علیرضا بهارلو

علیرضا بهارلو

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۶ مورد از کل ۱۶ مورد.
۱.

بازخوانی جایگاه و هویت زنان هنرمند قاجاری با نگاهی به رقم ها و ترقیم ها (در گذار از عهد فتحعلی شاه تا آغاز پهلوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: قاجار زنان هنرمند رقم ترقیم هویت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۲
تاریخ هنر ایران اساسا تاریخی درباری و مردانه است و حامیان و هنرمندانش را مردان تشکیل داده اند. در این فضای مردسالار اگر هم جایی برای حضور زنان بوده باشد، آثاری است که زن صرفا موضوع آنهاست و به یک معنا جایگاه ابژه را دارد. اما این روند در عهد فتحعلی شاه قاجار و به دست دختران خوشنویس شاه و عده ای از زنان درباری تغییر کرد. زنان دربار قاجار علاوه بر کار هنری، به امر مهم درج نام و نشان خود (رقم) در پای آثار و مکتوبات شان نیز مبادرت ورزیده اند و از این حیث پیشگام جریانی هستند که تا پیش از این مسبوق به سابقه نبوده است. این پژوهش به روش تاریخی و تحلیلی، و با هدف بازخوانی هویت و شناخت جایگاه مغفول زنان صاحب رقم از دوره فتحعلی شاه تا دوره پهلوی انجام گرفته و در پی پاسخ به این پرسش هاست که کیفیت و میزان ترقیم آثار هنری به دست زنان در حوزه خوشنویسی و تصویرگری عصر قاجار تا اوایل دوره پهلوی چه تحولاتی را به خود دیده است؟ و این عمل اساسا چه دلالت های اجتماعی ای در پی داشته است؟ ارزیابی نمونه های موجود گویای آن است که رقم ها با گذشت زمان فراگیر شده و به تدریج از انحصار دربار و اعیان بیرون آمده است. این مهم را اصولا باید معلول تحولات سیاسی و اجتماعی، از جمله در آگاهی و مطالبه گری زنان، تحول نظام آموزش و تعدیل مطلق گرایی دانست. عمل ترقیم آثار هنری به دست زنان هنرمند با مفاهیم ضمنی عمده ای همراه بوده که خودآگاهی، تشخص، اعتبار و مالکیت (هویت فردی) از مهم ترین آنهاست. 
۲.

تأثیر عکاسی بر تحولات بصری آثار لاکی در دورۀ قاجار (با تأکید بر قلمدان نگاری و چهره پردازی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: قاجار عکاسی لاکی کاری قلمدان چهره نگاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۹۰
عکاسی، اندکی پس از اروپا، به ایرانِ عصر قاجار راه یافت و با وجود آنکه ابتدا در خدمت دربار و ثبت وقایع رسمی بود، به تدریج وجههٔ عمومی و هنری نیز پیدا کرد. این رسانه در آن زمان برای هنرمندانی که با شیوه های نوین نقاشیِ غربی آشنا شده بودند، ابزاری کارآمد در جهت تصویرگری های واقعگرایانه و الگویی مناسب برای ثبت عین به عین عناصر و جزئیات در نقاشی محسوب می شد. با اینکه تأثیرات عکاسی را اغلب بر حوزهٔ رنگ روغن یا آبرنگ می دانند، در این بین سایر رسانه های بصری از جمله لاکی کاری و قلمدان نگاری هم متأثر از این پدیده بوده است. در این پژوهش که با هدفِ شناختِ اثرات عکس و عکاسی بر تحولات تصویریِ آثار لاکی انجام گرفته، سعی شده است به این پرسش ها پاسخ داده شود: 1- دامنهٔ تاثیر عکاسی بر هنرهای بصری و چهره نگاری در عصر قاجار تا چه حد بوده؟ و 2- کیفیت این اثرگذاری بر آثار لاکی، خصوصا قلمدان ها، چگونه است؟ در این نوشتار، روش تحقیق از نوع تاریخی و توصیفی- تحلیلی، و شیوهٔ گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عکاسی با تأثیر مستقیم بر حیطهٔ تصویرگری و به خصوص چهره نگاری، در وهلهٔ نخست بر نقاشی و به موازات آن بر سایر رسانه های تصویری عصر قاجار، از جمله آثار لاکی و علی الخصوص قلمدان ها، ظاهر شده است. قلمدان نگاران و مصوران مصنوعات لاکی از عکس به دو صورت بهره می گرفتند: نخست به صورت گرته برداری دقیق و ترسیم عین به عین، و دوم به روش ساده تر و مهیّاترِ چسباندن عکس در زیر سطح لاک در قالب عکس برگردان. قلمدان های چهره پرداز قاجاری اغلب حاوی تکچهرهٔ شاهان، رجال، درباریان و صاحب منصبان و زنان بوده اند و در ساختار بصری و ترکیب بندی شان اصولا قاب بیضی شکل مرکزی با الگوی غربی و ابعادی بزرگتر از قاب بندهای مجاور، محل ترسیم پیکرهای واقعگرایانه، آن هم در هیئتی رسمی و با ترکیب عمودی بوده است.
۳.

شمایل نگاری مذهبی قاجار در سایه تأثیرات فرهنگ غرب (نمونه مطالعاتی: قاب آینه زیرلاکی، اثر محمداسماعیل نقاش باشی اصفهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: قاجار شمایل نگاری مذهبی زیرلاکی تأثیر غرب قاب آینه محمداسماعیل اصفهانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۸۴
اقتباس از دستاوردهای تمدن غرب، از ویژگی های بارز هنر قاجار است که تقریبا در همه عرصه های هنری نمود دارد. دامنه نفوذ هنر و فرهنگ غرب گاه به حدی بوده که حتی بر نحوه خلق آثار مذهبی و عامیانه در رسانه های گوناگون، علی الخصوص آثار لاکی، تأثیر گذاشته و آرایه ها و ساختارهایی از این فضای غیربومی را در مضامین آشنای بومی تلفیق کرده است. در عصر قاجار هنر لاکی کاری با تحول بی سابقه ای نسبت به گذشته روبرو شد و مضامین مختلفی در آن رواج پیدا کرد که شمایل نگاری مذهبی نمونه ای از این دست بود. قاب آینه زیرلاکیِ محفوظ در موزه بِرن سوئیس، با موضوع مذهبیِ شمایل حضرت علی ع و حسنین ع ، اثر محمد اسماعیل نقاش باشی اصفهانی که در سال 1288ه .ق. خلق شده، مصداقی است از مواجهه با پدیده فرنگی سازی و بازنمود و پیاده سازی آن در یک چارچوب مرسوم سنّتی. این پژوهش به روش توصیفی – تحلیلی و با هدف بازخوانی و تحلیل عناصر هنری غرب در یک قاب آینه قاجاری مذهبی، در سه سطح انجام گرفته که عبارتند از ساختار بصری، درون مایه و محتوا، و تأثیرات بومی و غیربومی. نتایج مطالعه حاضر حاصل نشان از حضور چند مؤلفه غیربومیِ اقتباس شده از غرب دارد که مهم ترین آنها شامل ساختار ماندورلا، محجَر و آرایه های وام گرفته از سبک روکوکو است.
۴.

خاستگاه و تحول نقش مایه شاخ فراوانی (کورنوکوپیا) در هنر و معماری عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: هنر سلوکی و اشکانی هنر قاجار تزیینات معماری کورنوکوپیا شاخ فراوانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۷ تعداد دانلود : ۳۶۵
هنر در میان اقوام و تمدن های مختلف، اساساً با دو جریان یا پدیده رایج مواجه بوده است: یکی حفظ داشته ها و پرورش دستاوردهای بومی، و دیگری اقتباس و همگون سازیِ عناصرِ خارجی یا وارداتی. این فرایند دوگانه در تمدن ایران هم، به خصوص در حوزه نقش و تزیین، به نوبه خود وجود داشته است، به طوری که از ادوار پیش از اسلام تا دوران میانه و متأخر اسلامی، علاوه بر مجموعه آرایه ها و نقش مایه های موجود، عناصری از فرهنگ های غیربومی نیز به این هنر راه یافته و در گذر زمان با تغییر و تعدیل، یا تکامل و دگردیسی مواجه شده است. کورنوکوپیا یا شاخ فراوانی یکی از این نقوش است که پیشینه آن به یونان باستان و دوره اساطیر می رسد. این آرایه در زمان حضور جانشینان اسکندر در ایران، در عصر سلوکیان و اشکانیان تحت تأثیر فرهنگ هلنیستی، متداول و با یک دوره تأخیر طولانی، در پی شیوع و تشدید جریان فرنگی مآبی، دوباره در هنر و معماری عصر قاجار ظاهر می شود. پژوهش حاضر با روش تاریخی و توصیفی تحلیلی در پی دستیابی به اهدافی از قبیل بررسی احتمالِ استمرارِ نقش مایه کورنوکوپیا از هنر ایرانِ پیش از اسلام و تسری آن در تزیینات وابسته به معماریِ دوره متأخر اسلامی در ایران (به ویژه عصر قاجار) است. تشریح ویژگی های بصریِ این آرایه، نحوه همنشینی آن در کنار دیگر عناصر بومی و غیربومی، میزان تأثیرات غرب، و عوامل مؤثر در ترغیب هنرمند ایرانی قاجاری به کاربست مجدد و تغییر و تعدیل احتمالی آن در حوزه معماری و تصویرگری، از دیگر اهداف پژوهش است. نتایج حاصل از این مطالعه، مبیّن آن است که کاربست نقش مایه مذکور در تزیینات وابسته به معماری قاجار (گچ بری، کاشی کاری، دیوارنگاری) برآیند جریان تأثیرگذاری به نام «فرنگی سازی» است که اوج آن از نیمه دوم حکومت قاجاریه (سلطنت ناصری) به بعد در همه شئونِ حیات اجتماعی، فرهنگی و هنری جامعه ایرانی نمایان می شود. این نقش به دنبال مبادلات تجاری و ارتباطات فرهنگی با فرنگ و از پی آشنایی هنرمندان و صنعتگران بومی با گنجینه تصویریِ هنر غرب، در تزیینات الحاقی بناها ظاهر می شود. اما این نمود و ظهور، با توجه به حضور و حیات نسبیِ سنّت ها، حال وهوایی همگون و هماهنگ با دیگر اجزا و عناصر تزیینیِ بومی می یابد؛ چنان که برخلاف نمونه های غربی، به ندرت به صورت منفصل ترسیم می شود و گاه حتی در دنباله بند اسلیمیِ ایرانی و به عنوان جزئی از یک ساختار منسجم گیاهی و تجریدی که مختص هنر و معماری ایران است، نمودار می شود.
۵.

معیارهای گفتمان هنری در نیمه اول و دوم عصر قاجار با تکیه بر ویژگیهای سبک شناختیِ دیوارنگاره صف سلام کاخ نگارستان و عمارت نظامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نقاشی قاجار کاخ نگارستان عمارت نظامیه دیوارنگاره مراسم سلام

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۰۸
دیوارنگاری، از رسانه های هنریِ شاخصِ عصر قاجار و عرصه ای مهم برای بازنمایی مضامین درباری و سلطنتی به شمار می آمده است. در این دوره، شمار زیادی از این آثار در کاخ ها و عمارت ها وجود داشته که هر چند بخش عمده آنها امروزه از میان رفته اند، در منابع مکتوب و تصویری می توان وصف آنها را مطالعه یا نگاره ای از این آثار را مشاهده کرد. نقاشی های دیواری صف سلام فتحعلی شاه در کاخ نگارستان و ناصرالدین شاه و درباریان او در عمارت نظامیه، در زمره همین آثار تاریخی و یادمانی قرار داشته اند. این دو دیوارنگاره، ویژگی های منحصر به فردی را در حیطه تصویرگری و نمود شاخصه های بصریِ هنرِ نیمه اول و دوم قاجار به نمایش گذاشته و هر یک به نوعی، نماینده گفتمان تصویریِ این دو برهه تاریخی به حساب می آیند. پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که این دو اثر، در راستای بازنمایی چه ویژگی های سبک شناختیِ منحصری از هنر قاجار هستند؟ و چه معیاری در گفتمان هنری آنها تفاوت ایجاد می کند؟ نتایج پژوهش که به شیوه تطبیقی و توصیفی- تحلیلی انجام گرفته، مبین آن است که هر دو نقاشی، با هدفِ تجسمِ قدرت مطلقه، اقتدار، جایگاه و منزلت شخص شاه و نمایش کثرت حامیان و تابعان او ترسیم شده اند. با این وجود، آنچه دو اثر فوق را از هم متمایز ساخته و هر یک را نماینده گفتمان هنری عصر خود می سازد، بُعد "معناشناسی" و "شبیه سازی" آنها است. این دو حیطه مفهومی، نخست به شکل قالب های آرمانی، قراردادی و تثبیت شده، و توصیفات قالبی و نمود خواست ها، با گرایش به همسانی و یکنواختی (از مقتضیات بُعد معناییِ نظام هنریِ نیمه اول حکومت قاجار)، در دیوارنگاره صف سلام نگارستان و سپس، به صورت مؤلفه هایی چون بازنمود عینی، ثبت ظواهر، تفاوت و تمایز، کاستن از خصلت نمادین آرایه ها، ظهور هویت های مستقل و تقویت عامل تشخص و تفرد پیکرها، در دیوارنگاره صف سلام نظامیه (بُعد شبیه سازی هنر در نیمه دوم این دوره) نمود می یابند.
۶.

قرابت های سبک شناختی و ساختاریِ پرتره های سلطنتی و عامیانه در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نقاشی قاجار پیکرنگاری درباری پرتره های سلطنتی پیکرنگاره های عامیانه ساختار و سبک شناسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۹۴
نقاشی قاجار دارای مضامین گوناگون و بدیعی است که بهترین نمود آن در مکتب «پیکرنگاری درباری» جای دارد. این پرتره های درباری، در یک تقسیم بندی کلی، مشتمل بر سه حالت ایستاده، نشسته و سواره اند. در این بین، تک چهره های نشسته به لحاظ ساختار فیزیکی و طرز ایستایی دارای مشخصاتی هستند که بعدتر در حوزه ی شمایل نگاری یا پیکرنگاری عامیانه جلوه گر می شوند. اما بازنمایی این چهره نگاره های سلطنتی در حیطه ی غیردرباری با پرسش هایی همراه است؛ از جمله اینکه قرابت های سبک شناختی و ساختاریِ پرتره های سلطنتی در تطبیق با نمونه های عامیانه ی قاجاری چیست؟ و دیگر آنکه نحوه ی نمایش وضع بدن و پیکربندی ها، به خصوص در حالت نشسته، تابع چه معیارهایی است؟ نتایج پژوهش حاضر که به روش تطبیقی و توصیفی- تحلیلی انجام گرفته مبیّن آن است که پیکرنگاری درباری و چهره پردازی عامیانه، با محوریت شاکله ی انسانی و توسّل به خیالی سازی و آرمان گرایی، در واقع نشان از استمرار یک سبک با دو موضوع متفاوت دارند. به طوری که پیکرهای ترسیم شده شخصیت پردازی شده و سوژه حضور خود را بر فضای کار تحمیل می کنند. در پرتره های عامیانه، طرز نشستن ها (عموماً دوزانو) با ویژگی هایی چون تشخّص، تفرّد و تمایز سوژه مشخص گشته و مؤلفه هایی چون بازوان ستبر، سینه ی فراخ و کمر باریک از ترکیب پیکرها حذف می شود و بدین وسیله وجهه ی شاهانه ی آثار تقلیل می یابد.
۷.

از شکار تا کارزار: مضامین رزمی و نظامی در نقاشی قاجار

کلید واژه ها: دوره قاجار هنر نقاشی مضمون رزمی مراتب نظامی شکارگاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۶ تعداد دانلود : ۸۶۸
هنرهای تصویری عصر قاجار دارای مضامین و موضوعات مختلفی است که حوزه نظامی نگاری یا ثبت و نگاشت وقایع رزمی یکی از آنهاست. آثار متعدد این حوزه که در رسانه های گوناگون هنری، از نقاشی رنگ روغن و آبرنگ تا دیوارنگاری و کاشیکاری و چاپ سنگی و لاکی کاری جلوه گر هستند، در طول زمان شاهد تغییراتی در عناصر و مؤلفه های بصری خود بوده اند که این مسأله ناشی از تحولات سیاسی، منطقه ای و نظامی عصر قاجار و بازتاب آنها توسط نقاشان و چهره پردازان در هنرهای بصری است. بستر نوسازی و به روزرسانی ارتش ایران را می توان در عصر فتحعلی شاه و با مساعی عباس میرزا دانست. این سیرِ پیش رونده که نقش و تأثیر غرب در آن محسوس و عیان است، در دوران جانشینان این سلسله و اخلاف آنان، به ویژه از دوره سلطنت محمدشاه به بعد، با روندی متأثر از دستاوردهای نظامیِ کشورهای اروپایی به حیات خود ادامه داد. نمود این روند، پیش از همه، در ظاهر قشون، از جمله جامه رزم (اونیفورم)، تجهیزات و تسلیحات، و حرکات و سکنات جنگجویان و سپاهیان پدیدار می گردد. بر این اساس، پژوهش حاضر که به روش تاریخی و توصیفی - تحلیلی انجام گرفته، با دو پرسش عمده روبه رو است: نخست اینکه پرتره ها و رویدادهای نظامی چه جایگاهی را در هنر قاجار به خود اختصاص داده اند؟ و دیگر آنکه تک چهره های سلطنتیِ شاهان قاجار و رجال و سربازان، در هیئت و پوشش نظامی، از آغاز پایه ریزی این سلسله چه تغییراتی به خود دیده و این تحولات ناشی از چه مسائلی بوده اند؟ نتایج حاصل، حاکی از آن بوده است که حیطه تصویرگری نظامی، با توجه به وفور آثار موجود و هویت بصری شان، به عنوان یکی از مضامین رایج در هنر قاجار، قابلیت تخصیص گروه یا زیرمجموعه ای مستقل را داراست. از طرفی، با ورود دانش و تخصص نظامی غرب، نخست سپاه ایران آرایش و پوششی یکسان به خود گرفت و این تغییر در شخص پادشاه و ولیعهد، به عنوان سرآمدان نظام و بعدتر در رجال و درباریان و دست آخر در خارج از فضای دربار، رونق و گسترش یافت.
۸.

عناصر زیبایی شناختی در دیوارنگاره های قاجاری معراج پیامبر(ص) (تطبیق با تصاویر چاپ سنگی و نگارگری و تمرکز بر صحنه ملاقات شیر و پیامبر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نگارگری دیوارنگاره چاپ سنگی دوره قاجار معراج پیامبر (ص)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۴ تعداد دانلود : ۶۷۹
دیوارنگاری در عصر قاجار، بسته به محل اجرا و مضمون آثار آن، شامل گونه های متعددی ازجمله انواع دیوارنگاری در ابنیه سلطنتی، خانه های شخصی، اماکن عمومی و اماکن مقدس و نیز عناوین دودمانی، حماسی، نفسانی و مذهبی است. همچنین دیوارنگاره های مذهبیِ آرامگاه ها و بقاع متبرکه، خاصه آن هایی که موضوع معراج پیامبر (ص)را بازنمایی می کنند، در برخی بناهای این دوره مشاهده می شود. مراحل و منازل معراج پیامبر (ص)اگرچه به شیوه های مختلف در  نگارگری ها و چاپ های سنگی نمود یافته و دستمایه کار هنرمندان قرار گرفته، اما کمتر در رسانه کهنی مانند دیوارنگاری و نقاشی های عامیانه قاجاری بررسی شده است. دیوارنگاره ها از نظر ساختار و زیبایی شناسی شاخصه هایی دارند که دقت در آن ها پرسش هایی را مطرح می سازد، ازجمله اینکه عناصر ساختاری و زیبایی شناختیِ دیوارنگاره های قاجاری- که شمایل حضرت رسول را در معراج به تصویر کشیده اند- کدام اند؟ نحوه ترسیم و ارائه این عناصر چگونه بوده و وجه تشابه یا تمایز آن ها با نمونه های مشابه در چاپ سنگی و نگارگری ادوار گذشته تا چه میزان است؟ حاصل این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی انجام گرفته، بیانگر آن است که تعدد و میزان پراکندگی معراج نگاره های دیواری (همانند دیگر نقاشی های مذهبی بقاع)، در استان های شمالی بیشتر است و صحنه «ملاقات با شیر»، به دلیل گرایشات رایج شیعی، اهمیت و برتری دارد؛ اما در دو حوزه نگارگری و چاپ سنگی، مراحل و مراتب بیشتری از این واقعه تصویرسازی شده است. شیوه اجرا و تزیین، نحوه ترسیم عناصر و قلم گیری پیکرها، کیفیت رنگ آمیزی، قدمت رسانه، ابعاد، و به طور کلی جزئیات و ظرایف تصویر، از دیگر مباحث قابل ذکر و تطبیق در این زمینه است. محوریت و مرکزیت پیکر و شخصیت پیامبر و حمد و ثناگویی ایشان در حین عروج، تناسب پوشش و آرایش عناصر در تناسب با ویژگی های هر عصر، و نیز نبود تکنیک ژرف نمایی در کنار نمایش لحظه اوج رویداد با جنبه هایی کمابیش حماسی، از اشتراکات هر سه حوزه شمرده می شود.
۹.

تحلیلی نشانه شناختی از جایگاه هنرهای تجسمی در فتنة 88 و ارتباط آن با سنّت تصویری ایرانی شیعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۹۳۷
این پژوهش از دید نشانه شناسیِ ساختگرا به تحلیل تصاویری می پردازد که از طریق رسانه های غربی در دوران حوادث پس از انتخابات سال 88 ، که از سوی رهبر معظم انقلاب «فتنه» نامیده شد در انحراف افکار عمومی و وارونه جلوه دادن واقعیت سعی کرده اند. این مسئله در غیاب هنرهای تجسمی و خالی شدن عرصه از هنرمندان متعهد و اطلاع رسانی ناکافی در ایران بیشتر نمودار شد. مهمترین هنری که در این دوره بر اساس ذات خود سعی در انتقال مستند رویدادها داشت، «عکاسی مستند اجتماعی» بود که بر اساس تحلیل نشانه شناختی می توان به مجعول بودن واقعیتِ ساخته شده توسط عکسهای آن پی برد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای انجام گرفته و در بخش تحلیل تصاویر فتنه 88 به دلیل کم سابقه بودن تحقیقاتی از این دست به صورت مکتوب (بویژه در حوزه هنر) از فضای اینترنت برای دستیابی به عکسها استفاده شده است.
۱۰.

خاستگاه و دگرش مفاهیم در نمادپردازی های تصویری هنر فلسطین، با تاکید بر نقاشی معاصر و نقش مایه ی کاکتوس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: هنر فلسطین نقاشی معاصر نماد نقش مایه کاکتوس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۸۰
هنر فلسطین در دهه های اخیر، خاصه در حوزه ی نقاشی، با گرایش به «نمادگرایی» به ارائه ی مفاهیم ارزشی پرداخته، هرچند تأثیرات غیرمستقیمِ مدرنیسمِ غرب را هم تجربه نموده است. نمادهای نقاشی فلسطین که طیف گسترده ای از عناصر و پدیده ها را شامل می شوند، در مواردی همسو با مضامین رایج و در مواقعی به دلیل شرایط خاص اقلیمی، سیاسی و مذهبی، مختص هنرمند فلسطینی اند. در این میان نقش مایه ی «کاکتوس»، از ظرفیت های بیانیِ ویژه ای برخوردار است و نحوه ی استفاده از آن در چند پرسش مطرح می شود: نقش مایه ی کاکتوس در نقاشی معاصر فلسطین چه مفاهیم نمادینی دارد و این مسأله در هنر اسرائیل چگونه است؟ نحوه ی ارائه و نمود این نقش به چه صورت و اصالت آن تا چه اندازه است؟ دستاوردهای پژوهش، که به روش تاریخی، توصیفی و تحلیلی انجام گرفته، مبیّن آن است که از زمان تولد اسرائیل، کاکتوس به صورت نقش مایه و حتی فراتر از یک نگاره، به مثابه سمبل و مظهری پویا در هنر فلسطین وجود داشته و فلسطینیان آن را تجسمی از سلب مالکیت ملی و مصادره ی اموال می دانستند. اما اهمیت این گیاه به مرور توسط استعمارگران تصاحب و به عنوان نامی به این فرزندِ تازه متولدشده در فلسطین اعطا شد که نوعی «از آنِ خود سازی» یا تصرّف در سنن محسوب می شود. 
۱۱.

جایگاه اجتماعی صنایع دستی و هنر های سنتی با نظری به مسگری کاشان در گذشته و امروز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: فلزکاری هنرهای سنتی مسگری بازار کاشان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی فرهنگی انسان شناسی هنر
تعداد بازدید : ۱۲۴۲ تعداد دانلود : ۶۳۳
مسگری کاشان از جمله صنایع و هنرهای سنتی و کهن شهر تاریخی کاشان است که متاسفانه امروزه - همچون اغلب صنایع دستی و سنتی این شهر - با رکودی بی سابقه مواجه شده و جایگاه اصیل و واقعی خود را از دست داده است. قسمت عمده ای از بازار کاشان که بنا بر اَسناد و مدارک تاریخی و همچنین اقوال صنعت کاران این حرفه و عموم، زمانی سراسر حجره های مسگری و مسکوبی بوده، در حال حاضر به بازاری عمومی برای عرضه سایر کالاها مبدل شده و کمتر جایی را در آن برای مسگری و پیشه وران ماهر آن می توان یافت. در این تحقیق با در نظر گرفتن نقش و جایگاه صنایع دستی و هنرهای کهن، حوزه فلزکاری سنتی، بویژه مسگری و پیشینه آن مورد توجه قرار گرفته و در این راستا بازار قدیمی شهر کاشان به عنوان نمونه مطالعاتی، مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق، هم از نوع میدانی و هم کتابخانه ای (اسنادی تاریخی و تحلیل محتوا) بوده است و در نهایت سعی شده است تا با استناد به بررسی ها و تحقیقات و همچنین با رجوع به منابع مستند، علل افول و انزوای این صنایع عنوان شود و راهکارهای لازم تا حد امکان پیشنهاد گردد.
۱۲.

سیر تحّول مجسـمه سازی بودایی در چین با تأکید بر خصلت اندام وارگی پیکره ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: چین ریخت پیکره پیکرتراشی آئین بودا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی مجسمه سازی و برجسته کاری جهان
  2. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری تاریخ هنر تاریخ هنر جهان هنر شرق آسیا هنر چین
تعداد بازدید : ۲۳۱۰
میان حوزه های هنری مربوط با آئین بودایی در چین، شاخه ای که به شدت از این کیش و ویژگی های خاص آن تأثیر پذیرفت، مجسمه سازی بود؛ گرایشی که با پشت سر گذاشتن چند قرن از زمان ورود بودیسم به این سرزمین مسیر تکامل خود را طی کرد و به هنری مستقل و تمام عیار تبدیل شد. پیکرتراشی بودایی چین در آغاز متأثر از فرهنگ هندوستان بود که این روند به زودی جای خود را به روح حاکم بر هنر چینی سپرد و به حالتی غیر اندام وار و طبیعتاً غیرجسمانی تبدیل شد؛ روندی در جهت بومی سازی که با روی کار آمدن سلسله خاندان های شش گانه شدت گرفت و به مرور، از نوعی خصلت خطی موزون و آرام بهره مند شد که حاکی از روح هنری چین بود. این حوزه در عصر تانگ با تأثیرپذیری از سبک گوپتای هند، ظاهری ناتورالیستی با پیکره ای بدن نما و منعطف به خود گرفت؛ درحالی که در دوره سونگ، مادینگی، نشستن غیر رسمی و استفاده از چوب را سه مبنای عمده برای خود قرار داد. در دوران سلطنت های یوآن، مینگ و چینگ پیکره سازی بودایی به حاشیه رفت و با آغاز قرن بیستم و گرایش به رئالیسم سوسیالیست، موضوع های اجتماعی و سیاسی در مجسمه سازی چین وارد شد و بهره گیری از دستاورد های هنری غرب نیز به امری ناگزیر بدل شد. هدف این پژوهش، بررسی تاریخی و تکامل این پیکره ها از دیدگاه فیگوراتیو (آناتومی، فرم، رنگ، بافت و...) و تطبیق کیفی آثار هر دوره (با ویژگی های خاص خود) با دیگر دوران است؛ از این رو، این روند تاریخی از اواسط امپراتوری هان، یعنی قرن اول میلادی - مصادف با ورود بودیسم به چین - آغاز شده و تا دوران اخیر تداوم یافته است.
۱۴.

بازشناسی تشابهات معماری بودایی با مقابر و عودسوزهای مفرغیِ سده های آغازین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: استوپا عودسوز فلزکاری اسلامی معماری بودایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۹
مطالعه ی تعاملات متقابل آثار هنریِ مرتبط با آیین های مختلف، یکی از مهم ترین مصادیق مطالعات تطبیقی جهت دستیابی به اطلاعات تازه در خصوص تکوین و تحول این آثار در سرزمین های مختلف است. مصادیق چنین مطالعاتی نشان می دهند که چگونه جریان های هنری در پی تکوین و توسعه ی آیین ها در جوامع، پدید آمده و گسترش می یابند و تا چه حد موجب کمیت و کیفیت های جدید هنری می گردند. تشابهات زیاد، فرم ها و نقوش معماری بودایی با آثار فلزی اسلامی، خصوصاً عودسوزهای سده های آغازین و همچنین معماری مقابر اولیه ی اسلامی، یکی از همین تعاملات متقابل است. مقاله ی پیش رو کوشیده است تا به روش کتابخانه ای و به شیوه ی تاریخی-اسنادی و تحلیل محتوا و ارائه ی نمونه هایی مستند، و همچنین با بازشناسی این عناصر و مصادیق آن، احتمال وجود نمونه هایی از تأثیرات عناصر هنری وابسته به آیین بودا را بر روی هنر مناطق اسلامی، شناسایی و معرفی نماید. حاصل این بررسی، روشن کننده ی این حقیقت است که عناصر به کار رفته در بدنه ی این عودسوزها تا حد زیادی برگرفته از نمادهای بودایی است. البته ریشه ی نقوشی همچون شیر، گل لوتوس و ... را باید در هنر پیش از اسلام (هخامنشی و ساسانی) که به نحوی از انحا مورد تقلید هند واقع شده است جست.
۱۵.

اندیشه و جایگاه زن در عرصه هنر جدید با نظری بر آثار باربارا کروگر و عکاسی تألیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: از آن خودسازی اصالت و تألیف باربارا کروگر عکاسی فمینیسم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۵۷
در میان جنبش هایی که در سد? بیستم در غرب از جایگاهی کلیدی و تعیین کننده در عرص? تفکر حاکم برخودار هستند و از پایدارترین نهضت های هنریِ موضوع گرا تلقی می شوند، می توان از جنبش هنری فمینیسم نام برد که هنرمندانِ آن، اصولاً در جهت زیر سؤال بردن ساختار هویت هنری در رابطه با جنسیت حرکت می کنند. در چنین دوره ای، در عالم هنر- که بستری برای بروز تمایلات و اندیشه ها به شمار می رود- هنرمندانی قدم در عرصه می گذارند که با توسل به ابزار و افکار هنری خویش، در پی رفع ابهامات و موانع، و از سویی به چالش کشیدن مواضعِ حاکم بر می آیند که از جمله مطرح ترین آنها، باربارا کروگر1، عکاسِ زنِ امریکایی است. کروگر در واقع در پی نقد شرایط و اوضاع حاکم، با استفاده از رسان? عکاسی و بهره گیری از امکانات آن، در جهت اشاع? اندیشه های زنانه و گرایش های زن مدار در عالم هنر قدم برداشت. عکس ها و تصاویری که او ما را با آنها مواجه می سازد، در واقع حقیقتی است پنهان از این امر، که دیدن، دیگر باور کردن نیست و آن چیزی که رویت می گردد چیزی نیست که الزاماً دریافت می شود.بر این اساس، مقال? پیش رو با در نظر گرفتن دیدگاه های زنان در عصر حاضر و محوریت قرار دادن موضوع زن در نگاه باربارا کروگر و هم چنین ملاک قرار دادن آثار وی؛ سعی در بازنمایی این گونه مسائل دارد.
۱۶.

بررسی تطبیقی آسمالیق های ترکمن و بافته های چیلکات آمریکای شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ترکمن آسمالیق امریکای شمالی چیلکات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۱۰۸
در مقاله پیشرو دو حوزه عمده تاریخی و فرهنگی در شرق (قبایل ترکمن) و غرب (بومیان غربِ امریکای شمالی)- با در نظر گرفتن یکی از تولیدات انحصاری آنها- مطالعه و پاره ای از وجوه اشتراک و افتراق آنها بررسی شده است. آنچه در این بررسی بیشتر مدّ نظر بوده، تأکید بر نوع خاصی از دست بافته ها به نام «آسمالیق» ترکمنی و «چیلکات» ساکنان مستقر در سواحل شمال غربی امریکای شمالی بوده، ویژگی های کیفی و بصری آنان با تأمل در خصایص فرهنگی و پیش زمینه های تاریخی و قومیِ اقوام بافنده و همچنین آداب و رسوم شان تحلیل شده است تا به یاری این مقایسه ها، زمینه های تشابه و افتراق روشن شود. حاصلِ تطبیق و نتیجه بررسی ها، حاکی از وجود مواردی مشابه در ساختار کیفی و بصری این بافته ها از قبیل فرم هندسی، تزئینات، طبیعت گرایی، ساده سازی نقوش، کاربرد (مراسم) و پاره ای موارد دیگر است. از طرف دیگر، بُعد مسافتی و تفاوت های اقلیمی، طبقاتی و عقیدتی و نوع نگرش ها نیز زمینه ساز مغایرت هایی همچون شیوه آماده سازی کار، انتخاب مواد و مصالح، نوع پوشش، ابعاد و ... ، در این دو حوزه شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان