دانش حسابداری

دانش حسابداری

دانش حسابداری سال سیزدهم بهار 1401 شماره 48 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

مدیریت هزینه دانشگاه با تلفیق رویکرد بهایابی بر مبنای فعالیت و رویکرد پویایی سیستم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بهایابی بر مبنای فعالیت الگوسازی پویایی سیستم مدیریت هزینه دانشگاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 639 تعداد دانلود : 493
هدف: مدیران دانشگاه ها جهت انجام مأموریت خود در شرایط کمبود منابع و افزایش نیازها، می بایست تصمیم گیری های خود را نه تنها بر اساس بهینه سازی شاخص های عملکردی، بلکه با در نظرگرفتن چگونگی تأثیر تصمیمات متخذه بر هزینه ها و بهای تمام شده خدمات بهبود بخشند. این امر مستلزم بکارگیری ابزارهایی از جمله رویکرد بهایابی بر مبنای فعالیت برای برآورد صحیح هزینه ها و ارائه اطلاعات دقیق نسبت به بهای تمام شده خدمات است. با این حال در این رویکرد، پویایی روابط و تغییرپذیری محرک های هزینه و فعالیت در طول زمان و تحت شرایط اتخاذ تصمیمات متفاوت لحاظ نمی شود. الگو سازی پویا، ابزاری کارآمد برای انجام مطالعات و آزمون تأثیر تغییرات احتمالی بر روی سیستم های واقعی در محیطی مجازی است. لذا، هدف این پژوهش این است که به کمک الگو سازی پویا، درک بهتری از چگونگی رفتار پویای هزینه ها در طول زمان و تحت شرایط اتخاذ تصمیمات متفاوت بدست آورد.   روش: با توجه به تعدد فعالیت ها، سرفصل های هزینه و محرک های هزینه در دانشگاه ها، و با توجه به پویایی محرک های هزینه در طول زمان و پیچیدگی به تصویرکشیدن روابط میان هزینه ها و فعالیت های متعدد در سیستم پویای دانشگاه، در این پژوهش از رویکرد پویایی شناسی سیستم جهت الگو سازی استفاده شده است. این تحقیق یک مطالعه موردی بر اساس داده های مالی و عملکردی دانشگاه الزهرا (س) است. خدمات و فعالیت های اصلی دانشگاه بر اساس طبقه بندی برنامه ها و فعالیت های دانشگاه در جدول شماره یک پیوست ( 4 ) قوانین بودجه سالانه است. برای شناسایی و احصای محرک های مربوط به فعالیت ها، محرک های هزینه، فعالیت های پشتیبان و روابط میان هزینه ها و فعالیت ها از مشاهده، مصاحبه و بررسی ساختار فعالیت های دانشگاه استفاده شده است.   یافته ها: از یافته های مراحل اولیه محاسبات می توان به بهای هر یک از خدمات اصلی دانشگاه اشاره کرد که نتایج اعتبارسنجی الگو نشان از دقت بالای الگو دارد (میانگین قدرمطلق درصد تفاوت 3/0 درصد). در ادامه، هزینه های دانشگاه و بهای خدمات اصلی تحت دو سناریوی کاهش تعداد دانشجویان کارشناسی و افزایش تعداد اساتید، در راستای حصول هدف گذاری های انجام شده در خصوص کاهش نسبت دانشجو به استاد و تقویت تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی به کل دانشجویان، مورد بررسی قرار گرفت. مقایسه بهای خدمات ارائه شده در هر دو سناریو، امکان بررسی بهای خدمات و فعالیت ها و تصمیم گیری بهتر با توجه به منابع موجود را فراهم می آورد. یافته ها همچنین نشان می دهد که بکارگیری رویکرد پویایی سیستم با الگو سازی روابط علی و معلولی میان تمامی متغیرها و با در نظر گرفتن ماهیت پویای متغیرها، پیچیدگی و هزینه بر بودن بروزرسانی نظام بهایابی بر مبنای فعالیت را مرتفع نموده و امکان تحلیل به موقع هزینه ها را فراهم می آورد. بکارگیری این رویکرد همچنین امکان پیش بینی قیمت تمام شده برای چندین دوره آتی را فراهم می آورد.   نتیجه گیری: الگو سازی پویای نظام مدیریت هزینه دانشگاه، به مدیران این امکان را می دهد تا با بررسی بهای خدمات در یک محیط مجازی، خط مشی های مختلف در خصوص جذب هیئت علمی، پذیرش یا عدم پذیرش دانشجو و غیره که در آینده اثر مثبت بر جهت گیری به سمت اهداف مطلوب دارد، را مورد بررسی قرار داده و بر اساس پیش بینی های انجام شده از بهای تمام شده خدمات و فعالیت های دانشگاه و ارزیابی استفاده از منابع موجود تصمیم گیری نمایند.
۲.

نقش میانجی هوش هیجانی در رابطه رهبری اخلاقی با قصد هشداردهی خطاکاری در مؤسسات حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: هوش هیجانی رهبری اخلاقی هشداردهی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 971 تعداد دانلود : 95
هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی هوش هیجانی در رابطه رهبری اخلاقی با قصد هشداردهی حسابرسان مستقل است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل حسابرسان مستقل شاغل در مؤسسات حسابرسی بخش خصوصی و بخش دولتی در سال 1399 است. در معادلات ساختاری حداقل نمونه 200 مورد پیشنهاد شده و بر اساس فرمول کوکران در جامعه نامحدود تعداد نمونه 385 مورد نیاز است. بر این مبنا تعداد500 پرسشنامه به صورت کاغذی و الکترونیکی ارسال شد و تعداد 441 نفر از آن ها گردآوری و مورد بررسی قرار گرفت. داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شده و با استفاده از معادلات ساختاری به کمک نرم افزار لیزرل مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها : نتایج پژوهش نشان می دهد رهبری اخلاقی بر قصد هشداردهی حسابرسان به صورت مستقیم تأثیر مثبت و معناداری دارد و این رابطه با واسطه هوش هیجانی نیز معنادار بوده و تقویت می شود. بنابراین، هوش هیجانی میانجی گری مناسب برای رابطه رهبری اخلاقی با قصد هشداردهی حسابرسان است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش رعایت اصول رهبری اخلاقی و توجه به ارزش های اخلاقی در ارتباطات کارکنان در مؤسسات حسابرسی، قصد هشداردهی حسابرسان را افزایش می دهد. از سوی دیگر می توان بیان کرد رهبری اخلاقی در مؤسسات حسابرسی، تقویت و توجه کارکنان به قابلیت های هیجانی و افزایش هوش هیجانی آنها را به همراه دارد. همچنین بر اساس این نتایج حسابرسان دارای هوش هیجانی بالا به دلیل اطلاع از احساسات و هیجانات خود و دیگران، می توانند عواطف خود را در شرایط پیچیده مشاهده تخلف توسط همکاران مدیریت نموده و بنابراین، تمایل بیشتری به هشداردهی دارند. پژوهش حاضر می تواند منجر به توجه بیشتر به موضوع هشداردهی، رفتار اخلاقی مدیران، مدیریت و درک عواطف کارکنان و کاهش تخلفات در حرفه حسابرسی در ایران شود.
۳.

بررسی رابطه تردید حرفه ای، شناخت صاحب کار و قضاوت حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تردید حرفه ای شخصیت محور شناخت صاحب کار قضاوت حسابرس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 324 تعداد دانلود : 738
هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه تردید حرفه ای و شناخت صاحب کار بر قضاوت حسابرس است. این پژوهش قضاوت حسابرس را در چند مرحله از فرآیند تصمیم گیری، بررسی می کند تا رابطه بین آنها در هر مرحله را تعیین کند. هدف این پژوهش بررسی این موضوع است که آیا سطوح مختلف تردید حرفه ای بین حسابرسان (تردید حرفه ای کم یا زیاد) و شناخت صاحب کار (مثبت، منفی و صفر) بر قضاوت های حسابرس تأثیر دارد یا خیر؟   روش: تحقیق حاضر با استفاده از روش آزمایشگاهی 3 × 2 تلاش می کند تا تأثیر متغیرهای مستقل (تردید حرفه ای و شناخت صاحب کار) را روی متغیر وابسته (قضاوت حسابرس) ارزیابی کند. نمونه آماری این پژوهش 155 نفر از افراد شاغل در حرفه حسابرسی بود که به صورت روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند.   یافته ها: حسابرسانی که دارای شناخت منفی صاحب کار هستند بیشتر احتمال دارد که خطا رخ داده را به عنوان تقلب شناسایی کنند، به عبارت جزئی تر، شناخت منفی از صاحب کار باعث می گردد حسابرس، صاحب کار را کمتر مورد اعتماد بداند. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد که تأثیر متغیر شناخت صاحب کار بر قضاوت حسابرس برای حسابداران با سطح تردید حرفه ای کم، بیشتر است. به عبارت دیگر، می توان گفت که شناخت قبلی صاحب کار تأثیر بیشتری بر افراد با تردید حرفه ای کم و یا خوش بین دارد.   نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد تصمیمات و قضاوت های حسابرس تحت تأثیر سطح تردید حرفه ای و شناخت صاحب کار است. ارتقای سطح تردید حرفه ای، راهکاری برای پیشگیری از سویه های رفتاری است، بویژه برای افرادی که باوری پذیری بیشتری نسبت به عموم دارند.
۴.

تأثیر نقدینگی و فرصت سرمایه گذاری بر تصمیمات سرمایه گذاری با نقش تعدیل گری محدودیت مالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نقدینگی تصمیم سرمایه گذاری محدودیت های مالی فرصت سرمایه گذاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 587 تعداد دانلود : 719
هدف: عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سهام داران و مسئله نمایندگی، تصمیمات سرمایه گذاری را تحت تأثیر قرار می دهد. نقدینگی، فرصت های سرمایه گذاری و محدودیت مالی، بر تصمیمات بهینه سرمایه گذاری تأثیرگذار است و به بهبود آن کمک می نماید. لذا، در این پژوهش به بررسی تأثیر حساسیت نقدینگی و فرصت سرمایه گذاری بر تصمیم سرمایه گذاری بین شرکت های با محدودیت مالی و بدون محدودیت مالی می پردازیم.   روش: در این پژوهش شرکت های بدون محدودیت مالی و همچنین شرکت های دارای محدودیت های مالی را با رویکرد متفاوت، با استفاده از سیاست تقسیم سود، جریان نقدی، فرصت سرمایه گذاری و بدهی (اهرم)، در چهار مرحله تعیین می کنیم. نمونه آماری در این مطالعه شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1390 تا 1397 است. با توجه به محدودیت های تحقیق، از میان نمونه آماری در مجموع تعداد 189 شرکت و 1512 مشاهده بدست آمده است.   یافته ها: بررسی های موجود در این پژوهش نشان می دهد، شرکت های دارای محدودیت مالی دسترسی کمتری به منابع بیرونی دارند و نسبت به نقدینگی در سرمایه گذاری حساس تر هستند. این در حالی است که شرکت فاقد محدودیت مالی، دارای انعطاف پذیری مالی بیشتر بوده و تمایل بالاتری در دسترسی به بازار سرمایه بیرونی دارند و دارای حساسیت بیشتری به فرصت های سرمایه گذاری هستند.   نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد، نقدینگی و فرصت سرمایه گذاری بر تصمیم سرمایه گذاری تأثیر مثبت دارند که این امر به وسیله محدودیت مالی تعدیل می شود. همچنین تصمیم سرمایه گذاری در شرکت های با محدودیت مالی در مقایسه با شرکت های فاقد محدودیت مالی نسبت به نقدینگی حساسیت بیشتری دارد و این موضوع برای فرصت سرمایه گذاری معکوس است.
۵.

حق الزحمه حسابرسی: شواهد اولیه از نقش برخی متغیرهای محذوف(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: حق الزحمه حسابرسی حق الزحمه سال قبل حق الزحمه میان دوره ای عوامل محیطی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 37 تعداد دانلود : 623
هدف: اغلب پژوهش های کمّی حوزه حق الزحمه حسابرسی در داخل کشور از مشکلات روش شناسی متعددی از جمله سوگیری ناشی از متغیرهای محذوف همبسته رنج می برند. پژوهش حاضر نه تنها سعی کرده است مشکل مذکور را مرتفع نماید، بلکه نقش احتمالی چندین متغیر محیطی مانند تعیین حق الزحمه قبل از شروع کار را آزمون کند. روش: برای نیل به این هدف، 1029 شرکت-سال مشاهده از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 7 ساله 1396 - 1390 آزمون شده اند. از دو الگوی حداقل مربعات معمولی و گشتاورهای تعمیم یافته برای تخمین الگو های رگرسیونی، استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که حق الزحمه حسابرسی سال قبل رابطه مثبت و معناداری با حق الزحمه حسابرسی سال جاری دارد. ضریب تعیین الگو برای الگوی برآورد الگوی حق الزحمه حسابرسی با داده های سال جاری، بالاتر از برآورد حق الزحمه حسابرسی براساس داده های سال قبل است، ولی این تفاوت از نظر آماری معنادار نیست. مطابق دیدگاه قیمت گذاری دسته ای، حق الزحمه حسابرسی میان دوره ای رابطه منفی و معناداری با حق الزحمه پایان سال دارد . نتیجه گیری: نتایج ارائه شده توسط پژوهش حاضر بیانگر آن است که عوامل مؤثر بر حق الزحمه حسابرسی در بازار حسابرسی ایران، متفاوت از آن چیزی است که پژوهش های قبلی در سطح بین الملل، مستند کرده اند. چنین شواهدی پیشنهاد می کند هم قانون گذاران و هم پژوهشگران در قانون گذاری و مطالعات حق الزحمه حسابرسی، به عوامل محیطی، عنایت بیشتری داشته باشند.
۶.

تأثیر کاربردِ استعاره دیالکتیکی بر فرایند بلوغِ مذاکره حسابرسان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: استعاره دیالکتیکی اثربخشی مذاکره حسابرسان گفتمان در تعاملات حسابرس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 752 تعداد دانلود : 163
هدف: این پژوهش به بررسی تأثیر کاربردِ استعاره دیالکتیکی بر فرایند بلوغِ مذاکره حسابرسان پرداخته است. روش: تحقیق حاضر از نظر نوع و ماهیت مسأله و اهداف تحقیق، کاربردی است. این تحقیق باتوجه به روش جمع آوری اطلاعات توصیفی از نوع پیمایشی- همبستگی است. بر این اساس از سه مقیاس رعایت اخلاق حرفه ای، اعتماد متقابل و رعایت هنجارهای اجتماعی بر اساس 12 سؤال در قالب مقیاس لیکرت 5 گزینه ای در قالب پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها و برازش الگو از تحلیل حداقل مربعات جزیی استفاده شده است. یافته ها: بر اساس یافته ای پژوهش بالاترین سطح میانگین، مربوط به متغیر رعایت اخلاق حرفه ای است که بیان کننده این موضوع است که حفظ هویت فردی در قالب اخلاق گرایی در مذاکره می تواند به افزایش اثر بخشی مذاکره بین حسابرس با صاحبکار منجر شود از طرف دیگر مشخص شد بالاترین میزان انحراف معیار مربوط به متغیر اعتماد متقابل حسابرس است، بدین معنی که نظر حسابرسان نسبت به رعایت اعتماد در مذاکره دارای تفاوت و پراکندگی است. نتیجه گیری: براساس نتیجه آزمون فرضیه های پژوهش مشخص گردید، کاربردِ استعاره دیالکتیکی بر اثربخشی مذاکره حسابرسان تأثیر مثبت دارد. در تحلیل نتیجه این فرضیه باید بیان نمود، استعاره دیالکتیکی که رویکردهای فردی در بیان فلسفه ذهنی و بینش فردی است باعث می گردند تا فرد از اصول خود جهت بیان دیدگاه های حرفه ای دور نشود و براساس یک تعامل هدفمند و سازنده با طرف مذاکره کننده یعنی صاحبکاران در تلاش باشد تا چالش ها و اختلاف نظرها در رابطه با انجام حسابرسی در مورد عملکردهای مالی را حل نمایند.
۷.

بررسی تأثیر جامعه پذیری مالی بر رضایتمندی مالی سرمایه گذاران با توجه به نقش میانجی گری جزم نگری مالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: جامعه پذیری مالی رضایتمندی مالی جزم نگری مالی افشاء داوطلبانه عدم تقارن اطلاعاتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 601 تعداد دانلود : 796
هدف: این پژوهش به بررسی تجربی نقش میانجی گری جزم نگری مالی بر توضیح رابطه بین جامعه پذیری مالی و رضایتمندی مالی می پردازد.   روش: در این راستا ۴۵۰ پر سشنامه بین سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران توزیع شد. از میان ۴۳۰ مورد جمع آوری شده، ۳۹۸ از آنها پذیرفته شد و از روش معادلات ساختاری ( SEM ) و نرم افزار آماری آموس نسخه ۲۶ برای تحلیل داده ها استفاده گردید. همچنین برای برآورد مقدار پارامترهای ناشناخته از روش تخمین حداکثر درست نمایی ( MLE ) استفاده شده است.   یافته ها: نتایج حاکی از آن است که جامعه پذیری مالی بر رضایتمندی مالی تأثیری مثبت و معنادار و بر جزم نگری مالی تأثیر منفی و معناداری دارد. همچنین جزم نگری مالی بر رضایتمندی مالی اثر منفی و معناداری می گذارد. به طور کلی نتایج نشان می دهد که در رابطه بین جامعه پذیری و رضایتمندی مالی، متغیرجزم نگری مالی نقش میانجی (واسطه) دارد و از آنجا که جامعه پذیری مالی هنگام عدم وجود جزم نگری مالی، به طور مستقیم بر رضایتمندی مالی اثر می گذارد، در رابطه مذکور نقش میانجی «جزئی» را ایفا می کند.   نتیجه گیری: با توجه به تأثیر مثبت جامعه پذیری مالی که یکی از ابعاد آن شبکه های ارتباط جمعی اجتماعی است بر رضایتمندی مالی، شایسته است شرکت ها در راستای تحقق اهداف گزارشگری مالی، افشاء داوطلبانه اطلاعات و علامت دهی که منجر به کاهش ریسک و عدم تقارن اطلاعاتی می شود، نسبت به اطلاع رسانی از طریق روش های نوین مانند شبکه های اجتماعی و افزودن آنها به روش های گزارشگری پیشین اقدام نمایند. همچنین با افزایش اقدامات برای جامعه پذیری مالی از قبیل توسعه شبکه های اجتماعی، می توان بر کاهش جزم نگری مالی سرمایه گذاران و افزایش اعتماد آنها که مانعی برای سرمایه گذاری تلقی می گردد، تأثیر گذاشت . بنابراین، با افزایش حجم سرمایه گذاری در بازار سرمایه، ضمن کاهش ریسک های ورود به بازار و رونق آن، شاهد ارتقاء رضایتمندی مالی سرمایه گذاران و اطمینان بیشتر آنها خواهیم بود. به علاوه با افزایش رضایتمندی مالی افراد، موجبات افزایش میزان سرمایه گذاری ها فراهم خواهد آمد.
۸.

تأثیر ویژگی های هیئت مدیره بر رابطه بین ساختار مالکیت و تغییر طبقه بندی سود(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ویژگی های هیئت مدیره ساختار مالکیت تغییر طبقه بندی سود

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 246 تعداد دانلود : 237
هدف: تأکید پژوهش های پیشین در خصوص مدیریت سود بیشتر بر روش های مدیریت سود تعهدی و مدیریت سود واقعی بوده است. اخیراً، ابزار سومی به نام تغییر طبقه بندی جهت مدیریت سود مورد توجه قرار گرفته است. همچنین نقش ساختار مالکیت که استدلال می شود تأثیر معناداری بر مدیریت سود دارد، نباید نادیده گرفته شود. علاوه بر آن با توجه به اهمیت نقش نظارتی هیئت مدیره در شرکت و تأثیر آن بر کارایی مکانیسم های نظارتی در پژوهش حاضر ویژگی های هیئت مدیره نیز موردتوجه قرار می گیرد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ویژگی های هیئت مدیره بر رابطه بین ساختار مالکیت و تغییر طبقه بندی سود است. در این پژوهش نقش اندازه و استقلال هیئت مدیره بر تأثیر ساختار مالکیت و تغییر طبقه بندی سود مورد بررسی قرار گرفته است.   روش: نمونه حاضر پژوهش شامل 105 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1394 الی 1398 است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از روش رگرسیون چندگانه استفاده گردیده است.   یافته ها : نتایج پژوهش نشان می دهد بین سهامداران نهادی و تغییر در طبقه بندی سود رابطه منفی و معناداری وجود دارد و اندازه هیئت مدیره موجب تقویت این رابطه می شود. در حالی که استقلال هیئت مدیره بر این رابطه مؤثر نیست. همچنین بین مالکان دولتی و تغییر طبقه بندی سود رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. درحالی که استقلال هیئت مدیره موجب تضعیف این رابطه است، اندازه هیئت مدیره بر رابطه مذکور تأثیری ندارد. نتیجه گیری : نتایج این پژوهش نشان می دهد ضمن وجود تغییر طبقه بندی سود، ساختار مالکیت شرکت ها بر میزان به کارگیری این روش تأثیرگذار است. همچنین مکانیسم های نظارتی نظیر اندازه و استقلال هیئت مدیره نیز می توانند میزان اثرگذاری روابط مذکور را تحت تأثیر قرار دهد. یافته های پژوهش حاضر می تواند در تصمیم گیری های سرمایه گذاران و ذینفعان شرکت مؤثر واقع شود چراکه می تواند شواهدی جدیدی در خصوص چگونگی استفاده از تغییر در طبقه بندی به عنوان شیوه نوین مدیریت سود ارائه دهد.
۹.

بیش اطمینانی مدیریت، تأمین مالی داخلی و بهره وری سرمایه گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اعتمادبه نفس مدیران تأمین مالی داخلی بهره وری سرمایه گذاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 605 تعداد دانلود : 411
هدف: یکی از مهم ترین تصمیم های پیشروی مدیران واحد تجاری و یکی از اجزای ضروری عملیات هر واحد تجاری، تصمیم های مربوط به تأمین مالی است. اتخاذ سیاست تأمین مالی بهینه توسط مدیران، نقش بسزایی در ریسک و ایجاد ثروت برای سهام داران دارد. هدف این پژوهش بررسی رابطه میان بیش اطمینانی مدیران بر تأمین مالی داخلی و بهره وری سرمایه گذاری است. روش: این پژوهش از نظر نوع هدف کاربردی بوده و جهت آزمون فرضیه ها با استفاده از روش حذف سیستماتیک، نمونه ای متشکل از 188 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1391 تا 1397 انتخاب گردید و الگوی رگرسیونی چندمتغیره به روش داده های ترکیبی بکار برده شد. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد بیش اطمینانی مدیریت بر میزان تأمین مالی داخلی تأثیر می گذارد و تأمین مالی داخلی نیز با بیش سرمایه گذاری و کم سرمایه گذاری مدیران در ارتباط است. همچنین، مدیران بیش اطمینان با افزایش تأمین مالی داخلی، کارایی سرمایه گذاری را کاهش می دهند. نتیجه گیری: ممکن است همواره میزان بالای تأمین مالی از محل منابع داخلی به صلاح شرکت و سهام داران نباشد. اعمال محدودیت هایی توسط سهام داران بر میزان تأمین مالی داخلی می تواند بر بازده شرکت تأثیر قابل ملاحظه ای داشته باشد. همچنین، رابطه میان استفاده از منابع داخلی و سرمایه گذاری مدیران با بیش اطمینانی آن ها ممکن است دو سویه باشد. با افزایش تأمین مالی داخلی و کاهش بیش سرمایه گذاری و افزایش کم سرمایه گذاری، ممکن است سود شرکت کاهش یابد؛ در این صورت میزان بیش اطمینانی مدیران با کاهش روبرو خواهد بود.
۱۰.

بررسی رابطه بین چرخش اجباری مؤسسات حسابرسی و ویژگی های تردید حرفه ای حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: چرخش اجباری مؤسسات حسابرسی ویژگی های تردید حرفه ای حسابرس مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 781 تعداد دانلود : 335
هدف: چرخش اجباری مؤسسات حسابرسی از جمله مقرراتی است که برای حفظ استقلال و ارتقای کیفیت حسابرسی وضع شده است. اما اقدامات مدیریتی منجر به تردید حرفه ای در حسابرسان و درک ریسک چرخش در حسابرسان می شود که این می تواند بر کیفیت حسابرسی آنان اثرگذار باشد با توجه به اهمیت موضوع تردید حرفه ای حسابرسی، این پژوهش به بررسی رابطه بین چرخش اجباری مؤسسات حسابرسی و ویژگی های تردید حرفه ای حسابرس می پردازد.   روش: بدین منظور براساس پژوهش هرت و همکاران (2013) برای تردید حرفه ای حسابرس شش بعد ذهن پرسشگر، تعلیق در قضاوت، جستجوی دانش، درک میان فردی، اعتمادبه نفس و خودرأیی مطرح شد و تأثیر چرخش مؤسسات حسابرسی براین مؤلفه ها موردبررسی قرار گرفت. از طریق پرسشنامه ای که در بین 119 نفر از حسابرسان سازمان حسابرسی و مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران شامل کلیه شرکا، مدیران و سرپرستان حسابرسی توزیع شد، این موضوع بررسی شد.   یافته ها: براساس یافته های تجربی نتایج پژوهش نشان داد که چرخش اجباری مؤسسات حسابرسی بر شش ویژگی تردید حرفه ای حسابرس تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین از بین شش مؤلفه تردید حرفه ای حسابرس، مؤلفه جستجوی دانش بیشتر تحت تأثیر چرخش اجباری مؤسسات حسابرسی قرار می گیرد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن می باشد که رابطه بلندمدت حسابرس و صاحبکار ممکن است تردید حرفه ای و در نهایت قضاوت حسابرس را محدود کند. به همین دلیل با کاهش مدت این رابطه یا به عبارتی افزایش چرخش اجباری مؤسسات حسابرسی می تواند منجر به به کارگیری دانش بیشتر و تردید حرفه ای حسابرس شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۳