محمد راسخ مهند

محمد راسخ مهند

مدرک تحصیلی: استاد زبان شناسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۴ مورد.
۱.

بررسی کمّی ابزارهای انسجام در متن عربی و ترجمه فارسی پنج مقامه از مقامات حریری براساس نظریه نقش گرای نظام مند

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۶
در این مقاله برپایه نظریه نقش گرای نظام مند هلیدی، میزان حضور ابزار انسجام در یک دهم از مقامات پنجاه گانه حریری به شکل تطبیق متن اصلی با ترجمه آنها بررسی می شود. در دستور نقش گرای هلیدی، زبان اصلی ترین وسیله انتقال فرهنگی است و هر عنصری از آن برپایه نقش معین در نظام کلی زبان معرفی می شود. در این نظام، ابزار مختلفی برای نشان دادن انسجام در متن به کار می رود. جامعه آماری این پژوهش پنج مقامه از مقامات پنجاه گانه حریری است؛ مقامه هایی مانند دیناریّه، برقعیدیّه، مرویّه، شیرازیّه و تنیسیّه که هم ازنظر محتوا (توجیه فقر و گدایی) بیانگر کلیت مقامات است و هم ازنظر لفظ و متن، انسجام کامل تری دارد. با بررسی متن و ترجمه آن برپایه این الگو، این نتایج به دست آمد: نخست آنکه در متن اصلی و ترجمه، میزان انسجام ازنظر کمّی در ابزارهایی مانند حذف، ترادف، هم آیی و شمول معنایی هماهنگ نیست و این به سبب رویکرد دوگانه مترجم (ترجمه آزاد و ترجمه لفظ به لفظ) و نیز اختلاف در حوزه معناییِ واژه و ساختار دستوریِ زبان اصلی و ترجمه است. دیگر آنکه حریری به لفظ بسیار توجه دارد و به دیگر رفتارهای نویسندگی بی توجه است و همین در ابتدا متن را اندکی نابسامان و بی هدف جلوه می دهد؛ اما این کتاب دربردارنده ویژگی های سه گانه آموزش زبانی و بیان روایی و روشنگری اجتماعی، همراه با عوامل انسجامی است؛ همچنین ترجمه فارسی ِآن از ظرفیت لازم برای نمایش میزان حضور ابزار انسجام برخوردار است؛ به ویژه ترجمه بررسی شده که آمیخته ای از هر دو نوع ترجمه است.
۲.

چیدمان سازه ها در زبان فارسی متأثر از وزن دستوری: تبیینی پردازش محور

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۷
بر اساس نظریۀ کنشی ترتیب واژگانی 1 و اصول بهره وری 2 در دستور ( Hawkins , 1994, 2004 )، چیدمان سازه ها ی زبانی متأثر از راندمان پردازشی است. به بیان شفاف تر، سازه ها به نحوی مرتب می شوند که پردازش زبانی را تسهیل کنند. این پژوهش با بهره گیری از تکلیف برخط خوانش جمله، با هدف بررسی نقش وزن دستوری در عملکرد حرکت سازه ها به جایگاه پسافعلی و تحلیل سطح پردازشی جملات در صورت بندی های متناظر شکل گرفت. تکلیف پیش گفته به عنوان الگویی مناسب برای تحلیل سطح پردازشی ساخت های نحوی، در محیط نرم افزار Open Sesame طراحی شد. دو مجموعۀ 24 جمله ای در سه سطح وزنی (سبک، متوسط و سنگین) و دو سطح ساختاری (سازه در جایگاه بی نشان پیش فعلی و پسافعلی) برای 40 آزمودنی فارسی زبان دارای تحصیلات دانشگاهی (سنین 18 تا 40 سال) که به شیوۀ تصادفی انتخاب شدند ارائه شد. مجموعۀ نخست شامل جملات دارای بند موصولی و مجموعۀ دوم جملات حاوی سازۀ پسایند شده و جملۀ متناظر غیرمقلوب بود. پس از هر جمله، یک پرسش بلی/ خیر مطرح شد. داده ها با نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل واریانس تحلیل شد. در وزن دستوری سبک، وقتی سازۀ مورد مطالعه در جایگاه بی نشان قرار دارد، سرعت زمان خوانش به نسبت جملات متناظر پسافعلی بیشتر است، حال آنکه این الگو با افزایش وزن دستوری برعکس می شود؛ به بیان دیگر، در وزن دستوری متوسط، حرکت پسافعلی سازه ها، به کاهش میانگین خوانش جمله منجر می شود. این کاهش به مراتب در حالت سنگین معنادارتر است. ترتیب سازه ها و گشتار حرکت نسبت به وزن دستوری سازه ها حساس است؛ درنتیجه، گرایش سنگینی پایانی در زبان فارسی در رابطه با ساخت های پیش گفته با انگیزش افزایش راندمان پردازشی تأیید می شود.
۳.

The Effects of Bilingualism on Basic Color Terms in Persian

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۸
This study is to determine how bilingualism could influence the list of Persian basic color terms and their order. Using a monolingual Persian and a bilingual Kurd sample students, and a color list task, it is assumed that bilingualism could change the ordering of the non-basic color terms in the second language, but not the basic ones. Another assumption is that, the old usual methods for obtaining mean position and saliency, based on Sutrop (2001) would not determine the BCTs in Persian. The data suggest that Persian has 6 BCTs; Qermez, Âbi, Sabz, Zard, Siyâh, and Sefid. The BCTs are retrieved by monolinguals much faster than bilinguals. Mean Position and frequency in school and university students had differences in number supporting the hypothesis that staying for more than two years in a bilingual environment and L2 use frequency are the two effective factors in BCTs order.
۴.

بررسی استعاره های خشم در زبان های فارسی، کردی و گیلکی در چهارچوب شناختی

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۸۷
در پژوهش میدانی و توصیفی- تحلیلی حاضر، به بررسی ساختار مفهومی خشم در سه زبان فارسی، کردی و گیلکی پرداخته ایم. روش مطالعه، تحلیل الگوی استعاری است که استفانوییچ (2006) پیشنهاد نموده است. چهارچوب نظری در بررسی استعاره، مدل انطباقی لیکاف و جانسون (1980) و در بررسی استعاره احساسات و نقش فرهنگ در شکل گیری آن، رویکرد کووچش (2005) است. عبارات استعاری مبیّن خشم، در سه زبان با مصاحبه و گفت وگو با گویشوران گردآوری شد و پس از تحلیل و استخراج نگاشت ها، شباهت ها و تفاوت ها مشخص گردید. نتایج نشان می دهد شباهت ها ریشه در تجربیات یکسان انسان ها از این حس، و تفاوت ها ریشه در نگاه متفاوت فرهنگی و انتظارات متفاوت هر زبان از اعضای خود دارد.
۵.

Identifying Early Maladaptive Schema of Patients with Major Depressive Disorder

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۳
<span>Cognitive models of depression propose that negative schemas and Early Maladaptive Schema contribute to depressive symptoms<span lang="FA" dir="RTL">.</span> The purpose of this study is to identify the early maladaptive Schema of patients with depression disorder. The method of study is descriptive. Research statistics involves all patients with depression disorder who have come to the counseling centers of Tehran and Hamadan. The method of sample choosing is stratified sampling.  This study was conducted among 120 patients with depression disorder.  Instruments in this study were included Beck Depression Inventory (BDI) and Short Form of Young Schema Questionnaire (YSQ). The analysis of the results showed high correlation between early maladaptive schema and symptoms of depression disorder (P < 0.05).</span><span>Regression analysis showed that early maladaptive schema of social isolation/alienation, enmeshment/undeveloped self andemotional inhibitionwere independent predictors of depression disorder.  The results of the present study indicate that identifying schema of depression in patients can help them understand the predisposing factors of their problem.</span>
۶.

رویکردی شناختی به بازنمایی رویداد حرکت در زبان هَورامی

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۶۰
حرکت، یکی از بنیادی ترین تجارب بشر است؛ بنابراین، به نظر می رسد این رویداد به صورت مفهومی جهانی در همه زبان های دنیا بازنمایی شود. بر اساس نظریه الگوهای واژگانی شدگی تالمی (۱۹۸۵ و ۲۰۰۰)، زبان ها به لحاظ بازنمایی رویداد حرکت به دو رده تقسیم می شوند: فعل بنیاد و تابع بنیاد. در زبان های فعل بنیاد، جزء هسته ای رویداد حرکت، یعنی مسیر در فعل و شیوه حرکت در تابع بازنمایی می شوند؛ امّا در زبان های تابع بنیاد، عکس این اتّفاق می افتد. هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه زبان هَورامی در رده شناسی دوگانه تالمی است. بدین منظور، ۱۴۰ فعل حرکتی (ساده و غیر ساده) هورامی از طریق مصاحبه با ۲۰ گویشور بومی بالای ۳۰ سال گردآوری و تحلیل شده اند. تحلیل داده ها نشان می دهد که زبان هورامی، رده شناسی دوگانه تالمی را به چالش می کشد؛ زیرا عناصر معنایی مسیر و شیوه، تقریباً به یک اندازه در ریشه فعل واژگانی می شوند؛ به عبارت دیگر، هورامی هم ویژگی زبان های فعل بنیاد و هم تابع بنیاد را دارد؛ لذا نمی توان آن را به طور قطع در یکی از دو رده پیشنهادی تالمی قرار داد. بهتر است رفتار آن را در بازنمایی رویداد حرکت با توجّه به پیوستار برجستگی شیوه (اسلوبین، 2004) و پیوستار برجستگی مسیر (ایبارتس - آنتونانو، 2004) ارزیابی کرد. به این ترتیب، هورامی در بخش های میانی این دو پیوستار قرار می گیرد، به علاوه، از آنجا که الگوی (حرکت + مسیر + شیوه) سوّمین الگوی واژگانی شدگی پربسامد در هورامی است، این زبان، دارای ویژگی زبان های دو قطبی (اسلوبین، 2004) نیز است.
۷.

تأثیر طول سازه بر حرکت نحوی: تحلیلی بر اساس ردیاب چشمی

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۹
حرکت نحوی که طی آن تغییراتی در ترتیب سازه ها ایجاد می شود، با هدف اقناع اصول بهره وری صورت می گیرد. طول سازه ها به عنوان عاملی صوری نقش اثرگذاری در عملکرد قواعد حرکت دارد. آرایش ساختار نهایی با سهولت پردازشی همبستگی دارد. این پژوهش با بهره گیری از الگوی ردیاب چشمی به بررسی رفتار چشم در واکنش به سطح پردازشی جملات با ساختارهای نحوی متفاوت می پردازد، و شواهدی رفتاری برای تأثیر طول در عملکرد حرکت دستوری در صورت های متناظر در زبان فارسی ارائه می دهد. در چارچوب الگوی ردیاب چشمی، دو نوع حرکت (خروج بند موصولی و پسایندسازی) در دو مجموعه ی چهل جمله ای، در دو سطح طولی (کوتاه و بلند) بررسی شد. سپس، رفتارهای چشمی نظیر تعداد و دیرش تثبیت، واپسگرد ثبت و داده های خروجی در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. در رابطه با الگوی تعداد و دیرش تثبیت، زمانی که طول سازه مورد مطالعه کوتاه بود، تفاوت چندانی میان قبل و بعد عملکرد قاعده ی حرکت دیده نشد و در حالتی که قاعده حرکت عمل نکرده، میانگین تعداد و دیرش تثبیت کمتر بود. افزایش طول سازه منجر به وارونگی الگوی تثبیت ها و تفاوتی معنادارشد. با افزایش طول سازه، تعداد واپسگردها پس از عملکرد حرکت کاهش یافت. از آن جا که مؤلفه های پیش گفته در تحلیل پایش گر چشمی، الگویی کارآمد در سنجش سطح پردازشی جملات است، می توان نتیجه گرفت، عملکرد قواعد حرکت نحوی با طول سازه ها مرتبط است و در راستای تسهیل پردازش انجام می شود. حرکت به جایگاه پسافعلی، با افزایش طول محتمل تر است و با انگیزش افزایش بهره وری پردازشی صورت می گیرد.
۸.

میزان وابستگی نحوی و معنایی بندهای متممی در زبان فارسی

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۳۹
وابستگی از مهم ترین روابط بین عناصر نحوی است. در وابسته سازی، واحدی به واحد دیگری وابسته می شود. یکی از انواع ساخت های وابسته، بند متممی است. در این پژوهش به بررسی میزان وابستگی نحوی و معنایی بندهای متممی زبان فارسی می پردازیم. افعال متممی فارسی را براساس عوامل معنایی ازجمله احتمال انجام فعل بند اصلی، هم ارجاعی و هم زمانی بین بند متممی و بند اصلی، در طبقات متفاوت وابستگی قرار داده ایم. سپس، با بررسی عوامل نحوی ازجمله زمان فعل بند متممی، حضور یا نبود متمم نما در بند متممی، هم واژگانی شدگی و یا حالت فاعلی و مفعولی در بندها مشخص کرده ایم که کدام افعال دارای بیشترین میزان پیوستگی بین بند اصلی و بند متممی هستند. آن دسته از بندهای متممی که بیشترین پیوستگی را با بند اصلی دارند، گرایش دارند که در یک جمله واحد با بند اصلی قرار بگیرند. در این پژوهش مشخص شد افعال بهره کشی بیشترین پیوستگی را بین بند متممی و بند اصلی دارا هستند و گرایش بندها در این افعال برای پیوند در یک جمله واحد بیشتر است؛ بنابراین، در بالای پیوستار متمم سازی قرار می گیرند. در کنار افعال بهره کشی، افعال وجهیتی با پیوستگی یکسان قرار دارند و در پایین پیوستار متمم سازی، افعال اداراکی- شناختی-بیانی قرار می گیرند که دارای کمترین پیوستگی بین بند اصلی و متممی هستند. با بررسی عوامل نحوی در پیوند بند متممی و بند اصلی، مشخص شد زبان فارسی از فرایند هم واژگانی شدگی در پیوند بندهای متممی استفاده نمی کند. این پژوهش پیوستاری از افعال متممی فارسی و تأثیر تصویرگونگی بر پیوند این افعال به دست می دهد.
۱۱.

توالی صفات در زبان فارسی

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۳
عوامل تأثیرگذار بر توالی صفات در زبان فارسی از مسائل مهم این پژوهش است. برای این منظور، از پیکره ای نوشتاری و گفتاری، 3136 صفت بررسی شد. عوامل بررسی شده عبارت اند از: طول صفت، مشخصة اسمی (اسمی بودگی)، نزدیکی معنایی، مقایسه ناپذیری، طبقه بندی معنایی دیکسون، درجه بندی انتزاعی- عینی، تجانس معنایی و بار عاطفی، بسامد پیکره ویژه و بسامد. نتایج تحلیل نشان می دهد تمام متغیرهای فوق به غیر از متغیر معنایی دیکسون بر توالی صفات در زبان فارسی اثرگذارند. برای تعیین میزان تأثیر هریک از عوامل به بررسی چندعاملی پرداختیم. تحلیل آماری نشان داد که متغیر واجی مهم ترین عامل در پیش بینی توالی صفات است. عامل کاربردی بسامد پیکره ویژه در جایگاه دوم قرار دارد و عوامل معنایی شامل تجانس معنایی و بار عاطفی و متغیر درجه بندی انتزاعی- عینی در رتبة سوم. قدرت پیش بینی تحلیل برابر با 63 % بود، یعنی با استفاده از متغیرهای مذکور می توان تا میزان 63% توالی صفات را در زبان فارسی پیش بینی کرد.
۱۲.

رنگ واژه های اصلی در زبان فارسی

کلید واژه ها: رنگ واژه های اصلیبررسی سلسله مراتبینظریة برلین و کیآزمون فهرست سازیآزمون نامیدن و بهترین نمونه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲۹ تعداد دانلود : ۵۳۵
پژوهش حاضر مطالعه ای است برای تعیین رنگ واژه های اصلی زبان فارسی و بررسی سلسله مراتبی این واژه ها. چارچوب این پژوهش نظریة برلین و کی (1969) در مورد همگانی های رنگ واژه هاست. روش مورد استفاده در این پژوهش روش دیویس و کربت (1994 و 1995 و 1999) است که با استفاده از روش های آماری، سعی در یافتن میزان صحت آن در مورد زبان فارسی داریم. داده های این پژوهش از افرادی در دو گروه سنی دبستانی و دانشگاهی به دست آمده است. بررسی نتایج حاصل از آزمون های فهرست سازی و نامیدن و بهترین نمونه نشان می دهد که زبان فارسی 6 رنگ واژة اصلی دارد. 6 رنگ واژة اصلی در این زبان به ترتیب عبارتند از: آبی، قرمز، سبز، سفید، سیاه، زرد، که البته این نتایج با نظریات برلین و کی (1969) هم سو است
۱۳.

توالی بندهای قیدی در زبان فارسی

کلید واژه ها: وزنتصویرگونگیجایگاه آغازیجایگاه پایانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۲۱۸
در پژوهش حاضر ضمن بررسی توالی بندهای قیدی، به رابطة آن با عواملی چون معنا، کلام، وزن و تصویرگونگی پرداخته ایم. بدین منظور پیکره ای با 1343 جمله حاوی بند قیدی گردآوری کرده ایم که شامل شش نوع بند قیدی زمان، شرطی، سببی، منظوری، نتیجه ای و حالت است. با استفاده از تحلیل آماری درمی یابیم که بندهای قیدی در فارسی در دو جایگاه آغازی و پایانی واقع می شوند و گرایش غالب آنها به قرار گرفتن در جایگاه آغازی است و همچنین از چهار عامل یادشده، سه عامل در تعیین توالی این بندها مؤثر است. عامل معنا تأثیر بسزایی در توالی انواع بندهای قیدی دارد و عامل کلام نیز عامل بسیار مهمی در تعیین جایگاه بندهای قیدی است. وزن به عنوان عاملی شناخته شد که نقشی در تعیین این توالی ندارد، اما تصویرگونگی عاملی مهم در تعیین جایگاه این گونه بندها، به ویژه بندهای آغازی است
۱۴.

بررسی سلسله مراتب نشانداری در صرف اسم و ضمیر زبان های ایرانی نو شمال غربی

کلید واژه ها: حالتجنس دستوریشماراصل کاستن صورت هاپیش بینی فهرست صرفیپیش بینیتمایزهای کاهنده

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۸
در این مقاله قصد داریم به بررسی نشانداری در صرف اسم و ضمیر زبان های ایرانی نو شمال غربی از منظری درزمانی براساساصل کاستن صورت ها (هاوکینز 2004) بپردازیم. طبق این اصل صورت های نشاندار پایین ترین مرتبه و صورت های بی نشان بالاترین مرتبه را در سلسله مراتب کاربردبنیاد دارند. ترتیب مقولات در سلسله مراتب کاربردبنیاد بر اساس بسامد وقوع آنها در زبان ها است و دلیل این بسامدهای گوناگون را می توان به دلایل ارتباطی، پیچیدگی و وقوع نابرابر عناصر زبانی در محیط اجتماعی نسبت داد.در این مقاله نشان داده ایم تغییرات نشانداری در سلسله مراتب شمار و جنس در صرف اسم و ضمیر زبان های مورد مطالعه، طبق اصل کاستن صورت ها و پیش بینی های آن است و در سلسله مراتب حالت استثنائاتی وجود دارد که مطابق پیش بینی های این اصل نیست.
۱۵.

شگرد ساده سازی وتابوهای فرهنگی در برگردان های مرعشی پور از رمان های راه و کوچه مدق نجیب محفوظ

کلید واژه ها: ساده سازینجیب محفوظمرعشی پورتابوهای فرهنگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۴ تعداد دانلود : ۳۱۹
ساده سازی (Simplification) از همگانی های ترجمه است که در آن مترجم با بهره مندی از شگردهای ویژه، زبان ترجمه را ساده و روان می کند. از نظر بیکر، این ویژگی گرایش به ساده کردن مسائل برای خواننده و نیز گرایش به انتخاب یک تفسیر و پیشگیری از دیگر تفاسیر است. در این حالت، مترجم سطح وضوح را با از بین بردن ابهام ها بالاتر می برد. در این مقاله، با توجّه به تعریف بیکر از همگانی ها، به ویژه ساده سازی، و با روش توصیفی تحلیلی انواع ساده سازی در ترجمة محمّدرضا مرعشی پور از دو رمان نجیب محفوظ «الطّریق» و «زقاق المدق» واکاوی می شود. البتّه مسئلة اصلی این پژوهش، نقش ساده سازی در انتقال تابوهای فرهنگی است که با در نظر گرفتن تفاوت هنجارهای فرهنگی زبان مقصد نسبت به زبان مبدأ دردسر کمی نیست. یافته های پژوهش نشان می دهد که حذف ساختارهای پیچیده و جایگزینی آن با ساختارهای ساده تر، ساده سازی ساختار حال، کاهش معنای واژگان مشکل یا حذف برخی واژگان، به ویژه حذف یا کاهش تابوهای فرهنگی که بارزترین آن، توصیف صحنه های جنسی است، ویژگی بارز سبک فردی مرعشی پور به شمار می رود. اگرچه متن ترجمه در مقایسه با متن مبدأ، از نظر واژگان، دستور و سبک ساده تر شده است، امّا حذف تابوهای فرهنگی متن مبدأ، اشتباه های مترجم و ساده سازی های گوناگون زمینه ای می سازد که نه چندان کم، مقصود نویسنده از دست برود.
۱۶.

ساخت موضوعی ارجح در زبان فارسی

کلید واژه ها: پیوستگی مبتداساخت موضوعی ارحجالگوی کناییجان داری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۹ تعداد دانلود : ۱۴۱
پژوهش حاضر که بر اساس آرای نظری و روش شناسیِ به کاررفته در آثار دوبوآ (1980، 1987، 2003 و 2006) شکل گرفته، تلاشی است در جهت بررسی پدیده نحویِ کنایی و ارتباط آن با الگوهای دستوری و جریان اطلاع در کلام. پرسشِ پژوهش این است که آیا زبان فارسی در کلام، الگوی نحویِ خاصی را ترجیح می دهد؟ با اشاره به مطالعات دوبوآ، فرض شده است که الگوی کلامیِ زبان فارسی، الگوی کنایی-مطلق است. پیکره مورد بررسیِ این پژوهش، روایت های کلامیِ گویشوران زبان فارسی پس از مشاهده فیلم کوتاه «گلابی» است. در این پژوهش ابتدا ویژگی های اصلیِ صرفی، نحوی و ساختِ اطلاعیِ گروه های اسمیِ آشکار در جایگاه های موضوعیِ فاعلِ بند متعدی(A)، مفعول بند متعدی(O) و فاعل بند لازم (S) را مورد بررسی آماری قرار داده و پس از اثبات وجود ساخت موضوعیِ ارجح در کلام فارسی، که در نتیجه گرایش ها و تمایلاتِ گویشورانِ این زبان در نحوه به کارگیریِ گروه های اسمیِ آشکار و حاوی اطلاع نو به وجود می آید، به این نتیجه رسیدیم که این گرایشِ کلامی منجر به ایجاد الگوی ویژه ای می گردد که خصوصیاتِ آن منطبق با خصوصیات ساخت های نحویِ کنایی در نظام حالت است. به صورتی که گویشورانِ این زبان، به طور طبیعی، گروه های اسمیِ آشکار و حاوی اطلاع نو را بیشتر در جایگاه های فاعل بند لازم و مفعول بند متعدی به کار می برند و در مقابل، اطلاعات مفروض، یا دست کم قابل دسترس، را به صورت تخفیف یافته در جایگاه فاعل بند متعدی جای می دهند. در ادامه دو گرایش کلامیِ دیگر، یعنی پیوستگیِ مبتدا و جان داریِ مبتدا و تأثیر آن بر الگوی حالتِ غالب در زبان فارسی، مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که الگوی حالتِ غالب در یک زبان تحت تأثیر و در نتیجه رقابت عوامل کلامیِ مختلف به وجود می آید و علیرغم آنکه گرایش ساخت موضوعیِ ارجح در زبان فارسی یک الگوی کنایی در کلام را به وجود می آورد، اما دو گرایش مورد مطالعه دیگر، نحو زبان فارسی را به استفاده از الگوی فاعلی– مفعولی هدایت می کنند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که خصوصیات بنیادینِ ساخت های کنایی در حوزه نحو زیر تأثیر گرایش کلامیِ ساخت موضوعیِ ارجح و ویژگی های آن در حوزه کلام پدید آمده اند.
۱۹.

تأثیر قدرت موضوعات فعلی بر حالت نمایی افتر`اقی: شواهدی از گویش هورامی

کلید واژه ها: حالتگویش هورامیمفعول نمایی افتراقیفاعل نمایی افتراقیقدرت موضوع

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۲۷۰
ح الت نمایی افت راقی پدیده ای در نظام صرفی زبان هایی است که مشخّصه حالت را به شکل آشکار و به وسیله وندهای تصریفی بر روی گروه های اسمی نمایش می دهند. این پدیده در زبان های دارای نظام حالت مفعولی، به شکل حالت نمایی افتراقی سازه مفعول و در زبان های واجد نظام کنایی، به شکل حالت نمایی افتراقی سازه فاعل است. این مقاله ضمن معرّفی و توصیف موارد فاعل نمایی و مفعول نمایی افتراقی در گویش هورامی، شرایط ظهور این پدیده ها را در ساخت های کنایی و مفعولیِ این گویش تبیین می نماید. در این راستا، با معرّفی قدرت موضوعات فعلی و نحوه محاسبه آن در ساخت های مفعولی و کنایی، نشان می دهیم که تفاوت در میزان قدرت موضوعات فعلی موجب پدیدآمدن حالت نمایی افتراقی در این گویش می شود؛ بدین معنا که تنها موضوعات فعلی قوی و برجسته میزبان پایانه صرفی حالت نما هستند. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهند که حالت نمایی آشکار در ساخت های مفعولیِ گویش هورامی برای بازشناسی روابط دستوری و در ساخت های کنایی این گویش جهت بازنمایی برجستگی کلامی سازه گیرنده تکواژ حالت نما به کار می رود.
۲۰.

تأثیر عوامل کلامی بر تعیین نوع الگوی حالت در گویش هورامی

کلید واژه ها: گویش هورامینظام حالتساخت موضوعی ارجحجانداری مبتداپیوستگی مبتدا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۳۵۹
مقالة حاضر درصدد یافتن پاسخی برای این پرسش است که آیا نظام حالت غالب در گویش هورامی متأثر از ویژگی های کلامی است یا نه؟ دوبوا (1987, 2003) معتقد است که تعیین نظام حالت در هر زبان را تنها می توان در پرتو ملاحظات کلامی و فرانحوی به صورت کامل تحلیل کرد. وی نشان داده است که برخی ویژگی های کلامی سبب به وجود آمدن گرایش کلامی ویژه ای به نام «ساخت موضوعی ارجح» می شود که ویژگی های آن منطبق با ویژگی های ساخت های نحوی «ارگتیو» است. نحوة رقابت این گرایش با سایر گرایش های کلامی که عمدتاً ویژگی هایی شبیه به نظام حالت مفعولی در حوزة نحو دارند، درنهایت، موجب تعیین نظام حالت در حوزة نحو می شود. در این مقاله نخست نشان می دهیم که با وجود مشاهدة الگوی ساخت موضوعی ارجح در کلیة ساخت های زبانی گویش هورامی، میزان تأثیرگذاری این الگو در ساخت های گذشتة ساده بیشتر از ساخت های مضارع است و همین موضوع موجب ارگتیو شدن ساخت های گذشتة ساده در این گویش می شود. سپس به این موضوع می پردازیم که سایر گرایش های کلامی رقیب نظیر گرایش «جانداری مبتدا» و «پیوستگی مبتدا»، بر خلاف ساخت موضوعی ارجح، همواره محرک الگوی حالت مفعولی در حوزة نحو هستند و تأثیر آن ها در هر دو دسته از ساخت های ارگتیو و مفعولی گویش هورامی دیده می شود ولی میزان تأثیرگذاری هریک از این دو گرایش کلامی بر مفعولی شدن انگارة حالت در این گویش متفاوت است؛ چنانکه فقط گرایش جانداری مبتدا می تواند الگوی حالت را در ساخت های غیرارگتیو در گویش هورامی به سوی نظام حالت مفعولی سوق دهد. دستاوردهای تجربی این پژوهش می تواند به لحاظ نظری مؤید رویکردهایی باشد که معتقدند پدیده های نحوی بنیادین نظیر الگوی حالت غالب، تحت تأثیر عوامل کلامی و بر اساس ملاحظات کاربردشناختی شکل می گیرند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان