه کارکنان و سرپرستان دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گردید.
روش بررسی: در مطالعه تحلیلی حاضر، جامعه آماری شامل کلیه کارکنان رسمی و پیمانی و سرپرستان شاغل در واحدهای مختلف دانشگاه علوم پزشکی تبریز (4345) نفر بود که از این تعداد 4220 نفر کارکنان و 125 نفر سرپرست بودند. در این تحقیق تعداد 351 نفر به عنوان نمونه آماری کارکنان و 94 نفر نمونه آماری سرپرستان با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار اندازه گیری این پژوهش دو پرسش نامه محقق ساخته بود که جهت تعیین اعتبار علمی ابزار از روش اعتبار محتوا و برای تعیین اعتماد علمی سؤالات پرسش نامه از روش آلفای Cronbach''s alfa استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های توصیفی و آمار استنباطی Mann–Whitney U، T-Test وKruskal Wallis بهره گرفته شد.
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که سرپرستان بیش از کارکنان به نقش و اهمیت دوره ها عقیده داشتند (05/0P < ). بین دیدگاه دو گروه در مورد نقش دوره ها در افزایش دانش، مهارت و عملکرد شغلی کارکنان و هماهنگی دوره های ICDL با نیازهای شغلی کارکنان تفاوت معنی داری وجود نداشت (05/0P < ). کارکنان بیشتر از سرپرستان به تاثیر عوامل مادی در ارتقای انگیزه کارکنان معتقد بودند (05/0P < ). همچنین گروه کارکنان میزان مهارت، دانش و تسلط مدرسان دوره ها را در ارایه مطالب درسی در حد بالا ارزیابی کردند. بین میزان مفید بودن دوره های ICDL در رسته های شغلی مختلف دانشگاه، اختلاف معنی داری وجود داشت (05/0P < ) (دوره های فوق در رسته شغلی اداری مالی مفیدتر بودند).
نتیجه گیری: کارکنان دانشگاه باید از نقش و اهمیت دوره های ICDL بیشتر آگاه شوند، عوامل مادی را نیز باید در افزایش انگیزه شرکت آن ها در کلاس ها در نظر گیرند و با کاربردی نمودن دوره های ICDL می توان از سرمایه گذاری انجام شده، حداکثر استفاده را به عمل آورد.
"
امروزه دانش به عنوان یک سرمایه و دارایی غیرملموس جایگاه مهمی در سازمان ها پیدا کرده است. به کارگیری هرچه بهتر و موثرتر دانش سازمانی به صورت سازمان دهی شده و مدیریت شده و تلفیق آن در فرهنگ سازمانی، پیشرفتی قابل توجه از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سازمان ها ایجاد می کند. اما از سوی دیگر مدیریت دانش ناموفق هم می تواند هزینه هنگفتی را به سازمان تحمیل کند. بنابراین شناخت عوامل موفقیت مدیریت دانش و به کار بردن آنها می تواند راهنمایی برای مدیریت بهتر آن باشد. عوامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان ها از زوایای مختلف در تحقیقات گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گرفته و مورد کاوی های مختلفی در سازمان ها و شرکت ها در جهان برای بررسی این عوامل صورت گرفته است. در این مقاله سعی شده تا با دیدگاهی متفاوت این عوامل در چرخه مدیریت دانش یعنی کسب و تولید دانش، عرضه و به اشتراک گذاری دانش و به کارگیری دانش استخراج شده و چارچوبی برای این عوامل ارائه شود. همچنین اولویت این عوامل در هر مرحله با استفاده از آزمون های مناسب آماری مشخص می شود. بر اساس نتایج به دست آمده از این تحقیق، 17 عامل رتبه اول تا هفتم را در بین عوامل اولویت دار در سه مرحله فرایند کسب، عرضه و به کارگیری دانش به خود اختصاص داده اند و از میان آنها، عوامل مشوق های انگیزشی مناسب، حمایت مدیریت ارشد، یادگیری مداوم و فضای آزاد سازمانی بیشترین فراوانی را در هر سه فرایند داشته اند.
سازمان های عصر حاضر در یک محیط کاملا رقابتی و بسیار پویا فعالیت می کنند که مهم ترین سرمایه آنها، کارکنان شان می باشد. استمرار و تداوم مزیت رقابتی سازمان ها، در چنین شرایطی در داشتن کارکنان دانش گرا، خلاق و نوآور است که می توانند با اصلاح یا تغییر آگاهانه در کارکردها و فرآیندها مزیت پایدار برای سازمان خود خلق نمایند.
سیف الهی و داوری (1388) اشاره دارند که دانش، امروز در قلب اقتصاد جهان قرار دارد و مدیریت دانش در کسب موفقیت سازمان ها یک امر حیاتی تلقی می شود. بنابراین استقرار آن بیش از گذشته ضرورت یافته است. عوامل متعدد و بیشماری در موفقیت استقرار مدیریت دانش نقش دارند. یکی از این عوامل سرمایه اجتماعی است. تحقیق حاضر در جامعه مورد مطالعه، یعنی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8، از سرمایه اجتماعی که باعث به اشتراک گذاشتن بهتر دانش، ایفا دانش سازمانی، ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد و همکاری، روح تعاون، کمک به آموزش، افزایش فعالیت های مرتبط با ثبات سازمانی و درک مشترک می شود، در جهت افزایش آمادگی سازمانی برای استقرار مدیریت دانش استفاده می گردد.
نتایج حاصل از ادبیات موضوع و یافته های حاصل از تحقیق میدانی، نشان می دهد که بین سرمایه اجتماعی و عامل فرهنگ سازمانی، عامل ساختار سازمانی، عامل زیر ساخت و عامل محتوایی تغییر که از متغیرهای آمادگی مدیریت دانش هستند، رابطه معنی داری وجود دارد. در بررسی میزان همبستگی از یک طرف نتایج مطالعه نشان می دهد که بین وضعیت موجود پنج عامل آمادگی استقرار مدیریت دانش تفاوت معنی داری وجود دارد. بنابراین می توان گفت، عوامل مرتبط با آمادگی استقرار مدیریت دانش رتبه های یکسانی ندارند، بطوریکه بیشترین آن مربوط به محتوای تغییر و کمترین آن مربوط به ساختار سازمانی است.
سازمان ها یا تغییر می کنند، یا نابود شده و از بین می روند. یکی از تغییرات مهم اواخر قرن بیستم، ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات است. فناوری اطلاعات یکی از عوامل مهم پیشرفت در جوامع امروزی است. این مبحث جدید به سرعت رشد کرده و تغییرات بنیادینی در جوامع ایجاد نموده است. امروزه در هر سازمان و یا شرکتی اعم از دولتی یا خصوصی، بحث به کارگیری فناوری اطلاعات مطرح است.
یکی از مهمترین بخش های مطرح در این زمینه، هوش مصنوعی و سیستم های خبره بوده است که ظهور این سیستم ها جهش بزرگی در این عرصه محسوب می شود. در این میان، بخش نظامی یکی از اولین حوزه هایی بوده که نسبت به طراحی و توسعه این سیستم ها تلاش نموده و بی تردید، یکی از موفق ترین بخش ها در این زمینه بوده است.
در این مقاله، پس از بررسی تغییرات به وجود آمده در جوامع و سازمان ها، به بررسی اهمیت هوش مصنوعی و سیستم های خبره با توجه به این تغییرات پرداخته می شود و پس از معرفی نمونه هایی از کاربردهای این سیستم ها در بخش نظامی، سیستم خبرة طراحی شده برای عیب یابی سلاح های انفرادی (کالیبر کوچک) موجود در نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران با استفاده از VP-Expert ارائه می گردد.
اعتلای صنعتی و اقتصادی هر جامعه ای مرهون پژوهش های علمی و سازمان یافته آن جامعه است. نقش مهمی که فرآیند تجاریسازی در این میان ایفا میکند، موضوع اصلی مقاله حاضر است که با بررسی مفاهیم، فرآیندها و مدل های تجاریسازی دانش در دنیا و با توجه به کارهای مؤثری که در دانشگاه های معتبر دنیا رخ داده است، به مکانیزمی قابل استفاده در دانشکده های مدیریت دانشگاه های مختلف کشور دست یابد. روش پژوهش مورد استفاده، گراندد تئوری (نظریه داده بنیاد) است. روش گردآوری داده ها مصاحبه عمیق با استادان دانشکده های مدیریت بوده و نمونه گیری به روش گلوله برفی انجام شده است. نتایج مصاحبه ها در قالب سه مقوله، ضرورت ها، موانع و الزامات تجاریسازی دانش دسته بندی و در پایان نیز، مکانیزم تجاریسازی دانش ارایه شده است.
"
مقدمه: کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی پزشکی در حکم سازمانهای خدماتی، به جهت ارتقای بیشتر کیفیت خدمات خود، پاسخگویی هر چه بیشتر به مراجعان و به منظور بهبود عملکرد سازمان مادر، نیازمند روشهای استانداردی برای سنجش و ارزیابی خدماتشان میباشند تا بر مبنای آن بتوانند نیازهای کاربران خود را که منتهی به عملکرد بهتر خدمات سازمان میشود، به طور مطلوب برآورده سازند. هدف از این تحقیق، سنجش سطح کیفیت مدیریت فنآوری اطلاعات در کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور به عنوان موردی از کتابخانههای علوم پزشکی در کشورمان بود.
روش بررسی: مدل تعالی سازمانی EFQM (European Foundation for Quality Management) یکی از ابزارهای استاندارد ارزیابی کیفیت عملکرد است. در این پژوهش پیمایشی، جامعهی پژوهشی آن را کلیه مدیران و دست اندرکاران فنآوری اطلاعات در کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز که 30 نفر بودند، تشکیل دادند. پیش از اجرای پرسشنامه، یک کارگاه نیز به منظور آموزش نحوهی پاسخدهی به پرسشنامه برای هر یک از این گروهها برگزار شد. به منظور سنجش پایایی پرسشنامهی پژوهش از ضریب Cronbach’s alpha استفاده شد. مقدار آلفا عدد 9797/0 به دست آمد که نشاندهندهی پایایی بسیار قوی است. از آمار توصیفی مانند فراوانی، درصد و میانگین، برای توصیف و به تصویر کشیدن وضعیت موجود استفاده شد، از آزمون t مستقل برای بررسی (معنیدار بودن) اختلاف بین معیارهای الگوی تعالی سازمانی در کتابخانههای دانشگاه مورد بررسی استفاده گردید.
یافتهها: بررسی به عمل آمده روشن ساخت که از مدل EFQM میتوان برای بررسی کیفیت عملکرد درکتابخانههای علوم پزشکی استفاده کرد؛ ضمن این که کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز با کسب 4208/441 امتیاز از 1000 امتیاز، که 0304/203 امتیاز آن از 500 نمرهی شاخصهای توانمندسازها و 3904/238 امتیاز آن از 500 نمرهی شاخصهای نتایج میباشد، از سطحی متوسط برخوردار هستند.
نتیجهگیری: مدیریت کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز و مسؤولان رده بالای تصمیم گیرنده در این دانشگاه بایستی به موارد مدیریت کیفیت فنآوری اطلاعات، وضعیت کارکنان و رضایت مشتریان توجه بیشتری کنند و در تقویت آنها بکوشند.
"
شناخت قابلیت هاى فناورى اطلاعات وآگاهى از نیازها و علایق استفاده کننده نهایى بسیار ضرورى ست. به کارگیری نادرست فناورى نوین جهت انتقال دانش تخصصى، منجربه نارسایى فناورى و ائتلاف هزینه خواهد شد. هدف این مقاله بررسى میزان استفاده ى بهینه از این فناورى از دیدگاه استفاده کنندگان نهایى آن بود. روش بررسی: این پژوهش به روش پیمایشی؛وابزار گردآورى اطلاعات پرسشنامه ى محقق ساخته مى باشد. جامعه ی پژوهش 816 دستیار دانشگاه علوم پزشکى ایران اند که با نمونه گیرى 212 نفر انتخاب شدند. براى تجزیه و تحلیل داده ها از استفاده شد. SPSS نرم افزار ،Athens ، 47 درصد) فناورى ) ،PDA یافته ها: دستیاران استفاده از پست الکترونیک ( 48.6 درصد)، دستیاران دیجیتال مثل 35.8 درصد)، وبلاگ ( 35.2 درصد)، سرویس پیام ) ،Alert 38.5 درصد) فناورى آگاهى رسانى ) ،RSS 44.7 درصد)، فناورى ) 32.9 درصد) و گفت وگوى الکترونیک ( 31.2 درصد) را ) ،Pod cast کوتاه ( 33 درصد)، استفاده از فایل هاى صوتى الکترونیکی به میزان زیاد و بسیار زیاد به ترتیب مصادیق کاربرد بهینه فناورى اطلاعات تشخیص داده اند. نتیجه گیری: دسترسى آسان و بدون محدودیت هاى زمانى و مکانى به اطلاعات مورد نیاز، میزان تنوع و روزآمد بودن منابع، وجود نیروهاى متخصص در طبقه بندى و انتقال اطلاعات تخصصى، مستند بودن و قابلیت ردیابى اطلاعات نقش تعیین کننده در انتخاب نوع فرایند دارند.