وحید غلامی

وحید غلامی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه زبان انگلیسی و زبان شناسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰ مورد.
۱.

واژه بست های ضمیری کردی موکری: تحلیلی نوایی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۵
واژه بست ها به طور کلّی ماهیتی بیناحوزه ای دارند و رابط حوزه های واج شناسی، ساخت واژه و نحو هستند. این عناصر ازلحاظ آوایی فاقد استقلال آوایی هستند و به منظور بازنمایی به میزبانی با استقلال آوایی نیاز دارند. توزیع واژه بست ها تابع حوزه های پیش گفته است. واژه بست های ضمیری کردی موکری در نقش های متعدّدی ازجمله مطابقه، مفعول (مستقیم و غیر مستقیم)، مالکیت اسم و ... ظاهر می شوند و از قابلیت حرکت بالایی برخوردار هستند. از این رو عناصر مختلفی متعلّق به مقوله های مختلف، می توانند نقش میزبانی آن ها را بپذیرند. در نوشتار پیش رو با بهره گیری از نظریه واج شناسی نوایی (سلکرک، 1995؛ تراکنبرات، 1999 و آندرسن، 2005) و سلسله مراتب سطوح هفت گانه آن، به مثابه یکی از حوزه های واج شناسی زایشی، جایگاه واژه بست های ضمیری کردی موکری بررسی می شود. پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی و میدانی انجام شده است. به منظور گردآوری داده ها نگارنده از شمّ زبانی خود (به منزله گویشور کردی موکری (گویش موکریانی، اُشنویه)) و نیز گویشوران اصیل این زبان به همراه فیش برداری از کتاب ها، مجلاّت و نوشتارهای سایت ها و ضبط حدود پانزده ساعت صدای گویشوران گویش مورد نظر یاری می جوید. مطالعه و بررسی داده های کردی موکری نشان داد که واژه بست های ضمیری به طور نظام مند پس از اوّلین گروه واجی (کلمه نوایی) در درون حوزه فعلی خود واقع می شوند.
۲.

همسانی ساختاری بند و گروه حرف تعریف: حالت و مطابقه در ترکی آذری

تعداد بازدید : ۳۹
مقاله حاضر به بررسی حالت و مطابقه درون گروه حرف تعریف در ترکی آذری می پردازد. در ترکی آذری، بین هسته اسم (مملوک) و سازه مالک، در فرافکنی گروه حرف تعریف، نوعی همپراشی ساختواژی وجود دارد که از چند جهت مشابه مطابقه فعل و فاعل در فرافکنی گروه زمان/ متمم ساز است. این پژوهش ضمن برشمردن ویژگی های توصیفی این همپراشی، به تحلیل مطابقه هسته اسم و مالک در ترکی آذری، در چهارچوب نحو کمینه گرا، می پردازد. به طور مشخص، نتایج این پژوهش نشان می دهد که مطابقه هسته اسم (مملوک) با مالک، در گروه حرف تعریف ترکی آذری، مبتنی بر تبادل مشخصه های فای و حالت، در نتیجه رابطه تطابق، در همان پیکره بندی ساختاری است که مطابقه فعل با فاعل از آن بهره می گیرد. به این ترتیب، ضمن تایید فرضیه همسانی ساختاری فرافکن های گروه زمان و گروه حرف تعریف، استدلال خواهد شد که مطابقه و حالت در فرافکن های نحوی گوناگون از فرایندی واحد مشتق می شوند.
۳.

مروری بر روش های اندازه گیری فهم متقابل بین کردی جنوبی و کردی میانی در دو پژوهش

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۹۸
فهم متقابل به معنای آن است که شنونده ای از گونه زبانی (الف)، گفتار گوینده ای از گونه زبانی (ب) را بدون آموزش، بدون برخورد زبانی و بدون قصدی آگاهانه درک کند و برعکس. این میزان درک در اغلب موارد کامل نیست و یا از نوع متقارن/ دوسویه نیست و برای هر کدام از گونه های مورد بررسی، درجاتی دارد. زبان هایی که انتظار می رود دارای فهم پذیری باشند، زبان های مرتبط نزدیک یا گویش های متعلق به یک زبان هستند. در شرایطی که دو گویشور متعلق به دو گونه زبانی برای ارتباط با یکدیگر هر کدام از گونه زبانی خود استفاده کنند نه از زبانی میانجی، به این معناست که برقراری ارتباط زبانی آن ها در چارچوب اصل چندزبانگیِ پذیرا انجام گرفته است. مطالعات غیر ایرانی با استفاده از انواع آزمون ها و پرسشنامه ها میزان فهم متقابل بین زبان های مرتبط و گویش ها را به صورت تجربی بررسی کرده اند. این مقاله علاوه بر توصیف روش های رایج در این زمینه، مروری است بر روش های به کار رفته در پژوهش میرمکری و همکاران به عنوان نخستین پژوهش تحت نام «بررسی فهم متقابل بین گویش های کردی جنوبی و کردی میانی» در میان پژوهش های زبانی در ایران و معرفی روش های اندازه گیری فهم متقابل دو گویش اصلی کردی و جنبه های گوناگون آن است. مرور روش ها در پژوهش مذکور نشان می دهد پژوهش به لحاظ روش شناختی، کامل است و آزمون های بکار گرفته شده در آن دارای اعتبار علمی بوده و نتایج حاصل از آن در تطابق و تأیید دستاوردهای تحقیقات انجام شده حول محور موضوع فهم متقابل است.
۴.

نقش استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در هویت اجتماعی و رابطه معلم و شاگرد

تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در هویت اجتماعی و رابطه معلم و شاگرد است. مطالعه حاضر یک پژوهش مقطعی با رویکرد توصیفی تحلیلی بود که به صورت پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه در استان خراسان جنوبی بودند که در سال تحصیلی 1398-1397 مشغول به تحصیل بودند. نمونه گیری به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انجام شد. ابتدا در هر شهرستان به روش خوشه ای، چند مدرسه متوسطه اول به صورت تصادفی انتخاب شد، سپس بعد از دریافت مجوز، با مراجعه به دفتر آموزش هر مدرسه و بر اساس لیست دانش آموزان، افراد به روش نمونه گیری طبقه ای و به صورت تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. حجم نمونه پژوهش برابر با 200 نفر می باشد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه استاندارد استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی شی، لو، یانگ، لی و کای (2014)، پرسشنامه رابطه معلم- شاگرد مورای و زوویچ (2010) و پرسشنامه هویت اجتماعی کاروانی (2014) بود. برای سنجش همبستگی متغیرها در صورت برقراری فرض نرمالیتی از معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با هویت ملی، قومی، مذهبی و جهانی دانش آموزان دختر متوسطه اول استان خراسان جنوبی ارتباط مثبت و معنی داری دارد. همچنین بین استفاده از شبکه های اجتماعی و رابطه معلم- شاگرد رابطه معناداری وجود دارد
۵.

ساخت های دارای jɑ- در گویش لکی

تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۲۰۲
نوشتار پیش رو به روش توصیفی – تحلیلی، نقش های معنایی و نحوی ساخت های دارای jɑ-در گویش لکی را برحسب جایگاه موضوعی شان در چارچوب دستور ساخت مدار گلدبرگ بررسی کرده است. در این پژوهش داده ها به صورت میدانی با ضبط گفتار گویشوران با محدوده سنّی بین 50 تا 60 سال گردآوری و برمبنای چارچوب نظری مقاله و شمّ زبانی یکی از نگارندگان به مثابه گویشور بومی زبان تجزیه و تحلیل شده است. یافته های پژوهش گویای آن است که هرگاه jɑ- با جملاتی همچون متعدّی، سببی، نافاعلی و نامفعولی همراه شود، مشارک عامل نمی تواند به منزله موضوع مستقیمی حضور داشته باشد، همچنین زمانی که این ساخت در جملات لازم مرکّب غیر کنایی که دارای عامل هستند همراه شود، سبب حذف مشارک عامل در سطح نحو جمله می شود. پس این ساخت نه تنها با افعال دوظرفیتی، بلکه با افعال مرکّب یک ظرفیتی نیز همراه می شود. در پژوهش حاضر ادّعا می شود گرچه حضور jɑ- در جمله موجب حذف مشارک عامل در سطح نحو می شود؛ ولی در سطح معنا همچنان باقی است.
۶.

کلان استعاره شناختی آزادی در زبان کُردی با تکیه بر اشعار شیرکو بیکه س

تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۱۷۰
ازجمله نوین ترین رویکردهای نقد آثار ادبی، رویکرد شناختی می باشد. استعاره مفهومی یک مفهوم پایه ای در این رویکرد محسوب می شود که از طریق آن، مفهوم یک حوزه به حوزه دیگر نگاشت می شود و مفهوم حوزه دوم از طریق حوزه اول درک می شود. کلان استعاره ها که برای درک آثار ادبی مورد نیاز هستند و در فهم زبان و اندیشه منتقدین کاربرد دارند، از همین ساز و کارهای استعاره مفهومی بهره می برند. دراین جستار با تکیه بر مفهوم شناختی استعاره، نگارنده قصد دارد کلان استعاره آزادی را در اشعار بیکه س بررسی کند. داده های پژوهشِ حاضر، اشعار موجود در کتاب مجموعه شعر اینک دختری سرزمین من است (2011) می باشد که در آن استعاره های کلان و مفهومیِ متعدد و مختلفی مشاهده می شود. اینکه کلان استعاره آزادی چگونه در اشعار بیکه س نمود پیدا می کند و کدام یک از اشعار بیکه س حاوی بیشترین مفاهیم مرتبط با آزادی هستند، سوالات اصلی پژوهش می باشند. پژوهش حاضر براساس نظریات لیکاف و جانسون (1980) و کووچش (2010)، و به روش تحلیلی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اولاً آزادی، آزادی بیان، آزادی زنان، ظلم ستیزی، آزادیخواهی و عدالت طلبی مفاهیمی بارز در آثار بیکه س می-باشند. همچنین، استعاره های خُرد به کار رفته در روساخت این آثار داری زیرساختی پایه ای به نام آزادی هستند که آنها را سامان می بخشد.
۷.

رویکردی شناختی به کلان استعاره عشق در اشعار شیرکو بی کس

تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۲۵۵
در این جستار با تکیه بر مفهوم شناختی استعاره، نگارنده قصد دارد کلان استعاره عشق را در اشعار شیرکو بی کس، شاعر کُرد معاصر بررسی کند. داده های پژوهش، اشعار موجود در کتاب مجموعه شعر اینک دختری سرزمین من است (2011) می باشد که در آن استعاره های کلان و مفهومیِ متعدد و مختلفی مشاهده می شود. اینکه عشق چگونه در اشعار بی کس نمود پیدا می کند و چگونه استعاره های مفهومی خُردِ موجود در روساخت این اشعار توسط استعاره کلان عشق انسجام یافته اند، سوالات اصلی پژوهش می باشند. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون (1980) و نظریات کووچش (2010)، و به روش استنباطی- تحلیلی صورت گرفته است و نگارش آن برپایه شیوه کتابخانه ای می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که اولاً عشق مفهومی بارز در اشعار بی کس می باشد و همچنین، استعاره های خُرد به کار رفته در روساخت این آثار داری زیرساختی پایه ای به نام کلان استعاره عشق هستند که در سراسر متن موج می زند.
۸.

کوتاه شدگی واکه در کردی میانی: تحلیلی براساس اصول واج شناسی بهینگی

تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۶۷
در پژوهش توصیفی - تحلیلی پیش رو، پژوهش گران در چارچوب اصول و روش های نظریه واج شناسی بهینگی به فرایند کوتاه شدگی واکه در گویش کُردی میانی پرداخته اند. بررسی داده ها بیان گر آن است که گویشوران کُردی میانی این فرایند را، در پیوند با غلت سازی، درواقع به منزله راهکاری برای رفع التقای دو واکه به کار می برند. به این صورت که واکه های کشیده پایان واژه که دارای دو جایگاه زمان مند و دومورایی هستند، هنگامی که پیش از پسوندهایی قرار گیرند که با یک واکه شروع شده اند، کوتاه می شوند و یک مورایشان آزاد می گردد و در فرایند غلت سازی، به یک غلت تعلّق می گیرد که جایگاه آغازه هجای بعدی را پر می کند؛ بنابراین، فرایند یادشده با هدف حفظ جایگاه های زمان مند صورت می گیرد. این امر می تواند به این معنی باشد که در کُردی سورانی، همخوان های آغازه هجا مورایی هستند؛ همچنین، پس از تعیین محدودیت های دخیل در صورت گرفتن این فرایند و مشخّص نمودن سلسله مراتب آن ها، تحلیل بهینگی داده ها نشان داد که در کُردی میانی، فرایند غلت سازی ازطریق کوتاه شدگی واکه های کشیده، نسبت به فرایندهای دیگری که به طور معمول برای رفع التقای واکه ها در پیش گرفته می شود مانند درج غلت، حذف یکی از واکه ها، ادغام دو واکه، مرکّب سازی واکه ای و... هزینه کمتری دربر دارد.
۹.

التقای واکه ها و رفع آن در کردی میانه

تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۱۱
در نوشتار پیش رو نویسندگان به روش توصیفی - تحلیلی پدیده التقای واکه ها و راهکارهای اصلاح آن را در کردی میانی بررسی و داده های گردآوری شده پژوهش را در چهارچوب نظریه واج شناسی بهینگی تحلیل کرده اند. تحلیل داده ها که مشتمل بر حدود هشتاد کلمه ساده، صرفی و ترکیبی است، نشان داد که معمول ترین راهکاری که گویشوارن کردی میانی به این منظور به کار می برند، فرایند غلت سازی است. افزون بر غلت سازی، فرایند حذف واکه نیز تنها در مواردی که دو واکه افتاده در مجاورت هم واقع می شوند، به دلیل غیر مجازبودن غلت سازی از واکه های افتاده، استفاده می شود. درنهایت، محدودیت های حاکم بر غلت سازی به صورت *OCP » IDENT-F(ROUND) » IDENT و محدویت های حاکم بر حذف نیز به صورت*OCP » GF(+LOW), M.MAX » IDENT تعیین و مرتبه بندی شدند
۱۰.

ارزیابی الگوی فضایی و ارائه الگوی بهینه به منظور مکان یابی مراکز ورزشی (نمونه موردی کلان شهر تهران)

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۲۹
امروزه بررسی تحولات جهانی  حاکی از این است که شهر و شهرنشینی با تغییرات بنیادی کمی و کیفی روبرو بوده است. یکی از مهم ترین پیامدهای آن در دهه های اخیر، نابسامانی در نظام توزیع خدمات و تمرکز مراکز خدماتی در یک مکان خاص می باشد. این در حالی است که نیاز روزافزون جمعیت به ورزش و مدیریت قوی در سطوح محله، ناحیه، منطقه و شهر بدون استفاده از اطلاعات، ابزار، روش های مدرن و به روز هرگز میسر نمی باشد. لذا، دسترسی سهل و سریع و کم هزینه به خدمات ورزشی، صرفه جویی در هزینه ها و تخصص بهینه منابع مستلزم کاربرد مدل ها و روش های علمی و معیارهای مرتبط و کارا جهت پشتیبانی از مدیریت شهرها می باشد. بر این اساس، در این پژوهش به ارزیابی الگوی فضایی و ارائه الگوی بهینه به منظور مکان یابی مراکز ورزشی در سطح شهر تهران، پرداخته شده است. روش پژوهش ترکیبی از روش های توصیفی و تحلیلی و نوع آن کاربردی است. جهت تحلیل داده ها از نرم افزارهای ArcGIS، Super Decisions و با استفاده از شاخص میانگین نزدیک ترین همسایه، مدل ANP و مدل فازی جهت مکان یابی فضاهای ورزشی استفاده شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که با توجه به الگوی خوشه ای پراکنش فضاهای ورزشی در سطح شهر تهران و همچنین پایین تر بودن سرانه فضاهای ورزشی این شهر نسبت به حداقل سرانه ها، دسترسی به این مراکز در وضعیت موجود مناسب نمی باشند. نتایج مدل فازی نشان داد که وضعیت مناطق مرکزی تهران در این زمینه نامناسب تر می باشد.
۱۲.

تعیین شدت فرسایش با استفاده از مدل های Fargas و BLM مورد: حوضه ی آبخیز بندره

تعداد بازدید : ۱۱۰۲ تعداد دانلود : ۶۲۰
شناخت مناطق مختلف یک حوضه آبخیز (به عنوان یک واحد طبیعی برنامه ریزی) از نظر وقوع فرسایش و شدت آن همواره یکی از مهمترین اهداف کارشناسان منابع طبیعی بوده است. برای رسیدن به این هدف مدل هایی به صورت تجربی ارائه شده اند که هرکدام دارای نقاط قوت و ضعفی می باشند. از جمله مدل هایی که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته اند مدل های Fargas و BLM می باشند که در حوضه ی آبخیز بندره با سطحی معادل40/28 کیلومتر مربع واقع در استان آذربایجان غربی اجرا شده است. مدل Fargas تنها دو عامل فرسایش پذیری نوع سنگ و تراکم زهکشی را در هر واحد سنگی در نظر می گیرد در حالی که مدل BLM شامل هفت عامل فرسایش سطحی، لاشبرگ سطحی، پوشش سنگی سطح زمین، آثار تخریب در سطح زمین، فرسایش شیاری سطحی، آثار رسوبگذاری حاصل از جریان و توسعه ی فرسایش خندقی می باشد که برگرفته از تیپ های فرسایشی می باشد. هدف از تحقیق حاضر بررسی هریک از مدل های فوق در منطقه ی مورد مطالعه می باشد. نتایج حاصل از دو روش نشان داد دو کلاس فرسایش کم و متوسط در سطح حوضه وجود دارد، بطوریکه در روش Fargas و همکاران 72/9% از سطح حوضه دارای شدت فرسایش کم و 27/90% از حوضه دارای شدت فرسایش متوسط می باشد و در روش BLM 63/50% از سطح حوضه ی دارای شدت فرسایش کم و 36/49% از سطح حوضه ی دارای شدت فرسایش متوسط می باشد. همچنین نتایج نشان داد در حدود 206/19% از سطح اراضی با شدت فرسایش کم و 64/54 از سطح اراضی با شدت فرسایش متوسط بوده، بنابراین 85/73% از سطح حوضه مورد مطالعه در روش Fargas و BLM دارای توافق با یکدیگر از نظر شدت فرسایش می باشند.
۱۳.

شبیه سازی آبدهی چشمه های کارستی با استفاده از شبکه ی عصبی مصنوعی (مطالعه ی موردی: ارتفاعات البرز مرکزی)

کلید واژه ها: استان مازندران منابع آب تخلخل شبکه ی عصبی مصنوعی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی جغرافیای آبها
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
تعداد بازدید : ۵۰۳ تعداد دانلود : ۳۵۰
چشمه ها یکی از منابع آبی مهم در سطح کشور شمرده می شوند. در ارتفاعات البرز مرکزی چشمه های کارستی فراوانی گسترش دارند که شناخت وضعیّت هیدرولوژیکی آنها در بهره برداری و مدیریت آنها ضرورت دارد. هدف از این پژوهش، بررسی کارایی شبکه ی عصبی مصنوعی در شبیه سازی آبدهی چشمه های کارستی در استان مازندران است. بدین منظور، 80 چشمه کارستی مورد مطالعه قرار گرفت. تعداد 60 نمونه برای آموزش یا ارائه ی مدل و تعداد 20 نمونه برای تست یا اعتباریابی استفاده شد. مقادیر کمّی عوامل مؤثّر در آبدهی چشمه های کارستی، شامل؛ درصد تخلخل تشکیلات آبخوان، ارتفاع مکان، شیب زمین، بارش متوسّط سالانه و فاصله از منابع آب با به کارگیری داده ها و نقشه ها در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) برآورد شد. برای ارائه ی مدل مناسب برای آبدهی چشمه های کارستی از نرم افزار MATLAB شاخه ی Neural Network و از شبکه ی پرسپترون چند لایه استفاده شد. برای فرآیند شبیه سازی، 80 درصد داده ها برای آموزش و 20 درصد مابقی برای تست یا اعتباریابی استفاده شد. عملکرد شبکه ی عصبی با پارامتر هایی چون، جذر میانگین مربّع خطا (RMSE) و ضریب همبستگی بین خروجی های حقیقی و دلخواه (R) سنجیده شد. نتایج پژوهش، نه تنها کارایی شبکه ی عصبی مصنوعی در شبیه سازی آبدهی چشمه ها را نشان داد؛ بلکه حاکی از آن است که عوامل فاصله از منابع آب، تخلخل تشکیلات آبخوان و ارتفاع مکان، عوامل اصلی در آبدهی چشمه های کارستی در ارتفاعات البرز مرکزی به شمار می آیند؛ بنابراین با استفاده از شبکه ی عصبی مصنوعی، می توان آبدهی چشمه های فاقد آمار را با دقّت قابل قبولی برآورد کرد.
۱۴.

مطالعه پتانسیل سیل خیزی حوضه آبخیز کسیلیان با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی

تعداد بازدید : ۱۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۳۳
ایجاد رواناب در سطح زمین مشکلاتی مانند فرسایش خاک، وقوع سیلاب، کاهش حاصلخیزی خاک و پوشش گیاهی و حتی کاهش منابع آب زیر زمینی را در بر دارد که عواملی مانند شرایط اقلیمی ، خاک، شرایط توپوگرافی زمین و پوشش سطح خاک در آن تاثیر دارند. در این تحقیق سطح حوضه آبخیز کسیلیان به مساحت 68 کیلومتر مربع که از نظر پتانسیل سیل خیزی وضعیت مناسبی نداشته مورد مطالعه قرار گرفته است. روش تحقیق بدین ترتیب بوده است که ابتدا با بکارگیری سیستم اطلاعات جغرافیایی مدل فیزیکی حوضه آبخیز با بکارگیری DEM، شبیه سازی شده و با وارد نمودن این اطلاعات در مدل هیدرولوژیک HEC-HMS، یک مدل بارش- رواناب با بکارگیری روش SCS برای حوضه آبخیز کسیلیان ارائه گشت. پس از بهینه سازی مدل، اعتباریابی مدل هیدرولوژیک حوضه با اجرای آن برای سه واقعه بارش گذشته و مقایسه هیدروگراف های شبیه سازی شده با هیدروگراف های مشاهداتی انجام پذیرفت و با روش حذف انفرادی زیر حوضه ها، میزان مشارکت در تامین دبی اوج و حجم رواناب خروجی حوضه، برای هر یک از زیرحوضه ها بررسی و طبقه بندی شد. نتایج نشان داد که زیر حوضه های با پوشش جنگلی دارای کمترین میزان رواناب و پتانسیل سیل خیزی است و بیشترین پتانسیل تولید رواناب در زیر حوضه هایی است که دارای اراضی وسیع زراعی و گسترش خاکهای گروه هیدرولوژیک C ( بافت سنگین) اراضی غیر قابل نفوذ می باشند.
۱۵.

شبیه سازی رفتار هیدرولیکی رودخانه های گوهررود و سیاه رود با سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل هیدرولیکی HEC-RAS

تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۵۵۰
با از بین بردن خطوط تقسیم آب در شهرها سبب سرگردانی روانابها و عدم کنترل آنها می شوند. زهکشی روانابهای سطحی یکی از مشکلات مدیریت شهر رشت می باشد. بالا آمدن آب رودخانه و مسدود شدن کانالهای زهکشی یکی از عوامل آب گرفتگی خیابانها است. سیستم اطلاعات جغرافیایی به همراه مدلهای ابزاری کلیدی هستند که با داشتن مدلسازی و برخی آنالیزها در کنترل سیلابها موثر می باشد. برای مطالعات سیلاب، ژئومتری زمین یکی از عوامل بسیار مهم می باشد. استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی شبیه سازی ژئومتری زمین را با دقت و سرعت بالایی مقدورمی سازد. بدین منظور با استفاده الحاقیه HEC-GeoRAS(GIS) و نقشه های پلان رودخانه، ژئومتری بستر و اراضی حاشیه رودخانه های گوهررود و سیاهرود شبیه سازی شد. با استفاده از تجزیه و تحلیل های آماری، دبی ها با دروه بازگشت های مختلف برآورد گشت. سپس با بکارگیری اطلاعات ژئومتری بستر و اراضی حاشیه رودخانه ها در مدل هیدرولیکی HEC-RAS، رفتار هیدرولیکی رودخانه ها شبیه سازی شد. در نهایت مکانهای که امکان مسدود شدن کانالهای زهکشی وجود داشته و مکانهای مناسب برای احداث کانالهای زهکشی جدید شناسایی گردید.
۱۶.

بررسی تأثیر تغییرات فصلی ضریب زبری مانینگ در پیش بینی رفتار هیدرولیکی سیلاب (مطالعة موردی: رودخانه هراز)

کلید واژه ها: دشت سیلابی رفتار هیدرولیکی روش کاون ضریب زبری مانینگ رودخانه هراز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵۰ تعداد دانلود : ۱۰۰۵
روش های مختلفی برای کنترل, یا کاهش خسارات سیلاب وجود دارد. یکی از این روش ها پهنه بندی سیل است که با شبیه سازی بستر و دشت سیلابی رودخانه و رفتار هیدرولیکی آن، پهنه های سیلاب را در دوره بازگشت های متفاوت مشخص میکند. یکی از عوامل اصلی تأثیر گذار در سرعت، عمق و گسترة سیلاب در این روش، ضریب زبری مانینگ است. از سوی دیگر، پوشش خاک, بویژه پوشش گیاهی از تعیینکننده ترین عوامل میزان ضریب زبری مانینگ به حساب میآید. بنابراین انتظار میرود تغییرات فصلی پوشش گیاهی منطقه در مقدار محاسباتی ضریب زبری مانینگ و در نهایت بر پیش بینی رفتار هیدرولیکی سیلاب ها نقش بسزایی داشته باشد. در این تحقیق سعی شده به بررسی تأثیر تغییرات فصلی ضریب زبری مانینگ، متناسب با تغییرات حاصل در وضعیت پوشش گیاهی بازه ای از رودخانه هراز با استفاده ار سیستم اطلاعات جغرافیایی (الحاقیه HEC-GeoRAS )، نرم افزار HEC-RAS و نقشه های پلان رودخانه با مقیاس 1:500 استفاده شده و ضریب زبری مانینگ با روش کاون در دو فصل زمستان و تابستان به پیش بینی رفتار هیدرولیکی سیلاب های این مسیر پرداخته شود. نتایج حاکی از آن است که زمان تعیین ضریب زبری، به دلیل تغییرات در وضعیت پوشش گیاهی منطقه در مقادیر محاسباتی ضریب زبری برای سواحل رودخانه و دشت سیلابی آن مؤثر بوده و در نتیجه موجب تغییراتی در پهنه های سیلاب، سرعت و عمق آب، نیروی تنش برشی و توزیع حجم سیلاب در سطح دشت سیلابی در دورة بازگشت های مختلف میشود. افزایش پوشش گیاهی و به تبع آن ازدیاد ضریب زبری مانینگ در فصل تابستان سبب میشود در سواحل و دشت سیلابی تمامی مقاطع مورد مطالعه سرعت، قدرت و دبی جریان به مقدار زیادی نسبت به شرایط مشابه در فصل زمستان کاهش یابد. این امر در پیش بینی رفتار هیدرولیکی رودخانه در بازه های زمانی متفاوت، بخصوص در طرح های سازه ای و هیدرولیکی مؤثر و حایز اهمیت است.
۱۷.

آمایش حوضه آبخیز تیل‌آباد گلستان، با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)

کلید واژه ها: سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) توان اکولوژیک آمایش اراضی آمایش حوضه آبخیز تیل‌آباد گلستان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۰ تعداد دانلود : ۵۳۰
آمایش اراضی علمی است که با توجه به ویژگی‌های اکولوژیکی سرزمین و شرایط اقتصادی اجتماعی آن، نوع استفاده بهینه از سرزمین را مشخص می‌سازد. در ارزیابی توان اکولوژیک حوضه آبخیز 965,33 هکتاری تیل‌آباد گلستان که موضوع این تحقیق است، نقشه‌های طبقات ارتفاع از سطح دریا، شیب، جهت شیب، بافت خاک، زمین‌شناسی، همباران، همدما، فرسایش خاک، عمق خاک، ساختمان خاک، تولید علوفه، وضعیت مرتع، گرایش مرتع، تاج پوشش، اقلیم و زهکشی، رقومی شده و به روش سیستمی بر اساس مدل طراحی شده برای حوضه در محیط Arc View با یکدیگر تلفیق شده و توان هر سرزمین نسبت به کاربری‌های کشاورزی، مرتع‌داری، توسعه روستایی، تفرج و حفاظت تعیین شده و با توجه به مطالعات اقتصادی، اجتماعی منطقه و پیش‌فرض‌های مدل، اولویت‌بندی شده و در نهایت، نقشه نهایی آمایش سرزمین تولید گردید. نتیجه ارزیابی توان اکولوژیک منطقه نشان می‌دهد که 94/63 درصد سطح حوضه تیل‌آباد باید به کاربری حفاظت، 63/13 درصد به کاربری مرتع‌داری طبقه 1، 44/1 درصد به کاربری مرتع‌داری طبقه 2، 63/9 درصد به کاربری کشاورزی طبقه 1 (اراضی آبی و باغ)، 25/1 درصد به کاربری کشاورزی طبقه 2 42/5 درصد به کاربری جنگل تنک، 85/4 درصد به کاربری ارس کم تراکم و 06/0 درصد به کاربری توسعه روستایی اختصاص یابد
۱۸.

تاثیر تغییر کاربری اراضی در افزایش میزان فرسایش و تولید رسوب و پیشنهاد کاربری مناسب در حوضه زارم رود مازندران با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی

کلید واژه ها: GIS کاربری اراضی حوضه زارم رود فرسایش و رسوب مدل EPM

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷۷
نحوه استفاده و نوع کاربری اراضی از عوامل تاثیرگذار بر افزایش میزان فرسایش خاک و کاهش درآمدهای حاصل از اراضی است و با تعیین کاربری مناسب برای اراضی می توان به توسعه پایدار دست یافت. تحقیق حاضر با هدف بهینه سازی کاربری اراضی حوضه زارم رود در مازندران و به منظور کاهش میزان فرسایش خاک صورت گرفته است. برای برآورد میزان فرسایش در سطح حوضه از مدل EPM در محیط GIS استفاده شده است. در این مدل با امتیازدهی به عوامل لیتولوژی، شیب زمین، کاربری اراضی و وضعیت فرسایش، شرایط حوضه شبیه سازی می شود. بنابراین، در صورت تغییر کاربری اراضی، تنها امتیاز عامل کاربری در مدل تغییر خواهد کرد و در نتیجه می توان تاثیر تغییر کاربری اراضی را در میزان فرسایش و رسوب بررسی نمود. سه مدل EPM برای حوضه زارم رود تنها با اختلاف در امتیاز کاربری اراضی برای مزارع و باغ ها (مکان های با امکان تغییر کاربری و نوع کشت) در محیط GIS تهیه و نحوه فرسایش به صورت کیفی و کمی برای این سه مدل مقایسه شد. نتایج حاصله بیانگر آن است که با تغییر کاربری اراضی، بخصوص دیمزارها و باغ ها می توان شدت فرسایش و میزان آن را به طور قابل ملاحظه ای کاهش داد. از طرفی، درآمدها و هزینه های هر یک از کاربری های موجود در سطح حوضه بررسی و کاربری با حداکثر درآمد و حداقل فرسایش، انتخاب گردید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان