مطالعات اوراسیای مرکزی

مطالعات اوراسیای مرکزی

مطالعات اوراسیای مرکزی سال سیزدهم بهار و تابستان 1399 شماره 1 (پیاپی 26)

مقالات

۱.

هژمونیک سازی گفتمان ترقی خواهی (جدیدی) در روزنامه بخارای شریف

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۲
شکل گیری جریان نوگرایی در فرارود قرن نوزدهم/سیزدهم که نظام اندیشه ای مسلط بر آن به دلیل تعامل نداشتن با جهان در رکود و ایستایی کم نظیری بود، آغاز رقابتی جدی و پرتنش میان دو جریان فکری بود. مطالعه این رقابت، ابهام جدی در مورد نحوه به کارگیری قدرت و یارگیری آن ها در جامعه ایجاد می کند. در این نوشتار با پرهیز از ورود به بحث مرسوم دعوای جدیدی و قدیمی و قضاوت مثبت و منفی درباره آن ها، این مسئله را بررسی می کنیم که چگونه جریان جدیدی با وجود تثبیت و عینیت گفتمان حاکم (قدیمی)، با استفاده از ابزار مطبوعات نظام معنایی خود را هژمونیک می سازد؟ چارچوبی که برای نظم بخشی و دقت در متن روزنامه به کارگرفته می شود، نظریه گفتمان لاکلا و موفه است؛ زیرا در شرایط وجود دشمنی میان نیروهای سیاسی مختلف در جامعه در دسته بندی فرایندی مفاهیم کارکرد مناسبی دارد. پاسخ آغازین ما این است: «محرّران جدیدی روزنامه با آگاهی از احوال جهان و تمسک به سنت اصیل اسلامی، ضمن تلاش برای بیداری خرد دینی توده های مردم، نظام معنایی رقیب را که بر سنت های بومی و دینی تأکید داشت به حاشیه راندند و در راه تثبیت خود گام برداشتند». نتیجه این شد که فرایند هژمونیک سازی نظام معنایی جدیدی در روزنامه بخارای شریف به وسیله معرفی خرده مفاهیم جدیدی، برجسته سازی مفاهیم پذیرفته شده و همچنین غیریت سازی ضعیف گفتمان رقیب، صورت پذیرفت.
۲.

ارزیابی و برآورد ظرفیت های صادراتی محصولات صنایع غذایی ایران به بازار روسیه

تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۸۵
توسعه تجارت ایران با تنگناهای داخلی و خارجی متعدد از جمله محدودیت دسترسی به بازارهای هدف روبه رو است. با آغاز به کار اتحادیه اقتصادی اوراسیایی، با محوریت روسیه عضو مهم آن، توسعه صادرات و دسترسی به بازار روسیه، موضوع اصلی است. این نوشتار در پی آن است که بداند ظرفیت وارداتی روسیه برای محصولات غذایی صادراتی ایران به چه میزان است و در دهه اخیر چه تغییر و تحول هایی را شاهد بوده است؟ چه میزان از ظرفیت صادراتی محصولات غذایی ایران به بازار روسیه استفاده نشده است و چه اقدام هایی باید برای توسعه صادرات به بازار روسیه انجام شود و چه راه کارهایی اندیشیده شود؟ این نوشتار با ارزیابی عملکرد صادرات ایران و چشم انداز تقاضای وارداتی محصولات غذایی روسیه، ظرفیت صادرات محصولات غذایی ایران به بازار روسیه را مطالعه می کند. عملکرد صادرات محصولات غذایی ایران به بازار روسیه از یک سو روند، ترکیب (تنوع ) و پویایی صادرات محصولات غذایی ایران و از سوی دیگر به جدایی محصولات غذایی (ردیف تعرفه شش رقم نظام هماهنگ) از جنبه تغییرهای روند، ترکیب (تنوع) کالایی و مزیت های نسبی، حکایت از آن دارد که شکاف بزرگی وجود دارد میان آنچه هست و آنچه باید باشد. در واقع، از برآورد ظرفیت های صادراتی و تجزیه و تحلیل چشم انداز تقاضای وارداتی محصولات غذایی در بازار روسیه، نتیجه می شود که ظرفیت صادراتی به نسبت زیادی در محصولات غذایی به بازار روسیه- از نظر تعداد، تنوع ، ارزش و ظرفیت صادراتی- استفاده نشده وجود دارد. در زنجیره ارزش محصولات غذایی، در حال حاضر ایران در ابتدای زنجیره، بدون ارزش افزوده بالاتر و بیشتر به محصولات غذایی که دارای محتوای داخلی بالاتری است، اتکا دارد. بنابراین پیشنهاد می شود به تنوع و تفاوت محصول، صرفه های مقیاس، تحولات ساختاری و برتری های رقابتی درون زای محصولات غذایی توجه کافی و اهتمام ویژه شود.
۳.

ممنوعیت پیوسته سازی سرزمینی و نظریه جدایی چاره ساز در بحران کریمه

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۸۲
اصل حق مردم به تعیین سرنوشت خود از قواعد بنیادین حقوق بین الملل است، این اصل در حقوق بین الملل موضوعه دربرگیرنده نفی اشغالگری و استعمارزدایی است. اما نظریه ای نیز به نام جدایی چاره ساز مطرح شده است که در صورت به دست آوردن شرایط و به عنوان آخرین راهکار، برای گروه های جمعیتی در درون یک کشور امکان توسل به جنبه خارجی حق تعیین سرنوشت وجود دارد. اما بعضی کشورها نیز با توسل به نظریه جدایی چاره ساز در عمل، سرزمین کشورهای دیگر را اشغال و مناطقی از آن کشور را تجزیه می کنند و به طور رسمی یا عملی به کشور خود پیوسته می سازند. از این رو، نوعی تضاد و تنش میان ممنوعیت پیوست سرزمینی به عنوان یک قاعده آمره حقوق بین الملل که از حق تعیین سرنوشت نیز تأثیر می پذیرد با نظریه جدایی چاره ساز، پدیدار شده است. در این میان، دولت روسیه با توسل به نظریه جدایی چاره ساز، شبه جزیره کریمه را از اوکراین جدا و به خاک خود ملحق کرده است. با وجود این، این پرسش مطرح می شود که آیا جدایی کریمه از اوکراین جدایی چاره ساز بوده یا نوعی اکتساب سرزمین به زور در پوشش آیین جدایی چاره ساز است ؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که منع اشغال و ممنوعیت پیوسته سازی سرزمینی از قواعد آمره حقوق بین الملل و مصادیق حق تعیین سرنوشت هستند و نظریه جدایی چاره ساز نمی تواند خدشه ای به این قواعد وارد سازد.
۴.

عامل های مؤثر بر شکل گیری صف آرایی روسیه و عراق (2011 تا 2018)

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
روابط عراق و اتحاد شوروی از دهه 1970 گسترش یافت و عراق به عنوان یکی از مهم ترین متحدان این ابرقدرت در خاورمیانه (غرب آسیا) محسوب می شد. فروپاشی نظام شوروی و پایان جنگ سرد، منجر به پایان اتحاد میان عراق دوران صدام حسین و روسیه نشد و این دو کشور در دهه 1990 با وجود فرازونشیب ها به همکاری ادامه دادند؛ اما حمله ایالات متحد آمریکا به عراق و سرنگونی رژیم بعث در سال 2003 نقطه پایانی بر اتحاد روسیه و عراق بود. بدین ترتیب در سال های 2003 تا 2011 شاهد ایفای نقش حداقلی روسیه در عراق پس از صدام بودیم. به نظر می رسد با شروع خیزش های عربی و سرایت ناآرامی ها به سوریه و سپس عراق و به دنبال آن اشغال بخش وسیعی از سرزمین عراق توسط داعش، صف آرایی جدیدی میان روسیه و عراق شکل گرفته است. بنابراین این پرسش مطرح می شود که چه تحول هایی بر شکل گیری صف آرایی میان روسیه و عراق بین سال های 2011 تا 2018 تأثیر گذشته است. فرضیه نوشتار این است که خیزش های عربی (2011) و به دنبال آن تحول های منطقه خاورمیانه، به ویژه بحران سوریه موجب شکل گیری تهدیدهای داخلی و خارجی علیه امنیت وجودی دولت مرکزی عراق شد؛ در برابر چنین تهدیدهایی ایالات متحد آمریکا (در دوره اوباما) به عنوان مهم ترین و قدرتمندترین متحد عراق، بی میل به همکاری و حمایت حداکثری از دولت عراق بود؛ بنابراین در شرایطی که ادراک رهبران روسیه نسبت به جایگاهشان در نظام بین الملل در مقایسه با دهه 1990 و 2000 تغییر یافته است، تحول های منطقه خاورمیانه و نظام بین الملل فرصتی مناسب را پیش روی روسیه نهاد تا بار دیگر در عراق نقش آفرینی کند.
۵.

از تلاش برای ائتلاف تا تیرگی مناسبات؛ تحول روابط ایران و روسیه در سده هفدهم

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
فرایند همسایگی ایران و روسیه در نیمه سده شانزدهم آغاز و تا اواخر همان سده عملی شد. در این فاصله دو طرف دیپلماسی را با پشتوانه دشمنان مشترک و انگیزه های تجاری به کار گرفتند. از دهه های نخست همسایگی نشانه های توسعه طلبی روس ها در زمین های قفقازی ایران آشکار شد. قلمروی که در بخش عمده دوره یادشده در اشغال عثمانی بود. در نیمه اول سده هفدهم با بازیابی حاکمیت ایران بر قلمرو قفقازی اش و تداوم تکاپوهای روسیه در رخنه به داغستان و گرجستان، ظرفیت های تنش آشکار شد. با این حال، توازن قوای دو طرف مانع بحرانی شدن شرایط بود. این وضعیت تا قدرت گیری پتر در واپسین سال های سده هفدهم ادامه داشت. در این نوشتار کوشیدیم که تحول روابط ایران و روسیه از تلاش برای همکاری نظامی تا بروز درگیری های مستقیم و غیرمستقیم در سده هفدهم را بررسی کنیم. روش نوشتار، توصیفی تحلیلی بر مبنای تحلیل داده های استخراج شده از منابع دست اول و پژوهش های معتبر است. در این نوشتار می کوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که چرا در فرایند شکل گیری روابط ایران و روسیه با وجود پیشران های همکاری، ظرفیت های تنش به بروز درگیری هایی بین دو طرف منجر شد؟ نتیجه این بررسی نشان می دهد که روسیه درسده هفدهم قدرت رویارویی مستقیم با ایران را نداشت. در نتیجه، در حاشیه خزر از تحرک های آزاردهنده اتباع خویش به ویژه قزاق های دُن بهره می برد و در موضوع های قفقازی نیز با برقراری ارتباط و جذب حاکمان محلی، به ویژه ناراضی ها از ایران و قلعه سازی در زمین های حائل بین قلمرو خویش و ایران مشغول پیشروی بود. هدف اصلی روسیه تسلط بر بخش راهبردی راهروی شمال جنوب در دریا و خشکی بود.
۶.

خطوط لوله زیردریایی نفت وگاز از دیدگاه کنوانسیون آکتائو و پروتکل ارزیابی زیست محیطی کنوانسیون تهران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۵
کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر(کنوانسیون آکتائو) با هدف پی ریزی یک رژیم حقوقی نوین برای دریای خزر بین پنج کشور ساحلی آن بسته شده است. از عناصر اصلی این رژیم حقوقی، مسئله خطوط لوله زیردریایی نفت وگاز است که مدت ها بین کشورهای ساحلی محل نزاع بوده است، زیرا ایران و روسیه ظاهراً از نظر آثار زیست محیطی خطوط لوله زیردریایی نفت وگاز و در واقع برای حفظ منافع سیاسی و اقتصادی خود خواستار این بودند که ساختن این نوع خطوط لوله و به طور مشخص اجرای طرح خط لوله سراسری دریای خزر وابسته به تأیید همه کشورهای ساحلی باشد. ماده 14 کنوانسیون آکتائو گذاشتن خطوط لوله اصلی نفت وگاز بر بستر دریای خزر را به شرط رعایت مقررات کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط زیست دریای خزر (کنوانسیون تهران) و پروتکل ارزیابی آثار زیست محیطی فرامرزی این کنوانسیون، مجاز می شمارد. ادعا می شود که با وجود این پروتکل ایران و روسیه از نوعی حق وتو در برابر طرح های ساختن خطوط لوله زیردریایی برخوردار شده اند. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای در پی پاسخ به این پرسش است که اجرای کنوانسیون آکتائو و پروتکل ارزیابی زیست محیطی کنوانسیون تهران چه اثری بر طرح های ساخت خطوط لوله زیردریایی نفت وگاز در دریای خزر خواهد داشت؟ فرضیه نویسنده این است اگرچه پروتکل ارزیابی زیست محیطی امکان شرکت همه کشورهای ساحلی خزر در ارزیابی آثار زیست محیطی طرح های خطوط لوله زیردریایی نفت وگاز را فراهم می کند، اما اجرای این طرح ها را رضایت همه کشورها مشروط نمی کند.
۷.

تحول اولویت ها در سازمان همکاری شانگهای از زمان تأسیس تا سال 2019

تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
سازمان همکاری شانگهای در سال 1996 به ابتکار چین و با هدف حل مشکلات مرزی پنج کشور همسایه تشکیل شد و امروز پس از 23 سال به پیمان منطقه ای بزرگی تبدیل شده است. این سازمان با دراختیارداشتن 20 درصد ذخایر نفتی و 50 درصد ذخایر گاز جهان، قابلیت آن را دارد که در دهه های آینده به یکی از بزرگ ترین قطب های بین المللی اقتصادی و انرژی تبدیل شود و مدیریت و کنترل بخش عظیمی از انرژی جهانی را در اختیار بگیرد. بررسی اطلاعات آماری مربوط به کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای نشان می دهد که اعضای این سازمان قابلیت آن را دارند که در دهه های آینده به یکی از بزرگ ترین قطب های بین المللی اقتصادی، تجاری، سرمایه گذاری خارجی، انرژی و نظامی در جهان تبدیل شوند. قلمرو جغرافیایی وسیع، جمعیت زیاد، منابع انرژی گسترده، سلاح های هسته ای، نیروهای مسلح، حق وتو در شورای امنیت و عامل های دیگر به این سازمان ظرفیت اقتصادی، سیاسی و نظامی بالایی می بخشد. این سازمان هم بزرگ ترین تولیدکننده گاز و هم بزرگ ترین مصرف کننده را در خود دارد، بنابراین پایه اصلی رقابت های آینده به سوی مدیریت منابع انرژی است. این نوشتار پس از مرور تحول های گذشته سازمان همکاری شانگهای، قابلیت های این سازمان را از جنبه های اقتصادی و تأمین امنیت انرژی بررسی می کند و نشان می دهد چگونه این پیمان منطقه ای محدود، به یک سازمان همکاری منطقه ای بزرگ تبدیل شده است. فرضیه نوشتار این است که با وجود ظرفیت های بسیار، این سازمان به یک قطب اقتصادی و راهبردی جهانی تبدیل نخواهد شد.
۸.

ارمنیان روسیه و کارکردهای دیاسپورایی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۸
تأثیر دیاسپورا و سازمان های دیاسپورایی بر سیاست داخلی و روابط خارجی کشورهای میزبان و میهن، موضوعی است که در دهه های اخیر بیشتر در رویکردهای غیردولت محور روابط بین الملل مورد توجه قرار گرفته است. اجتماع های دیاسپورایی می توانند در توسعه اقتصادی میهن خود نقش مهمی بازی کنند. آن ها همچنین برای حفظ میراث فرهنگی جامعه خود به ویژه زبان، مذهب و ارزش های اجتماعی آن تلاش می کنند. دیاسپورای ارمنی همواره برای پژوهشگران مطالعات دیاسپورا موضوعی جذاب بوده است. روسیه میزبان پرجمعیت ترین جامعه ارمنی در خارج از جمهوری ارمنستان است. نوشتار پیش رو نتیجه پژوهشی کیفی در مورد ارمنی های روسیه است. در این نوشتار می کوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که «جامعه ارمنی روسیه چه دغدغه هایی دارد و چگونه روابط روسیه و ارمنستان را در تأثیر قرار می دهد؟» در پاسخ به این پرسش این فرضیه را بیان می کنیم: «جامعه ارمنی روسیه بیشتر در پی تأمین منافع کسب وکارهای ارمنی در روسیه، حفظ فرهنگ و زبان ارمنی و حل مشکلات مهاجران ارمنی تازه وارد است و تأثیرگذاری آن بر روابط دو کشور نیز با تلاش برای حضور پررنگ تر در اقتصاد ارمنستان و تثبیت روابط راهبردی مسکو و ایروان به ویژه در حوزه اقتصاد انجام می شود.» ارمنی های روسیه دیر به جهان سیاست دیاسپورایی وارد شدند. با وجود این، ظرفیت های چشمگیر این گروه به تدریج در حال بسیج شدن در چارچوب های دیاسپورایی است. هرچند ارمنی های روسیه هنوز انسجام و سازماندهی ضعیف تری در مقایسه با ارمنی های اروپا، آمریکا و خاورمیانه دارند، اما دست کم بخش های قدرتمندتر و ثروتمندتر آن ها به بازیگران به نسبت مهمی در روابط روسیه و ارمنستان تبدیل شده اند.
۹.

انتقال به شرق: مسیر بقای داعش به مثابه سازمانی تروریستی

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۰
با توجه به شکست های پیاپی داعش، کشته شدن رهبران رده اول و میانی این گروه و بهبود وضعیت امنیتی دولت های هدف داعش در منطقه خاورمیانه، احتمال فروپاشی و نابودی این گروه بیش از گذشته مطرح شده است. در این شرایط، رهبران و فرماندهان داعش نیز دست از فعالیت نکشیده و برای بقای این گروه چاره اندیشی کرده اند. به نظر می رسد که سه رویکرد برجسته در میان سران داعش مطرح بوده است: 1. برخی بر تداوم مقاومت در عراق و سوریه تأکید دارند که به ویژه با توجه به آشوب های جدید در این کشورها درخور توجه است؛ 2. گروه دوم بر مدیریت عملیات های پراکنده در سراسر جهان دست گذاشته اند؛ 3. گروه سوم به دنبال تصرف مناطق جدیدی برای مرکزیت داعش هستند. در چارچوب این رویکرد، به دست آوردن پایگاه های جدید برای داعش اهمیت زیادی دارد. هدف این نوشتار این است که اهمیت شرق را به عنوان پایگاه بالقوه داعش و ابزار بقای آن نشان دهد. پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که شرق چه نقشی در تداوم بقای داعش ایفا کرده است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه مطرح می شود که شرق از دیدگاه علی، تاکتیکی و کارکردی به بقای داعش کمک کرده است. روش پژوهش در این نوشتار، روش تبیینی کارکردی است که نقش عامل های تأثیرگذار در بقای داعش را نشان می دهد. فرضیه را در این سه گام بررسی می کنیم: دلیل های ذهنی و علت های عینی گسترش داعش به شرق، تاکتیک های انتقال و هدف های انتقال داعش در شرق.
۱۰.

بررسی و شناسایی دستور کار آینده دیپلماسی زیست محیطی ایران در دریای خزر

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۷
اختلاف نظر پنج کشور ساحلی دریای خزر در مورد شیوه تقسیم این قلمرو آبی، سبب شده است که بسیاری از مشکلات مربوط به آن از جمله بحران های زیست محیطی همچنان نادیده گرفته شوند؛ بحران هایی که تأثیرهای منفی بسیاری بر زندگی و اقتصاد مردم ساکن در نواحی ساحلی این دریا برجای گذاشته اند. از سوی دیگر، برخلاف اینکه این دولت ها حاضر نیستند از دعواهای حاکمیتی خود در تعارض یادشده دست بکشند، مسائل زیست محیطی در حوزه سیاست کم ارزش شده اند و دولت ها حساسیت کمتری نسبت به همکاری در این زمینه از خود نشان می دهند. بنابراین مشکلات زیست محیطی دریای خزر می تواند دلیلی برای شروع همکاری ها میان دولت های ساحلی، گسترش آن ها به سایر حوزه ها و در نتیجه تشدید همگرایی میان این دولت ها باشد. بنابراین در این نوشتار به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که ایران می تواند چه مشکلات نااندیشیده ای را در دستور کار دیپلماسی زیست محیطی خود با کشورهای حاشیه خزر بگنجاند و بدین وسیله به همگرایی با این کشورها شدت بخشد؟ برای پاسخ دادن به این پرسش، ابتدا مقدمه نظری و روش شناختی لازم را بیان می کنیم. سپس با استفاده از روش دلفی، هجده گروه از مشکلات زیست محیطی دریای خزر از دیدگاه صاحب نظران را شناسایی و عملکرد دیپلماسی زیست محیطی ایران در این دریا را از دیدگاه آن ها بررسی می کنیم. نتایج نشان داد که آن ها دوازده راهکار برای حل مشکلات باقیمانده یا تداوم یافته دارند. در آخر نیز با توجه به این راهکارها، دستور کاری دیپلماتیک، مشتمل بر پنج محور اصلی برای آینده دیپلماسی زیست محیطی ایران در دریای خزر را بیان می کنیم.
۱۱.

مؤلفه ها و موانع رویکرد ژئوکالچر ایران در قبال ابتکار کمربند و راه چین در آسیای مرکزی

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۳
ابتکار کمربند و راه چین به عنوان بزرگ ترین و جسورانه ترین طرح در سیاست خارجی این کشور همچون گامی بلند به سوی ابراز وجود و کنارگذاشتن سیاست خارجی محتاطانه برجای مانده از دوران دنگ شیائوپینگ تلقی می شود که پیامدهای آن می تواند در گستره جهانی احساس شود. با این حال، در بعد منطقه ای به نظر می رسد که آسیای مرکزی از مناطقی است که به دلیل موقعیت جغرافیایی خود و همسایگی با مناطق غربی چین که مورد توجه و سرمایه گذاری فزاینده دولت چین قرار گرفته اند از این سیاست بیشترین اثر را می پذیرد. با توجه به اینکه ماهیت اصلی راهبرد چین، توسعه راه های ارتباطی و انتقالی است که فرصتی تاریخی برای مشارکت فعال در آن با هدف گسترش تبادل اندیشه و فرهنگ در کنار انتقال کالا فراهم می شود، این پرسش مطرح می شود که بهترین و کارآمدترین رویکرد سیاست منطقه ای ایران در آسیای مرکزی با توجه به ابتکار کمربند و راه و پیامدهای منطقه ای آن چه خواهد بود؟ در پاسخ به این پرسش با اتکا بر نظریه سازه انگاری و به ویژه تأثیر این نظریه در حوزه منطقه گرایی نوین، رویکرد مبتنی بر ایران فرهنگی به عنوان بهترین سیاست معرفی می شود که در مقایسه با رویکردهای رقیب از مزیت نسبی مناسبی برای کشور برخوردار است. در این نوشتار، میان سه رویکرد ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر در سیاست منطقه ای ایران در آسیای مرکزی بررسی مقایسه ای کوتاهی انجام می دهیم. همچنین موانع رویکرد ژئوکالچر ایران را بررسی می کنیم.
۱۲.

تحلیل دلیل ها و عامل های مادی و غیرمادی پیوسته سازی شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۷۸
بعد از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991 و پایان منازعات شرق و غرب، به نظر می رسید دوران صلح و امنیت فرا رسیده باشد؛ اما تنها بیش از دو دهه از سقوط دیوار برلین نگذشته بود که شرایط به گونه ای تغییر کرد که دوباره، غرب و روسیه در اوکراین به حمایت از بخشی از جامعه اوکراین روبه روی یکدیگر قرار گرفتند. روسیه پس از گسترش بحران، تصمیم به پیوسته سازی شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه گرفت و پس از اشغال و برگزاری همه پرسی که با موافقت 96 درصدی مردم آن همراه شد، در 21 مارس 2014 به طور رسمی شبه جزیره کریمه را به فدراسیون روسیه پیوسته ساخت. از این رو، هدف اصلی این نوشتار، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بر اساس چارچوب نظری واقع گرایی تدافعی و سازه انگاری، پاسخ گویی به این پرسش ها است که چرا روسیه تصمیم به پیوسته سازی شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه گرفت؟ و علت های گسترش بحران و موفقیت آمیزبودن این پیوسته سازی چیست؟ نتایج به دست آمده از این مقاله، حاکی از آن است که علت های تصمیم روسیه به پیوسته سازی شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه را باید در چارچوب فرایند قدرت و رفع تهدیدی توضیح داد که به وسیله گسترش و توسعه ناتو و اتحادیه اروپا به سوی مرزهای امنیتی روسیه به وجود آمده بود. همچنین اشتراک ها و پیوندهای تاریخی، زبانی، قومی، نژادی و مذهبی میان دو جامعه روسیه و شبه جزیره کریمه از دلیل های مهمی بوده اند که هم در گسترش بحران و هم در موفقیت آمیز بودن پیوسته سازی شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه نقش مهمی داشته اند.
۱۳.

تأثیر کنش های اجتماعی بر سیاست خارجی فدراسیون روسیه

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۰
با فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991، دولت روسیه برای شناسایی خود به دیگران باید هویت خود را بازتعریف می کرد. ترسیم این هویت و تثبیت و تضمین آن دربرگیرنده کنش های اجتماعی است که امنیت هویتی دولت روسیه را استمرار می بخشد. پرسش این است که کنش های اجتماعی چگونه بر سیاست خارجی فدراسیون روسیه تأثیر می گذارد و دلیل انجام این کنش ها چیست؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که انجام کنش های اجتماعی سبب تضمین امنیت هویتی روسیه خواهد شد. این نوشتار توصیفی تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات، بهره گیری از مدارک و اسناد اینترنتی و کتابخانه ای است. نتایج نوشتار نشان می دهد، اگرچه کنش اخلاقی و بشردوستانه پرهزینه و خلاف منافع راهبردی روسیه و کنش شرافتی خطرناک است و می تواند در راستای تضعیف امنیت فیزیکی آن باشد، اما با انجام آن کنش ها امنیت هویتی خود را تضمین می کند. اقدام هایی همچون یاری رساندن به آمریکا در جنگ افغانستان و اجازه تأسیس پایگاه های نظامی در کشورهای هم سود از کنش های اخلاقی و بشردوستانه برای نشان دادن حسن همکاری برای از میان بردن تروریسم بود، اما نتیجه ای معکوس را برای دولت روسیه به همراه داشت. در واقع، روسیه با فرستادن نیروهای نظامی به تاجیکستان، مخالفت با حضور نظامی آمریکا در عراق، جنگ گرجستان و استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا، پیوستن کریمه و حضور در جنگ سوریه، با انجام کنش شرافتی از امنیت هستی شناختی خود محافظت کرده است.
۱۴.

مؤلفه های تأثیرگذار بر همکاری امنیتی ایران و روسیه در آسیای مرکزی

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۵۸
گسترش روابط امنیتی ایران و روسیه در سال های اخیر و به ویژه پس از تجربه همکاری موفق در بحران سوریه، مورد توجه صاحب نظران سیاسی است. با توجه به این مسئله و اهمیتی که وضعیت امنیتی آسیای مرکزی برای روسیه و ایران دارد، این پرسش مطرح می شود که همکاری امنیتی ایران و روسیه در این منطقه ادامه روند گذشته خواهد بود، یا اینکه می توانیم پیش بینی کنیم، شاهد دوره نوینی از این نوع همکاری باشیم؟ به علاوه، آیا می توان از تحول در الگوی روابط امنیتی ایران و روسیه در آسیای مرکزی سخن گفت؛ تحولی که وزنه همکاری و همگرایی را بر وزنه واگرایی سنگین تر کرده است؟ فرضیه نوشتار این است که الگوی روابط دو کشور از الگوی رقابت و همکاری به سوی الگوی همکاری در حال تغییر است. در واقع، منافع ایران و روسیه در حوزه امنیتی آسیای مرکزی، وجوه جدایی و پیوند دارد. با این وجود، تهدیدهای مشترک در این منطقه برای هر دو کشور، می تواند بر جنبه های متعارض و رقابتی منافع سایه بیندازد و افزایش همکاری امنیتی میان دو طرف را منجر شود. با هدف تبیین فرضیه این نوشتار، ابتدا ساختار نظام منطقه ای در آسیای مرکزی از دیدگاه نظریه مجموعه امنیتی منطقه ای را بیان می کنیم؛ سپس به تغییر در نگرش سیاست خارجی روسیه از اروآتلانتیک گرایی به اوراسیاگرایی اشاره می کنیم. سرانجام، بحث روابط و همکاری امنیتی ایران و روسیه در قالب منافع متقابل دو کشور در آسیای مرکزی را بررسی می کنیم.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۷