مطالب مرتبط با کلید واژه

نقش برجسته


۱.

مطالعه بخشی از یافته های باستان شناسی مرتبط با هنر دوره هخامنشیان در مصر

نویسنده:

کلید واژه ها: ایران ارتباط مصر هخامنشیان کتیبه نقش برجسته داریوش اول وادی حمامات

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی اول اقتصادی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی انقلاب اسلامی شخصیتها
تعداد بازدید : ۲۵۴۰ تعداد دانلود : ۱۱۳۴
موضوع این تحقیق بررسی هنر هخامنشیان در مصر بر اساس یافته های باستان شناسی ایرانی در این سرزمین و آثار مصری در ایران می باشد. در این پژوهش از روش کتابخانه ای وبررسی و مطالعه گزارش های پژوهش های میدانی استفاده شده است. برای فهم تاثیرات فرهنگی هنری و آگاهی از گستردگی روابط متقابل تمدن ایران و مصر لازم است یافته های باستان شناسی کاوش های علمی در ایران و مصر مورد مطالعه قرار گیرد تا بر اساس حجم داده های باستان شناسی به سطح و گستردگی روابط فرهنگی و هنری دو تمدن پی برده شود. بر اساس پژوهش ها تا به امروز می توان این آثار را در دو دسته طبقه بندی نمود. 1. یافته های باستان شناسی ایرانی در مصر. 2. یافته های باستان شناسی مصری در ایران. بعضی از نمونه های ایرانی در مصر عبارتند از: کتیبه های هخامنشی به خط هیروگلیف از وادی «حمامات» و کتیبه های آرامگاهی هخامنشی و پاپیروس های به خط آرامی از جزیره «الفانتین» و همچنین نقش برجسته های هخامنشی در شهر باستانی «ممفیس» بر روی دیوارهای معبد «هیبیس» و یادگارهای معماری هخامنشی در مصر شامل معبد هیبیس و آثار معماری هخامنشی در الفانتین وسنگ یادبودهای داریوش در کنار کانال سوئز و همچنین مهر های حکومتی هخامنشیان می شود. در ایران، مجسمه داریوش، اشیاء، آلات و ابزار کوچک به دست آمده از کاخ داریوش در شوش، مهره های سوسکی دشت قزوین، ظروف کتیبه دار هیروگلیفی و یافته های طلسمی و اعتقادی از تخت جمشید مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. تحلیل نتایج این مطالعه تطبیقی نشان می دهد، که تاثیرگذاری هنر و معماری مصر بر ایران بیشتر بوده است.
۲.

نقش برجسته شکارگاه خسرو دوم (؟) در تاق بستان و الگوپذیری از آن در نقش برجسته تنگواشی فتحعلیشاهِ قاجار

تعداد بازدید : ۱۰۷۷ تعداد دانلود : ۵۹۲
نقشمایه شکار از نخستین نقاشیهای دیواری دوران پارینهسنگی درون غارها تا تکاملیافتهترین دستساختههای امروزی در هنر ایران وجود داشته و در مسیر تاریخ هنر و طی فرایندِ شکلگیری فرهنگهای مختلف، مفاهیم گوناگونی را در درون خود پرورده است. این روند تکاملی در دوران تاریخی و خصوصاً دوره ساسانی مفهومی فراتر از شکار صرف به خود میگیرد، به طوریکه یکی از رایجترین موضوعات هنر و فرهنگ دوره ساسانی صحنه شکار است و در این زمینه شاهان ساسانی اقدام به تأسیس مکانهایی خاص با عنوان شکارگاه و یا باغشکار کردهاند. این پژوهش در نظر دارد به بررسی مفهوم شکار در دوره ساسانی، به ویژه اهمیت محوطههای شکارگاهی دوره خسرو دوم بپردازد؛ بدین منظور شکارگاه خسرو دوم در تاق بستان و نقوش حکشده شکار گراز و گوزن در دو طرف تاق بزرگ تاقبستان مطالعه شده و تأثیر آنها بر شکلگیری شکارگاه فتحعلیشاه در تنگواشی، و همچنین نقش برجسته او در این مکان، بررسیشده است. مطالعه نقوش شکارگاه تاق بستان، تأثیرپذیری آنها را از نقاشیهای دیواری مربوط به شکارِ اواخر دوره اشکانی و دوره ساسانی مشخص کرده است، به طوریکه خود نقاشیهای دیواری مربوط به شکار دوره ساسانی خود متأثر از نقاشیهای دیواری دوره اشکانیاند. نقوش شکارگاهی تاق بستان بر نقوش شکار در دوران اسلامی تأثیر گذاشته است که نمود این تأثیرات را در مینیاتورهای دوره اسلامی میتوان دید. چنانچه اوج آن در دوره قاجار و به گونهای دیگر تجلی پیدا میکند؛ بارزترین نمود این تأثیرپذیری در دوره قاجار، نقش برجسته شکار شاهی فتحعلیشاه در تنگواشی است. مطالعات صورت گرفته در این پژوهش نشان میدهد، با وجود اینکه دو نقش برجسته مذکور از نظر مضامین به هم شباهت دارند، اما هدف از ایجاد آنها متفاوت بوده است.
۳.

نقش شکار در دوره عیلام نو (650-1000 ق. م) با نگرشی بر مهرهای استوانه ای و نقوش برجسته هم زمان در بین النهرین (آشور)

کلید واژه ها: بین النهرین عیلام شکار نقش برجسته آشور مهر استوانه ای

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی هنرهای صناعی تزئینی وغیره جهان
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای تجسمی طراحی، نقاشی ایران و اسلام سبک ها
تعداد بازدید : ۲۰۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۰۶
در زمینه نقوش شکار در دوره عیلام نو و نمونه های هم زمانِ بین النهرینیِ آن همواره خلأ پژوهش وجود داشته است؛ به همین دلیل و با توجه به این ضرورت، مدارک و منابع موجود بررسی شد. این تحقیق دوره زمانی 650-1000 ق. م را دربر می گیرد و با نگرشی بر مهرهای استوانه ای و نقوش برجسته هم زمان در این مناطق انجام شده است. با مطالعه 29 مهر استوانه ای و 18 نقش برجسته به وجود اشتراک هایی در صحنه های حیوانات شکارشده، سبک شکار، ابزار شکار و جنس آثار پی می بریم. در این بررسی مشخص شد که در نقوش شکارِ دوره عیلام نو، علاوه بر جنبه معیشتی و مذهبی، جنبه تفنّنی را نیز می توان مشاهده کرد. تا کنون از دوره عیلام نو هیچ نقش برجسته سنگی با موضوع شکار به دست نیامده است. همچنین در هیچ یک از آثار دوره عیلام نو، پادشاه در هیچ یک از نقوش شکار دیده نمی شود. اما بر بسیاری از نقوش برجسته سنگی بین النهرین (650-1000 ق. م) صحنه شکارِ پادشاه به فراوانی مشاهده می شود. در این بررسی، نقوش شکار در دوره عیلام نو و نمونه های هم زمان بین النهرینی مورد مطالعه قرار گرفت. اما هنوز آثار این دو سرزمین به مطالعه و تحقیق بیشتری نیاز دارد.
۴.

بررسی جایگاه آتش در تاریخ ایران باستان

کلید واژه ها: سنت آتش فره نقش برجسته تقدیس گوردخمه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶۳ تعداد دانلود : ۷۸۱
با کشف آتش در دوره پارینه سنگی، از آنجا که این پدیده نقش به سزایی در پیشرفت و تداوم زندگی بشری داشت، به تدریج در باورهای دینی ملل باستان، به ویژه مشرق زمین، از جایگاه خاصی برخوردار شد. بدیهی است که ایرانیان باستان نیز از این امر مستثنی نبوده اند. اگرچه تاکنون تحقیقات علمی فراوانی در عرصه ایران شناسی انجام گرفته است، بیشتر این پژوهش ها درباره اقوام و دولت های آریایی بوده و کمتر به اقوام بومی فلات ایران پرداخته اند. درنتیجه، از یک سو، پیشینه بسیار کهن و غنی تمدن های بومی فلات- اگرچه اطلاعات کمی از اوضاع فرهنگی آن ها داریم- و از سوی دیگر، قداست و اهمیتی که اقوام آریایی برای عناصر چهارگانه آب، باد، خاک و به ویژه آتش قائل بوده اند، این پرسش را مطرح می کنند که: «سنت تقدیس آتش و آیین های ویژه آن، خاستگاهی بومی دارد یا آریایی؟»باتوجهبه داده های تاریخی و باستان شناسانه، این پرسش را می توان در قالب این فرضیه که «سنت تقدیس آتش و آیین های مربوط به آنپیشینه بسیار کهنی در فرهنگ بومیان فلات ایران داشته و پس از ورود آریایی ها نیز تبادلات فرهنگی بین بومیان و تازه واردان آریایی انجام گرفته و درنتیجه، از یکدیگر تأثیراتی پذیرفته اند»، مورد بررسی قرار داد. از بررسی و مقایسه جایگاه آتش در آثار و مدارک تاریخی و باستان شناسانه بازمانده از اقوام بومی و تازه واردان آریایی- مثلاً تطبیق جایگاه آتشدان در نقش برجسته های ایلامی و هخامنشی- می توان دریافت که اگرچه آریایی ها پس از ورود خود به ایران، در عرصه سیاسی بر اقوام بومی این سرزمین غالب شدند، ولی در عرصه فرهنگی به دلیل پیشینه غنی فرهنگی بومیان فلات ایران، به تدریج وام دار برخی از آیین ها و سنت های فرهنگی ایشان شدند که از آن میان می توان به «سنت تقدیس آتش» و آیین های ویژه آن اشاره کرد. در این مقاله سعی شده است که درابتدا، براساس داده های تاریخی و باستان شناسانه، «سنت تقدیس آتش» در دوره ایلامی ها تبیین شود. سپس، نتایج به دست آمده با آثار و داده هایی از دوره ماد و هخامنشی مقایسه و تشریح خواهد شد تا چگونگی سیر انتقال «سنت تقدیس آتش» از دوره ایلامی ها- بومیان فلات- به دوره ماد و هخامنشی- آریایی ها- و تحول و تکوین آن نیز تبیین گردد
۵.

تداوم مبانی سنت بصری ایرانی با تأکید بر ترکیب بندی عکس های یادگاری دورة ناصری

کلید واژه ها: عکاسی قاجار نقش برجسته تشریفات ترکیب بندی عکس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۰۹
در قالب های مختلف هنر درباری ایران، نوعی تداوم در به کار بردن برخی مفاهیم و اصول از جمله رعایت تشریفات مشاهده می شود. این تداوم به گونه ای موجب تبدیل ترتیب ها و تشریفات به قواعد اساسی در فرهنگ سنت بصری مقامی ایرانی شده است. عکاسی در دورة قاجار که تعارفات و تشریفات جزء لاینفک زندگی مردم به شمار می رفت، وارد ایران (1842م/1258ه .ق) شد. تقارن ورود عکاسی به ایران و حکومت ناصرالدین شاه که سخت شیفتة پدیدة عکاسی شده بود، موجبات رشد و ترقی این هنر را فراهم کرد. عکاسی در بدو ورود به ایران به علت هزینه هنگفت در خدمت دربار قرار گرفته و در آن محیط رشد کرد و به نوعی هنر درباری به شمار می رود، این قضیه انگیزه بخش انجام تحقیق پیش روست. پرسش طرح شده این است : تداوم سنت بصری مقامی ایرانی در نوع چیدمان پیکره ها در عکس های دورة ناصری به چه شکلی رخ نمایانده و از سوی دیگر ویژگی های فنی عکاسی چه تغییری در نحوه نمایش آن ایجاد کرده است؟ فرضیه حاکی از آن است که سیر تکامل عکاسی در محیط درباری سبب تأثر این پدیده در نوع چیدمان افراد، از تشریفات درباری شده که با بررسی مقوله ترکیب بندی پیکره ها در نقش برجسته های ایران و پیگیری این امر در بازنمایی های مشابه در عکس های دوره ناصری به اثبات می رسد. نقش برجسته یکی از هنرهای درباری است که همواره مورد توجه پادشاهان و تحت نظارت مستقیم دربار بوده و از این جهت شباهت بسیاری با محیطی که عکاسی در آن رشد کرده دارد. روش تحقیق به شیوه تحلیلی و مقایسه ترکیب بندی پیکره های موجود در نقش برجسته ها و عکس های دسته جمعی دورة ناصرالدین شاه قاجار است. نمونه های مورد مطالعه از عکس های عکاسان درباری دورة ناصرالدین شاه قاجار انتخاب شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در ترکیب بندی افراد در عکس های دورة مذکور نیز سنت پرسپکتیو مقامی موجود در آثار هنری ادوار پیشین تداوم یافته، اما محدودیت های فنی رسانة عکاسی موجب دگردیسی در نحوه بازنمایی آن شده است.
۶.

پدیدارشناسی باغ در آثار و نقش برجسته های آشوری؛ مفاهیم و گونه ها

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۳۵۳
بیان مسئله : نقش برجسته های آشوری به ویژه آشور نو علاوه بر «روایتگری تاریخی»، سنتی دیرپا در «بازنمایی محیط طبیعی» دارند. از سوی دیگر، هستی شناسی دوقطبی آشوری مبتنی بر دوگانه های «مرکز/ پیرامون» و «نظم/ آشوب» در شیوه مواجهه آنان در منظر طبیعی تأثیرگذار بوده و درک زیبایی شناسی آنان را نیز شکل داده است. بااین حال، نقش این موارد در شکل دهی به انواع باغ به مثابه طبیعت سوم، موضوع مهمی در اسناد و نقش برجسته های آشوری است که کمتر به عنوان پژوهشی مستقل مورد توجه بوده و مدلی از آن عرضه نشده است. هدف : هدف این نوشتار شناسایی مؤلفه های کلیدی مؤثر بر شکل گیری انواع باغ ها نزد آشوریان نو و گونه شناسی و مدل سازی نگاه آنان نسبت به باغ و کارکردهای گوناگون آن مبتنی بر تحلیل متون پژوهشی و نقش برجسته های برجای مانده است. روش پژوهش : این پژوهش از روش کیفی در رویکردی انتقادی و استنتاجی و با خوانشی تأویلی به پدیدارشناسی باغ در نقوش آشور نو می پردازد. از «همسوسازی داده ها» برای دستیابی به اشباع نظری بهره برده شده است. نتیجه گیری : نتایج حاصل نشان می دهند که باغ ها نزد آشوریان تجلی «جهان صغیر» هستند و طیفی از کارکردهای تفریحی- نمایشی تا آیینی- تشریفاتی و حتی بوم شناختی و اقتصادی را در بر می گیرند. گونه شناسی پیشنهادشده در این نوشتار مبنی بر مکان-کارکرد (الف) باغ ها و پارک های منظر درون شهری و ب) باغ ها و پارک های منظر حاشیه شهری و مدل مفهومی تنظیم شده، نشان می دهند که با دور شدن از مرکز شهر و با کاهش ارزش آیینی و مذهبی آنها، طراحی هندسی و منظم به سمت نگرش آزادانه (طبیعی) مبتنی بر «برنامه ریزی منظر» تغییر می یابد. تغییر در پارادایم طراحی باغ مبتنی بر دگرگونی در واژه باغ از «کیرو» به «کیریماهو» یعنی جانشینی باغ های نمایشی (تفریح و لذت) بجای باغ های کارکردی (گیاه شناسی) در زمان سارگون دوم (اواخر قرن 8 ق.م) روی می دهد و این دوران سرآغاز دوران طلایی در باغ سازی آشوری است که از آن به بعد عناصر نمایشی همچون دریاچه های مصنوعی، بیتانو و آکواداکت ها به باغ ها افزوده شدند و باغ های معلق و مطبق رونق یافتند.
۷.

بررسی و معرفی نقش نویافته ساسانی در شهر باستانی بیشابور

تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۴۰۰
در این نامه بخشی از یک نقش برجسته ساسانی که از لحاظ تاریخی حائز اهمیت فوق العاده ای است مورد بررسی و معرفی قرار گرفته، اهمیت این نقش به سبب دوران کوتاه فرمانروایی این شخصیت تاریخی بر ایران زمین در زمان ساسانیان است. این سنگ نگاره متعلّق به هرمز اول (273-272م.) فرمانروای ساسانی است که اطلاعات و آگاهی تاریخی محققان از زمان کوتاه فرمانروایی او بسیار اندک است. با بررسی اسناد دست اولی مانند سنگ نگاره یا سکه ها و قراردادن این یافته ها در کنار یکدیگر می توان به بسیاری از رازها و ناگفته های آن دوران که در غبار زمان به دست فراموشی سپرده شده اند دست یافته و وقایع و رویدادهای آن دوران کوتاه را به صورت روشن تری در معرض دید محققان و دانش پژوهان قرار داد.
۸.

مطالعه نقش برجسته های گیاهی سیراف در دوره ی ساسانی

تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۱۵۴۹
هنر گچبری، از هنرهای تزئینی معماری بناهای ایران است که از دیرباز زینت بخش بسیاری از کاخ ها و بناهای قبل از اسلام بوده است. از نقوش ناب در گچبری ایرانی می توان به نقوش گیاهی اشاره کرد. که در کاخ های ساسانی نمونه های متنوعی از آن به چشم می خورد. این نقوش در گچبری ها، نقوش چکیده نگاری شده ای از طبیعت اند و اشکال متنوعی را در بر می گیرند که عبارتند از نقوش: نخل، انگور، انار، گل نیلوفر آبی و گل چند پر است. نقش برجسته های ساسانی از گچ ساخته شده است و نقش مهمی در هنر تزیینی داشته و روی دیوارهای آجری و دیوارهایی که با قلوه سنگ ساخته می شده را می پوشانیده است. گچ ها را به صورت پلاک های قالبی و کنده کاری شده در تزیین بناهای سلطنتی به کار می بردند و در آنها از نقوش مختلف گیاهی، هندسی، نمادین و غیره استفاده می کردند. در پیکر تراشی سنگی ساسانی از نقش برجسته های بزرگ و با عظمت سنگی، در سی و دو نقش برجسته، خلاصه شده که اکثر آنها در فارس قرار دارد. نقوش برجسته در سیراف متعلق به دوره ساسانی می باشد که در آن نمونه های متنوعی از نقوش گیاهی دیده شده است. با توجه به نقوش برجسته سیراف این سوال ها مطرح می شود: از چه نقوش گیاهی در نقشبرجسته های سیراف استفاده شده است؟ آیا نقوش گیاهی سیراف با نقوش گیاهی دیگر دوره ساسانی شباهت دارد؟ هدف از نوشتن این مقاله، مطالعه نقشمایه های گیاهی نقش برجسته های سیراف در دوره ی ساسانی می باشد. در این مقاله نتیجه گرفته می شود، نقش برجسته های سیراف، جنبه نمادین داشته و بر جنبه تزیینی آن، نیز تاکید شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده، تاریخی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، از نوع اسنادی و کتابخانه ای است.
۹.

مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان با تأکید بر نقوش برجسته و مهرها

تعداد بازدید : ۸۸۳ تعداد دانلود : ۱۳۴۵
جانوران ترکیبی موجوداتی محصول تخیلات انسانی هستند که به عنوان شاهکارهای هنری در قالب عناصر و تزئینات معماری، ظروف کاربردی، مهرها، زیورآلات و... ظاهر می شوند. هدف از این پژوهش بررسی جانوران ترکیبی به عنوان نمادهایی از دو فرهنگ و تمدن فلات ایران (هخامنشیان) و بین النهرین (آشور) و یافتن اشتراکات و افتراقات فی مابین آنان با رویکردی تطبیقی است. برای رسیدن به این منظور، دامنه گسترش این موجودات ترکیبی در آثار هنری نقوش برجسته و مهرهای هخامنشی و آشوری ازنظر شکل ظاهری و مفاهیم مرتبط با آن جست وجو و با یکدیگر تطبیق داده شد. در این پژوهش روش تحقیق به صورت توصیفی- تاریخی و تجزیه وتحلیل اطلاعات کیفی و گردآوری اطلاعات به روش اسنادی است. نتایج حاصل از این پژوهش نمایانگر وجوه اشتراک و افتراق موجودات ترکیبی در این دو تمدن است و به طور کلی می توان گفت که در نمایش موجودات ترکیبی دوره هخامنشی از دید جانبی و در آشوری از روش جبهه ای استفاده شده است. نمایش جانور ترکیبی با حالات انسانی مانند تمام قد بودن و استفاده از اندام انسانی در دوره آشور کاربرد زیادی داشته درحالی که در دوره هخامنشی تنها ترکیب با سر انسان دیده می شود. مهم ترین خصیصه تصاویر نمایش دهنده جانوران ترکیبی در هنر هخامنشی: سادگی، نظم و پرهیز از پرداختن زیاد به جزئیات است. جانوران ترکیبی در هنر هخامنشی از حس «سکون و آرامش» و «خشک و رسمی» و در دوره آشوری «تحرک و پویایی» و «بیان خشونت» برخوردارند و تقارن انعکاسی بارزترین ویژگی هماهنگ تصاویر جانوران ترکیبی در نقوش برجسته دوره آشور است. ازنظر مفهوم به کارگیری، بیشتر نمادها در فرهنگ و تمدن مردمان هر دو منطقه ریشه دارد.
۱۰.

واکاوی نقش مایه شیر در نقوش برجسته آشوری (مطالعه موردی نمونه های دوره آشوربانیپال دوم)

تعداد بازدید : ۹۲۴ تعداد دانلود : ۳۲۷
در تمدن آشور،  نقش مایه شیر بر روی نقوش برجسته به عنوان مهم ترین هنر آشوریان، بسیار جلوه گر شده است و شکارشیران یکی از مهم ترین موضوعات نقوش برجسته این تمدن است. ازین رو مسأله این تحقیق مطالعه نقش شیر بر نقوش برجسته آشوریان(دوره آشوربانیپال از 668-627 ق.م، دوره آشورِ جدید)، یعنی هزاره اول قبل از میلاد است. ماهی ت این پژوهش از ن وع تحقیقات تاریخ ی و توصیفی تحلیلی اس ت و روش گ ردآوری اطلاع ات از ن وع کتابخانه ای است. این تحقیق سعی دارد با نگرشی در صحنه های شکارِ نقوش برجسته آشوری که دارای نقشِ شیر هستند، به ماهیت و دلیل استفاده و همچنین کیفیت طرحِ نقوش برجسته در این دوره، به عنوان هدف پژوهش، پی ببرد. در این راستا سوال پژوهش ازین قرار است: به چه علت شکار شیر نمادی از اقتدار پادشاهی آشوری و غلبه بر او نماد شکست دشمنان امپراتوری است؟ در نتیجه این پرسش باید گفت: صحنه های شکارشیر توسط پادشاهان آشوری که به فراوانی در دوره آشورنو یافت شده اند، به عنوان نمادی از سلطنت و دفع و نابودیِ قدرت این جانور در قالب دشمن یا نیروی پلیدی و بیماری زا و همچنین تقدیم آن بصورت قربانی است که تنها توسط شخص پادشاه در قالب کاهن شاه صورت می گرفته است.
۱۱.

پژوهشی در شناخت نقش ناشناخته پریشو

تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۱۹۲
در سال 1383 نقش برجسته ای نزدیک دریاچه پریشان کشف شد و در فهرست آثار ملّی ثبت شد. مشخصات این سنگ نگاره، آن را به دوران ساسانی نسبت می دهد. از آنجا که علل ایجاد این نقش و موضوع آن تاکنون بررسی نشده است، نقش مذکور مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و با دیگر سنگ نگاره های ساسانی و سکه های این عصر مطابقت داده شد، ازآنجاکه در حوالی این سنگ نگاره ها نیزار و دریاچه وجود دارد و نقش بر بلندای کوه قرارگرفته و تصویر زنی را نشان می دهد، می توان نتیجه گرفت که نقش مربوط به آناهیتا ایزد بانوی آب هاست که همچون دیگر نقش برجسته های ساسانی در جوار چشمه، رودخانه و در ارتباط با آیین آنان است. آناهیتا فرشته نگهبان آب ها و مظهر برکت و فراوانی در باور ایرانیان باستان بوده است.
۱۲.

تأملی بر نمودهای قدرت در بازنمایی باغ های آشوری و نئوآشوری با تکیه بر کتیبه ها و نقش برجسته هایی از قرن 12 تا 7 ق.م

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۵۱
با بررسی نقش مؤلفه های فرهنگی و جریان های فکری در شکل گیری ویژگی های کالبدی و عملکردی باغ -در یک بستر جغرافیایی- می توان به تصویری جامع تر از فرهنگ مردمان سازنده آن پی برد. نقش مؤلفه قدرت در شکل گیری تمدن آشوری و نئوآشوری به گونه ای است که حکمرانان از نیمه دوم قرن هشتم ق.م. در نقش برجسته ها، از نمایش باغ به عنوان رسانه و ابزار نمایش قدرت سلطنتی بر روی دیوارهای قصرهایشان استفاده می کنند. ارتباط میان قدرت به عنوان یکی از علل شکل گیری باغ های سلطنتی (چرایی) و نحوه نمایش آنها در بازنمایی های باغ (چگونگی)، اطلاعاتی از ویژگی های کالبدی و عملکردی خاص باغ در این دوره تاریخی ارائه می دهد. این نگرش نقش برجسته هایی با محوریت باغ را به مثابه بیانیه ای امپریالیستی و سیاسی مورد توجه قرار داده و «قدرت» را به عنوان یک اصل فرهنگی در تمدن آشوری و نئوآشوری مطرح می سازد.هدف از نوشتار حاضر بررسی الگوی کلی باغ های سلطنتی آشوری و نئوآشوری با تأکید بر ابعاد سیاسی آن است. چگونگی بروز این مسئله در باغسازی منطقه بین النهرین به شکل نمایش قدرت شاهانه در بازنمایی هایی از باغ دیده می شود که تاکنون به صورت جامع و با تأکید بر همه ابعاد آن، در قالب پژوهشی مستقل مورد بررسی قرار نگرفته است.روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی و از نوع تاریخی و تحلیل محتوا بوده و جمع آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای با استناد به منابع اطلاعاتی دسته اول نقش برجسته ها، کتیبه ها و متون ادبی آشوری و منابع دسته دوم مقالات و کتب در دسترس صورت گرفته است.بازنمایی باغ سلطنتی به عنوان پدیده ای طبیعی-فرهنگی در نقش برجسته های آشوری و نئوآشوری، با هدف نمایش قدرت عمرانی و نظامی شاه و القای قدرت فرازمینی وی صورت گرفته است. این مسئله نشانگر تمرکز بر مؤلفه قدرت به عنوان زمینه اصلی بازنمایی باغ است که در سه سطح با بازآفرینی عمل خلقت در ساخت باغ، منظره پردازی طراحی شده و مصنوعی و نمایش اجزاء و عناصر غیربومی بر ایدئولوژی و باور فرهنگی قدرت خداگونه و مقبولیت سیاسی شاه تأکید دارد. چنین شکلی از بازنمایی، الگوی کلی باغ سلطنتی را فراتر از هندسه واحد و کالبدگرایی، در قالب کیفیات مشترکی نظیر جنبه آیینی و تشریفاتی، تصنع و خرق عادت و جنبه تقلیدی و نمایشی به تصویر می کشد.
۱۳.

بررسی مرمت های تکمیلی در نقش برجسته های سنگی محوطه تاریخی تخت جمشید از منظر جهان بینی دوران هخامنشی: مطالعه ای تطبیقی

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
مرمت تکمیلی به عنوان اقدامی مداخله ای که با هدف جبران بخش کمبود در آثار هنری و تاریخی انجام می شود، مانند هر اقدام حفاظتی دیگری، نیازمند شناخت و درک اثر است. بخش مهمی از شناخت از طریق آگاهی نسبت به دیدگاه و اندیشه جامعه مالک اثر نسبت به مقوله هنر، به عنوان ابزاری برای بیان خود صورت می پذیرد؛ موضوعی که جهان بینی خوانده می شود. در اروپا و بعضی مناطق دیگر، مطالعات زیادی در رابطه با فلسفه و جهان بینی غالب در دوره های مختلف از جمله؛ یونان و رُم باستان، قرون وسطی، رنسانس و ... صورت گرفته اند. حاصل این مطالعات، ارائه نظریات، مبانی و کنوانسیون های متعدد در حوزه حفاظت و مرمت آثار است. در ایران اما به جز پژوهش هایی که بیشتر در مورد هنر و فلسفه اسلامی انجام شده، کمتر به موضوع جهان بینی ایرانیان دوران باستان به ویژه دوره هخامنشی پرداخته شده است. حال آنکه مرمت آثار این محوطه نیز از همان شیوه ها و مبانی مورد توافق بر پایه جهان بینی غربی پیروی می کند. این مقاله با تمرکز بر موضوع مرمت های تکمیلی بخش های کمبود در نقش برجسته های تخت جمشید از طریق مطالعات میدانی و کتابخانه ای، تلاش می کند تا جهان بینی ایرانیان باستان دوره هخامنشی و ارتباط آن با هنر و در نهایت، با مرمت میراث برجای مانده را تحلیل کند. در همین راستا، جهان بینی یونان باستان بررسی شده و دو فرهنگ غالب دنیای باستان؛ یعنی فرهنگ یونانی که نشأت گرفته از اسطورگان یونانی بوده و فرهنگ ایرانی که سرچشمه آن، اصول اخلاقی توحیدی است، مقایسه می شوند. با توجه به وجود تفاوت های بنیادین میان جهان بینی و در نتیجه تاریخ هنر ایرانیان دوره هخامنشی با همتایان اروپایی آنها؛ به ویژه یونانیان – به عنوان فرهنگ مولد تاریخ هنر اروپایی و در نتیجه فلسفه حفاظت و مرمت- به نظر می رسد داشتن رویکردهای یکسان نسبت به موضوعات حفاظت/ مرمت، به ویژه مداخلات حفاظتی، تنها بر اساس رویکردهای فلسفی و تاریخ هنر دنیای غربی قابل قبول نباشد و بنابراین، شاید نیاز به بازبینی اصول حفاظت/ مرمت در خصوص شیوه های مرمت تکمیلی در نقش برجسته های تخت جمشید باشد.