غلامعلی افروز

غلامعلی افروز

مدرک تحصیلی: استاد ممتاز گروه کودکان استثنایی دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۳۹ مورد.
۱.

طراحی برنامه مدیریت رفتاری خانواده محور و اثربخشی آن بر میزان اختلال نارسایی توجه و فزون کنشی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه و فزون کنشی یکی از رایج ترین اختلالات دوران کودکی و نوجوانی است که کودکان مبتلا به آن، معمولاً در مهار رفتارهای خود، مشکلات زیادی دارند و خانواده های آنان نیز در مدیریت رفتار این کودکان، با تردیدها و تعارض های زیادی مواجه می شوند. هدف پژوهش حاضر طراحی برنامه مدیریت رفتاری خانواده محور و ارزیابی اثربخشی آن بر کاهش نشانه های اختلال نارسایی توجه و فزون کنشی کودکان دبستانی، است. روش: این مطالعه یک پژوهش کاربردی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و جلسه پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی والدین دارای کودک دبستانی با اختلال نارسایی توجه و فزون کنشی شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل می داد. با استفاده از نمونه گیری در دسترس تعداد 64 نفر از این والدین، انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش یک دوره آموزش 90 دقیقه ای برنامه مدیریت رفتاری خانواده محور را در طی 10 جلسه دریافت کرد، ولی گروه گواه بدون آموزش در نوبت انتظار قرار گرفت. ابزار غربالگری و جمع آوری داده ها، مقیاس کانرز 1999 (فرم معلم و والدین) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل آماری تحلیل واریانس با تکرار سنجش (درون بین آزمودنی) استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از روش تحلیل واریانس با تکرار سنجش نشان داد که به طورکلی برنامه مدیریت رفتاری خانواده محور بر کاهش میزن نشانه های نارسایی توجه/ فزون کنشی، تأثیر معناداری داشته است. همچنین یافته های این مطالعه نشان داد که تفاوت بین گروهی در مرحله پس آزمون (55/13) و پیگیری (46/75)، معنادار بوده است (0/05P=<). در نتیجه می توان گفت برنامه مذکور بر کاهش میزان اختلال نارسایی توجه و فزون کنشی اثربخشی معناداری داشته و این نتایج در دوره پیگیری دوماهه نیز پایدار بوده است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه می توان نتیجه گرفت که برنامه مدیریت رفتاری خانواده محور باعث می شود که والدین ارتباط بهتری را با کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی خود برقرار کنند و در نتیجه درک عمیق تری بین والدین و کودک شکل می گیرد که در نهایت باعث بهبود وضعیت رفتاری کودک می شود.
۲.

بررسی اثربخشی توانبخشی شناختی مبتنی بر کارکرد های اجرایی بر عملکرد شناختی دانش آموزان دیرآموز

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
مقدمه: دانش آموزان دیرآموز، دارای اختلالات شناختی در حافظه و توجه هستند که بر فراگیری مطالب و حل مسایل آن ها تاثیر می گذارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی توانبخشی شناختی مبتنی بر کارکرد های اجرایی بر عملکرد شناختی در دانش آموزان دیرآموز بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. در این مطالعه جامعه آماری کلیه دانش آموزان مدارس ابتدایی دیرآموز که در سال ۱۳۹۸ مشغول به تحصیل بودند، از بین آن ها ۳۰ نفر به روش در دسترس از مدارس شهرستان کاشان انتخاب شدند. این گروه آزمایش ۱۲ جلسه مداخله توانبخشی شناختی را به مدت ۱ساعت در هفته انجام دادند. به مدت ۳ ماه هر دو گروه قبل و بعد از مداخله با آزمون حافظه فعال و پرسشنامه رتبه بندی کارکرد های اجرایی بریف ارزیابی شدند. برای تجزیه و تحلیل از واریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد، آموزش بسته ی توانبخشی شناختی توانسته در بهبود عملکرد شناختی دانش آموزان دیرآموز به طور معناداری موثر واقع شود. این بهبودی در عملکرد شناختی دانش آموزان دیرآموز در مولفه های (آغازگری، حافظه فعال، برنامه ریزی راهبردی، سازماندهی و نظارت) مشاهده شد. (۰/۰۰۱>P) . نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که نوانبخشی شناختی مبتنی بر کارکرد های اجرایی براساس عملکرد آ ن ها در آزمون شناختی و نظر والدین آن ها، عملکرد شناختی را در دانش آموزاندیرآموز بهبود می بخشد.
۳.

بررسی اثر نوروفیدبک بر همدلی شناختی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان بیش فعال(ADHD)

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲
اختلال نقص توجه/ بیش فعالی (ADHD) الگوی پایدار کاهش توجه، بیش فعالی و رفتارهای تکانشی است که کنش فرد را در خانه و جامعه مختل می سازد. هدف کلی پژوهش حاضر بررسی اثر درمان نوروفیدبک بر همدلی شناختی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلابه اختلال نقص توجه/ بیش فعالی (ADHD) بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و طرح پژوهشی شبه آزمایشی و یک کارآزمایی بالینی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری در تحقیق حاضر شامل کلیه نوجوانان بیش فعال مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر واقع در شهر تهران بود. نمونه آماری به صورت در دسترس هدفمند 16 نفر به انتخاب و به شیوه تصادفی ساده در دو گروه نوروفیدبک وگروه گواه هشت نفره جایگزین شدند. درمان نوروفیدبک براساس پروتکل آلفا/ تتا طی هشت هفته و هر هفته دو جلسه (30 دقیقه) که در مجموع به مدت 16 جلسه اجرا شد. ابزار این تحقیق پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی-کم توجهی بزرگسالان کانرز، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) و مقیاس خودسنجی همدلی شناختی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی از شاخص های میانگین، فراوانی و انحراف معیار و در بخش تحلیل آمار استنباطی، برای آزمون سؤال ها و تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش، از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده گردید. نتایج نشان داد که همدلی شناختی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بین گروه نوروفیدبک و گروه گواه در پیش آزمون و پس آزمون اختلاف معنی داری وجود داشت که ثبات قابل توجهی برای این درمان در مرحله پیگیری مشاهده شد(05/0p<). باتوجه به نتایج، توصیه می شود اصول و مفاهیم درمان نوروفیدبک که در واقع تأیید میزان تأثیر آن در جامعه ایرانی است، برای مشاوران مدارس و خانواده در حد یک مأموریت آموزشی و تکلیف اجرایی در نظر گرفته شود و در کارگروه های تخصصی و کارگاه های آموزشی و جلسات توانمندسازی، تحلیل و تفسیر شده تا با یادگیری آن بتوانند در جهت کمک به دانش آموزان بیش فعال و خانواده های آنان مورداستفاده قرار دهند.
۴.

مدل یابی روابط سن ورود به مدرسه با پیشرفت تحصیلی با میانجیگری هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
این پژوهش با هدف بررسی مد ل یابی روابط سن ورود به مدرسه با پیشرفت تحصیلی با میانجیگری هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت در دانش آموزان انجام شده و از نوع پژوهشهای همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش همه دانش آموزان دختر پایه دهم متوسطه شهر ارومیه (1472 نفر) در سال تحصیلی 97-1396 بوده اند. در این پژوهش با توجه به تعداد متغیرهای مشاهده شده و تخصیص دادن ضریب 15 برای هر متغیر و با احتساب احتمال وجود پرسشنامه های ناقص، 250 نفر به عنوان حجم نمونه با روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس هوش معنوی کینگ (2008)، مقیاس مهارتهای اجتماعی ایندربیتزن و فاستر (1992) و آزمون خلاقیت عابدی (1372) بود. یافته ها نشان دادند که مدل پژوهش تایید شده و به طور کلی 0/26 از پیشرفت تحصیلی با سن ورود به مدرسه، هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت قابل تبیین است. همچنین سن ورود به مدرسه اثر مستقیم معنادار بر پیشرفت تحصیلی دارد و سن ورود به مدرسه با میانجیگری هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت اثری غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی می گذارد. با توجه به نتایج به دست آمده، در فرایند آموزشی، سن ورود به مدرسه علاوه بر تأثیر بر هوش معنوی، مهارتهای اجتماعی و خلاقیت، می تواند به صورت غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی اثرگذار باشد.
۵.

بررسی الگوی ساختاری رابطه ویژگی های شخصیتی و خلاقیت با میانجی گری رضایت زناشویی، سازش یافتگی اجتماعی و سلامت روان

تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۲۰۸
زمینه و هدف: خلاقیت ابعاد شناخته شده و ناشناخته بسیاری دارد و تاکنون پژوهش های بسیاری درباره عوامل تاثیرگذار بر خلاقیت انجام شده است. مطالعه درباره خلاقیت، به عنوان یکی از مهم ترین ابعاد شناختی شخصیت، بدون توجه به شخصیت و عوامل تاثیرگذار بر آن نابسنده خواهد بود. هدف پژوهش حاضر به بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و خلاقیت با میانجی گری رضایت زناشویی، سازش یافتگی اجتماعی و سلامت روان می پردازد. روش: روش این پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر تیزهوش شاغل به تحصیل در مدارس سمپاد استان همدان و مادران آنها بود. حجم نمونه شامل 435 دانش آموز از جامعه مذکور بود که با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه شخصیتی نئو (1981)، پرسشنامه رضامندی زناشویی افروز (1390)، مقیاس نگرش خلاقیت عابدی (1383)، فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (1989) و پرسشنامه سازش یافتگی اجتماعی دانش آموزان سینها و سینگ (1993) بود و برای تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مدل علّی پژوهش از برازش خوبی برخوردار بوده و در مجموع، تمامی مسیرها به غیر از مسیر روان آزردگی بر رضامندی زناشویی و روان آزردگی بر خلاقیت، دارای ضریب مثبت بودند. نتیجه گیری : رضامندی زناشویی، سازش یافتگی اجتماعی، و سلامت روان می توانند نقش واسطه ای در رابطه بین ویژگی های شخصیتی و خلاقیت ایفا کنند.
۶.

بررسی اثربخشی برنامه توانبخشی شنیداری مجازی چندرسانه ای خانواده محور نوایش بر میزان عملکرد ادراک شنیداری و گفتاری کودکان ناشنوای کاشت حلزون شده

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۳
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی برنامه توانبخشی شنیداری مجازی چند رسانه ای خانواده محور نوایش بر میزان عملکرد ادراک شنیداری و گفتاری کودکان ناشنوای کاشت حلزون شده بوده است. این پژوهش، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. در این پژوهش، 40 نفر از کودکان ناشنوای کاشت حلزون شده بین 2 تا 7 ساله از مرکز کاشت حلزون شنوایی بیمارستان رسول اکرم شهر تهران به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه اختصاص یافتند. در مرحله اول طراحی سامانه اینترنتی، تدوین و طبقه بندی تکالیف بر اساس برنامه نوایش در قالب چندرسانه ای (متن، صوتی، تصویری) به صورت برخط و نابرخط صورت گرفت. در مرحله دوم مادران آزمودنی های گروه آزمایش که نمی توانستند با کودک خود به مرکز توانبخشی مراجعه و برنامه را هفتگی دریافت کنند، از طریق سامانه، کانال های پیام رسان و آپارات طی 80 جلسه برنامه را دریافت کردند. برای بررسی مهارت های ادراک شنیداری و گفتاری از ابزارهای طبقه بندی عملکرد ادراک شنیداری و شاخص وضوح گفتار استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که برنامه مذکور منجر به تفاوت معناداری را در عملکرد شنیداری و گفتاری در گروه آزمایش شد، در حالی که چنین تفاوتی در گروه کنترل دیده نشد (001/0<em> p<). بر اساس یافته های این پژوهش، برنامه توانبخشی شنیداری مجازی چند رسانه ای خانواده محور نوایش، عملکرد ادراک شنیداری و گفتاری کودکان ناشنوا کاشت حلزون شده را بهبود بخشید.
۷.

رابطه ویژگی های شناختی و رضایت مندی والدین با وزن نوزاد به هنگام تولد

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
زمینه و هدف: وزن نوزاد به هنگام تولد مهم ترین عامل بقا و تحول او در سال های آینده است. این شاخص یکی از نشانگر های وضعیت بهداشتی جامعه محسوب می شود و ارتباط مستقیمی با عوامل متعدد از جمله ویژگی های والدین دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه رضایت مندی زوجین و ویژگی های شناختی والدین با وزن نوزاد به هنگام تولد انجام شد. روش: این پژوهش، یک مطالعه همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 70 نفر از والدین نوزادان کم وزن و والدین نوزادان با وزن بالا (هر گروه 35 نفر) بود که به شیوه در دسترس از بیمارستان امام رضا (ع) شهرستان سیرجان در سال 1395 انتخاب شدند . به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه رضایت زناشویی (افروز، 1387 ) و پرسشنامه ویژگی های زیستی- شناختی (افروز، 1383 ) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آماره های کای دو، فیشر، من ویتنی، و رگرسیون لجستیک چندگانه استفاده شد. یافته ها : نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین وزن تولد نوزادان با میزان رضایت مندی زوجین (P=0/039، OR=8/887)، آگاهی مادران (P=0/010، OR=0/486) و پدران (P=0/010، OR=30/795 ) از شرایط بارداری، رابطه معناداری وجود دارد؛ به گونه ای که با افزایش این ویژگی ها، احتمال تولد نوزاد با وزن بالا، بیشتر می شود. همچنین نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین وزن نوزادان با تحصیلات پدران (0/395= p ) و مادران (0/778= p ) رابطه معناداری پیدا نشد. نتیجه گیری: یکی از مهم ترین شاخص هایی که با هدف پی شگیری از کم توانی و ناتوانی ها تبیین می شود، وزن نوزاد هنگام تولد است. با توجه به تأثیر عواملی مانند ویژگی های شناختی و رضایتمندی زوجین بر وزن نوزاد، می توان با افزایش آگاهی و توجه به این زمینه ها، شرایط مناسب دوران بارداری و کیفیت بالاتر مراقبت های این دوران را فراهم کرد.
۸.

بررسی مقایسه رضامندی زوجیت مادران دارای یک فرزند با آسیب بینایی با مادران دارای بیش از یک فرزند با آسیب بینایی و مادران کودکان عادی

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۴۷
هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه رضامندی زوجیت مادران دارای یک فرزند با آسیب بینایی با مادران دارای بیش از یک فرزند با آسیب بینایی و مادران کودکان عادی بود. پژوهش حاضر توصیفی، از نوع علّی- مقایسه ای بود و جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل مادران کودکان عادی و مادران دارای دانش آموزان با آسیب بینایی شهر تهران و کرج در سال تحصیلی 96-1395 به تعداد 537 نفر بودند. در پژوهش حاضر از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 224 نفر به دست آمد. از این تعداد در مجموع 120 نفر دارای یک فرزند با آسیب بینایی و 104 نفر نیز دارای بیش از یک فرزند با آسیب بینایی و 120 نفر نیز مادران کودکان عادی بودند. ابزار این تحقیق پرسشنامه رضامندی زوجیت افروز (1395) بود. روش آماری مورد استفاده در پژوهش، تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) بود. نتایج نشان داد که بین سه گروه مادران در رضامندی زوجیت (نمره کل) در سطح معناداری (01/0>p) اختلاف معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین سه گروه مادران در خرده مقیاس های رضامندی زوجیت در سطح معناداری (01/0> p) اختلاف معنی داری وجود دارد. بر این اساس می توان نتیجه گیری کرد که بین رضامندی زوجیت مادران دارای یک فرزند با آسیب بینایی با مادران دارای بیش از یک فرزند با آسیب بینایی و مادران کودکان عادی تفاوت معنادار وجود دارد و محققان می توانند با بررسی ویژگی های فوق، زمینه مداخلات روانشناختی را فراهم آورند.
۹.

اثربخشی برنامه عصب روان شناختی خانواده محور بر کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۷
اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی از شایع ترین اختلال های عصبی تحولی دوران کودکی است. این کودکان در معرض مشکلات زیادی در حوزه ی کارکردهای اجرایی هستند. موضوع انعطاف پذیری عصبی اهمیت مداخلات عصب روان شناختی را ازآن جهت که اختلال در کارکردهای اجرایی در اوایل کودکی ممکن است به اختلالات عملکردی بعدی منجر شود، آشکار می سازد. لذا این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی برنامه مداخله ای طراحی شده بر کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی صورت گرفت. پژوهش حاضر از نوع مطالعات شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه ی دانش آموزان دختر و پسر 7 تا 10 ساله شهر تهران تشکیل می دهند. از بین دانش آموزان واجد شرایط با استفاده از روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند 40 دانش آموز به همراه مادرانشان انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه گمارده شدند. گروه آزمایش (20 نفر) تحت آموزش 12 جلسه برنامه مداخله کارکردهای اجرایی فراشناختی قرار گرفتند و گروه گواه (20 نفر) در لیست انتظار باقی ماندند. برای گردآوری داده ها از چک لیست مصاحبه بالینی، هوش آزمای نوین تهران استنفورد بینه و مقیاس درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی استفاده شد. نتایج حاکی از تأثیر معنادار آموزش مداخلات عصب روان شناختی خانواده محور بر کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی (05/0>p) است. این روش درمانی می تواند مداخله ی بالقوه امیدوارکننده ای برای کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی باشد.
۱۰.

اثربخشی برنامه آموزشی کاربردی خانواده محور بر توانش های نوشتن دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۰
زمینه: آموزش کاربردی، از جمله معیارها و شاخصه های موفقیت و کارآمدی نظام آموزش و پرورش در جوامع محسوب می شود. تهیه و تدوین مواد آموزشی کاربردی باید مبتنی بر ویژگی ها و نیازهای فردی، خانوادگی، گروهی و اجتماعی باشد، به گونه ای که در نهایت زندگی مستقل فرد را به همراه داشته باشد. با توجه به مشکلات زبان بیانی از جمله زبان نوشتاری دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون، آیا آموزش زبان نوشتاری کاربردی می تواند منجر به بهبود توانش های ارتباطی و خودکفایی اجتماعی این افراد شود؟ هدف: هدف پژوهش حاضر اثربخشی برنامه آموزشی کاربردی خانواده محور بر توانش های نوشتن کودکان دبستان با نشانگان داون بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی (پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه) بود. 30 دانش آموز دبستانی آهسته گام با نشانگان داون مشغول تحصیل در مدارس استثنایی شهر تهران به روش نمونه گیری در دسترس گزینش شده و به شکل تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقه ای بسته برنامه آموزشی کاربردی خانواده محور محقق ساخته (1396) جهت بهبود توانش های نوشتن شرکت کردند و هر دو گروه در مراحل پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از مقیاس پرسشنامه خواندن و نوشتن شیرازی و نیلی پور (1390) مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که برنامه آموزشی کاربردی خانواده محور منجر به افزایش میانگین نمرات توانش های نوشتن شرکت کنندگان گروه آزمایش در حیطه رونویسی و املاء نسبت به گروه گواه شده است (0/001 P< ). نتیجه گیری: بنابراین می توان مطرح کرد که برنامه آموزشی کاربردی خانواده محور روش مؤثری برای بهبود توانش های نوشتن دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون است.
۱۱.

بررسی تحلیلی رابطه ویژگی های زیستی، شناختی و روانی - اجتماعی والدین و رضامندی زوجیت با وزن هنگام تولد نوزادان

تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۳
مقدمه: وزن هنگام تولد یکی از شاخص های اصلی سلامتی نوزادان در زمان تولد است، که می تواند از یک سو نشانه چگونگی رشد درون رحمی جنین و از سوی دیگر نحوه مراقبت از مادر در دوران بارداری باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین ویژگی های زیستی و رضامندی زوجیت با کم وزنی هنگام تولد نوزادان، در شهرستان چالوس بوده است. روش: این پژوهش از نوع علی – مقایسه ای و در سال 1395 بر روی 100 نوزاد تازه متولد شده و مادران آنها انجام گرفت. در انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری هدفمند، 50 مادر و نوزاد زیر وزن 2500 گرم و 50 مادر و نوزاد با وزن بالای 3800 گرم مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات با پرسشنامه ویژگی های زیستی، شناختی، روانی - اجتماعی والدین افروز و پرسشنامه رضامندی زوجیت افروز جمع آوری شدو سپس داده ها با آماره های توصیفی، آزمون مجذور کای و تحلیل رگرسیون لوجستیک، نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل گردیدند. یافته ها: بر اساس یافته ها، فراوانی تولد نوزادان کم وزن (با سن 37 هفته و بالاتر) در شهرستان چالوس 3/7% بوده است. 3/33% مادران باردار سن زیر 20 سال و 11% آن ها سن بالای 35 سال داشتند. 23/8% از والدین نوزادان کم وزن نسبت خویشاوندی نزدیک داشتند. تحلیل ها نشان داد که بین ویژگی زیستی (سن مادر) و رضامندی زوجیت با کم وزنی هنگام تولد ارتباط معناداری وجود داشت. اما بین ویژگی شناختی و روانی اجتماعی مادران و کم وزنی هنگام تولد نوزادان رابطه ی معناداری یافت نشد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که برخی از ویژگی های زیستی و روانی مادران بر کم وزنی هنگام تولد نوزادان، تأثیر قابل توجهی داشتند و می توانند در برنامه های پیشگیری از تولد نوزادان کم وزن مورد توجه بیشتری قرار گیرند.
۱۲.

بررسی تحلیلی ویژگی های زیستی و سلامت عمومی والدین خویشاوند و غیرخویشاوند با بیش از یک فرزند با نیازهای ویژه

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۹
زمینه: یکی از علل اصلی بروز و تکرار معلولیت در خانواده سابقه و وضعیت زیستی والدین در دوران قبل و حین بارداری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تحلیلی ویژگی های زیستی والدین خویشاوند و غیرخویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی به منظور تدوین برنامه مداخلات پیشگیرانه، آموزشی و حمایتی انجام شد. روش: پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی-تحلیلی و از نظر روش پس رویدادی بود. جامعه آماری شامل والدین دارای بیش از یک فرزند استثنایی خویشاوند و غیر خویشاوند استان مازندران در سال 1396 و نمونه مورد مطالعه شامل 150 خانواده دارای بیش از یک فرزند استثنایی با روش نمونه گیری، تصادفی ساده و چند مرحله ای انتخاب گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه بررسی ویژگی زیستی، شناختی، روانی و اجتماعی والدین افروز بوده که با مصاحبه با والدین تکمیل گردید . برای پاسخ به سؤال های پژوهش، از مدل آماری مجذور کای با ضریب تعیین استفاده شده است یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد در ویژگی های زیستی رابطه معناداری بین سن پدر و مادر، تعداد فرزندان خانواده، ترتیب تولد پدر و مادر در خانواده، وضعیت سلامت پدر و مادر و وضعیت مادر در دوران بارداری از نظر: مبتلا به بیماری های غدد و داخلی، دیابت، صرع، مسمومیت، سابقه ویار، در معرض اشعه X ، ضربه شدید به شکم، سابقه مصرف دارو و قرص آهن، تحرک و استراحت، سقط جنین و طول بارداری در والدین خویشاوند و غیرخویشاوند وجود ندارد. رابطه معناداری بین سابقه ی معلولیت در خانواده پدر و مادر، وضعیت مادر در دوران بارداری از نظر: بیماری خاص، تب شدید، سابقه خون ریزی، وضعیت تغذیه در والدین خویشاوند و غیرخویشاوند وجود دارد. نتیجه گیری : با توجه به تاثیر متغیرهای زیستی و وضعیت بیماری مادر در دوران بارداری در پدیآیی، تکرار و تشدید معلولیت اقدامات پیشگیرانه و مشاوره زنتیک در ازدواج های فامیلی و خانواده های دارای فرزند معلول باید در الویت قرار گیرد.
۱۳.

بررسی و مقایسه رفتارهای جنسی نوجوانان کم توان هوشی از دید والدین و معلمان

تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۳
زمینه و هدف: بروز رفتارهای جنسی توسط نوجوانان کم توان هوشی می تواند مشکلات عدیده ای را برای خانواده و معلمان ایجاد کند. بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر، شناسایی رفتارهای جنسی نوجوانان کم توان هوشی از دید والدین و معلمان بود. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع شیوه علی مقایسه ای بود و جامعه موردمطالعه تمام معلمان و والدین دانش آموزان نوجوان کم توان هوشی شهر تهران بود، تعداد 50 نفر از والدین و تعداد 50 نفر معلمان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به وسیله پرسشنامه محقق ساخته مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تفاوت معناداری بین گزارش های والدین و معلمان وجود داشت (001/0 >P). والدین گزارش کرده اند که 30 درصد فرزندشان اندام شخصی اش را در مکان عمومی لمس می کند. و 32 درصد این رفتار به سمت شخص دیگری بوده. معلمان نیز گزارش کرده اند که دانش آموزان اندام شخصی خود را در مکان عمومی 38 درصد زیاد لمس می کند و 44 درصد زیاد اندام دیگران را لمس می کند. نتیجه گیری: وقوع رفتارهای جنسی در نوجوانان کم توان هوشی، با توجه به کمبود منابع اطلاعاتی، محدودیت های شناختی و ارزش های فرهنگی و اجتماعی خانواده تنوع زیادی داشت و از دیدگاه والدین و معلمان رفتارهای نامناسب را نشان می دهند. همچنین انکار والدین در گزارش این رفتارها دیده شد.
۱۵.

مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی برای والدین افراد آهسته گام؛ مرور نظام مند و فراتحلیل

تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۷۹
در سال های اخیر، موج سوم مداخلات شناختی-رفتاری به عنوان پرادایمی که با ذهن آگاهی شناخته می شود، مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است. این درحالی است که با توجه به مولفه های اساسی این رویکرد، از جمله، پذیرش، کنترل هیجانی، بازسازی شناختی، مواجه و توجه در لحظه حال، کاربرد این مداخلات را در رابطه با آسیب های بالینی و روانشناختی والدین و مراقبان افراد آهسته گام، نیز رو به گسترش است. به این ترتیب هدف این پژوهش مرورنظام مند و فراتحلیل اثربخشی مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی بر متغیرهای روانشناختی والدین و مراقبان افراد آهسته گام است. روش این پژوهش مرور نظام مند هفت پژوهش منتخب در این حوزه با حجم نمونه 211 نفر از والدین افراد آهسته گام (181 نفر از مادران و 22 نفر از پدران) و فراتحلیل آنهاست. یافته های این فراتحلیل بیانگر آن است که به طور کلی مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی منجر به بهبود متغیرهای روانشناختی از جمله فشارروانی، بهزیستی روانشناختی، امید به زندگی، راهبردهای تعاملی و مهارت های فرزندپروری با اندازه اثر 0/72 در میان والدین افراد آهسته گام می گردند.
۱۶.

بررسی تأثیر مداخلات روان شناختی خانواده محور بر توانایی های کلامی کودکان با نشانگان داون

تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۶۱
زمینه و هدف: کودکان با نشانگان داون به علت نارسایی در تحول مغزی و شلی عضلات در دوران اولیه تحول، در صحبت کردن و مهارت های کلامی دارای تأخیر هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخلات روان شناختی خانواده محور بر افزایش توانایی های کلامی کودکان دبستانی با نشانگان داون انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان دبستانی 10 تا 11 ساله شهر تهران با نشانگان داون بودند که در سال تحصیلی 96- 1395 مشغول به تحصیل بودند. از بین آنها30 نفر به صورت هدفمند انتخاب شده و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 3 ماه در 24 جلسه مداخلات روان شناختی خانواده محور را دریافت کردند درحالی که گروه گواه مداخله ای در این زمینه دریافت نکردند. ابزار پژوهش، نسخه نوین هوش آزمای تهران – استنفورد بینه (افروز و کامکاری، 1385) بود که در مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مداخلات روان شناختی خانواده محور به افزایش توانایی های کلامی دانش آموزان با نشانگان داون تحت مداخله منجر می شود. همچنین، این مداخلات سبب ارتقاء استدلال سیال کلامی، دانش کلامی، استدلال کمی کلامی، پردازش دیداری – فضایی کلامی، و حافظه فعال کلامی دانش آموزان با نشانگان داون می شود (سطح معناداری 0/05). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مداخلات روان شناختی خانواده محور با آموزش راهبردهای لازم به خانواده ها توانسته است باعث بهبود عملکرد کلامی کودکان با نشانگان داون شود. استلزام های نتیجه به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
۱۷.

مقایسه رضایتمندی زناشویی و سلامت روان والدین خویشاوند و غیر خویشاوند کودکان کم توان ذهنی

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه رضایتمندی زناشویی و سلامت روان والدین خویشاوند و غیر خویشاوندکودکان کم توان ذهنی بود. طرح پژوهش، توصیفی از نوع علی- مقایسه ای و جامعه آماری کلیه والدین کودکان کم توان ذهنی شهرهای شیراز، مرودشت و فسا در استان فارس بود. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری گروه های در دسترس شامل150 نفر از والدین (50نفرخویشاوند،100نفرغیرخویشاوند) انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از مقیاس تجدید نظر شده رضامندی زوجیت افروز – 1389 و فرم 28 سئوالی پرسشنامه سلامت عمومی(G.H.Q.28) استفاده گردید. تحلیل یافته های پژوهش با استفاده از آزمون های آماری t مستقل، آزمون تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) و ضریب همبستگی پیرسون توسط نرم افزار آماریSPSS ویرایش23 انجام گرفت. نتایج نشانگر عدم وجود تفاوت معنادار رضایتمندی زناشویی (0/05 < 0/87 =sig) و سلامت روان (0/05 < 0/58 =sig) در بین والدین خویشاوند و والدین غیر خویشاوند کودکان کم توان ذهنی بود. همچنین رابطه معناداری در سطح 0/05 بین رضایتمندی زناشویی و سلامت روان، در هیچیک از دو گروه والدین خویشاوند و غیر خویشاوند کودکان کم توان ذهنی دیده نشد.
۱۸.

بازنمایی عوامل فردی مؤثر در احتمال آسیب طلاق: یک بررسی پدیدارشناسی

تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۴۹
افزایش احتمال بروز طلاق از شوم ترین واقعیت ها و مخاطره آمیزترین پدیده هایی است که می تواند پویایی و سلامت هر جامعه ای را با تهدیدهای جدی همراه نماید، بدین منظور پژوهش حاضر با هدف شناسایی و بازنمایی شناسه های فردی اثرگذار در احتمال آسیب طلاق انجام شده است که با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی انجام شده است. میدان پژوهش دربرگیرنده همه زوج های در شرف ازدواج مراجعه کننده به مرکز بهداشت استان خراسان رضوی و همه درخواست کنندگان طلاق مراجعه کننده به مراکز مداخله بهزیستی است.  شرکت کنندگان دربرگیرنده 15 زوج در شرف ازدواج، 20 زوج درخواست کننده طلاق که  با روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی انتخاب شدند. ملاک های ورود به این پژوهش در درخواست کنندگان ازدواج عبارت بود از: سن میان 18 سال تا 40 سال، تحصیلات سوم راهنمایی به بالا، ازدواج نخست  و تمایل به مشارکت در پژوهش؛ در افراد درخواست کننده طلاق، افزون بر موارد فوق مدت زندگی زناشویی حداکثر 10 سال نیز لحاظ گردید. از فن مصاحبه، عمیق و نیمه ساختاریافته به منظور گردآوری داده ها استفاده شد. مصاحبه ها در یک دوره شش ماهه جمع آوری، ثبت و با به کارگیری راهبرد هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد که سرانجام به شناسایی 579 کد اولیه، 25 مقوله فرعی و هفت مقوله اصلی اثرگذار در افزایش احتمال آسیب طلاق دربرگیرنده: خلق وخو، بلوغ فکری و روانی،  مهارت های فردی، باورهای فردی، شیوه زندگی، مسائل شخصیتی و ویژگی ظاهری منتج گردید.
۱۹.

اثربخشی تحلیل روان شناختی فیلم های با مضامین دینی بر دینداری دانشجویان

تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۴۵
هدف پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحلیل روان شناختی فیلم های برگزیده با مضامین دینی بر دینداری دانشجویان انجام گرفته است. روش این پژوهش از نوع طرح های شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه های تهران بوده اند که 40 نفر از این دانشجویان به شیوۀ نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوۀ تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 11 جلسه در کارگاه های تحلیل روا ن شناختی فیلم های با مضامین دینی شرکت کردند، درحالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از نسخه کوتاه مقیاس دینداری استفاده گردید. یافته ها نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که میانگین مؤلفه های دینداری به ویژه مؤلفۀ عواطف دینی در گروه آزمایش افزایش یافته است، اگرچه این افزایش به لحاظ آماری معنادار نبوده است. نتیجه گیری بنابراین، می توان گفت با تحلیل روان شناختی فیلم های با مضامین دینی، امکان افزایش برخی از مؤلفه های دینداری امکان پذیر می باشد. فیلم ها با شیوۀ روایت گونه ای که دارند از لایه های مقاومت مخاطبان عبور می کنند و احتمالاً در ارتقای سطح دینداری افراد اثرگذار باشند.
۲۰.

برنامه تعاملات دینداری برای دانشجویان: ساخت و روایی یابی

تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۴۲
تاکنون برنامه های بسیاری در زمینه تربیت دینی و ارتقای دینداری در کشور طراحی و اجرا شده است. اما اثربخش بودن این برنامه ها مورد تردید پژوهشی است. به همین دلیل بنیانگذاری نوعی تربیت دینی که بتوان اثربخشی آن را به لحاظ تجربی آزمود، لازم است. به منظور پرداختن به این ضرورت ، هدف این پژوهش ساخت و روایی-یابی برنامه آموزشی تعاملات دینداری برای دانشجویان بوده است. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری داده ها نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل (چند گروهی با یک گروه کنترل) بوده است. گروه آزمایش شامل 117 دانشجو بوده است که به روش در دسترس انتخاب شدند و در قالب ده گروه آزمایشی هر یک تحت آموزش یکی از خرده بسته های بسته مذکور قرار گرفتند. به منظور سنجش دینداری و مؤلفه های آن از فرم کوتاه مقیاس دینداری خدایاری فرد و همکاران استفاده شد. نتایج نشان داد بسته آموزشی مذکور بر باورها و رفتارهای دینی اثر معنادار داشته، اما بر نمره دینداری کلی و عواطف دینی اثر معناداری نداشته است. اثربخشی بسته آموزشی بر باورها و رفتارهای دینی را می توان با مفاهیم تأثیر ظاهر بر باطن، تولی و برادری، حمایت اجتماعی، سرمشق گیری معنوی یا دینی و ترادف معنویت و دینداری در نگاه اسلامی، تبیین کرد. همچنین این مطالعه نشان داده است در کاربرد روش تجربی برای بررسی اثربخشی برنامه تربیت دینی محدودیت های جدی وجود دارد، به گونه ای که این محدودیت ها به عنوان نوعی آسیب شناسی می تواند نتایج مطالعه را تحت تأثیر قرار دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان