امروزه سرمایه ی انسانی مهم ترین وجه تمایز میان سازمان ها به شمار می رود. این که این سرمایه چه گونه مدیریت شود، می تواند تعیین کننده ی برتری رقابتی یک شرکت در آینده باشد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی چالش های پیاده سازی مدیریت منابع انسانی الکترونیک براساس مدل هم افزایی الکترونیک است. تحقیق از نوع توصیفی از شاخه ی میدانی بوده است. جامعه ی آماری تحقیق، شامل مدیران شرکت ذوب آهن اصفهان می باشد که با توجه به فرمول آماری، حجم نمونه تعداد120نفر برآورد شد. از آزمون t تک متغیره، آزمون فریدمن و نمودار مقایسه ای رادار برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل سیستم هم افزایی الکترونیک موجود در پیاده سازی مدیریت منابع انسانی الکترونیک شرکت ذوب آهن، مانع به وجود می آورد.
انتخاب منابع اطلاعاتی یکی از مهمترین مراحل مجموعهسازی است و کتابداران از این طریق سیاستها و کنترل خود را بر رفتارهای اطلاعیابی مراجعان و دسترسی آنها به اطلاعات اعمال میکنند. آنها با توجه به سیاستهای کتابخانه و محدودیتهای موجود به طور انفرادی یا از طریق کمیتهء انتخاب، منابع اطلاعاتی مورد نیاز کتابخانه را تهیه میکنند. انتخاب منابع اطلاعاتی، ارزیابی مجموعه، وجین و ایجاد تعادل درمجموعه، وظیفهای است که کمیت و کیفیت بسیاری از خدمات دیگر کتابخانه مانند خدمات مرجع بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با آن ارتباط دارد. اما با گسترش منابع اطلاعاتی اینترنتی و گرایش روزافزون تولید کنندگان و ناشران _ بخصوص ناشران مجلات علمی و پژوهشی _ به توزیع اطلاعات از طریق اینترنت، این نقش و وظیفه در حال دگرگونیهای زیادی است. در بعضی موارد شاهد حذف نقش واسطهای کتابداران در انتخاب منابع اطلاعاتی اینترنتی میباشیم و در مواردی دیگر اتخاذ سیاستهای کلان در دسترس به اطلاعات از طریق اینترنت تنها وظیفهء کتابداران مسئول مجموعهسازی است. تأثیر اینترنت بر انتخاب منابع اطلاعاتی را از جنبههای مختلفی میتوان مورد نقد و بررسی قرار داد: 1- اینترنت به عنوان ابزار انتخاب؛ 2-نقش و جایگاه کتابداران و مصرف کنندگان اطلاعات در انتخاب منابع اطلاعاتی؛ 3-تأثیر اینترنت بر رفتارهای اطلاعیابی محققان و استفاده کنندگان.
این تحقیق با موضوع بررسی شکاف بین انتظار و ادراک شهروندان از خدمات معاونت امور فرهنگی اجتماعی شهرداری ناحیه 2 منطقه 1 بر اساس ابعاد مدل کانو و تحلیل شکاف با هدف بررسی رابطه بین انتظار و ادراک شهروندان از خدمات معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری ناحیه 2 منطقه 1، انجام گرفته است. شهرداری به عنوان یکی از سازمانهایی که عملکردها و فعالیت های آن درجهت تأمین منافع عمومی است که نقش بسیار مهمی درسیستم شهری و حفظ و اداره شهر دارد. امروزه پیشرفت طرح ها، حفظ نظم اجتماعی و اجرای سیاست ها با تصمیم و همکاری افراد بی شماری ارتباط یافته است، بنابراین نگرش شهروندان نسبت به عملکرد سازمانها و از جمله شهرداری، عامل مهمی در موفقیت یا عدم موفقیت طرح های آتی خواهد بود.
این تحقیق از نظر هدف یک تحقیق کاربردی است و از نوع تحقیق توصیفی پس رویدادی است. هدف این تحقیق تبیین و بررسی شکاف بین انتظار و ادراک شهروندان از خدمات معاونت امور فرهنگی و اجتماعی شهرداری است. داده های مقطعی این پژوهش بوسیلة پرسشنامه و مصاحبه در دی ماه 89 در سطح ناحیه 2 شهرداری منطقه یک شهر تهران جمع آوری شده است. جامعه آماری شهروندان ناحیه 2 شهرداری منطقه یک شهر تهران هستند که درزمان انجام پژوهش به درب منازل آنان مراجعه شده است. تعداد نمونه 400 می باشد و با استفاده از داده های جمع آوری شده ویژگی های مورد نظر از طریق آمار توصیفی و فرضیات از طریق آمار استنباطی بررسی شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین انتظارات شهروندان از هر 3 بعد خدمات اساسی، عملکردی و انگیزشی شهرداری با ادراک آنان از هر 3 بعد اختلاف معنی داری وجود دارد.
اغلب سازمان ها درباره چگونگی ارزیابی سرمایه گذاری های آینده فناوری اطلاعات دانش کافی ندارند. بیشتر این نوع سرمایه گذاری ها براساس معیارهای شخصی مدیریت ارشد انجام می گیرد، درنتیجه تعداد بسیار کمی از سازمان ها، دانشی عمیق درباره ارزش حاصل از هزینه صرف شده در حوزه فناوری اطلاعات دارند. در این پژوهش، روش اختیارات حقیقی به ارزش گذاری سرمایه گذاری در پروژه برنامه ریزی منابع بنگاهی با درنظرگرفتن دو اختیار گسترش و کوچک سازی پروژه بررسی شده است. براساس یافته های پژوهش، ارزش برآوردشده در روش اختیارات حقیقی با درنظرگرفتن انعطاف های مدیریتی، متفاوت با ارزش تخمینی به روش تنزیل جریان های نقدینگی به دست آمد؛ زیرا در تحلیل نتایج ارزش گذاری اختیار گسترش، ارزش فعلی دارایی برای عملیات جاری 8/199 میلیون تومان برآورد شده است. اگر عملیات امروز گسترش داده شود، برآورد ارزش دارایی برابر 6/308 میلیون تومان خواهد شد که این مقدار از ارزش دارایی بدون اعمال اختیار گسترش، بزرگ تر است و درنتیجه اعمال اختیار گسترش، ارزش مازادی معادل 8/108 میلیون تومان به همراه خواهد داشت. همچنین تحلیل نتایج ارزش گذاری اختیار کوچک سازی نشان داده است که ارزش اعمال اختیار کوچک سازی با استفاده از روش اختیارات حقیقی برابر 2/118 میلیون تومان است؛ بنابراین اعمال اختیار کوچک سازی، ارزش مازادی برای پروژه نخواهد داشت. در نهایت با ارزش گذاری اختیارات، اختیاری در نظر گرفته شده است که حداکثر ارزش را برای دارایی در بر داشته باشد و براساس آن نقشه ای راهبردی برای پروژه در طول یک سال عمر اختیارات تدوین شده است.
پروانه نوآوری (اختراع), از نظر قابلیت اطمینان, فایده و زمان مناسب(روزآمدی) منبع منحصر به فردی برای توسعه اقتصادی و تکنولوژیکی است و می تواند مبنای انتخاب یک استراتژی در پیشرفت علمی و تکنولوژیکی یک موسسه یا کشور قرار گیرد. این مقاله سه روش تصمیم یافته چنین استراتژی را ارائه میدهد و نقش پروانه نوآوری را در هر یک از آنها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار میدهد: اول توسعه از طریق استفاده از امکانات تکنولوژیکی خارج که در آن پروانه نوآوری, نمونهای از مبادله غیر تجاری تکنولوژی به شمار میرود. در این روش, از دستاوردهای علمی و فنی موجودی استفاده میشود که در سرزمین مربوطه از نظر قانونی حمایت نمیشود. دوم توسعه بر اساس پژوهشهای داخلی؛ در این روش, تحلیل پروانه نوآوری از یک طرف امکان کاربرد راهحلهای تکنولوژیکی موجود را هنگام تولید محصول داخلی فراهم میآورد و از طرف دیگر, شکلگیری یا رشد اندیشههای فنی را برمیانگیزد. سوم توسعه از طریق امتیار, که چنانچه از زمینه مناسبی برخوردار باشد, پروانه نوآوری میتواند مبنای انتخاب موضوع تکنولوژی و طرف معامله و همچنین شیوه مذاکره و تعیین مواد قرارداد حق امتیاز به کار رود.
مواجهه با حوادث و بحران هاى طبیعى و غیرطبیعى همانند تصادفات هوایى و جاده ها و مواد شیمیایى و زمین لرزه ها و سیل ها، مدیریت منابع بسیار قویى را مى طلبد. بعضى از این بحران ها بسیار کوچک بوده و با استفاده از یک مدیریت محلى و منابع موجود قابل حل مى باشند ولى بعضى از بحران ها ناحیه جغرافیایى گسترده اى را تحت پوشش قرار مى دهند. بنابراین احتیاج به یک مدیریت کلان و گسترده در سطح بالاترى دارند، همانند زمین لرزه هاى گسترده اى که در بسیارى از مناطق کشورمان رخ مى دهد. سیستم هاى اطلاعاتى توزیع شده که اخیرا در بعضى از کشور ها توسعه داده شده است، از اهمیت خاصى برخوردارند. همانند سیستم هاى مدیریت بحران (Disaster Management System) و پشتیبان کننده تصمیم گیرى (Decision Support System) تحت وب که نمونه آن توسط صلیب سرخ جهانى در کشور ترکیه بعد از زمین لرزه شش سال پیش که خسارات بسیار زیادى را به بار آورد پیاده سازى شده است. سیستم مورد بحث یک سیستم کاملا توزیع شده و پشتیبان کننده تصمیم گیرى مى باشد که در بحران هاى گسترده، مدیریت بحران را یارى مى رساند. این سیستم ترکیبى از متدهاى تحقیق در عملیات (همانند متدهاى بهینه سازى ریاضى و شبیه سازى) و هوش مصنوعى (سیستم هاى مبتنى بر دانش و تشخیص الگو) و سیستم هاى مدیریت اطلاعات (تحت شبکه و مستقل از پلتفرم مبتنى بر .Net) مى باشد. با توجه به گستردگى بحث و همچنین با توجه به امکانات موجود پیاده سازى سیستم پشتیبان تصمیم گیرى و سیستم اطلاعات مدیریتى در کشور ما از اهمیت خاصى برخوردار مى باشد.
مروری بر مطالب: پژوهش حاضر از نوع کتابخانه اى و اینترنتى بوده و بر اساس منابع و اطلاعات موجود در مقالات و وب سایت هاى اطلاعاتى مختلف از جمله وب سایت هلال احمر و صلیب سرخ جهانى معمارى سیستم هاى مدیریت بحران هاى طبیعى مورد بررسى قرارگرفته و براساس شرایط و امکانات کشورمان بومى سازى گردیده است.
نتیجه گیری : معمارى پیشنهادى علاوه بر داشتن مزایاى سیستم هاى مشابه بررسى شده، بومى سازى شده و با توجه به امکانات و شرایط موجود قابلیت عملیاتى شدن در ارگان ها و سازمان هاى مختلف را دارد و مى توان با استفاده از این سیستم خسارت هاى ناشى از حوادث طبیعى را به حداقل رساند. به کارگیرى این معمارى اولین قدم در راه اندازى سیستم هاى مدیریت بحران هاى طبیعى مى باشد با راه اندازى این سیستم ها و یکپارچگى اطلاعات منابع مختلف موجود در سازمان ها و ارگان هاى مختلف در هنگام رخداد حوادث طبیعى با گستردگى زیاد مى توان مدیریت منابع را به صورت بهینه انجام داد تا از میزان خسارت ها کاسته شود. "
انتقال فناوری از کشورهای توسعه یافته به اقتصادهای نوظهور یکی از راه های اصلی پیشروی به سوی توسعه پایدار است، بنابراین منطقی است این کشورها که ظرفیت سرمایه گذاری محدودتری دارند جهت پیشرفت زیرساخت های فناوری خود، عوامل انتقال فناوری موفقیت آمیز دررسیدن به توسعه پایدار را شناخته و با کمترین هزینه ممکن تلاش کنند. در این تحقیق پس از مطالعه ادبیات مرتبط با انتقال فناوری و همچنین مصاحبه با خبرگان در زمینه انتقال فناوری و توسعه پایدار، 12 عامل انتقال موفقیت آمیز فناوری شناسایی شد که درراه رسیدن به توسعه پایدار مؤثر هستند. همچنین در مصاحبه دیگری با خبرگان، رابطه و ترتیب اهمیت 12 عامل شناسایی شده طبق رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) مشخص شدند. نتایج پژوهش نشان دهنده این است که عوامل؛ زیر ساختار مناسب، مشارکت دولت و سیستم سیاسی کشور دریافت کننده فناوری، به عنوان زیربنای انتقال فناوری شناخته می شوند و کشورهای درحال توسعه در راستای دستیابی به توسعه پایدار لازم است در فرایند انتقال فناوری به این عوامل توجه ویژه ای داشته باشند.
فناوری را مجموعه ای از دانش، مهارتها، سیستم، ابزارها، منابع و ...... تعریف می کنند که شرکت با استفاده از آنها می تواند مواد را به محصول یا خدمت تبدیل کند. بر اساس این تعریف فناوری پایه ای برای وجود هر کسب و کاری است زیرا بدون آن انجام فرایند تبدیل امکان پذیر نیست. از سوی دیگر رقابت روزافزون در بازار خدمات و محصولات شرکتها را وادار می سازد تا برای حفظ حیات خود در بلند مدت توسعه فناوری را به عنوان مهمترین دستور کار مورد توجه قرار دهند.
تحول و توسعه یک نظام کلان ، به خصوص در تطابق و تعادل با تحولات سریع محیط اطراف ، نیازمند حرکتی مدبرانه و برنامه ریزی شده است . چیزی که در این میان اهمیت زیادی مییابد ، از یک سو ، اتخاذ رویکرد مطلوب برای تبیین مسیر مناسب و چگونگی حرکت در آن ، و از سوی دیگر انتخاب زاویه نگاه مناسب برای نگرش به نظام مطلوب ، و پدیده تحول آن است . در تجربه اخیر تدوین سند ملی دولت الکترونیک ، رویکرد اتخاذ شده برای تبیین و حرکت به سمت تحقق و توسعه دولت الکترونیک از یک وجه ، و نیز دیدگاه این سند به پدیده دولت الکترونیک از وجه دیگر ، قابل تعمق و تحلیل است ...
هدف مطالعه حاضر تحلیل عواملی است که باعث می گردد کارشناسان کشاورزی به کاربران بازاریابی الکترونیک کشاورزی تبدیل شوند. طی پژوهشی توصیفی همبستگی، متغیرهای تحقیق در قالب نظریه رفتار برنامه ریزی شده اولویت بندی شدند، همبستگی بین متغیرها با پذیرش محاسبه و موثرترین متغیرها بر پذیرش، از روش رگرسیون لوجستیک تعیین گردید. نتایج نشان داد هر سه عامل باور رفتاری (نگرش)، باور اصولی (هنجار ذهنی) و باورکنترلی (کنترل رفتاری درک شده) بر پذیرش موثر بودند. از بین توانایی ها و مهارت های فردی، متغیر اشتغال در کشاورزی، بیشترین سهم را بر پذیرش داشت که مربوط به باور کنترلی پاسخ دهندگان می شد. بعد از آن به ترتیب باور مثبت نسبت به بازاریابی الکترونیک و اعتقاد به تاثیر آن بر کاهش واسطه های سنتی، از متغیرهایی بودند که به عامل باور رفتاری اختصاص داشتند و در شکل گیری نگرش کارشناسان نقش مهم تری به خود اختصاص دادند و در نهایت شرکت های کشاورزی، موثرترین متغیر در بین دیگر مولفه های تاثیر گذار بازار کشاورزی بر هنجار ذهنی کارشناسان بودند که در عامل باور اصولی قرار داشت. پاسخ دهندگان در شرایط فعلی، شبکه شرکت های خدمات مشاوره کشاورزی با نقشی واسطه ای بین تولیدکنندگان و مشتریان را گزینه مناسبی در بازاریابی الکترونیک برای کشاورزان محلی انتخاب کردند تا شرکت ها از طریق سامانه مجازی، بدون ایفای نقش مستقیم در خرید و فروش، صرفا به ارائه اطلاعات محصول کشاورزان به متقاضیان بپردازند.
در این پژوهش ابتدا نگاهی به مدل سه بعدی اثر بخشی تجارت الکترونیک در تنظیم بازار و قیمت گذاری کالا و خدمات می اندازیم. این مدل بر اساس مفاهیم ریاضی و با استفاده از ماتریسها توسعه یافته است و نشان می دهد تجارت الکترونیک از طریق پنج عامل دولت الکترونیک، قوانین و مقررات تجارت الکترونیک، فرهنگ استفاده از تجارت الکترونیک، ابزارهای بازاریابی الکترونیک و فناوریهای تجارت الکترونیک در تنظیم بازار و قیمت گذاری کالا و خدمات در ایران تاثیرگذار است. درادامه با استفاده از داده های مدل فوق و مدل ابعاد فرهنگی هافستد به ارائه مدلی با تاکید بیشتر بر نقش عامل فرهنگ استفاده از تجارت الکترونیک در تنظیم بازار و قیمت گذاری کالا و خدمات می پردازیم. این پژوهش به لحاظ هدف از نوع تحقیقات توسعه ای و کاربردی است و از لحاظ روش شناسی، از انواع پژوهش های توصیفی از شاخه همبستگی است و روش آن ترکیب پیمایشی (حضوری و آنلاین) و میدانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد فرهنگ استفاده از تجارت الکترونیک نقش بنیادین در تنظیم بازار و قیمت گذاری کالا و خدمات ایفا می کند که این نقش از طریق سنجش فرضیه های طرح شده و تحلیل رابطه عامل فرهنگ با سایر عوامل مدل مشخص می شود.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر فرایندی و زیر ساختی مدیریت دانش بر چابکی سازمانی است. روش تحقیق ، توصیفی و طرح پژوهشی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه ی اعضای هیأت علمی دانشگاه ارومیه می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 204 نفر به عنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استفاده شد. داده های تحقیق پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزارهای آماری LISREL, SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که : اثر مستقیم بعد فرآیندی مدیریت دانش بر چابک سازی سازمانی (35/0) در سطح 01/0 مثبت و معنی دار است. اثر مستقیم بعد زیرساختی مدیریت دانش بر چابک سازی سازمانی نیز (29/0) در سطح 05/0 مثبت و معنی دار است. هم چنین نتایج نشان داد که بیشترین تأثیرپذیری اقدامات چابکی از عناصر زیر ساختی مدیریت دانش از بعد ماهیت سازمان(شایستگی، فرهنگ سازمانی، طبقه بندی وظایف) و از عناصر فرایندی مدیریت دانش از بعد انتقال و به کارگیری دانش می باشد.