تدریس پژوهی

تدریس پژوهی

تدریس پژوهی سال نهم بهار 1400 شماره 1 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

مدل یابی ساختاری سکوت سازمانی بر اساس ادراک از رفتارهای سیاسی و حسادت سازمانی با نقش میانجی سازگاری شغلی (مطالعه موردی:کارکنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۲۳
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری سکوت سازمانی بر اساس ادراک از رفتارهای سیاسی و حسادت سازمانی با نقش میانجی سازگاری شغلی کارکنان دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی انجام گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی همبستگی از نوع مدل یابی علی(مدل یابی معادلات ساختاری) می باشد جامعه آماری کلیه کارکنان دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی در سال 1398 که تعداد آنها 347 نفرمی باشند روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی که بااستفاده از جدول مورگان 216 انتخاب شدند..برای گردآوری اطلاعات از چهار پرسشنامه استاندارد استفاده شد.روایی محتوایی و سازه ای پرسشنامه ها تایید و پایایی پرسشنامه ها به ترتیب 76/0،88/0،75/0 ،88/0بدست آمد به منظور ارزیابی روابط بین متغیر ها مکنون و اندازه گیری شده در الگوی مفهومی،از مدل یابی ساختاری داده ها با استفاده از نرم افزار PLS3 استفاده گردید.یافته های مطالعه حاضرحاکی از نقش معنی دار بین متغیرها،بجز رفتارسیاسی بر سازگاری می باشد و همچنین نتایج حاکی از تایید نقش میانجی سازگاری شغلی و در روابط علی بین حسادت سازمانی با سکوت سازمانی بود
۲.

اعتبار سنجی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی عمومی برای دوره دوم متوسطه نظری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: هدف از این تحقیق اعتبار سنجی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی عمومی برای دوره دوم متوسطه نظری بود. روش ها: روش تحقیق از نوع آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) بوده که داده های آن به شیوه میدانی و با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید. جامعه آماری شامل متخصصان برنامه ریزی درسی و کلیه دبیران و کارشناسان دوره متوسطه نظری استان فارس می باشد. نمونه آماری در بخش کمی در دو مرحله انتخاب گردید در ابتدا 10 نفر از متخصصان برنامه ریزی درسی به صورت هدفمند انتخاب و سپس از بین کلیه دبیران و کارشناسان دوره متوسطه نظری استان فارس که در زمینه برنامه ریزی درسی صاحب نظر بودند 80 نفر به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری برای جمع آوری داده های، در مرحله کیفی شامل تحلیل محتوای قیاسی و در مرحله کمی پرسشنامه ای است که براساس یافته های بخش کیفی تدوین شده است که روایی صوری پرسشنامه مورد تأیید 15 تن از اساتید علوم تربیتی همچنین پایانی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 92/0 مورد تأیید قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی با نظام مقوله بندی قیاسی و روش های کمی ازجمله تحلیل عاملی از طریق نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که ویژگی های عناصر برنامه درسی شامل اهداف، محتوا، روش و ارزشیابی هستند که یافته ها مرتبط با عناصر اصلی هدف، محتوا، روش و ارزشیابی را مورد تأیید قرار داد. هم چنین ویژگی های عناصر برنامه درسی مبتنی بر شایستگی عمومی برای دوره دوم متوسطه نظری استخراج و طراحی شد. همچنین می توان نتیجه گرفت که فرایند، مراحل و چگونگی ارائه الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی عمومی برای دوره دوم متوسطه نظری، منتج از پژوهش های پیشین در رابطه با موضوع بود. الگوی مذکور پس از اعتباریابی توسط متخصصان و صاحب نظران و اعمال تعدیل ها، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج این پژوهش می تواند در طراحی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی مورداستفاده قرار گیرد.
۳.

شناسایی مؤلفه ها و عناصر برنامه درسی مبتنی بر پرورش مهارت حل مسئله به منظور ارائه الگوی بهینه برای دوره پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۵
هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه ها و عناصر برنامه درسی مبتنی بر پرورش مهارت حل مسئله و ارائه الگوی بهینه برای دوره پیش دبستانی بود. روش: این پژوهش به صورت کیفی و مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد است. پژوهش حاضر در دو مرحله اجرا شد، اول: کشف مؤلفه های مهارت حل مسئله و دوم: شناسایی عناصر برنامه درسی پرورش مهارت حل مسئله و ارائه الگوی برنامه درسی با استفاده از عناصر نه گانه کلاین برای دوره پیش دبستانی. جامعه پژوهش از متخصصان برنامه درسی، روانشناسان تربیتی و مربیان پیش دبستانی تشکیل شد. نمونه گیری به روش هدفمند از نوع گلوله برفی بود. از هر گروه با یک نفر واجد معیارهای مشخص، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام و نفر بعدی توسط وی معرفی و مصاحبه ها ادامه یافت تا اشباع نظری با 36 نمونه، حاصل شد و داده ها براساس روش استراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تجزیه وتحلیل گردیدند. یافته ها: نتایج در مرحله اول، کشف 10 مؤلفه مهارت حل مسئله: خودآگاهی، تشخیص مسئله، سازمان دهی، تجزیه وتحلیل، ارزیابی، پرورش مهارت های تفکر، مهارت های اجتماعی و... بود. در مرحله دوم عناصر برنامه درسی مبتنی بر پرورش مهارت حل مسئله شامل اهداف (شناختی، نگرشی، عملکردی)، محتوا (سازمان دهی، روش های ارائه)، روش تدریس (سنتی، فعال)، فعالیت یادگیری (انفرادی، گروهی)، مواد آموزشی (ویژگی، انواع منابع)، فضا (ویژگی های فیزیکی، تجهیزات)، زمان (مدت زمان، توجه به آمادگی و سن)، گروه بندی (توجه به ماهیت مسئله، جنسیت، سن، ناهمگنی، تعداد اعضا) و ارزشیابی (توجه به تفاوت فردی، فرآیندی، کمی، توصیفی) شناسایی و الگوی بهینه دوره پیش دبستانی ارائه شد.
۴.

بازنمایی تجارب دانشجویان از چالش ها و مشکلات تدریس اساتید در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۸۹
آموزش مجازی و تدریس در این فضا همراه با بروز پاندومی کرونا در یک سال اخیر، یکی از مهم ترین مسائل موردنظر و به نوعی موجود در سیستم آموزشی کشور به صورت عام و دانشگاه ها به صورت خاص بوده است. بر این اساس محققان در پژوهش حاضر به بازنمایی تجارب دانشجویان دانشگاه کردستان از چالش ها و مشکلات تدریس در فضای مجازی در یک سال اخیر پرداخته اند. رویکرد پژوهش حاضر کیفی بوده و بر اساس روش داده بنیاد انجام یافته است. میدان تحقیق کلیه ی دانشجویان دانشگاه کردستان بوده است. مشارکت کنندگان در پژوهش 55 نفر از دانشجویان در هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بوده که به صورت هدفمند موردبررسی قرارگرفته اند. ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختارمند بود. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش در فرآیند سه مرحله ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که چالش های دانشجویان در پنج دسته ی اصلی شامل موارد مربوط به تعاملات کلاسی، مدیریت کلاس درس، کنترل و ارزشیابی، زیرساخت های ارتباطی و پارازیت های محیطی دسته بندی می شوند. درنهایت مدل اصلی پژوهش بر اساس داده های حاصل از پژوهش و الگوی سیستمی نظریه داده بنیاد ارائه شده است.
۵.

ساخت و هنجاریابی آزمون تشخیصی نارسانویسی دانش آموزان با مشکلات ویژه یادگیری در پایه اول، دوم و سوم ابتدایی شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۴
هدف این پژوهش ساخت و اعتباریابی آزمون تشخیصی نارسانویسی برای دانش اموزان پایه اول، دوم و سوم ابتدایی بود. جامعه پژوهش را دانش آموزان مشغول به تحصیل در مدارس ابتدایی شهر همدان تشکیل می دادند، از جامعه هدف 332 نفر (175 عادی و 157 نارسانویس) به عنوان نمونه انتخاب گردید. پس از ساخت آزمونها و اجرا بر روی نمونه ها، پایایی آزمون 91/0 محاسبه شد که در سطح مطلوبی می باشد. برای بررسی معناداری تفاوت میان نمرات گروه نارسانویس و عادی از آزمون T مستقل استفاده شد که بر اساس نتایج، تفاوت میان دو گروه در سطح آلفای 01/0 معنادار بود. به منظور سنجش روایی ملاکی از روش چند روش چند صفت استفاده شد، که به این منظور چک لیستی از نشانگان توسط متخصصین برای گروه نارسانویس تکمیل شد در کلیه موارد همبستگی مولفه های هم نام در چک لیست و آزمونها معنادار و بالاتر از مولفه های غیر همنام بود. به منظور بررسی روایی محتوایی از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد، که بر اساس نتایج کلیه شاخصهای برازش مدل در حد مطلوبی بود، و بارهای عاملی کلیه مولفه ها نیز قابل قبول بودند
۶.

تأثیر روش آموزش ناسازی معنایی بر مهارت نوشتن خلاق دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۹۲
هدف: هدف پژوهش بررسی تأثیر روش آموزش مبتنی بر ناسازی معنایی بر مهارت نوشتن خلاق دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر سال اول دوره دوم متوسطه ناحیه دو همدان در سال تحصیلی 98-97 بودند که تعداد کل آن ها 1021 نفر بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای 32 نفر دانش آموز پسر پایه اول دوره دوم متوسطه به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزار اندازه گیری آزمون محقق ساخته بود. این آزمون دارای 20 سؤال بود. برای سنجش روایی ابزار از روایی محتوی CVR استفاده شدوبراین اساس سؤالات در اختیار 12 نفر از معلمان رشته ادبیات فارسی قرار گرفت و.میزان روایی محتوایی 79/. محاسبه شد که براساس جدول لاوشه از روایی محتوایی لازم برخوردار بود. برای سنجش پایایی از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد و میزان آن 81/. محاسبه شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و آزمون آماری کالموگروف- اسمیرونف، آزمون لوین و تحلیل کوواریانس استفاده شد و داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد بین میزان مهارت نوشتن خلاق دانش آموزانی که به روش ناسازی معنایی آموزش دیده اند با مهارت نوشتن خلاق دانش آموزانی که به روش عادی آموزش دیده اند، تفاوت معنی دار وجود داشت. به عبارت دیگر روش آموزش ناسازی معنایی میزان مهارت نوشتن خلاق دانش آموزان را افزایش داده است.
۷.

تجارب زیسته معلمان از آسیب ها و چالش های برنامه درسی کلاس های چندپایه دوره ابتدایی (مطالعه ای پدیدارشناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۹۴
پژوهش حاضر با هدف توصیف تجارب زیسته معلمان از آسیب ها و چالش های برنامه درسی کلاس های چندپایه دوره ابتدایی انجام شد. مطالعه حاضر در سال تحصیلی 98-99 با رویکرد کیفی، از نوع پدیدار شناسانه، با نمونه گیری هدف مند و با مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با 19 نفر از معلمان کلاس های دوره ابتدایی استان آذربایجان شرقی انجام گرفت. راهبردهای اعتباربخشی به داده ها با استفاده از چندسویه سازی، بازبینی اعضاء و درگیری طولانی مدت پژوهشگر در جریان مصاحبه انجام شد. در این پژوهش ابتدا کدهای باز و جزیی شناسایی شده و با کنار هم قراردادن آن ها بر اساس روابط بین آن ها کدهای محوری و کلی تر ایجاد شده اند پس از این روند استقرایی، مجددآً کدهای باز شناسایی شده و کدهای بازی که بعدً شناسایی شدند به صورت انتخابی در زیر مفاهیم محوری ایجاد شده یا مفاهیم محوری ای که بعداً ایجاد و یکپارچه شدند قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل متن مصاحبه ها به صورت دستی و با استفاده از الگوی کلایزی انجام شد. یافته ها ی تحقیق نشان داد که چالش اصلی کلاس های چندپایه، استفاده نکردن از معلمان با سواد تخصصی کلاس های چندپایه، نبود مدیریت نظام جبران خدمات مناسب معلمان، چالش های جانبی کلاس های چندپایه و محاسن و معایب کلاس های چندپایه می باشد. مطابق با یافته ها، این نتیجه بدست می آید که می توان با طراحی الگوی مناسب آموزش در کلاس های چندپایه و بکارگیری نظام مناسسب جبران خدمات، بر اغلب چالش های کلاس های چندپایه غالب شد.
۸.

شناسایی مؤلفه های روایت پژوهی در راستای توسعه حرفه ای دانشجو- معلمان آموزش ابتدایی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: هدف از مطالعه حاضر تعیین شاخصه های روایت پژوهی به عنوان یک فعالیت معلم محور بود که باعث رشد حرفه ای دانشجویان- معلمان در مدارس ابتدایی می شود. روش: رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل مضمون با تاکید بر داده محوری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان شاغل در دانشگاه فرهنگیان شهید مطهری خوی در سال تحصیلی 1400-1399 بوده است که 18 نفر از آنان به صورت نمونه گیری هدفمند از نوع همگون مورد مطالعه قرار گرفتند. در این راستا مصاحبه های نیمه سازمان یافته ای از آنها صورت گرفت و نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه یافت. برای اعتبار سنجی یافته ها از روش خود بازبینی محقق، تکنیک کنترل اعضا و توصیف غنی داده ها استفاده شد. در تجزیه و تحلیل داده ها، فرایند 3 مرحله ای ترکیبی متشکل از روش کینگ و هاروکس (2010)، براون وکلارک (2006) و آتراید- استرلینگ (2001) مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که در شبکه مضامین، مولفه های هویت پذیری عملی، خودپژوهی، آگاهی معلمان و کاوشگری آموزشی مضامین فراگیری هستند که با 17 مضمون سازمان دهنده و 161 مضمون پایه می توانند شایستگی ها و صلاحیت های حرفه ای دانشجو- معلمان را تحقق بخشند. نتایج نشان داد که روایت پژوهی چارچوب آموزشی نوآورانه ای است که می تواند قابلیت های معلمان را در حوزه های مختلف علمی توسعه دهد و زمینه عکس العمل مطلوب آنها را در برخورد با مسائل آموزشی فراهم سازد.
۹.

تحلیل فرصت ها و چالش های آموزش مجازی در دوران کرونا: رهیافت توسعه آموزش مجازی در پسا کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۲۸۱
پژوهش حاضر با هدف تحلیل فرصت ها و چالش های آموزش مجازی در دوران کرونا و رهیافت توسعه آموزش مجازی در پساکرونا انجام شد. روش تحقیق، کیفی از نوع پدیدارشناسی و با استفاده از راهبرد اکتشافی انجام شده است. جامعه پژوهشی شامل تمامی معلمان مقطع ابتدایی مهاباد در سالتحصیلی ۱۴۰۰/۹۹ بوده که 31 نفر به صورت هدفمند و با رعایت قاعده اشباع نظری داده ها انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. و بعد از کسب رضایت معلمان مصاحبه ها به صورت ناشناس ضبط و پیاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس تحلیل مضمون و با رویکرد تفسیری انجام گردید. برای اعتباریابی اطلاعات جمع آوری شده از تکنیک بازخورد به مصاحبه شوندگان، بازنگری پژوهشگر، هم راستایی با منابع پژوهشی و اسناد مکتوب استفاده گردید. یافته های تحلیل مضامین نشان داد که 262 مضمون پایه، 37 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر شناسایی شد، در این راستا مشکلات موجود و چالش های آموزش مجازی شامل 18 مضمون، فرصت های آن شامل 4 مضمون، پیامدها شامل 5 مضمون و راهکارهای توسعه آموزش مجازی شامل 10 مضمون سازمان دهنده می باشد. با توجه به نتایج تحقیق می توان گفت پاندمی کرونا از یک طرف باعث افزایش مهارت و تجربه آموزشی کلیه ذینفعان شده و از طرفی دیگر آسیب های جسمانی، روانی، افت تحصیلی، فرسودگی شغلی را به بار آورده است، اما با پیش بینی الزامات و نیازها، برنامه ریزی و سیاست گذاری وبازنگری جدی در منابع انسانی، مالی و پشتیبانی می توان آموزش مجازی را توسعه داد و در آینده به عنوان مکمل آموزش حضوری بنحو احسن از آن بهره جست.
۱۰.

آسیب شناسی آموزش آب در درس «انسان و محیط زیست» (پایه یازدهم، متوسطه دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۵
با توجه به بحران آب در ایران، آموزش الگوی مصرف مسؤولانه آب به دانش آموزان ضروری است. هدف پژوهش حاضر، سنجش محتوای آموزش آب در درس «انسان و محیط زیست» پایه یازدهم، دوره دوم متوسطه و بهبود کیفیت ارائه آن است. این مطالعه براساس نوع داده ها، کمی و از لحاظ نوع برخورد با مسئله، کیفی است. طرح کلی پژوهش آمیخته حاضر تبیینی یا اصطلاحاً تشریحی بود. در فاز اول با رویکرد توصیفی-پیمایشی داده های کمی استخرج و در فاز دوم برای توضیح بیشتر و آشکار کردن برخی جنبه های ابهام انگیز موضوع از رویکرد کیفی بهره گرفته شد. در بخش کمی برای جمع آوردی داده ها، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. مفاهیم پرسشنامه با تاکید بر طبقه بندی بلوم، اهداف کلی تعریف شده برای آموزش آب در کتاب راهنمای معلم درس «انسان و محیط زیست» و مصاحبه نیمه ساختاریافته تنظیم و پاسخ دهی به گویه های آن در طیف پنج گزینه ای لیکرت سامان داده شد. روایی صوری و محتوایی به تایید هشت خبره ذی صلاح رسید و پایایی آن با ضریب آلفای کرانباخ (75/0) تصدیق شد. براساس فرمول کوکران 384 دانش آموزان مورد پرسشگری قرار گرفتند. در بخش کیفی پژوهش پنل تخصصی باحضور کارگزاران اصلی نظام آموزشی (5 معلم و 20 دانش آموز) تشکیل و راهکارهایی پیشنهاد شد. جهت اعتباریابی، برونداد نظرات پانل دلفی، به 3 خبره ی دارای صلاحیت ارائه و پس از جرح و تعدیل، تایید نهایی شد. نتایج نشان داد آموزش آب در این کتاب، در سطوح پایین یادگیری هر دو حیطه «شناختی» و «عاطفی» به طور نسبی اتفاق افتاده، اما در سطوح میانی و غایی هر دو حیطه، ناکام است.
۱۱.

عناصر برنامه درسی تربیت اجتماعی دوره متوسطه دوم مبتنی بر الگوی تایلر: ویژگی ها و الزامات(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین ویژگی ها و الزامات عناصر برنامه درسی تربیت اجتماعی دوره متوسطه دوم بر اساس الگوی تایلر بود روش: رویکرد پژوهش کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری بود. جامعه آماری پژوهش متخصصین حوزه تربیت اجتماعی ، مطالعات برنامه درسی ، فلسفه تعلیم و تربیت و روانشناسی تربیتی بودند که شیوه انتخاب آنها هدفمند از نوع گلوله برفی بود. در مجموع با 15 نفر مصاحبه شد. برای جمع آوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شد. با استفاده از تطابق همگونی یافته ها و روش بازخورد مشارکت کنندگان و خبرگان غیر مشارکت کننده از اعتبار تحلیل ها اطمینان حاصل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که ویژگی های عناصر برنامه درسی تربیت اجتماعی مشتمل بر مقولاتی مانند: هدف (شناختی، عاطفی و روانی حرکتی)، محتوی (انتخاب و سازماندهی)، روش های یاددهی و یادگیری(گزینش و روش ها) و ارزشیابی (اصول و روش ها) شکل می گیرد. و یافته ها نشان دهنده آن بود که؛ شناسایی ویژگی های عناصر برنامه درسی تربیت اجتماعی می تواند چارچوب و خطوط راهنمایی برای تعیین مسیر و استراتژی در زمینه تدوین اهداف، تولید محتوی، روش های آموزش و شیوه ارزشیابی فعالیت های یادگیری در نظام آموزش متوسطه باشد و مبتنی بر آن طراحان برنامه درسی برای توسعه ویژگی های عناصر برنامه درسی تربیت اجتماعی و ارتقای کیفیت آموزشی تدابیر شایسته اتخاذ کنند.
۱۲.

نگاهی به محتوای برنامه درسی مبتنی برتفکر انتقادی در دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۷
در این پژوهش سعی گردیده، با ارائه الگو محتوای برنامه درسی دوره اول متوسطه مبتنی بر تفکر انتقادی روش جدیدی برای یادگیری کتب درسی ارائه گردد. این مطالعه به روش آمیخته اکتشافی و در دو فاز کیفی و کمی انجام شد. در مرحله کیفی مشارکت کنندگان متخصصان برنامه ریزی درسی و ابزار مطالعه مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. در مرحله کمی نیز جامعه آماری دبیران مقطع متوسطه اول بودند و روش نمونه گیری تصادفی در دسترس(320 نفر حجم نمونه) و ابزار مطالعه پرسشنامه ای بر اساس مولفه های به دست آمده مرحله قبل با پایایی 81/0 بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات کمی با روش های آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS و داده های کیفی نیز براساس تکنیک تحلیل محتوای سه مرحله ای انجام شد. یافته ها: محتوای برنامه درسی مبتنی بر تفکر انتقادی دوره اول متوسطه عوامل متعددی را برای هر متغیر نمایان ساخت که این عوامل راه را برای دستیابی به راهکارهای مناسب هموار کرد.. 22 کد شناسایی شدند و محتوا برای توسعه تفکر انتقادی دوره متوسطه به شرح ذیل (محتوای سؤال انگیز و مسئله محور، ساختار مناسب در تدوین، یادگیری چندجانبه تناسب محتوا با زندگی واقعی دانش آموزان و دانش آموز محور)؛ می باشد. نتیجه گیری: دانش آموزا دوره اول متوسطه با درک درست تواناییهایش با توجه به هدفی که در زندگی دارد و بدون مقایسه با شرایط ایده آل و دست نیافتنی با اعتقاد به شک پذیری، تردید منطقی نسبت به گزاره هایی که می شنود یا می بیند، از خود بروز می دهد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۶