
افسانه مظفری
مدرک تحصیلی: دانشیار گروه ارتباطات اجتماعی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران |
پست الکترونیکی: dr.afsaneh.mozaffari@gmail.com |
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۶ مورد از کل ۶۶ مورد.
بخش بندی مراجعین کتابخانه های عمومی بر مبنای نیازهایشان با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی، تحلیل سلسله مراتبی و مدل کانو(مقاله علمی وزارت علوم)
کلیدواژهها: شبکه عصبی مصنوعی خوشه بندی مدل کانو تحلیل سلسله مراتبی مراجعه کننده کتابخانه عمومی
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علم اطلاعات و دانششناسی علوم کتابداری مدیریت منابع اطلاعاتی
- حوزههای تخصصی علم اطلاعات و دانششناسی علوم اطلاع رسانی اطلاعات (به طور عام) جامعه اطلاعاتی
- حوزههای تخصصی علم اطلاعات و دانششناسی کتابخانه ها(به طور عام) انواع کتابخانه ها عمومی
- حوزههای تخصصی علم اطلاعات و دانششناسی کتابخانه ها مراجعه کنندگان
امروزه مراجعین به عامل بسیار مهم و حیاتی در هدایت کتابخانه های عمومی مبدل گشته اند. به همین دلیل کتابخانه های عمومی نیاز دارند مراجعین خود را بشناسند و برای کسب رضایت و تامین نیازهای آنها برنامه ریزی کنند. این پژوهش یک الگوی تلفیقی از روش های خوشه بندی به کمک شبکه عصبی، تحلیل سلسله مراتبی و مدل کانو ارائه می نماید تا به وسیله بخش بندی مراجعین کتابخانه های عمومی و به دست آوردن ارزش هر بخش، خدمات مناسب در جهت جلب رضایت آنها ارائه شود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام مراجعین کتابخانه های عمومی استان فارس می باشد و یک نمونه 180 تایی به روش تصادفی ساده از آن انتخاب شده است. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته ای است که بر اساس مدل کانو و مدلی که شاخص های آن طبق نظر خبرگان و متخصصان کتابداری تعیین شده، طراحی گردیده است. بعد از جمع آوری داده ها از میان معماری های ممکن برای شبکه، معماری شبکه خودسازمان ده با بالاترین کیفیت برای بخش بندی یا خوشه بندی مراجعین برگزیده شد و پس از استفاده از نرم افزار MATLAB تعداد چهار خوشه برای مراجعین کتابخانه های عمومی استان فارس تعیین گردید. سپس با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی خوشه ها اولویت بندی شده و در نهایت با استفاده از مدل کانو، نیازهای هر خوشه تعیین و خدمات مناسب هر خوشه پیشنهاد شد. با استفاده از نتایج پژوهش کتابخانه های عمومی می توانند با بخش بندی و شناسایی مراجعین و کسب رضایت آنها، در امر خدمت رسانی موفق تر باشند.
بازنمایی زندگی طبقه متوسط در سینمای ایران (نشانه شناسی فیلم جدایی نادر از سیمین)
نویسنده:
علی جعفری افسانه مظفری
منبع:
رادیو تلویزیون سال نهم زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲۱
127 - 150
کلیدواژهها: طبقه متوسط سینما بازنمایی نشانه شناسی
حوزههای تخصصی:
در مقاله پیش رو هدف، شناخت چگونگی بازنمایی طبقه متوسط در فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین می باشد. این مقاله در رهیافت مطالعات فرهنگی و با تأکید برمقوله بازنمایی صورت گرفته است. در این مقاله از روش نشانه شناسی استفاده شده است و نظریه بازنمایی با تأکید بر آراء استوارت هال و تحلیل تقابل های دوگانه استروس چارچوب نظری این تحقیق را شکل داده اند.
نتایج تحقیق نشان داد که در فیلم جدایی نادر از سیمین، بازنمایی صورت گرفته از این طبقه بیشتر بر زندگی روزمره ای که این طبقه درگیر آن است تأکید می کند. به علاوه، طبقه متوسط به عنوان طبقه ای که به اوضاع و شرایط، بدبین است و طبقه ای که با تضاد و دوگانگی در زندگی اش مواجه است در فیلم بازنمایی می شود. همچنین بازنمایی طبقه متوسط از طریق قطب بندی میان فرودست/ فرادست تبیین می شود و بافت سازی به مدد این تقابل با تکیه بر سرمایه های فرهنگی و اعتقادی، خود را نمایان می سازد. از دیدگاه تماتیک، دروغ، خیانت، پنهان کاری، پیش داوری، داوری و قضاوت، موضوع های نمایشی شده (دراماتیزه شده) در میان خط روایی های فیلم جدایی نادر از سیمین بوده است.
راهکارهای مقابله با اخبار جعلی در فضای رسانه ای ایران (مطالعه موردی: اینفودمی کووید 19)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال چهاردهم پاییز ۱۳۹۰ شماره ۵۲
133 - 153
کلیدواژهها: اخبار جعلی کووید19 اینفودمی روزنامه نگاری کنش گر تحلیل مضمون
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق ضمن آسیب شناسی فرایند اطلاع رسانی در ایام کرونا در ایران با هدف طراحی راهکارهای مقابله با اخبار جعلی در فضای رسانه ای ایران (مطالعه موردی: اینفودمی کووید19) انجام شده است. روش: این پژوهش یک پژوهش کیفی اس ت که با اس تفاده از تحلیل مضمون 15 مصاحبه با صاحب نظران ارتباطات اجتماعی و فعالان رسانه ای به شناس ایی راهکارهای مقابله با اینفودمی کووید19 در ایران پرداخته و شبکه مضامین را برای آن ارائه داده و ابعاد و مولفه های هر مضمون را مشخص کرده است.یافته ها: مضامین اصلی شناسایی شده از تحلیل متن مصاحبه های انجام شده عبارت اند از: «روزنامه نگاری کنش گر»، «روابط عمومی پیشگیرانه»، «سیاست زدایی از پدیده های علمی»، «اقدامات حقوقی- قضایی» و «بازسازی اعتماد ملی». برای «روزنامه نگاری کنش گر» باید این موارد را که به عنوان مضامین سازمان دهنده شناسایی شده اند در دستور کار قرار داد: مطالبه گری روزنامه نگاری علم، تشکیل میز فکت چکینگ، استفاده از هوش مصنوعی، مهارت برخورد غیر انفعالی با شایعات، کیفی گرایی رسانه ها به جای کمی گرایی، همگرایی رسانه ای و ارتقای مهارت های شناختی مخاطبان. برای تحقق «بازسازی اعتماد ملی» باید به این موارد توجه کرد: تقویت روزنامه نگاری مستقل، اقدام حداکثری و اعلام حداقلی و تحول در شیوه حکمرانی.نتیجه گیری: توسعه و تقویت جریان تحزب در کشور و رقابت احزاب واقعی، بستری را برای مقابله با اخبار جعلی و نادرست فراهم می کند. منابع و مراجع خبری اگر هویت سیاسی و حزبی مشخصی داشته باشند، به خاطر حفظ اعتبار و جایگاه تشکل خود در جهت تولید و توزیع اطلاعات درست و صحیح گام برمی دازند. در موقعیتی که افراد به هیچ صنف و گروه و حزبی وابسته نیستند، نگرانی بابت تکذیب ادعاها و گفته های خود ندارند و به راحتی محتواهای جعلی را ساخته و منتشر می کنند. به عبارت دیگر وابستگی به صنف و گروه و حزب، هزینه های دروغ پردازی را افزایش می دهد. نهادهای دولتی و خصوصی که مسئولیتی درباره بیماری کووید19 و تبعات آن دارند باید با بهره گیری از مدل «روابط عمومی پیشگیرانه» اطلاع رسانی خود را انجام دهند. یکی از چالش ها و دغدغه های اصلی بیشتر شرکت کنندگان، مواجهه سیاسی در کشور ایران با پدیده های علمی است. «سیاست زدایی از پدیده های علمی» پیشنهادی است که در بحرانی با موضوع ارتباطات سلامت ضروری به نظر می رسد. سکوت رسانه ای یا دلیل تراشی برای یک ادعای اشتباه که در نتیجه سیطره نگاه سیاسی بر علم اتفاق می افتد می تواند زمینه ساز رشد و گسترش اخبار جعلی شود. تشکیل «میز تخصصی فکت چکینگ» با ماموریت رصد اخبار جعلی مرتبط و اقناع مخاطبان یک پیشنهاد اجرایی است که در کشور ما تجربه نشده است. یافته های این پژوهش مبنی بر ضرورت «توزیع افقی اطلاعات و پرهیز از سلسله مراتب عمودی» با نظریه «جامعه شبکه ای» همخوان است.
تلویزیون و نقش آن در توسعه تئاتر کشور
منبع:
رادیو تلویزیون سال ششم بهار ۱۳۸۹ شماره ۱۱
96 - 123
کلیدواژهها: تئاتر تلویزیون رسانه توسعه فرهنگ مخاطب
حوزههای تخصصی:
حاکمیت و تسلط رسانه ها بر نوع تفکر مخاطبان در دنیای کنونی امری رایج و متأسفانه پذیرفته شده است. در میان رسانه های فراگیر، تلویزیون از جایگاهی ممتاز برخوردار است و به دلیل ویژگی های خاص، بر دیگر رسانه ها غلبه یافته است. تلویزیون در کشور ما با توده مخاطب، ارتباط وسیعی دارد و می تواند در دیدگاه های فرهنگی، سیاسی، فلسفی، اعتقادی، اقتصادی و... مردم تأثیر بگذارد. از این منظر تلویزیون عامل ارتباطی بسیار قوی، وسیع و عمیقی است. از طرف دیگر تلویزیون در زمینه زیبایی شناسی مخاطب و ارتقای سطح سلیقه او و ایفای نوعی نقش فرهنگی توان بالایی دارد. همچنین ارتباط تئاتر و تلویزیون از ابتدای پیدایشِ تلویزیون به شکل تعاملی و دوسویه وجود داشته که به شرط هدایت صحیح، می تواند به ایجاد همزیستی مسالمت آمیز میان این دو منجر شده و هر دو رسانه را منتفع کند. هرگاه این تعامل به درجه مطلوبی ارتقا یابد، هم تئاتر و هم تلویزیون به اهداف خود نزدیکتر می شوند. از طرف دیگر چون تئاتر می تواند به لحاظ عاطفی و فکری نیز تأثیر فراوانی بر مخاطب خود بگذارد، ظرفیت فراوانی برای بیان مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی ایجاد می کند. تئاتر به زعم نگارنده، خود یک رسانه است و اتفاقاً می تواند کامل ترین رسانه نیز باشد؛ زیرا
ویژگی های منحصر به فرد و یگانه ای به لحاظ تأثیرگذاری دارد.
پژوهش حاضر با در نظر گرفتن ویژگی های دو رسانه تلویزیون و تئاتر بر روی خصیصه فرهنگی این دو رسانه متمرکز شده است و سعی دارد تأثیرگذاری تلویزیون بر توسعه تئاتر را بررسی کند. تعامل، تأثیر و تأثر متقابل و مقایسه میان این دو رسانه نیز مبحثی است که به موازات بحث اصلی در این تحقیق دنبال شده است. بدیهی است هدف ثانویه از انجام پژوهش هایی از این دست، تلاش برای یافتن راهکارها و راه حل های فرهنگی برای ارتقا و توسعه فرهنگی جامعه است. زیرا تقویت و پرداختن به هنر/ رسانه تئاتر به دلیل ظرفیتها و ویژگیهایی که دارد ما را در دستیابی به توسعه فرهنگی یاری می رساند.
"استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی در حوزه تبلیغات گردشگری (مطالعه موردی منطقه آزاد کیش از سال 1382 تا 1387) "(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
فرناز سعادت افسانه مظفری
حوزههای تخصصی:
تعداد بازدید :
۲۰۳۶
"مقاله حاضر، برگرفته از پژوهشی است که با حمایت سازمان منطقه آزاد کیش و با استفاده از روش پیمایشی، به بررسی کاربرد ابزارهای نوین ارتباطی در حوزه تبلیغات گردشگری، در منطقه آزاد کیش میپردازد. در این پژوهش، میزان آشنایی کارشناسان تبلیغات منطقه آزاد کیش با سه ابزار نوین ارتباطی «اینترنت»، «پیام کوتاه» و «بیلبورد دیجیتال» و همچنین میزان استفاده از این ابزارها در این منطقه، از سال 1382 تا 1387 مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که میزان استفاده کارشناسان تبلیغات منطقه آزاد کیش از ابزارهای نوین ارتباطی در تبلیغات گردشگری، وابسته به متغیر «میزان آشنایی» این افراد با این ابزارهاست. همچنین «میزان آشنایی» خود نیز معلول متغیرهایی چون «آشنایی با زبان انگلیسی» و «سطح تحصیلات» افراد است. در کل، میزان آشنایی جامعه آماری با ابزارهای نوین ارتباطی و میزان استفاده افراد از این ابزارها در حد متوسط قرار دارد. این در حالی است که امروزه، رشد سریع فنّاوریهای ارتباطی و اطلاعاتی، دستیابی به بازارهای جدیدی را در زمینه گردشگری فراهم آورده است و اگر ابزارهای نوین ارتباطی در حوزه تبلیغات، با توجه به نقش و کارکرد خاص خود، با آگاهی کامل و به درستی به کار گرفته شوند، میتوانند نقش مهمی در توسعه این صنعت درآمدزا ایفا کنند.
" "ابزارهای نوین ارتباطی، بیلبوردهای دیجیتالی، پست الکترونیک، پیام کوتاه، گردشگری الکترونیکی
"
کلیدواژههای مرتبط
علوم اجتماعی علم اطلاعات و دانششناسی علوم سیاسی مدیریت علوم تربیتی اقتصاد مطالعات زنان تربیت بدنی علوم اسلامی