این روزها صحبت از خدمات اینترنتی و بانکداری اینترنتی در رسانه ها زیاد شنیده می شود. بیلبورد و تبلیغات شهرها را نیز، آگهی های بسیاری از بانک ها با جملات اغوا کننده ای چون «بانک همیشه همراه شما» یا «بانکهمیشه در دسترس» پوشانده است. با این حال این پرسش وجود دارد که آیا بین خدمات اینترنتی و حتیالکترونیکی بانک های مختلف تمایز و تفاوتی وجود دارد؟ نحوه ی ارزیابی سرویس های الکترونیکی واینترنتی چگونه است و اگر هر بانکی که با راه اندازی یک یا دو سرویس ادعای بهره برداری از بانکداری الکترونیکی را دارد، باید باور کرد؟ هر سرویس الکترونیکی خود به ده ها سرویس زیر مجموعه دیگر تقسیم می شود در حالی که بانک های ایرانی عموماً به ارائه یک یا چند سرویس عمومی می پردازند و عملاًسرویس های زیرمجموعه را کاملاً فراموش می کنند برخی از بانک ها با راه اندازی سایت اینترنتی صرفاً به ارائه چند مورد محدود از خدمات بانکی می پردازند، در حالی که صرف راه اندازی چند سرویس محدود را نمی توان بانکداری الکترونیکی نامید
در دو دهه اخیر، تبیین استراتژی فناوری بعنوان یکی از حیاتی ترین نیازهای بنگاه های مختلف مورد توجه ویژه قرار گرفته و بسیاری از صاحب نظران این حوزه، به لحاظ تأثیرگذاری عمیق آن بر سایر استراتژی های عملیاتی بنگاه، آن را در سطحی بالاتر از سایر استراتژی های عملیاتی طبقه بندی نموده اند. هدف از تدوین استراتژی فناوری در یک سازمان، روش کسب موقعیت برتر رقابتی و چگونگی تحقق اهداف فناورانه و بلندمدت آن است. در این پژوهش جهت تدوین استراتژی فناوری در صنایع فولاد بعد از بررسی های انجام شده مدلی بر پایه نقشه استراتژی و شناسایی فرآیندهای کلیدی ارائه گردید. ابتدا فرآیندهای کلیدی بر اساس اهداف استراتژیک شرکت شناسایی شدند. بعد به شناسایی فناوری های فرآیندهای کلیدی با رویکرد فرآیندی از طریق مصاحبه با مدیران ارشد و مطالعه منابع الکترونیکی پرداخته شد. در مرحله آخر جهت ارزیابی فناوری های شناسایی شده از ماتریس امکان پذیری / جذابیت فناوری استفاده گردید. با قرار دادن فناوری ها در ماتریس، 7 فناوری در ناحیه ی امکان پذیری و جذابیت بالا، 1 فناوری در ناحیه ی امکان پذیری و جذابیت کم، 4 فناوری در ناحیه ی امکان پذیری و جذابیت متوسط و 2 فناوری در ناحیه ی امکان پذیری بالا و جذابیت متوسط قرار گرفتند که برای هر ناحیه استراتژی مناسب پیشنهاد گردید.
اکثر تحقیقات انجام شده در حوزه مدیریت سود به بررسی انگیزه ها و عوامل موثر بر سطح مدیریت سود پرداخته اند، ولی از این متغیرها به طور مستقیم برای پیش بینی سطح مدیریت سود استفاده نشده است. در نتیجه تنها همبستگی بین مدیریت سود و این متغیرها بررسی شده است. از این رو، طراحی یک مدل برای پیش بینی سطح مدیریت سود به منظور کاهش ریسک بحران های مالی ناشی از مدیریت سود و کمک به سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و سایر استفاده کنندگان از اطلاعات صورت های مالی، برای اجتناب از تحمل زیان های عمده در بازار سرمایه ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش با استفاده از متغیرهای موجود در ادبیات مدیریت سود و بکارگیری مدل شبکه های عصبی مصنوعی سطح مدیریت سود پیش بینی شده است. شبکه با استفاده از اطلاعات سال های 1379 تا 1387 مورد آزمون و آموزش قرار گرفت و در نهایت ساختار مطلوب با دقت 0.94 درصد در مرحله آموزش و 0.69 درصد در مرحله آزمون انتخاب شد.
رشد بازارهای رقابتی در دنیای امروزی و به دنبال آن افزایش تقاضا برای جذب مشتریان نیازمند توجه به عوامل موثر بر هوشمندی کسب و کار برای کسب اطلاعات بیشتر است. هدف این پژوهش نیز بررسی عوامل تکنولوژیک، سازمانی، فرآیندی و کسب و کار موثر بر پیاده سازی موفق سیستم هوشمندی کسب و کار است. این پژوهش از نظر هدف،کاربردی و از نظر شیوه ی گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را مدیران و کارشناسان شرکت شاتل تشکیل می دهند. به منظور آزمون مدل پژوهش از پرسشنامه حاوی 57 سوال استفاده شد که سوالات آن از ادبیات پژوهش استخراج شده و پس از بازبینی و تایید توسط کارشناسان مربوطه به کار برده شد و برای سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد که هر یک از عوامل سازمانی، فرآیندی و کسب و کار و تکنولوژیک (بجز مدیریت تغییر موثر) بر پیاده سازی موفق سیستم هوشمندی کسب و کار تاثیرگذار بوده است.
مدیران سازمانهای سنتی بیشترین تمرکز خود را روی دارایی های مشهود و مادی مانند زمین ، پول ، نیروی کار و... می گذاشتند ولی با عبور اقتصاد از مرحله سنتی به اقتصاد دانشی، مدیران سازمانها باید از تک بعدی نگریستن به دارایی ها اجتناب کنند و اهمیت نقش دارایی های نامشهود را در ایجاد بقا و مزیت رقابتی درک کنند. یکی از صنایعی که رقابت روز به روز در آن شدت می یابد و مفهوم مزیت رقابتی و خلق ارزش در آن وضوح پیدا می کند ، صنعت بانکداری می باشد. در این راستا پژوهش حاضر درصدد است تا به بررسی تاثیر دارایی های نامشهود(دانش خارجی) بر کیفیت خدمات و ارتقای ارزش ویژه برند در صنعت بانکداری و در بانک توسعه صادرات ایران بپردازد. نوع مطالعه حاضر پیمایشی بوده و جامعه آماری تحقیق دارای دو بعد مشتریان و کارکنان می باشد. روش نمونه گیری تحقیق، طبقه ای می باشد، حجم نمونه مربوط به مشتریان طبق فرمول کوکران 384 می باشد و حجم نمونه مربوط به کارکنان با توجه به جدول مورگان ، 86 می باشد. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد دانش خارجی به طور مستقیم تاثیر معناداری بر ارزش ویژه برند دارد. همچنین تاثیری که دانش خارجی از طریق متغیر میانجی زنجیره دانش بر کیفیت خدمات اعمال می کند تاثیری مثبت و معنادار است در صورتی که تاثیر مستقیم دانش خارجی بر کیفیت خدمات تاثیری منفی اعمال می کند. لذا نقش متغیر میانجی گری متغیر زنجیره دانش بسیار قوی می باشد. همچنین کیفیت خدمات تاثیر معناداری بر ارزش ویژه برند داشته اما به طور مجزا دانش مشتریان، عرضه کنندگان و رقبا که جز ابعاد ارزش ویژه برند می باشند نتوانستند از طریق زنجیره دانش تاثیر معناداری بر ارزش ویژه برند اعمال نمایند.
امروزه اهمیت نیروی انسانی به عنوان برجسته ترین عامل مزیت رقابتی، بر کسی پوشیده نیست. از سوی دیگر، تغییر ماهیت فعالیت های سازمان ها به کارهای دانشی موجب اهمیت یافتن روزافزون کاربرد مدیریت دانش در سازمان ها شده است. از این رو سازمان های موفق به شکل مستمری میزان تولید، نشر، تبادل و به کارگیری دانش در بین کارکنان خود را به وسیله روش های مختلف، اندازه گیری و مورد ازریابی قرار می دهند تا از این طریق بتوانند راه کارهای نیل به اهداف سازمانی را کسب کنند. در پژوهش حاضر بررسی تأثیر قابلیت های فرآیندی مدیریت دانش بر توانمندسازی منابع انسانی مدنظر بوده است. داده های این پژوهش، از طریق پرسشنامه ارسالی به 78 نفر از اساتید و کارکنان دانشگاه علامه طباطبایی جمع آوری شده است. تحلیل داده ها نیز با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس انجام شده است. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از تأثیر مثبت و معنادار مدیریت دانش بر توانمندسازی منابع انسانی است. در این میان، کاربرد دانش بیش از سایر قابلیت ها، توانمندسازی ساختاری منابع انسانی را تحت تأثیر قرار می دهد.
شرایط خاص اقتصادی حاکم بر سازمان ها باعث شده است تا مزیّت رقابتی آنها دیگر بر پایة دارایی های مشهودشان نباشد. آنچه امروزه سازمان ها را در صحنة اقتصاد، رقابت پذیر می نماید ادارة اثربخش دانش و نیز تأکید مستمر بر عوامل مؤثّر بر دارایی های دانشی نظیر سرمایة اجتماعی است. بر این اساس، پژوهش حاضر به نقش سرمایة اجتماعی در اثربخشی مدیریت دانش رامورد مطالعه قرار داده است. سئوال اساسی تحقیق این است آیا میزان بالای سرمایه های اجتماعی به اثربخشی مدیریت دانش منتهی می شود؟ جامعة آماری پژوهش، دانشگاه هوایی شهید ستاری است و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به تعیین نمونه پرداخته شد. روش گردآوری داده ها، پرسشنامة حضوری بوده و از روش تحقیق توصیفی- میدانی استفاده شده است. نتایج حاصله، با استفاده از آزمون ضریب همبستگی و آزمون معادلات ساختاری، حاکی از وجود رابطة معنی داری بین همة مؤلّفه های سرمایه های اجتماعی و اثربخشی مدیریت دانش است. در پایان، با توجه به یافته های پژوهش، پیشنهاداتی نیز ارائه شده است.
پیش بینی تقاضای آب شهری کمک موثری است به مدیران و بهره برداران سیستم های آب شهری میباشد تا بتوانند نسبت به مدیریت صحیح مصرف اقدام نمایند. در این راستا پیشبینی دقیق تقاضا از این نیاز حیاتی در دورههای زمانی مختلف حایز اهمیت میباشد. در این پژوهش با طراحی یک روش جدید که تلفیقی از مدلهای خطی و غیرخطی است، به بررسی روند تقاضای روزانه آب شهر تهران و عوامل موثر بر تقاضای روزانه این حامل پرداخته شد. دراین تحقیق، تقاضای روزانه آب شهری براساس مدلهای ARMA، شبکه عصبی مصنوعی و مدل تلفیقی برای 10 روز آینده به صورت ""گام به گام""پیشبینی گردید. در طراحی شبکه عصبی مصنوعی و مدل تلفیقی، عوامل موثر بر تقاضای روزانه آب شهری، دمای هوا (حداقل، حداکثر و متوسط)، روزهای هفته، ایام تعطیلات و روزهای خاص در نظر گرفته شد. نتایج حاصل از به کارگیری معیارهای ارزیابی دقت پیشبینی نشان میدهد مدل تلفیقی نسبت به بقیه الگوها دارای خطای کم و دقت بالایی در پیشبینی تقاضای روزانه آب شهری است. پساز مدل تلفیقی، شبکه عصبی مصنوعی و فرآیند ARMA به ترتیب در اولویتهای بعدی قرار گرفتند.
سالیان متمادی برنامه های کاربردی مورداستفاده در سیستم های اطلاعاتی به صورت مجزا ارائه می شدند و هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند. چنین نرم افزارهایی مورد توجه و علاقه شرکتهای کوچک بود و براحتی نیازهای خود را توسط این برنامه های کاربردی برآورده می کردند. اما پس از مدتی با گذشت زمان و با شروع فرایند مهندسی مجدد فرایندهای تجاری در سازمانها، نیاز به انواع مختلف. ...
مفهوم «جهانی شدن» به فرآیندی اطلاق میشود که طی آن جریان آزاد اندیشه، انسان، کالا، خدمات، و سرمایه در دنیا میسر گردد. تأثیر این مفهوم، دگرگونی متغیرهای زمان و مکان را پدید آورده و گسترش ارتباطات در سطح بینالمللی قابلیت وقوع یافته است. بر این قرار، دادههای کمی اطلاعات در صحنه جهانی ابعاد وسیعی یافته و موجب رشد شبکه ارتباطات در صحنه بینالمللی از نظر روابط فردی و اجتماعی شده است. در مقاله حاضر، ضمن توجه به جهانیشدن گستره اطلاعاتی در جهان معاصر، به ارزیابی موضوعات مذکور مبادرت شده، و در نهایت به نتیجهگیری درباره تأثیرات آن بر کتابداری و اطلاعرسانی پرداخته میشود.