عبدالله پارسا

عبدالله پارسا

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۸ مورد از کل ۱۸ مورد.
۱.

شناسایی مؤلفه های آموزش اخلاق و میزان توجه به آن در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی از نوع ابزارسازی با هدف شناسایی مؤلفه ها و بررسی میزان توجه به آموزش اخلاق در مدارس ابتدایی انجام شده است. در بخش کیفی با روش استنتاجی-پدیدارشناسی، با 14 استاد و محقق حوزه آموزش اخلاق و مؤلفان کتب درسی که به صورت هدفمند و با روش زنجیره ای انتخاب شده بودند تا حد اشباع نظری، مصاحبه نیمه ساختارمند انجام شد. روایی و پایایی مصاحبه با پیاده سازی متن، بازنگری سؤالات و پاسخ ها  و تطبیق  برخی مضامین، توسط دو تحلیل گر مستقل تأیید شد.سپس هشتاد مضمون پایه وسیزده مضمون سازمان دهنده، در قالب چهار بعد (اهداف فردی، اهداف اجتماعی، روش، چالش ها و نارسایی های آموزش اخلاق)، دسته بندی شدند و پرسش نامه ای با محوریت چهار بعد اصلی برای بخش کمّی (توصیفی - پیمایشی) تحقیق تنظیم شد. روایی صوری و محتوایی پرسش نامه به تأیید ده تن از استادان دانشگاه رسید. ضریب آلفا کرانباخ به دست آمده حاکی از پایایی مطلوب پرسش نامه است. طبق نتایج کمی، دبیران، در بعد اهداف فردی، مضامین بهداشت فردی، رابطه فرد با خدا، پاکدامنی و خویشتن بانی؛ و در بعد اهداف اجتماعی، مضامین رابطه فرد با دیگر انسان ها و رابطه فرد با طبیعت را ، به صورت معناداری از میانگین مطلوب بالاتر ارزیابی کردند که نشانه توجه کافی به آنها در مقایسه با سایر مضامین است. مضامین اخلاق فردی (شجاعت، معنویت نه به معنای پرورش دینی، کرامت انسانی، انضباط شخصی و خود راهبری) و نیز برنامه درسی منسجم در قالب تحقق اهداف سطوح بالای شناختی، عاطفی و عملی نیازمند توجه و برنامه ریزی فکورانه تری هستند. رشد توانمندی معلمان در فهم شفاف تر مضامین اخلاقی و بکارگیری اثربخش آموزش اخلاق از پیشنهادات مهم این پژوهش است.
۲.

بررسی شوخ طبعی دبیران دوره متوسطه در فرآیند تدریس

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۲۴
پژوهش حاضر با هدف آگاهی از میزان شوخ طبعی دبیران دوره متوسطه شهر شوش و میزان استفاده از شوخ طبعی توسط آنان در فرایند تدریس انجام شد. پژوهش حاضر یک پژوهش کمی و کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دبیران دوره اول و دوم متوسطه شهر شوش در سال تحصیلی 99-1398 بود. حداقل حجم نمونه طبق جدول مورگان محاسبه شد و در مجموع 224 دبیر با روش نمونه گیری تصادفی متناسب با حجم جامعه انتخاب شدند. داده های موردنیاز از طریق دو پرسشنامه گردآوری شد: الف) پرسشنامه شوخ طبعی(خشوعی و همکاران، 1388)، ب) پرسشنامه محقق ساخته «میزان استفاده از شوخ طبعی در تدریس». روایی پرسشنامه محقق ساخته با توجه به اتفاق نظرکارشناسان و طبق شاخص نسبت روایی لاوشه تعیین گردید. با استفاده از آلفای کرونباخ، پایایی پرسشنامه شوخ طبعی (خشوعی و همکاران) 96/0 و پرسشنامه محقق ساخته «میزان استفاده از شوخ طبعی» 91/0 تعیین گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون های تی تک گروهی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که شوخ طبعی کلی دبیران بسیار بالا است و در فرآیند تدریس شوخ طبعی متوسطی داشتند. به عبارت دیگر، به میزان متوسط از شوخ طبعی در فرآیند تدریس استفاده کرده اند. دیگر یافته این پژوهش نشان داد دبیرانی که به طور کلی شوخ طبع تر بودند، از شوخ طبعی بیشتری در فرآیند تدریس استفاده کرده اند.
۳.

شناسایی صلاحیت های حرفه ای مربیان پیش دبستانی در فرایند برنامه ریزی درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۳۳
این مقاله با هدف شناسایی صلاحیت های حرفه ای مربیان پیش دبستانی در فرایند برنامه ریزی درسی از دیدگاه متخصصان، به روش آمیخته اکتشافی ناهمزمان، انجام شده است. مشارکت کنندگان در بخش کیفی 12 نفر از اساتید دانشگاه ها و کارشناسان  بودند که به روش هدفمند و زنجیره ای انتخاب شدند. جامعه آماری،180 نفر مربیان پیش دبستانی اهواز در سال 1397 بودند که با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود. در بخش کیفی 4 مؤلفه اصلی و 48 مؤلفه فرعی شناسایی شدند که بر اساس روش کدگذاری اشتراوس و کوربین کدگذاری و مقوله بندی شد. طبق نتایج، مربیان در تمام مراحل برنامه ریزی درسی از صلاحیت های حرفه ای چندانی برخوردار نیستند و تفاوت آنها با میانگین مطلوب معنادار است. همبستگی همه متغیرها، مثبت معنا دار است. کمترین همبستگی بین دو متغیر گزینش و سازماندهی محتوا با ارزشیابی و بیشترین همبستگی بین دو متغیر نیازسنجی و الگوهای یاددهی-یادگیری مشاهده شد.
۴.

تأثیر برنامه های درسی کارشناسی ارشد رشته های علوم تربیتی بر رشد مهارت های شغلی، انتظارات شغلی و شانس اشتغال دانش آموختگان این رشته ها(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۸۰
هدف این پژوهش، مطالعه نگرش دانشجویان کنونی و پیشین کارشناسی ارشد گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید چمران اهواز نسبت به تأثیر برنامه درسی رشته تحصیلی خود بر رشد مهارت های شغلی، انتظارات شغلی و شانس اشتغال آنها است. نمونه آماری پژوهش دانشجویان و دانش آموختگان مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی در کشور است که گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید چمران اهواز به عنوان یک نمونه غیر احتمالی در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات با استفاده از یک پرسشنامه محقق ساخته گرداوری شد که پایایی، روایی محتوایی و روایی ملاک آن (73/0=r) بررسی و تأیید شدند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که نگرش شرکت کنندگان در تحقیق نسبت به برنامه درسی رشته تحصیلی شان قادر به پیش بینی انتظارات شغلی و میزان رشد مهارت های شغلی آنان است. همچنین دریافت شد که همبستگی بین نگرش شرکت کنندگان نسبت به دانشگاه محل تحصیل با انتظارات شغلی و رشد مهارت های شغلی آنان همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد. عامل جنسیت بر نگرش شرکت کنندگان نسبت به برنامه درسی رشته، انتظارات شغلی و مهارت های شغلی آنان اثر معناداری داشته است. عامل رشته و تعامل دو فاکتور رشته و جنسیت بر انتظارات شغلی و رشد مهارت های شغلی آنها تأثیر معناداری دارند.
۵.

بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و گرایش به تغییر کارکنان دانشگاه شهید چمران اهواز بر اساس الگوی هافستد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و گرایش به تغییر کارکنان دانشگاه شهید چمران اهواز بر اساس الگوی هافستد اجرا شده است. از بین کارکنان شاغل در دانشگاه شهید چمران اهواز، تعداد ۲۶۵ نفر بر اساس جدول مورگان و کرجسی به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده اند. با توجه به اهداف و ماهیت موضوع، روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بوده است. از دو پرسشنامه فرهنگ سازمانی هافستد با ضریب پایایی (72/0) و پرسشنامه گرایش به تغییر میچ مک کریمون با ضریب پایایی (78/0) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج نشان داد از بین ابعاد فرهنگ سازمانی هافستد فقط بین بعد اجتناب از عدم اطمینان بالا/ پایین با گرایش به تغییر رابطه معنادار داشته و بین ابعاد مردسالاری/ زن سالاری، فردگرایی/ جمع گرایی و فاصله قدرت بالا/ پایین با گرایش به تغییر کارکنان رابطه معناداری مشاهده نشده است. بنابراین، می توان گفت که کارکنان دانشگاه شهید چمران اهواز به مردسالاری تمایل بیشتری دارند. با توجه به نتایج به نظر می رسد که جامعه کارکنان دانشگاه شهید چمران به سمت جمع گرایی حرکت کرده و همکاری بیشتری نسبت به گذشته بین کارکنان مشاهده می شود.
۶.

کاوشی در عوامل مؤثر بر شکل گیری نقشه مفهومی توسعه دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۲۲۳
نقشه مفهومی، در دانشگاه ها، انعکاس روشنی از اهداف، مأموریت و چشم انداز است که باعث می شود اجزاء آن ها مانند دانشکده ها هم مأموریت خود را متناسب با مأموریت دانشگاه تقویت کنند و توسعه دهند. این پژوهش آمیخته با هدف بررسی نگرش اعضای هیأت علمی نسبت به برخی عوامل مؤثر بر شکل گیری نقشه مفهومی توسعه دانشگاه (مشروعیت دانشگاه، کارکردها و توسعه رشته ها) انجام شده است. پژوهش از نوع تأییدی بوده که در بخش کمی به روش توصیفی - پیمایشی، از پرسشنامه محقق ساخته و آماره های (میانگین، فراوانی و درصد) و در بخش کیفی از روش مصاحبه گروه کانونی و کدگذاری و تحلیل محتوا برای گردآوری و تحلیل اطلاعات استفاده شده است. در بخش کمی، از میان اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده، 234 نفر انتخاب شدند و در بخش کیفی، مصاحبه گروه کانونی با مشارکت 8 نفر از افراد صاحب نظر و با تجربه دانشگاه برگزار شده است. علاوه بر اعتبار صوری و محتوایی، پایایی پرسشنامه نیز در بخش کمی از طریق ضریب آلفا کرونباخ محاسبه و گزارش شده است. بر اساس نتایج بخش کمی، نخبگان علمی متقاضی مهاجرت به شهرها و کشورهای دیگر هستند. کارکرد آموزشی در اولویت دانشگاه است، و توجه به رشته های کاربردی متناسب با پتانسیل استان خوزستان دارای بیشترین اهمیت بوده است. همچنین نتایج نشان داد اعضای بخش گروه کانونی با چند مورد از نتایج ب دست آمده در بخش کمی موافق نبوده اند که مهم-ترین این موارد شامل تصور مثبت دانش آموختگان از محل تحصیل خود و اولویت داشتن توسعه رشته های مهندسی و علوم پایه و همچنین سطح نازل مهاجرت نخبگان علمی دانشگاه از استان، می شود.
۷.

چالش های تفکیک دانش آموزان تیزهوش و سرآمد: رویکرد ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۰۵ تعداد دانلود : ۳۱۳
توجه به دانش آموزان نخبه و ممتاز یکی از ایده های کانونی نظام تعلیم و تربیت هر جامعه است. هدف پژوهش حاضر، ارزشیابی چالش های تفکیک دانش آموزان تیزهوش و سرآمد از دانش آموزان عادی می باشد. در این پژوهش روش آمیخته اکتشافی به کار گرفته شد. در بخش کمی، از روش توصیفی و در بخش کیفی، از روش مطالعه موردی کیفی استفاده شد. جامعه ی آماری در بخش کمی، دبیران، دانش آموزان و والدین آن ها در کلیه ی مدارس استعدادهای درخشان و نمونه دولتی و تعداد 4 مدرسه عادی در استان بوشهر بود که 70 نفر از دبیران، 260 نفر از دانش آموزان و 70 نفر از والدین با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ساده  انتخاب گردیدند. نمونه ی بخش کیفی، شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه های شهید چمران اهواز و دانشگاه شیراز و دبیران و دانش آموزان و دانش آموختگان دبیرستان های تیزهوشان و نمونه دولتی استان بوشهر بودند. 15 نفر از اعضای هیأت علمی که قبلاً در زمینه تحقیق، دارای مطالعات و یا پژوهش هایی بودند با روش نمونه گیری هدفمند مطلوب و 30 نفر از گروه های ذینفع (والدین، دبیران، دانش آموزان، دانش آموختگان) با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش در بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته و روش گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختمند بود. برای تحلیل داده های کمی از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و  آمار استنباطی مانند تحلیل واریانس تک راهه، استفاده شد و تحلیل داده های کیفی با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت. نتایج بخش کیفی نشان داد که رویکرد تفکیک در ایران عملکرد قابل قبولی را نداشته است، اما حذف این شیوه به دلیل فراهم نبودن بستر مناسب، امکان پذیر نمی باشد. گروه های ذینفع، تفکیک از آغاز سال های ابتدایی، منزلت اجتماعی بالاتر در سطح جامعه و دستیابی به مشاغل بالاتر را از مهم ترین عوامل تسهیل کننده در مسیر مدارس استعداد درخشان و نمونه دولتی و تعریف موجود از مفهوم سرآمدی، نگرش منفی و بی اعتمادی خانواده ها نسبت به عملکرد این مدارس و شدت امتحانات داخلی را مهم ترین عوامل بازدارنده بر می شمارند. مخالفین بر دلایلی مانند ایجاد نظام طبقاتی، خلاقیت کشی، ایجاد حس رقابت گرایی مخرب و موافقین نیز بر دلایلی مانند ارزشمندی پرورش نخبگان، تقاضای جامعه برای آموزش کیفی تر و نیاز کشور به شناسایی این افراد، اشاره داشته اند. نتایج حاصل در بخش کمی پژوهش نیز نشان داد که تفاوت معناداری بین نگرش دانش آموزان، اولیاء و دبیران نسبت به ضرورت تربیتی تفکیک و کارکرد جذب وجود ندارد؛ اما در نگرش آن ها به ضرورت اجتماعی تفکیک، تفاوت معنادار است. نزدیک به 60% دانش آموزان نسبت به مطلوبیت و کفایت آزمون ورودی تردید دارند و تقریباً نزدیک به نیمی از هر سه گروه معتقدند تجدیدنظر اساسی در شیوه ی گزینش دانش آموزان، یک الزام است. تفاوت معناداری بین گروه های ذینفع نسبت به پرورش مؤلفه های سرمایه اجتماعی وجود دارد و تفکیک دانش آموزان تیزهوش و سرآمد از دانش آموزان عادی نتوانسته است موجب افزایش سرمایه اجتماعی دانش آموزان شود.  
۸.

طراحی مدل اعتبارسنجی مدارس متوسطه نظری آموزش و پرورش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۸۹
هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل اعتبارسنجی به منظور تضمین کیفیت آموزش در مدارس متوسطه نظری بود. روش پژوهش، روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی-استنتاجی بود. برای دسترسی به داده های غنی پس از تحلیل اسناد (7 سند داخلی و 17 سند خارجی مرتبط با کلید واژه های منتخب)، از مصاحبه با صاحبنظران استفاده شد. مشارکت کنندگان در پژوهش بر اساس رویکردی هدفمند و با استفاده از روش موارد مطلوب، از بین خبرگان تعلیم و تربیت، متخصصین اعتبارسنجی و مسئولان اجرایی آموزش و پرورش برگزیده شدند. اشباع نظری به عنوان شاخص کفایت داده ها پس از مصاحبه عمیق با 35 نفر از مشارکت کنندگان، حاصل شد. برای گردآوری داده ها از تحلیل اسناد، مصاحبه عمیق و با رویکرد نیمه ساختاریافته بهره گرفته شد. برای اطمینان از صحت و استحکام داده ها ضمن انجام دقیق مصاحبه ها توسط پژوهشگر، فایل متنی مصاحبه ها تهیه و توسط مشارکت کنندگان، تایید شد. همچنین کدهای استخراج شده، مقوله بندی ها و نام گذاری آنها توسط مشارکت کنندگان و همتایان مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد مدل اعتبارسنجی مدارس متوسطه نظری دارای 7 عامل (ساختار سازمانی، ساختارفیزیکی، عوامل فردی معلم (کادر اداری و آموزشی)، عوامل فردی دانش آموزی، عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی و هسته فنی تدریس و یادگیری) می باشد و 60 ملاک و 266 نشانگر متناسب با ویژگی های مدارس متوسطه نظری برای عوامل هفتگانه فوق شناسایی شد و نهایتاً مدل پیشنهادی اعتبارسنجی مدارس متوسطه نظری معرفی گردید. واژگان کلیدی: اعتبارسنجی، تضمین کیفیت، مدارس متوسطه، تحلیل محتوا، فرهنگ
۹.

مطالعه ی روابط بین اثربخشی سازمانی ادراک شده، اعتماد معلم به همکاران و گشودگی جوّ مدرسه با شکل گیری رفتار شهروندی سازمانی مدیران و معلمان در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۴۳۹
هدف از اجرای پژوهش حاضر، تبیین روابط بین مؤلفه های اثربخشی سازمانی ادراک شده ، اعتماد معلم به همکاران و گشودگی جوّ مدرسه با رفتار شهروندی سازمانی و توضیح چرایی تأثیرگذاری و عدم تأثیرگذاری هر یک از این مؤلفه ها بر شکل گیری، رشد و گسترش رفتار شهروندی سازمانی مدیران و معلمان در مدارس ابتدایی و متوسطه شهر اهواز می باشد. در همین راستا، از روش پژوهش آمیخته (کمی و کیفی) استفاده شده است. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه ی معلمان و مدیران مدارس دو مقطع ابتدایی و متوسطه شهر اهواز تشکیل می دهند. به اقتضای روش پژوهش ترکیبی، در بخش کمی به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و با استفاده از جدول مورگان تعداد 256 نفر انتخاب شده اند. در بخش کیفی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تا زمانی که به سؤالات پژوهش پاسخ داده شد و اشباع نظری به دست آمد، فرآیند نمونه گیری ادامه یافت. داده ها در بخش کمی با استفاده از دو مقیاس رفتار شهروندی سازمانی و مؤلفه های تأثیرگذار بر شکل گیری آن در مدارس دیپائولا، تارتر و هوی (2005) به ترتیب با ضرایب پایایی 84/0 و 89/0 و در بخش کیفی با اجرای مصاحبه نیمه ساختمند جمع آوری گردیده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کمی از تحلیل رگرسیون و در بخش کیفی، روش تحلیل محتوای استقرایی به کار رفته است. در بخش کمی، نتایج نشان دهنده تأثیرگذاری مؤلفه ی اثربخشی سازمانی ادراک شده و عدم تأثیرگذاری مؤلفه های اعتماد معلم به همکاران و گشودگی جوّ مدرسه بر شکل گیری رفتار شهروندی سازمانی مدیران و معلمان مدارس مورد مطالعه می باشد. در پیگیری نتایج در بخش کیفی، دلایل تأثیرگذاری و عدم تأثیرگذاری هر یک از مؤلفه ها تبیین شده است.
۱۰.

بررسی عملکرد نظارتی مدیران مدارس ابتدایی شهر اندیمشک و رابطه آن با انگیزه شغلی معلمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۷۱
این تحقیق به منظور «بررسی عملکرد نظارتی مدیران مدارس ابتدایی شهر اندیمشک و رابطه آن با انگیزش شغلی معلمان در سال تحصیلی 93-92» اجرا گردیده است. روش انجام این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس ابتدایی شهر اندیمشک به تعداد 380 نفر می باشد که تعداد 191 نفر از آن ها به صورت تصادفی مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از دو نوع پرسش نامه استفاده شده است که یکی از آن ها با 28 سؤال از نوع مقیاس 5 درجه ای لیکرت جهت سنجش عملکرد نظارتی مدیران و دیگری با 11 سؤال از نوع مقیاس 5 درجه ای لیکرت جهت سنجش میزان انگیزش شغلی معلمان بکار رفته است. پایائی پرسش نامه عملکرد نظارتی مدیران 87/0 و پایائی پرسش نامه انگیزش شغلی معلمان 95/0 با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه گردیده است. روایی ابزار نیز مورد تأیید کارشناسان و اساتید محترم دانشگاه بود. داده های گردآوری شده با بهره گیری از آزمون های آمار توصیفی نظیر میانگین، انحراف معیار و همچنین آزمون های آماری استنباطی نظیر آزمون تی تک گروهی، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد: عملکرد نظارتی مدیران از وضعیت نامطلوبی برخوردار است. بین عملکرد نظارتی مدیران و همچنین ابعاد سه گانه آن با انگیزش شغلی معلمان رابطه معنیداری وجود دارد. در میان ابعاد سه گانه عملکرد نظارتی مدیران، فقط بعد آموزشی- حرفه ای، تأثیر معنی داری بر انگیزش شغلی معلمان دارد.
۱۱.

مقایسه ی تأثیر آموزش مبتنی بر برنامه ی رایانه ای و آموزش سنتی بر پیشرفت تحصیلی درس ریاضی دانش آموزان سوم ابتدایی

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف پژوهش حاضر مقایسه تأثیر آموزش مبتنی بر برنامه ی رایانه ای و تدریس سنتی بر پیشرفت تحصیلی درس ریاضی دانش آموزان پایه سوم ابتدایی بود. پژوهش حاضر، مطالعه ای شبه آزمایشی همراه با پس آزمون بود. تعداد 228 دانش آموز (122 دختر و 106 پسر) کلاس سوم با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند برای اجرای یک برنامه آموزشی جدید انتخاب شد. آزمودنی ها به طور تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. مبحث کسر، با استفاده از یک نرم افزار آموزشی در یک جلسه 45 دقیقه ای و به صورت همزمان در 4 کلاس آموزش داده شد. پس از پایان آموزش، به صورت همزمان از هر 4 گروه، آزمونی مشتمل بر 6 سؤال که با مشارکت آموزگاران متخصص هر 4 کلاس از قبل طراحی شده بود، به عمل آمد. یافته ها نشان داد که اجرای تدریس با استفاده از شیوه برنامه ی رایانه ای می تواند تأثیر مثبت و معناداری بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی بگذارد. دانش آموزان پسر گروه آزمایش بیشترین میانگین نمره را در پس آزمون کسب نمودند و عملکرد آنها در مقایسه با پسران و دختران گروه گواه، افزایش معناداری داشت. تعامل جنسیت و گروه نیز بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان معنادار بود.
۱۲.

متولی تربیت معلم: آموزش عالی یا آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: صلاحیت آموزش عالی برنامه درسی تربیت معلم دانشگاه فرهنگیان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۹ تعداد دانلود : ۴۶۳
:پژوهش کیفی حاضر با هدف بررسی مقایسه ای صلاحیت آموزش عالی و آموزش و پرورش در کار تربیت معلم انجام شده است. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، با کدگذاری باز داده های حاصل از مصاحبه و پرسشنامه باز پاسخ، کدگذاری و مقوله بندی و سپس تحلیل شدند. شرکت کنندگان در این پژوهش، به شیوه ی نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در مجموع 22 نفر نمونه را تشکیل دادند. از مجموع دیدگاه ها و نظرات مصاحبه شوندگان، این چهار دیدگاه شناسایی شدند ( موافق با آموزش عالی، موافق با آموزش و پرورش، موافق مشروط با هر دو نهاد، مشروط با ساختار جدید). کم توجهی به تمرین های عملی، فقدان مدارس وابسته به آموزش عالی برای کارورزی؛ و ارزشیابی نامناسب عملکرد دانشجویان در طول دوره کارورزی، از مهم ترین نقاط ضعف آموزش عالی برشمرده می شوند. همچنین توانمندی علمی پایین تر اعضای هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان، انعطاف پذیری اندک و آزادی های بسیار محدود اندیشه برای تحول و تغییر، مهارت های ضعیف درپژوهش، و تمرکز گرایی شدید آموزش و پرورش نیز از ضعف های مهم آموزش و پرورش و بویژه دانشگاه فرهنگیان است.موافقین با دیدگاه ساختار جدید برای تربیت معلم، نقاط ضعفی از قبیل: ضعف در پژوهش و تحلیل مسائل تربیتی، ضعف در نظریه پردازی و عمل و ارائه راهکارهایی برای بهبود تربیت معلم، ضعف در تدوین محتوای مناسب برای برنامه های درسی تربیت معلم را به هر دو نهاد نسبت می دهند. در نهایت با توجه به مؤلفه برنامه درسی تربیت معلم چهار بعد پیشنهادی: دانش محتوائی، دانش تربیتی عام، دانش تربیتی توأم با کارورزی و برنامه آغازین ورود به حرفه معلمی ارائه شد که از تقسیم کار بین نهاد آموزش و پرورش و آموزش عالی در اجرای تربیت معلم حمایت می کند.
۱۳.

اثربخشی سبک مدیریت دموکراسی قانون مدار کلاس درس بر میزان عزت نفس دانش آموزان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: عزت نفس دانش آموزان کلاس درس سبک مدیریت دموکراسی قانون مدار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۸ تعداد دانلود : ۵۳۲
با به کارگیری سبک های مدیریت کلاس می توان رفتارهای مخرب و مزاحم را اصلاح نمود و با ایجاد محیطی آرام و بدون تنش و درگیری، شرکت دانش آموزان را در فعالیت های یادگیری افزایش داد. افزون بر این، به کارگیری سبک های مدیریت کلاس درس، میزان عزت نفس دانش آموزان را، که زندگی آن ها را در تمامی ابعاد تحت تأثیر قرار می دهد، افزایش می دهد. با نظر به این مهم، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی سبک مدیریت دموکراسی قانون مدار کلاس درس بر میزان عزت نفس دانش آموزان پسر پایه سوم متوسطه انجام شد. جامعه آماری در این پژوهش آزمایشی، دانش آموزان پسر سال سوم متوسطه شهر آبدانان در سال تحصیلی 92-91 بودند و نمونه مورد مطالعه 38 نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیث بود. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. طرح پژوهش از نوع آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود، که پس از انتخاب تصادفی گرو ه های آزمایشی و گواه، مداخله آزمایشی (سبک مدیریت دموکراسی قانون مدار) بر روی گروه آزمایش به مدت هفت جلسه 90 دقیقه ای و دوبار در هفته اجرا شد. پس از اتمام برنامه آموزشی از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان داد که به کارگیری سبک مدیریت دموکراسی قانون مدار در کلاس درس بر افزایش میزان عزت نفس (شامل خرده مقیاس عمومی، خانوادگی، اجتماعی، و شغلی تحصیلی) دانش آموزان پسر در مرحله پس آزمون (001/0>p) مؤثر بوده است.
۱۴.

بررسی رابطه ساده و چندگانه هوش هیجانی با سبک های رهبری تحول آفرین، تبادلی و عدم مداخله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: هوش هیجانی رهبری تبادلی سبک رهبری تحول آفرین رهبری عدم مداخله

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هوش هوش هیجانی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی سازمانی و صنعتی
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۶۶۱
در پژوهش توصیفی(همبستگی) حاضر رابطه ساده و چندگانه هوش هیجانی با سبک های رهبری تحول آفرین، تبادلی و عدم مداخله در دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه شهید چمران اهواز مورد بررسی قرار گرفته است. حجم نمونه شامل320 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه شهید چمران اهواز است که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار اندازه گیری داده ها شامل؛ پرسشنامه 36 گویه ای چند عاملی رهبری(MLQ[1]) و پرسشنامه 33 گویه ای هوش هیجانی بوده که پایایی پرسشنامه ها به ترتیب 83% و 56% بوده است. عمده ترین یافته های پژوهش حاکی از آن است که: هوش هیجانی با سبک رهبری تحول آفرین، همبستگی معنادار منفی و با سبک رهبری عدم مداخله، همبستگی معنادار مثبت دارد. این متغیر با سبک رهبری تبادلی فاقد همبستگی معنادار است. از میان ابعاد پنج گانه هوش هیجانی، ابعاد خودتنظیمی و انگیزش در سبک رهبری تحول آفرین، بعد انگیزش در سبک رهبری تبادلی و همچنین ابعاد خودتنظیمی و همدلی در سبک رهبری عدم مداخله تأثیر معناداری داشته اند. در این تحقیق مشاهده شد که هوش هیجانی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز، پایین تر از حد متوسط؛ ویژگی سبک های رهبری تحول آفرین و تبادلی دانشجویان بالاتر از حد متوسط و ویژگی سبک رهبری عدم مداخله در آن ها نیز پایین تر از حد متوسط بوده است.
۱۵.

امکان سنجی استقرار مدارس هوشمند در دبیرستان های دخترانه شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی آمادگی دبیرستان های دخترانه اهواز برای استقرار مدارس هوشمند، به امکان سنجی استقرار مدارس هوشمند از دیدگاه معلمان و مدیران در چارچوب مؤلفه های نگرش، دانش، مهارت معلمان و مدیران و منابع مالی، زیرساخت و تجهیزات، فرهنگ و عملکرد اداری مدرسه پرداخته است. روش انجام این پژوهش از نوع ترکیبی (کمی و کیفی) می باشد. جامعه آماری تحقیق را معلمان و مدیران دبیرستان های دخترانه شهر اهواز تشکیل می دهد. نمونه آماری از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد که 100 نفر از معلمان و 8 نفر از مدیران ناحیه یک اهواز را در بر می گیرد. روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق، دو پرسش نامه، مصاحبه، چک لیست ارزیابی و مشاهده است. روایی محتوایی و صوری این ابزار به تأیید چند نفر از اساتید مجرب رسید. پایایی پرسش نامه معلم پس از اجرای مقدماتی بر روی 30 نفر، از طریق آلفای کرونباخ 89/0 و پایایی پرسش نامه مدیر پس از اجرا 94/0 محاسبه شد. نتایج پرسش نامه، مصاحبه و چک لیست ارزیابی در این پژوهش نشان داد که به طور کلی آمادگی دبیرستان های دخترانه اهواز برای استقرار مدارس هوشمند، از دیدگاه معلمان و مدیران در سطح پایین قرار دارد.  کلید واژه ها: امکان سنجی، مدارس هوشمند، فناوری اطلاعات و ارتباطات، دبیرستان
۱۶.

بررسی میزان سودمندی برنامه های آموزش ضمن خدمت و رابطه آن با رشد دانش و مهارت های شغلی در دانشگاه شهید چمران اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ارزیابی آموزش ضمن خدمت مهارت های شغلی کارکنان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مشاوره مشاوره شغلی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی آموزش و پرورش برنامه ریزی آموزشی بزرگسالان
تعداد بازدید : ۳۰۵۴ تعداد دانلود : ۱۳۷۱
هدف این پژوهش، ارزیابی میزان سودمندی و اثربخشی برنامه های آموزش ضمن خدمت و رابطه ی آن با رشد دانش و مهارت های شغلی در دانشگاه شهید چمران اهواز از دیدگاه کارکنان آن دانشگاه است. جامعه ی آماری تحقیق شامل همه ی کارکنان دانشگاه است. 256 نفر از کارکنان شرکت کننده در دوره های آموزش ضمن خدمت با روش نمونه گیری تصادفی، متناسب با حجم جامعه انتخاب شده و بررسی شده اند. با استفاده از یک پرسشنامه، شامل 66 گویه و 5 مقیاس فرعی، داده ها جمع آوری و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که در مجموع، کارکنان دانشگاه شهید چمران از دوره های آموزش ضمن خدمت برگزار شده، به لحاظ مؤلفه هایی مانند تناسب با نیازهای شغلی، اثر بخشی دوره ها در رشد فردی، بهبود نگرش ها و مهارت های شغلی، مدیریت سودمند برنامه ها و حمایت مدیریت از کاربرد آموخته های حاصل از شرکت در برنامه های آموزش ضمن خدمت، رضایت چندانی ندارند. تفاوت بین نگرش کارکنان زن و مرد نسبت به سودمندی دوره های آموزش ضمن خدمت، معنادار (05/0< p) است. هم چنین متغیرهای تناسب با نیازها، حمایت مدیران و مدیریت سودمند دوره به ترتیب بیشترین توان پیش بینی رشد فردی کارکنان را دارا می باشند. تفاوت معناداری بین گروه های مختلف نمونه ی آماری بر حسب مدرک تحصیلی یا رسته ی شغلی در هیچ یک از متغیرها مشاهده نشد.
۱۸.

بررسی نگرش و تمایلات رفتاری معلمان در مورد پیشبرد برنامه های جدید درسی

نویسنده:

کلید واژه ها: اجرای برنامه درسی مشارکت معلم نگرش معلم برنامه درسی جدید اجرای برنامه درسی جدید

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲۵ تعداد دانلود : ۷۱۰
مهم ترین ویژگی عدم تمرکز، مشارکت افراد و گروههای ذی نفع در سطوح و مراحل گوناگون است. مشارکت گسترده تر و سنجیده تر، حس تعلق به برنامه جدید را افزایش داده، مشروعیت و قابلیت اجرای برنامه درسی جدید را تضمین می کند. تشویق به عدم تلاش برای جلب حمایت و مشارکت گسترده تر مجریان برنامه های درسی با اندیشه اجرای سازگارانه و نیمه سازگارانه برنامه درسی، مستلزم وجود نگرشهای مثبت مجریان برنامه به خصوص معلمان است. معلمان مسوول مرحله اجرایی اصلاحات برنامه درسی هستند و آثار نهایی اصلاحات تا حد زیادی وابسته به مشارکت، فهم و دانش معلمان از تغییر بستگی دارد. با هدف فهم بیشتر این مفاهیم و رابطه آنها، دو تحقیق جداگانه انجام شد. در تحقیق نخست، 200 نفر از دبیران فیزیک دوره متوسطه استان فارس و در تحقیق دوم 540 نفر از دبیران ریاضی دوره راهنمایی استان خوزستان شرکت داشتند. در هر دو تحقیق، بین نگرش دبیران به تغییر و نگرش و تمایلات رفتاری آنان نسبت به پیشبرد برنامه درسی جدید رابطه مثبت و معناداری یافت شد. ادراک مثبت معلمان از نسبت سود – هزینه (کارآیی برنامه درسی جدید) و قابلیت اجرای برنامه درسی جدید با تمایلات رفتاری آنها در پیشبرد برنامه جدید درسی با تمایلات رفتاری آنها در پیشبرد برنامه جدید درسی رابطه مثبت و معناداری دارد. هرچه ادراک معلمان نسبت به حمایتهای مدرسه، حمایتهای اداراه های آموزش و پرورش و سایر حمایتهای اجتماعی از برنامه جدید درسی مثبت تر باشد، نگرانی آنها از اجرای برنامه درسی جدید کمتر است و تمایلات رفتاری مثبت تری نسبت به پیشبرد برنامه جدید درسی از خود نشان خواهند داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان