مسعود صفایی مقدم

مسعود صفایی مقدم

مدرک تحصیلی: استاد فلسفه تعلیم وتربیت، دانشگاه شهیدچمران اهواز، اهواز، ایران.
پست الکترونیکی: safaei_m@scu.ac.ir

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۷ مورد.
۱.

الگوی مفهومی تغییر درونی مطلوب بر پایه قرآن کریم: استنتاج اصول تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۲۴
هدف : گام نخستین در بهبودبخشی به وضعیت نامطلوب و نابسامان یک جامعه، تغییر در سیستم آموزش و پرورش آن جامعه و تحول در اساس آن سیستم یعنی انسان است. بدین منظور پژوهش حاضر به استنتاج اصول تغییرات درونی مطلوب در ساحات درونی شخصیت افراد (باورها، احساسات و خواسته ها) پرداخته است تا افراد بتوانند با دریافت این آموزش ها و قرار دادن آنها به عنوان راهنمای عمل خویش، وضعیت مطلوبی در سطح فردی و اجتماعی فراهم آورند. روش: این پژوهش با بکارگیری صورت بازسازی شده ی الگوی استنتاج عملی فرانکنا انجام شد. جامعه مورد تحلیل، منابع اصیل اسلامی یعنی قرآن کریم به همراه تفاسیر (نور و المیزان) بود که پس از متن خوانی و فیش برداری اطلاعات مورد نظر هدفمندانه گردآوری شدند. یافته ها: مطابق یافته های حاصله، برپایه قرآن کریم انسان به عنوان موجودی آزاد و مختار قادر است با انتخاب آگاهانه و مشتاقانه مسیر تغییر خود در جهت مطلوب را فراهم آورد و به قرب الی الله (هدف غایی) نائل آید. نتایج: اصول مستخرج عبارتند از: باور به وجود خدای آگاه، اعتقاد به معاد، تغییر تدریجی و گام به گام، عاملیت معیارمند، آزادی، تکریم شخصیت انسان، مسئولیت پذیری، توجه جدی و فعالانه به فطرت، عبرت گیری، زمینه سازی برای تغییر و رشد مطلوب، بکارگیری ابزار معرفت
۲.

پیش برنده ها و بازدارنده های دانشگاه ایرانی در دوره معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
هدف: شناسایی پیش برنده ها و بازدارنده های دانشگاه ایرانی و شناخت علل ساختاری و بافتاری در تحقق یا عدم تحقق آن در ادوار تاریخی قاجار، پهلوی (اول و دوم) و انقلاب اسلامی است. روش شناسی: این پژوهش ازنظر سنت پژوهشی، کیفی و از نظرگاه هدف، کاربردی و از جنبه ماهیت، (کتابخانه ای) اسنادی مبتنی بر مطالعات تاریخی است. یافته ها: نتایج نشان داد مهم ترین پیش برنده ها و بازدارنده ها در دوره قاجار: حضور استادان خارجی، مواجهه با ملل اروپایی، انتشار روزنامه ها، ترجمه متون علمی-ادبی (پیش برنده) و درباری بودن، فن گرایی و تک نهادی بودن (بازدارنده) در دوره پهلوی اول: رویکرد نخبه گرا، اعزام دانشجو به خارج (پیش برنده) و بی توجهی به خلق خرد در اجتماع علمی، چیرگی نظرگاه پوزیتیویستی، امکانات ناکافی برای تکاپوهای دانشی (بازدارنده) در پهلوی دوم: تبادل دانش با دانشگاه های داخل و خارج، کوشش در دانشگاه سازی (پیش برنده) و ناهماهنگی گسترش کمی-کیفی، غلبه الگوی ناپلئونی بر ساختار دانشگاه (بازدارنده). انقلاب اسلامی: مشارکت در رتبه بندی های داخلی و بین المللی، حضور گسترده زنان، بین المللی سازی، آگاهی موشکافانه از سیر تاریخی و سابقه غنی دانش (پیش برنده) و توسعه یافتگی سنتی، مقاله گرایی و توده ای شدن (بازدارنده) بوده است. نتیجه گیری: ایده دانشگاه ایرانی با تغییر در قواعد، الگوها، ساختارها و هنجارهای موجود دانش، می تواند دانشگاه و عمل دانشگاهی را با سرمشق های نوین ِدانشگاه مدار، سازگار کند. به گونه ای که علاوه بر همسویی با ضرورت های جامعه ی دانش محور، نقش رهایی بخشی را با هویتی نو به تجلی برساند. الزامات تحقق این ایده به شناخت دقیق پیش برنده ها و بازدارنده هایی وابسته است که بتوان پس از با تبیین های مستدل تاریخی- علمی، ضرورت برساخت آن را در ایران معاصر محقق کرد.
۳.

رویکرد نواندیشی اسلامی در حوزه زنان، مبانی و اهداف تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی دیدگاه های نواندیشی اسلامی در حوزه زنان و استخراج مبانی و اهداف تربیتی آن است. روش: روش انجام این پژوهش تحلیلی- استنتاجی است. یافته ها: آنچه در این پژوهش بر اساس مبانی نظری نواندیشان اسلامی در حوزه ی زنان در زمینه تعلیم و تربیت استنتاج گردید عبارتند از: پنج مبنای تربیتی، یک هدف کلی و پنج هدف واسطی. مبانی تربیتی استخراج شده شامل: جایگاه والای عقلانیت در فهم دین ، عدالت به مثابه مفهومی سیال و پویا، رویکرد هرمنوتیکی به دین، تاکید بر تساوی بنیادین انسانها در حقوق، تاکید بر آزادی می باشد. اهداف نیز شامل یک هدف کلی یعنی تساوی بنیادی زن و مرد بر اساس کرامت ذاتی انسان ها و پنج هدف واسطی شامل: برابری حقوقی، برابری آموزشی، پرورش عقلانی، آزادی زنان و استقلال زنان می باشد. نتیجه گیری: نواندیشی اسلامی با عبور از تقسیمات جنسیتی، سیما، هویت، حقو ق زنان و تعلیم و تربیت آنها را بر اساس نشان ه هایی مانند اخلاق، انصاف، عرف گرایی، تأویل گرایی نصوص دینی، و تغییر بر اساس مقتضیات زمان ترسیم می کند.
۴.

«همه روان انگاری» تامس نیگل به عنوان مبنایی برای رویکرد «عصب-تربیت»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۸
این پژوهش به بررسی دیدگاه تامس نیگل درباره ی همه روان انگاری می پردازد تا معلوم دارد که آیا این رویکرد در مقایسه با رویکردهای فیزیکالیستی مبنای مناسب تری برای رویکرد عصب-تربیت است یا خیر. در این پژوهش از روش توصیفی - تحلیلی استفاده شده است. مبنای فیزیکالیستی رویکرد عصب-تربیت به جای حل مسأله رابطه ذهن و بدن و همچنین تبیین حالات ذهنی، با طرح دیدگاه های حذف گرایانه و تقلیل گرایانه و حذف صورت مسأله و بدون توجه به ویژگی های پدیداری و اول شخص ذهن (با حذف یا تقلیل آگاهی پدیداری به رخدادها و فرایندهای مغزی) از منظر عینی و سوم شخص به حالات ذهنی نظر می کند. نیگل تصور بیرونی/عینی از جهان را ناتمام می داند و به منظور پر کردن شکاف تبیینی ذهن و بدن، و تبیین خاستگاه آگاهی و عقل، «همه روان انگاری» را پیش فرض می گیرد. رویکرد همه روان انگاری تامس نیگل در مقایسه با رویکردهای فیزیکالیستی، برای حوزه کلی تعلیم و تربیت، و بخصوص برای حوزه ویژه یاددهی-یادگیری، از جهت توجه به کلَیت وجود آدمی و ذهنیت و عینیت درهم تنیده ، مناسب تر می باشد. با این همه، از آنجایی که همه روان انگاری نیگل در مواجهه با مسأله ترکیب تبییین مناسب به دست نداده است، نمی تواند یک راه حلِ فاقد اشکال در تبیین علیَت ذهنی و آگاهی باشد و در نتیجه رابطه ذهن و بدن همچنان به عنوان یک مسأله سخت گشوده باقی می ماند.
۵.

شناسایی مؤلفه های آموزش اخلاق و میزان توجه به آن در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۳۴
پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی از نوع ابزارسازی با هدف شناسایی مؤلفه ها و بررسی میزان توجه به آموزش اخلاق در مدارس ابتدایی انجام شده است. در بخش کیفی با روش استنتاجی-پدیدارشناسی، با 14 استاد و محقق حوزه آموزش اخلاق و مؤلفان کتب درسی که به صورت هدفمند و با روش زنجیره ای انتخاب شده بودند تا حد اشباع نظری، مصاحبه نیمه ساختارمند انجام شد. روایی و پایایی مصاحبه با پیاده سازی متن، بازنگری سؤالات و پاسخ ها  و تطبیق  برخی مضامین، توسط دو تحلیل گر مستقل تأیید شد.سپس هشتاد مضمون پایه وسیزده مضمون سازمان دهنده، در قالب چهار بعد (اهداف فردی، اهداف اجتماعی، روش، چالش ها و نارسایی های آموزش اخلاق)، دسته بندی شدند و پرسش نامه ای با محوریت چهار بعد اصلی برای بخش کمّی (توصیفی - پیمایشی) تحقیق تنظیم شد. روایی صوری و محتوایی پرسش نامه به تأیید ده تن از استادان دانشگاه رسید. ضریب آلفا کرانباخ به دست آمده حاکی از پایایی مطلوب پرسش نامه است. طبق نتایج کمی، دبیران، در بعد اهداف فردی، مضامین بهداشت فردی، رابطه فرد با خدا، پاکدامنی و خویشتن بانی؛ و در بعد اهداف اجتماعی، مضامین رابطه فرد با دیگر انسان ها و رابطه فرد با طبیعت را ، به صورت معناداری از میانگین مطلوب بالاتر ارزیابی کردند که نشانه توجه کافی به آنها در مقایسه با سایر مضامین است. مضامین اخلاق فردی (شجاعت، معنویت نه به معنای پرورش دینی، کرامت انسانی، انضباط شخصی و خود راهبری) و نیز برنامه درسی منسجم در قالب تحقق اهداف سطوح بالای شناختی، عاطفی و عملی نیازمند توجه و برنامه ریزی فکورانه تری هستند. رشد توانمندی معلمان در فهم شفاف تر مضامین اخلاقی و بکارگیری اثربخش آموزش اخلاق از پیشنهادات مهم این پژوهش است.
۶.

کاوشی در یزدان شناختِ گات های زرتشت

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۹
دو بُن گرایی یا دوگانه باوری، اعتقاد به وجود دو مبدأ خیر و شر در نظام هستی، از باورهای قدیم آریاییان به شمار می آید. درگات ها یا سرودهای زرتشت که کُهن ترین بخش اوستا است، دوبُن گرایی به صورت تقابل دو روانِ همزاد جلوه گر گشته است ؛ سپندمینو یا روان مقدس در برابر انگر ه مینو یا روان پلید قرار می گیرد. چگونگی آفرینش این دو روانِ همزاد به عنوان مبانی یزدان شناسی در دینِ زرتشت و حدِ مسئولیت اهورامزدا در ایجاد این دو روحِ مقدس و پلید از جمله مسائلی است که همواره محل اختلاف صاحب نظران بوده است؛ چنان که برخی به دو بُنی بودن کیش زرتشت باور دارند و برخی دیگر آن را کیشی یگانه باور می دانند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تأمل در اندیشه ها و دلایل صاحب نظران مختلف در مورد چگونگی ایجاد روان پلید، یگانگی یا عدم یگانگی اهورامزدا و روحِ مقدس و نیز تضاد و ستیز این دو روان می پردازد. اگرچه زرتشت، اهورامزدا را به عنوان خدای برتر که یگانه منشأ آفرینش است معرفی می کند، اما از اندیشه دوگانه باوری آریاییان چندان فاصله نمی گیرد و این دوباوری را در نظام اخلاقی نوین خود به کار می گیرد؛ آن چنان که در بُعد نظری دینی یگانه باور است و تنها در عمل که اساس آن انتخاب میان نیک و بد است به دوگانگی گرایش دارد.
۷.

بررسی تطبیقی ایده دانش فضیلت بنیان در اندیشه اسلام و غرب و کاربردهای تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۳۲۷
هدف این پژوهش، بررسی تطبیقی ایده دانش فضیلت بنیان در اندیشه اسلام و غرب و کاربردهای تربیتی آن است. جنس پژوهش کیفی و نوع آن تحلیلی تطبیقی است. دراین راستا نخست دو مفهوم دانش و فضیلت مورد تحلیل قرار گرفت و سپس نسبت میان آنها بررسی شد. از تحلیل و بررسی ها به دست آمد که این ایده درصورتی در صحیح ترین معنای خود به کار می رود که جوهر اصلی آن که همانا فضیلت و فضیلت گرایی است، به عنوان روح اصلیِ دانش، تمامی فعالیت های دانشی را تحت پوشش و حمایت خود داشته باشد. در بخش دوم مقاله به مقایسه تطبیقی میان ایده دانش فضیلت بنیان در اندیشه اسلامی و اندیشه غربی پرداخته شد. تطبیق صورت گرفته نشان می دهد که ایده دانش فضیلت بنیان در غرب برخلاف اسلام با کاستی های مواجه است؛ زیرا، در جهان بینی اسلامی، اصل توحید سبب شده است که قرب الی الله هدف غایی ایده دانش فضیلت بنیان در اسلام شناخته شود. درنهایت، کاربرد اخلاقی دانش، درک جنبه ارزشی دانش، کاربرد عملی و فناورانه دانش و کسب علم نافع به عنوان کاربردهای تربیتی ایده دانش فضیلت بنیان شناسایی شدند.
۸.

بررسی ماهیت فضایل فکری از نگاه زگزبسکی و تبیین دلالت های آن در آموزش تفکر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۹۹
«فضایل فکری» ویژگی های پایدار نفس هستند که در بررسی حقیقت (مشغله ی مطلوب ذهن) به کار می آیند. زگزبسکی فضایل فکری را خصوصیات شخصیتی فکری قابل تحسین دانسته که دارای دو مؤلفه ی انگیزش و موفقیت قابل اعتماد اند. این مقاله درصدد است با رویکرد تحلیلی از منظر زگزبسکی به ماهیت فضایل فکری و دلالت های تربیتی آن در آموزش تفکر بنگرد. در حالی که تحلیل ها نشان می دهند با فرض ساختارهای متفاوت برای فضلیت های مختلف از جنبه ی هر دو مؤلفه ی انگیزش و موفقیت و به تبعِ آن کارکردها و مهارت های متفاوت نسبت به یکدیگر، نمی توان آن ها را در یک قالب یکسان بسانِ بیانِ زگزبسکی تحلیل نمود بهتر که بپذیریم چنین فضیلت هایی به عنوان ویژگی های شخصیتیِ قابلِ تحسین که به میزان کافی اکتسابی و تحت کنترل عامل شناختی هستند فی نفسه ارزشمندند و باید با اصولی چون مراجعه مستقیم به نمونه ها، تأکید بر ساختار روانی- انگیزشی افراد و تحسین آن ها، رشد تفکر انتقادی و فلسفه ورزی، رشد خلاقیت و ابتکار و روش هایی چون خوگیری، گفتن و بازگو کردن روایات، تقلید مستقیم از نمونه ها و شخص فضیلت مند در افراد آموزش داد.
۹.

بررسی مبانی فضایل فکری با تاکید بر آراء لیندا زگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۲۳۴
«فضایل فکری» ویژگی های پایدار نفس هستند که در دستیابی به معرفت به کار می آیند در رویکرد نوینِ معرفت شناسی فضیلت محور، بر ارزش معرفتی فضایل فکری بسیار تأکید شده است. معرفت شناسان فضیلت محور معتقدند که جایگاه شناختی یک باور ویژگی های معینی (فضایل فکری) از عامل است و در فرآیند معرفت تنها با کاربرد آن ها می توان به حقیقت دست یافت. با وجود این در بینِ نظریه پردازان آن در خصوص ماهیت عمومی فضایل فکری اختلاف نظر وجود دارد، به گونه ای که برخی، همچون سوسا آن را قوای معرفتی می دانندکه افراد در اثر کاربردِشان به نحو قابل اعتمادی می توانند باورهای صادق به دست آورند و برخی دیگر چون زگزبسکی آن ها را خصوصیات شخصیتی فکری دانسته که زیر مجموعه ای از فضایل اخلاقی اند. این مقاله درصدد است با رویکرد تحلیلی از منظر هر دو نگرش به ماهیت فضایل فکری بنگرد. در حالی که وثوق گرایان شناختی، فضایل فکری را نوعی توانایی های شناختی طبیعی تلقی می کنند؛ تحلیل ها نشان می دهند که تا جایی که مفهوم تحسین در تحلیل شناختی عامل ها ضروری است، و برخورداری از فضیلت و توسعه آن عمدتاً خارج از کنترل عامل شناختی است، نظریه فضیلت به عنوان مهارت، و فهم فضیلت ها به عنوان توانایی های شناختی طبیعی را بهتر که رد کنیم و بپذیریم رویکرد شخصیت محور با قائل شدن دو مؤلفه انگیزش و قابلیت اعتماد برای فضایل فکری و وجود فضیلت به عنوان یک ویژگی شخصیتی قابل تحسین که به میزان کافی تحت کنترل عامل شناختی است، تبیین مناسب تری از ماهیت فضایل فکری باشد.
۱۰.

بررسی هستی شناسی متون پهلوی و استنتاج آموزه های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۴۷
دوگانه باوری در یزدان شناسی مَزِدِیَسْنا مفهومی بنیادین است که از لحاظ فلسفی حائز اهمیت می باشد. دوگانه باوری در گات های زرتشت با پیکار میان سپندمینو و انگره مینو آغاز می شود و سپس در خلال اوستای پَسین، به صورت تقابل میان اهورامزدا و اهریمن سازمان می یابد. در متون پهلوی، دوگانه باوری با هستی شناسی پیوند می خورد و جهان بینی دو بُن گرای زرتشت در قالب آفرینش و تکوین جهان هستی بر اساس پیکار میان اورمزد و اهریمن شکل می گیرد؛ این پیکار طی چهار دوره ادامه می یابد و سرانجام با پیروزی اورمزد و شکست اهریمن پایان می پذیرد. در این پژوهش، نخست بر اساس گزارش های سُنتی از آفرینش، مبانی دوگانه هستی شناسیِ متون پهلوی بررسی شد؛ سپس با استفاده از روش تحلیلی استنتاجی، آموزه های تربیتی موجود در این هستی شناسی استخراج شد. پرورش هوش هستی نگر (معنوی)، خردگرایی و نیک ورزی، پرورش توانایی داوری اخلاقی بر اساس دیالکتیک موجود در هستی، یگانگی انسان با جهان هستی و پاسداشت طبیعت و پدیده های طبیعی از جمله آموزه های تربیتی برگرفته از هستی شناسی متون پهلوی هستند.
۱۱.

بررسی تحلیلی مبانی رویکرد برساخت گرایی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۴۷۳
این پژوهش با هدف دستیابی به مبانی رویکرد برساخت گرایی اجتماعی صورت گرفته است. روش پژوهش توصیفی−تحلیلی است. برای رسیدن به این هدف، نخست به تعریف برساخت گرایی اجتماعی، تفاوت آن با سازنده گرایی، انواع برساخت گرایی و مشخصه ها و سرچشمه های آن پرداخته شد. سپس تحلیل مبانی این رویکرد مدنظر قرار گرفت. یافته ها نشانگر آن است که گرچه برساخت گرایی در زمینه هستی شناسی واقع گراست، امّا باور دارد که به محض سخن گفتن درباره واقعیت، آن به امری برساخته مبدل می شود. در نتیجه، موضعی انتقادی و تکثرگرایانه نسبت به واقعیت اتخاذ می کند. در این رویکرد، معرفت امری برساخته و محصول تعاملات اجتماعی است. در حوزه اخلاق و ارزش ها، به احترام برای ارزش های سایر فرهنگ ها (نسبیت گروی فرهنگی) و مدارا کردن با آنها باور دارد. ازاین رو، برساخت گرایی اجتماعی مبتنی بر یک هستی شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی نسبی گرا و تکثرگراست. برساخت گرایی اجتماعی در زمینه انسان شناسی ضد ذات باور و ضد فرد باور می باشد. دست آخر اینکه در این رویکرد فرد و جامعه هر دو منشأ اثر هستند.
۱۲.

خلاقیت به مثابه فهم اصیل و دلالت های آن برای تعلیم و تربیت بحثی در هرمنوتیک فلسفی گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۸
پرورش خلاقیت یکی از عالی ترین اهداف نظام های آموزشی است. اما ماهیت و چگونگی خلاقیت امری پیچیده و مبهم است. هدف این پژوهش آن بوده که تا حدودی این ابهام را برطرف کند. گادامر یکی از مهم ترین فیلسوفان هرمنوتیک فلسفی است که فهم و شرایط امکان آن را مورد تأمل قرار داده است. در این پژوهش در چارچوب نظریه هرمنوتیک فلسفی گادامر یک تبیین جدید از خلاقیت ارائه شده است. بر اساس این تبیین خلاقیت نوع خاصی از فهم دانسته شده، فهمی که در چارچوب نظریه گادامر معنا می یابد؛ لذا با به کارگیری روش تحلیلی-استنباطی، ضمن تبیین دیدگاه گادامر درباره فهم، خلاقیت به عنوان اصیل ترین نوع فهم و به عنوان مصداقی از حکمت عملی مورد نظر گادامر، معرفی شده است.  بر حسب این تبیین از خلاقیت، اصول راهنمای عمل مربیان برای پرورش خلاقیت عبارتند از: اصل پرورش پذیربودن خلاقیت، اصل آموزش ناپذیر بودن خلاقیت، اصل اختصاصی بودن خلاقیت و اصل سنجش نا پذیربودن خلاقیت. دلالت های دیگر تربیتی که ناظر به هدف آموزش و پرورش، شکل نظام آموزشی، روش تدریس، برنامه درسی، یادگیری، ارزشیابی، انگیزش و روش تحقیق بود نیز استخراج گردید.
۱۳.

بررسی دیدگاه برساخت گرایی اجتماعی درباره کودکی، و آموزه های آن برای برنامه آموزش تفکر به کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۳۹۵
هدف این پژوهش بررسی دیدگاه برساخت گرایی اجتماعی در باره کودکی است و آنچه این دیدگاه برای برنامه آموزش تفکر به کودکان دارد. پژوهش با روش فلسفی صورت گرفته است. برساخت گرایی اجتماعی دیدگاهی است که کودک و دوره کودکی را برساخته ای اجتماعی-فرهنگی می داند و نه امری طبیعی. بر این اساس، کودک از ویژگی های رشدیِ طبیعیِ ثابت برخوردار نیست، در عین حال صلاحیت کافی برای این که به عنوان عامل اجتماعی به حساب آید را دارا می باشد. برخلاف باورهای سنتی، در این دیدگاه کودک نه ارزش ابزاری، بلکه ارزش ذاتی دارد. برساخت گرایی اجتماعی تفکر کودک را مستقل از بزرگسال و برخوردار از سرشتی اجتماعی می داند. این مکتب بر گفتمان های چندگانه پست مدرنیسم، فمینیسم پساساختارگرا، پسااستعمارگرایی و جامعه شناسی جدید کودکی مبتنی است. برخی از آموزه های منتج از برساخت گرایی اجتماعی کودکی در زمینه آموزش تفکر به کودکان از این قرار هستند: بافت و زمینه های فرهنگی و اجتماعی در آموزش تفکر به کودکان اهمیت می یابد، آموزش تفکر به صورت گروهی برجسته می شود. بر روابط تعاملی، یادگیری مشارکتی، دوستی ها و بازی های نمایشی کودکان تأکید می شود. نقش نهادهای غیر رسمی در کنار نهاد رسمی آموزش و پرورش در جریان رشد تفکر کودک بیش از پیش اهمیت می یابد.
۱۴.

Analyzing ethical sensitivity: developing on student-teacher education(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۹۰
Purpose: The purpose of this study was to identify the concept of ethical sensitivity as an essential component of ethical decision making and provide solutions for teacher students education in order to develop ethical sensitivity. Methodology: This was a fundamental descriptive correlational method. In this study, concept analysis method was used. In this regard, first, the preconditions and characteristics of ethical sensitivity, with emphasis on Weaver's studies (2005) was explained, and then, based on these preconditions and attributes, some approaches were presented to develop the teacher students’ education on ethical sensitivity. Findings: Regarding the analysis of ethical sensitivity through the research backgrounds, it can be stated that the purpose of the education and development of this concept is to assist students in accepting and analyzing the views of students, answering them, identifying and interpreting ethical issues, and finally, justify, reflex and anticipate the consequences of its ethical actions, and using methods that are effective in maintaining the student's personality coherence. Conclusion: ethical sensitivity and explaining the methods to develop it on student-teacher education can lead to the behavioral contradiction of the educators and lead to less emphasis of ethical sensitivity among the educators.
۱۵.

بررسی ایده دانش فضیلت بنیان بر مبنای نگرش تاریخی به ماهیت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۲۲۳
هدف اصلی این پژوهش، تبیین مفهوم دانش در دوره های مختلف با تأکید بر جوهر اخلاقی دانش می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته شد. یافته های به دست آمده حاکی از آن است که دیدگاه متفکران غربی درباره ماهیت دانش لااقل پنج موج دوره فلسفه، دوره میانه اروپا، دوره روشنگری، دوره انقلاب صنعتی، دوره پس از جنگ دوم جهانی و دوره پساساختارگرایی را پشت سر نهاده است. در طول این دوره ها به ترتیب، سلطه رویکردهای اخلاقی، دینی، علمی، اقتصادی، و اخلاقی به دانش مشاهده می شود. تحولاتی که مفهوم دانش به خود دیده است ناظر به فروکاستن وجه اخلاقی و معنوی دانش و افزایش وجه مادی برای آن مفهوم بوده است. درحال حاضر، یک توجه تجدیدنظرگرایانه نسبت به دانش با تأکید بر ماهیت اخلاقی آن به تدریج در حال شکل گیری است. بر مبنای این رویکرد جدید که با عنوان رویکرد دانش فضیلت بنیان از آن یاد می شود، جوهر اصلی دانش فضیلت است. به دنبال آن تعلیم و تربیت نیز سرشتی بالذات ارزشی به خود می گیرد و هدف، یادگیری و آموزش، ارزشیابی، محیط یادگیری، نقش معلم و دانش آموز نیاز به بازنگری پیدا می کنند .بدین ترتیب این ایده منجر به تربیت افرادی می شود که انسانیت را در خود پرورش داده و به فرهیختگی و خردمندی رسیده اند.
۱۶.

تحلیل مفهومی شایستگی و نقش شایستگی اخلاقی در فرزند پروری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۰۱ تعداد دانلود : ۳۸۵
تربیت فرزند یک اصل مهم و اساسی در زندگی است و ازوظایف کلیدی پدر و مادر به شمار می رود .اما این وظیفه مهم و رسالت مهم بنیادین برای والدین مستلزم کسب شایستگی اخلاقی لازم برای فرایند تربیت است تا پس از کسب شایستگی اخلاقی نمود آن در رفتار اخلاقی والدین دیده شود.به همین منظور لازم است که والد ابتدائا شناخت صحیحی از شایستگی و شایستگی اخلاقی داشته باشد تا ضمن کسب دانش نظری وتحلیل مسائل مرتبط باشایستگی بتواند به سمت رفتار شایسته اخلاقی پیش برود.در این پژوهش ما یک تعریف برای شایستگی اخلاقی پیشنهاد دادیم که به گونه ای عام تدوین گردیده تا امکان استفاده از آن در زمان های مختلف، در بافتارهای مختلف، و برای اهداف مختلف فراهم آید. معنای اصطلاح شایستگی اخلاقی نیز در یک چهارچوب مفهومی عملیاتی سازی گردید که هم از پژوهش های انجام شده در زمینه ی شایستگی، و از پژوهش های انجام شده در حوزه اخلاق ، والدگری وتعلیم و تربیت بهره می گیرد و نگاهی نیز به سودمند بودن در حوزه پژوهش و عمل دارد. ضمن اینکه بر این اعتقادیم که برنامه کسب شایستگی اخلاقی درتربیت فرزند بایستی مبتنی بر رشد همه جانبه یا رشد کل شخصیت والدین باشند و مدت زمان برنامه ها به نحوی برنامه ریزی شود که دائما پدر و مادر را به وظایف والدگری و شایستگی های اخلاقی مورد نیاز برای ایشان آگاه نماید. کلمات کلیدی:شایستگی،شایستگی اخلاقی،تربیت فرزند،رفتار اخلاقی
۱۷.

بررسی تطبیقی تفکر اجتماعی در اندیشه علامه طباطبایی و لیپمن و استخراج دلالت های آن در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۷۳
هدف از این پژوهش بررسی تحلیلی و تطبیقی اندیشه لیپمن به عنوان بنیانگذار فبک با اندیشه علامه طباطبایی در زمینه تفکر اجتماعی و کشف اشتراکات و افتراقات میان آن ها جهت استفاده هر چه بهتر از فبک درآموزش فلسفه برای کودکان در نظام تربیت رسمی و عمومی است. جامعه تحلیلی این پژوهش شامل کلیه آثار، اسناد و پایگاه های اطلاعاتی مرتبط با موضوع تفکر اجتماعی در آراء لیپمن و علامه طباطبایی بوده که ابتدا شناسایی، سپس به صورت هدفمند و عمیق مورد مطالعه گرفتند. سپس داده های حاصل با روش تحلیلی- استنباطی و تطبیقی به طور پیوسته همزمان با جمع آوری داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های حاصل حاکی از آن است که لیپمن و علامه طباطبایی در خصوص "توجه به فردیت در ضمن پذیرش شأن اجتماعی" "باور به جایگاه تفکر و عقلانیت در تعاملات اجتماعی" و "توجه به امر گفتگو" با هم اشتراک نظر دارند. افتراقات میان این دو اندیشمند شامل "روش محوری در اندیشه لیپمن در مقابل محتوامحوری در اندیشه علامه" و "مرجعیت تفکر نزد لیپمن و ایمان نزد علامه طباطبایی" است. استلزامات حاصل از این پژوهش، تلاش در جهت توسعه فضای گفتگو محور در تعلیم و تربیت و همچنین خودداری از بستن فضای اندیشه و تفکر می باشد.
۱۸.

بررسی رابطه میان نظر و عمل در تربیت اخلاقی براساس نظریه اعتباریات علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۷۲ تعداد دانلود : ۴۸۹
این مقاله یکی از چالش های مهم حوزه تربیت اخلاقی، یعنی شکاف میان نظر و عمل در تربیت اخلاقی را بررسی می کند. پرسش اصلی آن است که چرا فرد گاه با وجود دانستن قواعد اخلاقی، در عمل از آنها پیروی نمی کند؟ روش پژوهش، تحلیلی−استنتاجی است؛ بدین سان که در مقام تبیین نظریه اعتباریات علامه طباطبایی از روش تحلیلی و در مقام نتیجه گیری و کشف دلالت های تربیتی این نظریه در تربیت اخلاقی، از روش استنتاجی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که نظریه اعتباریات علامه، راه حلی متفاوت پیش روی مسئله دیرینه رابطه نظر و عمل در اخلاق و تربیت اخلاقی است. این تفاوت اساسی را می توان در تفکیک میان حسن فی نفسه و حسن اعتباری و در اثبات تقدم اعتبار وجوب بر اعتبار حسن مشاهده کرد. چنان که در این دیدگاه، دوگانگی میان نظر و عمل در تربیت اخلاقی وجود ندارد؛ زیرا امیال و عواطف انسان، نقش خود را در کنار شناخت های حقیقی، در ایجاد شناخت های اعتباری ایفا می کند و سرانجام این شناخت های اعتباری هستند که به عنوان علت تامه تحریک اراده، عمل اخلاقی را شکل می دهند. این نظریه در بعد تربیتی نیز تصور متفاوتی از فرایند تربیت پدید می آورد که براساس آن، به جای تمرکز بر تقویت اراده، باید در کنار ارائه و تبیین شناخت های حقیقی، زمینه محیطی و روانی لازم را نیز برای ایجاد ادراک های اعتباری، متناسب با آنچه که به عنوان حسن حقیقی شناخته شده اند، فراهم آورد.
۱۹.

بررسی تطبیقی نظریه هوش اخلاقی حضرت علی(ع) در نهج البلاغه با نظریه فضیلتهای اخلاقی مشترک ادیان(دالسگارد، پیترسون و سلیگمن) و اصول هوش اخلاقی(لنیک و کیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۲۸ تعداد دانلود : ۴۲۲
هدف:هدف این پژوهش ارائه نظریه هوش اخلاقی حضرت علی(ع) در نهج البلاغه و بررسی تطبیقی آن با نظریه فضیلتهای اخلاقی مشترک ادیان(دالسگارد، پیترسون و سلیگمن) و اصول هوش اخلاقی(لنیک و کیل) بود. روش: این پژوهش، کیفی و مبتنی بر روش نظریه داده بنیاد بوده و جامعه تحقیق، فرمایشات امام علی(ع) در نهج البلاغه است. برای جمع آوری داده ها، مفاهیم مرتبط با هوش اخلاقی، فیش برداری و کدبندی و بر حسب ویژگی های مشترک، دسته بندی شد. سپس نظریه هوش اخلاقی حضرت علی(ع) ارائه و با نظریه فضیلتهای اخلاقی مشترک ادیان(دالسگارد، پیترسون و سلیگمن) و اصول هوش اخلاقی(لنیک و کیل) مقایسه شد. یافته ها: در نظریه هوش اخلاقی حضرت علی(ع)، هوش اخلاقی در سه بعد الهی، درون فردی و برون فردی ارائه شد. مؤلفه های هوش اخلاقی در بعد الهی عبارتند از: تقوای الهی، عدم دنیاگرایی، یقین، اخلاص و سپاسگزاری؛ در بعد درون فردی عبارتند از: خردورزی، تواضع و فروتنی، عفت و حیا، صداقت، صبر و شکیبایی و در بعد برون فردی عبارتند از: محبت و احترام، همدلی، عدالت و انصاف، ایثار و از خودگذشتگی، بخشش و وفای به عهد. نتیجه گیری: نظریه هوش اخلاقی حضرت علی(ع) جامع تر از نظریه دالسگارد، پیترسون و سلیگمن و اصول هوش لنیک و کیل است و بسیاری از مؤلفه های آن از قبیل فضیلت و ارزشهای تقوای الهی، عدم دنیاگرایی، یقین و اخلاص که پایه و اساس سایر ارزشها و اصول هوش اخلاقی اند، در نظریه های مزبور مدّ نظر قرار نگرفته اند.
۲۰.

کنوانسیون جهانی حقوق کودک و فرصت هایی که برای پرورش تفکر مستقل درکودکان ارائه می دهد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۳۹۵
پژوهش حاضر با هدف تحلیل مفاد کنوانسیون جهانی حقوق کودک و بررسی فرصت هایی که برای پرورش تفکر مستقل در کودکان ارائه می دهد؛ انجام شده است. سوال کلی تحقیق عبارت است از این که کنوانسیون جهانی حقوق کودک از کدام محتوای مفید برای پرورش تفکر کودکان برخوردار است و چگونه بستر و شرایط لازم را برای رشد تفکر مستقل در کودکان فراهم می نماید؟ در این مقاله از روش پژوهش تحلیلی- استنتاجی استفاده شده است. در این پژوهش نخست به بررسی رویکردهای سنتی و رویکرد کنوانسیون به حقوق کودکان پرداخته شد، آن گاه حقوق تحت پوشش کنوانسیون از جمله حق مشارکت و حق محافظت و تأثیر آن ها بر فراهم کردن بسترهای و شرایط لازم برای پرورش تفکر مستقل در کودکان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که رعایت حقوق کودکان، بخصوص حق مشارکت کودکان، مندرج در کنوانسیون حقوق کودک و تنظیم نظام آموزشی بر مبنای این حق بستر و شرایط لازم را برای پرورش تفکر مستقل در کودکان فراهم می نماید

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان