تفکر و کودک

تفکر و کودک

تفکر و کودک سال دهم پاییز و زمستان 1398 شماره 2 (پیاپی 20) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

اثربخشی آموزش مهارت خلاقیت بر تفکر انتقادی، مهارت اجتماعی و خلاقیت دانش آموزان پایه ششم ابتدائی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۳۳۳
هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی آموزش مهارت خلاقیت برتفکرانتقادی، مهارت های اجتماعی و خلاقیت در دانش آموزان دختر پایه ششم شهر تهران در سال تحصیلی 1397-1398بود. طرح پژوهش آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم منطقه 19 آموزش و پرورش شهر تهران بود که ۴۰ نفر به شیوه در دسترس انتخاب گردید و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند.پیش از آموزش مهارت خلاقیت، پرسشنامه های خلاقیت عابدی (1372)، گرایش به تفکرانتقادی ریکتس (2003) و مهارت های اجتماعی ایندربیتزن و فوستر (۱۹۹۲) اجرا گردید. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مهارت خلاقیت، موجب افزایش خلاقیت دانش آموزان شد(05/0>p)، اما بر تفکر انتقادی و مهارت های اجتماعی آزمودنی های گروه آزمایش تاثیر معناداری نشان نداد(05/0
۲.

طراحی داستان هایی برای ایجاد گسلش شناختی در برنامه فلسفه برای کودکان و اثر بخشی آن بر کاهش علائم اختلال وسواس فکری – جبری کودکان دارای نشانه های OCD دوره ابتدایی شهرستان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۱۷۲
مطالعه حاضر باهدف ایجاد گسلش شناختی  در برنامه فلسفه برای کودکان به شیوه حلقه کندوکاو تاثیر آن در کاهش علایم OCD در کودکان 8 تا 11 دارای نشانه OSD در استان یزد اجرا گردید. در این پژوهش 10 داستان با ویژگی های داستان های فبک ساخته و در برنامه فلسفه برای کودکان استفاده شده است. طرح پژوهش حاضر از جمله طرح های شبه تجربی با گروه آزمایش و گروه کنترل و ارزیابی به صورت پیش آزمون، مداخله و پس آزمون بوده است و از پرسشنامه عقاید وسواسی نسخه کودک و نوجوانان (OBQ-CV) استفاده شد. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از نرم افزار spss-16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، شاخص آمار استنباطی شامل آزمون کواریانس، برای بررسی تفاوت میانگین های پیش آزمون و پس آزمون و گروه گواه مورد استفاده قرار گرفته شد. نتایج نشان داد میزان عقاید وسواسی – جبری در پس آزمون گروه آزمایش نسبت به گروه گواه کاهش معناداری (01/0> p) داشته است. همچنین میانگین بیش برآورد خطر، کمال گرایی، مسئولیت پذیری افراطی و بیش اهمیت دهی به افکار نیز بعد از درمان کاهش معناداری (01/0> p) داشته است. در نتیجه اثربخشی مثبت برنامه فلسفه برای کودکان با هدف ایجاد گسلش شناختی آن تایید شد.
۳.

تأثیرآموزش «فلسفه برای کودکان» بر تاب آوری دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۰۷
هدف از پژوهش حاضر تعیین تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر تاب آوری دانش آموزان ابتدایی است. این پژوهش از نوع کاربردی و تجربی به روش نیمه آزمایشی با دو گروه گواه و آزمایش صورت گرفت. برای این منظور، از میان جامعه ی دانش آموزان ۱۰ و ۱۱ سال شهرستان بانه، ۳۰ نفر نمونه در دسترس انتخاب شد. آن ها در دو گروه ۱۵ نفری گواه و آزمایش به صورت تصادفی قرار داده شدند. آموزش برای گروه آزمایش طی ۱۶ جلسه یک ساعته انجام شد، اما گروه گواه بدون دریافت آموزش به فعالیت معمول خود ادامه دادند. آموزش با استفاده از برنامه آموزش فلسفه برای کودکان لیپمن، از طریق تشکیل اجتماع پژوهشی و با استفاده از ۱۲ داستان صورت گرفت. ابزار پژوهش مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون بود. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل گردید. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که آموزش فلسفه برای کودکان بر تاب آوری و مؤلفه های آن تأثیر معناداری داشته و موجب افزایش آن در دانش آموزان ۱۰ و ۱۱ ساله شده است.
۴.

بررسی دیدگاه برساخت گرایی اجتماعی درباره کودکی، و آموزه های آن برای برنامه آموزش تفکر به کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۳۴۹
هدف این پژوهش بررسی دیدگاه برساخت گرایی اجتماعی در باره کودکی است و آنچه این دیدگاه برای برنامه آموزش تفکر به کودکان دارد. پژوهش با روش فلسفی صورت گرفته است. برساخت گرایی اجتماعی دیدگاهی است که کودک و دوره کودکی را برساخته ای اجتماعی-فرهنگی می داند و نه امری طبیعی. بر این اساس، کودک از ویژگی های رشدیِ طبیعیِ ثابت برخوردار نیست، در عین حال صلاحیت کافی برای این که به عنوان عامل اجتماعی به حساب آید را دارا می باشد. برخلاف باورهای سنتی، در این دیدگاه کودک نه ارزش ابزاری، بلکه ارزش ذاتی دارد. برساخت گرایی اجتماعی تفکر کودک را مستقل از بزرگسال و برخوردار از سرشتی اجتماعی می داند. این مکتب بر گفتمان های چندگانه پست مدرنیسم، فمینیسم پساساختارگرا، پسااستعمارگرایی و جامعه شناسی جدید کودکی مبتنی است. برخی از آموزه های منتج از برساخت گرایی اجتماعی کودکی در زمینه آموزش تفکر به کودکان از این قرار هستند: بافت و زمینه های فرهنگی و اجتماعی در آموزش تفکر به کودکان اهمیت می یابد، آموزش تفکر به صورت گروهی برجسته می شود. بر روابط تعاملی، یادگیری مشارکتی، دوستی ها و بازی های نمایشی کودکان تأکید می شود. نقش نهادهای غیر رسمی در کنار نهاد رسمی آموزش و پرورش در جریان رشد تفکر کودک بیش از پیش اهمیت می یابد.
۵.

تأثیر برنامه آموزش فلسفه برای کودکان بر خودتنظیمی هیجانی کودکان کار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۲۸۳
هدف اصلی این پژوهش، سنجش اثربخشی آموزش فلسفه برای کودکان بر بهبود خودتنظیمی هیجانی کودکان کار بود. این پژوهش به صورت نیمه آزمایشی بود که در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، کودکان کار 7 و 8 ساله شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بودند که موسسه مهر کودکان به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شد، و کودکان کار (تعداد= 36 نفر) این موسسه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شده اند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 1 ساعته تحت برنامه آموزش فلسفه برای کودکان قرار گرفتند. برای جمع آوری داده از پرسشنامه استاندارد سنجش سبک های تنظیم عاطفی (هافمن و کشدن، 2010) استفاده گردید که پایایی این ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای مولفه های پنهان کاری، سازش و تحمل به ترتیب 70/0، 75/0 و 50/0 محاسبه شده است که حاکی از پایایی بالای آن است. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که برنامه آموزش فلسفه برای کودکان پنهان کاری کودکان کار را کاهش می دهد و سازش کاری و تحمل آنان را افزایش می دهد.
۶.

تحلیل جنبه های تفکر خلاقانه در نقاشی کودکان 3 تا 5 سال (گروه سنی الف)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۱۹۲
تصاویری که در نقاشی و تصویرسازی کودکان خلق می شوند در بیشتر موارد برخاسته از تفکری خلاق و دارای موضوعاتی خاص است. شناخت دقیق مضامین و ویژگی های خلاقانه نقاشی کودکان و تحلیل و تفسیر درست آنها، ما را در شناخت نحوه تفکر آنها یاری می رساند. این مضامین از محیطی به محیط دیگر و یا در فرهنگ های مختلف، تفاوت هایی را نشان می دهد. این پژوهش به منظور شناخت دقیق ترِ مضامین نقاشی و ویژگی های فکری و خلاقانه نقاشی کودکان گروه سنی الف از طبقه متوسط شهر تهران در فاصله سالهای96 تا 97 انجام شده است. پژوهش حاضر از جمله پژوهش های کیفی است که به روش تحلیل مضمون انجام شده و جامعه آماری پژوهش، مهدکودک های شهر تهران و حجم نمونه شامل 100 کودک از ده مهدکودک در مناطق یک، دو، هفت، دوازده و چهارده تهران(در سال تحصیلی 96-95) است. نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انجام شده و نهایتاً مضامین آثار خلق شده توسط این کودکان، پس از کد گذاری و طبقه بندی بر اساس شاخصه های خلاقیت مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است.
۷.

شناسایی و طبقه بندی انواع بازی های مراکز پیش دبستانی شهرستان ملایر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۰۵ تعداد دانلود : ۲۱۷
بازی یک ابزار آموزشی بسیار مهم برای پرورش ظرفیت های ذهنی، جسمانی، عاطفی و اجتماعی کودکان به شمار می آید. کودکان از طریق بازی می توانند به شکل خلاقانه تر بیندیشند و مهارت های هیجانی-اجتماعی خود را بهبود بخشند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و طبقه بندی انواع بازی های مورد استفاده توسط معلمان مراکز پیش دبستان انجام شد. داده های پژوهش با استفاده از روش پیمایش و از طریق مصاحبه ساختاریافته با تعداد هفده معلم پیش دبستان شاغل به تدریس در مراکز شهرستان ملایر گردآوری شد. برای تحلیل داده ها، با استفاده از روش تحلیل مضمونی ابتدا پاسخ های شرکت کنندگان در مجموعه ای از کدهای اولیه تعریف شدند. سپس، کدهای تعریف شده بر اساس تفاوت ها و شباهت ها از هم تفکیک شدند و در طبقه های مفهومی بزرگتری قرار داده شدند. نتایج نشان داد که معلمان پیش دبستان شهرستان ملایر از تعداد بیست عنوان بازی استفاده می کنند و این عناوین متفاوت بازی را می توان در سه دسته حرکتی/کنشی، آفرینشی/ساختنی و تماشاگری طبقه بندی نمود. همچنین نتایج گویای کاربرد گروهی یا موازی اغلب بازی های مورد استفاده در این مراکز بود
۸.

اثربخشی آموزش ارزش های اخلاقی (از طریق قصه گویی و پویانمایی) بر رشد مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۴۴۰
هدف پژوهش حاضر مطالعه اثربخشی آموزش ارزش های اخلاقی (از طریق قصه گویی و پویانمایی) بر رشد مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی بود. روش پژوهش، از نوع طرح های عاملی «شبه آزمایشی» بود.  102 کودک یک مرکز پیش دبستانی از جامعه آماری کودکان پیش دبستانی ناحیه دو شهر یزد در سال 1394 انتخاب شده و به پنج گروه معادل منتسب شدند. در نهایت به تصادف چهار گروه به عنوان گروه آزمایش (جنسیت* قصه/کارتون) و یک گروه کنترل (پسر بدون مداخله) انتخاب شدند. آموزش ارزش های اخلاقی گروه های آزمایش از طریق قصه گویی یا پویانمایی در ده جلسه سی دقیقه ای اجرا شد. قبل و بعد از آموزش، پرسشنامه مهارت های اجتماعی ویرت (1984) توسط والدین و مربیان تکمیل شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون مانکوا، تحلیل کواریانس و تحلیل واریانس انجام شد. یافته ها نشان داد از نظر والدین، آموزش ارزش های اخلاقی از طریق کارتون (موثرتر در پسران) و قصه گویی (موثرتر در دختران) به طور معناداری (001/0 > p) باعث رشد مهارت های اجتماعی کودکان (در محیط غیررسمی خانه) می شود. همچنین از نظر مربیان، آموزش ارزش های اخلاقی از طریق قصه گویی به طور معناداری (001/0> p) باعث رشد مهارت های اجتماعی کودکان ( در محیط رسمی آموزشگاه) می شود. در مجموع، مهارت اجتماعی دختران از پسران دوره پیش دبستانی بالاتر است.
۹.

فراتحلیل اثر بخشی اجرای برنامه فلسفه برای کودکان بر مهارت های فکری دانش-آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۷۰
هدف پژوهش حاضر، جمع آوری و یکپارچه سازی اثربخشی اجرای «برنامه فلسفه برای کودکان» بر مهارت های فکری و محاسبه میزان اثر آنها با استفاده از رویکرد پژوهشی فراتحلیل بود. بدین منظور 27 پژوهش(یازه زمانی1398- 1388) که از لحاظ روش شناسی مورد قبول بود انتخاب و فراتحلیل بر روی آنها انجام شد. ابزار پژوهش چک لیست فراتحلیل بود که 1485 شرکت کننده را در خود جای داده بود. پس از خلاصه کردن نتایج پژوهش ها، اندازه اثر محاسبه و بر اساس رویکرد فراتحلیل هانتر و اشمیت ترکیب شده و طبق جدول کوهن تفسیر شدند. یافته های پژوهش نشان داد که میزان اثر ترکیبی اجرای «برنامه فلسفه برای کودکان» بر مهارت های فکری 57/0 بود(p</0001). این میزان اثر در دوره ابتدایی 56/0 و برای دوره متوسطه62/0 بوده است. همچنین این میزان برای دانش آموزان دختر 58/0 و برای دانش آموزان پسر45/0 بود. انجام فراتحلیل های جداگانه نشان داد که اثر اجرای این برنامه بر مهارت پرسشگری74/، بر هوش56/، تفکر انتقادی55/0 و بر خلاقیت 50/0 بود. همچنین نتایج حاصل از تحلیل تعدیلی، بیانگر اثرگذاری متغیرهای تعدیل کننده در این مداخلات بود. بر اساس نتایج فراتحلیل حاضر، میزان اثر اجرای برنامه فلسفه برای کودکان  بر مهارت های فکری دانش آموزان مطابق جدول کوهن، زیاد می باشد.
۱۰.

بررسی نقش میانجی سبک تفکر در رابطه بین هوش هیجانی معلمان و خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۶۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش مدل رابطه هوش هیجانی معلمان و میزان خلاقیت دانش آموزان با میانجیگری سبک تفکر دردانش آموزان به روش همبستگی انجام شد.جامعه آماری،همه دانش آموزان دختر پایه دهم و یازدهم شهر قم در سال تحصیلی 98-97 بودند.نمونه شامل 415 دانش آموز و معلمان هنر و انشاء آنها( حدود28 نفر) بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شدند.ابزار پژوهش،پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن (ویژه معلمان) و پرسشنامه های سبک تفکر استرنبرگ و خلاقیت تورنس(ویژه دانش آموزان) بود.یافته های حاصل از تحلیل معادلات ساختاری نشان دهنده آن بود که مدل از برازش خوبی با داده های پژوهش برخوردار بود(X2/df=0.438,RMSEA=0.0001,CFI=1,IFI=1,GFI=0.99,NFI=0.99) .نتایج تحلیل مسیر نشان داد که هوش هیجانی بر سبک تفکر و سبک تفکر برخلاقیت اثر مستقیم داشتند. نقش واسطه ای سبک تفکر در رابطه بین هوش هیجانی معلمان و خلاقیت دانش آموزان مورد تایید قرار گرفت.احتمالا ازیافته های این پژوهش چنین برمی آید که برای پرورش خلاقیت دانش آموزان، هوش هیجانی معلمان و سبک تفکر دانش آموزان اهمیت ویژه ای دارند.پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده جهت تبیین خلاقیت دانش آموزان،مدل ارائه شده مجددا در فرهنگ های مختلف آزمون شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۰