فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۸۱ تا ۱٬۳۰۰ مورد از کل ۲٬۹۱۷ مورد.
کاربرد نرم افزارهای اجتماعی در مدیریت فرایند یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، ارائه چارچوبی مفهومی برای بهره گیری از رسانه های اجتماعی در مدیریت فرایند یادگیری الکترونیکی است. در این پژوهش، با بررسی ادبیات موضوع، رسانه های اجتماعی بر اساس ارتباط با موضوع و فراوانی استفاده شناسایی و یک چارچوب مفهومی اولیه مبتنی بر کاربرد رسانه های اجتماعی در هر یک از مراحل مدیریت فرایند یادگیری الکترونیکی ارائه گردید و با استفاده از نظرسنجی خبرگان موضوعی، اعتبار چارچوب پیشنهادی مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. با بررسی ادبیات موضوع، هشت نرم افزار بلاگ، ویکی، شبکه های اجتماعی، آر. اس. اس، پادکست، مش آپ، نشانه گذاری اجتماعی و آی. ام شناسایی گردید. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از خبرگان نشان داد که در مرحله برنامه ریزی مدیریت فرایند یادگیری الکترونیکی، سه نرم افزار ویکی، شبکه های اجتماعی و نشانه گذاری اجتماعی، در مرحله کنترل ، چهار نرم افزار شبکه های اجتماعی، آر. اس. اس، نشانه گذاری اجتماعی و آی. ام و نیز در مراحل سازماندهی و بهبود، همه رسانه های شناسایی شده، از نظر کاربرد مورد تأیید قرار گرفتند.
مقایسه عملکرد مدلهای شبکه عصبی مصنوعی واتورگرسیون برداری در پیش بینی شاخص قیمت و بازده نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تجزیه و تحلیل های اقتصادی، پیش بینی صحیح و دقیق متغیرهای اقتصادی است. در این زمینه، روشهای مختلفی برای پیش بینی در اقتصاد وجود دارد، که از جمله آنها میتوان به مدلهای رگرسیون ، معادلات همزمان و... اشاره کرد. مدلهای سری زمانی نیز از جمله مدلهای اقتصادی می باشند که در آن پیش بینی مقادیر سری، بیش از هر چیز به عهده خودشان گذاشته می شود اما استفاده از روش های غیر کلاسیک در شناسایی مدل و پیش بینی رفتار سیستم های پیچیده، مدتهاست در محافل علمی و حتی حرفه ای متداول و معمول شده است. در بسیاری از سیستم های پیچیده و خصوصاً غیر خطی که مدل سازی و به دنبال آن پیش بینی و کنترل آنها از طریق روش های کلاسیک و تحلیلی امری بسیار دشوار و حتی بعضاً غیر ممکن می نماید، از روش های غیر کلاسیک که از ویژگی هایی همچون هوشمندی، مبتنی بر معرفت و خبرگی برخوردار هستند، استفاده می شود. شبکه های عصبی، یکی از این روش های بدیع و در حال تحول است که در موضوعات متنوعی از قبیل الگوسازی، شناخت الگو، خوشه بندی و پیش بینی به کار رفته و نتایج مفیدی داشته است. در این مقاله، از شبکه های عصبی در پیش بینی سری های زمانی داده های اقتصادی استفاده کرده ایم. در این رابطه عوامل مختلف ساختاری، روش های مختلف یادگیری شبکه های عصبی و انتخاب و کاربرد مناسب داده ها در فرایند پیش بینی، مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفته است و با مدل های ساختاری و سری زمانی مانند اتورگرسیون برداری مقایسه گردیده است. در این پژوهش، از ابزارهای محاسباتی نرم افزار MATLAB و شاخص قیمت و بازده نقدی بورس اوراق بهادار تهران مابین سال های 1385 تا 1390 استفاده شده است. خلاصه نتیجه گیری و پیشنهادات حاکی از آن است که مدل شبکه های عصبی مصنوعی از عملکرد بهتری در پیش بینی مقادیر متغیرها برخوردار است .
عوامل کلیدی موفقیت سازمان 2 و اولویت بندی آن ها
حوزههای تخصصی:
ایجاد فناوری های جدید در زمینه اینترنت و وب در دهه اخیر خصوصاً فنّاوری وب 2، و تأثیری که بر ماهیت کسب وکار داشته اند باعث شده است تا از این فنّاوری ها در سازمان ها و در کسب وکار استفاده شود. این امر موجب شده نسلی جدید از سازمان ها پا به عرصه بگذارند که به علت اهمیت و تمایزشان با نوع قبلی، سازمان 2 نام گذاری شوند. اگر هنوز به طور دقیق نمی توان در مورد موفقیت کامل اجرای سازمان های نسل 2 و فنّاوری های وابسته به آن صحبت کرد بااین حال می توان منافعی که از حرکت به سمت سازمان های نسل 2 عاید ما می شوند را شناسایی کرده و آن ها را مبنایی جهت به کارگیری فناوری های جدید مبتنی بر وب در سازمان ها قرار داد.
در این پژوهش با مرور ادبیات نظری 6 عامل کلیدی سازمان 2 شناسایی و اولویت بندی شدند که به ترتیب شامل مدیریت دانش، ارتباطات، اطلاعات، مشارکت، فرایندهای کسب وکار و نوآوری می شوند. اولویت بندی های صورت گرفته بر اساس نظرات 6 کارشناس حوزه فناوری و با روش تحلیل سلسله مراتبی گروهی انجام شده است.
شناسایی رابطه بین فرایندهای مدیریت دانش با توانمندسازی کارکنان سازمان های تأمین اجتماعی (مطالعه موردی: سازمان تأمین اجتماعی استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف شناسایی رابطه بین فرایندهای مدیریت دانش با توانمندسازی کارکنان سازمان تأمین اجتماعی استان اردبیل انجام گرفته است. در حقیقت سؤال اصلی و اساسی این تحقیق این است که: آیا بین فرایندهای مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان در سازمان تأمین اجتماعی استان اردبیل رابطه وجود دارد؟. به منظور بررسی این سؤال به بررسی مؤلفه های مدیریت دانش بر اساس مدل لاوسون پرداخته شد. همچنین برای بررسی وضعیت توانمندسازی از مدل اسپریتزر استفاده گردید. پرسشنامه استاندارد این دو متغیر، فرایندهای مدیریت دانش و مؤلفه های آن به عنوان متغیر مستقل شامل 24 سؤال و توانمندسازی به عنوان متغیر وابسته شامل 15 سؤال می باشد. جهت آزمون روایی از روش اعتبار محتوا و از نظرهای استادان دانشگاه، استفاده شد. ضریب پایایی پرسشنامه ها 80/0 به دست آمد و چون آلفای کرونباخ پرسشنامه ها بیش از 7/0 به دست آمد، بنابراین هر دو پرسشنامه از پایایی لازم برخوردار بودند. آزمودنی ها 140 نفر از اعضای سازمان تأمین اجتماعی با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای تحلیل داده ها از الگوی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج حاکی از این است که بین مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان سازمان تأمین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجود دارد.
راهبردهای آموزش و توسعه کارآفرینان اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه راهبردهایی به منظور آموزش و توسعه کارآفرینان اجتماعی در ایران می باشدکه به روش آمیخته انجام گرفته است. در بخش کیفی با 12 کارآفرین اجتماعی که به روش هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه عمیق انجام گرفت و اشباع نظری حاصل گردید و سپس به روش نظریه برخاسته از داده ها و روش روایتی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. کارآفرینان اجتماعی عواملی چون فرهنگ سازی و آگاهی بخشی عمومی، مطالعات تطبیقی و الگوبرداری، راهبری اثربخش تر نهادهای سیاسی و اجتماعی، توسعه فعالیت های مرتبط با آموزش کارآفرینان اجتماعی و نهادینه سازی کارآفرینی اجتماعی در نظام آموزشی را مؤثر در آموزش و توسعه کارآفرینان اجتماعی در ایران بیان می کنند. در بخش کمی پژوهش به منظور تأیید نتایج حاصل از بخش کیفی و تعمیم پذیری داده ها، 5 فرضیه تدوین و سؤالات پرسشنامه بر اساس آن تنظیم گردید. نمونه آماری بخش کمی پژوهش 58 نفر از بنیانگذاران و مدیرعاملان موسسات خیریه در استان تهران بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. سپس به روش آزمونt تک نمونه و آزمون فریدمن داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و همه مؤلفه ها تأیید و تنها دو زیرمؤلفه مورد تأیید قرار نگرفت.
شناسایی و رتبه بندی موانع جریان دانش بر اساس چرخه مدیریت دانش سازمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
بررسی تأثیر عوامل اثرگذار بر اشتراک دانش در جوامع مجازی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر شناسایی ارتباط چند عامل بومی سازی شده با اشتراک دانش در جوامع مجازی است. مدل نظری تحقیق برگرفته از تلفیق مدل های پیشین است. در این تحقیق، متغیرهای تأثیرگذار بر اشتراک دانش در جوامع مجازی به دو گروه دسته بندی شده اند؛ گروه اول شامل فاکتورهای مفهومی است شامل: هنجارهای تبادل دانش، اعتماد بین فردی. گروه دوم به فاکتورهای فردی اختصاص یافته که عبارتند از: خودکار آمدی اشتراک دانش، مزیت مرتبط درک شده و سازگاری درک شده. ماهیت تحقیق توصیفی-همبستگی می باشد و به صورت پیمایشی انجام شده است. جامعه ی آماری این تحقیق شامل اعضای انجمن گفتگوی پی سی ورلد می باشند. از بین این اعضا400 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه 16 سوالی است و اعتبار آن با آلفای کرونباخ (84/0) سنجیده شده است. با استفاده از آزمون های آماری استاندارد و t-valueکه از نرم افزار لیزرل و Spss حاصل گردیده، نتایج حاکی از آن است که بین هنجارهای تبادل دانش و اشتراک دانش ضریب معناداری73/17و بین اعتماد بین فردی و اشتراک دانش ضریب معناداری 66/18 همچنین بین خودکارآمدی اشتراک دانش واشتراک دانش ضریب معناداری83/19 و بین مزیت مرتبط درک شده و اشتراک دانش 72/16ضریب معناداری و در نهایت بین سودمندی درک شده و اشتراک دانش ضریب معناداری51/13 محاسبه شده است. یافته های مزبور حاکی از آن است که بین متغیرهای بیان شده و اشتراک دانش در جوامع مجازی ارتباط مثبت و معنادار و همبستگی قوی وجود دارد.
بررسی نقش واسط مدیریت دانش بر رابطه بین عدم اطمینان محیطی و نوآوری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در محیط پویا و غیر قابل اطمینان امروزی، دانش، منبعی استراتژیک است که به سازمان ها در کسب مزیت رقابتی، و نوآوری برای بقا و ماندگاری، کمک شایانی می کند. در این تحقیق، روابط بین عدم اطمینان محیطی و نوآوری سازمانی با نقش واسط مدیریت دانش مورد آزمون قرار گرفت. داده ها از 89 شرکت تولیدی متوسط و بزرگ شهرستان مشهد از طریق پرسشنامه جمع آوری و تجزیه وتحلیل شد. نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار پی. ال. اس، نقش واسط مدیریت دانش بین عدم اطمینان محیطی و نوآوری سازمانی را پشتیبانی و تایید کرد. عدم اطمینان محیطی، باعث افزایش کاربرد مدیریت دانش در سازمان شده است که به نوبه ی خود بر نوآوری سازمانی نیز تاثیرگذار می باشد.
تاثیر دانش خارجی بر ارزش ویژه برند از طریق دو متغیر میانجی زنجیره دانش و کیفیت خدمات . مورد مطالعه: بانک توسعه صادرات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیران سازمانهای سنتی بیشترین تمرکز خود را روی دارایی های مشهود و مادی مانند زمین ، پول ، نیروی کار و... می گذاشتند ولی با عبور اقتصاد از مرحله سنتی به اقتصاد دانشی، مدیران سازمانها باید از تک بعدی نگریستن به دارایی ها اجتناب کنند و اهمیت نقش دارایی های نامشهود را در ایجاد بقا و مزیت رقابتی درک کنند. یکی از صنایعی که رقابت روز به روز در آن شدت می یابد و مفهوم مزیت رقابتی و خلق ارزش در آن وضوح پیدا می کند ، صنعت بانکداری می باشد. در این راستا پژوهش حاضر درصدد است تا به بررسی تاثیر دارایی های نامشهود(دانش خارجی) بر کیفیت خدمات و ارتقای ارزش ویژه برند در صنعت بانکداری و در بانک توسعه صادرات ایران بپردازد. نوع مطالعه حاضر پیمایشی بوده و جامعه آماری تحقیق دارای دو بعد مشتریان و کارکنان می باشد. روش نمونه گیری تحقیق، طبقه ای می باشد، حجم نمونه مربوط به مشتریان طبق فرمول کوکران 384 می باشد و حجم نمونه مربوط به کارکنان با توجه به جدول مورگان ، 86 می باشد. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد دانش خارجی به طور مستقیم تاثیر معناداری بر ارزش ویژه برند دارد. همچنین تاثیری که دانش خارجی از طریق متغیر میانجی زنجیره دانش بر کیفیت خدمات اعمال می کند تاثیری مثبت و معنادار است در صورتی که تاثیر مستقیم دانش خارجی بر کیفیت خدمات تاثیری منفی اعمال می کند. لذا نقش متغیر میانجی گری متغیر زنجیره دانش بسیار قوی می باشد. همچنین کیفیت خدمات تاثیر معناداری بر ارزش ویژه برند داشته اما به طور مجزا دانش مشتریان، عرضه کنندگان و رقبا که جز ابعاد ارزش ویژه برند می باشند نتوانستند از طریق زنجیره دانش تاثیر معناداری بر ارزش ویژه برند اعمال نمایند.
بررسی اثرات کیفیت خدمات دفاتر ICT روستایی بر رضایت مندی مشتریان (مطالعه موردی: دفاتر ICT روستایی گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فناوری اطلاعات دوره ۶ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
209 - 228
حوزههای تخصصی:
فناوری اطلاعات و ارتباطات، ابزاری برای توسعه پایدار روستاها در راستای کاهش فقر، کاهش شکاف دیجیتالی و جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهرها است. جهت رسیدن به این اهداف و برای ارائه خدمات دولتی و سایر خدمات ضروری مورد نیاز جوامع روستایی، تعداد ده هزار دفتر آی سی تی روستایی با سرمایه گذاری 280 میلیون دلار توسط دولت مورد بهره برداری قرار گرفته است. هدف از این پژوهش، سنجش ابعادکیفیت خدمات دفاتر آی سی تی روستایی گیلان با استفاده از مدل سروکوال پاراسورامان و بررسی اثرات آن بر رضایت مندی است. با استفاده از روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی،384 نفر از مشتریان این دفاتر به عنوان نمونه انتخاب شدند. از پرسشنامه استاندارد سروکوال برای سنجش ابعادکیفیت خدمات و همچنین پرسشنامه رضایت مندی برای سنجش رضایت مشتری ها استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از مدل سازی معادله ساختاری استفاده گردید. نتایج به دست آمده حاکی است که رتبه های ابعاد کیفیت خدمات به ترتیب عبارت است از: قابلیت اطمینان، همدلی، تضمین، پاسخگویی، عوامل فیزیکی، و رتبه های ابعاد رضایت مندی عبارت است از: رضایت از کارکنان، رضایت کلی، رضایت از خدمات. برای تجزیه وتحلیل داده ها و ارائه نتایج از نرم افزار AMOS استفاده شده است.
به کارگیری روش شبکه های عصبی مصنوعی خودسامانده اصلاح شده در تعیین سطح سرآمدی شرکت های پتروشیمی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فناوری اطلاعات دوره ۶ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
267 - 284
حوزههای تخصصی:
تعیین سطح تعالی(بلوغ) سازمانی از جمله مسایل مهم مدل های تعالی سازمانی است. تعیین سطح بلوغ شرکت ها به آن ها در شناخت جایگاه رقابتی کمک نموده و قابلیت الگوبرداری را فراهم می کند. یکی از مشخصه های بارز مدل های سرآمدی تعیین بلوغ با رویکرد سلیقه ای و قراردادی در این مدل ها است. پژوهش حاضر پیمایشی تک مقطعی در میان شرکت های پتروشیمی کشور بوده است. همچنین از ابزار رویکردی ابتکاری شبکه های عصبی خودسامان ده اصلاح شده برای تعیین سطح سرآمدی مدل تعالی H3SE در صنایع پتروشیمی بهره گیری شده است. امتیاز رویکرد حاضر در قیاس رویکرد سنتی در استفاده از شاخص های فشردگی و فاصله میان خوشه ها در طبقه بندی گزینه ها و همچنین لحاظ تأثیر اوزان شاخص های مختلف در ارزیابی و طبقه بندی شرکت ها است. بنابراین با استفاده از روش ترکیبی ابتدا در سناریو های مختلف شاخص ها خوشه بندی شدند. سپس تعداد بهینه خوشه ها با استفاده از شاخص های میانگین مربعات خطا ها و ضریب تعیین محاسبه شد. نتایج گویای آنست که با توجه به داده های فعلی طبقه بندی گزینه های مورد بررسی به دو خوشه از اعتبار ریاضی بالاتری برخوردار است. بنابراین روش حاضر با رویکردی رقابتی به ارزیابی و خوشه بندی شرکت های مشارکت کننده در جوایز کیفیت می پردازد.
بررسی عوامل تکنولوژیک، سازمانی، فرآیندی و کسب و کارموثر بر پیاده سازی موفق سیستم هوشمند کسب و کار در شرکت های خدمات اینترنتی ( مورد مطالعه:شرکت شاتل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد بازارهای رقابتی در دنیای امروزی و به دنبال آن افزایش تقاضا برای جذب مشتریان نیازمند توجه به عوامل موثر بر هوشمندی کسب و کار برای کسب اطلاعات بیشتر است. هدف این پژوهش نیز بررسی عوامل تکنولوژیک، سازمانی، فرآیندی و کسب و کار موثر بر پیاده سازی موفق سیستم هوشمندی کسب و کار است. این پژوهش از نظر هدف،کاربردی و از نظر شیوه ی گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را مدیران و کارشناسان شرکت شاتل تشکیل می دهند. به منظور آزمون مدل پژوهش از پرسشنامه حاوی 57 سوال استفاده شد که سوالات آن از ادبیات پژوهش استخراج شده و پس از بازبینی و تایید توسط کارشناسان مربوطه به کار برده شد و برای سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد که هر یک از عوامل سازمانی، فرآیندی و کسب و کار و تکنولوژیک (بجز مدیریت تغییر موثر) بر پیاده سازی موفق سیستم هوشمندی کسب و کار تاثیرگذار بوده است.
تاثیر سامانه خودکارسازی اداری بر تصمیم گیری مدیران (مورد مطالعه: بانک مهر اقتصاد استان آذربایجان شرقی)
حوزههای تخصصی:
با عمومیت یافتن سریع دسترسی به رایانه ها و فناوری اطلاعات و رسانه های مدرن، هیچ کشوری نمی تواند اقتصاد قرن بیست و یکمی را بدون زیرساخت های الکترونیک مدرن و به روز اداره کند. یکی از فاکتورهای مهم در تصمیم گیری مدیران، اطلاعات است؛ داشتن اطلاعات صحیح و دقیق و به هنگام باعث بالارفتن سرعت تصمیم گیری شده و جلوی اتخاذ بسیاری از تصمیمات نادرست را خواهد گرفت. سیستم خودکارسازی اداری یکی از مهم ترین ابزارها برای نیل به این مهم می باشد. هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی تاثیر سیستم خودکارسازی اداری بر تصمیم گیری مدیران بانک مهر اقتصاد استان آ -شرقی است. این تحقیق بر روی 05 نفر از مدیران ستادی و مدیران شعب این بانک در سطح استان آ-شرقی انجام گرفت. نتایج حاصل از تحقیق حاضر مبین آن است سیستم خودکارسازی اداری بر افزایش صحت تصمیم گیری، افزایش دقت تصمیم گیری، به هنگام بودن تصمیم گیری، اقتصادی بودن تصمیم گیری مدیران بانک مهر اقتصاد آ -شرقی تاثیر دارد. این امر بار دیگر بر نقش و تاثیر سیستم خودکارسازی اداری بر تصمیم گیری ها صحه می گذارد.
ارزیابی و شناخت عناصر و توانمندی های موثرجهت اجرای بهینه مدیریت دانش در بیمارستانهای ایران (مطالعه موردی: بیمارستانهای میلاد، بقیت الله اعظم و ولیعصر شهر تهران)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بی شک سازمان های دولتی و خصوصی؛ تولیدی یا خدماتی باید در طراحی و استقرار سیستم مناسب مدیریت دانش، در نقش سازمان های پیشرو ظاهر شوند و این امر مستلزم شناسایی عوامل کلیدی موفقیت و اقدام عملی بر مبنای این عوامل تاثیر گذار در مراحل مختلف طراحی و استقرار سیستم مدیریت دانش است. هدف از این پژوهش، بررسی و ارزیابی شناخت توانمندی های موثر جهت اجرای بهینه مدیریت دانش در بیمارستان ها بود.
روش بررسی: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. سه بیمارستان میلاد، بقیهٌ الله اعظم و ولیعصر شهر تهران به علت نقش حساس و میزان ارایه دهندگی خدماتی که به لحاظ بیمه های تامین اجتماعی (میلاد)؛ تحت پوشش قرار دادن بیمه های نیروهای مسلح (بقیه الله) و به خاطر دارا بودن مرکزیت (ولیعصر) در این پژوهش به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. در پژوهش حاضر از ابزار پرسش نامه به صورت باز و بسته در دو مرحله استفاده شد. در مرحله اول با استفاده از تکنیک دلفی از 20 نفر از متخصصین با استفاده از پرسش نامه باز نظرخواهی شد و در مرحله دوم پرسش نامه طراحی شده از روی پاسخ های پرسش نامه اول در بین گروه 60 نفر نمونه توزیع شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های از روش های آمار توصیفی و استباطی و نیز نرم افزار Lizrel و Spss نسخه 19 استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که بین اجرای بهینه تر سیستم مدیریت دانش با مولفه های (فناوری اطلاعات، شاخص توانمندی ساختار و فرهنگ سازمانی، عنصر توانمندی مدیریتی و عنصر فرایند مدیریت دانش) در سطح 95 درصد رابطه معناداری وجود دارد و همچنین عنصر توانمندی فرایندی مدیریت دانش با شدت همبستگی 874/0 نسبت به سه فاکتور دیگری در اولویت است.
نتیجه گیری: در کل می توان استنباط نمود که پیاده سازی فرایند تبدیل دانش برای اجرای اثربخش و بهینه تر آن نیازمند تقویت و همراهی متغیرهای مربوط به خود می باشد که در صورت همراهی این متغیرها موفقیت را به دنبال دارد و این عوامل در اثربخشی بیشتر مدیریت دانش نفش بارزی بر عهده دارند.
از مبانی نظری تا نظریه های مدیریت دانش: بسط مدل مفهومی تأثیرپذیری مدیریت دانش از تئوری دانش
حوزههای تخصصی:
مسئله این تحقیق تبیین چگونگی تأثیرپذیری نظریه های مدیریت دانش از مبانی نظری مدیریت دانش و ترسیم خط سیر این تأثیرپذیری است. هدف اولیه از طرح مسئله، ارائه یک مدل مفهومی جامع از تأثیرهای مبانی نظری بر نظریه ها و بیان روابطی است که خط سیر این تأثیرها را نشان دهد. هدف غایی، ایجاد زمینه برای طرح مسئله بازسازی رشته مدیریت دانش موجود در علم مدرن و تمدن غرب، و بازخوانی آن براساس مبانی رقیب از جمله مبانی دینی و تمدن دینی، و فراهم آوردن زمینه تدوین نظریه جدید درباره مدیریت دانش براساس مبانی دینی است. این نظریه جدید در مقاله های آتی با عنوان «نظریه مدیریت دانش دین بنیان» ارائه خواهد شد. مرور ادبیات نشان می دهد پژوهش های بسیار اندکی در این زمینه ها انجام شده و به تحقیقات بیشتری نیاز است. برای حل مسئله و رسیدن به هدف، مدل مفهومی اولیه تأثیرپذیری مدیریت دانش از نظریه دانش (معرفت شناسی) بسط داده شد. برای این منظور، ادبیات مرتبط با مبانی نظری مدیریت دانشِ موجود درعلم مدرن مرور شد و در قالب یک مدل مفهومی اولیه ارائه گردید. مبانی به دو دسته مبانی معرفتی و غیرمعرفتی طبقه بندی و مبانی نظری به سه لایه اصلی مبانی نظری دور، میانی و نزدیک طبقه بندی شد. مبانی فلسفی به عنوان مبانی نظری دور، مبانی پارادایمی علوم انسانی، برخی علوم و نظریه های این علوم به عنوان مبانی نظری میانی و پارادایم های درونی مدیریت دانش و حوزه های مرتبط، به عنوان مبانی نظری نزدیک شناسایی شدند. در نهایت روابط بین مؤلفه های فوق با نظریه های مدیریت دانش کشف شد و در قالب یک مدل مفهومی چارچوب بندی شده ارائه گردید. این مدل چگونگی تأثیرگذاری مبانی مدیریت دانش بر نظریه های آن را تبیین می کند و می توان از آن برای بازسازی نظریه های موجود و تدوین نظریه های جدید استفاده کرد.
عوامل مؤثر برتوسعه کاربرد تجارت الکترونیک در شرکت های نساجی و تولید پوشاک استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فناوری اطلاعات دوره ۶ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳
395 - 418
حوزههای تخصصی:
اجرای برنامه های نوسازی کارخانجات نساجی و تولید پوشاک ایران که در اوائل دهه 1380 با هدف افزایش قدرت رقابت پذیری این صنعت اجرا گردید، موفقیت چندانی نداشته است. یکی از دلایل این امر عدم استفاده از ابزارهای تجارت الکترونیکی به عنوان یک فناوری نرم مکمل در فرآیند نوسازی بوده است. هدف این تحقیق تبیین و برآورد مجموعه عوامل موثر در تصمیم گیری شرکتهای نساجی و تولید پوشاک جهت استفاده بیشتر از ابزارهای تجارت الکترونیک می باشد. جامعه آماری این مطالعه صنایع نساجی و تولید پوشاک دارای ده نفر کارکن و بیشتر استان اصفهان بوده و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه می باشد. تحلیل آماری براساس ضریب همبستگی و مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل صورت پذیرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد دو عامل اصلی ساختار سازمانی (مدیریت آینده نگر و استراتژیک، اندازه بنگاه، انعطاف پذیری، عملکرد و کارایی انتظاری) و عوامل پشتیبان و زیر ساختی تاثیر معناداری بر میزان استفاده از ابزارهای تجارت الکترونیک در بنگاه های فعال در بخش صنعت نساجی و تولید پوشاک استان اصفهان دارند