فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۲۱ تا ۴٬۲۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
گفتمان موجود در فرایند بازجویی از حیطه های جالب و ارزشمند انواع پژوهش های زبانی است. آنچه که گفتمان و تعامل بازجویی را شکل می دهد، توالی پرسش و پاسخ ها است. نگارندگان در جستار حاضر به بررسی و تقسیم بندی انواع صورت های پرسشی در فرایند بازجویی پرداخته و همچنین مؤلفه کاربردشناختی «میزان کنترل کنندگی» را در بررسی ها لحاظ کرده اند. لازم به ذکر است که داده های پژوهش حاضر بر اساس داده های متشکل از بیست و یک پرونده کیفری در سه شعبه از دادسرای شهر شیراز تشکیل شده است. تحلیل ها مؤید این نکته است که توزیع انواع سؤال ها در گفتمان بازجویی به میزان چشم گیری با یکدیگر تفاوت دارد، به گونه ای که از شش نوع صورت های پرسشی اطلاعی گسترده، اطلاعی محدود، اختیاری، بله/ خیر، اخباری و تأکیدی بیشترین کاربرد را به ترتیب اطلاعی های محدود و اطلاعی های گسترده به خود اختصاص می دهند و به لحاظ کنترل کنندگی نیز دارای کم ترین میزان می باشند. دلیل این امر را نیز می توان به بافت و فضای بازجویی در مرحله دادرسی نسبت داد که به موجب آن بازپرس قصد دست یابی هرچه بیشتر به اطلاعات و جمع آوری ادله برای مرحله متعاقب یعنی دادگاه را دارد. از دیگر یافته های پژوهش حاضر نیز می توان به این نکته اشاره داشت که پرسشی های اخباری که عموما در بسیاری از پژوهش ها در دسته پرسش های بسته قرار می گیرند، بر اساس داده های حاضر در دسته پرسش های باز قرار می گیرند.
تناوب سببی در گویش خوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تناوب سببی نوعی تناوب گذرایی بین یک فعل سببی و همتای ضدسببی آن است. در مورد رابطه بین این دو گونه فعلی به طور کلی دو نوع رویکرد از سوی زبان شناسان اتخاذ شده است: اشتقاقی و غیراشتقاقی. در رویکرد اشتقاقی، یکی از دو گونه، پایه و دیگری مشتق فرض می شود. در رویکرد اشتقاقی پایه ناگذر (رویکرد سببی سازی)، فرض بر این است که گونه ضدسببی پایه و گونه سببی مشتق است. در حالی که در رویکرد اشتقاقی پایه گذرا (رویکرد ضدسببی سازی) گونه سببی پایه و گونه ضدسببی مشتق فرض می شود. در رویکرد غیراشتقاقی یا پایه مشترک رابطه مستقیم اشتقاقی بین دو گونه برقرار نمی شود و هر دو از یک منبع سوم یا ریشه نشأت می گیرند. هدف از مقاله حاضر بررسی کارآمدی رویکردهای یاد شده در تحلیل نشانه های ساختواژی فعل های تناوبی در گویش خوری از زبان های ایرانی شمال غربی رایج در کویر مرکزی ایران است. شواهد ساختواژی در این گویش نشان می دهد رویکردهای اشتقاقی به تناوب سببی دارای راهبرد تحلیلی کلی نیستند و تنها قادرند نشانه های ساختواژی در یکی از دو گونه سببی یا ضدسببی را توضیح دهند. در مقابل به نظر می رسد رویکرد غیراشتقاقی پایه مشترک می تواند تنوع ساختواژی در تناوب سببی (نشان داری یکی از دو گونه یا هر دو گونه) را در گویش خوری به طور جامع تحلیل کند.
کارکردهای معنایی و دستوریِ حرف اضافه «از» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آنکه حروف اضافه به طبقه بسته ای از واژه ها تعلق دارند، اما چندمعنا بودنِ آنها سبب می شود تا کارکردهای معنایی و دستوریِ آنها متنوع باشد. این پژوهش با رویکردی پیکره بنیاد به بررسیِ توصیفیِ کارکردهای دستوری و معناییِ حرف اضافه «از» در زبان فارسی پرداخته است. برای این منظور، «پیکره گزاره های معنایی زبان فارسی» مورداستفاده قرار گرفته است. در این پیکره که حجمی بالغ بر سی هزار جمله دارد و روابط محمول-موضوع و افزوده های مختلف در آن مشخص شده است، حرف اضافه «از» حدود یازده هزار و سیصدبار بسامد وقوع دارد. بررسی های پیکره بینادِ این پژوهش نشان می دهد که گروه حرف اضافه ایِ «از»، در ساختمان درونیِ جملاتِ زبان فارسی، به طور کلی هفت نقش دستوریِ متمایز دارد: 1- سازه موضوع است؛ 2- افزوده است؛ 3- بخشی از ساختمان فعل است، 4- وابسته هسته اسمی یا صفتی است، 5- در ساخت مقایسه به کار می رود؛ 6- در ساختمان جزئی نماها به کار می رود؛ 7- نقش نمای گفتمانی است. با توجه به چندمعنا بودنِ حرف اضافه «از»، در هریک از نقش های مورداشاره (به خصوص در نقش موضوع و افزوده)، دسته بندی های معناییِ متنوعی می توان درنظر گرفت. گروه حرف اضافه ایِ «از»، در جایگاه موضوع، می تواند «پذیرا»، «بهره ور»، «محرک»، «تجربه گر»، «دربارگی»، «منشأ»، «مبدأ»، «مسیر» و «مقدار» باشد. در جایگاه افزوده، حرف اضافه «از»، می تواند مفهوم «زمان»، «ابزار»، «روش»، «علت» و «مکان» را منتقل کند.
بررسی نگرش نسبت به یادگیری درس زبان انگلیسی دانش آموزان شهر چابهار: نقش یک زبانه و دوزبانه و جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی ارتباط میان دوزبانگی و تعلیم و تربیت از موضوعات مهمی است که امروزه سیاست گذاران آموزشی، روان شناسان و معلمان با آن مواجه هستند. پژوهش حاضر باهدف بررسی نگرش نسبت به یادگیری درس زبان انگلیسی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر چابهار طراحی و اجرا شد. این پژوهش توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر چابهار مشغول به تحصیل در سال 93-92 می باشد که به صورت نمونه گیری طبقه ای برابر تعداد 240 دانش آموز (120 فارس و 120 بلوچ) موردمطالعه قرار گرفتند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه نگرش گاردنر انجام شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون آماری تی مستقل و رگرسیون گام به گام با کمک نرم افزار spss استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین نگرش نسبت به یادگیری درس زبان انگلیسی دانش آموزان یک زبانه و دوزبانه و دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود ندارد. نتایج حاصل از رگرسیون نیز نشان داد نگرش پیش بینی کننده موفقیت تحصیلی است.
تحقیقی بر تفاوت عملکرد مترجمان دانشگاهی و تجربی ایرانی بر پایه ترجمه جملات مرکب وابسته انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۹ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
741 - 762
حوزههای تخصصی:
همواره نظریه پردازان و مترجمان حرفه ای بین دانشگاه یا تجربه شخصی برای امر ترجمه اختلاف نظر داشته اند؛ خصوصاً که دانشگاه برخلاف برنامه ها ی آموزشی نسبتاً جامعش، جوابگوی نیازهای بازار کار نبوده است. هدف این تحقیق، بررسی تفاوت های ممکن بین عملکرد مترجمان دانشگاهی و تجربی ایرانی در ترجمه ی «جملات مرکب وابستگی» انگلیسی و شناسایی تکنیک های بکار رفته بوده است. بنابراین، از شش رمانِ ترجمه شده ی انگلیسیِ سه مترجم دانشگاهی و سه مترجم تجربی، منتخبی از چالش برانگیزترین جملات به «روشC ودینگتون» مقابله و مقایسه شد و نمره داده شد. طبق نتایج، بویژه آزمون «یو مان-ویتنی»، محقق گردید برخلاف باور عموم یعنی ترجمه ی بهتر مترجمان تجربی، عملکرد هردو گروه تقریباً یکسان بوده است؛ بعلاوه، تکنیکی خاص نیز یافت نشد، اما نتایج ثانویه این تحقیق را حائزاهمیت نمود. بعنوان مهمترین دستاورد، می توان به تأثیر آشکار «مهارت ویراستاری» بر روی کیفیت ترجمه اشاره کرد که می تواند در جهت طراحی برنامه های آموزشی کاربردی تر مفید واقع شود.
Development and Validation of an Authorial Identity Model and Questionnaire: A Factor Analytic Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۸, No. ۲, ِDecember ۲۰۱۹
243 - 273
حوزههای تخصصی:
From when the black box of authorial identity has been unpacked, the paucity of authorial identity model on the basis of a comprehensive theoretical framework addressed the need to establish a robust one (Cheung, Stupple, & Elander, 2015). The current study was comprised of three main phases including hypothesizing a model of authorial identity, developing and validating a questionnaire based on the model and finally testing the model based on the questionnaire data. The participants, including M.A. and PhD students, were 30 for initial piloting, 60 for reliability estimation, 140 for exploratory factor analysis, and 175 for confirmatory factor analysis. At first, drawing on Ivanič’s (1998) model of writer identity and Prior’s (2001) ways of classifying voice, reviewing the related literature, and consulting with a cadre of experts, a model of authorial identity was proposed. Secondly, a questionnaire was developed and validated based on the hypothesized model. The reliability of the questionnaire, estimated through Cronbach’s alpha, was 0.73. Following that, exploratory factor analysis identified four components, namely authorial voice and identity, authorial persona, authorial background, and authorial style. Ultimately, SEM was run using AMOS in the confirmatory factor analysis phase to test the model. The results of this multi-phase research are presented and discussed for underlining the key role of authorial identity in academic writing for both novice and professional academicians.
سنجش مهارت گوش کردن در محیط دانشگاه: بررسی موردی آزمون بسندگی فارسی در دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیتِ برخورداری از توانمندی گوش کردن در زندگی دانشگاهی دانشجویان قابل انکار نیست. افراد برای انجام بسیاری از فعالیت های دانشگاهیشان نیازمند برخورداری از این مهارت هستند. از همین رو سنجش این توانمندی بخش بسیار مهمی از آزمون های بسندگی زبان فارسی را به خود اختصاص می دهد از جمله آزمون زبان فارسی دانشگاه فردوسی مشهد که به عنوان معیاری برای سنجش دانشجویان غیرفارسی زبان برای ورود به دانشگاه های ایران، در برخی شهرهای ایران و عراق برگزار می گردد. در این پژوهش با کمک مدل آماری رش، به بررسی بخش گوش کردن این آزمون پرداختیم. نتایج نشان داد که پایایی آزمون 66/0 است که برای یک آزمون سرنوشت ساز میزان پایینی به حساب می آید. همچنین نقشه رایت بیانگر این نکته بود که سؤالات آزمون عمدتاً در سطح زبان آموزان متوسط و یا ضعیف هستند. برای بهبود کیفیت پایایی آزمون پیشنهاد می شود که در طراحی آزمون از انواع دیگر متون مانند مشاوره ها و گفتگوها نیز استفاده شود. از نظر نوع مطابقت، سؤالات آزمون عمدتاً از نوع محل یابی و یا سلسه ای هستند، قرار گرفتن تعداد بیشتری پرسش از نوع ترکیبی و تولیدی می تواند به سخت تر شدن سؤالات بیانجامد. به طور کلی آزمون بسندگی زبان فارسی فردوسی بیشتر به سنجش توانمندی تشخیص واژگان کلیدی و درک جزئیات متن می پردازد. درک کارکرد ارتباطی پاره گفتارها، نتیجه گیریکردن برمبنای رابطه بین عناصر موجود در متن، پیونددادن اطّلاعات یک متن شنیداری و یک متن خواندن از جمله توانمندی های دیگر است که استفاده از آنها می تواند سطح دشواری آزمون را ارتقاء دهد.
رویکردی شناختی اجتماعی به چندمعنایی واژگانی مطالعه موردی: "تپل"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مطالعه چندمعنایی واژه "تپل" در زبان فارسی در چارچوب زبان شناسی شناختی اجتماعی می پردازد. این پژوهش به دنبال آن است که نشان دهد رویکرد زبان شناسی شناختی اجتماعی بهتر از رویکرد زبان شناسی شناختی استاندارد می تواند از عهده تبیین انعطاف در معانی مختلف واژه های چندمعنا برآید، در واقع این مقاله به پیروی از مدل رابینسون(2010، 2012الف ، 2012 ب، و 2014) نشان می دهد که چندمعنایی واژگانی را نمی توان به یک مفهوم ایستا که نزد تمام گویشوران زبان ثابت است تقلیل داد و اینکه متغیرهای اجتماعی مثل سن، جنسیت، طبقه اجتماعی، سطح سواد و غیره در آن مؤثرند. در این مقاله به طور خاص تأثیر دو متغیر اجتماعی سن و جنسیت بر تعداد و برجستگی هریک از معانی واژه چندمعنای "تپل" نزد گویشوران مورد مطالعه قرار می گیرد. اطلاعات به روش کتابخانه ای(شامل مطالعه واژه نامه ها)، مصاحبه، و پرسش نامه جمع آوری شده اند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی، و نیز میدانی و روش تحلیل داده ها نیز تلفیقی(کمّی و کیفی) است. داده ها از 200 آزمودنی، شامل 100 نفر مرد و 100 نفر زن فارسی زبان در چهار طبقه سنی برای هر دو گروه گردآوری شد ه اند. نتایج نشان داد که زبان شناسی شناختی اجتماعی می تواند تبیین های دقیق تری در خصوص تنوع معنایی واژه های چندمعنا و تأثیر متغیرهای اجتماعی جنسیت و سن بر تعداد و برجستگی هریک از معانی به دست دهد. به عبارت دیگر، نتایج نشان داد که معانی مختلف واژه چندمعنای مذکور در میان گویشوران زن و مرد متعلق به گروه های سنی متفاوت، توزیع یکسانی نداشته و تصادفی نیست، بلکه به میزان چشمگیری تحت تأثیر سن و جنسیت می باشد.
دستورپریشی، سیر تحول نظریه های زبان شناختی
منبع:
پازند سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۸ و ۵۹
25 - 35
حوزههای تخصصی:
دستورپریشی یکی از انواع اختلالات زبان پریشی است. در اختلال دستورپریشی که به عنوان یکی از نمونه های شناخته شده زبان پریشی مطرح است، جریان گفتار قطع نمی شود، بلکه گفتار دچار نابسامانی هایی می شود که عمدتاً اختلال در ساختار دستوری یا نحوی زبان ایجاد می کند. در پژوهش حاضر تلاش شده است ضمن مروری بر سیر تحول نظریه های دستورپریشی، دیدگاه های مطرح درباره این موضوع از آغاز تاکنون به صورت اجمالی بررسی شود. به این منظور دو فرض مبنای اصلی قرار گرفته است. بر مبنای فرض اول، روند تغییرات بالینی در دستورپریشی از ابتدا تاکنون یکسان بوده است و دیگر آن که نظریه جامع و یکپارچه ای در زمینه بیان پیچیدگی های نشانگان دستوری وجود ندارد. روش پژوهش از نوع مروری است. در این مقاله سیر تحول نظریه ها در قالب رویکرد زبان شناختی درک و تولید در دستورپریشی مطرح شده اند. در طول تاریخ بررسی های دستورپریشی، پژوهشگران و محققان توانسته اند تقریباً به طور کامل به مشخصات همگانی دستورپریشی دست یابند و در این زمینه یکدستی مشاهده می شود. اما به نظر می رسد هیچ گونه نظریه جامعی وجود ندارد که بتواند به طور کامل پیچیدگی نشانگان دستورپریشی را توضیح دهد. همچنین، نشان داده شد که چگونه و به چه دلایلی در طول تاریخ این نظریه ها تغییر یافته اند.
روابط معنایی در زبان مخفی جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
281 - 309
حوزههای تخصصی:
زبان مخفی، یکی از گونه های زبان معیار است که در میان جوانان و یا گروه های بزه کار جامعه ایجاد می شود. هدف مقاله حاضر، شناسایی روابط معنایی در واژگان زبان مخفی در چهارچوب نظریه ساخت گرایی است. حجم نمونه ، مشتمل بر 1507 واژه است که به دو روش اسنادی از فرهنگ لغات زبان مخفی و روش مصاحبه محقق ساخته با روش نمونه گیری گلوله برفی استخراج گردیده است. پس از گرد آوری و آمایش، واژه ها بر اساس ماهیّت و مفهومشان در چهارده حوزه معنایی دسته بندی شدند. علاوه بر تعیین حوزه های معنایی، مفهوم هر دسته واژگانی نیز مشخص شد. زیرا، پدیدآورندگان واژگان زبان مخفی در ساخت این واژه ها و برای نهان نگه داشتن اسرار درون گروهی از دانش درون زبانی خود استفاده می کنند. این در حالی است که ممکن است مصداق این واژه ها با این مفاهیم متفاوت باشد. سپس، روابط معنایی داده های واژگانی هر حوزه با روش تحلیل محتوای کیفی مشخص گردید. سؤال پژوهش این است که در صورت وجود روابط معنایی در زبان مخفی بیشترین و کمترین بسامد روابط معنایی متعلق به کدام رابطه است؟ یافته های تحلیل معنایی پژوهش حاضر، نشان داد که ترادف معنایی و هم نویسه به ترتیب بیشترین و کمترین فراوانی روابط معنایی را در این واژگان دارند.
معماری در ادبیات، ترس و لرز اثر املی نوتوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
357 - 376
حوزههای تخصصی:
در جامعه پسامدرن، جایی که نظام اقتصادی، افراد را به سوی مصرف گرایی می کشاند، شرکت های بزرگی تأسیس شده اند که با در دست گرفتن تولید، از جمله تولید «هنر پرفروش»، خودنمایی می کنند. این شرکت ها بیشتر در ساختمان های بسیار بلند قرار دارند، برج هایی شبیه به «یومی موتو» در کتاب ترس و لرز اثر املی نوتوم. معماری این گونه ساختمان ها با توسعه پسامدرن حاصل از پیشرفت صنعتی قرن بیستم مطابقت دارد. برج، که یکی از بارزترین شکل های معماری پیشرفته معاصر شهری است، در واقع نماد سلطه تجارت بر زندگی است. آسیای دور، جایی که داستان در آن به وقوع می پیوندد، با پیشرفت سریع اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم، دارای آسمان خراش های گوناگونی شدند. با این وجود، باید اشاره نمود که روابط میان برج شهری و ترس و لرز املی نوتوم به رابطه این کتاب با ژانر به اصطلاح تجاری محدود نمی شود. چرا که در خوانش رمان در می یابیم که معماری برج، هم با ساختار روایی و هم با ساختار نوشتاری داستان در ارتباط است و حاصل آن متن- سازه ای نظام مند است. به این منظور، در ابتدا رابطه معماری و ادبیات را مرور خواهیم کرد. سپس به تحلیل کتاب ترس و لرز و نقش های عاملی معماری و عناصر آن در متن خواهیم پرداخت.
حذف گروه فعلی در زبان کردی سنندجی: رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع پژوهش حاضر حذف گروه فعلی برپایه داده های زبان کردی سنندجی است که در چارچوب برنامه کمینه گرا بررسی شده است. وجود حذف گروه فعلی در مطالعاتی که به تازگی در زبان فارسی صورت گرفته به چالش کشیده شده و تحلیل های متفاوتی برای آن ارائه شده است. این تحلیل ها شامل 1- حذف گروه فعلی با ابقای فعل کوچک؛ 2- موضوع تهی؛ 3- حذف گروه اسمی یا گروه حرف تعریف هستند. به دلیل قرابتی که زبان فارسی با زبان کردی دارد، بسیاری از تعمیم های صورت گرفته در حذف گروه فعلی در زبان فارسی می تواند قابل تسرّی به زبان کردی باشد. به این دلیل در نوشتار پیش رو ابتدا تحلیل های صورت گرفته در زبان فارسی مطالعه شده، سپس با بهره گیری از یافته ها، حذف در زبان کردی سنندجی بررسی شده است. درپایان براساس ملاحظات نظری و شواهد تجربی، استدلال شد که حذف گروه فعلی در زبان کردی سنندجی وجود دارد.
ساختمان صرفی فعل فارسی در زمان های کامل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کتاب های دستور زبان فارسی و مطالعات زبانی ساختمان فعل فارسی را در زمان های کامل مرکب از صفت مفعولی (یا اسم مفعول) بعلاوه فعل کمکی و یا فعل ربطی معرفی می کنند که این نظر به دلایل متعدد غیرقابل پذیرش است. در این پژوهش با ذکر دلایل متعدد زبانی به تجزیه و تحلیل ساختمان صرفی فعل فارسی در زمان های کامل پرداخته ایم. در فارسی معاصر شناسه جزء لاینفک فعل است و نیز در زمان های کامل یک عنصر دستوری لازم است تا اطلاع نحوی نمود کامل را به فعل اضافه کند و همچنین می دانیم که در هر گروه فعلی لزوماً یک فعل باید باشد. بنابراین در پژوهش حاضر برای فعل ماضی نقلی ساختمان «ستاک گذشته + /-e/ (تکواژ نمود کامل) + شناسه» و برای ماضی بعید ساختمان «ستاک گذشته + /-e/ (تکواژ نمود کامل) + فعل کمکی "بود" + شناسه» را پیشنهاد می کنیم. در استدلال های زبانی و به ویژه در همپایگی واحدهای نحوی نوعی شباهت رفتاری بین فعل کامل و صفت دیده می شود که حکایت از نوعی تحول تاریخی در زبان فارسی دارد و براساس شواهد موجود ناچاریم الگوی بالا را اصلاح کنیم و لذا برای فعل در ماضی نقلی ساختمان «ستاک گذشته + /-e/ (تکواژ نمود کامل) + تکواژ مشترک (شناسه و فعل کمکی «استن») را در نظر می گیریم.
هَیَجامَدافزایی واژگان در داستان هورلا اثر موپاسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان مجموعه ای منسجم و نظام یافته از علائم است که برای انتقال افکار و احساسات انسان ها استفاده می شود. متن ادبی از بهترین بسترها برای انتقال هیجانات نویسندگان است. داستان هورلا ، اثر گی دو موپاسان، که برگرفته از تجربۀ زیستۀ او نسبت به بحران هویت خویش است، بهترین مصداق این موضوع است. در این اثر، نویسنده با استفادۀ چندبارۀ واژگان « هورلا » و « نتوانستن » ، هیجان خواننده را نسبت به این واژگان و بحران ازخودبیگانگی راوی برمی انگیزد. از دیدگاه روان شناسان زبان، این هیجان خواننده، از کنش و واکنش ذهن و زبان او ناشی می شود. در این پژوهش سعی شده است تا از منظر روان شناسی زبان در پرتوی الگوی هَیَجامَد و با درنظر گرفتن مؤلفه های سه گانۀ هَیَجامَد (بسامد، حس و هیجان) به مفهوم ازخودبیگانگی در این داستان از طریق هَیَجامَدافزایی واژگان « هورلا» و «نتوانستن» پرداخته شود. این هَیَجامَدافزایی با افزایش بسامد واژگان یادشده که به نوعی نمایانگر عدم آزادی اگزیستانسیال و ازخودبیگانگی راوی است و همچنین با درگیر کردن بیشتر حواس خواننده از طریق توصیف تجربیات حسی راوی از هورلا (به منزلۀ دیگری)، باعث هیجان ترس در خواننده می شود و هَیَجامَد درونی نویسنده نسبت به مفهوم ازخودبیگانگی به خواننده القا می شود.
بررسی مقابله ای طرح واره های تصوری در اشعار حافظ و اشعار سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش قصد داریم با استفاده از نظریۀ طرح واره های تصوری جانسون ( 1987 ) به این موضوع بپردازیم که آیا شعر کلاسیک و شعر نو فارسی تنها در قالب تفاوت دارند و یا اینکه به لحاظ مشخصه های زبانی نیز میان آن ها تفاوت وجود دارد. در این مقاله به بررسی طرح واره های تصوری در شعر حافظ به عنوان نمونه ای از شعر کلاسیک فارسی و شعر سهراب سپهری به عنوان نمونه ای از شعر نو فارسی می پردازیم و این موضوع را بررسی می کنیم که علاوه بر قالب شعری، چه تفاوت یا شباهتی در نوع مفهوم سازی از نظر طرح واره های تصوری در شعر کلاسیک و نو فارسی وجود دارد. برای این کار 13 مورد از اشعار حافظ و 8 مورد از اشعار سهراب سپهری به ترتیب از دیوان حافظ و هشت کتاب سهراب سپهری را در چارچوب نظری طرح واره های تصوری بررسی کرده ایم. روش انجام این تحقیق کتابخانه ای پژوهشی است. نتیجۀ مقاله این بوده است که هر دو شاعر بیشتر از طرح واره های حجمی و حرکتی استفاده کرده اند، با این تفاوت که در نمونۀ کلاسیک حافظ تعداد طرح واره های حرکتی و حجمی با اختلاف اندکی نزدیک بوده است؛ اما در نمونۀ شعر نو سهراب سپهری، طرح واره های حجمی با اختلاف زیادی بیشتر از طرح واره های دیگر ازجمله طرح واره حرکتی به کار رفته است. این موضوع بیانگر آن است که شعر این دو علاوه بر قالب، در استفاده از طرح واره های تصوری تفاوت دارند.
Developing Intercultural Awareness and Skills in English Majors: A Constructivist Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the fast-changing modern world of today, learners need global skills for life-long learning and effective communication. Among these skills are intercultural competence and critical thinking. Although teachers have acknowledged the importance of the inclusion of global skills in their actual teaching procedures, they still need more concrete methodology and tangible pedagogical frameworks to incorporate these skills into their teachings. This study has been an attempt to propose a framework based on the constructivist approach to activate critical thinking and, in turn, develop critical cultural awareness and intercultural skills in EFL learners. To achieve this aim, a qualitative study was designed; an intercultural syllabus was developed and implemented through the constructivist approach in an academic semester. The related data were then collected through the participants’ reflective worksheets and interviews. The content analysis of the data indicated that the constructivist approach and the intercultural syllabus were effective in assisting the participants in applying critical thinking strategies and developing critical cultural awareness and intercultural skills of discovery and interaction, interpreting and relating, and evaluation. Meanwhile, the results of the self-report evaluation survey indicated that the participants evaluated most of the aspects of the intercultural experience positively. The findings of the current study have implications for instructors, materials developers, and educational stakeholders who support developing intercultural awareness and skills in learners.
تجزیه و تحلیل اشکالات رایج در یادگیری زبان اسپانیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به خطاهای رایج در کاربرد حرف تعریف معین در زبان اسپانیایی می پردازد، عنصری که می تواند اسم را معرفه کند، دارای ارزش ملکی باشد، اسم ساز بوده یا هسته گروه اسمی باشد و همچنین با توجه به نیت گوینده و محیط مشترک با شنونده حذف شود. برخلاف زبان اسپانیایی، در فارسی حرف تعریفی با چنین ارزش هایی وجود ندارد و عناصر دیگری به جای حرف تعریف معین اسپانیایی این ویژگی ها را به عهده دارند. در این تحقیق ابتدا مطالعه ای بر حرف تعریف معین در زبان اسپانیایی خواهیم داشت و سپس با بررسی خطاها در این زمینه، مکانیسم های جایگزین آن را در زبان فارسی بیان می کنیم. روش تحقیق در این جستار بر اساس تجزیه و تحلیل خطاهای زبان آموزان و داده های آماری است. این داده ها حاصل پرسشنامه ای است که توسط زبان آموزان ایرانی در سطوح مختلف آشنایی با زبان اسپانیایی تکمیل شده است که نشان دهنده تعداد بالای خطاهای زبان آموزان در استفاده از حرف تعریف معین اسپانیایی در گروه اسمی می باشد. هدف از این تحقیق ارائه راه کارهایی برای کمک به فراگیری زبان اسپانیایی می باشد.
زبان و زمان در روایت زنان سیاسیِ خاطره نگار دوره پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش آفرینی پررنگ زنانِ مبارزِ ایرانِ عصر پهلوی در شکل گیری و تسریع جریاناتی که به انقلاب 1357 منجر شد ، جایگاه تاریخی ویژه ای را برای آنان رقم زده است. آگاهی از این جایگاه برجسته، بی شک در روی آوری بخشی از آنان به ثبت تجربیات زیسته خویش به شکل خودزندگی نامه نویسی مؤثر بوده است. با پذیرش خودزندگینامه نگاری به عنوان عرصه ای برای بازنمایی هویت و روایت خویشتن - که جنسیت پایه و اساس آن است - این پژوهش بر آن است تا با استفاده از رویکرد تفسیری هرمنوتیکی در چارچوب مفهومی «هویت روایی پل ریکور» از یک سو به بررسی جایگاه زبان و زمان در سطح روایت و از سوی دیگر، به چگونگی بازتاب هویت زنانه در قالب های روایتیِ بازتعریف شده در نظریه مذکور، با تکیه بر متن خاطرات زنان سیاسی عصر پهلوی بپردازد. حضور 9 زن در گفتمان مبارزاتی چپ و 3 زن در زیرمجموعه ایدئولوژی اسلامی و همچنین، بازتاب هویت و دغدغه های جنسیتی در زیرمجموعه هویت سازمانی، به خوبی نشان می دهد که گفتمان مبارزاتی و ایدئولوژی سازمانی، بر هویت جنسیتی زنانه این خاطره نگاران سیطره داشته است. انسجام روایتی، عدم تک خطی بودن روایت، برقرار بودن رابطه «هم زمانی» و «درزمانی» بین زمان زیسته و زمان روایت و همچنین، رابطه مستقیم زمان روایت در زبان راوی، از دیگر نتایج تحقیق است که باید بدان اشاره کرد.
Portfolio Assessment and EFL Learners' Writing Ability: Does Self-Regulation Have a Role to Play?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Due to the scarcity of quantitative studies as to the impact of portfolio assessment on EFL students’ writing ability and the significant impact of the interaction between portfolio assessment and self-regulation strategy, the present study aimed to explore whether portfolio assessment has any significant effect on improving Bachelor of Arts (BA) English as a foreign language (EFL) students’ paragraph writing ability, and whether this effect differs within high/low self-regulated learners or not. To do so, 60 intermediate female students were chosen out of 145 learners through the administration of a standard version of Oxford Placement Test (OPT). The participants were randomly assigned into one control (30 participants) and one experimental group (30 participants). The experimental group was assigned into two groups of high and low self-regulated learners, (15 participants for each group), based on Magno’s (2009) Academic Self-regulated Learning Scale (A-SRL-S) questionnaire. Participants of the control group were taught and assessed based on traditional teaching and assessment, whereas those in the experimental group were taught and assessed via portfolio-based instruction and assessment techniques. The analysis of the results of the study revealed that portfolio assessment has a significant effect on improving writing ability (p=0.001). The results also showed that high self-regulated learners have taken more advantage of portfolio assessment than the low self-regulated ones (p = 0.000). The results obtained from the present study can have beneficial contributions to teaching, curriculum development, and testing.
A Genre-Based Investigation of Inter/Intra-Lingual Relationships between Persian and English Academic Writings: Common Underlying Proficiency Oriented(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۸, Issue ۲, Summer ۲۰۱۹
131 - 170
حوزههای تخصصی:
Although L2 writing has attracted salient attention and monopolized many studies in EFL contexts, there is still no full image of its complicated nature. Trying to play a supplementary role in achieving that image, this study aimed at finding whether Persian and English argumentative and descriptive academic writings were inter/intra-lingually associated and if genre played a role in provoking any differences in the means of total scores obtained from the essays. In so doing, 50 Iranian senior MA TEFL students at the intermediate level were asked to write down two argumentative and two descriptive essays in Persian and English. Each essay was assessed against IELTS task 2 writing band descriptors. Then, the data were analyzed through the Pearson product-moment correlation and paired-samples <em>t</em>-test. The results revealed there were significant positive correlations between the total scores obtained from Persian and English argumentative and descriptive essays. The findings supported the existence of a common underlying proficiency (Cummins, 1980), out of which L1 and L2 writing skills emerged. The results also illustrated there were significant differences between the means of some of the total scores. It was supposed these differences might be due to the possible genre-sensitive nature of common underlying proficiency.