حسن محمدطهرانی

حسن محمدطهرانی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

مقایسه اثربخشی حساسیت زدایی حرکت چشم و بازپردازش، درمان شناختی- رفتاری و فن رهاسازی هیجانی در کاهش اضطراب بیماران دچار اختلال استرس پس از سانحه

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
هدف: هدف پژوهش تعیین و مقایسه اثربخشی سه روش حساسیت زدایی حرکت چشم و بازپردازش، شناختی-رفتاری و رهاسازی هیجانی در کاهش اضطراب بیماران دچار اختلال استرس پس از سانحه بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با سه گروه آزمایش، یک گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه و جامعه آماری 486 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان اعصاب و روان نوریه کرمان در سال 1397 بود. با روش نمونه گیری هدفمند 60 مرد انتخاب و در چهار گروه 15 نفری گمارش تصادفی شد. گروه 1 در 6 جلسه 45 دقیقه ای انفرادی حساسیت زدایی با حرکت چشم و بازپردازش شاپیرو (2014) را، گروه 2 در 6 جلسه 1 ساعته گروهی درمان شناختی-رفتاری داگاس و رابیچوود (2007) را و گروه 3 در 6 جلسه 1 ساعته انفرادی فن رهاسازی هیجانی چورچ (2014) را دریافت و هر چهار در سه مرحله سیاهه اضطراب اشپیلبرگر، کروسوچ، لاشن، وَگ و جاکوبز (1983) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در سطح 99 درصد اطمینان در گروه 1 اضطراب حالت (36/42 =F،) و صفت (66/12 =F)، در گروه 2 اضطراب حالت (38/5 =F،) و صفت (30/11 =F) و در گروه 3 اضطراب حالت (23/15 =F) و صفت (50/18 =F) کاهش یافته و این تأثیر در پیگیری پایدار مانده و از بین سه روش فقط درمان حساسیت زدایی منظم حرکت های چشم و بازپردازش در اضطراب حالت مؤثرتر از دو مداخله دیگر است (015/0=P). نتیجه گیری: از آنجا که هر سه روش با تأتیر بر افکار غیرمنطقی و رهاسازی هیجان ها منجر به بهبود راهبردهای رفتاری شدند؛ بنابراین روش هایی موثری برای کاهش اضطراب افراد دچار استرس پس از سانحه محسوب می شوند.
۲.

اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد پردازش اطلاعات شناختی (CIP)، بر کاهش تفکرات ناکارآمد شغلی

کلید واژه ها: رویکرد پردازش اطلاعات شناختیتفکرات ناکارآمد شغلیتصمیم گیری شغلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲۹ تعداد دانلود : ۸۰۳
چکیده: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد پردازش اطلاعات شناختی (CIP) بر کاهش تفکرات ناکارآمد در تصمیم¬گیری شغلی است.که پس از بررسی ویژگی¬های روان¬سنجی ابزار گردآوری اطلاعات (سیاهه تفکرات شغلی؛ (CTI، بر روی 520 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی کرمان، تعداد 40 نفر از دانشجویان رشته علوم اجتماعی به¬صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایشی (20 نفر) و گواه (20 نفر) گمارده شدند. طرح پژوهش نیمه¬آزمایشی به¬صورت پیش¬آزمون–پس¬آزمون می¬باشد. گروه آزمایشی طی 5 جلسه در مشاوره شغلی گروهی به¬روش رویکرد پردازش اطلاعات¬شناختی (CIP) شرکت کردند. به¬منظور تعیین میزان تفکرات ناکارآمد شغلی، همه اعضای دو گروه قبل و بعد از اجرای جلسات مشاوره گروهی از طریق سیاهه تفکرات شغلی (CTI) ارزیابی شدند. تفاوت نمرات تفکرات ناکارآمد شغلی بین دو گروه آزمایش و گواه به¬روش تحلیل کواریانس ANCOVA و تحلیل کواریانس چند متغیری MANCOVA مقایسه گردید. نتایج نشان داد که نمرات تفکرات شغلی ناکارآمد در گروه آزمایشی به میزان معناداری کاهش پیدا کرده است. این کاهش هم در نمره کل تفکرات ناکارآمد شغلی و خرده¬مقیاس های آن¬که شامل سردرگمی در تصمیم گیری، اضطراب تعهد، و تعارضات بیرونی می باشد، به¬وجود آمد. این نتایج بعد از 4 هفته پیگیری مجدداً بررسی شد که نتایج حاکی از ثبات نسبی تغییرات ایجاد شده در افراد مورد بررسی می¬باشد. براساس این نتایج رویکرد پردازش اطلاعات شناختی می تواند روش موثری در کاهش تفکرات ناکارآمد شغلی باشد.
۴.

موانع عمده توسعه پژوهش محوری در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان کرمان

کلید واژه ها: توسعهپژوهشدانشگاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴۲ تعداد دانلود : ۶۳۷
پژوهش حاضر به منظور بررسی موانع عمده توسعه پژوهش محوری در واحدهای دانشگاهی، دانشگاه آزاد اسلامی استان کرمان انجام شد. به این منظور نمونه ای به حجم 250 نفر از اعضای هیات علمی (170 مرد و 80 زن) و نمونه ای به حجم 380 دانشجو (200 دختر و 180 پسر) از واحدهای مختلف منطقه 7 دانشگاه آزاد اسلامی به طور تصادفی انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه 29 ماده ای که به همین منظور طراحی شده بود، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از بررسی نشان داد که از نظر اعضای هیات علمی واحدهای دانشگاهی مورد مطالعه به ترتیب: 1ـ موانع اجتماعی و فرهنگی (75/67 درصد)، 2ـ کمبود امکانات اقتصادی و مالی (5/67 درصد)، 3ـ موانع اجرایی و اداری (75/56 درصد) مهمترین موانع توسعه پژوهش محوری در واحدهای دانشگاهی هستند. از نظر دانشجویان مهمترین موانع توسعه پژوهش محوری در واحدهای دانشگاهی عبارت بودند از: 1ـ کمبود امکانات اقتصادی و مالی (10/84 درصد) 2ـ موانع اجرایی و اداری (35/59 درصد) 3ـ موانع اجتماعی و فرهنگی (55/54 درصد). در این بررسی همچنین مشخص شد که عوامل مربوط به اعضای هیات علمی از نظر دانشجویان و اعضای هیات علمی به ترتیب 5/39 درصد و 37 درصد به عنوان مانعی جدی در مسیر توسعه پژوهش محوری واحدهای دانشگاهی به حساب نمی آیند. این یافته ها با یافته های بررسی های دیگر مربوط به موانع توسعه پژوهش محوری همخوانی نسبی دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان