سلامت روانی کودک

سلامت روانی کودک

سلامت روانی کودک دوره ششم زمستان 1398 شماره 4 (پیاپی 21)

یادداشت ها

مقالات

۱.

مقایسه تأثیر دو روش تمرین در آب و مکمل یاری ویتامین D بر رفتارهای کلیشه ای و شاخص توده بدن در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه و هدف: اختلال طیف اوتیسم، یک اختلال عصبی تحولی است که در سال های اولیه کودکی ظاهر می شود و درمان قطعی برای آن وجود ندارد. روش های مختلفی برای آموزش و توانبخشی این اختلال وجود دارد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر تمرین در آب، مکمل یاری ویتامین D ، و ترکیب تمرین در آب+مکمل یاری بر رفتارهای کلیشه ای و شاخص توده بدن در پسران مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام شد . روش: پژوهش آزمایشی حاضر با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه های تصادفی انجام شد. بدین ترتیب 40 کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با میانگین سنی 14/2 ± 9/10 سال از مؤسسه خیریه انجمن اوتیسم گیلان در سال 1397به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شده و به تصادف در چهار گروه تمرین در آب (10 نفر)، مکمل یاری ویتامین D (10 نفر)، ترکیب تمرین+مکمل (10 نفر)، و گواه (10 نفر) جایدهی شدند. قد، وزن، و شاخص توده بدن کودکان در ابتدا و در پایان پژوهش، اندازه گیری شد. گروه های آزمایشی تمرین در آب و تمرین+مکمل به مدت 10 هفته، هفته ای 2 جلسه 60 دقیقه ای به اجرای برنامه تمرین در آب پرداختند. همچنین گروه های مکمل یاری و تمرین+مکمل به مدت 10 هفته، هفته ای یک بار قرص ویتامین D با دوز 50000 IU مصرف کردند. والدین کودکان مورد مطالعه، قبل از شروع آزمایش و پس از پایان 10 هفته مداخله، خرده مقیاس رفتارهای کلیشه ای مربوط به ویرایش دوم مقیاس درجه بندی اوتیسم گیلیام ( گارز-2) را تکمیل کردند. در پایان برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که هر سه روش تمرین در آب، مکمل یاری ویتامین D ، و ترکیب تمرین+مکمل، تأثیر معنی داری بر نمره خرده مقیاس رفتارهای کلیشه ای و شاخص توده بدن در کودکان اوتیسم داشت (0/05> p )، اما روش تمرین+مکمل، اثر بیشتری نسبت به دو روش دیگر نشان داد. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که شنا می تواند درون داد حسی ثابتی فراهم کند و سطح فعالیت جسمانی کودکان با اختلال طیف اوتیسم را بدون تحمل وزن، افزایش دهد. همچنین، با توجه به کمبود قابل توجه ویتامین D در این کودکان، مکمل یاری ویتامین D می تواند موجب بهبود شاخص توده بدن و کاهش شدت علائم اختلال شود.
۲.

پیش بینی انگیزش تحصیلی بر اساس استحکام روانی و ظرفیت نگهداری تلاش و علاقه برای اهداف بلندمدت

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: فرایندهای انگیزشی زیربنای رفتارهای یادگیری دانش آموزان هستند که می تواند تحت تأثیر عوامل روان شناختی گوناگون قرار گیرد. از جمله این متغیرها، استحکام روانی نام دارد که سطوح متفاوت آن می تواند بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان تأثیرگذار باشد. از سوی دیگر، ظرفیت نگهداری تلاش و علاقه برای اهداف بلندمدت عاملی موثر و مرتبط با موفقیت تحصیلی است. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش استحکام روانی و ظرفیت نگهداری تلاش و علاقه برای اهداف بلندمدت (ثبات) در پیش بینی موفقیت تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش : مطالعه حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مدارس متوسطه اول ناحیه یک شهر رشت در نیم سال تحصیلی 98-1397 بود. نمونه پژوهش نیز شامل300 دانش آموز از جامعه مذکور (150 دانش آموز دختر و 150 دانش آموز پسر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس انگیزش تحصیلی (هارتر، 1981)، پرسشنامه استحکام روانی (شرد، گلبی و ون ورچ ، 2009 )، و مقیاس کوتاه ثبات (داکورث و کیون، 2009) بود. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 24 و با استفاده با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد اثر اطمینان (0/17)، پایداری (0/23)، مهارگری (0/21)، و ثبات (0/18) بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان مثبت و معنادار است. همچنین استحکام روانی و ظرفیت نگهداری تلاش و علاقه برای اهداف بلندمدت (ثبات) به صورت معناداری انگیزش تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند ( 0/01> p ). همچنین نتایج نشان داد که استحکام روانی و ظرفیت نگهداری تلاش و علاقه برای اهداف بلندمدت (ثبات)، 17 درصد از انگیزش تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، مشخص شد دانش آموزانی که دارای اهداف بلندمدتی بوده و برنامه مشخصی برای آینده تحصیلی خود دارند، از انگیزه تحصیلی بالاتری برخوردارند. همچنین دانش آموزانی که نمرات بالایی را در استحکام روانی کسب می کنند، پایداری و ثبات بیشتری را در تحصیل نشان می دهند و با انگیزه بادوام تری ادامه تحصیل خواهند داد. بدین ترتیب ضروری است که معلمان و خانواده ها با تمرکز بیشتر به این موضوعات در جهت تقویت استحکام روانی و ثبات دانش آموزان، تلاش کنند.
۳.

تأثیر مشاوره گروهی راه حل محور بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۶۴
زمینه و هدف: انگیزش تحصیلی عامل مهمی برای آموزش و یادگیری است که بدون آن پیشرفت و موفقیت تحصیلی دانش آموزان امکان پذیر نیست. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی مشاوره گروهی راه حل محور بر بهبود انگیزش تحصیلی دانش آموزان پسر ششم مقطع ابتدایی بود. روش: این مطالعه به روش نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه آزمایش و گواه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی 97- 1396 در تهران بود. نمونه پژوهش نیز شامل 20 دانش آموز از جامعه مذکور بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند . ابزار این پژوهش، پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1981) بود. گروه آزمایش 9 جلسه 90 دقیقه ای مداخله مشاوره گروهی را دریافت کردند درحالی که برای گروه گواه، مداخله ای صورت نگرفت. در پایان ، پس آزمون برای هر دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد و داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره، تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که مشاوره گروهی راه حل محور بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان هم در بعد انگیزش بیرونی (0/000 = P ، 18/897 = (16و 1) F ) و هم در بعد انگیزش درونی (0/012 = P ، 7/972 = (16 و 1) F ) اثر مثبت دارد؛ بدین معنا که میانگین نمرات انگیزش تحصیلی در هر دو زیرمقیاس های انگیزش بیرونی و درونی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، افزایش معناداری را نشان داد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، مشاوره گروهی راه حل محور با تمرکز بر توانایی ها و امکانات دانش آموزان و همچنین با یادآوری موفقیت های گذشته آنان، برداشت دانش آموزان درباره مسائل تحصیلی شان را تغییر می دهد و می تواند انگیزه آنان برای تحصیل را تقویت، و دستیابی به اهداف آموزشی را تسهیل کند. بنابراین می توان انتظار داشت که با برگزاری جلسات مشاوره گروهی راه حل محور بتوان انگیزش تحصیلی دانش آموزان را افزایش داد.
۴.

اثربخشی آب درمانی بر مهارت های ارتباطی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم (مطالعه تک بررسی)

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۶۷
زمینه و هدف: اختلال طیف اوتیسم، مهارت های ارتباطی و پاسخ مناسب فرد به محیط بیرون را تحت تأثیر قرار می دهد. یکی از جدیدترین روش ها برای بهبود مهارت های ارتباطی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم، آب درمانی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر آب درمانی بر مهارت های ارتباطی کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع مورد منفرد با طرح A-B است. جامعه آماری شامل تمامی کودکان با اختلال طیف اوتیسم استان البرز در سال 1396 است. از آن جا که پژوهش حاضر، به دنبال موارد خاص و یا غیرمعمول بود، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. بر این اساس از مرکز نگهداری شبانه روزی کودکان آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز، 3 کودک که به تشخیص روانپزشک اطفال و روان شناس کودک، علائم و نشانه های اختلال اوتیسم را داشتند، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، ویرایش دوم مقیاس درجه بندی اوتیسم گیلیام (گارز-2) و چک لیست محقق ساخته سنجش مهارت های ارتباطی بود. جلسات درمانی طبق برنامه هالی ویک، به صورت 2 جلسه (یک ساعته) در هفته و به مدت 2 ماه طی 8 هفته (16 جلسه) انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، پس از رسم نمودار و محفظه ثبات و روند برای نمودارها، با کاربرد روش تحلیل درون موقعیتی و بین موقعیتی، اثربخشی متغیر مستقل بر متغیر وابسته بررسی شد. یافته ها: طی تحلیل دیداری نمودار داده ها، مداخله در هر سه آزمودنی اثربخش بوده است. درصد داده های غیرهمپوشی در دو موقعیت خط پایه و مداخله برای سه شرکت کننده به ترتیب 100%، 80% و 90% بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آب درمانی به طور قابل توجهی موجب افزایش مهارت های ارتباطی کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم می شود که این اثربخشی می تواند از طریق تقویت مهارت های حسی حرکتی و همچنین ایجاد زمینه ها و شرایط لازم برای برقراری ارتباط انجام شده باشد. بدین ترتیب پیشنهاد می شود که از این روش به عنوان روی آوردی مکمل در حوزه آموزش و توان بخشی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در کنار سایر درمان های اصلی استفاده شود.
۵.

مقایسه تأثیر آموزش کنش های اجرایی و مداخله مبتنی بر الگوی بارکلی بر عملکرد خواندن و خودپنداشت تحصیلی دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۸
زمینه و هدف: نارساخوانی که از شایع ترین و مهم ترین اختلال های خواندن در بین کودکان است، با مشکلاتی در رمزگشایی کلمه، توانایی پایین در مهارت های پردازش واج شناختی، و مشکلات مختلفی در زمینه زبان نوشتاری مشخص می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه تأثیر آموزش کنش های اجرایی و الگوی بارکلی بر عملکرد خواندن و خودپنداشت تحصیلی در دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی است. روش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است. بر این اساس از بین دانش آموزان شاغل به تحصیل در پایه سوم دبستان شهر بندرعباس در سال تحصیلی 96-1395، تعداد 45 دانش آموز مبتلا به نارساخوانی به صورت در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در 3 گروه 15 نفره (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) جایدهی شدند. از پرسشنامه عملکرد خواندن (عابدی، 1395) و پرسشنامه خودپنداشت تحصیلی(یی- هیسن چن،2004) برای جمع آوری داده ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. بسته آموزش کنش های اجرایی و مداخله مبتنی بر الگوی بارکلی به ترتیب برای شرکت کنندگان گروه آزمایش اول و دوم در طی 7 جلسه آموزش داده شد، اما شرکت کنندگان گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را در این زمینه دریافت نکردند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که مداخله مبتنی بر کنش های اجرایی و روش مداخله بارکلی بر نمره عملکرد خواندن و خودپنداشت دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی به طور کلی تأثیر معنادار ی دارند، اما آموزش کنش های اجرایی بر هر دو متغیر وابسته تأثیر بیشتری داشته است. همچنین نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نیز نشان داد که هر دو مداخله بر ابعاد عملکرد خواندن و خودپنداشت تحصیلی تأثیر معنی داری دارند ولی آموزش کنش های اجرایی بر هر دو متغیر وابسته تأثیر بیشتری داشته است (0/05 p< ). نتیجه گیری: با توجه به اثربخش تر بودن مداخله مبتنی بر کنش های اجرایی در مقایسه با الگوی بارکلی در دانش آموزان با اختلال خواندن می توان این گونه تبیین کرد که مؤلفه های کنش های اجرایی از قبیل حافظه فعال، برنامه ریزی، و سازماندهی ذهنی رابطه بسیار نزدیکی با مهارت خواندن دارند و از این طریق می توانند بر عملکرد خواندن تاتیر بگذارند و در نتیجه سطح خودپنداشت آنها را نیز افزایش دهند.
۶.

اثربخشی بازی درمانی گروهی بر تاب آوری و راهبردهای خودمهارگری کودکان طلاق

تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۹۰
زمینه و هدف: طلاق یکی از وقایع پرتنش در طول زندگی مشترک و مهم ترین شاخص آشفتگی زندگی زناشویی است که فرایندهای روان شناختی، هیجانی، رفتاری، تحصیلی، و ارتباطی دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهد. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانی گروهی بر تاب آوری و راهبردهای خودمهارگری کودکان طلاق انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضر آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این مطالعه را تمامی کودکان پسر طلاق 7 تا 10 سال مشغول به تحصیل در دروه ابتدایی در سال تحصیلی 97-1396 تشکیل می دادند. حجم نمونه شامل 30 کودک از جامعه آماری مذکور بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب، و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند (15 کودک در هر گروه). گروه آزمایش مداخله بازی درمانی را طی دو ماه و نیم در 8 جلسه 60 دقیقه ای دریافت کردند، در حالی که گروه گواه این مداخله را در طی فرایند انجام پژوهش دریافت نکرد. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کودکان و نوجوانان (انگار و لیبنبرگ، 2009) و پرسشنامه خودمهارگری ادراک شده کودکان (هامفری، 2000) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کواریانس توسط نرم افزار آماری SPSS 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بازی درمانی بر تاب آوری و راهبردهای خودمهارگری کودکان طلاق مؤثر بوده است ( P<0.001 )؛ بدین صورت که این شیوه درمان توانسته است تاب آوری و راهبردهای خودمهارگری کودکان طلاق را بهبود دهد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که بازی درمانی گروهی با بهره گیری از فنونی مانند کشف و درمان علل مقاومت ها و مخالفت ها با دیگران و قوانین، آموزش نحوه بروز و شناسایی هیجانات اصلی خود، و مدیریت خشم می تواند به عنوان روشی کارآمد در جهت بهبود تاب آوری و راهبردهای خودمهارگری کودکان طلاق در سطح مدارس و کلینیک های روان شناختی به کار رود.
۷.

اثربخشی آموزش به روش یادگیری مشارکتی درانگیزه تحصیلی و مهار هیجان در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / فزون کنشی

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه و هدف: نارسایی توجه/ فزون کنشی، اختلال شایع دوران کودکی است و یافتن درمان مؤثری که از شدت و عمق نشانه های آن بکاهد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است . ای ن اخ تلال یک ی از متداول ترین مشکلات دوران کودکی است که میزان مراجعه به مراکز درم انی ب ه عل ت آن، ازتمامی اختلال های دیگر بیشتر است هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش به روش یادگیری مشارکتی در انگیزه تحصیلی و مهار هیجان در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بود. روش: این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گ روه گواه بود. جامعه آماری مورد مطالعه شامل دانش آموزان پسر مقطع ششم ابتدایی با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی شهرستان تبریز در سال تحصیلی 98-97 بود. نمونه ای به حجم 30 نفر از جامعه مذکور به روش خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب و در دو گروه 15 نفری (یک گروه آزمایش و یک گروه گواه) جایدهی شدند. پرسشنامه های انگیزه تحصیلی هارتر (1981) و تنظیم هیجان گراس و جان (2003) به عنوان پیش آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش به مدت ده جلسه تحت آموزش به روش یادگیری مشارکتی قرار گرفتند. در طی این مدت بر روی گروه گواه هیچ مداخله ای انجام نشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره در سطح معناداری (05/0= α ) و با نرم افزار SPSS نسخه۲۰ استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش به روش یادگیری مشارکتی باعث افزایش انگیزه تحصیلی (12/25 = F و 041/0 P< ) و مهار هیجان (19/9 = F و 0/03 P< ) در افراد گروه آزمایش در مرحله پس آزمون شده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که استفاده از یادگیری مشارکتی با تقویت حس همکاری و مفید بودن کودکان مبتلابه اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی، در افزایش انگیزه تحصیلی و مهار هیجان آنها مؤثر است؛ در نتیجه این روش می تواند به عنوان یک روش تکمیلی در کنار سایر روش های مداخله این کودکان، به کار گرفته شود.
۸.

مقایسه تأثیر مداخله مبتنی بر بهبود رابطه والد - کودک و آموزش مدیریت والدین بر مشکلات تغذیه ای کودکان 3 تا 6 سال

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: تغذیه مناسب در تحول مغزی و شناختی، عاطفی، و اجتماعی کودکان نقش بسیار مهمی دارد. مشکلات خوردن در کودکان پیش دبستانی و دبستانی مسئله ای شایع بوده و درمان آن ضروری است. از این رو پژوهش حاضر با هدف مقایسه برنامه آموزش والدین و درمان رابطه والد و کودک بر کاهش مشکلات خوردن کودکان 3-6 سال انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه است. نمونه مورد مطالعه 75 نفر از مادران کودکان دارای مشکلات تغذیه ای 3 تا 6 ساله شهر تبریز در سال 95 بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه شامل 2 گروه آزمایش و 1 گروه گواه قرار جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رفتار خوردن کودکان (وارل، گاتری، ساندرسون و راپورت، 2001) استفاده شد. مداخله آموزش مدیریت والدین در 6 جلسه 90 دقیقه ای و مداخله بهبود رابطه والد - کودک در 10 جلسه 2 ساعته انجام شد. پیگیری نتایج نیز یک ماه بعد از انجام مداخله ها انجام شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس آمیخته با عامل درون گروهی (پیش آزمون، پس آزمون، و پیگیری) و بین گروهی (درمان رابطه والد کودک و آموزش مدیریت والدین) با نرم افزار spss 20 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین سه گروه از نظر مشکلات خوردن تفاوت معنی دار وجود دارد. هر دو مداخله، مشکلات خوردن را کاهش دادند، اما برنامه آموزش والدین اثربخشی بیشتری در کاهش هر دو مؤلفه مشکلات خوردن یعنی گرایش به غذا (عامل درون گروهی ، 0/001 = p ، 818/84= F و بین گروهی 0/001 = p ، 31/32= F ) و اجتناب از غذا (عامل درون گروهی 0/001 = p ، 1237/56= F ، عامل بین گروهی 0/001 = p ، 47/86= F ) داشت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه می توان نتیجه گرفت که برنامه آموزش مدیریت والدین با افزایش دانش و مهارت والدگری والدین و آموزش راهکار های رفتاری به آنها، رفتار های معیوب بین مادر و کودک را اصلاح کرده و از این طریق به بهبود مشکلات خوردن منجر شده است. درمان رابطه والد -کودک نیز با ایجاد رابطه دلبستگی ایمن و برآوردن نیازهای هیجانی باعث بهبود مشکلات خوردن شده است.
۹.

اثربخشی نظم جویی شناختی هیجان بر دانش هیجانی و مهار هیجانی دانش آموزان بدسرپرست

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۵۸
زمینه و هدف: کودکانی که بدسرپرست هستند، آسیب های روان شناختی گوناگونی را در سال های بعد تجربه می کنند. این کودکان از بستر تحولی نامناسبی برخوردارند که آنها را مستعد ابتلا به آشفتگی های روان شناختی و هیجانی می سازد. به همین دلیل به کارگیری درمان های روان شناختی مناسب برای آنها بسیار ضروری است. در همین راستا هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی نظم جویی شناختی هیجان بر دانش هیجانی و مهار هیجانی دانش آموزان بدسرپرست بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. در این پژوهش جامعه آماری را تمامی دانش آموزان 12 تا 16 ساله بدسرپرست دوره اول متوسطه شهر اصفهان در سال تحصیلی 97-1396 تشکیل می دادند. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از جامعه مذکور بودند که با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند و در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند. سپس گروه آزمایش مداخله نظم جویی شناختی هیجان را در 8 جلسه 90 دقیقه ای طی دو ماه و نیم دریافت کردند، در حالی که گروه گواه این مداخله را در طول فرایند انجام پژوهش دریافت نکرد. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه مهار هیجانی (راجر و نشوور، 1987) و آزمون دانش هیجانی (ایزارد و همکاران، 2003) بود. داده های حاصل از پژوهش با آزمون تحلیل کواریانس و نرم افزار آماری SPSS 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که نظم جویی شناختی هیجان بر دانش هیجانی و مهار هیجانی دانش آموزان بدسرپرست مؤثر بوده است (0/001> p )؛ بدین صورت که این درمان توانسته دانش هیجانی و مهار هیجانی دانش آموزان بدسرپرست را بهبود بخشد. اندازه اثر به دست آمده نیز حاکی از آن بود که به ترتیب 84 و 77 درصد تغییرات متغیرهای دانش هیجانی و مهار هیجانی دانش آموزان بدسرپرست توسط مداخله نظم جویی شناختی هیجان تبیین می شود. نتیجه گیری: نظم جویی شناختی هیجان با استفاده از روش هایی مانند شناخت انواع هیجان، آموزش راه های کاهش هیجانات منفی ، توجه آگاهانه به هیجان فعلی ، آموزش ارزیابی مجدد و ابراز هیجانات مثبت و منفی، و آموزش تغییر هیجانات منفی می تواند بر فرایند پردازشی هیجان و در نتیجه بر دانش و مهار هیجانی دانش آموزان بدسرپرست تأثیر بگذارد.
۱۰.

اثربخشی درمان فراتشخیص یکپارچه بر خودپنداشت و آشفتگی روان شناختی دانش آموزان با علائم افسردگی

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۶۵
زمینه و هدف: افسردگی به عنوان یک آسیب روانی می تواند بر کنش های مهم فرد در ابعاد مختلف تأثیر منفی بگذارد. در نتیجه عدم توجه به مشکلات روان شناختی و هیجانی افراد با اختلال افسردگی می تواند باعث تشدید مشکلات آنها و در برخی موارد بروز افکار خودکشی در آنها شود؛ بنابراین هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی درمان فراتشخیص یکپارچه بر خودپنداشت و آشفتگی روان شناختی دانش آموزان دارای علائم افسردگی بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. در این پژوهش جامعه آماری را تمامی دانش آموزان دارای علائم افسردگی دوره اول متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل می دادند. نمونه مورد مطالعه شامل 30 دانش آموز دارای علائم افسردگی با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند و در گروه های آزمایش و گواه به صورت تصادفی جایدهی شدند. گروه آزمایش مداخله درمان فراتشخیص یکپارچه را طی سه ماه در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرد، این در حالی بود که گروه گواه این مداخله را در طول فرایند انجام پژوهش دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها در این مطالعه از پرسشنامه اختلال های روانی (دروگاتیس و همکاران، ۱۹۷۳ )، پرسشنامه خودپنداشت ( پیرز – هریس، 1969 ) و مقیاس افسردگی ( بک و همکاران، 1994) استفاده شد . داده های حاصل از پژوهش با روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و نرم افزار آماری SPSS 23 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که درمان فراتشخیص یکپارچه بر خودپنداشت (0/001> P ؛ 35/33= F ) و آشفتگی روان شناختی (0/001> P ؛ 71/16= F ) دانش آموزان دارای علائم افسردگی مؤثر بوده است؛ بدین صورت که این درمان به بهبود خودپنداشت و کاهش آشفتگی روان شناختی دانش آموزان دارای علائم افسردگی منجر شده است . نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر می توان نتیجه گرفت که درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر با بهره گیری از فنونی مانند آموزش آگاهی هیجانی، یادگیری مشاهده تجارب هیجانی، بازشناسی هیجان ها، شناسایی الگوهای اجتناب از هیجان، و ارزیابی مجدد شناختی می تواند به بهبود خودپنداشت و کاهش آشفتگی روان شناختی دانش آموزان دارای علائم افسردگی منجر شود.
۱۱.

کارآمدی آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر روابط بین فردی، میزان تاب آوری، و تنیدگی افراد کم شنوا

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه و هدف: در بررسی کودکان با آسیب شنوایی به نظر می رسد که نخستین و مهم ترین مسئله این کودکان، مشکلات در برقراری ارتباط است؛ زیرا آنها اغلب قادر به ایجاد رابطه اجتماعی و متقابل با همسالان و بزرگسالان نیستند و ساز ش یافتگی عاطفی و مهارت های اجتماعی آنان با دشواری زیادی روبه رو است ؛ از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی کارآمدی آموزش مهارت های برقاری ارتباط مؤثر بر روابط بین فردی تاب آوری و تنیدگی افراد کم شنوا است. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی، از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون، با گروه آزمایش و گواه است. از جامعه آماری پژوهش که شامل افراد کم شنوا با میانگین سنی 15 سال شهر تهران در سال 1397 بود با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. برنامه آموزشی مهارت های برقراری ارتباط مؤثر در 10 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد ولی گروه گواه هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. از پرسشنامه مهارت های بین فردی (ماتسون، 1983)، تاب آوری (کانر و دیویدسون، ۲۰۰۳) و پرسشنامه تنیدگی (کوهن، 1983) به عنوان ابزارهای پژوهش استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر روابط بین فردی (0/01= P ، 26/29= F )، تاب آوری (0/03= P ،5/27= F ) و همچنین تنیدگی (0/01= P ،22/60= F ) نوجوانان کم شنوا مؤثر است؛ به طوری که این مداخله توانسته است روابط بین فردی و تاب آوری را در گروه آزمایش افزایش، و سطح تنیدگی آنها را کاهش دهد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد برنامه مهارت های ارتباطی آموزش داده شده در این پژوهش توانسته است افراد گروه آزمایش را برای رویارویی مؤثر با مشکلات روابط بین فردی آماده کند؛ نیاز روانی به احساس برقراری ارتباط و تعلق داشتن را در آنها تقویت کند؛ و در نهایت به کاهش سطح تنیدگی، تقویت روابط بین فردی، و تاب آوری آنها منجر شود.
۱۲.

تأثیر آموزش حل مسئله بر مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی

تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۸۰
زمینه و هدف: مهارت های اجتماعی، رفتارهای اجتماعی مورد قبول و فراگرفته شده ای هستند که موجب ارتباط با دیگران و بهبود کیفیت زندگی شده و در برقراری ارتباط مؤثر و پذیرش اجتماعی نقش مهمی دارند. از سویی دیگر حل مسئله یکی از مهم ترین مهارت هایی است که می تواند سلامت روانی کودکان را در رویارویی با مشکل های کنونی و آینده حفظ و تقویت کند؛ بنابراین در این راستا تقویت مهارت حل مسئله یکی از راه های مقابله با مشکل های زندگی است هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر حل مسئله بر مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی، بود. روش: روش این پژوهش، کاربردی و به لحاظ شیوه اجرا، نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. کودکان مقطع پیش دبستانی مهدکودک های شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 97-1396، جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. تعداد 24 نفر (شامل 16 پسر و 8 دختر) از این کودکان، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه، به شیوه تصادفی جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی (گرشام و الیوت،1990) استفاده شد. ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد، سپس افراد گروه آزمایش، 16 جلسه تحت آموزش مهارت حل مسئله قرار گرفتند در حالی که گروه گواه مداخله هدفمندی دریافت نکرد. سپس، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. پس از گذشت چهار ماه، دوره پیگیری نیز برای هر دو گروه به عمل آمد تا پایایی نتایج با گذشت زمان مورد بررسی قرار گرفته باشد. در نهایت داده ها با استفاده از آزمون اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS-20 تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش حل مسئله در دو مرحله پس آزمون و پیگیری باعث افزایش مهارت های اجتماعی (شامل همکاری، جرئت ورزی، مسئولیت پذیری و خودمهارگری) در کودکان پیش دبستانی شده است (0/001> p ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده از این پژوهش می توان نتیجه گرفت از آنجا که مهارت حل مسئله به چگونگی برطرف کردن مشکلات و مدیریت مسائل زندگی مربوط می شود،آموزش این مهارت ها به کودک، زمینه ساز بهبود تعامل و ارتباط سازنده و مؤثر با جهان پیرامون شده و موجب ارتقاء سطح مهارت های اجتماعی و روابط بین فردی مطلوب می شود. آموزش مهارت های حل مسئله در این مطالعه توانسته است زمینه همکاری، مسئولیت پذیری، و تعامل بین فردی مطلوب را در کودکان تقویت کند و در نهایت موجب افزایش مهارت های اجتماعی افراد گروه آزمایش شده است.
۱۳.

اثربخشی ذهن آگاهی کودک محور بر تکانشگری و پرخاشگری کودکان مبتلا به اختلال رفتاری برون نمود

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۴۵
زمینه و هدف: اختلالات هیجانی رفتاری می توانند به آینده تحصیلی، ارتباطی، و فردی کودکان آسیب جدی وارد سازند. در این ارتباط روش های مختلفی برای درمان آسیب های روان شناختی کودکان به کار گرفته شده است که یکی از انواع این روش ها، آموزش ذهن آگاهی کودک محور است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی ذهن آگاهی کودک محور بر تکانشگری و پرخاشگری کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری برون نمود انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کودکان پسر 9 تا 12 ساله دارای اختلال های رفتاری برون نمود شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بود. در این پژوهش 30 کودک از جمعه آماری مذکور با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گروه گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش مداخله آموزشی را طی دو ماه و نیم در 10 جلسه 75 دقیقه ای دریافت کردند، در حالی که افراد گروه گواه این مداخله را در طول فرایند انجام پژوهش دریافت نکردند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه سیاهه رفتاری کودکان (آخنباخ و رسکورلا، 2001)، پرسشنامه پرخاشگری کودکان (شهیم، 1385) و پرسشنامه تکانشگری (پاتون، استانفورد و بارت، 1995) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس توسط نرم افزار آماری SPSS 24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر تکانشگری و پرخاشگری کودکان مبتلا به اختلال رفتاری برون نمود تأثیر معناداری داشته است ( F=29/29, 83/46 ؛ P<0/001 ). میزان تأثیر ذهن آگاهی کودک محور بر تکانشگری و پرخاشگری کودکان مبتلا به اختلال رفتاری برون نمود به ترتیب 55 و 75 درصد بود. نتیجه گیری: بر ا ساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که درمان ذهن آگاهی با بهره گیری از فنونی همانند افکار، هیجانات و رفتار آگاهانه می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت کاهش تکانشگری و پرخاشگری کودکان مبتلابه اختلال رفتاری برون نمود مورد استفاده گیرد.
۱۴.

تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر درماندگی روان شناختی و افکارخودآیند منفی مادران دارای کودک مبتلا به فلج مغزی

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: فلج مغزی از شایع ترین علل ناتوانی حرکتی در کودکان به شمار می رود که باعث مشکلات روان شناختی فراوان در آنها می شود. از آن جایی که این کودکان به مراقبت ها و حمایت های مستمر والدین نیاز دارند، تنیدگی ها و مشکلات زیادی را برای تمامی اعضای خانواده به خصوص مادر ایجاد می کنند. بدین ترتیب این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر درماندگی روان شناختی و افکار خودآیند منفی مادران دارای کودک مبتلا به فلج مغزی انجام گرفت. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای کودک فلج مغزی شهرستان دورود در پاییز 1395 بود که از بین آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه نشانه شناسی مختصر(دراگوتیس،2000) و پرسشنامه افکار خودآیند (هولون وکندال، 1980) بود. آموزش مبتنی بر پذیرش وتعهد به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای به گروه آزمایش آموزش داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش ابعاد درماندگی روان شناختی (جسمانی سازی، افسردگی، و اضطراب) و افکار خودآیند منفی (میزان افکار و باور به افکار)، تأثیر معنی داری دارد (0/05 p< ). میزان اندازه اثر برای ابعاد درماندگی روان شناختی به ترتیب 56/66،0/0 و 0/71 و برای ابعاد افکار خودآیند منفی به ترتیب 0/58 و 0/73 بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش سودمندی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را در کاهش درماندگی روان شناختی و افکار خودآیند منفی مادران دارای کودک مبتلا به فلج مغزی مورد تاکید قرار می دهد، در نتیجه می توان این آموزش را به عنوان یک روش مؤثر در کاهش مشکلات روان شناختی و بهبود سلامت روانی مادران دارای کودک مبتلا به فلج مغزی به کار برد.
۱۵.

تأثیر قصه درمانی بر اضطراب مدرسه دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۵۰
زمینه و هدف: مشکلات اضطرابی از اختلال های شایع کودکان هستند که می توانند زمینه ساز بسیاری از اختلال های دیگر در سنین بعدی باشند. بسیاری از کودکان با اختلال های اضطرابی در دوره کودکی در سنین نوجوانی و بزرگسالی نیز با مشکلات سازش یافتگی بسیاری مواجه می شوند. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی قصه درمانی بر اضطراب مدرسه دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه تجربی، همراه با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی (11-7 ساله) شهر اصفهان در سال تحصیلی 94-93 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر از جامعه آماری مذکور بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شده اند که 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر دیگر در گروه گواه جایدهی شدند. جهت اندازه گیری سطح اضطراب آزمودنی ها از آزمون اضطراب فیلیپس (1987) استفاده شد. برای گروه آزمایش یازده جلسه یک ساعته قصه درمانی برگزار شد و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. مجدداً پس آزمون از هر دو گروه اجراشده و داده های به دست آمده با روش تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که قصه درمانی بر اضطراب مدرسه دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی تأثیر معنادار داشته است و بین گروه آزمایش و گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد؛ به طوری که میانگین نمرات گروه آزمایش در مرحله پس آزمون در مقایسه با گروه گواه از نظر سطح اضطراب مدرسه، به طور معناداری کاهش یافته است (0/001> p F= 12/03, ) . نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که قصه درمانی باعث می شود که دانش آموزان بتوانند هیجانات مثبت و منفی خود را شناسایی کنند و در نتیجه اضطراب در آنها کاهش یابد؛ بنابراین توصیه می شود از این روی آورد در کنار سایر روش های درمان اضطراب برای کاهش اضطراب مدرسه دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی، استفاده شود.
۱۶.

اثربخشی آموزش برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان مقطع ابتدایی مناطق برخوردار و محروم شهر همدان

تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۶۷
زمینه و هدف: احساس تعلق به مدرسه به عنوان دیدگاه افراد تعریف می شود که از طریق یادگیری اجتماعی-هیجانی بهبود می یابد و باعث افزایش پیوند آنها با محیط مدرسه می شود. هدف از انجام این پژوهش ارزیابی اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان ابتدایی مناطق محروم و برخوردار شهر همدان بود. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و طرح مقایسه گروه های نابرابر انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی مناطق محروم و برخوردار شهر همدان در سال تحصیلی 97-1396 بودند که از بین آنها 2 کلاس از مناطق محروم (51 دانش آموز) و 2 کلاس از مناطق برخوردار (45 دانش آموز) به صورت هدفمند انتخاب، و در هر منطقه یک کلاس درس در گروه آزمایش و یک کلاس درس در گروه گواه به صورت تصادفی جایدهی شد. آموزش برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی در گروه های آزمایش طی 12 جلسه 60 دقیقه ای در طی 3 ماه اجرا شد. برای جمع آوری داده ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون از پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه بری، بتی و وات (2004) استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس عاملی نشان داد احساس تعلق به مدرسه و مؤلفه های حمایت معلم، مشارکت در اجتماع، رعایت عدالت و احترام در مدرسه، احساس مثبت نسبت به مدرسه، ارتباط فرد با مدرسه، و مشارکت علمی دانش آموزان گروه آزمایش بیشتر از احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان گروه گواه است (9/05= (81 و 6) F و 0/05> P ). همچنین نتایج نشان داد که تأثیر آموزش برنامه اجتماعی- هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه و مؤلفه های آن، در مناطق محروم و برخوردار، به یک میزان است (1/10= (87 و 6) F و P>0.05 ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر می توان چنین نتیجه گیری کرد در صورتی که شرایط لازم برای رشد هیجانی، اجتماعی، روانی، و تحصیلی دانش آموزان فراهم شود، باعث بهبود احساس تعلق به مدرسه در آنها خواهد شد همچنین دانش آموزان اگر مورد مراقبت و حمایت از طرف مدرسه قرار گیرند، پیشرفت تحصیلی بالاتر و رفتارهای پرخطر کمتری خواهند داشت.
۱۷.

تأثیر آموزش مثبت اندیشی بر سرسختی روان شناختی و کفایت اجتماعی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۷۱
زمینه و هدف: موفقیت در دوران تحصیل یکی از اهداف مهم دانش آموزان است که نیازمند برخورداری از مهارت اجتماعی و سرسختی روان شناختی مطلوب است، بنابراین استفاده از راهبردهای مداخله ای کارآمد به منظور ارتقای سرسختی و کفایت اجتماعی در مدارس برای پژوهشگران و روان شناسان ضروری به نظر می رسد. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مثبت اندیشی بر افزایش سرسختی روان شناختی و کفایت اجتماعی در دانش آموزان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون - پیگیری با گروه گواه بود. نمونه این مطالعه شامل 40 دانش آموز دوره متوسطه اول بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه (20 دانش آموز در هر گروه) جایدهی شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مثبت اندیشی قرار گرفتند ولی گروه گواه این مداخله را دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرسختی روان شناختی اهواز (کیامرثی و همکاران، 1377) و پرسشنامه کفایت اجتماعی فلنر و همکاران، (1990) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج یافته ها نشان داد که آموزش مثبت اندیشی بر افزایش سرسختی روان شناختی و کفایت اجتماعی دانش آموزان تأثیر داشته و تغییرات ایجاد شده در سرسختی و کفایت اجتماعی دانش آموزان در مرحله پیگیری نیز ادامه داشت (0/05 P< ). نتیجه گیری: مهارت مثبت اندیشی موجب می شود که افراد موقعیت های تنش آور را با دیدی مثبت ارزیابی کنند و با نگرشی خوش بینانه با مشکلات مواجه شوند؛ بنابراین بر اساس نتایج پژوهش حاضر، آموزش مثبت اندیشی با ایجاد تفکرات و روان بنه های ذهنی مثبت توانسته است شاخص های سرسختی روان شناختی و کفایت اجتماعی را در دانش آموزان افزایش دهد.
۱۸.

تأثیر روش تدریس تکلیفی و اکتشافی در فضای آزاد بر تحول حرکتی و اجتماعی کودکان پیش دبستانی

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه و هدف: محیط یک عنصر ضروری برای تحول انسان است و کودکان بیشتر از سایر گروه های سنی تحت تأثیر محیط قرار دارند. با توجه به اهمیت تحول حرکتی و اجتماعی کودکان و نوع روش تدریس بر ابعاد و جنبه های مختلف تحول، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیرروش تدریس تکلیفی و اکتشافی در فضای آزاد بر تحول حرکتی و اجتماعی کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه شامل 45 نفر از کودکان دختر و پسر در دامنه سنی 6-4 ساله شهر تبریز در سال 1397 بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند.گروه های آزمایش به مدت 12 جلسه 4 ساعته تحت مداخله قرار گرفتند، در حالی که گروه گواه این مداخله را دریافت نکرد. متغیرهای وابسته با استفاده از آزمون تحول حرکتی پی بادی (1983) و ماتریس مشاهده مهارت های اجتماعی (واکر،کالوین و رامسی، 1995) در مراحل پیش آزمون و پس آزمون در هر دو گروه آزمایش و گواه، اندازه گیری شدند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که استفاده از روش تدریس اکتشافی منجر به بهبود مهارت های درشت (22/34= F )، ظریف (47/70= F )، و تحول اجتماعی (76/70= F ) دختران و پسران پیش دبستانی شده است ( 0/05 ≥ P ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان استنباط کرد که سبک آموزش و محیط اطراف کودکان، نقش مهمی در تحول آنها داشته و هر چقدر این محیط غنی تر و با تأکید بر روی آورد آموزشی اکتشافی در محیط طبیعی باشد، این تأثیرگذاری به مراتب بیشتر بوده و باعث بهبود تحول حرکتی و اجتماعی کودکان می شود.
۱۹.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر افسردگی کودکان مبتلا به سرطان

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۰
زمینه و هدف: بروز سرطان در کودکان رویداد تنش آوری است که علاوه بر ایجاد مسائل و مشکلات مختلف درمانی برای خانواده، عوارض جسمانی و روانی مختلفی برای فرد مبتلا نیز به دنبال دارد. افسردگی یکی از مهم ترین علائم روانی همبود با سرطان است که هم در مطالعات مختلف و هم در مشاهدات بالینی در افراد مبتلا با این بیماری، فراوان گزارش شده است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش تنظیم هیجان بر افسردگی کودکان مبتلا به سرطان بود. روش: روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی یک گروهی با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی کودکان 8 تا 12 سال (دختر و پسر) مبتلا به سرطان بود که در سال 1394 در مراکز درمانی بیمارستان طبی کودکان و شهید بهرامی شهر تهران بستری شده بودند. تعداد 10 کودک از این مراکز درمانی به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و برنامه مداخله ای تنظیم هیجان را طی 9 جلسه 30 دقیقه ای دریافت کردند. داده های پژوهشی به وسیله فرم های والدین و معلم پرسش نامه سیاهه رفتاری کودکان (آخنباخ و رسکورلا، 2001) در طی مراحل پیش آزمون و پس آزمون، جمع آوری شدند و در پایان با استفاده از آزمون تی وابسته، تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج آزمون تی وابسته نشان داد نمره افسردگی کودکان در پس آزمون نسبت به پیش آزمون به طور معناداری کاهش یافته است؛ درنتیجه آموزش تنظیم هیجان، تأثیر معنی داری بر کاهش افسردگی کودکان مبتلا به سرطان دارد ( 0/001 P< ). نتیجه گیری: با توجه به یافته پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که آموزش تنظیم هیجان با تقویت مهارت های مثبت تنظیم هیجانی و کاهش مهارت های منفی، می تواند نشانگان افسردگی را در کودکان مبتلا به سرطان کاهش دهد. علاوه بر این افزایش استفاده از شیوه های مثبت تنظیم هیجانی، به پذیرش شرایط موجود بیماری کمک کرده و با بهبود همکاری کودکان، موجب تسهیل روند درمان آنها در بیمارستان نیز می شود.
۲۰.

تأثیر بازی درمانی شناختی- رفتاری بر اضطراب اجتماعی و رفتارهای پرخاشگرانه کودکان دبستانی

تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۸۶
زمینه و هدف: اضطراب اجتماعی و رفتارهای پرخاشگرانه از جمله مشکلات رایج دوره کودکی هستند که دانش آموزان دبستانی با آن مواجه می شوند و در سال های اخیر برای درمان آنها، مداخلات روان شناختی مختلفی مورد بررسی قرار گرفته اند. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر بازی درمانی شناختی - رفتاری بر اضطراب اجتماعی و رفتارهای پرخاشگری کودکان دبستانی انجام شد. روش: نوع مطالعه این پژوهش نیمه آزمایشی (پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه) بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دبستانی پسر و دختر شهر تبریز در سال تحصیلی 97-1396 بود. از این جامعه تعداد 30 دانش آموز که تشخیص اضطراب اجتماعی و پرخاشگری را دریافت کرده بودند، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب، و به صورت تصادفی ساده در گروه های آزمایش و گواه (15 نفر در هر گروه) جایدهی شدند. هر دو گروه مقیاس اضطراب اجتماعی لایبویتز برای کودکان و نوجوانان (2003) و پرسشنامه پرخاشگری کودکان دبستانی شهیم (1385) را در مراحل پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. گروه آزمایش هشت جلسه (هفته ای یک جلسه به مدت 8 هفته) بازی درمانی شناختی- رفتاری را به صورت گروهی دریافت کرد و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره در نرم افزار SPSS.23 تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس یافته ها، بین میانگین نمره های پس آزمون گروه آزمایش و گواه تفاوت معنی داری وجود دارد و بازی درمانی شناختی- رفتاری باعث کاهش اضطراب اجتماعی (001/0= p ، 37/0= d )، پرخاشگری جسمانی (0/001= p ، 0/35 d = )، پرخاشگری واکنشی کلامی و فزون کنشی (0/001= p ، 0/47 d = ) و پرخاشگری رابطه ای (0/001= p ، 0/30 d = ) در گروه آزمایش شده است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از این مطالعه می توان نتیجه گیری کرد که دانش آموزان در فرایند بازی درمانی شناختی- رفتاری نحوه برقراری ارتباط مناسب با سایر همسالان را می آموزند و بدین ترتیب رفتارهای پرخاشگرانه و اضطراب اجتماعی آنها به تدریج، کاهش می دهند.
۲۱.

اثربخشی یکپارچگی حسی حرکتی بر مهارت های حرکتی درشت دانش آموزان کم توان ذهنی

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه و هدف: مهارت های حرکتی از توانایی های اساسی برای یادگیری و موفقیت در مدرسه است. حرکت و یادگیری مبدأ تمام ادراکات و یادگیری هاست. در راستای مشکلات حرکتی دانش آموزان کم توان ذهنی، یکپارچگی حسی حرکتی از جمله درمان هایی است که منطبق بر تئوری های ادراکی- حرکتی است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرینات یکپارچگی حسی حرکتی بر مهارت های حرکتی درشت دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر بود. روش: پژوهش حاضر به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون، و دوره پیگیری، همراه با گروه گواه انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل تمام دانش آموزان کم توان ذهنی شهر فیروزآباد در سال تحصیلی 97-96 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان کم توان ذهنی مقطع سنی 7 تا 14 سال کلاس های اول تا ششم شهر فیروزآباد بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. سپس گروه آزمایش به مدت 10 جلسه (دو روز در هفته) و هرجلسه بین 25 تا 45 دقیقه، تمرینات یکپارچگی حسی حرکتی را دریافت کردند؛ در حالی که در این مدت، گروه گواه هیچ گونه تمرین و آموزشی دریافت نکرد. در این مطالعه از آزمون تبحر حرکتی بروینینکز اوزرتسکی به عنوان پیش آزمون، پس آزمون، و پیگیری برای گردآوری داده های استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده های این مطالعه نشان داد که مداخله یکپارچگی حسی حرکتی باعث افزایش نمره مهارت های حرکتی درشت درگروه آزمایش شده است که این اثر بعد از یک ماه نیز پایدار مانده است (0/001 P< ). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که استفاده از مداخله مبتنی بر روش یکپارچگی حسی حرکتی توانسته است با تأکید بر مهار حرکات پایه، حفظ حالت بدن یا تعادل، برتری جانبی، حرکات جابجایی و جهت یابی، آگاهی و تصویر ذهنی بدن، مهارت های حرکتی دانش آموزان کم توان ذهنی را ارتقا دهد.
۲۲.

تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجانی و راهبردهای کنار آمدن مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر

تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۶
زمینه و هدف: مطالعات انجام شده نشان داده اند که تنظیم هیجان به شیوه شناختی و نوع راهبرد کنار آمدن مورد استفاده، از جمله عواملی هستند که برای کنار آمدن با تنیدگی، اضطراب، و ترس ناشی از موقعیت های مختلف، اثرگذار هستند و هرگونه مشکل در استفاده از آنها، کیفیت زندگی افراد را به خطر می اندازد. در این راستا هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و راهبردهای کنار آمدن مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش: طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر در دامنه سنی 13 تا 15 سال مراجعه کننده به مراکز روان شناسی و مشاوره شهر تهران در سال 1396 بود که تعداد 30 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (15 نفر در هر گروه) جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفته است و گروه گواه این مداخله را دریافت نکرده است. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های تنظیم هیجان شناختی (گروس و جانان، 2003) و سبک های کنار آمدن با تنیدگی (جارویس، 1993) گردآوری شد. برای تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تأثیر معناداری را بر مؤلفه های تنظیم هیجان و سبک های کنار آمدن افراد گروه آزمایش داشته است (0/01> P ) . همچنین اندازه اثر به دست آمده متغیر تنظیم هیجان شناختی در مؤلفه ارزیابی مجدد 49%، سرکوبی 53% ، مؤلفه کنار آمدن مسئله مدار 79%، و مؤلفه کنار آمدن هیجان مدار 83% به دست آمده است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که روش درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش به افراد نحوه رویارویی و کنار آمدن هدفمند، مؤثر، و کارآمد را آموزش می دهد و در نتیجه به آنها کمک می کند که ادراک بهتری از ظرفیت ها و توانایی های خود برای پاسخ دهی پیدا کند و ش یوه های بهتری برای غلبه بر موقعیت های تنش آور به کار ببرد.
۲۳.

تأثیر آموزش ذهن آگاهی بر اهمال کاری تحصیلی در دو گروه دانش آموزان با اضطراب امتحان بالا و پایین

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۵
زمینه و هدف: اهمال کاری تحصیلی از جمله مشکلات رفتاری است که زندگی تحصیلی بیشتر دانش آموزان و دانشجویان را تحت تأثیر قرار داده است. افراد اهمال کار موقعیت و تکلیف خود را در لحظه حال انکار می کنند و نسبت به کاری که باید انجام دهند، آگاه نیستند. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش ذهن آگاهی بر اهمال کاری تحصیلی در دو گروه دانش آموزان با اضطراب امتحان بالا و پایین انجام شده است. روش: در این پژوهش از روش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه گواه و دو گروه آزمایش استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهرستان ساری بود که در سال ۱۳۹۶ مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه شامل ۶۰ نفر از دانش آموزان اهمال کار از جامعه مذکور بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده و به صورت تصادفی، ۳۰ نفر در گروه های آزمایش (۱۵ نفر گروه اضطراب امتحان بالا و ۱۵ نفر گروه اضطراب امتحان پایین) و 3۰ نفر در گروه های گواه (۱۵ نفر گروه اضطراب امتحان بالا و ۱۵ نفر گروه اضطراب امتحان پایین) جایدهی شده اند. گروه های آزمایش شیوه مداخله ذهن آگاهی را به صورت هشت جلسه ۴۵ دقیقه ای دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها در این مطالعه از پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون (1984) و اضطراب امتحان اسپیلبرگر (1970) استفاده شد و تحلیل داده ها نیز با روش آماری تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که آموزش ذهن آگاهی در دانش آموزان با اضطراب بالا مؤثر بوده (992/۶۸= F و 0/001> P ) ولی در دانش آموزان با اضطراب پایین تأثیری نداشته است (0/67< P و 0/18= F ) . همچنین تفاوت معناداری در اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان با اضطراب بالا و اضطراب پایین وجود دارد (0/001> P و 713/۸۳= F ). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها چنین نتیجه گیری می شود که اضطراب امتحان در میزان اثربخش بودن آموزش ذهن آگاهی بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان، مؤثر است؛ بنابراین برای کاهش میزان اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان از طریق آموزش ذهن آگاهی، لازم است به مؤلفه اضطراب امتحان دانش آموزان نیز توجه شود.
۲۴.

تأثیر آموزش برنامه تعاملات درون خانوادگی مادران بر رضامندی زوجیت و مهارت های ارتباطی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه و هدف: اوتیسم اختلالی است که با مشکلاتی در تعامل اجتماعی، برقراری ارتباط، و الگوهای رفتار تکراری و محدود همراه است. بر اساس نتایج مطالعات مختلف، بعضی از مادران دارای کودک مبتلا به اوتیسم نسبت به مادران دارای کودک بهنجار، سطوح بالاتری از نشانه های افسردگی و تنیدگی را نشان می دهند و حتی رضایت کمتری از رابطه زناشویی دارند؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر تأثیر آموزش تعاملات درون خانوادگی مادران بر رضامندی زوجیت و مهارت های ارتباطی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون- پیگیری و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم ساکن تهران در سال 1396 بود. نمونه پژوهش شامل 24 مادر دارای کودک مبتلا به اوتیسم از جامعه آماری مذکور بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه (هر گروه شامل 12 نفر) جای دهی شدند. برنامه مداخله ای به مدت 12 جلسه به گروه آزمایش آموزش داده شد و گروه گواه این آموزش را دریافت نکرده است. در پایان هر دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار پژوهش، مقیاس درجه بندی اوتیسم گیلیام (1994) و پرسشنامه رضامندی زوجیت افروز (1391) بود که در سه مرحله توسط افراد نمونه تکمیل شدند. داده های به دست آمده نیز با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که برنامه مداخله ای باعث افزایش میانگین خرده مقیاس های رضامندی زوجیت، تعاملات درون خانواده، و مهارت های ارتباطی کودکان اوتیسم درگروه آزمایش شده است (0/05> P )؛ درحالی که افراد گروه گواه در تمام خرده مقیاس ها ی پس آزمون، تغییر قابل توجهی نداشتند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که آموزش برنامه درون خانوادگی به کار گرفته شده در این مطالعه با افزایش سطح خودآگاهی والد و بهبود تعامل مناسب با کودک و همسر توانسته است سطح مهارت های ارتباطی کودکان مبتلا به اوتیسم را ارتقا داده و همچنین به بهبود رضامندی زوجیت منجر شود.
۲۵.

اثربخشی آموزش مهارت های والدگری بر بهبود مشکلات هیجانی – رفتاری و رابطه والد – کودک

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۱
زمینه و هدف: ی کی از مشکلات شایع در کودکان مشکلات هیجانی- رفتاری است که منجر به اختلال در عملکرد تحصیلی و رفتاری شده و کارآیی افراد را کاهش می دهد. در این راستا نقش روش های تربیتی والدین در وخیم شدن یا کاهش این مشکلات غیرقابل انکار است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر آموزش مهارت های والدگری بر مشکلات هیجانی- رفتاری و رابطه والد- کودک در کودکان پیش دبستانی 4 تا 6 ساله بود . روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آ زمون با گروه گواه بود. جامعه آماری، شامل تمامی مادران دارای کودکان پیش دبستانی 4 تا 6 ساله شهر شاهرود در سال تحصیلی 97-1396 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 30 نفر از این مادران انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15) و گواه (15) جایدهی شدند. برای گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای، مهارت های والدگری آموزش داده شد در حالی که افرادگروه گواه آموزشی دریافت نکردند. ابزار به کار گرفته شده جهت جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه توانایی ها و مشکلات گودمن (2001) و مقیاس رابطه والد- کودک پیانتا (1994) بود. تحلیل داده ها با استفاده ازتحلیل کواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های والدگری بر کاهش مشکلات هیجانی و رفتاری و مؤلفه های آن یعنی نارسایی توجه/ فزون کنشی، مشکلات رفتار هنجاری، مشکلات در ارتباط با همسالان و رفتارهای اجتماعی مطلوب، تأثیر معناداری دارد. علاوه بر این، در پژوهش حاضر اثربخشی آموزش مهارت های والدگری بر رابطه والد- کودک و مؤلفه های تعارض، نزدیکی، و وابستگی مورد تأیید قرار گرفت (0/001 P< ). نتیجه گیری: آموزش مهارت های والدگری با فراهم کردن فرصتی جهت یادگیری مادران درباره نحوه برقراری ارتباط مثبت با فرزند، نحوه قانون گذاری و دستور دادن، تقویت رفتارهای مثبت کودک، و نحوه مدیریت موقعیت های پرخطر توانست به بهبود مشکلات هیجانی- رفتاری و رابطه والد- کودک منجر شود.
۲۶.

تجربه زیسته مادران دارای کودکان با آسیب های شنوایی از مشکلات فراروی فرزندان شان: مطالعه پدیدارشناسی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۲۸
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت حس شنوایی در تحول شناختی و اجتماعی کودکان، آسیب به این حس پیامدهای منفی زیادی را به همراه دارد. شدت آسیب شنوایی ممکن است در حد خفیف، متوسط، شدید، و یا عمیق باشد. بیش از 90 درصد از کودکان دارای آسیب های شنوایی از والدین شنوا به دنیا می آیند. والدین شنوا برخلاف والدین ناشنوای دارای کودک ناشنوا، هیچ نوع تجربه ای از روش پرورش کودک ناشنوا ندارند . با توجه به این که آسیب های شنوایی، مشکلات زیادی را هم برای فرد مبتلا و هم برای خانواده او به همراه دارد، پژوهش حاضر با هدف بررسی مشکلات فراروی مادران کودکان با آسیب شنوایی انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر با روی آورد کیفی از نوع مطالعه پدیدارشناسی توصیفی بود. جامعه پژوهش را مادران دارای کودکان با آسیب شنوایی شهر تبریز در سال 1396 تشکیل می دادند. در این راستا، مصاحبه نیمه ساختار یافته با 19 نفر از مادران این گروه از کودکان در شهر تبریز که به صورت هدفمند در دسترس انتخاب شده بودند تا رسیدن به مرحله اشباع نظری، انجام گرفت. تحلیل داده ها از طریق روش کلایزی و مشخص کردن مضامین اصلی و فرعی انجام شد. یافته ها: مجموعه شواهد موجود در ارتباط با سامانه خانوادگی نارسایی های تحولی، از جمله گروه با آسیب های شنوایی نشان می دهد که این گروه از خانواده ها در گزارش های خود، هم تأثیرات مثبت و هم منفی را از حضور کودک خود در بافت خانواده گزارش می دهند؛ به طوری که با وجود گزارش تجارب منفی مانند تجربه تنیدگی های مزمن، تجربه رشد شخصی نیز در این گروه از خانواده ها مورد توجه است. در پژوهش حاضر مشکلات فراروی والدین دارای کودکان با آسیب های شنوایی به ترتیب شامل زندگی مستقل، مشکلات رفتاری، و مشکلات اجتماعی شناسایی شد. نتیجه گیری: مشکلات چندگانه زندگی مستقلانه، مشکلات رفتاری، و اجتماعی بیانگر اثرات آسیب های شنوایی بر بافت کلی زندگی و محیط اجتماعی کودک است. نارسایی های تحولی از جمله آسیب های شنوایی، فقط مشکلات مربوط به سلامت نیستند، که پدیده پیچیده ای است که اثرات خود را در تعاملات اجتماعی فرد با محیط زندگی، نشان می دهد. مشکلات زبانی که ابزار ارتباطی مهمی برای تعامل این گروه از کودکان است، باعث انزوای اجتماعی آنان می شود و مشکلات رفتاری آنان، شرایط سازش را تحت تأثیر منفی قرار می دهد. بر اساس مشکلات فراروی والدین، انجام مداخلات جامع روان شناختی شواهد محور و حمایت های اجتماعی، برای کمک به این گروه از والدین دارای فرزندان با آسیب های شنوایی، ضروری است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۳