فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۸۱ تا ۱٬۳۰۰ مورد از کل ۲٬۹۱۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه راهبردهایی به منظور آموزش و توسعه کارآفرینان اجتماعی در ایران می باشدکه به روش آمیخته انجام گرفته است. در بخش کیفی با 12 کارآفرین اجتماعی که به روش هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه عمیق انجام گرفت و اشباع نظری حاصل گردید و سپس به روش نظریه برخاسته از داده ها و روش روایتی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. کارآفرینان اجتماعی عواملی چون فرهنگ سازی و آگاهی بخشی عمومی، مطالعات تطبیقی و الگوبرداری، راهبری اثربخش تر نهادهای سیاسی و اجتماعی، توسعه فعالیت های مرتبط با آموزش کارآفرینان اجتماعی و نهادینه سازی کارآفرینی اجتماعی در نظام آموزشی را مؤثر در آموزش و توسعه کارآفرینان اجتماعی در ایران بیان می کنند. در بخش کمی پژوهش به منظور تأیید نتایج حاصل از بخش کیفی و تعمیم پذیری داده ها، 5 فرضیه تدوین و سؤالات پرسشنامه بر اساس آن تنظیم گردید. نمونه آماری بخش کمی پژوهش 58 نفر از بنیانگذاران و مدیرعاملان موسسات خیریه در استان تهران بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. سپس به روش آزمونt تک نمونه و آزمون فریدمن داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و همه مؤلفه ها تأیید و تنها دو زیرمؤلفه مورد تأیید قرار نگرفت.
بررسی تأثیر آمادگی الکترونیکی بر فراموشی سازمانی (مورد مطالعه: سازمان های دولتی شهر بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فناوری اطلاعات دوره ۶ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
187 - 208
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، دو عنصر دانش و فناوری در سازمان ها اهمیت زیادی یافته اند. گاهی سازمان ها به علت آشفتگی اطلاعاتی به شکل غیرآگاهانه دانش و مهارت های خود را فراموش می کنند و گاهی برای چابکی بیشتر به فراموشی آگاهانه دانش ها و مهارت های خود رو آورده اند. برخی از فراموشی ها برای سازمان مفید و برخی دیگر زیانبار بوده است. فناوری اطلاعات زمینه ای را فراهم آورده تا سازمان ها برای نگهداشت و فراموشی دانش ها و مهارت ها از توانایی بیشتری برخوردار شوند. هدف این پژوهش بررسی نقش آمادگی الکترونیکی در فراموشی سازمانی مفید و مضر است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع پیمایشی است. برای آزمون مدل مفهومی پژوهش، تعداد 109 پرسشنامه در جامعه آماری پژوهش (سازمان های دولتی شهر بوشهر) توزیع شده و فرضیه های پژوهش با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS مورد آزمون قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که میزان آمادگی الکترونیکی بر روی میزان فراموشی مفید دارای تاثیر مثبت و بر روی فراموشی مضر دارای تاثیر منفی است.
عوامل کلیدی موفقیت سازمان 2 و اولویت بندی آن ها
حوزههای تخصصی:
ایجاد فناوری های جدید در زمینه اینترنت و وب در دهه اخیر خصوصاً فنّاوری وب 2، و تأثیری که بر ماهیت کسب وکار داشته اند باعث شده است تا از این فنّاوری ها در سازمان ها و در کسب وکار استفاده شود. این امر موجب شده نسلی جدید از سازمان ها پا به عرصه بگذارند که به علت اهمیت و تمایزشان با نوع قبلی، سازمان 2 نام گذاری شوند. اگر هنوز به طور دقیق نمی توان در مورد موفقیت کامل اجرای سازمان های نسل 2 و فنّاوری های وابسته به آن صحبت کرد بااین حال می توان منافعی که از حرکت به سمت سازمان های نسل 2 عاید ما می شوند را شناسایی کرده و آن ها را مبنایی جهت به کارگیری فناوری های جدید مبتنی بر وب در سازمان ها قرار داد.
در این پژوهش با مرور ادبیات نظری 6 عامل کلیدی سازمان 2 شناسایی و اولویت بندی شدند که به ترتیب شامل مدیریت دانش، ارتباطات، اطلاعات، مشارکت، فرایندهای کسب وکار و نوآوری می شوند. اولویت بندی های صورت گرفته بر اساس نظرات 6 کارشناس حوزه فناوری و با روش تحلیل سلسله مراتبی گروهی انجام شده است.
امکان سنجی پیاده سازی مدیریت دانش (مدل پاولوسکی) در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر نتیجه تحقیق در خصوص امکان سنجی پیاده سازی مدیریت دانش و همچنین بررسی تفاوت دیدگاه اعضای هیأت علمی و کارکنان در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر می باشد. به این منظور برای سنجش ابعاد و مؤلفه های مدیریت دانش از مدل پاولوسکی استفاده شد. پژوهش مورد نظر از لحاظ ماهیت کاربردی و از نظر روش توصیفی_پیمایشی بوده است. جامعه آماری مشتمل بر 308 نفر عضو هیأت علمی و 320 نفر کارمند بوده است که با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه به ترتیب 175و 169 نفر تعیین گردید و با در نظر گرفتن 20% ضریب افت پرسشنامه بین نمونه ها توزیع گردید. روش نمونه گیری تصادفی ساده بوده است. ابزار سنجش پرسشنامه محقق ساخته ای است که روایی آن توسط پنج نفر از استادان حوزه مدیریت مورد تأیید قرار گرفت و صحت و پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 95% مورد تأیید قرار گرفت. در بررسی فرضیه ها از آزمون تیتک نمونه ای استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده: از نظر آزمودنی ها امکان پیاده سازی مؤلفه های شناسایی دانش، تولید دانش، اشاعه دانش، یکپارچه سازی و انتقال دانش در سه بعد ساختار سازمانی، تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات، و منابع انسانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر وجود ندارد. همچنین در بررسی تفاوت بین دیدگاه اعضای هیأت علمی و کارکنان در خصوص آمادگی لازم برای پیاده سازی مدیریت دانش از آزمون مقایسه میانگین دو گروهی استفاده شده است و نتیجه حاصله نشان دهنده این است که تفاوت معناداری بین دیدگاه اعضای هیأت علمی و کارکنان در هیچ یک از ابعاد و مؤلفه ها وجود ندارد. با توجه به اهداف تحقیق از طریق آزمون رتبه ای فریدمن مشخص شد که بین شاخص ها به لحاظ میزان آمادگی جهت پیاده سازی مدیریت دانش تفاوت وجود دارد و در مقایسه با سایر شاخص ها تولید دانش در دانشگاه مورد نظر بیشتر از سایر مؤلفه ها می باشد.
شناسایی رابطه بین فرایندهای مدیریت دانش با توانمندسازی کارکنان سازمان های تأمین اجتماعی (مطالعه موردی: سازمان تأمین اجتماعی استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف شناسایی رابطه بین فرایندهای مدیریت دانش با توانمندسازی کارکنان سازمان تأمین اجتماعی استان اردبیل انجام گرفته است. در حقیقت سؤال اصلی و اساسی این تحقیق این است که: آیا بین فرایندهای مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان در سازمان تأمین اجتماعی استان اردبیل رابطه وجود دارد؟. به منظور بررسی این سؤال به بررسی مؤلفه های مدیریت دانش بر اساس مدل لاوسون پرداخته شد. همچنین برای بررسی وضعیت توانمندسازی از مدل اسپریتزر استفاده گردید. پرسشنامه استاندارد این دو متغیر، فرایندهای مدیریت دانش و مؤلفه های آن به عنوان متغیر مستقل شامل 24 سؤال و توانمندسازی به عنوان متغیر وابسته شامل 15 سؤال می باشد. جهت آزمون روایی از روش اعتبار محتوا و از نظرهای استادان دانشگاه، استفاده شد. ضریب پایایی پرسشنامه ها 80/0 به دست آمد و چون آلفای کرونباخ پرسشنامه ها بیش از 7/0 به دست آمد، بنابراین هر دو پرسشنامه از پایایی لازم برخوردار بودند. آزمودنی ها 140 نفر از اعضای سازمان تأمین اجتماعی با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای تحلیل داده ها از الگوی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج حاکی از این است که بین مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان سازمان تأمین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجود دارد.
مقایسه عملکرد مدلهای شبکه عصبی مصنوعی واتورگرسیون برداری در پیش بینی شاخص قیمت و بازده نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تجزیه و تحلیل های اقتصادی، پیش بینی صحیح و دقیق متغیرهای اقتصادی است. در این زمینه، روشهای مختلفی برای پیش بینی در اقتصاد وجود دارد، که از جمله آنها میتوان به مدلهای رگرسیون ، معادلات همزمان و... اشاره کرد. مدلهای سری زمانی نیز از جمله مدلهای اقتصادی می باشند که در آن پیش بینی مقادیر سری، بیش از هر چیز به عهده خودشان گذاشته می شود اما استفاده از روش های غیر کلاسیک در شناسایی مدل و پیش بینی رفتار سیستم های پیچیده، مدتهاست در محافل علمی و حتی حرفه ای متداول و معمول شده است. در بسیاری از سیستم های پیچیده و خصوصاً غیر خطی که مدل سازی و به دنبال آن پیش بینی و کنترل آنها از طریق روش های کلاسیک و تحلیلی امری بسیار دشوار و حتی بعضاً غیر ممکن می نماید، از روش های غیر کلاسیک که از ویژگی هایی همچون هوشمندی، مبتنی بر معرفت و خبرگی برخوردار هستند، استفاده می شود. شبکه های عصبی، یکی از این روش های بدیع و در حال تحول است که در موضوعات متنوعی از قبیل الگوسازی، شناخت الگو، خوشه بندی و پیش بینی به کار رفته و نتایج مفیدی داشته است. در این مقاله، از شبکه های عصبی در پیش بینی سری های زمانی داده های اقتصادی استفاده کرده ایم. در این رابطه عوامل مختلف ساختاری، روش های مختلف یادگیری شبکه های عصبی و انتخاب و کاربرد مناسب داده ها در فرایند پیش بینی، مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفته است و با مدل های ساختاری و سری زمانی مانند اتورگرسیون برداری مقایسه گردیده است. در این پژوهش، از ابزارهای محاسباتی نرم افزار MATLAB و شاخص قیمت و بازده نقدی بورس اوراق بهادار تهران مابین سال های 1385 تا 1390 استفاده شده است. خلاصه نتیجه گیری و پیشنهادات حاکی از آن است که مدل شبکه های عصبی مصنوعی از عملکرد بهتری در پیش بینی مقادیر متغیرها برخوردار است .
بررسی نقش واسط مدیریت دانش بر رابطه بین عدم اطمینان محیطی و نوآوری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در محیط پویا و غیر قابل اطمینان امروزی، دانش، منبعی استراتژیک است که به سازمان ها در کسب مزیت رقابتی، و نوآوری برای بقا و ماندگاری، کمک شایانی می کند. در این تحقیق، روابط بین عدم اطمینان محیطی و نوآوری سازمانی با نقش واسط مدیریت دانش مورد آزمون قرار گرفت. داده ها از 89 شرکت تولیدی متوسط و بزرگ شهرستان مشهد از طریق پرسشنامه جمع آوری و تجزیه وتحلیل شد. نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار پی. ال. اس، نقش واسط مدیریت دانش بین عدم اطمینان محیطی و نوآوری سازمانی را پشتیبانی و تایید کرد. عدم اطمینان محیطی، باعث افزایش کاربرد مدیریت دانش در سازمان شده است که به نوبه ی خود بر نوآوری سازمانی نیز تاثیرگذار می باشد.
تاثیر دانش خارجی بر ارزش ویژه برند از طریق دو متغیر میانجی زنجیره دانش و کیفیت خدمات . مورد مطالعه: بانک توسعه صادرات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیران سازمانهای سنتی بیشترین تمرکز خود را روی دارایی های مشهود و مادی مانند زمین ، پول ، نیروی کار و... می گذاشتند ولی با عبور اقتصاد از مرحله سنتی به اقتصاد دانشی، مدیران سازمانها باید از تک بعدی نگریستن به دارایی ها اجتناب کنند و اهمیت نقش دارایی های نامشهود را در ایجاد بقا و مزیت رقابتی درک کنند. یکی از صنایعی که رقابت روز به روز در آن شدت می یابد و مفهوم مزیت رقابتی و خلق ارزش در آن وضوح پیدا می کند ، صنعت بانکداری می باشد. در این راستا پژوهش حاضر درصدد است تا به بررسی تاثیر دارایی های نامشهود(دانش خارجی) بر کیفیت خدمات و ارتقای ارزش ویژه برند در صنعت بانکداری و در بانک توسعه صادرات ایران بپردازد. نوع مطالعه حاضر پیمایشی بوده و جامعه آماری تحقیق دارای دو بعد مشتریان و کارکنان می باشد. روش نمونه گیری تحقیق، طبقه ای می باشد، حجم نمونه مربوط به مشتریان طبق فرمول کوکران 384 می باشد و حجم نمونه مربوط به کارکنان با توجه به جدول مورگان ، 86 می باشد. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد دانش خارجی به طور مستقیم تاثیر معناداری بر ارزش ویژه برند دارد. همچنین تاثیری که دانش خارجی از طریق متغیر میانجی زنجیره دانش بر کیفیت خدمات اعمال می کند تاثیری مثبت و معنادار است در صورتی که تاثیر مستقیم دانش خارجی بر کیفیت خدمات تاثیری منفی اعمال می کند. لذا نقش متغیر میانجی گری متغیر زنجیره دانش بسیار قوی می باشد. همچنین کیفیت خدمات تاثیر معناداری بر ارزش ویژه برند داشته اما به طور مجزا دانش مشتریان، عرضه کنندگان و رقبا که جز ابعاد ارزش ویژه برند می باشند نتوانستند از طریق زنجیره دانش تاثیر معناداری بر ارزش ویژه برند اعمال نمایند.
به کارگیری روش شبکه های عصبی مصنوعی خودسامانده اصلاح شده در تعیین سطح سرآمدی شرکت های پتروشیمی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فناوری اطلاعات دوره ۶ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
267 - 284
حوزههای تخصصی:
تعیین سطح تعالی(بلوغ) سازمانی از جمله مسایل مهم مدل های تعالی سازمانی است. تعیین سطح بلوغ شرکت ها به آن ها در شناخت جایگاه رقابتی کمک نموده و قابلیت الگوبرداری را فراهم می کند. یکی از مشخصه های بارز مدل های سرآمدی تعیین بلوغ با رویکرد سلیقه ای و قراردادی در این مدل ها است. پژوهش حاضر پیمایشی تک مقطعی در میان شرکت های پتروشیمی کشور بوده است. همچنین از ابزار رویکردی ابتکاری شبکه های عصبی خودسامان ده اصلاح شده برای تعیین سطح سرآمدی مدل تعالی H3SE در صنایع پتروشیمی بهره گیری شده است. امتیاز رویکرد حاضر در قیاس رویکرد سنتی در استفاده از شاخص های فشردگی و فاصله میان خوشه ها در طبقه بندی گزینه ها و همچنین لحاظ تأثیر اوزان شاخص های مختلف در ارزیابی و طبقه بندی شرکت ها است. بنابراین با استفاده از روش ترکیبی ابتدا در سناریو های مختلف شاخص ها خوشه بندی شدند. سپس تعداد بهینه خوشه ها با استفاده از شاخص های میانگین مربعات خطا ها و ضریب تعیین محاسبه شد. نتایج گویای آنست که با توجه به داده های فعلی طبقه بندی گزینه های مورد بررسی به دو خوشه از اعتبار ریاضی بالاتری برخوردار است. بنابراین روش حاضر با رویکردی رقابتی به ارزیابی و خوشه بندی شرکت های مشارکت کننده در جوایز کیفیت می پردازد.
بررسی عوامل تکنولوژیک، سازمانی، فرآیندی و کسب و کارموثر بر پیاده سازی موفق سیستم هوشمند کسب و کار در شرکت های خدمات اینترنتی ( مورد مطالعه:شرکت شاتل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد بازارهای رقابتی در دنیای امروزی و به دنبال آن افزایش تقاضا برای جذب مشتریان نیازمند توجه به عوامل موثر بر هوشمندی کسب و کار برای کسب اطلاعات بیشتر است. هدف این پژوهش نیز بررسی عوامل تکنولوژیک، سازمانی، فرآیندی و کسب و کار موثر بر پیاده سازی موفق سیستم هوشمندی کسب و کار است. این پژوهش از نظر هدف،کاربردی و از نظر شیوه ی گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را مدیران و کارشناسان شرکت شاتل تشکیل می دهند. به منظور آزمون مدل پژوهش از پرسشنامه حاوی 57 سوال استفاده شد که سوالات آن از ادبیات پژوهش استخراج شده و پس از بازبینی و تایید توسط کارشناسان مربوطه به کار برده شد و برای سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد که هر یک از عوامل سازمانی، فرآیندی و کسب و کار و تکنولوژیک (بجز مدیریت تغییر موثر) بر پیاده سازی موفق سیستم هوشمندی کسب و کار تاثیرگذار بوده است.
تاثیر سامانه خودکارسازی اداری بر تصمیم گیری مدیران (مورد مطالعه: بانک مهر اقتصاد استان آذربایجان شرقی)
حوزههای تخصصی:
با عمومیت یافتن سریع دسترسی به رایانه ها و فناوری اطلاعات و رسانه های مدرن، هیچ کشوری نمی تواند اقتصاد قرن بیست و یکمی را بدون زیرساخت های الکترونیک مدرن و به روز اداره کند. یکی از فاکتورهای مهم در تصمیم گیری مدیران، اطلاعات است؛ داشتن اطلاعات صحیح و دقیق و به هنگام باعث بالارفتن سرعت تصمیم گیری شده و جلوی اتخاذ بسیاری از تصمیمات نادرست را خواهد گرفت. سیستم خودکارسازی اداری یکی از مهم ترین ابزارها برای نیل به این مهم می باشد. هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی تاثیر سیستم خودکارسازی اداری بر تصمیم گیری مدیران بانک مهر اقتصاد استان آ -شرقی است. این تحقیق بر روی 05 نفر از مدیران ستادی و مدیران شعب این بانک در سطح استان آ-شرقی انجام گرفت. نتایج حاصل از تحقیق حاضر مبین آن است سیستم خودکارسازی اداری بر افزایش صحت تصمیم گیری، افزایش دقت تصمیم گیری، به هنگام بودن تصمیم گیری، اقتصادی بودن تصمیم گیری مدیران بانک مهر اقتصاد آ -شرقی تاثیر دارد. این امر بار دیگر بر نقش و تاثیر سیستم خودکارسازی اداری بر تصمیم گیری ها صحه می گذارد.
ارزیابی و شناخت عناصر و توانمندی های موثرجهت اجرای بهینه مدیریت دانش در بیمارستانهای ایران (مطالعه موردی: بیمارستانهای میلاد، بقیت الله اعظم و ولیعصر شهر تهران)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بی شک سازمان های دولتی و خصوصی؛ تولیدی یا خدماتی باید در طراحی و استقرار سیستم مناسب مدیریت دانش، در نقش سازمان های پیشرو ظاهر شوند و این امر مستلزم شناسایی عوامل کلیدی موفقیت و اقدام عملی بر مبنای این عوامل تاثیر گذار در مراحل مختلف طراحی و استقرار سیستم مدیریت دانش است. هدف از این پژوهش، بررسی و ارزیابی شناخت توانمندی های موثر جهت اجرای بهینه مدیریت دانش در بیمارستان ها بود.
روش بررسی: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. سه بیمارستان میلاد، بقیهٌ الله اعظم و ولیعصر شهر تهران به علت نقش حساس و میزان ارایه دهندگی خدماتی که به لحاظ بیمه های تامین اجتماعی (میلاد)؛ تحت پوشش قرار دادن بیمه های نیروهای مسلح (بقیه الله) و به خاطر دارا بودن مرکزیت (ولیعصر) در این پژوهش به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. در پژوهش حاضر از ابزار پرسش نامه به صورت باز و بسته در دو مرحله استفاده شد. در مرحله اول با استفاده از تکنیک دلفی از 20 نفر از متخصصین با استفاده از پرسش نامه باز نظرخواهی شد و در مرحله دوم پرسش نامه طراحی شده از روی پاسخ های پرسش نامه اول در بین گروه 60 نفر نمونه توزیع شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های از روش های آمار توصیفی و استباطی و نیز نرم افزار Lizrel و Spss نسخه 19 استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که بین اجرای بهینه تر سیستم مدیریت دانش با مولفه های (فناوری اطلاعات، شاخص توانمندی ساختار و فرهنگ سازمانی، عنصر توانمندی مدیریتی و عنصر فرایند مدیریت دانش) در سطح 95 درصد رابطه معناداری وجود دارد و همچنین عنصر توانمندی فرایندی مدیریت دانش با شدت همبستگی 874/0 نسبت به سه فاکتور دیگری در اولویت است.
نتیجه گیری: در کل می توان استنباط نمود که پیاده سازی فرایند تبدیل دانش برای اجرای اثربخش و بهینه تر آن نیازمند تقویت و همراهی متغیرهای مربوط به خود می باشد که در صورت همراهی این متغیرها موفقیت را به دنبال دارد و این عوامل در اثربخشی بیشتر مدیریت دانش نفش بارزی بر عهده دارند.
عوامل مؤثر برتوسعه کاربرد تجارت الکترونیک در شرکت های نساجی و تولید پوشاک استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فناوری اطلاعات دوره ۶ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳
395 - 418
حوزههای تخصصی:
اجرای برنامه های نوسازی کارخانجات نساجی و تولید پوشاک ایران که در اوائل دهه 1380 با هدف افزایش قدرت رقابت پذیری این صنعت اجرا گردید، موفقیت چندانی نداشته است. یکی از دلایل این امر عدم استفاده از ابزارهای تجارت الکترونیکی به عنوان یک فناوری نرم مکمل در فرآیند نوسازی بوده است. هدف این تحقیق تبیین و برآورد مجموعه عوامل موثر در تصمیم گیری شرکتهای نساجی و تولید پوشاک جهت استفاده بیشتر از ابزارهای تجارت الکترونیک می باشد. جامعه آماری این مطالعه صنایع نساجی و تولید پوشاک دارای ده نفر کارکن و بیشتر استان اصفهان بوده و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه می باشد. تحلیل آماری براساس ضریب همبستگی و مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل صورت پذیرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد دو عامل اصلی ساختار سازمانی (مدیریت آینده نگر و استراتژیک، اندازه بنگاه، انعطاف پذیری، عملکرد و کارایی انتظاری) و عوامل پشتیبان و زیر ساختی تاثیر معناداری بر میزان استفاده از ابزارهای تجارت الکترونیک در بنگاه های فعال در بخش صنعت نساجی و تولید پوشاک استان اصفهان دارند
بررسی نقش پیاده سازی مدیریت دانش بر افزایش بهره وری نیروی انسانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش اجرای مدیریت دانش بر افزایش بهره وری نیروی انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز می باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی و از حیث هدف نیز کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش، کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز به تعداد 680 نفر را شامل می شود. روش نمونه گیری در این مطالعه، تصادفی طبقه ای بوده که از طریق جدول نمونه گیری مورگان به تعداد 245 نفر محاسبه شده است. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسشنامه مدیریت دانش و بهره وری می باشد. پرسشنامه مدیریت دانش بر اساس مدل پروبست و همکاران بوده و هفت مؤلفه (شناسایی دانش، کسب دانش، توسعه دانش، تسهیم دانش، نگهداری دانش، استفاده از دانش و در نهایت ارزیابی مدیریت دانش) در بر می گیرد. پرسشنامه بهره وری به صورت محقق ساخته بوده، که بر اساس مدل اچیو طراحی شده است و حاوی شاخص های (اعتبار تصمیمات، شناخت شغلی، بازخورد عملکرد، سازگاری با محیط، رضایت از محل کار و انگیزه) می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها پس از تست نرمال بودن با استفاده از آزمون کلموگروف-اسمیرنف، از آزمون رگرسیون دوگانه و چندگانه استفاده شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که هر یک از هفت عامل پیاده سازی مدیریت دانش (شناسایی دانش، کسب دانش، توسعه دانش، تسهیم دانش، نگهداری دانش، استفاده از دانش، و در نهایت ارزیابی مدیریت دانش) بر افزایش بهره وری کارکنان در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز مؤثر می باشد. و به ترتیب اولویت عامل نگهداری دانش دارای بیشترین مقدار (33/0) است و قوی ترین سهم یگانه برای تبیین متغیر ملاک را فراهم می کند و می تواند 33 درصد از تغییرات متغییر بهره وری نیروی انسانی را پیش بینی کند. سپس به ترتیب اولویت، استفاده از دانش (31/0)، ارزیابی مدیریت دانش (27/0)، کسب دانش (17/0)، شناسایی دانش (10/0)، تسهیم دانش (08/0) و در نهایت توسعه دانش (06/0)، در کل سطح معنا داری مدل، با مقدار 25/13F= و با دوربین واتسن (06/2) و سطح معنا داری (000/0=Sig) مورد تأیید می باشد.
بررسی اثرات کارکردی، ارتباطی و تحولی سامانه های اطلاعاتی منابع انسانی در سازمان های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت منابع انسانی دربرگیرنده ی فعالیت هایی همچون جذب، انتخاب، نگه داشت، و بهبود نیروی کار به منظور دست یابی به اهداف فردی و سازمانی است. سامانه های اطلاعاتی منابع انسانی، ترکیبی از مدیریت منابع انسانی و بانک های اطلاعاتی است. این فناوری، سامانه ای است که به منظور دست یابی، حفظ، ویرایش، کاوش، بازیابی و توزیع اطلاعات مربوط به منابع انسانی به کار می رود. سامانه های اطلاعاتی منابع انسانی، معمولاً بخشی از سامانه ی اطلاعاتی اصلی سازمان است که بخش های دیگری مانند: حسابداری، تولید و بازاریابی را نیز پوشش می دهد. در این پژوهش، اثراتِ ابعاد کارکردی، ارتباطی و تحولی سامانه های اطلاعاتی منابع انسانی (HRIS) بر سازمان های دولتی شناسایی شده و در ادامه، میزان تحقق آنها در بخش دولتی ایران مورد ارزیابی قرار می گیرد. برای شناسایی ابعاد، از ادبیات تحقیق و همچنین نظر خبرگان و برای ارزیابی تحقق آنها در بخش دولتی ایران از دیدگاه مدیران منابع انسانی سازمان های دولتی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که تأکید بر مزایای کارکردی به کارگیری سامانه های اطلاعاتی منابع انسانی می تواند گمراه کننده باشد؛ زیرا، مزایای اصلی پیاده سازی آن در جنبه های ارتباطی و تحولی آن نهفته است.
تأثیر مدیریت دانش درانتقال فناوری با میانجی گری توانمندی تکنولوژیک وتوانمندی دانشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق شناسایی عوامل تکنولوژیک و دانشی موثر بر طراحی و جذب فناوری در مراکز دانش بنیان و صنایع تولیدی و بررسی تأثیر مدیریت دانش بر هر یک از این عوامل و انتقال موفق فناوری می باشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی می باشد، همچنین از بعد روش گردآوری داده ها، از نوع تحقیق پیمایشی(میدانی)می باشد. در این تحقیق با استفاده از روش تصادفی ساده تعداد 151نفر از فعالان در عرصه انتقال فناوری به عنوان نمونه از بین 28گروه علمی وتحقیقی از 4دانشگاه و تعداد277 نفر نیز از بین 16 صنعت تولیدی بزرگ واقع در شهرک های صنعتی استان اصفهان انتخاب شدند.داده های تحقیق از طریق پرسشنامه گردآوری شد. برای روایی سنجی از روایی سازه و تحلیل عاملی تاییدی و برای پایایی سنجی از آلفای کرونباخ استفاده گردید. جهت بررسی روابط بین متغییرهای تحقیق و بررسی فرضیات از مدلسازی معادلات ساختاری باکمک نرم افزار spssوAmos استفاده شده است . در نتایج تحقیق مشخص گردید رابطه مثبت و معنی داری بین مدیریت دانش و انتقال موفق فناوری وجود دارد . مدیریت دانش تنها در مراکز دانش بنیان ، اثر مستقیم بر انتقال موفق فناوری دارد. همچنین مدیریت دانش بواسطه متغیرهای میانجیگر، توانمندی دانشی و توانمندی تکنولوژیک ، بیشترین تأثیر را بر جذب فناوری در صنایع تولیدی مورد مطالعه دارد درصورتی که در مراکز دانش بنیان تنها از طریق متغیر میانجیگر توانمندی دانشی بیشترین تأثیر را بر طراحی و انتقال موفق فناوری دارد.
اولویت بندی استراتژی های جبران خدمات شرکت های خدمات دهنده اینترنتی از دیدگاه مشتریان با استفاده از رویکرد AHP فازی
حوزههای تخصصی:
رامروزه استراتژی های جبران خدمات به عنوان ابزاری مؤثردرجهت حفظ مشتریانی که به دلیل تجربه دریافت خدمات ضعیف ناراضی هستند، کانون مطالعات متعدد قرارگرفته است. هدف تحقیق حاضر، اولویت بندی استراتژی های جبران خدمات از دیدگاه مشتریان شرکت های خدمات اینترنتی در قبال نارسایی ها ی خدماتی این شرکت ها است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی است. جامعه آماری تحقیق مشتریان اینترنت پرسرعت شهر مشهد هستند. تعداد نمونه 383 نفر و روش نمونه گیری طبقه ای با حجم نمونه متناسب با تعداد مشتریان هر شرکت بوده است. در پژوهش حاضر از روشAHP با رویکرد فازی استفاده شده است. بر اساس نتایج آماری در بین شش استراتژی جبران خدمات شناسایی شده، توانمندسازی اولویت نخستو جبران (دیه)، توضیحات، ارتباطات، ملموسات و بازخورد اولویت های دوم تا ششم را احراز کرده اند