مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، به معنای ایجاد و حفظ روابط بلندمدت با مشتریان سودآور است که این امر از طریق استفادهی مناسب از فناوری اطلاعات و ارتباطات تحقق مییابد. در این پژوهش سعی برآن است که عملکرد سه کارخانه در صنعت کاشی و سرامیک استان یزد، بر اساس معیارهای CRM در چهار بُعد خروجی CRM، مشتری، فرایند CRM و یکپارچگی فناوری، مقایسه شوند. پژوهش حاضر بر اساس هدف کاریردی و از نظر گردآوری دادهها از نوع پیمایشی-تحلیلی میباشد. همچنین از سه پرسشنامه برای جمعآوری اطلاعات استفاده شده است. در ابتدا، بر اساس ادبیات پژوهش، معیارهای CRM شناسایی و با استفاده از تکنیک TOPSIS فازی رتبه بندی شدند. سپس با قانون پارهتو، مهمترین معیارها با توجه به وزنهای به دست آمده از تکنیک TOPSIS فازی تعیین شدند. در مرحلهی بعد با رویکرد ترکیبی ANP و DEMATEL فازی وزن هر یک از معیارها مشخص شد. بدین صورت که، بُعد یکپارچگی فناوری با اهمیتترین بُعد و به ترتیب سایر ابعاد فرایند CRM، مشتری و خروجی CRM قرار گرفتند. در نهایت بر اساس وزن معیارها، عملکرد سه شرکت مورد مطالعه، مقایسه شدند
امروزه مدیریت در تمامی عرصه ها و فعّالیت های اقتصادی و اجتماعی، لازم و ضروری بوده و عنصری اجتناب ناپذیر در پیشبرد امور است. مدیریت مقصد، به عنوان یکی از مهم ترین عناصر در عرصه فعّالیت های گردشگری، ایفا کننده نقشی اساسی در دستیابی به توسعه و کسب اهداف در صنعت گردشگری است. این عنصر، به عنوان عاملی تعیین کننده در میزان رقابت پذیری مقصدهای گردشگری،برای حفظ و پایداری منابع مختلف اجتماعی- فرهنگی، زیست محیطی و اقتصادی مقصد، عهده دار وظایف مهمی است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی کیفیت مدیریت مقصد به عنوان عاملی برای کسب مزیت رقابتی، در منطقه چابهار است. این پژوهش، به صورت پیمایشی و با ابزار پرسشنامه در بازه زمانی1389 –1388 انجام یافته است. با استفاده از روش های آماری، متغیرهای مربوط به مدیریت مقصد همچون بازاریابی، مدیریت بازدید کننده، تحقیق و مطالعه، قیمتگذاری، کاربرد فناوری، همکاری بخش خصوصی و دولتی، مدیریت بحران و غیره، از دو جنبه اولویت و کیفیت، در منطقه مورد بررسی قرار گرفت. این مؤلفه ها با توجه به مدل رقابت مقصد که توسط کراچ و ریچی (1999) ارائه شده، استخراج گردید. نتایج حاکی از آن است که از نقطه نظر اولویت، مولفه «توسعه، بازاریابی و معرفی محصولات مقصد» از اولویت نخست و مولفه «برگزاری کارگاه ها و سمینارهای تخصصی در زمینه گردشگری»از رتبه نهایی برخوردار است. همچنین از نقطه نظر کیفیت، وضعیت تمامی این مؤلفه ها در منطقه چابهار، نامطلوب ارزیابی شد.
در محیط رقابتی کنونی شناخت جایگاه برند برای هر شرکتی امری ضروری است. با توجه به تمایل بالای مدیران هتل ها به افزایش سودآوری از طریق جذب مشتریان صنعتی-تجاری خود، لازم است هتل ها برای تقویت جایگاه خود نزد این دسته از مشتریان خود، عوامل مربوطه را مدنظر قرار دهند. هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین جایگاه رقابتی هتل های پنج ستاره شهر مشهد نسبت به یکدیگر با توجه به نگرش و ادراکات مدیران آژانس های مسافرتی، به عنوان مشتریان صنعتی-تجاری آنها است. مدیران آژانس های مسافرتی تهران که به طور مستقیم خدمات سفر به شهر مشهد با اقامت در هتل های پنج ستاره» را ارائه می دهند، جامعه آماری پژوهش را تشکیل می دهند. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد حجم نمونه 228 نفر تخمین زده شد. در پژوهش حاضر از «نمونه گیری خوشه ای (گروهی)» استفاده شده است. برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Lisrel، و آزمون تحلیل عاملی تأییدی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نقشه های رادار مربوطه نیز با استفاده از نرم افزار Microsoft Excel ترسیم شد. با توجه به نقشه های رادار حاصل شده و نتایج آزمون های انجام شده، متغیرهای «هسته اصلی محصول»، «خدمات تسهیل کننده» و «خدمات فزاینده» به عنوان عوامل تعیین کننده جایگاه برند هتل ها شناسایی شدند. بر اساس این متغیرها، پنج هتل مورد مطالعه به شدت با یکدیگر در حال رقابتند. به طور کلی، دو هتل را می توان در یک دسته قرار داد. سه هتل دیگر نیز رقبای مستقیم هم می باشند. در پایان، به منظور بهبود جایگاه برند هتل های مورد مطالعه، پیشنهاداتی ارائه شده است.
اخیرا، برندینگ داخلی بعنوان یک مساله مهم در حوزه بازاریابی شناخته شده است. بازاریابی داخلی نیز یکی از ابزارهای اجرای استراتژی در درون سازمان می باشد که متمرکز بر روی کارکنان بعنوان اولین مشتریان هر سازمان است. با توجه به اهمیت روز افزون نقش کارکنان در عملکرد سازمان، در این پژوهش مدلی ارائه شده است که در آن از بازاریابی داخلی و برندینگ داخلی بعنوان ابزارهای درون سازمانی جهت ارتقای تعهد کارکنان و تشویق آنان به انتقال وعده های برند سازمان به مشتریان بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان اداره کل امور مالیاتی شهر سمنان بوده که از میان آنها 78 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای آزمون مدل پژوهش از روش مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار WarpPLS 3.0 استفاده شد. بر اساس یافته ها، بازاریابی داخلی اثر مستقیمی بر روی عملکرد برند نداشته اما بطور غیرمستقیم و از طریق برندینگ داخلی بر روی عمکرد برند تاثیرگذار است. نتایج تحلیل مسیر، اثر مستقیم برندینگ داخلی بر عملکرد برند و همچنین اثر غیرمستقیم آن را بر عملکرد از طریق تعهد کارکنان به برند تائید کردند. علاوه بر این نتایج نشان دادند که بازاریابی داخلی اثر مستقیم معناداری بر روی تعهد به برند سازمان ندارد.
"بخش نخست این مقاله در شماره پیش، به عارضه یابی وضعیت موجود سیستم های مدیریتی، نظام های اجتماعی و طرح های توسعه ای منطقه کلاردشت پرداخت و دلایل بروز ناپایداری در توسعه این منطقه عنوان شد.
در بخش دوم این مقاله که پیش روی شماست، بر ارائه مدل های دقیق ریاضی برای اندازه گیری بهره وری طرح های توسعه ای آن منطقه، متمرکز می شود.
"
تبلیغات ایران: گذشته، حال، و آینده"" عنوان میزگردی بود که با حضور استادان دانشگاه و استادان بازار در دفتر نشریه برگزار شد.
اهمیت این موضوع از آن رو بود که تغییر شرایط اقتصادی داخلی و جهانی و نیز بازار رقابت، نیازمند نگاه متفاوت و دقیقتر صاحبان بنگاههای اقتصادی به مقولهی تبلیغات در سال جدید است.
صاحبنظران حاضر در میزگرد سالها است هم در مراکز علمی و دانشگاهی، و هم در فعالیتهای حرفه ای، از نزدیک دستی بر آتش تبلیغات دارند. از این رو میزگرد با پرسش و پاسخهای مشخص آغاز و انجام نیافت تا حاضران هر چه بیشتر بتوانند دیدگاهها و اندیشه های خود را در زمینهی تبلیغات عنوان کنند.
امتیاز اصلی حاضران این میزگرد در آن بود که در برهه هایی از تاریخ تبلیغات ایران حضوری مؤثر داشته و دارند و این بخوبی اجازه میداد تا صاحبنظران بر پایهی دانش و تجربهی مبتنی بر اقتضائات ایران امروز، دیدگاههای خود را مطرح کنند.
چنین نگاهی میتواند تأیید یا مخالفت دیدگاههایی را در این باره برانگیزد که ""توسعه مهندسی بازار"" آمادهی درج این دیدگاهها است.
دکتر پیتراستیدل، مؤلف کتاب نوروبرندینگ، انسان چند وجهی و پرکاریاست. هر لحظه آشنایی با او، شما را به تعجب بیشتر وا می دارد.
در جوانی گرایش فوق العاده زیادی به آمار و تحقیقات کمّی دارد تا جایی که در 25 سالگی کتابی درباره ی ""آمار چند متغیری"" می نویسد. اما اکنون، گرایش عمیقی به تحقیقات کیفی بویژه نوروماکتینگ دارد.
استیدل جایگاه عالی در کسوت استاد دانشگاهی دارد، سخنران ورزیده ای است، پژوهشگر نکته سنجی است، مشاور شرکتهای بزرگ جهانی است، بسیار سفر کرده، تبلیغات، رسانه، و استراتژی را می شناسد، دانش بازاریابی را با روان تحلیلگری کارل گوستاو یونگ، روانپزشک و روانشناس سوئیسی در هم آمیخته و کتاب بین رشته ای تدوین کرده است با نام ""خلقمعنای برند: چگونه از کهن الگوهای تصویر برند استفاده کنیم."" گفتنی آنکه یونگ و مفاهیم کهن الگوهای او مستلزم دانش وسیعی است و استیدل بی مهابا با جسارت دانشی آن را در قالب بازاریابی عجین کرده است.
ریاست شورای نورومارکتینگ آسیا و اقیانوسیه را برعهده دارد، اما کتابی دارد با عنوان نورومارکتنیگ برای احمقها (DUMMIES)؛ کتابهایی که قرار است هر تازه واردی وقتی به آن مراجعه می کند، بتواند با مفاهیم عمیق آن ارتباط برقرار کند، تئوریها را بفهمد، کاربرد آن را بداند و...
جالبتر آنکه عروس دکتر پیتر استیدل، ایرانی است و استیدل درباره ی ایران نیز اطلاعات خوبی دارد؛ گو آنکه هنوز به ایران سفر نکرده است.
تعادل وی در فعالیتهای دانشگاهی، حرفه ای، روزمره زبانزد همکارانش است به گونه ای که از وی شخصیت یکپارچه و متعادلی تصویر می کنند؛ در عین آنکه علائق و مشغله های متنوعی دارد.
آنچه گفت وگوی دکتر استیدل را خواندنی می کند، معرفی دیدگاههای او است که خواننده را از مطالعه ی کتابهای متعدد او بی نیاز می کند.
مدیران شرکت های دولتی دارای افق تصمیم گیری کوتاه مدت می باشند، لذا تلاش می نمایند تا به هر طریق ممکن از جمله دست کاری و مدیریت سود، عملکرد دوره جاری و در نتیجه پاداش خود را افزایش دهند. علاوه بر این روابط و نفوذ سیاسی نه تنها بر وضعیت مالی بنگاه های اقتصادی تأثیر می گذارد، بلکه انگیزه های مدیران را نیز در ارتباط با مدیریت سود تحت تأثیر قرار می دهد و سبب ایجاد تفاوت های چشمگیر در سیاست های مالیاتی و کیفیت گزارشگری شرکت ها می شود. هدف از تحقیق حاضر تعیین اثر مالکیت دولتی و ارتباطات سیاسی بر کیفیت گزارشگری مالی و اجتناب مالیاتی شرکت ها هست. داده های تحقیق حاضر با استفاده از اطلاعات مالی 106 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1389 تا 1394 جمع آوری شده است و برای تجزیه وتحلیل داده ها از الگوی رگرسیون خطی چند متغیّره با استفاده از داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که مالکیت دولتی و ارتباطات سیاسی اثر منفی و معناداری بر کیفیت گزارشگری مالی دارد و زمانی که درصد مالکیت دولت و یا ارتباطات سیاسی در شرکت ها افزایش می یابد، کیفیت گزارشگری شرکت ها کاهش می یابد، همچنین نتایج نشان داد که مالکیت دولتی اثر معناداری بر اجتناب مالیاتی شرکت ها ندارد، اما ارتباطات سیاسی اثر مثبت و معناداری بر اجتناب مالیاتی دارد.