فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۱٬۰۹۹ مورد.
منبع:
تدریس پژوهی سال هفتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
157 - 141
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه دانش مدیریت کلاس درس و خستگی عاطفی با نقش تعدیلگری خلاقیت انجام شده است. روش: این پژوهش از نظر گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه معلمان مدارس متوسطه دوم شهرستان سوادکوه در سال تحصیلی 97-1396 بود که تعداد آن برابر با 130 نفر بود و با استفاده از جدول کرجسی-مورگان، تعداد 59 معلم مرد و 54 معلم زن با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار Spss و Smart-PLS با آزمون هایt تک نمونه و مدل معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزیی صورت گرفت. برای سنجش پایایی پرسشنامه ها از آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن برای پرسشنامه های دانش مدیریت کلاس، خستگی عاطفی و خلاقیت به ترتیب برابر با 0.82؛ 0.97 و 0.92 بدست آمد. یافته ها نشان داد دانش مدیریت کلاس معلمان بالاتر از حد متوسط قرار دارد و معلمان از سبک مدیریت آموزش برای مدیریت کلاس استفاده می کنند؛ وضعیت موجود خستگی عاطفی معلمان در حد متوسط و نسبتاً پایین و وضعیت موجود خلاقیت معلمان کمی بالاتر از حد متوسط قرار داشت. همچنین بین دانش مدیریت کلاس با خستگی عاطفی معلمان ارتباط منفی و معنادار (0.33-)؛ و بین خلاقیت با خستگی عاطفی معلمان ارتباط منفی و معنادار وجود داشت (0.47-)؛ و در نهایت، یافته ها بیانگر آن بود که خلاقیت نقش تعدیلگر را در ارتباط بین دانش مدیریت کلاس و خستگی عاطفی معلمان ندارد.
مقایسه برنامه قصد شده، اجرا شده و کسب شده درس کارورزی به منظور ارائه راهکار مناسب ( مورد مطالعه: دانشگاه فرهنگیان استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال پنجم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
131 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش مقایسه برنامه درسی اجرا شده و کسب شده درس کارورزی و ارائه راهکار برای افزایش همخوانی و کاهش شکاف میان برنامه های دانشگاه فرهنگیان کردستان است. روش : جامعه آماری تحقیق شامل کلیه معلم راهنما و دانشجو معلمان رشته های مختلف دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1395/1394 می باشد. با توجه به جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 284 نفر دانشجومعلم و معلم راهنما انتخاب و به کمک پرسشنامه محقق ساخته از نمونه موردنظر جمع آوری شد. یافته ها : یافته های این پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری بین برنامه درسی قصد شده و اجرا شده وجود ندارد. همچنین برنامه اجرا شده و کسب شده باهم همخوانی نداشته و بین دو مرحله اجرا شده و کسب شده درس کارورزی به صورت کلی و هیچ کدام از خرده مقیاس های مراحل اجرا شده و کسب شده تفاوت معنادار وجود ندارد یعنی بین کلیه اهداف محتوایی و اجرایی در مرحله اجراشده و کسب شده درس کارورزی تفاوت چشمگیری وجود ندارد. اما با توجه به نتایج به مقدار 07/40 میان برنامه درسی قصد شده و اجرا شده شکاف و فاصله وجود دارد که تفاوتی بسیار معنادار و مهم است. و جا دارد اصلاحاتی در برنامه کارورزی مراکز تربیت معلم و افزایش اثربخشی آن صورت گیرد.
ترکیب عوامل انگیزشی و کنترل ارادی در آموزش الکترونیکی و تأثیر آن بر یادگیری و انگیزش دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال پنجم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
109 - 129
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف ترکیب عوامل انگیزشی و کنترل ارادی در آموزش الکترونیکی و تأثیر آن بر یادگیری و انگیزش یادگیرندگان انجام شد. روش : به منظور بررسی تأثیر عوامل انگیزشی و کنترل ارادی، با به کارگیری یک طرح شبه آزمایشی و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 85 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی پردیس شهید مدرسِ دانشگاه فرهنگیان کردستان (جامعه آماری پژوهش) انتخاب، و در دو گروه آزمایش و کنترل همرا با پیش آزمون و پس آزمون جایگزین شدند. آموزش الکترونیکی طراحی شده برای گروه کنترل با استفاده از الگوی طراحی آموزشی مریل (نظریه نمایش اجزاء) و با تلفیق عناصر انگیزشی الگوی کلر، و برای گروه آزمایش با استفاده از الگوی طراحی آموزشی مریل و با تلفیق عناصر انگیزشی الگوی کلر به اضافه پیام ها و راهبرد های کنترل ارادی طراحی گردید. عوامل انگیزشی و کنترل ارادی براساس الگوی انگیزشی کلر(ARCS) برای طراحی انگیزشی و نظریه های کنترل عمل کوهل، کاربردی کردن مقاصد گولویزر و خودتنظیمی زیمرمن برای کنترل ارادی با هم تلفیق شدند. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 انجام شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که با وجود عدم تفاوت اولیه بین گروه ها، نمرات یادگیری گروه آزمایش افزایش و همچنین سطح انگیزش دانشجویان به ویژه در دو عنصر ارتباط و اطمینان ارتقاء یافته است.
مدارس ابتدائی سوئد (2)
منبع:
بهار شهریور ۱۳۰۰ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
بررسی جامعه شناختی پدیده رمزگردانی دو زبانه های کردی کلهری- فارسی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ششم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
39 - 63
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی جامعه شناسی پدیده رمزگردانی دوزبانه های کردی فارسی بود. روش: این پژوهش از نظر روش گردآوری داده ها جزء پژوهش های توصیفی از نوع همبستگی است؛ و براساس ماهیت جزء پژوهش های کاربردی محسوب می گردد. جامعه آماری شامل کل دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان سرپل ذهاب در سال تحصیلی 97- 1396 است. با توجه به این که حجم کل جامعه آماری 3896 نفر بود؛ با استفاده از جدول مورگان 400 نفر (200 دختر؛ 200 پسر) در مقطع اول، دوم و سطح پیش دانشگاهی در بین دانش آموزان پسر و دختر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. از شیوه نمونه ای طبقه ای نسبتی بر حسب جنسیت استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه الگوی پژوهشی پاراشر (1980) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از آزمون t دو نمونه وابسته، آزمون t دو نمونه مستقل و تحلیل واریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد کاربرد زبان فارسی در حوزه های خانواده، دوستی، همسایگی، اداری به طور محسوسی از زبان کردی کلهری بیشتر بود (00/0= p) اما کاربرد زبان فارسی در حوزه مدرسه به طور محسوسی از زبان کردی کلهری بیشتر بود (01/0= p). همچنین کاربرد زبان فارسی در تمام سطوح مختلف تحصیلی، دانش آموزان دارای سطح تحصیلات پیش دانشگاهی بیش از بقیه و افراد پایه اول کمتر از دیگر سطوح تحصیلی از زبان فارسی استفاده می کنند. همچنین افراد پایه اول بیشتر از دیگر گروه ها و افراد دارای سطح تحصیلات پیش دانشگاهی کمتر از بقیه گروه های تحصیلی از زبان کلهری استفاده می نمایند (209/4 =F، 000/0=p). همچنین بین کاربران زبان کلهری در دو گروه جنسی در کل حوزه های اجتماعی کاربرد زبان فارسی بین دختران بیشتر از پسران است و پسران نیز بیشتر از دختران به استفاده از زبان کلهری تمایل دارند و نتایج آماری تفاوت معنی دار بین دو جنس را تأیید می کند (002/0= P).
نقش فرهنگ سازمانی و رهبری تحول آفرین در گرایش به رفتار شهروندی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
235 - 217
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر، تبیین نقش فرهنگ سازمانی و رهبری تحول آفرین در گرایش به رفتار شهروندی سازمانی مدیران ستادی آموزش و پرورش شهر تهران است. روش: این پژوهش، مطالعه ای توصیفی- همبستگی می باشد جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه مدیران ستادی آموزش و پرورش شهر تهران در سال 1398 به تعداد 230 نفر است که از جامعه آماری مذکور، نمونه ای به حجم 143 نفر با به کارگیری فرمول نمونه گیری کوکران به صورت تصادفی ساده، انتخاب شد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه فرهنگ سازمانی دنیسون (2000)، پرسشنامه رهبری تحول آفرین بس و آولیو (2000) و پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی پودساکوف (2000) استفاده شد . پایایی پرسشنامه فرهنگ سازمانی با ضریب آلفای کرونباخ 89/0، پرسشنامه چندعاملی رهبری 83/0 و پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی 84/0 تأیید شد. توصیف و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام، انجام گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که بین فرهنگ سازمانی و ابعاد آن (درگیر شدن در کار، سازگاری، انطباق پذیری و رسالت) با گرایش به رفتار شهروندی سازمانی مدیران ستادی آموزش و پرورش شهر تهران، همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد و از بین ابعاد فرهنگ سازمانی، بعد رسالت، پیش بینی کننده اصلی رفتار شهروندی سازمانی مدیران ستادی آموزش و پرورش شهر تهران است.
بررسی تاثیر جو مدرسه بر خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان با میانجی گری سبک مدیریت کلاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال هفتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
242 - 227
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر جو مدرسه بر خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر خرم آباد با میانجی گری متغیر سبک مدیریت کلاسی انجام گرفت. روش: روش تحقیق در این مطالعه توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر خرم آباد تشکیل دادند با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و بر اساس جدول ( krejcie & morgan) تعداد 360 نفر به عنوان نمونه از میان دانش آموزان انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل پرسشنامه جو مدرسه Hopin &Croft (1963)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی Morgan and Jinks (1999)و پرسشنامه سبک مدیریت کلاسWolfgang and Glickman (1986) بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزار Amos استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون معادلات ساختاری نشان داد که جومدرسه بر خودکارآمدی تأثیر مثبت داشت .همچنین سبک مدیریت بر خودکارآمدی تأثیر مثبت داشته و نقش میانجی برای تأثیر جومدرسه بر خودکارآمدی موردتاییدقرارگرفت.
بررسی تأثیر تدریس مبتنی بر محتوای الکترونیکی طنزمحور بر انگیزش و اضطراب ریاضی دانش آموزان پنجم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال هفتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
70 - 88
حوزههای تخصصی:
هدف : با توجه به کارکردهای طنز، یادگیری الکترونیکی و اهمیت ریاضیات در ابتدایی، این پژوهش باهدف بررسی اثربخشی تدریس با استفاده از محتوی الکترونیکی مبتنی بر طنز بر انگیزش و اضطراب ریاضی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی انجام شد. روش : مطالعه حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی بود. جامعه مورد پژوهش تمامی دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی شهرستان بیرجند (2200 نفر) در سال تحصیلی 97-96 بود. نمونه آماری پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس تعداد 58 نفر انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های انگیزش و اضطراب ریاضی کودکان (MCAQ) استفاده گردید. جهت تجزیه وتحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی از آزمون آماری T دو نمونه ای مستقل برای بررسی متغیرهای انگیزش و اضطراب ریاضی استفاده شد. یافته ها : نتایج آزمون ها بین میانگین نمرات متغیر های انگیزش و اضطراب ریاضی در گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون تفاوت معناداری را گزارش نکرد. یافته های این پژوهش نشان داد که محتوای الکترونیکی طنز محور بر انگیزش و اضطراب ریاضی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی تاثیری ندارد.
نقش یک دوره ی نگارش انگلیسی وبلاگ محور در ارتقای استقلال یادگیری فراگیران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال هفتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
141 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه ی حاضر بررسی نقش یک دوره ی نگارش انگلیسی وبلاگ محور در ارتقای استقلال یادگیری زبان آموزان ایرانی بود. در این راستا با استفاده از روش تحقیق آمیخته، این پژوهش تاثیر یک دوره ی نگارش انگلیسی مبتنی بر وبلاگ [1] بر سطح استقلال یادگیری [2] فراگیران، که در این پژوهش به عنوان خود آغاز گری [3] و خود تنظیمی [4] فراگیر تعریف شده است، را مورد بررسی قرار داد. در راستای اهداف این پژوهش، دانشجویان در گروه کنترل (تعداد=21) بر اساس آموزه های متداول نگارش در کلاس تحت آموزش قرار گرفتند و دانشجویان در گروه آزمایش (تعداد=25) علاوه بر آموزه های متداول نگارش از وبلاگ نگاری استفاده نمودند. به منظور جمع آوری داده ها پرسشنامه ی استقلال فراگیران به عنوان پیش آزمون و پس آزمون اجرا گردید. به علاوه یک سری مصاحبه ی نیمه ساختمند با تعدادی از شرکت کنندگان گروه آزمایش برگزار گردید. نتایج داده های کمی و کیفی بیانگر این بود که دوره ی نگارش مبتنی بر وبلاگ در ارتقای استقلال فراگیران به صورت کلی، و در ارتقای خود تنظیمی آنان به طور خاص، تاثیر گذار بوده است. به طور دقیق تر نتایج داده های کمی بیانگر این بود که آموزش وبلاگ محور بر استقلال فراگیران به صورت کلی تاثیر قابل توجهی داشت. از نظر مولفه های استقلال یادگیری نتایج نشان داد که تاثیر آموزش وبلاگ محور بر مولفه ی خودآغازگری از نظر آماری معنادار نبود در صورتی که تاثیر این آموزش بر مولفه ی خودتنظیمی از نظر آماری قابل توجه بود. همچنین نتایج یافته های کیفی بیانگر این بود که دانشجویان در گروه آزمایش، با داشتن تجربه ی فعالیت های مبتنی بر وبلاگ نگاری، بهبود قابل ملاحظه ای را در برنامه ریزی [5] ، نظارت [6] و ارزیابی [7] تکالیف نگارشی خود نشان دادند. به طورکلی، یافته های این پژوهش، اثربخشی دوره های نوشتاری مبتنی بر وبلاگ را در یادگیری یک زبان خارجی مورد تایید قرار می دهد.
رابطه باورهای معرفت شناختی و فلسفه های آموزشی با رویکردهای تدریس دانشجو معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال هفتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
51 - 29
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه باورهای معرفت شناختی و فلسفه های آموزشی با رویکردهای تدریس دانشجو معلمان صورت گرفته است. روش پژوهش حاضر توصیفی – همبستگی بوده و از نظر هدف پژوهش نیز، کاربردی می باشد. جامعه پژوهش متشکل از کلیه دانشجو معلمان پردیس الزهراء(س) دانشگاه فرهنگیان استان سمنان ، با حجم نمونه 122 نفر است. ابزار گردآوری داده ها نیز شامل سه پرسشنامه باورهای معرفت شناختی، فلسفه های آموزشی و رویکردهای تدریس با تأیید روایی و پایایی مناسب بود. آزمون های توصیفی و همبستگی و روش های فراوانی، آزمون کلموگروف اسمیرنف، آزمون تی تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که اولویت باورهای معرفت شناختی دانشجو معلمان، «دانش ساده» بوده و اولویت فلسفه های آموزشی ایشان «بازسازی گرایی» بود و همچنین رویکرد تدریس «شاگرد محور» را بیشتر مورد تأکید قرار داده اند. بر اساس نتایج، باور معرفت شناختی دانش ساده با رویکرد تدریس معلم محور و شاگرد محور، و باور معرفت شناختی یادگیری سریع نیز با رویکرد تدریس معلم محور و شاگرد محور ارتباط مثبت و معناداری دارد. باور معرفت شناختی دانش قطعی با رویکرد تدریس معلم محور و باور معرفت شناختی تغییرناپذیری نیز با رویکرد تدریس معلم محور دارای ارتباط مثبت و معنادار می باشد. همچنین فلسفه های آموزشی ضرورت گرایی و پایدارگرایی با رویکرد تدریس معلم محور، و فلسفه های آموزشی پیشرفت گرایی و بازسازی گرایی با رویکرد تدریس شاگرد محور ارتباط مثبت و معنادار دارند. در نهایت نتایج نشان دادند که باورهای معرفت شناختی دانش ساده، یادگیری سریع و دانش قطعی و همچنین فلسفه های آموزشی ضرورت گرایی و پایدارگرایی قابلیت پیش بینی رویکردهای تدریس را دارند.
تعیین روایی و پایایی پرسشنامه عجین شدگی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
214 - 197
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور سنجش روایی و پایایی ابزار عجین شدگی تحصیلی دانشجویان انجام شده است. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی در سال تحصیلی 95- 96 (17406 دانشجو)می باشند. حجم نمونه با استفاده از روش تعیین حجم نمونه در مدل یابی معادلات ساختاری 550 نفر تعیین شد (550=n).روش پژوهش از نوع همبستگی می باشد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه گونوک و کوزو (2015) بود که در بین نمونه های پژوهش بصورت تصادفی طبقه ای توزیع گردید. داده ها با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی، تأییدی و تحلیل مؤلفه های اصلی بررسی شدند. نتایج نشان داد مقیاس یاد شده پس از حذف 6 گویه از طریق تحلیل اکتشافی از شش مؤلفه و 48 گویه تشکیل شده که 931/61 درصد واریانس عجین شدگی تحصیلی دانشجویان را تبیین می کند. همچنین بررسی پارامترهای تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل عجین شدگی تحصیلی دانشجویان با شش عامل و شاخص های قابل قبول از برازش لازم برخوردار است و برای سنجش میزان عجین شدگی تحصیلی دانشجویان می توان از آن بهره برد.
مقایسه نگرش معلمان و مدیران آموزشی درباره استفاده از زبان مادری در آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
58 - 38
حوزههای تخصصی:
در پژوهش پیش رو نگرش معلمان و مدیران آموزشی درباره استفاده از زبان مادری در آموزش و پرورش بررسی و مقایسه شد. تمامی معلمان و مدیران آموزشی مقطع ابتدایی منطقه اورامانات(شهرستان های جوانرود، پاوه، روانسر و ثلاث باباجانی) در استان کرمانشاه جامعه آماری این پژوهش را تشکیل می دهند. روش تحقیق آمیخته، و از نوع طرح مثلث سازی مدل همگرا بود. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه نگرش نسبت به استفاده از زبان مادری (محقق ساخته) و مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای spss22 و mplus5 تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی از شاخص های آمار توصیفی، شامل میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی، از آزمون تی تک نمونه ای و تی مستقل استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه نیز با استفاده از روش تحلیل کمی انجام شد. یافته های حاصل از تحلیل داده های کمی و کیفی پژوهش نشان داد: هر دو گروه معلمان و مدیران نسبت به استفاده از زبان مادری در آموزش و پرورش نگرش مثبتی داشته و در این زمینه تفاوت آماری معناداری با هم ندارند. نتایج پژوهش مبنی بر نگرش مثبت معلمان و مدیران آموزشی نسبت به استفاده از زبان مادری و فوایدی که زبان مادری بر رشد شناختی و تحصیلی دانش آموزان خواهد داشت ایجاب می کند مسئولان آموزش و پرورش نسبت به تفاوت های فردی دانش آموزان بی تفاوت نبوده و برنامه های آموزشی مبتنی بر زبان مادری و یا دوزبانه را در دستور کار قرار دهند. کلمات کلیدی: زبان مادری، نگرش، معلمان، مدیران و آموزش و پرورش.
شیوه های تدریس معلمان با تأکید بر مهارت های تفکرانتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ششم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
143 - 163
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از پژوهش بررسیشیوه های تدریس معلمان با تأکید بر رشد مهارت های تفکرانتقادی در دروس هدیه های آسمان دوره ابتدایی است. روش : روش تحقیق از نظر اهداف، کاربردی و به لحاظ شیوه جمع آوری اطلاعات، آمیخته (کمی – کیفی) می باشد. جامعه آماری، کلیه کلاس های دروس هدیه های آسمان دوره ابتدایی استان قم در سال تحصیلی 1395بود. نمونه آماری شامل (50) کلاس (از هر پایه تحصیلی ده کلاس) که به شیوه تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار پژوهش، چک لیست محقق ساخته مشاهده تدریس معلمان حاوی بیست مؤلفه بر مبنای مهارت های تفکر انتقادی (تجزیه و تحلیل، ترکیب، ارزشیابی و توضیح) بود که روایی صوری آن توسط متخصصین مورد تأیید قرارگرفت و پایایی آن86/. براساس آلفای کرونباخ به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، در بخش آمارتوصیفی، از جداول فراوانی درصد، نمودارهای مناسب، محاسبه شاخص های مرکزی و پراکندگی استفاده شده و در بخش آمار استنباطی به منظور تحلیل داده ها از آزمون (T) تک گروهی بهره گرفته شد. یافته ها: 1- میزان توجه به مهارت تجزیه و تحلیل در روش های تدریس معلمان در کل پایه های دوره ابتدایی در دروس هدیه های آسمان کمتر از میانگین است. 2- مؤلفه مهارت ترکیب در شیوه های تدریس معلمان دوره ابتدایی در دروس هدیه های آسمان پایین تر از میانگین است. 3- میانگین مهارت ارزشیابی در روش های تدریس معلمان در کل پایه های دوره ابتدایی در دروس هدیه های آسمان کمتر از میانگین است. 4- میانگین مهارت توضیح در شیوه های تدریس معلمان در کل پایه های دوره ابتدایی در دروس هدیه های آسمان گر چه نسبت به مؤلفه های دیگر در سطح بالاتری است ولی در مجموع پایین تر از میانگین است. 5- در کل توجه به مؤلفه های مهارت های تفکرانتقادی در دروس هدیه های آسمان دوره ابتدایی توجه چندانی نگردیده است. نتیجه پژوهش نشان داد که؛ شکل گیری تفکر انتقادی در دانش آموزان مستلزم تغییر رویکرد معلمان در روش های تدریس است.
آزمون نرم افزار هندسه پویا مبتنی بر مهارت های فضایی و مقایسه اثربخشی آن با اُریگامی بر تجسم فضایی و یادگیری درس ریاضی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ششم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
121 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ساخت و آزمون نرم افزار هندسه پویا مبتنی بر مهارت های فضایی و مقایسه اثربخشی آن با اُریگامی بر تجسم فضایی و یادگیری درس ریاضی دانش آموزان انجام شد. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون روی دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهرستان روهن که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان حاضر در دو کلاس درس بود که به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. سپس، 35 دانش آموز به عنوان گروه آزمایش اُریگامی، 35 نفر به عنوان گروه آزمایش نرم افزار هندسه پویا و 35 نفر به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. گروه های آزمایش به مدت دوازده جلسه 40 دقیقه ای تحت آموزش ریاضی به کمک اُریگامی و نرم افزار هندسه پویا قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها شامل الف) آزمون تجسم فضایی مینه سوتا، و ب) آزمون پیشرفت تحصیلی محقق ساخته بود. برای آزمون فرضیه ها از آزمون t وابسته و مانوا استفاده شد. یافته ها: تحلیل آماری داده ها نشان داد که نرم افزار هندسه پویا مبتنی بر مهارت های فضایی و اُریگامی بر تجسم فضایی و یادگیری درس ریاضیات دانش آموزان اثر دارند. میانگین نمرات پس آزمون نرم افزار هندسه پویا و پس آزمون اُریگامی تفاوت معنی داری با پیش آزمون آنها داشتند. از این یافته ها می توان نتیجه گرفت که آموزش ریاضیات به کمک نرم افزار هندسه و اُریگامی قادر است تجسم فضایی و یادگیری درس ریاضیات دانش آموزان را بهبود ببخشد.
مطالعه اثر آموزش و تدریس به صورت ترکیبی بر یادگیری دانش آموزان؛ مطالعه موردی رشته های فنی و حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال پنجم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
69 - 81
حوزههای تخصصی:
هدف : آموزش الکترونیکی با ایجاد تغییرات بنیادین در مفاهیم آموزش سنتی توانسته است بسیاری از ناکارآمدی های نظام های آموزشی را رفع کند و دگرگونی های اساسی در آموزش و یادگیری ایجاد نماید؛ ما آموزش الکترونیکی محض همواره با مشکلات عدم تعاملات انسانی و عاطفی، ارتباطات چهره به چهره در کلاس و نبود درک مناسب از فضاهای مجازی آموزشی روبه رو است، به گونه ای که فراگیران به تنهایی و بدون هیچ تعاملی با معلم یا دیگر یادگیرندگان کار می کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش ترکیبی بر میزان یادگیری دانش آموزان شاخه فنی و حرفه ای است روش: روش این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود. به منظور سنجش متغیر یادگیری از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. نمونه آماری، متشکل از دو گروه دانش آموزان هنرستان فنی و حرفه ای شرکت کننده در برنامه آموزش ترکیبی شهرستان خدابنده بود که با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس، یکی از این گروه ها به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه گواه انتخاب شدند. تعداد فراگیران در این گروه ها 30 نفر بودندکه در دو گروه 15 نفری (گروه گواه و آزمایش) قرار گرفتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه ای محقق ساخته جهت سنجش میزان یادگیری فراگیران بود. جهت تعیین روایی ابزار از روایی محتوایی استفاده شد و جهت پایایی از روش آلفای کرونباخ مورد استفاده قرار گرفت که 96/0 محاسبه شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که اجرای برنامه آموزش ترکیبی در آموزش دانش آموزان شاخه فنی و حرفه ای موجب افزایش میزان یادگیری دانش آموزان می شود.
بازنمایی انتظارات دانش آموزان دوزبانه از برنامه درسی رسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
127 - 103
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف بازنمایی انتظارات دانش آموزان دوزبانه از برنامه درسی رسمی صورت گرفته است. روش: روش این مطالعه کیفی با طرح پدیدارشناسی بود. میدان تحقیق کلیه ی دانش آموزان دوزبانه شهرستان سراوان بوده است. مشارکت کنندگان در پژوهش 18 نفر از دانش آموزان دوزبانه بوده که به صورت هدفمند موردبررسی قرارگرفته اند. ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختارمند بود. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با استفاده از تحلیل محتوی مضمونی انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که دانش آموزان دوزبانه از برنامه درسی رسمی انتظار آموزش زبان مادری در سال های اولیه ابتدایی و زبان رسمی در سال های بعدی؛ به کارگیری هم زمان آموزش با زبان مادری و رسمی در مدرسه؛ یاددهی سایر زبان ها (عربی و انگلیسی) در برنامه درسی؛ طرح مطالب قومی – زبانی در محتوا رسمی؛ گنجاندن آداب ورسوم و فرهنگ قومی- زبانی در محتوا رسمی؛ تدوین محتوای رسمی منطقه ای؛ بهره گیری معلم از روش های مختلف؛ به کارگیری هم زمان زبان رسمی و مادری؛ برخورد عادلانه و به دوراز تبعیض معلم نسبت به دانش آموزان دوزبانه؛ استفاده از ارزشیابی شفاهی؛ استفاده از کارپوشه در یادگیری و توجه به ارزشیابی روزانه و ماهانه را دارند. درنهایت مدل مفهومی پژوهش بر اساس داده های حاصل از پژوهش ارائه شده است.
نگاهی به محتوای برنامه درسی مبتنی برتفکر انتقادی در دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
274 - 255
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش سعی گردیده، با ارائه الگو محتوای برنامه درسی دوره اول متوسطه مبتنی بر تفکر انتقادی روش جدیدی برای یادگیری کتب درسی ارائه گردد. این مطالعه به روش آمیخته اکتشافی و در دو فاز کیفی و کمی انجام شد. در مرحله کیفی مشارکت کنندگان متخصصان برنامه ریزی درسی و ابزار مطالعه مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. در مرحله کمی نیز جامعه آماری دبیران مقطع متوسطه اول بودند و روش نمونه گیری تصادفی در دسترس(320 نفر حجم نمونه) و ابزار مطالعه پرسشنامه ای بر اساس مولفه های به دست آمده مرحله قبل با پایایی 81/0 بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات کمی با روش های آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS و داده های کیفی نیز براساس تکنیک تحلیل محتوای سه مرحله ای انجام شد. یافته ها: محتوای برنامه درسی مبتنی بر تفکر انتقادی دوره اول متوسطه عوامل متعددی را برای هر متغیر نمایان ساخت که این عوامل راه را برای دستیابی به راهکارهای مناسب هموار کرد.. 22 کد شناسایی شدند و محتوا برای توسعه تفکر انتقادی دوره متوسطه به شرح ذیل (محتوای سؤال انگیز و مسئله محور، ساختار مناسب در تدوین، یادگیری چندجانبه تناسب محتوا با زندگی واقعی دانش آموزان و دانش آموز محور)؛ می باشد. نتیجه گیری: دانش آموزا دوره اول متوسطه با درک درست تواناییهایش با توجه به هدفی که در زندگی دارد و بدون مقایسه با شرایط ایده آل و دست نیافتنی با اعتقاد به شک پذیری، تردید منطقی نسبت به گزاره هایی که می شنود یا می بیند، از خود بروز می دهد.
تبیین چارچوب مفهومی برنامه درسی سنجش شده دوره کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
239 - 217
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچویی مفهومی برای برنامه سنجش شده بر اساس ادراکات و تجربیات ذینفعان برنامه درسی دوره کارشناسی انجام شد. روش: با رویکرد کیفی پژوهش و روش نمونه گیری هدفمند، تجارب و ادراکات 31 نفر (17 عضو هیئت علمی، 12 دانشجوی دوره کارشناسی، 2 کارشناس دفتر برنامه ریزی آموزش عالی) از دانشگاه های علامه طباطبایی، تهران و خوارزمی، دانشگاه علوم پزشکی ارتش و دفتر برنامه-ریزی آموزش از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند مورد کاوش قرار گرفت. جمع آوری و تحلیل داده به صورت مداوم تا رسیدن به اشباع نظری از طریق فرایند مقایسه مداوم تداوم یافت. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی منجر به شناسایی دو مقوله اصلی « فرایندهای طراحی سنجش» و «فرایندهای قضاوتی سنجش» و شش مقوله فرعی « تعیین نقشه سنجش»، « انتخاب روش سنجش»، «تعیین افراد شرکت کننده در سنجش»، «زمینه سازی فرهنگی»، «سنجش یادگیری» و «نظارت بر سنجش» گردید. در مجموع، برنامه درسی سنجش شده ماهیتی سیال دارد و به دنبال آنست که از طریق نگاهی تعاملی (برگشت به عقب و نگاه به بافت اجرایی سنجش) زمینه تغییرات مناسب در دانشجویان و بهبود کیفیت یادگیری را بررسی کند.
واکاوی اصول حاکم بر اجرای مطلوب برنامه درسی درس پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال پنجم بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
127 - 148
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه شناسایی اصول حاکم بر اجرای مطلوب برنامه درسی درس پژوهی دوره کارشناسی پیوسته آموزش ابتدایی بود. روش: این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحقیق پدیدارشناسی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش را اساتید درس پژوهی استان خوزستان تشکیل دادند. نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب شدند و حجم نمونه با توجه به ماهیت پژوهش کیفی تا اشباع داده ها (10 نفر) ادامه یافت. ملاک انتخاب اساتید میزان موفقیت ایشان در امر تدریس بود که براساس نمرات ارزشیابی تکوینی، کارعملی و آزمون پایانی دانشجویان مورد ارزیابی قرار گرفت و برترین ها جهت مصاحبه برگزیده شدند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق گردآوری شد و با استفاده از روش پیشنهادی اسمیت (1995) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: از مجموع یافته های این پژوهش 245 کد مفهومی در زمینه برنامه درسی اجرا شده درس پژوهی استخراج و در 5 مؤلفه اصلی و 37 ریزمؤلفه دسته بندی شد. یافته ها نشان داد که به منظور اجرای موفق برنامه درسی درس پژوهی می بایست اصولی همچون توجه به کار تیمی، تدریس تعاملی، تفکر تعاملی، جامعیت علمی، ویژگی های اساتید و پیگیری مسؤولیت ها بر اجرا حاکم باشد.
بررسی نقش فعالیت های فوق برنامه در عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خلاقیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
87 - 107
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی نقش فعالیت های فوق برنامه در عملکرد تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی با توجه به نقش خلاقیت به عنوان متغیر میانجی. روش: تحقیق به صورت آمیخته اکتشافی انجام گرفته است. جامعه آماری در رویکرد کیفی تحلیل محتوا عبارت بود از کلیه اسناد و مدارک مربوط به فعالیت های فوق برنامه و نمونه گیری آن به صورت سرشماری انجام شد، در روش دلفی کلیه متخصصان حوزه علوم تربیتی جامعه مورد مطالعه در نظر گرفته شدند نمونه گیری هم به صورت هدفمند انجام گرفت و ده نفر از متخصصان علوم تربیتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. در رویکرد کمی جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانش آموزان پایه ششم مدارس ابتدایی شهر بوکان بود که حجم آن برابر با ۲۲۲۲ نفر بودند، با توجه به جدول مورگان تعداد ۳۴۵ نفر به عنوان نمونه و با روش خوشه ای انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور، پرسشنامه خلاقیت تورنس و پرسشنامه محقق ساخته ی فعالیت فوق برنامه گردآوری شدند.روش های آمار استفاده شده شامل: تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر بوده است. یافته ها: فعالیت های فوق برنامه تأثیر معنی داری بر پیشرفت تحصیلی تأثیر داشته و خلاقیت نیز به صورت متغیر میانجی باعث افزایش این تأثیر شده است. از بین انواع فعالیت های فوق برنامه تنها فعالیت های هنری و سازمانی تأثیر معنی داری بر عملکرد تحصیلی داشتند. از بین مؤلفه های خلاقیت، بعد ابتکار تأثیر معنی داری بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان داشته است.